Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی خلاصه جریان پرونده بدلالت محتویات پرونده محاکماتی واصله، آقای غ.ع. بموجب دادخواستی که بطرفیت خانم م.د. تقدیم دادگاه عمومی شیراز نموده است، تقاضای صدور حکم بر فسخ نکاح دائم بلحاظ تدلیس و فریب در ازدواج نموده و در شرح دادخواست توضیح می دهد که خوانده طبق سند رسمی ازدواج همسر دائم وی(خواهان) بوده که خوانده قبل از عقد با معرفی خود بعنوان دختر فاقد سابقه ازدواج به عقد وی(خواهان) در آمده و در صفحه 7 سند ازدواج مجدداً تأکید و امضاء نموده که هیچگونه سابقه ازدواج قبلی نداشته است و به هرحال عقد متبایناً بر این شرط منعقد شده است و در پی اقدام و پیگیریهای مکرر جهت وام ازدواج از طریق سامانه و بانک مشخص گردید که خوانده قبلاً سابقه ازدواج داشته و نوبت وام گرفته، فلذا با فریبکاری و حیله سابقه ازدواج قبلی خود را از وی(خواهان) مکتوم نموده بوده که با توجه بشرح فوق، تقاضای فسخ نکاح باستناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-1128-a_0815110236785">ماده 1128 قانون مدنی</a> شده و عنداللزوم سابقه ازدواج خوانده از دفترخانه رسمی ازدواج شماره ... جهرم استعلام شود و خوانده نیز معترف م. ب. و فتوکپی های: 1- سند رسمی ازدواج شماره 3280-9/7/91 تنظیمی در دفتر رسمی ازدواج شماره ... شیراز مبنی بر وقوع عقد نکاح دائم فیمابین م.د. و غ.ع. 2- شناسنامه و کارت شناسائی ملی غ.ع. 3- شناسنامه و کارت شناسائی ملی م.د. را پیوست دادخواست تقدیمی می نماید. دادخواست مذکور در تاریخ 26/4/92 جهت رسیدگی به شعبه 12 دادگاه عمومی ویژه خانواده شیراز ارجاع شده و طرفین حسب دستور دادگاه، دعوت به دادرسی می گردند. خ. ط. ل. ای که مورخ 29/5/92 م. ب. و تقدیم دادگاه نموده و در پرونده امر مضبوط است با استناد به ماده 68 قانون آئین دادرسی مدنی اعلام می دارد که ب. ت. ب. جلسه اول دادرسی، ضمن اصرار بر خواسته خود، تقاضای صدور حکم بر تنفیذ فسخ، واقع شده و همچنین صدور حکم به بی حقی خوانده نسبت به مهریه و محکومیت خوانده به استرداد خسارات خویش را بلحاظ فریب و تدلیس خوانده در ازدواج نموده و با استناد به تعدادی استفتاء و فتاوای معموله از مراجع تقلید و اظهارنامه ارسالی برای خوانده و نیز مکتوب منتسب به خوانده(م.د.) مبنی بر خروج از منزل خ. د. ت. 16/5/92 بلحاظ اینکه قصد طلاق از خواهان را دارد و تعدادی اوراق دیگر که ضمیمه لایحه مزبور است، مطالبی را در توجیه خواسته خویش می نماید. در تاریخ 29/5/92 جلسه دادرسی شعبه 12 دادگاه خانواده شیراز با حضور خواهان (زوج) تشکیل شده و خ. ا. م. دارد که تقاضای فسخ نکاح را دارد و وقتی زن گرفته، گفتند دوشیزه است و بر مبنای اینکه دختر باکره است او را گرفته و به بانک برای وام ازدواج مراجعه نمودند که گفتند ایشان چند قسط از وام ازدواج بدهکار است و بگوئید که بیاید قسط هایش را پرداخت نماید و از آنجا متوجه شده که خوانده دختر نبوده بلکه مطلقه بوده است و به گفته بانک بر اساس مدارک موجود در بانک، ایشان سه سال پیش ازدواج کرده است و بقیه صحبت های خود را نیز بشرح لایحه فوق اعلام داشته و در قبال سئوال دادگاه مبنی بر اینکه چه مدت زندگی مشترک داشته اند؟ پاسخ می دهد که مدت 7 ماه با خوانده زندگی مشترک داشته و دقیقاً به تاریخ 20/4/92 متوجه شده که خوانده سابقه ازدواج دارد و در مدت 7 ماه متوجه نشده بود چون در نوبت وام بوده و با مراجعه به بانک و زدن و وارد کردن اسم در سامانه بانکی متوجه شده که همسرش(خوانده) سابقاً شوهر داشته است. دادگاه مذکور در جلسه فوق از سردفتر طلاق ... جهرم استعلام می نماید که با بررسی دفتر اعلام دارند که نوع طلاق خانم م.د. چیست؟ دفتر رسمی طلاق شماره ... جهرم طی نامه مورخ 30/5/92 در پاسخ استعلام شعبه 12 دادگاه خانواده شیراز اعلام می دارد که نوع طلاق خانم م.د. با مراجعه به دفتر ثبت بائن باکره غیرمدخوله م. ب.. شعبه 12 دادگاه خانواده شیراز به موجب دادنامه غیابی شماره 9209970706000708-6/6/92 خواسته غ.ع. بطرفیت م.د. را فسخ نکاح دائم بلحاظ تدلیس و فریب در ازدواج بشرح دادخواست تقدیمی عنوان نموده و خلاصتاً پس از انعکاس اظهارات خواهان، با توجه باینکه خ. د. ج. دادرسی حضور نیافته و ایراد و دفاعی بعمل نیاورده است و حسب مفاد دادخواست و ملاحظه سند نکاحیه و اعلام زوجه مبنی بر اینکه فاقد سابقه ازدواج قبلی است و عقد نیز متبایناً بر مبنای این امر واقع گردیده است، لذا خواسته خواهان را ثابت اعلام داشته و باستناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-1128-a_0815110236785">ماده 1128 قانون مدنی</a>، حکم به فسخ نکاح فیمابین خواهان و خوانده صادر می نماید. رأی فوق الذکر توسط آقای س.ح.(کارآموز وکالت) بوکالت از خانم م.د. مورد واخواهی قرار گرفته و وکیل مذکور بموجب لایحه واخواهی تقدیمی، خلاصتاً اعلام می دارد که واخوانده قبل از ازدواج بوسیله خانمی که از طرف او برای خواستگاری فرستاده شده بود، از ازدواج قبلی واخواه که غیرمدخوله بود آگاه شد. لذا حق فسخ وی ساقط شده است و نظر باینکه خیار فسخ فوری است و حدود 8 ماه بعد، واخوانده اقدام به واخواهی کرده است، اگر حق فسخ نیز به فرض محال داشته باشد، مطابق <a class="artref" href="/ماده/ماده-1131-a_0815110236789">ماده 1131 قانون مدنی</a>، حق فسخ وی ساقط شده است. طرفین بمنظور رسیدگی به دعوی واخواهی به موجب دستور دادگاه دعوت می گردند. واخوانده(زوج) با ابراز فتوکپی های توافق نامه با زوجه جهت طلاق و نامه مورخ 31/5/92 اداره ثبت احوال شیراز به کلانتری 20 شیراز دائر بر وقوع یک فقره ازدواج و طلاق فیمابین م.د. با م.ی. و برگ تحقیق از م.د. در تاریخ 27/2/92 در شعبه 24 دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شیراز بعنوان متهم و اظهارمشارٌالیها مبنی بر اینکه شاکی قبل از ازدواج با وی (م.) نزدیکی کرده و بکارت او را از بین برده و او را کتک میزده و اظهارات شاکی را قبول ندارد و دادخواست توافقی جهت طلاق توسط غ.ع. و م.د. در تاریخ 19/5/92 و فسخ نامه و طلاقنامه عادی که نوع طلاق در آن خلعی بائن قید شده و تعدادی اوراق دیگر بطور اجمال تقاضای تأیید رأی واخواسته را مبنی بر فسخ نکاح می نماید. در تاریخ 23/7/92 جلسه دادرسی شعبه 12 دادگاه خانواده شیراز با حضور واخواه(زوجه) و وکیل وی تشکیل شده و در این جلسه واخواه یک نفر گواه به دادگاه معرفی می نماید و وکیل واخواه با تقدیم لایحه دفاعیه در دو برگ مطالبی را در خصوص چگونگی ازدواج واخواه و واخوانده و در دفاع از دعوی مطروحه زوج عنوان نموده و بشهادت واسطه ازدواج طرفین استناد می نماید و دلائل را بشرح لایحه مذکور اعلام می دارد. سپس دادگاه از شاهد تعرفه شده وکیل واخواه بنام خانم م.ق. تحقیق معمول داشته و گواه مزبور اظهار می دارد که آقای غ.ع. به وی(گواه) زنگ زد و گفت یک زن میخواهم و به او گفتم دختری است در روستای جهرم که خواهر شهید است و به صاحب الزمان به او گفتم این دختر که به شما معرفی می کنم قبلاً ازدواج کرده است و طلاق گرفته است و جریان ازدواج سابق م. را به او گفتم. سپس دادگاه از مادر واخواه نیز که در دادگاه حضور دارد خطاب می نماید که با در نظر گرفتن خداوند حقیقت را بیان نمائید. و ج.ر. (مادر واخواه) اظهار می دارد که من به آقای ع. گفتم که دخترم قبلاً آزاد بوده است و مهرش حلال و تنش آزاد و جریان ازدواج قبل را به او اطلاع دادم. شعبه 12 دادگاه خانواده شیراز طبق دادنامه شماره 9209970706000974-25/7/92 واخواهی محکومٌ علیها را حسب لایحه تقدیمی وکیل واخواه و اظهارات شهود و. د. ج. دادرسی و اینکه واخوانده حضور نیافته و ایراد و دفاعی بعمل نیاورده است، وارد دانسته و ضمن فسخ دادنامه معترض ٌعنه، باستناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-1257-a_0815110236919">ماده 1257 قانون مدنی</a> حکم به بی حقی خواهان بدوی صادر می نماید. دادنامه مذکور مورد تجدیدنظرخواهی آقای غ.ع. واقع شده و شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان فارس طرفین را دعوت به دادرسی می نماید. در تاریخ 30/9/92 جلسه دادرسی دادگاه تجدیدنظر مذکور تشکیل شده و ت. ن. خ. (زوج) لایحه تقدیم داشته و در دادگاه حاضر نمی گردد و ت. ن. خ. نیز که اخطاریه وی طبق ماده 79 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ابلاغ شده است، در دادگاه حاضر نمی شود. شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان فارس بر اساس دادنامه شماره 9209977121801125-7/10/92 بلحاظ اینکه ایراد و اعتراض موجه و مؤثری که موجب نقض رأی تجدیدنظرخواسته باشد، بعمل نیامده است. زیرا ت. ن. خ. هیچگونه دلیل و مدرکی دال بر وقوع تدلیس یا فریب در ازدواج اقامه ننموده است و اینکه در سند نکاحیه قید شده سابقه ازدواج زوجه و غیره ندارد، حاکی از شرط صفت خاص بنفع زوج نمی باشد. زیرا چنانچه زوج قصد تعیین صفت خاصی در زوجه داشت، می بایست در عقد تصریح می کرد و یا قبل از ازدواج راجع به آن با زوجه صحبت می کرد و سپس عقد نکاح بر مبنای آن منعقد می گردید که چنین اتفاقی نیفتاده است و از طرف دیگر گواه تعرفه شده زوجه گواهی داده است که به آقای غ.ع. گفتم دختری که به شما معرفی می کنم قبلاً ازدواج کرده و طلاق گرفته است. بنا به مراتب فوق، هیچگونه موجب قانونی جهت نقض رأی تجدیدنظرخواسته وجود ندارد. لذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی معموله، مبادرت به تأیید و استواری آن می نماید. دادنامه مرقوم نیز حسب گزارش مأمور ابلاغ در ذیل برگ ابلاغیه مربوط بدان در تاریخ 21/10/92 به آقای غ.ع. ابلاغ قانونی شده و مشارٌالیه بموجب دادخواستی که در تاریخ 24/10/92 در دفتر دادگاه صادرکننده رأی فوق الذکر به ثبت رسیده است، مبادرت به فرجام خواهی از آن نموده و دفتر دادگاه یاد شده، پس از انجام اقدامات قانونی پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال داشته و رسیدگی به پرونده به این شعبه ارجاع می شود و مندرجات عرض حال فرجام خواهی تقدیمی ف. خ. و لایحه و مدارک ضمیمه آن، به هنگام شور قرائت خواهند گردید. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … و اوراق پرونده مشاوره نموده، چنین رأی می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور فرجام خواهی آقای غ.ع. از دادنامه شماره 9209977121801125-7/10/92 صادره از شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان فارس که متضمن تأیید دادنامه شماره 9209970706000974-25/7/92 اصداری از شعبه 12 دادگاه خانواده شیراز مبنی بر اعلام بی حقی ف. خ. د. دعوی مطروحه مشارٌالیه بطرفیت فرجام خوانده (زوجه) بخواسته فسخ نکاح دائم بلحاظ تدلیس و فریب در ازدواج بجهت غیر مدلل بودن دعوی مزبور بکیفیت منعکس در دادنامه های فوق و پرونده امر می باشد، درخور پذیرش نیست. زیرا از ناحیه ف. خ. د. قبال دادنامه فرجام خواسته، تعرض موجه و خاصی که از توجیه قانونی برخوردار باشد، صورت نپذیرفته و مندرجات عرض حال فرجامی تقدیمی مشارٌالیه و لایحه و اوراقی که بعنوان مستند ابراز گردیده است، علاوه بر عدم تأثیر در مقام و تکرار مطالبی که در مراحل سابق دادرسی نیز عنوان شده و ملحوظ نظر دادگاههای ذیربط قرار گرفته اند، با التفات به جهات موجهه و استدلال و توجیهات منعکس در دادنامه معترض ٌعنه، بگونه ای هم نیستند که خدشه یا خللی به اساس آراء یاد شده و مبانی استنباط قضائی و تشخیص دادگاه های مرقوم که مبتنی بر ارزیابی دلائل موجود و مؤدای گواهی خالی از شائبه گواه تعرفه شده ف. خ. د. محضر دادگاه بدوی و مجموع محتویات پرونده امر اصدار یافته اند، وارد ساخته و مخالفت آنها را با موازین شرعی و یا مقررات قانونی مدلل نموده و نقض رأی معترض ٌعنه را ایجاب نمایند و مندرجات سند نکاحیه و نحوه اقدامات معموله ف. خ. د. تهیه و تنظیم مکتوبات ابرازی مشارٌالیه و منتسب به ف. خ. ن. صحت استدلال محاکم فوق الذکر را قوت می بخشند. علیهذا مستنداً به مادتین 370 و 396 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی، ضمن رد فرجام خواهی معموله فرجام خواه، دادنامه فرجام خواسته موصوف ابرام می گردد. رئیس شعبه شعبه 22 دیوان عالی کشور - عضو معاون جنتی - حضرتی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی درخواست فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه در تاریخ 1 بهمن 1393، حکمی در خصوص دعوی فسخ نکاح صادر شد. خواهان به استناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-1128-a_0815110236785">ماده 1128 قانون مدنی</a>، به دلیل عدم افشای ازدواج قبلی خوانده و تدلیس در ازدواج، درخواست فسخ نکاح نمود. خوانده نیز اعلام کرد که در روز خواستگاری موضوع ازدواج قبلی را مطرح کرده و ادعا نمود که خواهان به دلیل طرح دعوی تمکین، اقدام به این دعوی کرده است. دادگاه در مراحل دادرسی، به استماع شهادت شهود و استعلام از اداره ثبت احوال پرداخت و در نهایت، ب. ت. ب. اظهارات شهود و مدارک موجود، دعوی خواهان را غیر ثابت تشخیص داد و حکم به رد آن صادر کرد. این حکم در دادگاه تجدیدنظر نیز تایید شد. در مرحله فرجام‌خواهی، دیوان عالی کشور به دلیل نقص تحقیقات و عدم احراز وضعیت بکارت خوانده، حکم صادره را نقض و پرونده را برای رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده ارجاع نمود. این تصمیم بر اساس بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی اتخاذ گردید. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/11/01 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: هر چند پنهان کردن ازدواج قبلی زوجه از موارد تدلیس در نکاح نیست، اما در صورتی که زوجه در اثر ازدواج قبلی مدخوله شده و کتمان کرده باشد، ب. ت. ب. این که باکره بودن عرفا از شروط تصریح شده در عقد محسوب می‌شود، نکاح قابلیت فسخ را دارد. رای خلاصه جریان پرونده در تاریخ 1392/12/20 آقای س.ع. به وکالت از طرف آقای م.م. به طرفیت خانم ن.د. دادخواستی به خواسته فسخ نکاح تقدیم و توضیح داده که موکل طبق سند ازدواج پیوست با خوانده ازدواج نموده و هم‌اکنون متوجه شده که خوانده یک‌بار قبلا ازدواج نموده و طلاق گرفته است و اقدام به اخذ شناسنامه جدیدی نموده و این موضوع را از همسرش مخفی نموده، لذا با استناد به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1128-a_0815110236785">ماده 1128 قانون مدنی</a>، تقاضای صدور حکم فسخ نکاح را دارم. دادخواست مطروحه در شعبه --- دادگاه خانواده تهران ثبت و مورد رسیدگی قرار می‌گیرد. خانم خ.الف. وکیل پ. ی. و مشاور حقوقی با تقدیم وکالت‌نامه از جانب زوجه اعلام وکالت نموده است. در جلسه دادرسی مورخ 1393/02/01 که با حضور وکلای طرفین تشکیل گردیده وکیل خ. ا. د.: «موکل در تاریخ 1390/07/17 با خوانده ازدواج دائم نموده و به دلیل اختلاف و عدم سازگاری خوانده و عدم تمکین وی، موکل اقدام به طرح دعوی تمکین علیه خوانده می‌نماید که در همین راستا متوجه جدید بودن سریال شناسنامه خوانده می‌گردد که پس از پیگیری از اداره ثبت‌احوال تهران متوجه می‌گردد که نامبرده قبلا ازدواج نموده و طلاق گرفته است و به دلیل اینکه اراده موکل در جهت ازدواج با خوانده عدم سابقه ازدواج یا طلاق بوده، بلافاصله اقدام به فسخ نکاح می‌نماید. لذا مستندا به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1128-a_0815110236785">ماده 1128 قانون مدنی</a>، صدور حکم بر فسخ نکاح فی‌مابین موکل و خوانده م. ا..» وکیل خ. ا. د.: «موکل در روز خواستگاری هم به ایشان و هم به خانواده خ. ا. د. که قبلا عقد کرده و طلاق گرفته و حتی مهلت یک‌هفته‌ای به خانواده زوج داده تا تصمیم خود را بگیرند که زوج و خانواده‌اش اعلام داشتند که مشکلی ندارد که در این رابطه شهودی داشته که حاضرند در محضر دادگاه شهادت دهند. ثانیا: ب. ت. ب. اینکه فسخ از موارد فوری می‌باشد، این ادعای خواهان کذب محض م. ب. که برای طرح دعوی تمکین متوجه این مورد شده‌اند. چرا که اولا: برای دختر باکره نمی‌توان دادخواست تمکین را مطرح کرد. ثانیا: ب. ت. ب. دادخواست زوجه که توسط اینجانب در شعبه --- مطرح گردیده، مبنی بر مطالبه نفقه و مطالبه مهریه، خواهان برای اینکه بخواهد حق‌وحقوق مسلّم موکله را پایمال کند، اقدام به چنین کاری کرده است و ادعا می‌کند که تازه متوجه شده که زوجه به ایشان نگفته که ازدواج قبلی داشته است. لذا صدور حکم به رد دعوی خواهان م. ا..» سپس دادگاه ب. ت. ب. اظهارات وکلای طرفین، قرار استماع شهادت شهود حاضر در مجلس خواستگاری یا انجام عقد را صادر نموده و مقرر داشته که سابقه ازدواج خوانده از اداره ثبت‌احوال استعلام شود. در پاسخ واصله از اداره ثبت‌احوال منطقه شرق تهران به شرح برگ 14 پرونده، نام همسر اول زوجه آقای ج.ص. و تاریخ ازدواج 1382/01/07 و تاریخ طلاق 1382/11/29 و همسر دوم نامبرده آقای م.م. و تاریخ ثبت ازدواج 1390/07/17 اعلام شده است. در جلسه دادرسی مورخ 93/2/14 که با حضور زوجین و وکلای آنان تشکیل گردیده، زوجه مادر و پدر خود را به‌عنوان شاهد معرفی نموده که شهود تعرفه شده به‌اتفاق اظهار داشتند که: «خواهان و مادر و خواهرش بودند که گفتیم دختر ما عقد قبلی داشته و چون داماد مناسب نبود، متارکه کردند. خودش و مادرش گفتند اشکالی ندارد. ما گفتیم بروید یک هفته فکرهایتان را بکنید. گفتند اشکالی ندارد و نیازی نیست.» زوج خواهان مادر و خاله و خواهر خود را به‌عنوان شاهد معرفی نموده، مادر خ. ا. د.: «اصلا صحبت از عقد قبلی دختر (خوانده) نبوده، فقط چند بار مادرخوانده گفت برای دخترم قبلا شیرینی خوردند. اگر می‌گفت که عقد قبلی داشته است، از او می‌پرسیدیم که چی شده که جدا شدند.» خاله خ. ا. د.: «اولین بار خودم در شمال از مادر زوجه سوال کردم دخترت شوهر کرده؟ گفت نه و در مراسم خواستگاری هم‌صحبتی از عقد قبلی نشده است.» خواهر خ. گ. ا.: «به کلام‌الله قسم می‌خورم که خانواده خانم … داشته است. گفتند مدت دو هفته شیرینی خورده بودند و هیچ اسمی از عقد قبلی برده نشده.» آقای ر.ر. که ظاهرا به‌عنوان گواه از طرف زوجه معرفی گردیده و خود را داماد خانواده ایشان معرفی نموده، اظهار داشت: «در مراسم خواستگاری صحبتی از ازدواج قبل خانم د. نشد، ولی بعدا خانم د. و مادرش گفتند که ما به آقای م. گفتیم که ایشان قبلا نامزد کرده است و این مطلب را کاملا تایید می‌نمایم.» سپس دادگاه اظهارات وکلای طرفین را که تکرار همان مطالب مطروحه در جلسه قبلی بوده استماع و در صورت‌مجلس منعکس نموده و سرانجام با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره --- - 1393/02/15 پس از ذکر مقدمه‌ای از چگونگی اقامه دعوی و مدافعات وکیل خوانده ب. ت. ب. اظهارات شهود طرفین ازجمله اظهارات والدین زوجه مبنی بر اینکه ضمن اعلام مراتب ازدواج قبلی دخترشان به زوج و خانواده‌اش درخواست کردند که مدت یک هفته در این خصوص فکر کنید و اظهارات خاله زوج و مادرش مبنی بر اینکه خانواده زوجه نزدشان عنوان کردند که دخترشان را قبلا برای کس دیگر شیرینی خوردند که از نظر دادگاه و مطابق عرف متداول به معنای خواستگاری قبلی برای دختر است که منجر به اجابت از سوی زوجه شده است، م. ب. و ب. ت. ب. اظهارات وکیل زوجه مبنی بر اینکه پس از آنکه زوجه مهریه‌اش را از طریق دادگاه مطالبه کرده، زوج دعوی فسخ نکاح را مطرح نموده است که همگی دلالت بر اطلاع زوج از ازدواج قبلی زوجه قبل از عقد دارد. بنابراین دعوی خواهان را غیرثابت تشخیص، حکم به رد دعوی مطروحه صادر نموده است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل ز. ن. ب. آن تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی شعبه یازدهم دادگاه تجدیدنظر استان تهران به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره --- - 93 مورخ 1393/04/25 اعتراض ت. ن. خ. را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را مطابق دلایل موجود در پرونده و موازین قانونی تشخیص و ضمن رد اعتراض مطروحه دادنامه معترضٌ‌عنه را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1393/05/27 به وکیل ز. ا. ش. و نامبرده در تاریخ 1393/06/16 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجام‌خواهی نموده که نسخه ثانی دادخواست و ضمائم آن به زوجه ابلاغ شد، ولی لایحه جوابیه‌ای از ایشان در پرونده مشهود نیست. پرونده پس از وصول به دیوان‌عالی‌کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. لایحه فرجامی به هنگام شور قرائت می‌گردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … و اوراق پرونده مشاوره نموده، چنین رای می‌دهد: رای شعبه دیوان عالی کشور ب. ت. ب. جامع اوراق پرونده دادنامه فرجام‌خواسته به شماره 694 - 93 مورخ 1393/04/25 شعبه یازدهم دادگاه تجدیدنظر استان تهران به علت نقص تحقیقات و رسیدگی واجد ایراد قانونی بوده و درخور نقض است. زیرا ز. ف. خ. به جهت اینکه زوجه فرجام‌خوانده دارای سابقه ازدواج دائم با فرد دیگری بوده که این امر را به هنگام ازدواج خود با ایشان از وی مکتوم داشته، لذا فسخ نکاح فیمابین را به لحاظ تدلیس در ازدواج درخواست نموده و اگرچه صرف ازدواج سابق زوجه ف. خ. د. صورتی که باکره و غیرمدخوله باقی مانده باشد، ولو اینکه این موضوع را به ف. خ. اعلام نکرده باشد، عرفا تدلیس در امر ازدواج محسوب نبوده و از موجبات فسخ نکاح نخواهد بود؛ ولی چون حسب پاسخ استعلام واصله از اداره ثبت‌احوال ثابت و مدلل است که زوجه فرجام‌خوانده قبل از اینکه با ف. خ. ازدواج نماید با شخص دیگری ازدواج دائم نموده و از تاریخ 1382/01/07 لغایت 1382/11/29 در زوجیت این شخص قرار داشته و بعد از وقوع طلاق و متارکه با ایشان، مجددا در تاریخ 1390/07/17 با ف. خ. ازدواج دائم نموده و در سند ازدواج فیمابین هم که رونوشت آن پیوست پرونده بوده خود را دوشیزه یعنی باکره غیرمدخوله معرفی کرده است و از طرفی هم وصف بکارت و غیرمدخوله بودن زوجه به هنگام ازدواج وی با ف. خ. عرفا وصف مقصود ز. ف. خ. محسوب بوده که علیرغم عدم تصریح آن در سند ازدواج، عرفا عقد نکاح بر مبنای آن واقع شده است و محتویات پرونده و اظهارات وکلای طرفین معلوم نمی‌دارد که زوجین متداعیین زندگی مشترک خود را آغاز نموده‌اند یا خیر و به‌طور کلی آیا مواقعه و نزدیکی بین آنان انجام شده است یا خیر و در صورت عدم آغاز زندگی مشترک آیا زوجه ف. خ. د. حال حاضر باکره و غیرمدخوله م. ب. یا خیر و روشن شدن موارد مذکور در مقررات دعوی مطروحه موثر بوده از این رو ضرورت قانونی داشته که دادگاه محترم از زوجین جهت ادای توضیح دعوت و در جلسه دادرسی در خصوص موارد فوق‌الذکر از آنان اخذ توضیح به عمل آورده و عندالاقتضا زوجه را جهت معاینه پزشکی به‌منظور احراز باکره و غیرمدخوله بودن ایشان به پزشکی قانونی معرفی و نظریه پزشکی قانونی را در خصوص مورد اخذ و پس از انجام مراتب بر اساس نتیجه محصله نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید. بنابراین دادنامه فرجام‌خواسته در وضعیت موجود به لحاظ محرز نبودن بکارت یا عدم بکارت ز. ف. خ. در زمان عقد نکاح منعقده فیمابین زوجین، قابلیت ابرام را نداشته و مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض آن، پرونده به دادگاه محترم صادرکننده رای منقوض جهت رسیدگی مجدد ارجاع می‌گردد تا پس از تکمیل تحقیقات و رسیدگی در مواد فوق‌الذکر نسبت به صدور رای شایسته اقدام نماید. رئیس و مستشار شعبه --- دیوان‌عالی‌کشور عباسیان - کریمپور نطنزی دعوی فسخ نکاح میان طرفین در تاریخ 2 مهر 1398 به دادگستری تقدیم شد. خ. ب. ا. به عدم افشای ازدواج قبلی خوانده و کتمان آن در زمان عقد، درخواست فسخ نکاح به همراه مهریه شامل یک کیلو شاخه نبات و دویست عدد سکه طلا را مطرح کرد. در دفاعیات، خوانده ادعا کرد که تمامی جزئیات گذشته‌اش را به خواهان اطلاع داده و همچنین خواهان به باکره بودن وی در زمان عقد اقرار کرده است. دادگاه پس از بررسی مستندات و شهادت شهود، در تاریخ 15 اسفند 1398 حکم به بطلان دعوی خواهان صادر کرد که این رای در تاریخ 6 اردیبهشت 1399 توسط شعبه تجدیدنظر تایید شد. در نهایت، دیوان عالی کشور در تاریخ 6 اردیبهشت 1399 با استناد به مواد 396 و 370 قانون آیین دادرسی مدنی، رای بدوی را تایید و اعتراض فرجامی خواهان را غیرموجه اعلام نمود و پرونده را به شعبه مربوطه ارجاع داد. پرونده کلاسه *- حاوی 99 برگ، حکایت از این دارد. که در مورخه 98/7/2 اقای و. ص. پ. ریکان د. ب. ط. خانم خ. ج. به خواسته فسخ نکاح بدادگستری *تسلیم و در تشریح ان (بخلاصه و مفادا) امده که: در مورخه 96/8/4 با مهریه ی یک کیلو شاخه نبات و دویست عدد سکه طلا با خوانده ازدواج نموده است. بعد از دو سال از عقد مزبور، متوجه شدند که خوانده قبلا ازدواج ناموفق داشته و در دوران نامزدی (عقد) از همسر اولش جدا شدند و با اخذ شناسنامه المثنی این موضوع را از وی پنهان نموده و چون عقد مبنیا بر عدم ازدواج قبلی بوده و مشارالیها انرا کتمان نموده است.از این حیث تقاضای صدور حکم بر فسخ نکاح را دارند در جریان دادرسی و قبل از حلول جلسه اول دادرسی (98/10/1) در مورخه 98/8/21 اقای م. د. از جانب زوج اعلام وکالت نموده و در دادرسی شرکت می نماید. در جلسه دادرسی 98/10/1 خوانده پاسخ دادند: … از زمان دوستی تا زمان عقد هر چه در گذشته برایم اتفاق افتاده بود و وضعیت خانوادگی هر چه مهم بود به ایشان گفته بودم وگفتم که قبلا نامزد کرده و طلاق گرفتم حتی مدتی به مسافرت رفتم تا خوب فکرهایش را بکند. ولی بعد از برگشت ظرف مدت 10 روز به خواستگاری من امد و گفت که اگر چند تا بچه هم داشته باشی باز هم با تو ازدواج می کنم چون به تو علاقمندم، نه تنها خودم بلکه مادر و دایی و خاله و فامیل هم به او گفته بودند این موضوع را، حال که کارها به دادگاه و شکایت و طلاق و مهریه کشیده، موضوع ازدواج قبلی مرا بهانه کرده است.که بدون مهریه مرا طلاق دهد. … … دادگاه از زوج پرسید که ایا زوجه در زمان عقد دوشیزه بوده یا خیر؟ پاسخ دادند: این جانب بعد از عقد برای تست بکارت که خواستیم نزد پزشک برویم (خوانده) اصرار داشتند که به نزد یکی از اشناهایش که ماما م. ب.. و مطب دارد. برویم و گواهی بکارت را از ایشان دریافت نماییم و بنده نیز قبول کردم. ولی دوشیزگی *حق اینجانب در فسخ نکاح نیست. بله ایشان دوشیزه بودند. س - چه زمانی متوجه شدید که خوانده قبلا ازدواج نموده است؟ ج - در شهریور ماه سال 98 و به محض اطلاع دادخواست فسخ نکاح را مطرح کردم … … … (ص 27) دادگاه در ادامه پس از تحقیق از شهود و مطلعین طرفین - که به مفاد اظهارات شهود در رای صادره امده و اشاره خواهد شد - در مورخه 98/12/14 ختم دادرسی را اعلام و با کسب نظر از قاضی مشاور - که نظر به رد دعوای زوج داده است.- (ص 43) طی دادنامه شماره *- 98/12/15 با این استدلال: …. 1 - اظهارات خواهان در اولین جلسه رسیدگی دائر بر اینکه خوانده در زمان ازدواج با ایشان دوشیزه بوده است. و خ. د. پ. به این سوال که ازدواج قبلی خوانده و طلاق وی در دوران نامزدی چه خللی در حقوق شما ایجاد می کند اظهار داشته برای اینجانب خیلی مهم بود که همسرم سابقه ازدواج نداشته باشد. از لحاظ روحی و روانی ناراحت هستم که چرا همسرم سابقه ازدواج را به اینجانب خبر نداده است. 2 - اظهارات شهود معرفی شده از سوی خ. د. ا. دادگاه صرفا در خصوص مسایل مطروحه در جلسه خواستگاری است.و دلالتی بر عدم علم و اطلاع خواهان از ازدواج و طلاق قبلی خوانده یا اطلاع وی قبل از جلسه خواستگاری ندارد. … …. شهادت ایشان نافی اطلاع قبلی خواهان از وضعیت ازدواج قبلی خوانده نیست و مهمتر از ان شهادت گواهان وی مثبت اینکه عقد نکاح متباینا بر عدم ازدواج قبلی خوانده بوده است.نمی باشد. و دلالتی بر ادعای خواهان ندارد. و به علاوه انچه که عرفا مهم است.باکره بودن زوجه است.که زوج نیز اقرار به باکره بودن خوانده در زمان ازدواج با وی دارد. 3 - اظهارات ا. از شهود معرفی شده از سوی خواهان (زن برادر وی) دلالت بر این موضوع دارد. که خواهان راضی به انجام تحقیقات محلی در خصوص خوانده با وجود پیشنهاد از سوی شاهد مذکور نگردیده و اظهار داشته که خ. و خانواده اش ناراحت می‌شوند و سوابق اعتیاد قبلی پدر خ. شاید باعث رنجش مادرم شود. که دلالت ضمنی بر اطلاع قبلی اقای و. ص. پ. از وضعیت خوانده و نگرانی از اطلاع یافتن اعضای خانواده اش از ان در صورت انجام تحقیقات محلی و ایجاد مشکل احتمالی در امر ازدواج دارد. و به علاوه بسیار بعید است.که خوانده با وجود ازدواج ناموفق قبلی امری را از خواهان مخفی نموده باشد. …. و مستندا به مواد 1128 و 1257 قانون مدنی حکم به بطلان دعوای خواهان صادر می نماید. این رای در مورخه 98/12/17 به وکیل زوج ابلاغ و دادخواست تجدید نظر وی در مورخه 98/12/24 ثبت می‌گردد. پرونده در مورخه 99/1/24 به شعبه *ارجاع و این شعبه طی دادنامه شماره *- 99/2/6 رای بدوی را تایید می نماید.این رای در مورخه 99/2/8 به خواهان ابلاغ و دادخواست فرجامخواهی وی در مورخه 99/2/24 ثبت می‌گردد. پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور، جهت رسیدگی فرجامی به این شعبه ارجاع گردید. لوایح طرفین هنگام شور قرائت می‌گردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل است. اعضای هیات پس از قرائت گزارش عضو ممیز اقای ح. م. و اوراق پرونده، مشاوره نموده و به شرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید. با عنایت به مجموع اوراق پرونده و تحقیقات قضایی معموله، اعتراض فرجامی اقای و. ص. پ. ریکان نسبت به دادنامه شماره *- 99/2/6 شعبه *وارد نمی‌باشد. زیرا ادعای ف. خ. حاضر دائر بر اینکه زوجه فرجامخوانده بر این مبنا ازدواج نموده که وی سابقه ازدواج قبلی نداشته باشد.، وارد نمی‌باشد. زیرا اگرچه در عرف جامعه ایرانی عقد ازدواج بین پسر و دختر بر این مبناست که زن سابقه ازدواج قبلی نداشته باشد. اما این موضوع معطوف به باکره بودن زوجه م. ب.. نه صرف ازدواج قبلی. در پرونده ما نحن فیه زوجه یا فرجامخوانده دارای ازدواج قبلی بوده اما وی به عنوان دوشیزه و باکره با ف. خ. ازدواج نموده و این امر به تایید مشارالیه رسیده است. لذا ارای صادره در ماهیت امر صحیح و قانونی م. ب.. و از حیث رعایت اصول و تشریفات دادرسی ایراد موثری مشهود نمی‌باشد. مستندا به مواد 396 و 370 قانون ایین دادرسی مدنی مصوب سال 79 رای فرجامخواسته ابرام و پرونده اعاده می‌گردد. رئیس: ح. ع. ح. مستشار: ح. م. در تاریخ 8 آذر 1401، دادنامه‌ای در خصوص دعوی فسخ نکاح صادر گردید. خ. د. ا. دعوی ادعا کرده بود که در تاریخ 27 فروردین 1400 با خوانده ازدواج کرده و خوانده با عدم افشای ازدواج قبلی، موجب تدلیس در نکاح شده است. در پاسخ، خوانده اعلام نمود که پیش از عقد، خواهان را از ازدواج قبلی خود مطلع کرده و شاهدانی نیز در این خصوص وجود دارند. دادگاه بدوی در تاریخ 10 اردیبهشت 1401، به دلیل عدم انطباق ادعای خواهان با مواد 1121، 1122 و 1128 قانون مدنی، دعوی را رد کرد. خواهان به این رای اعتراض و درخواست تجدیدنظر نمود که در تاریخ 22 شهریور 1401، این درخواست نیز رد و رای بدوی تایید گردید. پس از آن، خواهان به دیوان عالی کشور فرجام‌خواهی کرد. هیات شعبه دیوان در بررسی خود، با استناد به مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی، فرجام‌خواهی را غیر وارد دانسته و رای دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر را تایید کرد. بدین ترتیب، درخواست فرجام‌خواهی رد و رای قبلی ابرام گردید. تاریخ دادنامه قطعی: 1401/09/08 پیام: صرف ازدواج زوجه با شخص دیگر قبل از ازدواج با زوج، بدون اینکه ازدواج قبلی او منجر به شروع زندگی مشترک شده باشد به گونه ای که زوجه هنگام ازدواج مجدد، دوشیزه باشد عرفا نمی تواند از مصادیق تدلیس و <a class="artref" href="/ماده/ماده-1128-a_0815110236785">ماده 1128 قانون مدنی</a> تلقی گردد. در این پرونده اقای س. ع. ف. دادخواست فسخ نکاح به طرفیت خانم ص. ق. م. تقدیم شعبه *کرده و اظهار داشته در تاریخ 1400/01/27 با خوانده ازدواج نمودم با وصف عدم ازدواج سابق که صراحتا در سند ازدواج ذکر شده است.و این عقد بر این مبنا جاری شده است.زوجه با پنهان نمودن ان موجبات تدلیس در نکاح را مرتکب شده که اینجانب اقدام به ارسال اظهارنامه جهت رعایت فوریت امر و اقدام در جهت حق فسخ خود نمودم لذا از دادگاه تقاضای رسیدگی برابر خواسته را دارم. ز. ا. س. م. را به عنوان وکیل به دادگاه معرفی کرده است.دادگاه در تاریخ 1401/02/10 وقت رسیدگی تعیین کرده و طرفین را دعوت نموده است.وکیل خواهان درخواست موکل خود را ب. ش. د. تقدیمی بازگو کرده واظهار داشته موکل شهودی دارد. که حاضر به ادای شهادت می‌باشند وکیل خ. د. م. دفاع اظهار داشته ن. ب. ا. کشف حقیقت در این خصوص در راستای اخذ توضیح از زوجین ضرورت دارد. موکل اعلام داشته موضوع ازدواج سابق را قبل از وقوع عقد ازدواج به شخص خ. ا. ن. است.و شهود عینی به نام های ح. ه. و م. م. و س. ه. در این رابطه وجود دارد. که حاضرند شهادت دهند ضمن اینکه خواهان همسایه *بزرگ موکل م. ب.. و اطلاع کامل از تمامی شرایط موکل داشته است.لذا از دادگاه تقاضای رد دعوی خواهان را دارم. ضمن اینکه موکله ازدواج قبلی داشته ولی در دوران عقد بودند و دوشیزه م. ب.. درنهایت دادگاه در تاریخ 1401/02/10 مبادرت به صدور حکم بطلان دعوی فسخ نکاح به لحاظ عدم انطباق مورد با مواد 1121 و 1122 و 1128 قانون مدنی نموده است.سپس زوج به شرح لایحه وکیل خود از دادگاه تجدیدنظر تقاضای تجدیدنظرخواهی کرده و اضافه کرده ب. ت. ب. اینکه زوجه صراحتا تخلف از وصف که برابر <a class="artref" href="/ماده/ماده-1128-a_0815110236785">ماده 1128 قانون مدنی</a> حق فسخ برای موکل بوجود می اید نموده از دادگاه تجدیدنظر تقاضای رسیدگی کرده است.پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و دادگاه مذکور جهت تحقیق از طرفین در تاریخ 1401/06/22 وقت رسیدگی تعیین کرده و ضمن تحقیق از طرفین اظهارات انان را منعکس نموده است.و در تاریخ 1401/06/22 مبادرت به صدور رای به رد درخواست تجدیدنظرخواهی و تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته نموده است.متعاقبا ز. ن. ب. رای صادره مذکور معترض است.و اظهار داشته دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر بدون احضار شهود و استماع اظهارات انان مبادرت به صدور رای نموده لذا از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی کرده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی م. ب.. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: در خصوص دادخواست فرجامخواهی اقای س. ع. ف. با وکالت س. ا. ک. م. ن. ا. نسبت به رای شماره *مورخ 1401/06/22 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 1401/02/15 شعبه *مبنی بر صدور حکم به بطلان دعوی فسخ نکاح، ب. ت. ب. محتویات پرونده فرجامخواهی وارد نمی‌باشد. زیرا، زوج علت اصلی طرح دعوای فسخ نکاح را ازدواج قبلی زوجه با شخص دیگر که در هنگام عقد نکاح با خود انرا از وی مخفی نگاه داشته و به استناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-1128-a_0815110236785">ماده 1128 قانون مدنی تقاضای</a> فسخ نکاح فیمابین را نموده، اعلام نموده است. صرف نظر از اینکه زوجه مدعی است.زوج قبل از انعقاد عقد نکاح از ازدواج قبلی اینجانبه از طریق خودم و بستگانم وی را مطلع از این امر نموده بودیم و صرف نظر از صحت و سقم این موضوع، اساسا صرف ازدواج زوجه با شخص دیگر قبل از ازدواج با خواهان و بدون اینکه ازدواج قبلی منجر به شروع زندگی مشترک شده باشد. و ب. ت. ب. اذعان زوجین در عقدنامه استنادی به اینکه هنگام ازدواج زوجه با خواهان، زوجه کماکان دوشیزه بوده و در حال حاضر نیز کماکان مدعی است.دوشیزه م. ب..، عرفا نمی تواند از مصادیق تدلیس و درنتیجه از مصادیق <a class="artref" href="/ماده/ماده-1128-a_0815110236785">ماده 1128 قانون مدنی</a> تلقی گردد. علی هذا فرجام خواهی ف. خ. ب. کیفیتی نیست که به اساس رای صادره و استنباط و تشخیص دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر خدشه و خلل وارد اورد. لذا ضمن رد درخواست فرجامخواهی ف. خ. رای فرجامخواسته را مستندا به مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی ابرام می‌نماید. مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م.

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 3

موارد مرتبط 86

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 13

نشست‌های قضایی 1

مواد مرتبط 3

مقرراتِ مرتبط 3

دکترین 26

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین