رأی
دعوای تأیید فسخ قرارداد
رأی دادگاه بدوی
در خصوص دادخواست شرکت بانک الف. (سهامی عام) به شماره ثبت 177132 اداره ثبت شرکت های تهران با مدیریت آقایان م.ب. و ب.ف. با وکالت آقای م.د. به طرفیت آقای ح.ح. به خواسته تأیید فسخ قرارداد اجاره به شرط تملیک شماره 105160263971 مورخ 26/05/1382 و تحویل مورد اجاره و خسارات دادرسی، به استناد کپی مصدق سند مالکیت و قرارداد اجاره به شرط تملیک و آگهی آخرین تغییرات شماره 25986/ت 32 مورخ 09/09/1390 مندرج در روزنامه رسمی شماره 19451 مورخ 22/09/1390 و آگهی تأسیس بانک مندرج در روزنه رسمی شماره 16460 مورخ 12/06/1380 و اخطاریه های بانک و اظهارنامه رسمی شماره 1173 ابلاغی مورخ 05/02/1391 و تفویض اختیار شماره 36/5/90100، بدین شرح که خوانده به موجب قرارداد اجاره به شرط تملیک مستند دادخواست، شش دانگ پلاک ثبتی 26591 فرعی از 88 اصلی قطعه چهارم بخش 11 تهران واقع در طبقه سوم به آدرس... را در تاریخ 26/05/1382 از بانک اجاره نموده و متعاملین توافق می نمایند کل مال الاجاره طی اقساط توسط مستأجر پرداخت گردد که مستأجر تاکنون علی رغم اخطار و مکاتبات متعدد، از ایفای تعهد و پرداخت دین استنکاف می ورزد. خ. د. ج. رسیدگی حضور نیافته و دفاعی به عمل نیاورده. دادگاه جهت کشف حقیقت و احراز واقع، پرونده تسهیلات اعطایی توسط بانک خواهان به خوانده را مطالبه که بر اساس سوابق مضبوط در آن مشخص شد که خوانده طی سند عادی بیع مورخ 07/12/1381 پلاک فوق را به مبلغ 000/500/318ریال از آقای ….خ. خریداری که مبلغ 000/000/85 ریال نقداً پرداخت و مقرر می شود مابقی به هنگام تنظیم سند رسمی پرداخت شود و متعاقب آن تقاضای دریافت تسهیلات خرید مسکن از بانک خواهان را نموده و ملک فوق را به عنوان وثیقه و تضمین تسهیلات معرفی می کند. بانک نیز دستور ارزیابی ملک را صادر داشته و پس از ارزیابی توسط کارشناسان بانک، النهایه عقد اجاره به شرط تملیک منعقد و مبلغ تسهیلات طی یک فقره چک به فروشنده ملک پرداخت و سند مالکیت به نام بانک اعطاء کننده تسهیلات انتقال می یابد و به جهت تعویق اقساط، بانک مکاتبات متعددی را با خوانده انجام داده. دادگاه جهت اظهارنظر قضایی به ماهیت عقد اجاره به شرط تملیک و اصل آزادی قراردادی و تعارض اراده ظاهر با اراده باطنی پرداخته و النهایه نتیجه گیری می نماید:
1ـ ماهیت عقد اجاره به شرط تملیک: در تئوری های حقوقی در خصوص ماهیت عقد اجاره به شرط تملیک نظرات مختلفی بیان شده:
الف) بیع: گفته می شود هدف متعاملین از عقد اجاره به شرط تملیک، انتقال مالکیت مورد عقد به مستأجر است. در واقع مقصود متعاملین از عقد اجاره به شرط تملیک، فروش مال است ولی ب. ت. ب. اینکه خریدار توان پرداخت ثمن معامله را به صورت نقدی نداشته و نزد بایع نیز از اعتبار کافی برخوردار نیست و از طرفی ب. ت. ب. این که پس از تحقق عقد بیع، مبیع از مالکیت بایع منتزع و در مالکیت خریدار قرار می گیرد و بایع نگرانی عدم دسترسی به ثمن را دارد، لذا عقد بیع را در قالب اجاره به شرط تملیک منعقد تا از طریق آن بتواند مالکیت را برای خود تا دریافت کامل ثمن محفوظ دارد.
ب) اجاره: موافقین نظریه فوق معتقدند مقصود متعاملین از عقد فوق، اجاره ملک است و مستأجر در مدت زمان اجاره از منافع ملک استیفاء و مال الاجاره را پرداخت می نماید ولی طرفین توافق می نمایند که پس از انقضای مدت اجاره و پرداخت کلیه اجور موجر، مورد اجاره را در تملیک مستأجر قرار دهد.
ج) عقد مستقل: نیازهای امروزی جامعه را بر آن داشته تا از قالب عقود معین گام را فراتر نهاده و به مقتضای نیازهای خود از امتزاج عقود معین، عقود مستقلی را خلق نمایند تا بر اساس آن بتوانند روابط معاملاتی خود را استحکام بخشند. چنین عقودی گرچه ممکن است مشتق از عقود معین باشد ولی در تبعیت از مقررات و اثرات مترتب بر آن، تابع عقود ممزوج شده نمی باشند بلکه در اثر و احکام خود، عقد مستقلی محسوب می گردند که اقتضای آثار خود را دارند. عقد اجاره به شرط تملیک نیز زاییده چنین نیازهایی است. به نظر این دادگاه عقود بیع و اجاره گرچه عمده نیازهای اجتماع را برآورده می سازند در مواردی برطرف کننده کلیه نگرانی های متعاملین اعم از انتقال مالکیت و دسترسی به ثمن نیست لذا در راستای رفع آنها، عقد اجاره به شرط تملیک به عنوان عقدی مستقل با تبعیت از شروط عمومی قراردادها و شروط اختصاصی ایجاد گردید. از جمله شروط اختصاصی این عقد، اول، مالکیت موجر بر عین مستأجره م. ب.. هر چند در عقد اجاره، موجر می تواند مالک عین مستأجره نبوده و مالک منافع می تواند مورد اجاره را به دیگران اجاره دهد ولی عقد اجاره به شرط تملیک، به جهت خصیصه انتقال مالکیت عین مورد اجاره به مستأجر در پایان عقد اجاره، نیازمند مالکیت موجر بر عین مستأجره م. ب.. دوم، قصد متعاملین بر انتقال مالکیت عین مستأجر به مستأجر. بدین معنی هدف و مقصد عقد اجاره به شرط تملیک، انتقال مالکیت موجر بر عین مورد اجاره به مستأجر در انقضای مدت اجاره است که انتقال فوق می تواند به سه طریق انتقال تدریجی مالکیت، با پرداخت هر یک از اقساط و یا انتقال، دفعتاً در پایان مدت عقد اجاره و پرداخت کلیه اجور بدون نیاز به ارداه انشایی مجدد و یا با اراده انشایی مجدد صورت گیرد.
2ـ اصل آزادی قراردادی: اصل آزادی قراردادی حریم مقدسی است که سال ها مقنن را از ورود به حوزه آن و تحدید حدود آن باز می داشت. فرض بر این بوده و هست که متعاملین از قدرت چانه زنی مساوی برخوردار و هر یک نیازمند انشای عقد جهت رفع نیازهای خود می باشند و بدین لحاظ عقد را به همکاری اراده ها تعبیر کرده اند. البته در این میان ممکن است یک طرف بنا به هر علت سود بیشتری از عقد را نصیب خود سازد ولی طرف دیگر نیز قطعاً منافعی در انعقاد عقد دارد و به جهت رفع نیاز خود انشای عقد را سودمند می داند. لذا قانون حق دخالت و حمایت از یک طرف در مقابل طرف دیگر را ندارد. اما واقعیات جامعه، آرمانی بودن اصل فوق را هویدا ساخت. تشکیل باندها و انحصار بعضی محصولات، کالا و خدمات در ید قشری خاص باعث تشکیل و تنظیم قراردادهای تحمیلی گردید به گونه ای که قدرت چانه زنی معاملاتی را از طرف مقابل به طور کلی سلب و شروط تحمیلی را وارد قرارداد نمود به نحوی که باعث ایجاد اصلی با عنوان این که "یا بپذیر و یا آن را ترک کن" گردید و مقنن را بر آن داشت تا از قدرت حاکمیت خود استفاده و در این حریم گام نهد. لذا قوانین و مقررات مختلفی در خصوص اصل فوق وضع شد، قانون روابط موجر و مستأجر 1356 و قانون کار، نمونه های بارز دخالت مقنن ایران در حریم اصل آزادی قراردادی است در سیستم های حقوقی که مقنن در ورود به این حوزه تردید داشت، رویه قضایی در راستای اجرای اصل نصفت و عدالت، اقدام به تحدید این اصل نموده با بررسی مفاد شروط قراردادی فوق توسط بانک از جمله الزام مستأجر به قبول رقم اعلامی بدهی از ناحیه بانک، سلب بسیاری از حقوق مستأجر، خسارت 77/2 به ازای هر سه هزار ریال برای تأخیر هر روز و سایر شروط به گونه ای است که متن شروط از قبل تهیه و مستأجر مکلف به پذیرش کلیه شروط و یا صرف نظر از مفاد آن م. ب. و بعید است که مشتری شروط فوق را حتی مطالعه نموده باشد، از طرفی با عنایت به این که تهیه مسکن از نیازهای اساسی افراد م. ب. و به جهت وضعیت اقتصادی، افراد توان تهیه مسکن را بدون مراجعه به بانک ها ندارند و پرداخت تسهیلات در انحصار بانک ها است، لذا مشتریان و دریافت کنندگان تسهیلات، بالاجبار چنین شروطی را پذیرا می گردند.
3ـ تعارض اراده ظاهر با اراده باطن: اراده از اساسی ترین ارکان انعقاد عقد و ایقاع به شمار می رود و در صورت فقدان، اثری به آن چه منعقد گردیده بار نمی گردد اما همین رکن توافق طرفین، گاه خود می تواند عامل اختلاف گردیده و متعاملین را متخاصم سازد. آن جا که قصد واقعی حکایت از تعارض با ظاهر دارد به کدام یک باید ترتیب اثر داد؟ نظام های حقوقی و حقوق دانان به سؤال فوق پاسخی واحد نداده گروهی اولویت را به اراده ظاهری می دهند و می گویند ضمیر مخزن اسرار است و زبان و فعل مفتاح آن، تا زمانی که فتح بابی صورت نپذیرد طرف مقابل بر مقصود طرف معاملی خود اطلاعی ندارد و نمی توان گفت به توافق نائل شده و اولین رکن معاملاتی توافق در اراده است. این مهم حاصل نمی گردد مگر این که به نحوی اعم از لفظی و یا عملی به اطلاع مخاطب برسد، در ثانی عرف نیز به ظاهر توجه دارد مگر این که طرفین از نیات یکدیگر مطلع باشند. قانون نیز بی توجه به اراده ظاهری و معانی عرفی الفاظ نیست حتی آن جا که طرفین بر عرف محل جاهل باشند قانون آنان را پایبند عقد دانسته و احترام به التزام قراردادی را عامل اعتماد جمعی و برطرف کننده نیازهای شخصی داشته (مواد 224 و 356 قانون مدنی) دیوان عالی کشور و شعب بدوی و تجدیدنظر در آرای متعدد از پرداختن به قصد واقعی طرفین در جایی که با قصد ظاهری تعارض دارد خودداری نموده و توجه به آن را از جهات نقض دادنامه دانسته (رأی اصداری شماره 32 مورخ 07/09/1374). برعکس، گروهی معتقدند اعمال حقوقی مبتنی بر رفع نیازی مادی و یا معنوی است، پس آن جا که این نیاز به جهت تعارض با نیت واقعی و اراده باطنی برآورده نگردد عدالت ایجاب می نماید جانب اراده باطنی گرفته شده و به متضرر اجازه دهیم خود را از قید عقد رهانیده و از آثار آن خلاصی یابد و الا نه تنها به سودی نرسیده که قانون امری ناخواسته را به او تحمیل نموده، موضوعی که وجدان آن را بر نمی تابد و عدالت آن را قبیح می انگارد پایبندی به امری که با خواسته انطباقی ندارد نه تنها عاقد را به اجرای توافقات قراردادی ملتزم نمی سازد بلکه همواره سعی می کند مفری یافته خود را رها سازد پس چه بهتر به این نیاز توجه و قانون تلاشی بیهوده نساخته خود را با عدالت هم گام سازد، رشته التزام به مقراض عدالت ببریده و امری ناخواسته را با خواسته متضرر بی اثر سازد، هدف دادرس فصل خصومت نیست او مأخوذ به ظاهر عبارات نبوده بلکه منظور از برگزاری هر دادگاه کشف حقیقت و احقاق حق مظلوم است، قانون نیز دادرس را از کشف حقیقت منع ننموده (ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی) در حالی که عقد عبارت از توافق دو یا چند اراده بر انجام عمل و یا انتقال مالی است چگونه می توان آن جا که این دو اراده به نقطه اشتراک نرسیده صحبت از توافق نمود؟ آیا در فرضی که هدف واقعی طرفین انتقال مالکیت منافع عین است ولی با الفاظ بیع عقد را انشاء نموده اند می توان گفت عقد واقع شده بیع است و یا برعکس؟ شعبه محترم 21 دیوان عالی کشور در رأی 108/21 مورخ 25/02/1372 در مقام کشف اراده باطنی طرفین به این موضوع توجه داشته، قانون مدنی در مواد مختلفی حاکمیت اراده باطنی را تأیید نموده به طوری که می توان حاکمیت اراده باطنی را به عنوان اصل پذیرفت (مواد 196 و 463 و 1149 قانون مدنی، 33 قانون ثبت)، فقهای عظام نیز در نظرات فقهی خود اصل را بر حاکمیت اراده باطنی دانسته اند. صاحب جواهر در جلد 22 ص 266 در باب شرایط متعاقدین می نویسد "والی معلومیه اعتبار اراده معنی العقد من ذکر لفظه، ضروره عدم کونه التلفظ به سبباً للعقد علی کل حال حتی لو وقع ممن لم یرد العقد به، اذلا عمل الا بنیه و انما الاعمال بالنیات و لکل امرء ما نوی..."، شیخ انصاری نیز در مکاسب بر همین مشی نظر داده، صاحب عناوین در همین قاعده تحت عنوان العقود تابعه للقصود در بیان مراد قاعده می نویسد: " و ثانیهما آن العقد تابع للقصد بمعنی ان العقد شیء یحتاج الی موجب و قابل، عوض و معوض و بعد حصول هذه الارکان لکل عقد اثر خاص من تملیک او نحوه و للاثار کیفیات و اعتبارات من فوریه و تراخ و هو فی هذه الامور کلها تابع للقصد بمعنی انه لا یقع ما لم یقصد و ما هو مقصود یقع مطلقاً" و در جایی دیگر در معنی قصد می گوید: "والمراد من قصد هنا: اراده اللفظ و المعنی".
4ـ ماهیت عقد منعقده بین اصحاب پرونده: به نظر این دادگاه به دلیل فقدان شرایط اختصاصی عقد اجاره به شرط تملیک چه از جهت مالکیت و چه از جهت قصد و وجود شروط تحمیلی عقد فوق با عقد اجاره به شرط تملیک تفاوت دارد.
الف) از جهت مالکیت: گرچه برابر ماده 22 قانون ثبت ملک در دفتر املاک به نام خواهان به ثبت رسیده و علی الظاهر مالک م. ب. ولی با عنایت به این که اولاً ـ در متن قرارداد دریافت تسهیلات متعاملین به کرات اقرار کرده اند ملک فوق به عنوان تضمین باز پرداخت تسهیلات نزد بانک خواهان وثیقه و در رهن می باشد، لذا وجود عبارات فوق مبین عدم مالکیت واقعی بانک است. ثانیاً ـ ماده 22 قانون ثبت فرض قانونی خلاف ناپذیر نمی باشد، برابر ماده فوق هرگاه ملکی به نام افراد در دفتر املاک به ثبت رسید اصل بر این است که مشارالیه مالک م. ب. و ادارات دولتی مکلف به ترتیب اثر دادن به مفاد سند رسمی می باشند ولی آیا هرگاه دادگاه به هر طریق خلاف آن در راستای ماده 199 قانون آیین دادرسی کشف نمود و یا مالک و دارنده سند به طور کتبی و یا شفاهی اقرار بر عدم مالکیت خود نمود آیا دادگاه مکلف به تبعیت از حکم ماده 22 م. ب..
ب) قصد طرفین: واقع امر این است که خوانده ملک را از مالکین قبل طی سند عادی خریداری نموده و قسمتی از ثمن معامله را پرداخته ولی ب. ت. ب. این که توان پرداخت مابقی ثمن معامله را نداشته از بانک خواهان تسهیلاتی را دریافت می کند والا اگر عقد فوق عقد اجاره به شرط تملیک محسوب گردد و بانک مالک پلاک باشد تکلیف قسمتی از ثمن پرداختی خریدار به فروشنده چیست؟ آیا واقعاً قصد طرفین این بوده که خوانده از ثمن پرداختی صرف نظر کند پس گرچه ظاهر عبارات عقد فوق الفاظی از جمله عقد اجاره به شرط تملیک است ولی قصد واقعی طرفین دریافت تسهیلات و ترهین ملک نزد بانک است و ب. ت. ب. مراتب فوق، عقد فوق، عقد اعتباری و دریافت تسهیلات بیش نیست، آن چه از فروش اقساطی مسکن مواد 57 الی 65 آیین نامه اعطای تسهیلات بانکی مصوب 14/10/1362، اصلاحات بعدی آن استنباط می گردد این است که بانک برای انعقاد عقد اجاره به شرط تملیک باید اموال اعم از منقول یا غیرمنقول را خریداری و یا تملک نموده باشند و پس از آن عقد فوق را منعقد نمایند ماده 59 در این زمینه مقرر می دارد بانک ها می توانند منحصراً بنا به درخواست کتبی و تعهد متقاضی مبنی بر انجام اجاره به شرط تملیک و استفاده فرد اموال منقول و غیرمنقول برای ایجاد تسهیلات موضوع ماده 61 را خریداری و به صورت اجاره به شرط تملیک در اختیار متقاضی قرار دهند، لذا به حکم ماده فوق متقاضی دریافت کننده تسهیلات به بانک مراجعه و ضمن سند تعهد متعهد می گردد که بانک ملکی را خریداری و پس از آن با او قرارداد اجاره به شرط تملیک منعقد نمایند ولی بانک ها نه تنها خود راساً اقدام به خرید ملک نمی نمایند بلکه متقاضی آن را خریداری و قسمتی از ثمن معامله را به بایع پرداخت و بانک پس از آن به جهت ترهین و تضمین دین با متقاضی، عقد رهن را به نحو اجاره به شرط تملیک منعقد می نماید که این اقدام خلاف صریح مقررات و دستور مقنن می باشد، لذا دادگاه ب. ت. ب. مراتب فوق، در خصوص فسخ ب. ت. ب. فراهم بودن شرایط آن و پیش بینی خیار تخلف از شرط فعل، دعوی را ثابت تشخیص، مستنداً به <a class="artref" href="/ماده/ماده-239-a_0815110235885">ماده 239 قانون مدنی</a> و 198، 502، 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به فسخ عقد و پرداخت خسارت دادرسی شامل حق الوکاله وکیل و هزینه دادرسی و اوراق ب. ت. د. حق خواهان فوق صادر و نسبت به تخلیه و تحویل ملک نظر به این که جهت دعوی فوق عقد اجاره به شرط تملیک م. ب. که دادگاه ماهیت آن را عقد اعتباری و دریافت تسهیلات و ملک فوق را ترهین و تضمین بازپرداخت اقساط می داند و اعتقاد به مالکیت خوانده در پلاک فوق الذکر دعوی را وارد ندانسته و به استناد موادی که در متن رأی مذکور افتاد حکم به بطلان دعوی صادر و اعلام می دارد. البته خواهان می تواند حسب مورد برابر مقررات عقد رهن و وثیقه نسبت به خواسته خود از طریق مراجع ذی صلاح اقدام نماید. رأی غیابی و بدوا ظرف مهلت 20 روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در این شعبه از ناحیه م. ع. غایب و ظرف مهلت 20 روز پس از آن قابل تجدیدنظر در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران است.
رئیس شعبه 126 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ یعقوبی محمودآبادی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی شرکت بانک الف. با مدیریت م.ب. و ب.ف. با وکالت م.د. به طرفیت ح.ح. نسبت به دادنامه شماره 1134مورخ 17/8/91 صادره از شعبه 126 دادگاه عمومی تهران که به موجب آن حکم به فسخ قرارداد اجاره به شرط تملیک و بطلان تحویل صادر گردیده است نظر به این که دعوی مطروحه به موجب ستون خواسته تأیید فسخ قرارداد و تحویل مورد اجاره و پرداخت خسارت بوده که دادگاه محترم بدوی بدون عنایت به خواسته، خارج از خواسته مبادرت به صدور حکم به فسخ قرارداد نموده در حالی که مطابق قانون کسی حق ورود به اراده متعاقدین را ندارد و دادگاه با ورود به اراده متعاقدین خارج از خواسته، حکم صادر نموده و با وصف عدم اظهار نظر به تأیید فسخ، نسبت به تحویل، حکم به بطلان صادر نموده است، مع هذا صرف نظر از استدلال دادگاه بدوی نظر به این که اعتراض معترض با مدلول ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی قابل انطباق می باشد، فلذا در اجرای ماده 358 قانون مارالذکر ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته به لحاظ صدور حکم خارج از خواسته پیرامون تأیید فسخ قرارداد اجاره به شرط تملیک پرونده عیناً به دادگاه محترم بدوی اعاده تا پیرامون خواسته بدوی اظهارنظر نموده و سپس احراز بند اول خواسته نسبت به تحویل و غیره نیز مطابق مقررات قانونی رسیدگی و اتخاذ تصمیم نمایند. رأی صادره قطعی است.
رئیس شعبه 29 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
حسینی ـ احمدی
فهرست
دادگاه بدوی
دادگاه تجدیدنظر استان
نقد رأی
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 125
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
(1)- وضعیت توافق به کمتر از مبلغ موضوع قانون بیمه در تصادفات رانندگی (2)- قانون حاکم بر حوادث را نندگی بعد از سال 1387
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 199
-
رأی
هماستناد
تلقی اعاده دادرسی از رأی غیرقطعی به عنوان فرجام خواهی
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی در کشف حقیقت موثر است و دادگاه در این امر
-
رأی
هماستناد
نحوه طرح دعوای ابطال معامله به قصد فرار از دین
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی اختیار و اجازه لازم جهت تحقیق و کشف حقیقت
-
رأی
هماستناد
رای تکراری
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی سال 1379 و ایراد شعبه --- دیوان عالی کشور
-
رأی
هماستناد
الزام به اخذ پایان کار علی رغم محکومیت خوانده به رفع تخلف شهرداری توسط کمیسیون ماده 100
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی رسیدگی و تحقیقات لازم را معمول و با احراز
-
رأی
هماستناد
تکلیف دادگاه در خصوص ادعای عسر و حرج زوجه
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی نسبت به انجام تحقیقات پیرامون صحت و سقم اد
-
رأی
هماستناد
تایید و تنفیذ بیع توسط مالک رسمی در تاریخ موخر بر معاملهشرایط و مرجع رسیدگی به تغییر کاربری قسمتی از ساختمان
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی محکمه تکلیف داشته است که علاوه بر رسیدگی ب
-
رأی
هماستناد
تفاوت عمل حقوقی فسخ با تأیید فسخ
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تاثیر گذشت زمان بر حق وکالت زوجه در طلاق
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی نسبت به انجام تحقیقات پیرامون صحت و سقم اد
-
رأی
هماستناد
حدود اعمال ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی در دعوای طلاق
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی در دعوای طلاق خلاصه متن: در این پرونده
-
رأی
هماستناد
تکلیف دادگاه در خصوص استعلام از ادارات و شرکت های دولتی
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی طرفی اختیار انجام تحقیقات بیشتر در راستای
-
رأی
هماستناد
تفاوت حکم و قرار
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی اقدامات لازم را از محل تحقیق و معاینه محلی
-
رأی
هماستناد
اثر ارائه دلیل جدید برای اثبات ادعا در مرحله فرجام خواهی
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ملاک فوریت در خیار غبن
مواد 199 و 200 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تخلیه عین مستاجره به سبب نیاز شخصی اعتبار امر مختوم در تخلیه عین مستاجره به سبب نیاز شخصیتسری تحقیقات پرونده ها به یکدیگر
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه لزوما می بایست علاوه بر رسیدگی به د
-
رأی
هماستناد
تکلیف دادگاه در فرض فقد دلیل جهت اثبات خواسته
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی هرگونه تحقیق یا اقدامی که جهت کشف حقیقت لا
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی توأمان توسط محکوم علیهم متعدد
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی و موثر بودن نتیجه رسیدگی در مرحله فرجامی ع
-
رأی
هماستناد
درج نام مستعار خواهان در دادخواست
ماده 199 از قانون آیین دادرسی مدنی در کلیه امور حقوقی
-
رأی
هماستناد
تقاضای طلاق به دلیل ترک انفاق زوج
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی توسط ضابطین دادگستری و نیز تحقیق از سوابق
-
رأی
هماستناد
چگونگی انعقاد بیع اتومبیل
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه علاوه بر رسیدگی به دلایل طرفین هرگو
-
رأی
هماستناد
طلاق به دلیل غیبت زوج
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی اولا - پرونده مربوط به دادنامه تمکین فوق ا
-
رأی
هماستناد
رابطه اجرت المثل و بهای عادله ملک حقوق مالک ملک تصرفی توسط شهرداری
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی در کلیه امور حقوقی محاکم علاوه بر رسیدگی ب
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی تحقیق لازم را به عمل آورده در صورتی که متع
-
رأی
هماستناد
حدود اختیار دادگاه در تحقیق برای کشف واقع در دعوای فسخ نکاح
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی با تحقیق محلی و توسل به نیروی انتظ
-
رأی
هماستناد
حقوق مستاجر ملک تصرف شده از سوی شهرداری
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی جهت احراز وجود رابطه استیجاری فیمابین خواه
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از نحله
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته را نقض می نماید
-
رأی
هماستناد
حدود اعمال ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی در دعوای طلاق
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی در دعوای طلاق خلاصه متن: در تاریخ 1 تیر 13
-
رأی
هماستناد
اعتبار قرارداد منعقده توسط ریس هئیت مدیره شرکت
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی محاکم دادگستری مکلف هستند علاوه بر رسیدگی
-
رأی
هماستناد
نحوه جبران و میزان مسئولیت راجع به تخریب ملک
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی به لحاظ این که قبلا تامین دلیل نیز انجام ش
-
رأی
هماستناد
حدود تکلیف دادگاه به تعیین حقوق زوجه ضمن حکم طلاق
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی از طریق واحد مددکاری اجتماعی یا بهر طریق م
-
رأی
هماستناد
شرط طرح دعوی خلع ید
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی دستور تعیین وقت مجدد رسیدگی با حضور اطراف
-
رأی
هماستناد
ملاک در ارجاع امر به کارشناس
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ارایه وکالتنامه معتبر
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی هر گونه تحقیق یا اقدامیکه برای کشف حقیقت ل
-
رأی
هماستناد
اثر ترک اعتیاد زوج بر تحقق وکالت در طلاق زوجه
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی نسبت به انجام تحقیقات پیرامون صحت و سقم اد
-
رأی
هماستناد
1- اصل حاکم بر شک در وضعیت دماغی شخص 2- میزان اعتبار نظریه کارشناس در رسیدگی به دعوی
مواد 199 قانون آیین دادرسی مدنی و 14 و 54 قانون امور حسبی مراعات نشده دادگ
-
رأی
هماستناد
مفهوم جنون
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی از بقیه شهود و بستگان فرجام خواه و محل کار
-
رأی
هماستناد
تکلیف دادگاه در فرض عدم اقدام خواهان جهت اثبات ادعای جعل
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
رأی
هماستناد
رابطه عدم اعتراض وراث مالک سابق به ساخت و ساز متصرف و وقوع بیع
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ادعای تردید خواهان نسبت به سند خوانده
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی می تواند هر اقدامی جهت کشف واقعیت انجام ده
-
رأی
هماستناد
تجدید داخواست اعسارشرط اقامه مجدد دعوی اعسارتاثیردریافت وجه بر اعسار
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی
نظریات مشورتی 40
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/1206 مورخ 1395/05/24
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی مجاز است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/2696 مورخ 1395/10/22
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی می تواند هر گونه تحقیقی را که در ا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1339 مورخ 1398/12/10
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی امکان تحقیق معاینه محل و مواجهه حض
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/94/656 مورخ 1394/03/16
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/3104 مورخ 1397/11/23
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی می تواند هر گونه تحقیقی را که در ا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/1080 مورخ 1396/05/11
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی می تواند هر گونه تحقیقی را که در ا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/292 مورخ 1398/07/10
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/2879 مورخ 1395/11/12
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/1648 مورخ 1396/07/19
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/2390 مورخ 1397/08/29
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی که مقرر می دارد در کلیه امور حقوقی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1400/668 — 1400/07/12
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1400/1033 — 1400/09/08
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1400/932 — 1400/09/29
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1401/815 — 1401/09/23
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/1339 — 1398/12/10
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی امکان تحقیق معاینه محل و مواجهه حض
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/1265 — 1398/12/13
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1404/491 — 1404/11/19
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/876 — 1398/07/09
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/292 — 1398/07/10
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/1621 — 1399/01/26
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/1265 مورخ 1398/12/13 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص نحوه رسیدگی به دعاوی ورشکستگی در صورت فقدان دفاتر تجاری با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی ۱۲۶۵/98/۷ مورخ ۱۳/12/۱۳۹۸ اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص اینکه صرف نداشتن دفاتر مذکور در مواد 6 به بعد قانون تجارت مصوب 1311 از موجبات ورشکستگی یا عدم ورشکستگی تاجر و
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/3104 مورخ 1397/11/23 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص تقدیم دادخواست و اقامه دعوا به طرفیت وراث با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی می تواند هر گونه تحقیقی را که در ا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 656/94/7 مورخ 1394/03/16 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص نحوه بررسی در صورت بروز اختلاف در اصل تهیه یا عدمتهیه مقدمات تمکین و تناسب یا عدمتناسب نفقه با شؤونات زوجه ب
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1402/469 مورخ 1402/09/11 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1402/469 مورخ 1402/09/11 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/876 مورخ 1398/07/03 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص انجام هر گونه تحقیق یا اقدام لازم برای کشف جرم در رسیدگی به دلایل ارائه شده خارج از مواعد با اصلاحات و الحاقات
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/96/1648 مورخ 1396/07/19 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص تقدیم دادخواست و اقامه دعوا و رسیدگی به خواسته خواهان به قائم مقامی مورث خود با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی می تواند هر گونه تحقیقی را که در ا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/2390 مورخ 1397/08/29 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص نحوه رسیدگی در شورای حل اختلاف با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی که مقرر می دارد" در کلیه امور حقوق
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1400/1033 مورخ 1400/09/08 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص اینکه اصولاً دادگاه مکلف نیست به ادله و وسایلی که اصحاب دعوا، خارج از مواعد مقرر به دادگاه عرضه می نمایند،
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/2474 مورخ 1398/05/19 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/96/567 مورخ 1396/03/09 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص (1)- صدور گواهی حصر وراثت (2)- گواهی مالیات بر ارث جهت گواهی حصر وراثت و انتقال (3)- صدور گواهی حصر وراثت برای
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی احصاء نگردیده است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1402/471 مورخ 1402/09/22 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1403/147 مورخ 1403/06/18 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 3002/95/7 مورخ 1395/11/23 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص اختیار دادگاه در رسیدگی ماهوی به صحت دینی که مستند دعوای ورشکستگی است با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد؟ نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه ق
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/1265 مورخ 1398/12/13 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص نحوه رسیدگی به دعاوی ورشکستگی در صورت فقدان دفاتر تجاری با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1402/1015 مورخ 1403/03/20 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 199، 256، 259 و 356 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/1265 مورخ 1398/12/13 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص نحوه رسیدگی به دعاوی ورشکستگی در صورت فقدان دفاتر تجاری با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 1080/96/7 مورخ 1396/05/11 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص امکان تقدیم دادخواست به طرفیت وراث یا برخی از آنها بدون ارائه گواهی حصر وراثت با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی می تواند هر گونه تحقیقی را که در ا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1402/755 مورخ 1402/10/11 اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص اینکه در قانون آیین دادرسی مدنی، طبق ماده 199، دادگاه میتواند برای کشف حقیقت اقدامات اضافی انجام دهد، مانند
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
نشستهای قضایی 9
-
نشست قضایی
هماستناد
حدود اقدامات دادگاه در امور حقوقی
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 پرداخته شد که در آن ها به ممنوعی
-
نشست قضایی
هماستناد
شرط ضمن عقد ازدواج
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی با دادگاه است که قصد و اراده طرفین را احرا
-
نشست قضایی
هماستناد
مطالبه سود واقعی ضمن تقاضای ابطال ترازنامه خلاف واقع
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی استناد کرد
-
نشست قضایی
هماستناد
پذیرش لایحه و دلایل قانونی در جلسه رسیدگی دادگاه
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی نیز بر همین مبنا وضع گردیده است که قاضی بت
-
نشست قضایی
هماستناد
بررسی لزوم طرح دعوای ابتدائی احراز فرار از ادای دین در دعوای ابطال معامله به قصد فرار از دین
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی اختیار و اجازه لازم جهت تحقیق و کشف حقیقت
-
نشست قضایی
هماستناد
روند رسیدگی به اعسار از پرداخت محکوم به و هزینه دادرسی
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی که اجازه هرگونه تحقیق به مقام قضایی رسیدگی
-
نشست قضایی
هماستناد
دستور ورود به منزل با فک قفل به منظور انجام معاینه محل
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی نیز بیانگر همین امر است
-
نشست قضایی
هماستناد
بررسی استماع شهادت شهود جدید در دعوی اعسار
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی تشخیص بدهد که به شهادت ترتیب اثر بدهد آیا
-
نشست قضایی
هماستناد
اختلاف در خصوص صلح وسایل منزل
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی
مواد مرتبط 5
-
اعمال
از این صفحه
ماده 224 — قانون مدنی
مواد 224 و 356 قانون مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 199 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 196 — قانون مدنی
مواد 196 و 463 و 1149 قانون مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 239 — قانون مدنی
ماده 239 قانون مدنی و 198
-
در اجرای
از این صفحه
ماده 348 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی قابل انطباق می باشد
مقرراتِ مرتبط 9
-
بخشنامه
هماستناد
بخشنامه در مورد معاضدتهای حقوقی نسبت به مجاهدین عراقی
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب 1379
-
بخشنامه
هماستناد
حدود اعمال ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی در دعوای طلاق
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی در دعوای طلاق خلاصه متن: در تاریخ 4 اسفند
-
بخشنامه
هماستناد
نزدیکی به هر نحو، شرط استحقاق زوجه نسبت به تمام مهریه
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی از طریق واحد مددکاری دادگستری در محل زندگی
-
بخشنامه
هماستناد
اختیار دادگاه در تعیین میزان شرط تنصیف دارایی
ماده 199 قانون ایین دادرسی مدنی با نقض رای فرجام خواسته پرونده به شعبه محت
-
بخشنامه
هماستناد
حدود تکلیف دادگاه به تعیین حقوق زوجه ضمن حکم طلاق
ماده 199 قانون آئین دادرسی مدنی از طریق واحد مددکاری اجتماعی یا بهر طریق م
-
بخشنامه
هماستناد
حدود اعمال ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی در دعوای طلاق
ماده 199 قانون ایین دادرسی مدنی از طریق مددکار دادگستری در محل سکونت مشترک
-
بخشنامه
هماستناد
اختیار دادگاه در تعیین میزان شرط تنصیف دارایی
ماده 199 قانون ایین دادرسی مدنی با نقض رای فرجام خواسته پرونده به شعبه محت
-
بخشنامه
هماستناد
ضمانت اجرای عدم توجه دادگاه به انکار امضا در سفته
ماده 199 قانون ایین دادرسی مدنی مکلف است
-
بخشنامه
هماستناد
بخشنامه در مورد معاضدتهای حقوقی نسبت به مجاهدین عراقی با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1379
دکترین 22
-
مقاله
هماستناد
نفع در دعوا از ناحیه اشخاص ثالث — حق العمل کار شخصی است که برابر
ماده 196 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نفع در دعوا از ناحیه اشخاص ثالث — استاد محترم جناب دکتر کاتوزیان در بحث
ماده 196 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نفع در دعوا از ناحیه اشخاص ثالث — استاد محترم جناب دکتر کاتوزیان در بحث
ماده 196 ق.م
-
مقاله
هماستناد
می توان استدلال کرد که — حق ناشی از سند ضمانت نامه در
مواد 196 و 231 ق.م
-
مقاله
هماستناد
خلاف اصل نسبی بودن قرارداد مواد ۱۹۶ و ۲۳۱ ق
مواد 196 و 231 ق.م
-
مقاله
هماستناد
خلاف اصل نسبی بودن قرارداد مواد ۱۹۶ و ۲۳۱ ق
مواد 196 و 231 ق.م
-
مقاله
هماستناد
از جمله دادنامه ش ۱۶۹ مورخ ۱۳۹۷/۰۲/۰۹ صادر از شعبه ۱۷
ماده 196 ق.م
-
مقاله
هماستناد
و نیز از جهت همسویی با اصل تثبیت مسئولیت اصیل برابر ماده
ماده 196 ق.م
-
مقاله
هماستناد
موضوع تفسیر قرارداد — ب تفسیر ماهیت حقوقی قرارداد از حیث
ماده 196 ق.م
-
مقاله
هماستناد
موضوع تفسیر قرارداد — د تفسیر طرفین قرارداد گاه ممکن است
ماده 196 ق.م
-
مقاله
هماستناد
موضوع تفسیر قرارداد — د تفسیر طرفین قرارداد گاه ممکن است
ماده 196 ق.م
-
مقاله
هماستناد
رک مبحث عرف شناسی ص ۱۹۹ — به قرارداد است
ماده 196 ق.م
-
مقاله
هماستناد
رک مبحث عرف شناسی ص ۱۹۹ — ماده ۱۹۶ ق
ماده 196 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مکتب واقع گرا
ماده 224 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ماده ۱۳۲ ق.م — در ماده ۱۱ قانون صدور چک آمده
ماده 224 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ماده ۱۳۲ ق.م — (ج) پرهیز از حساسیت بر فارسی نویسی
ماده 224 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ماده ۱۳۲ ق.م — (ج) پرهیز از حساسیت بر فارسی نویسی
ماده 224 ق.م
-
مقاله
هماستناد
دکتر شهیدی مهدی پیشین ص ۳۰۵ — مهدی شهیدی مجموعه مقالات حقوقی مقاله فروش
ماده 224 ق.م
-
مقاله
هماستناد
دکتر شهیدی مهدی پیشین ص ۳۰۵ — ماده ۲۲۴ ق
ماده 224 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری نیشابور آبان ۸۰ — به لحاظ تخلف شخص (ب) از شرط
مواد 237 و 239 و 959 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری نیشابور آبان ۸۰ — حق فسخ برای شخص (الف) نسبت به
مواد 237 و 239 و 959 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری نیشابور آبان ۸۰ — حق فسخ برای شخص (الف) نسبت به
مواد 237 و 239 و 959 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
