رأی
دعوای فسخ نکاح به دلیل تدلیس
رأی خلاصه جریان پرونده
خلاصه جریان پرونده:
در این پرونده اقای ا. ب. به وکالت از ک. ش. در مورخه ۹۶/۸/۱ با تقدیم دادخواست به خواسته بطلان نکاح ( اعلام بطلان عقد ازدواج دائم نکاحنامه ۲۰۵۰۳ مورخه ۹۱/۳/۵ ) به طرفیت خانم ا. ا. م. طرح دعوی نموده است. در متن دادخواست امده عقد ازدواج بین یک فرد مذکر و مونث صورت می گیرد در حالیکه در عقد مذکور هر دو نفر مونث بوده اند و زوجه به این امر اگاه بوده و در یک دانشگاه تحصیل می کرده اند و خواهان با نام ف. ش. ( ک. ) حاضر به تغییر جنسیت می گردد. ولی جراحی بر روی وی صورت نمی گیرد. و گواهی پزشکی نیز اینگونه نظر داده است. نامبرده یک مورد اختلال هویت جنسیتی است.که در ۸۸/۱۲/۱۰ در کمیسیون روانپزشکی قانونی با درخواست و. م. ب. عمل تغییر جنسیت موافقت شد و در ۸۹/۸/۱۹ تحت عمل جراحی اولیه با برداشتن رحم و تخمدانها و در ۹۱/۲/۱۰ تحت عمل جراحی تخلیه پستانها قرار گرفته ولی جراحی بعدی جهت تعبیه بیضه ها و الت رجولیت هنوز انجام نگرفته و اندام تناسلی خارجی نامبرده مونث است.ولی از لحاظ هویتی و روحی و روانی مذکر محسوب می گردد. لذا موکل در زمان عقد فاقد الت رجولیت و بیضه بوده که به این فرد از نظر پزشکی و شرعی مرد اطلاق نمی گردد. و نکاح مونث با مونث برخلاف فقه امامیه است. و عقدی که مطابق قانون نباشد. ( <a class="artref" href="/ماده/ماده-365-a_0815110236012">ماده ۳۶۵ قانون مدنی</a> ) و ماده ۳۴۸ ) باطل است. پاسخ استفتایات ایات عظام عبارتند از ۱- ع. م. د. : نکاح دائم شخص مذکور با جنس مونث جایز نیست استصحاب مونث بودن وی م. ب..
۲- م. ش. : ب. ت. ب. اینکه تغییر جنسیت صوری است.نه واقعی او همچنان زن محسوب شده و ازدواجش با زن دیگر باطل است.کپی استعلام از ایات عظام ضم دادخواست م. ب.. شعبه *در مورخه ۹۶/۸/۱۳ تشکیل جلسه داده خواهان و وکیل وی حضور یافته لیکن خوانده حاضر نشده است. وکیل خواهان مطالب را بشرح دادخواست بیان نموده است. مطابق دادنامه ۳۷۹ مورخه ۹۵/۴/۶ شعبه *با احراز عسر و حرج خانم ا. ا. م. از جهت ضرب و جرح وی توسط ز. ا. ک. ش. و اختلال جنسیت حکم طلاق صادر نموده که مورد تایید شعبه *و ابرام شعبه *از این جهت که عسر و حرج زوجه ب. ت. ب. ضرب و شتم وی محرز است.گردیده است. ( دادنامه *مورخه ۹۶/۳/۷ شعبه *) اقای ف. ز. به عنوان وکیل خانم ا. م. در جلسه حاضر و ضمن تقدیم لایحه اعلام کرده در مقابل استفتایات خواهان فتاوی دیگری نیز وجود دارند. که خلاف ان است. ضمن اینکه وقتی قانون تکلیف را روشن نموده نوبت به فتوای نمی رسد از جمله صدور حکم طلاق که مورد تایید دیوان هم قرار گرفته است. شعبه *با اخذ نظریه مشاور ختم رسیدگی را اعلام و بموجب دادنامه شماره *مورخه ۹۶/۸/۲۴ با این استدلال که صدور حکم طلاق نشان از پذیرش صحت نکاح دارد. حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. اقای ا. ب. به وکالت از ک. ش. نسبت به دادنامه اعتراض نموده و شعبه *درمورخه ۹۶/۱۱/۱۴ تشکیل جلسه داده است. وکیل ت. ن. خ. به لایحه خود استناد و عکس های گذشته زوجین که هر دو مونث بوده اند اشاره نموده است.و فتاوی ارائه شده که حکایت از بطلان عقد دارد. وکیل ف. خ. ن. در دفاع لایحه تقدیم نموده است.نهایتا شعبه *نیز ب. ت. ب. صدور رای طلاق و اجرای ان و تغییر جنسیت قانونی و غلبه مردانگی وی و تغییر نام و اسناد سجلی زوج نهایتا دادنامه بدوی را تایید نموده است. اقای ا. ب. به وکالت از ک. ش. از دادنامه فرجامخواهی نموده که مفاد لایحه وی عمدتا مطالبی است.که در متن دادخواست و جلسات دادرسی و لوایح قبلی بیان شده است. متن کامل لایحه ایشان در زمان شور قرائت می گردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضوممیز و اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *– ۹۶/۱۱/۸ فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
فرجام خواهی اقای ک. ش. با وکالت ا. ب. نسبت به دادنامه شماره *مورخه ۹۶/۱۱/۸ صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم بر بطلان دعوی ف. خ. از جهت درخواست بطلان نکاح مشارالیه با فرجامخوانده خانم ا. ا. م. صادر گردیده وارد و موجه نمی باشد. و دادنامه فرجامخواسته ب. ت. ب. گزارش پزشکی قانونی و تغییر شرایط جسمی ف. خ. و تغییرات شناسنامه ای و وضعیت ظاهری مطابق مقررات و موازین قانونی صادر و ایراد و اعتراض موجه و موثری که موجبات نقض دادنامه فرجامخواسته را مطابق مقررات مندرج در ماده ۳۷۱ قانون ایین دادرسی مدنی ایجاب نماید. ازناحیه وکیل مشارالیه ارائه نگردیده است. لذا با استناد به مواد ۳۷۰ و ۳۹۶ قانون مارالذکر با رد فرجامخواهی بعمل امده ، دادنامه فرجام خواسته تایید و ابرام می گردد.
با قطعیت دادنامه صادره خانم ف. د. به وکالت از ک. ش. در مورخه ۱۴۰۰/۹/۲ با تقدیم دادخواست به خواسته اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره *صادره از شعبه *تقاضای رسیدگی نموده و اعلام کرده موکل طبق نظریه مورخه ۱۴۰۰/۸/۱۷ به شماره ۱۴۰۰/۵۲۸ دارای جنسیت مونث بوده و زن م. ب.. و ازدواج دو همجنس باطل است. این نظریه اخیرا تحصیل شده و مکتوم بوده و اظهارات خلاف واقع خوانده که با حیله و تقلب که موکل را مرد جلوه داده لذا با استناد به بند ۷ و ۵ ماده ۴۲۶ قانون ایین دادرسی مدنی تقاضای قبولی اعاده دادرسی و جلب نظر کارشناس را دارد. شعبه *در مورخه ۱۴۰۰/۹/۱۸ تشکیل جلسه داده است.وکیل خ. ا. ک. دلیل من بند ۵ و ۷ ماده ۴۲۶ است.و تامین دلیلی که انجام شده در مورد بند ۷ و در مورد بند ۵ حیله و تقلب خوانده در طول دادرسی و زمان عقد است. که موکل مرد اعلام شود. و مونث بودن وی مخفی نگه داشته شده است.وکیل خ. گ. مدرک جدید اخیرا بدست اورده و زمان رسیدگی نبوده تا مخفی باشد. و مشمول بند ۷ نیست و در مورد حیله و تقلب هم محکومیت برای موکل ایجاد نشده است. ضمن اینکه خواهان خودش رفته تغییر جنسیت داده و شناسنامه مردانه گرفته است.و سند سجلی خود را همه جا ارائه می کرده و طبق سند رسمی ایشان مرد است.تقاضای رد دادرسی را دارم. دادگاه با ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره *مورخه ۱۴۰۰/۹/۲۰ با این استدلال که ۱- حکمی دال بر اثبات حیله و تقلب طرف مقابل صادر نشده ۲- مدرک ارائه شده باید در زمان دادرسی مکتوم باشد. و اخیرا اخذ شده است.قرار رد اعاده دادرسی را صادر نموده است.خانم ف. د. به وکالت از ک. ش. از دادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه تقدیمی ایشان و پاسخ وکیل فرجامخوانده ع. ح. در زمان شور قرائت می گردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره ۰۰۰ *۰۰/۹/۲۰ فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد.
رأی متن رأی
رای شعبه
فرجامخواهی خانم ف. د. به وکالت از ک. ش. نسبت به دادنامه شماره *مورخه ۱۴۰۰/۹/۲۰ صادره از شعبه *که به موجب ان قرار رد اعاده دادرسی ف. خ. از دادنامه قطعی صادره از دادگاه مذکور صادر گردیده وارد و موجه نمیباشد. و دادنامه فرجامخواسته ب. ت. ب. استناد ف. خ. ب.
بند ۵ و ۷ ماده ۴۲۶ قانون ایین دادرسی مدنی و استدلال دادگاه تجدیدنظر از جهت عدم اثبات یا احراز حیله و تقلب از ناحیه فرجامخوانده و مکتوم نبودن مدرک ارائه شده در زمان دادرسی اولیه مطابق مقررات و موازین قانونی صادر و ایراد و اعتراض موجه و موثری که موجبات نقض دادنامه فرجامخواسته را مطابق مقررات مندرج در ماده ۳۷۱ قانون ایین دادرسی مدنی ایجاب نماید. از ناحیه وکیل ف. ا. ن. است. لذا مستندا به مواد ۳۷۰ و ۳۹۶ قانون مارالذکر با رد فرجامخواهی بعمل امده دادنامه فرجامخواسته راتایید وابرام می نماید./ا۴۰۱/۱/۱۵
شعبه *
رییس شعبه : ج. ق. مستشار: س. م. ت.
فهرست
خلاصه جریان پرونده
متن رأی
نقد رأی
دعوای فسخ نکاح به دلیل تدلیس
در تاریخ 4 دی 1392، دادگاه عمومی خانواده تهران به درخواست یکی از طرفین، به موضوع فسخ ازدواج به دلیل تخلف از توافقات ضمن عقد نکاح رسیدگی کرد. درخواستکننده ادعا نمود که طرف مقابل خود را دوشیزه و بدون ازدواج قبلی معرفی کرده است، در حالی که بعداً مشخص گردید که طرف مقابل دارای سابقه ازدواج قبلی بوده است. طرف مقابل در دفاعیات خود اظهار داشت که این موضوع را به اطلاع درخواستکننده رسانده و کتمان نکرده است. <br>دادگاه پس از استعلام از پزشکی قانونی و بررسی مستندات موجود، به این نتیجه رسید که سابقه ازدواج و طلاق، در صورتی که قبل از مراسم زفاف به اتمام رسیده باشد، عیب محسوب نمیشود و در فرض کتمان نیز این امر تدلیس به شمار نمیآید. همچنین، عدم ذکر شرط ازدواج قبلی در عقد، حق فسخ را برای درخواستکننده ایجاد نمیکند. بنابراین، دادگاه دعوی را رد کرد.<br>در مرحله تجدیدنظر، دادگاه با تایید حکم بدوی، اعلام کرد که ایرادات مطرح شده از سوی ت. ن. خ. به اندازهای نیست که نشاندهنده اشتباه در حکم باشد و به همین دلیل، حکم اولیه تایید گردید. این تصمیمات بر اساس <a class="artref" href="/ماده/ماده-1128-a_0815110236785">مواد 1128 قانون مدنی</a> و مواد 348، 358 و 368 قانون آیین دادرسی مدنی اتخاذ شده است.
تاریخ دادنامه قطعی: 1392/10/04
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در صورتی که زوجه وقوع عقد سابق خویش را کتمان و پنهان نموده باشد این امر تدلیس محسوب نمی شود و حق فسخ ندارد مگر اینکه عدم ازدواج قبلی شرط شده باشد چه در صورت شرط ضمن عقد و یا با توصیف آن در عقد و چه با توصیف قبل از عقد به نحوی که صیغه عقد بر مبنای آن واقع گردد.
در خصوص دادخواست خواهان آقای ه.ط. فرزند ح. با وکالت آقای م.ک. به طرفیت خوانده خانم خ.م. فرزند ص. به خواسته صدور حکم مبنی بر فسخ ازدواج به سبب تخلف از مورد توافق زوجین ضمن عقد نکاح. اختصارا بدین توضیح که خ. د. د. تقدیمی اظهار می دارد: موکل طی مراسم خواستگاری از زوجه حین انجام مذاکرات اولیه... خود را دوشیزه و بدون ازدواج قبلی معرفی نموده است اکنون کاشف به عمل آمده ازدواج قبلی داشته و درخواست استعلام و معرفی زوجه به پزشکی قانونی را خواستاریم خ. ن. د. جلسه دادگاه حضور دارد اظهار می دارد: اینجانب ازدواج قبلی خودم را به اطلاع خواهان رسانده بودم و موضوع را کتمان نکرده بودم و همچنین در ازدواج قبلی نیز باکره بودم... خواهان ادعای واهی دارد که بنده به اطلاع ایشان نرساندم، بنده همه چیز را به ایشان گفتم دادگاه پس از استعلام از پزشکی قانونی تحت شماره 21695 /م 13/1 - 23/6/92 اشعار گردیده است از خانم خ. صاحب عکس اسکن شده و معاینه به عمل آمد پرده بکارت از نوع حلقوی با لبه نسبتا بلند و بدون پارگی است. دادگاه پس از بررسی مجموع اوراق و محتویات پرونده و استماع اظهارات ایشان و مداقه در قانون مدنی ملاحظه میگردد سابقه ی ازدواج و طلاق در صورتی که قبل از مراسم زفاف متارکه شده باشد عیب محسوب نمی گردد که در فتوای حضرت آیت اله خامنه ای آمده است (در باکره نبودن عیب نیست ولی بکارت صفت کمال است) (ره توشه قضایی 406 ص 280 ) به فرض که عیب محسوب شود اعلام آن شرعا ضرورتی ندارد و لازم نیست بنابراین به فرض که زوجه وقوع عقد سابق خویش را کتمان و پنهان نموده باشد این امر تدلیس محسوب نمی شود و حتی در صورتی که اگر زوج می دانست زوجه سابقه ی ازدواج دارد و با او ازدواج نمی کرد و با این باور و اعتقاد که او سابقه ازدواج ندارد حاضر به ازدواج با او شده باشد و بعد کشف خلاف گردد بازهم حق فسخ نکاح ندارد مگر اینکه عدم ازدواج قبلی شرط شده باشد چه در صورت شرط ضمن عقد و یا با توصیف آن در عقد و درجه توصیف قبل از عقد و اجرای صیغه عقد بر مبنای آن واقع گردد که در این صورت با کشف خلاف حق فسخ برای زوج وجود خواهد داشت لیکن در پرونده حاضر این موضوع نه در عقد شرط شده است و نه قبلا مطرح شده تا عقد بر مبنای آن واقع شده باشد علی ایحال دادگاه دعوی خواهان را محمول بر صحت و ثابت تشخیص نداده و مستندا فتوای حضرت امام خمینی در تحریر الوسیله جلد 2 ص 296 ذیل مسئله 13 و مسئله 14 و 15 و ره توشه قضایی شماره 405 صفحه 498 تا 510 و <a class="artref" href="/ماده/ماده-1128-a_0815110236785">ماده 1128 قانون مدنی</a> حکم به ردّ دعوی خواهان صادر و اعلام مینماید رای صادره حضوری و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران م. ب..
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی خانواده تهران - نورالهی
رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی آقای ه.ط. با وکالت آقای م.ک. به طرفیت خانم خ.م. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 14/8/92 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی (خانواده) تهران که به موجب آن حکم به ردّ دعوی ت. ن. خ. به خواسته صدور حکم به فسخ نکاح صادر گردیده است ن. ب. ا. دادنامه تجدیدنظر خواسته مطابق دلایل موجود در پرونده و وفق مقررات قانونی صادر گردیده است و ایراد ت. ن. خ. در حدی نیست که موجب حصول علم به وجود اشتباه در حکم گردد لذا اعتراض نامبرده قابل انطباق با جهات مقرر در ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 نمیباشد درنتیجه دادگاه به استناد قسمت اخیر ماده 358 و 368 قانون مذکور ضمن ردّ اعتراض حکم تجدیدنظر خواسته را تایید مینماید رای صادره ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور نمیباشد.
رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه
در این پرونده، درخواست بطلان نکاح دائم مطرح شده است. مدعی ادعا کرده که هر دو طرف در عقد ازدواج، زن هستند و از نظر پزشکی و شرعی، مدعی مرد محسوب نمیشود. وی با استناد به مواد 365 و 348 قانون مدنی و فتاوی مراجع عظام، بطلان نکاح را درخواست کرده است. در پاسخ، طرف مقابل به وجود حکم طلاق و تغییر جنسیت قانونی اشاره کرده و ادعا نموده که نکاح بر اساس مقررات قانونی معتبر است. <br>دادگاه ابتدا با استناد به مستندات و گزارش پزشکی قانونی، دادخواست را رد کرده و بطلان دعوی را تایید کرده است. پس از آن، مدعی به این رای اعتراض کرده و در مراحل تجدیدنظر، دادگاه با تاکید بر تغییرات قانونی و شناسنامهای، رای بدوی را تایید نموده است. <br>سپس، مدعی با ارائه نظریهای جدید به عنوان اعاده دادرسی، ادعا کرده که طرف مقابل به حیله و تقلب متوسل شده است. اما دادگاه با رد این ادعا، قرار رد اعاده دادرسی را صادر کرده است. در نهایت، دادگاه در هر دو مرحله تجدیدنظر و اعاده دادرسی، با استناد به مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی، به عدم موجه بودن اعتراضات و ادعاهای مدعی، رایهای صادره را تایید و ابرام نموده است.
در این پرونده اقای ا. ب. به وکالت از ک. ش. در مورخه 96/8/1 با تقدیم دادخواست به خواسته بطلان نکاح (اعلام بطلان عقد ازدواج دائم نکاحنامه 20503 مورخه 91/3/5) به طرفیت خانم ا. ا. م. طرح دعوی نموده است. در متن دادخواست امده عقد ازدواج بین یک فرد مذکر و مونث صورت میگیرد در حالی که در عقد مذکور هر دو نفر مونث بوده اند و زوجه به این امر اگاه بوده و در یک دانشگاه تحصیل می کرده اند و خواهان با نام ف. ش. (ک.) حاضر به تغییر جنسیت میگردد. ولی جراحی بر روی وی صورت نمی گیرد. و گواهی پزشکی نیز اینگونه نظر داده است. نامبرده یک مورد اختلال هویت جنسیتی است.که در 88/12/10 در کمیسیون روانپزشکی قانونی با درخواست و. م. ب. عمل تغییر جنسیت موافقت شد و در 89/8/19 تحت عمل جراحی اولیه با برداشتن رحم و تخمدانها و در 91/2/10 تحت عمل جراحی تخلیه پستانها قرار گرفته ولی جراحی بعدی جهت تعبیه بیضه ها و الت رجولیت هنوز انجام نگرفته و اندام تناسلی خارجی نامبرده مونث است.ولی از لحاظ هویتی و روحی و روانی مذکر محسوب میگردد. لذا موکل در زمان عقد فاقد الت رجولیت و بیضه بوده که به این فرد از نظر پزشکی و شرعی مرد اطلاق نمی گردد. و نکاح مونث با مونث برخلاف فقه امامیه است. و عقدی که مطابق قانون نباشد. (<a class="artref" href="/ماده/ماده-365-a_0815110236012">ماده 365 قانون مدنی</a>) و ماده 348) باطل است. پاسخ استفتایات ایات عظام عبارتند از 1- ع. م. د.: نکاح دائم شخص مذکور با جنس مونث جایز نیست استصحاب مونث بودن وی م. ب..
2- م. ش.: ب. ت. ب. اینکه تغییر جنسیت صوری است.نه واقعی او همچنان زن محسوب شده و ازدواجش با زن دیگر باطل است.کپی استعلام از ایات عظام ضم دادخواست م. ب.. شعبه *در مورخه 96/8/13 تشکیل جلسه داده خواهان و وکیل وی حضور یافته لیکن خوانده حاضر نشده است. وکیل خواهان مطالب را ب. ش. د. بیان نموده است. مطابق دادنامه 379 مورخه 95/4/6 شعبه *با احراز عسر و حرج خانم ا. ا. م. از جهت ضرب و جرح وی توسط ز. ا. ک. ش. و اختلال جنسیت حکم طلاق صادر نموده که مورد تایید شعبه *و ابرام شعبه *از این جهت که عسر و حرج زوجه ب. ت. ب. ضرب و شتم وی محرز است.گردیده است. (دادنامه *مورخه 96/3/7 شعبه *) اقای ف. ز. به عنوان وکیل خانم ا. م. در جلسه حاضر و ضمن تقدیم لایحه اعلام کرده در مقابل استفتایات خواهان فتاوی دیگری نیز وجود دارند. که خلاف ان است. ضمن اینکه وقتی قانون تکلیف را روشن نموده نوبت به فتوای نمی رسد از جمله صدور حکم طلاق که مورد تایید دیوان هم قرار گرفته است. شعبه *با اخذ نظریه مشاور ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخه 96/8/24 با این استدلال که صدور حکم طلاق نشان از پذیرش صحت نکاح دارد. حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. اقای ا. ب. به وکالت از ک. ش. نسبت به دادنامه اعتراض نموده و شعبه *درمورخه 96/11/14 تشکیل جلسه داده است. وکیل ت. ن. خ. به لایحه خود استناد و عکس های گذشته زوجین که هر دو مونث بوده اند اشاره نموده است.و فتاوی ارائه شده که حکایت از بطلان عقد دارد. وکیل ف. خ. ن. در دفاع لایحه تقدیم نموده است.نهایتا شعبه *نیز ب. ت. ب. صدور رای طلاق و اجرای ان و تغییر جنسیت قانونی و غلبه مردانگی وی و تغییر نام و اسناد سجلی زوج نهایتا دادنامه بدوی را تایید نموده است. اقای ا. ب. به وکالت از ک. ش. از دادنامه فرجامخواهی نموده که مفاد لایحه وی عمدتا مطالبی است.که در متن دادخواست و جلسات دادرسی و لوایح قبلی بیان شده است. متن کامل لایحه ایشان در زمان شور قرائت میگردد.
فرجام خواهی اقای ک. ش. با وکالت ا. ب. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 96/11/8 صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم بر بطلان دعوی ف. خ. از جهت درخواست بطلان نکاح مشارالیه با فرجامخوانده خانم ا. ا. م. صادر گردیده وارد و موجه نمیباشد. و دادنامه فرجامخواسته ب. ت. ب. گزارش پزشکی قانونی و تغییر شرایط جسمی ف. خ. و تغییرات شناسنامه ای و وضعیت ظاهری مطابق مقررات و موازین قانونی صادر و ایراد و اعتراض موجه و موثری که موجبات نقض دادنامه فرجامخواسته را مطابق مقررات مندرج در ماده 371 قانون ایین دادرسی مدنی ایجاب نماید. ازناحیه وکیل مشارالیه ارائه نگردیده است. لذا با استناد به مواد 370 و 396 قانون مارالذکر با رد فرجامخواهی به عمل امده، دادنامه فرجام خواسته تایید و ابرام میگردد.
با قطعیت دادنامه صادره خانم ف. د. به وکالت از ک. ش. در مورخه 1400/09/02 با تقدیم دادخواست به خواسته اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره *صادره از شعبه *تقاضای رسیدگی نموده و اعلام کرده موکل طبق نظریه مورخه 1400/08/17 به شماره 1400/528 دارای جنسیت مونث بوده و زن م. ب.. و ازدواج دو همجنس باطل است. این نظریه اخیرا تحصیل شده و مکتوم بوده و اظهارات خلاف واقع خوانده که با حیله و تقلب که موکل را مرد جلوه داده لذا با استناد به بند 7 و 5 ماده 426 قانون ایین دادرسی مدنی تقاضای قبولی اعاده دادرسی و جلب نظر کارشناس را دارد. شعبه *در مورخه 1400/09/18 تشکیل جلسه داده است.وکیل خ. ا. ک. دلیل من بند 5 و 7 ماده 426 است.و تامین دلیلی که انجام شده در مورد بند 7 و در مورد بند 5 حیله و تقلب خوانده در طول دادرسی و زمان عقد است. که موکل مرد اعلام شود. و مونث بودن وی مخفی نگه داشته شده است.وکیل خ. گ. مدرک جدید اخیرا به دست اورده و زمان رسیدگی نبوده تا مخفی باشد. و مشمول بند 7 نیست و در مورد حیله و تقلب هم محکومیت برای موکل ایجاد نشده است. ضمن اینکه خواهان خودش رفته تغییر جنسیت داده و شناسنامه مردانه گرفته است.و سند سجلی خود را همه جا ارائه می کرده و طبق سند رسمی ایشان مرد است.تقاضای رد دادرسی را دارم. دادگاه با ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره *مورخه 1400/09/20 با این استدلال که 1- حکمی دال بر اثبات حیله و تقلب طرف مقابل صادر نشده 2- مدرک ارائه شده باید در زمان دادرسی مکتوم باشد. و اخیرا اخذ شده است.قرار رد اعاده دادرسی را صادر نموده است.خانم ف. د. به وکالت از ک. ش. از دادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه تقدیمی ایشان و پاسخ وکیل فرجامخوانده ع. ح. در زمان شور قرائت میگردد.
فرجامخواهی خانم ف. د. به وکالت از ک. ش. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 1400/09/20 صادره از شعبه *که به موجب ان قرار رد اعاده دادرسی ف. خ. از دادنامه قطعی صادره از دادگاه مذکور صادر گردیده وارد و موجه نمیباشد. و دادنامه فرجامخواسته ب. ت. ب. استناد ف. خ. ب.
بند 5 و 7 ماده 426 قانون ایین دادرسی مدنی و استدلال دادگاه تجدیدنظر از جهت عدم اثبات یا احراز حیله و تقلب از ناحیه فرجامخوانده و مکتوم نبودن مدرک ارائه شده در زمان دادرسی اولیه مطابق مقررات و موازین قانونی صادر و ایراد و اعتراض موجه و موثری که موجبات نقض دادنامه فرجامخواسته را مطابق مقررات مندرج در ماده 371 قانون ایین دادرسی مدنی ایجاب نماید. از ناحیه وکیل ف. ا. ن. است. لذا مستندا به مواد 370 و 396 قانون مارالذکر با رد فرجامخواهی به عمل امده دادنامه فرجامخواسته راتایید وابرام می نماید./ا401/1/15
رئیس شعبه: ج. ق. مستشار: س. م. ت.
در رای دادگاه تجدیدنظر استان، درخواست تجدیدنظر ی. ا. ط. دعوی به منظور نقض دادنامه صادره از شعبه ششم دادگاه خانواده زنجان مورد بررسی قرار گرفت. در این دادنامه، دعوی خواهان بدوی در خصوص فسخ نکاح دائم به دلیل عدم تحقق شرایط قانونی لازم برای این امر، باطل اعلام گردید. دادگاه تجدیدنظر با استناد به مستندات پرونده، استدلالهای منطقی دادگاه بدوی و نظریات پزشکی قانونی، به این نتیجه رسید که شرایط قانونی برای فسخ نکاح محقق نشده است. بر اساس فتاوای فقها و به ویژه نظر حضرت امام خمینی (ره) در تحریرالوسیله، تدلیس تنها در صورتی موجب خیار میشود که نقص یا عدم کمال به طور صریح در عقد ذکر شده باشد. بنابراین، اعتراض ت. ن. خ. بر اساس ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی، فاقد وجاهت قانونی تشخیص داده شد. در نهایت، با استناد به ماده 358 همان قانون، دادنامه تجدیدنظرخواسته تایید و اعلام گردید که این رای ظرف بیست روز پس از ابلاغ، قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور است.
در خصوص تجدیدنظرخواهی اقای م. ب. با وکالت اقای ع. ش. م. به طرفیت خانم پ. ی. پ. با وکالت خانم خ. ا. ازدادنامه شماره 140111390000211149 صادره از شعبه ششم دادگاه خانواده زنجان که به موجب ان حکم به بطلان دعوی خواهان بدوی با خواسته فسخ نکاح دایم صادر شده است. ب. ت. ب. محتویات پرونده و رسیدگی های انجام شده و توضیحات و استدلال موجه و مستدل دادگاه بدوی و نظریات پزشکی قانونی اعم از بدوی و کمیسیون به شرح مندرج در پرونده و اینکه طبق فتاوای فقها از جمله حضرت ا. خ. (ره) در جلد دوم تحریرالوسیله مسیله 13 از مسایل عیوب موجب خیار فسخ و تدلیس صفحه 295 فرموده: تدلیس در صورتی موجب خیار است.که عدم نقص مانند موارد مذکور از سوی ت. ن. خ. و یا وجود صفت کمال به نحو اشتراط لفظی در عقد نکاح ذکر شود. و یا عقد متباینا به ان جاری شود. و در موضوع پرونده جهت مذکور محقق نشده است.لذا دادنامه مطابق مقررات قانونی صادر شده و خدشه ای به ان مترتب نیست و ن. ب. ا. ت. ا. و اعتراض موجه و موثری که با شقوق ماده 348 قانون ایین دادرسی مدنی منطبق بوده و نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته را ایجاب نماید. به عمل نیاورده است. فلذا به استناد ماده 358 از قانون مذکور ضمن رد اعتراض دادنامه تجدیدنظرخواسته تایید میگردد. رای صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجامخواهی در دیوانعالی محترم کشوراست./ن
رئیس دادگاه:ح. ا. مستشار دادگاه: م. ص.
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2
موارد مرتبط 64
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از قرار رد درخواست اعاده دادرسی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض قرار فرجامخواسته در اجرای بند الف
-
رأی
هماستناد
2- صدور قرار امتناع از رسیدگی به واسطه اظهارنظر ارشادی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی و با توجه به مواد 377
-
رأی
هماستناد
رابطه میان ترک فعل و تدلیس
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی را درخواست می نماید (ص 153 تا 155
-
رأی
هماستناد
دلالت عرفی بذل کلیه حقوق مالی توسط زوجه
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی
-
رأی
هماستناد
اعتراض شخص ثالث در امور کیفری
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته نقض و رسیدگی مجدد به
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در تعیین مبلغ خسارت تاخیرتادیه
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
وضعیت حقوقی معامله صوری در فرض عدم تناسب ثمن و مثمن در بیع
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق دارد نتیجتا مستند به ماده 370 قانون
-
رأی
هماستناد
وضعیت انعقاد عقد نکاح توسط سفیه
ماده 371 قانون آیین دادرسی در امور مدنی نداشته و از حیث مراعات قوانین و مق
-
رأی
هماستناد
عدول دادگاه از نظریه پزشکی قانونی در خصوص حجر
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد علیهذا ضمن رد درخواست فرجام خ
-
رأی
هماستناد
دلالت بذل حقوق مالی بر عسر و حرج زوجه
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد
-
رأی
هماستناد
مبدأ زمانی محاسبه خسارت تأخیر تأدیه وجه چک
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی با رعایت شقوق الف مواد 401 و 405 همان قانو
-
رأی
هماستناد
فسخ نکاح به دلیل تعدد ازدواج زوجه
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای عدم حضور قاضی مشاور زن در دادگاه خانواده
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی تقاضای نقض دادنامه فرجام خواسته را استدعا
-
رأی
هماستناد
مفهوم غرامات در صورت مستحق للغیر درآمدن مبیع
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و در اجرای بند ج ماده 401 قانون مارالذ
-
رأی
هماستناد
اثر طلاق واقعه مطابق با مذهب بدون تشریفات قانونی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی و به لحاظ عدم رعایت اصول مقررات قانونی و و
-
رأی
هماستناد
1-تحقق شرط ضمن عقد نکاح مبنی بر فرزنددار نشدن زوجین2-اثر توافق نسبت به عدم باروری بر شرط ضمن عقد نکاح
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض رای فرجام خواسته مستندا به بند ج ا
-
رأی
هماستناد
اعتبار قاعده فراش
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و با اختیار حاصل از بند ج ماده 401 قان
-
رأی
هماستناد
دعوی طلاق به دلیل فرزنددار نشدن زوجین
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض رای فرجام خواسته مستندا به بند ج ا
-
رأی
هماستناد
حدود اختیار وکیل در اسقاط حق تجدیدنظر و فرجام خواهی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست طلاق توسط زوجه به دلیل عقیم بودن زوج
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نقض رأی تجدیدنظر در پرونده طلاق به دلیل عسر و حرج توسط دیوان عالی کشور و ارجاع به شعبه بدوی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ترک زندگی توسط زوج قبل از آغاز زندگی مشترک
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد
-
رأی
هماستناد
اثر ارائه دلیل جدید برای اثبات ادعا در مرحله فرجام خواهی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به شعبه مح
-
رأی
هماستناد
تحقیق دادگاه جهت احراز عسر و حرج زوجه
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و پرونده حسب بند الف ماده 401 قانون مر
-
رأی
هماستناد
(1)- مرجع صالح جهت صدور قرار رد دادخواست نخستین به علت عدم رفع نقص (2)-عدم ارایه پرونده بالینی در دعوای حجر(3)- تعارض میان دو نظریه پزشکی قانونی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی با رعایت شقوق الف مواد 401 و 405 همان قانو
-
رأی
هماستناد
وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد
-
رأی
هماستناد
تعریف برص
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی و با اختیار حاصله از بند الف ماده 401 قانو
-
رأی
هماستناد
اثر صدور حکم غیابی بر صلاحیت دادگاه
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
(1)- مسولیت شرکت بیمه در فرض توافق با راننده زیاندیده (2)- اعتبار توافقات میان راننده زیاندیده و شرکت بیمه در خصوص مطالبه خسارات
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد
-
رأی
هماستناد
بار اثبات در ادعای تبرعی بودن کار زوجه در منزل
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی و با رعایت بند ج ماده 401 همان قانون ضمن ن
-
رأی
هماستناد
مالکیت منابع واقع در اراضی موقوفه
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
معیار صدور حکم حجر به علت جنون
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی به علت نقص رسیدگی و تحقیقات نقض و رسیدگی ب
-
رأی
هماستناد
1- انتقال عوضین در عقود معاوضی2-شرط مطالبه خسارت قراردادی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و رسیدگی بعدی طبق بندهای الف مواد 401
-
رأی
هماستناد
وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد
-
رأی
هماستناد
1- حیطه صلاحیت کارشناس در احراز غبن فاحش2- درخواست تائید فسخ معامله به جهات متعدد
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و رسیدگی بعدی با لحاظ بندهای الف مواد
-
رأی
هماستناد
عسر و حرج ناشی از عدم آغاز زندگی مشترک
مواد 371 و 401 قانون آیین دادرسی مدنی صادر گردید
-
رأی
هماستناد
تقدیم دادخواست بدون تصریح به سمت نماینده
ماده 371 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته نقض و طبق بند الف ماد
-
رأی
هماستناد
تاثیر محکومیت زوجه به رابطه نامشروع بر حقوق مالی وی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد
-
رأی
هماستناد
مبنای احتساب مهلت اعتراض به آرای اصلی و اصلاحی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط بذل نفقات معوقه و اجرت المثل زوجه در قبال طلاق خلع
ماده 371 از قانون آیین دادرسی مدنی به دادگاه صادر کننده رای عودت داده می شود
نظریات مشورتی 2
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/1508 مورخ 1399/10/24
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی قابل نقض است؟ 3- منظور از اصول دادرسی و تش
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/94/422 مورخ 1394/02/19
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی
مواد مرتبط 3
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 365 — قانون مدنی
ماده 365 قانون مدنی
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 371 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
مطابق مقررات مندرج در ماده 371 قانون ایین دادرسی مدنی ایجاب نماید
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 426 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
به استناد فرجامخواه به بند 5 و 7 ماده 426 قانون ایین دادرسی مدنی و استدلال دادگاه تجدیدنظر از جهت عدم اثبات
دکترین 19
-
مقاله
هماستناد
و در اختیار داد برده جدید داد باخته حکم قطعی منقوض قرار
ماده 365 ق.م
-
مقاله
هماستناد
با رخداد پیش آمده داد برده دادنامه نهایی ناچار است به استناد
ماده 365 ق.م
-
مقاله
هماستناد
با رخداد پیش آمده داد برده دادنامه نهایی ناچار است به استناد
ماده 365 ق.م
-
مقاله
هماستناد
و نقل و انتقال عادی چنین مالی اثر حقوقی در مشروعیت نداشته
ماده 365 ق.م
-
مقاله
هماستناد
احکام قانونی ناظر بر عقود فاسد
ماده 365 ق.م
-
مقاله
هماستناد
احکام قانونی ناظر بر عقود فاسد
ماده 365 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مسکن به دست آمده از جرم یا مناسبات نامشروع
ماده 365 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مسکن به دست آمده از جرم یا مناسبات نامشروع — مال به دست آمده از طریق نامشروع
ماده 365 ق.م
-
مقاله
هماستناد
دگرگونی مقررات و تشریفات قانونی — گاه در فاصله شروع به اجرای حکم
ماده 365 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ماده ۳۶۵ ق
ماده 365 ق.م
-
مقاله
هماستناد
بطلان نقل و انتقال مال توقیف شده — از تاریخ صدور دستور موقت و تامین
ماده 365 ق.م
-
مقاله
هماستناد
بطلان نقل و انتقال مال توقیف شده — توقیف شده و ایجاد تعهد نسبت به
ماده 365 ق.م
-
مقاله
هماستناد
بطلان نقل و انتقال مال توقیف شده — توقیف شده و ایجاد تعهد نسبت به
ماده 365 ق.م
-
مقاله
هماستناد
معیار نامشروع بودن موضوع ادعا — معیار آسان و در دسترس برای یافتن
ماده 365 ق.م
-
مقاله
هماستناد
معیار نامشروع بودن موضوع ادعا — یا به موجب ماده ۶۵۴ ق
ماده 365 ق.م
-
مقاله
هماستناد
معیار نامشروع بودن موضوع ادعا — یا به موجب ماده ۶۵۴ ق
ماده 365 ق.م
-
مقاله
هماستناد
عدم جریان دادرسی فوری بر موضوع نامشروع — دادرسی اقتضاء دارد
ماده 365 ق.م
-
مقاله
هماستناد
عدم جریان دادرسی فوری بر موضوع نامشروع — بنابراین چنانچه در دعوای مبتنی بر خرید
ماده 365 ق.م
-
مقاله
هماستناد
عدم جریان دادرسی فوری بر موضوع نامشروع — بنابراین چنانچه در دعوای مبتنی بر خرید
ماده 365 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
