رأی
دعوای فسخ نکاح به دلیل کتمان ازدواج سابق زوجه
رأی خلاصه جریان پرونده
در این پرونده آقای هـ .ب. فرزند ر. با وکالت خانم ل.م. به طرفیت خانم ز.ع. فرزند م. به خواسته فسخ نکاح دادخواست تقدیم به شعبه 239 مجتمع خانواده تهران نموده است. وکیل خ. خ. خ. را در شرح دادخواست چنین بیان نموده است: خوانده به موجب سند نکاحیه شماره 8931ـ25/8/89 زوجه رسمی خواهان (زوج) م. ب. و تا زمان عقد مشارٌالیه بیان داشته که سابقاً با شخصی به مدت حدوداً دو هفته نامزد بوده و به دلیل عدم تفاهم اخلاقی نامزدی به هم خورده و چندین بار در حضور خانواده با یکدیگر دیدار نموده اند ولیکن اخیراً موکل (زوج) با تحقیقات مفصلی که در خصوص موضوع به عمل آورده متوجه شده که خوانده با شخص موردنظر تا مدت چندین ماه در ارتباط بوده و صیغه عقد موقت نیز مابین نامبردگان جاری بوده است لذا با عنایت به اینکه عقد شرعی نکاح متبایناً بر عدم وقوع عقد فی مابین خوانده و نامزد سابق فرد واقع گردیده و خوانده با تدلیس و فریب خوانده مفروض شرع و قانون بوده و از موارد فسخ نکاح م.
ب. تقاضای فسخ نکاح را دارم. دادگاه در تاریخ 7/2/91 تشکیل وکیل خ. ل. ا. را تقدیم دادگاه نموده و در آن لایحه به طور مفصل خواسته موکل را بیان نموده است و بیان داشته موکل (زوج) پس از چندین جلسه معارفه و رفت وآمد خانوادگی متوجه عدم تفاهم اخلاقی و فرهنگی وی گردیده از همان ابتدای امر زوجه بنای ناسازگاری گذاشته و با طرح دعوی مطالبه مهریه و نفقه و بدون تعیین تکلیف زندگی مشترک زناشویی از دیدار با زوج استنکاف و سابقاً اقدام به عقد نکاح نموده است و این امر را از موکل (زوج) کتمان کرده بنابراین وفق ماده 1128 ق.م.
و صراحت آن ممکن است شرط صفت در عقدنامه تصریح شده باشد لیکن عقد بر مبنای آن واقع گردیده است بدین معنا که اگر ی. ا. ط. بدواً مطلع می شد که شرط مزبور موجود نیست تن به ازدواج نمی داد تخلف از شرط صفت نیز به معنای فقدان صفت خاصی که به حکم عرف یا ارادۀ زوجین مبنای تراضی قرارگرفته باشد به گونه ای که در صورت عدم علم به آن وصف ازدواج صورت نمی پذیرفت با در نظر گرفتن تعاریف فوق الاشعار درصورتی که فردی فاقد وصفی باشد که عقد متبایناً بر آن واقع شده نسبت به آن سکوت کند و آن را کتمان نماید به یقین این عمل مصداق بارز فقدان وصف مقصود بوده و به دلیل خیار تخلف شرط وصف عقد مزبور قابل فسخ خواهد بود و خیار تخلّف شرط صفت در مانحن فیه تحقق یافته است و به استناد ماده 1128 ق.م.
موکل حق خیار فسخ خود را اعمال نموده و بدین وسیله فسخ نکاح با خوانده را اعلام و از دادگاه به دلیل اختلاف به وجود آمده تقاضای اعلام انحلال نکاح می گردد دادگاه به لحاظ عدم حضور خوانده که در آدرس اعلامی شناخته نشده بوده وقت را تجدید و وکیل خواهان اعلام می نماید که ظرف یک هفته آدرس جدید خوانده را به دادگاه اعلام می نمایم پس از شناسایی آدرس خوانده وقت به آنان ابلاغ در تاریخ 28/3/91 دادگاه تشکیل و وکیل خواهان مجدداً مطالب خود را که در لایحه و دادخواست بیان نموده بودند تکرار و اضافه می نماید که تقاضای اعلام فسخ نکاح مورد درخواست م.
ب. و عنداللزوم شهادت شهود جهت احراز امر مورد استدعا م. ب. و شهود حاضرند در دادگاه حاضر و شهادت دهند که خوانده فقط در جلسه خواستگاری گفته من و آقای …. نامزد بوده ایم و دادگاه خطاب به وکیل خواهان اعلام می نماید موکل شما از چه زمانی از این امر مطلع شده اند جواب می دهند موکل من اسفندماه نود متوجه شده و با پرس وجو متوجه شده ایشان در عقد نکاح آقای …. بوده است، خوانده اعلام می نماید من حرف های وکیل خواهان را قبول ندارم در ماه رمضان سال 89 شخصی که یکی از دوست های آقای ب.
(زوج) بود به عنوان معرف برای ازدواج آقای هـ .ب. را به خانواده من معرفی نمود و من به معرف گفتم که به آقای ب. بگوید که من یک نامزد داشته ام و من آقای ح.الف. صیغه نکاح خوانده ایم و ما محرم هم بوده ایم ولی آقای …. گفت لزومی ندارد ولی با اصرار من آقای …. مراتب را به آقای ب. اطلاع داده بود و بعد از اطلاع ایشان آقای ب. گفتند که مادرم راضی به ازدواج نمی باشد چون من قبلاً عقد نکاح با آقای …. داشته ام آبان ماه سال 89 مجدداً ایشان پیغام فرستادند و خودش و خانواده اش قرار گذاشتند و آمدند در جلسه خواستگاری همه این امور به مادر زوج اعلام گردید و خودم نیز هر دو جلسه که با هم صحبت کردیم مراتب محرم بودن را می خواستم به خود آقای ب.
بگویم گفت من مشکل را با خودم حل کردم و قبل از عقد نکاح من مراتب محرم بودن خودم را به ایشان گفته بودم که با آقای …. محرم بودیم و صیغه خواندیم و شهود دارم که اطلاع کامل دارند که مراتب به خواهان اطلاع داده شد و حاضر هستی در دادگاه حاضر نماید وکیل خواهان اعلام نمود من شاهد موکلم معرف ایشان است حاضرم در دادگاه حاضر نمایم دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر و به طرفین ابلاغ می نماید که در تاریخ 19/4/91 دادگاه را تشکیل و پس از تعرفه شهود طرفین و اخذ اظهارات طرفین مبادرت به اخذ شهادت می نماید شاهدین زوجه یکی بنام ن.ع.
می گوید من در جلسه خواستگاری به مادر و خود زوج صراحتاً اعلام کردم که دخترم قبلاً سه ماه با شخص دیگری ازدواج نموده است و صیغه موقت دو ماهه خواندن که بعد دو ماه فسخ شد و این را به آقای ب. و مادرشان گفتم و شاهد دیگر بنام ع.ی. می گوید به آقای ب. چون از بچه های مسجد بودیم خودمانی گفتم که ایشان حدود سه سال پیش یعنی سال 86 به مدت چند ماه نامزد داشته و قاعدتاً صیغه هم بودند و مرتبه دوّم هم به محل کارش رفتم آنجا هم به ایشان گفتم که ایشان نامزد داشته اند و شاهدان زوج یکی بنام الف.ب.
در اولین خواستگاری در مورد عقد یا نامزدی این خانم … من دو روز بعد از عقد از طریق مادرم متوجه شدم شاهد دیگر زوج بنام ت.ع. در زمان خواستگاری و عقد هیچ صحبتی نشد در مورد نکاح قبلی پارسال اسفندماه بود که پسرم از این موضوع مطلع شد و شاهد دیگر زوج بنام الف.ب. می گوید در عین صحبت کردن به مادر ز. گفتم چطور ایشان تا حالا ازدواج نکرده فقط گفت یک نفر بود چند بار آمدورفت یکی دو هفته یک شب شام رفتیم برای آشنایی آمدیم دیگر نخواستیم در مورد نامزدی قبلی چیزی به ما و مادرم نگفتند و برادرم یک ماه بعد از عقد نکاح متوجه شد پس از اظهارات شهود زوج و وکیل وی گفتند اظهارات شهود را به هیچ وجه قبول نداریم و خوانده نیز گفته شهود زوج و اظهاراتشان را قبول ندارم و خودم به زوج اطلاع دادم مادرم نیز مراتب را اطلاع داد و زوج می گوید من در اسفندماه نود از ازدواج قبلی همسرم مطلع شدم دادگاه خطاب به زوج می کند و می گوید اظهارات شما با شهود شما ضدونقیض است زوج می گوید من دفاعیاتم را طی لایحه ارائه می نمایم که وکیل خ.
ل. ا. در تاریخ 20/4/91 به دادگاه تقدیم می نماید و در آن لایحه بیان داشته که خوانده عقد را کتمان نموده و بیان می دارد که با شخص دیگری به مدت چند هفته نامزد بوده و طی چند بار جلسه خانوادگی و معارفه به موضوع فیصله داده و منصرف گردیده است موکل ب. ت. ب. اظهارات ایشان (زوجه) و خانواده وی اقدام به انعقاد عقد نکاح با خوانده می نماید ولی پس از مدتی به روابط بین همسرش با نامزد سابق وی مشکوک گردیده تا اینکه اسفندماه 90 با مراجعه به دادیاری ششم دادسرای ناحیه 18 تهران و اطلاع از پرونده متشکله از ناحیه نامزد سابق خوانده متوجه می گردد که عقد نکاح فی مابین ایشان جاری بوده و چندین ماه نیز با یکدیگر در ارتباط بوده اند و در این راستا شک موکل به یقین تبدیل گردیده و اقدام به فسخ نکاح می نماید اظهارات شهود تعرفه شده از ناحیه خوانده همگی کذب بوده و موضوع عقد نکاح سابق از موکل کتمان گردیده و در زمان خواستگاری و عقد به ایشان اطلاعی داده نشده و اظهارات شهود تعرفه شده از ناحیه موکل (زوج) خلاف اظهارات شهود خوانده (زوجه) را اثبات می نماید به استناد قاعده و تعارض و تساقط، شهادت شهود خوانده فاقد اثر حقوقی و بلاوجه م.
ب. و از طرف دیگر به دلیل تردید موکل به موضوع و عدم یقین در خصوص عقد نکاح سابق تا اسفندماه و جهل به فسخ نکاح و فوریت آن تا اواخر سال 90 اقدامی صورت نداده ولیکن پس از تعیین و جمع آوری مدارک مثبته و بنا به فوریت امر اقدام قضایی مقضی را به عمل می آورد در تاریخ 15/8/91 دادگاه تشکیل و پس از ختم رسیدگی مبادرت به صدور رأی می نماید که رأی صادره به طور خلاصه بیان می شود: در خصوص دادخواست تقدیمی از طرف آقای هـ .ب. فرزند ر. با وکالت خانم ل.م.
به طرفیت خانم ز.ع. فرزند ن. به خواسته صدور حکم بر فسخ نکاح و بعد به صورت کامل اظهارات طرفین را بیان نموده و بیان می دارد که با ملاحظه اوراق و محتویات پرونده صرف نظر از اینکه شهود زوجه در راستای ادعای زوجه شهادت داده اند از همه مهم تر اینکه شهودی که توسط زوج به دادگاه تعرفه گردیده است مبین این امر م. ب. زوج از نکاح سابق اطلاع داشته است و مطالب ابرازی شهود زوج را بیان می نماید دادگاه اظهار می دارد علی ایحال ب. ت. ب. مطالب معنونه فوق که مبین اظهارات ضدونقیض بعضی از شهود زوج م.
ب. مبین این امر م. ب. که زوج حداقل بعد از عقد نکاح که در سال 25/8/89 صورت گرفته اطلاع از ازدواج قبلی زوجه (خوانده) داشته است ولی در سال نود مبادرت به اقدامات جهت تقدیم دادخواست نموده و در تاریخ 17/2/91 اعلام فسخ نکاح نموده است از موارد فسخ نکاح که فوریت فسخ م. ب. پس از یک سال و اندی مبادرت به فسخ نکاح نموده چون فوریت رعایت نگردیده است لهذا دادگاه دعوی خ. ر. و. تشخیص نداده و به استناد ماده 1131 ق.م. حکم بر ردّ دعوی خواهان صادر می نماید از رأی صادره که به شماره 00875ـ16/5/91 ش 239 خانواده م.
ب. تجدیدنظرخواهی نموده که پرونده به همراه لایحه وکیل خواهان تقدیم دادگاه تجدیدنظر استان تهران می شود که در آن لایحه وکیل خواهان بیان می دارد پس از اطلاع از پرونده کیفری مطروحه بین خوانده و نامزد سابق وی همین امر موجب بروز مشکلات روحی و روانی وی شده که به ناچار با مراجعه به حقوقدانان و اخذ مشاوره از حقوق قانونی خود مبنی بر فسخ نکاح و فوریت آن مطلع می گردد چراکه وی اساساً هیچ گونه اطلاعی از موارد فسخ نکاح نداشته تا چه رسد به اینکه از فوریت آن اطلاع و آن را اعمال نماید بنابراین برخلاف سایر موارد حقوقی که جهل به قانون را مسموع ندانسته استثناً در این موضوع حقوقی جهل به قانون توسط صراحت ماده 1131 ق.م.
پذیرفته شده و عدم علم مدّعی به فسخ و نیز فوریت آن موجب سقوط حق وی نخواهد شد و تشخیص فوریت آن نیز به عرف و عادت منوط کرده بنابراین در تعارض با اصل فوریت در قراردادهای مدنی بوده و در فسخ نکاح در واقع نوعی ارفاق توسط قانون گذار در نظر گرفته شده و سعۀ صدر قائل و مدّعی می تواند با استناد به عرف و عادت محملی تأخیر خود را توجیه کند و خواهان در اسفندماه نود متوجه عقد نکاح خوانده شده و از پرونده کیفری یقین حاصل و مشاوره با حقوقدانان حقوقی از فوریت فسخ عقد مطلع و نسبت به طرح دعوی و این موضوع را توسط پیامک به همسر خود اعلام می نماید با عنایت به اینکه عدم علم موکل به فوریت مفروض شرع و قانون م.
ب. استناد دادگاه بدوی بلاوجه بوده و بر پایه و اصول صحیح قانونی و فقهی استوار نمی باشد و درخواست نقض دادنامه بدوی و صدور حکم مبنی بر فسخ نکاح را خواستار است دادگاه تجدیدنظر در تاریخ 3/8/91 پس از تشکیل در وقت فوق العاده و ختم رسیدگی مبادرت به صدور رأی به شماره 1396 مورخ 3/8/91 و بیان می دارد ب. ت. ب. اینکه ت. ن. خ. دلیل موجهی که بتواند بر اساس مقررات مربوطه موجبات فسخ نکاح را فراهم آورد ابراز ننموده است لذا صرف نظر از استدلال دادگاه در عدم رعایت فوریت طرح دعوی فسخ نکاح به لحاظ عدم ابراز دلیل موجه رأی صادره دادگاه بدوی را به استناد مـاده 358 ق.آ.د.م.
تأیید می نماید از ایـن رأی خانـم ل.م. به وکالت از آقای هـ .ب. تقاضای فرجام خواهی نمودند و اعلام می دارد نسبت به دادنامه صادره به شماره 01396ـ3/8/91 از دادگاه عمومی شعبه 24 تجدیدنظر تهران صادر گردیده و در تاریخ 29/8/91 ابلاغ شده معترض و درخواست رسیدگی فرجام خواهی می نمایم و لایحه اعتراضیه و وکالت نامه را پیوست نموده است و در لایحه خود که تکرار لوایح قبلی به بدوی و تجدیدنظر است اضافه می نماید با مداقه در متن دادنامه اصداری از سوی دادگاه بدوی و استدلال ارائه شده، نهایتاً موضوع کتمان حقیقت و تخلّف از شرط وصف توسط خوانده بدوی احراز شده ولیکن به دلیل استنباط متفاوت شهود امر از تاریخ اطلاع و یقین موکل از عقد نکاح سابق همسرش، به دلیل عدم رعایت فوریت، حکم بدون دعـوی صادر که با اعـتراض به دادنامه بدوی و ارجاع به شعبه 24 تجدیدنظر، نهایتاً با این استدلال که دلیل موجه ارائه نشده تأیید و ابرام می گردد لیکن دادنامه اصداری از شعبه 24 تجدیدنظر مخدوش بوده و به دلیل عدم انطباق با موازین قانونی و مستندات پرونده امر، صحیح نمی باشد زیرا ازجمله ادله اثباتی در جهت تبیین موضوع خواسته شهادت شهود بوده که در دادگاه بدوی حاضر و ادای شهادت نموده اند و همگی آن ها به عدم اطلاع موکل از وقوع عقد نکاح سابق همسرش در زمان ازدواج گواهی داده اند و دادگاه بدوی پس از تحقیقات مفصله طی جلسات مکرر و بحث و تبادل لوایح سرانجام موضوع عدم اطلاع موکل از عقد نکاح سابق را احراز و در دادنامه به آن اشاره کرده لیکن استدلال دادگاه تجدیدنظر به گونه ای دیگر بوده و شهادت شهود را ازجمله ادله اثباتی محسوب نکرده است که ضمیمه پرونده و رأی دادگاه تجدیدنظر گردیده که پرونده جهت رسیدگی به فرجام خواهی توسط معاون محترم قضایی در تاریخ 30/11/91 به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … ممیّز و دقت در اوراق پرونده و دادنامه شماره 1396ـ 3/8/91 شعبه 24 تجدیدنظر استان تهران مشاوره نموده چنین رأی می دهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
ب. ت. ب. محتویات پرونده در خصوص اعتراض و فرجام خواهی آقای هـ .ب. و با وکالت خانم ل.م. به طرفیت فرجام خوانده خانم ز.ع. نسبت به دادنامه شماره 1396ـ3/8/91 صادره از شعبه 24 دادگاه تجدیدنظر استان تهران که در تأیید دادنامه 900875ـ16/5/91 صادره از شعبه 239 دادگاه عمومی حقوقی تهران مبنی بر فسخ نکاح م.
ب. و ن. ب. ا. اولاً زوجه مدّعی است که موضوع نامزدی و عقد محرم بودن را به زوج اطلاع داده است و شهود وی نیز آن را تأیید نموده اند و فریب و تدلیس صورت نگرفته است و ثانیاً علی فرض عدم اطلاع و کتمان عقد محرمیت مجرد آن مجوز فسخ نکاح نمی باشد بلکه در صورتی مجوز فسخ نکاح می شود که هنگام اجرای صیغه عقد نکاح عاقد صریحاً در ضمن عقد لفظاً شرط کند و یا اینکه قبل از اجرای صیغه عقد دوشیزه بودن و عقد محرمیت با نامزد قبلی نداشتن را مطرح و عاقد صیغه عقد مبنیاً بر آنچه قبلاً مطرح شده است جاری نماید در موضوع پرونده هیچ یک از آن ها واقع نشده است و ثالثاً بر فرض اینکه شرط لفظی کرده باشند خیار فسخ نکاح فوری است و در مانحن فیه رعایت نشده و اعتراض با شقوق ماده 371 ق.آ.د.م.
انطباق نداشته و وارد نمی باشد ضمن ابرام دادنامه فوق الذکر پرونده طبق ماده 396 از همان قانون جهت اقدام مقتضی به دادگاه صادرکننده رأی عودت داده می شود.
رئیس شعبه26 دیوان عالی کشورـ عضو معاون
انصاری ـ ربانی نژاد
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
دعوای فسخ نکاح به دلیل کتمان ازدواج سابق زوجه
در این پرونده، درخواست فسخ نکاح به دلیل کتمان عقد نکاح قبلی و تدلیس مطرح شده است. متقاضی ادعا کرده که طرف مقابل در زمان انعقاد نکاح، از وجود ارتباط قبلی خود با شخص دیگری که شامل صیغه موقت نیز بوده، اطلاع نداده و این امر موجب فریب وی شده است. بر اساس <a class="artref" href="/ماده/ماده-1128-a_0815110236785">ماده 1128 قانون مدنی</a>، ادعای تخلف از شرط صفت مطرح و درخواست فسخ نکاح ارائه شده است. <br>دادگاه بدوی پس از بررسی اظهارات و شهادت شهود، به این نتیجه رسید که متقاضی از نکاح قبلی طرف مقابل مطلع بوده و به علت عدم رعایت فوریت در طرح دعوی، درخواست وی را رد کرد.
دادگاه تجدیدنظر نیز با تایید رای بدوی، اعلام کرد که دلیلی موجه برای فسخ نکاح ارائه نشده است. در نهایت، دیوان عالی کشور با بررسی اعتراض و فرجامخواهی، تاکید کرد که کتمان عقد محرمیت به تنهایی مجوز فسخ نکاح نیست و ب. ت. ب. عدم رعایت فوریت، حکم دادگاه تجدیدنظر را تایید کرد. بنابراین، درخواست فسخ نکاح رد و پرونده به مرجع صادرکننده رای عودت داده شد.
تاریخ دادنامه قطعی: 1392/09/17
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: مجرد کتمان عقد محرمیت توسط زوجه، ایجادکننده حق فسخ نکاح نیست بلکه در صورتی مجوز فسخ نکاح است که هنگام اجرای صیغه عقد نکاح، عاقد صریحا در ضمن عقد لفظا شرط کند و یا اینکه زوج قبل از اجرای صیغه عقد دوشیزه بودن و فقد عقد محرمیت با نامزد قبلی را مطرح و عاقد صیغه عقد را مبنیا بر آنچه مطرح شده است جاری نماید.
رای خلاصه جریان پرونده
در این پرونده آقای ه-.ب. فرزند ر. با وکالت خانم ل.م. به طرفیت خانم ز.ع. فرزند م. به خواسته فسخ نکاح دادخواست تقدیم به شعبه --- مجتمع خانواده تهران نموده است. وکیل خ. خ. خ. را در شرح دادخواست چنین بیان نموده است: خوانده به موجب سند نکاحیه شماره 8931 - 25/8/89 زوجه رسمی خواهان (زوج) م. ب. و تا زمان عقد مشارٌالیه بیان داشته که سابقا با شخصی به مدت حدودا دو هفته نامزد بوده و به دلیل عدم تفاهم اخلاقی نامزدی به هم خورده و چندین بار در حضور خانواده با یکدیگر دیدار نمودهاند ولیکن اخیرا موکل (زوج) با تحقیقات مفصلی که در خصوص موضوع به عمل آورده متوجه شده که خوانده با شخص موردنظر تا مدت چندین ماه در ارتباط بوده و صیغه عقد موقت نیز مابین نامبردگان جاری بوده است لذا با عنایت به اینکه عقد شرعی نکاح متباینا بر عدم وقوع عقد فی مابین خوانده و نامزد سابق فرد واقع گردیده و خوانده با تدلیس و فریب خوانده مفروض شرع و قانون بوده و از موارد فسخ نکاح م.
ب. تقاضای فسخ نکاح را دارم. دادگاه در تاریخ 7/2/91 تشکیل وکیل خ. ل. ا. را تقدیم دادگاه نموده و در آن لایحه به طور مفصل خواسته موکل را بیان نموده است و بیان داشته موکل (زوج) پس از چندین جلسه معارفه و رفت وآمد خانوادگی متوجه عدم تفاهم اخلاقی و فرهنگی وی گردیده از همان ابتدای امر زوجه بنای ناسازگاری گذاشته و با طرح دعوی مطالبه مهریه و نفقه و بدون تعیین تکلیف زندگی مشترک زناشویی از دیدار با زوج استنکاف و سابقا اقدام به عقد نکاح نموده است و این امر را از موکل (زوج) کتمان کرده بنابراین وفق ماده 1128 ق.م.
و صراحت آن ممکن است شرط صفت در عقدنامه تصریح شده باشد لیکن عقد بر مبنای آن واقع گردیده است بدین معنا که اگر ی. ا. ط. بدوا مطلع می شد که شرط مزبور موجود نیست تن به ازدواج نمی داد تخلف از شرط صفت نیز به معنای فقدان صفت خاصی که به حکم عرف یا اراده زوجین مبنای تراضی قرارگرفته باشد به گونه ای که در صورت عدم علم به آن وصف ازدواج صورت نمی پذیرفت با در نظر گرفتن تعاریف فوق الاشعار در صورتی که فردی فاقد وصفی باشد که عقد متباینا بر آن واقع شده نسبت به آن سکوت کند و آن را کتمان نماید به یقین این عمل مصداق بارز فقدان وصف مقصود بوده و به دلیل خیار تخلف شرط وصف عقد مزبور قابل فسخ خواهد بود و خیار تخلّف شرط صفت در مانحن فیه تحقق یافته است و به استناد ماده 1128 ق.م.
موکل حق خیار فسخ خود را اعمال نموده و بدین وسیله فسخ نکاح با خوانده را اعلام و از دادگاه به دلیل اختلاف به وجود آمده تقاضای اعلام انحلال نکاح میگردد دادگاه به لحاظ عدم حضور خوانده که در آدرس اعلامی شناخته نشده بوده وقت را تجدید و وکیل خواهان اعلام مینماید که ظرف یک هفته آدرس جدید خوانده را به دادگاه اعلام می نمایم پس از شناسایی آدرس خوانده وقت به آنان ابلاغ در تاریخ 28/3/91 دادگاه تشکیل و وکیل خواهان مجددا مطالب خود را که در لایحه و دادخواست بیان نموده بودند تکرار و اضافه مینماید که تقاضای اعلام فسخ نکاح مورد درخواست م.
ب. و عنداللزوم شهادت شهود جهت احراز امر مورد استدعا م. ب. و شهود حاضرند در دادگاه حاضر و شهادت دهند که خوانده فقط در جلسه خواستگاری گفته من و آقای …. نامزد بوده ایم و دادگاه خطاب به وکیل خواهان اعلام مینماید موکل شما از چه زمانی از این امر مطلع شده اند جواب می دهند موکل من اسفندماه نود متوجه شده و با پرس وجو متوجه شده ایشان در عقد نکاح آقای …. بوده است، خوانده اعلام مینماید من حرف های وکیل خواهان را قبول ندارم در ماه رمضان سال 89 شخصی که یکی از دوست های آقای ب.
(زوج) بود به عنوان معرف برای ازدواج آقای ه-.ب. را به خانواده من معرفی نمود و من به معرف گفتم که به آقای ب. بگوید که من یک نامزد داشته ام و من آقای ح.الف. صیغه نکاح خوانده ایم و ما محرم هم بوده ایم ولی آقای …. گفت لزومی ندارد ولی با اصرار من آقای …. مراتب را به آقای ب. اطلاع داده بود و بعد از اطلاع ایشان آقای ب. گفتند که مادرم راضی به ازدواج نمیباشد چون من قبلا عقد نکاح با آقای …. داشته ام آبان ماه سال 89 مجددا ایشان پیغام فرستادند و خودش و خانواده اش قرار گذاشتند و آمدند در جلسه خواستگاری همه این امور به مادر زوج اعلام گردید و خودم نیز هر دو جلسه که با هم صحبت کردیم مراتب محرم بودن را می خواستم به خود آقای ب.
بگویم گفت من مشکل را با خودم حل کردم و قبل از عقد نکاح من مراتب محرم بودن خودم را به ایشان گفته بودم که با آقای …. محرم بودیم و صیغه خواندیم و شهود دارم که اطلاع کامل دارند که مراتب به خواهان اطلاع داده شد و حاضر هستی در دادگاه حاضر نماید وکیل خواهان اعلام نمود من شاهد موکلم معرف ایشان است حاضرم در دادگاه حاضر نمایم دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر و به طرفین ابلاغ مینماید که در تاریخ 19/4/91 دادگاه را تشکیل و پس از تعرفه شهود طرفین و اخذ اظهارات طرفین مبادرت به اخذ شهادت مینماید شاهدین زوجه یکی به نام ن.ع.
می گوید من در جلسه خواستگاری به مادر و خود زوج صراحتا اعلام کردم که دخترم قبلا سه ماه با شخص دیگری ازدواج نموده است و صیغه موقت دو ماهه خواندن که بعد دو ماه فسخ شد و این را به آقای ب. و مادرشان گفتم و شاهد دیگر به نام ع.ی. می گوید به آقای ب. چون از بچه های مسجد بودیم خودمانی گفتم که ایشان حدود سه سال پیش یعنی سال 86 به مدت چند ماه نامزد داشته و قاعدتا صیغه هم بودند و مرتبه دوّم هم به محل کارش رفتم آنجا هم به ایشان گفتم که ایشان نامزد داشته اند و شاهدان زوج یکی به نام الف.ب.
در اولین خواستگاری در مورد عقد یا نامزدی این خانم … من دو روز بعد از عقد از طریق مادرم متوجه شدم شاهد دیگر زوج به نام ت.ع. در زمان خواستگاری و عقد هیچ صحبتی نشد در مورد نکاح قبلی پارسال اسفندماه بود که پسرم از این موضوع مطلع شد و شاهد دیگر زوج به نام الف.ب. می گوید در عین صحبت کردن به مادر ز. گفتم چطور ایشان تا حالا ازدواج نکرده فقط گفت یک نفر بود چند بار آمدورفت یکی دو هفته یک شب شام رفتیم برای آشنایی آمدیم دیگر نخواستیم در مورد نامزدی قبلی چیزی به ما و مادرم نگفتند و برادرم یک ماه بعد از عقد نکاح متوجه شد پس از اظهارات شهود زوج و وکیل وی گفتند اظهارات شهود را به هیچ وجه قبول نداریم و خوانده نیز گفته شهود زوج و اظهاراتشان را قبول ندارم و خودم به زوج اطلاع دادم مادرم نیز مراتب را اطلاع داد و زوج می گوید من در اسفندماه نود از ازدواج قبلی همسرم مطلع شدم دادگاه خطاب به زوج می کند و می گوید اظهارات شما با شهود شما ضدونقیض است زوج می گوید من دفاعیاتم را طی لایحه ارائه می نمایم که وکیل خ.
ل. ا. در تاریخ 20/4/91 به دادگاه تقدیم مینماید و در آن لایحه بیان داشته که خوانده عقد را کتمان نموده و بیان میدارد که با شخص دیگری به مدت چند هفته نامزد بوده و طی چند بار جلسه خانوادگی و معارفه به موضوع فیصله داده و منصرف گردیده است موکل ب. ت. ب. اظهارات ایشان (زوجه) و خانواده وی اقدام به انعقاد عقد نکاح با خوانده مینماید ولی پس از مدتی به روابط بین همسرش با نامزد سابق وی مشکوک گردیده تا اینکه اسفندماه 90 با مراجعه به دادیاری ششم دادسرای ناحیه 18 تهران و اطلاع از پرونده متشکله از ناحیه نامزد سابق خوانده متوجه میگردد که عقد نکاح فی مابین ایشان جاری بوده و چندین ماه نیز با یکدیگر در ارتباط بوده اند و در این راستا شک موکل به یقین تبدیل گردیده و اقدام به فسخ نکاح مینماید اظهارات شهود تعرفه شده از ناحیه خوانده همگی کذب بوده و موضوع عقد نکاح سابق از موکل کتمان گردیده و در زمان خواستگاری و عقد به ایشان اطلاعی داده نشده و اظهارات شهود تعرفه شده از ناحیه موکل (زوج) خلاف اظهارات شهود خوانده (زوجه) را اثبات مینماید به استناد قاعده و تعارض و تساقط، شهادت شهود خوانده فاقد اثر حقوقی و بلاوجه م.
ب. و از طرف دیگر به دلیل تردید موکل به موضوع و عدم یقین در خصوص عقد نکاح سابق تا اسفندماه و جهل به فسخ نکاح و فوریت آن تا اواخر سال 90 اقدامی صورت نداده ولیکن پس از تعیین و جمع آوری مدارک مثبته و بنا به فوریت امر اقدام قضایی مقضی را به عمل می آورد در تاریخ 15/8/91 دادگاه تشکیل و پس از ختم رسیدگی مبادرت به صدور رای مینماید که رای صادره به طور خلاصه بیان میشود: در خصوص دادخواست تقدیمی از طرف آقای ه-.ب. فرزند ر. با وکالت خانم ل.م.
به طرفیت خانم ز.ع. فرزند ن. به خواسته صدور حکم بر فسخ نکاح و بعد به صورت کامل اظهارات طرفین را بیان نموده و بیان میدارد که با ملاحظه اوراق و محتویات پرونده صرف نظر از اینکه شهود زوجه در راستای ادعای زوجه شهادت داده اند از همه مهم تر اینکه شهودی که توسط زوج به دادگاه تعرفه گردیده است مبین این امر م. ب. زوج از نکاح سابق اطلاع داشته است و مطالب ابرازی شهود زوج را بیان مینماید دادگاه اظهار میدارد علی ایحال ب. ت. ب. مطالب معنونه فوق که مبین اظهارات ضدونقیض بعضی از شهود زوج م.
ب. مبین این امر م. ب. که زوج حداقل بعد از عقد نکاح که در سال 25/8/89 صورت گرفته اطلاع از ازدواج قبلی زوجه (خوانده) داشته است ولی در سال نود مبادرت به اقدامات جهت تقدیم دادخواست نموده و در تاریخ 17/2/91 اعلام فسخ نکاح نموده است از موارد فسخ نکاح که فوریت فسخ م. ب. پس از یک سال و اندی مبادرت به فسخ نکاح نموده چون فوریت رعایت نگردیده است لهذا دادگاه دعوی خ. ر. و. تشخیص نداده و به استناد ماده 1131 ق.م. حکم بر ردّ دعوی خواهان صادر مینماید از رای صادره که به شماره 00875 - 16/5/91 ش 239 خانواده م.
ب. تجدیدنظرخواهی نموده که پرونده به همراه لایحه وکیل خواهان تقدیم دادگاه تجدیدنظر استان تهران میشود که در آن لایحه وکیل خواهان بیان میدارد پس از اطلاع از پرونده کیفری مطروحه بین خوانده و نامزد سابق وی همین امر موجب بروز مشکلات روحی و روانی وی شده که به ناچار با مراجعه به حقوقدانان و اخذ مشاوره از حقوق قانونی خود مبنی بر فسخ نکاح و فوریت آن مطلع میگردد چراکه وی اساسا هیچ گونه اطلاعی از موارد فسخ نکاح نداشته تا چه رسد به اینکه از فوریت آن اطلاع و آن را اعمال نماید بنابراین برخلاف سایر موارد حقوقی که جهل به قانون را مسموع ندانسته استثنا در این موضوع حقوقی جهل به قانون توسط صراحت ماده 1131 ق.م.
پذیرفته شده و عدم علم مدّعی به فسخ و نیز فوریت آن موجب سقوط حق وی نخواهد شد و تشخیص فوریت آن نیز به عرف و عادت منوط کرده بنابراین در تعارض با اصل فوریت در قراردادهای مدنی بوده و در فسخ نکاح در واقع نوعی ارفاق توسط قانون گذار در نظر گرفته شده و سعه صدر قائل و مدّعی میتواند با استناد به عرف و عادت محملی تاخیر خود را توجیه کند و خواهان در اسفندماه نود متوجه عقد نکاح خوانده شده و از پرونده کیفری یقین حاصل و مشاوره با حقوقدانان حقوقی از فوریت فسخ عقد مطلع و نسبت به طرح دعوی و این موضوع را توسط پیامک به همسر خود اعلام مینماید با عنایت به اینکه عدم علم موکل به فوریت مفروض شرع و قانون م.
ب. استناد دادگاه بدوی بلاوجه بوده و بر پایه و اصول صحیح قانونی و فقهی استوار نمیباشد و درخواست نقض دادنامه بدوی و صدور حکم مبنی بر فسخ نکاح را خواستار است دادگاه تجدیدنظر در تاریخ 3/8/91 پس از تشکیل در وقت فوق العاده و ختم رسیدگی مبادرت به صدور رای به شماره 1396 مورخ 3/8/91 و بیان میدارد ب. ت. ب. اینکه ت. ن. خ. دلیل موجهی که بتواند بر اساس مقررات مربوطه موجبات فسخ نکاح را فراهم آورد ابراز ننموده است لذا صرف نظر از استدلال دادگاه در عدم رعایت فوریت طرح دعوی فسخ نکاح به لحاظ عدم ابراز دلیل موجه رای صادره دادگاه بدوی را به استناد ماده 358 ق.آ.د.م.
تایید مینماید از این رای خانم ل.م. به وکالت از آقای ه-.ب. تقاضای فرجام خواهی نمودند و اعلام میدارد نسبت به دادنامه صادره به شماره 01396 - 3/8/91 از دادگاه عمومی شعبه --- تجدیدنظر تهران صادر گردیده و در تاریخ 29/8/91 ابلاغ شده معترض و درخواست رسیدگی فرجام خواهی می نمایم و لایحه اعتراضیه و وکالت نامه را پیوست نموده است و در لایحه خود که تکرار لوایح قبلی به بدوی و تجدیدنظر است اضافه مینماید با مداقه در متن دادنامه اصداری از سوی دادگاه بدوی و استدلال ارائه شده، نهایتا موضوع کتمان حقیقت و تخلّف از شرط وصف توسط خوانده بدوی احراز شده ولیکن به دلیل استنباط متفاوت شهود امر از تاریخ اطلاع و یقین موکل از عقد نکاح سابق همسرش، به دلیل عدم رعایت فوریت، حکم بدون دعوی صادر که با اعتراض به دادنامه بدوی و ارجاع به شعبه --- تجدیدنظر، نهایتا با این استدلال که دلیل موجه ارائه نشده تایید و ابرام میگردد لیکن دادنامه اصداری از شعبه --- تجدیدنظر مخدوش بوده و به دلیل عدم انطباق با موازین قانونی و مستندات پرونده امر، صحیح نمیباشد زیرا ازجمله ادله اثباتی در جهت تبیین موضوع خواسته شهادت شهود بوده که در دادگاه بدوی حاضر و ادای شهادت نمودهاند و همگی آن ها به عدم اطلاع موکل از وقوع عقد نکاح سابق همسرش در زمان ازدواج گواهی داده اند و دادگاه بدوی پس از تحقیقات مفصله طی جلسات مکرر و بحث و تبادل لوایح سرانجام موضوع عدم اطلاع موکل از عقد نکاح سابق را احراز و در دادنامه به آن اشاره کرده لیکن استدلال دادگاه تجدیدنظر به گونه ای دیگر بوده و شهادت شهود را ازجمله ادله اثباتی محسوب نکرده است که ضمیمه پرونده و رای دادگاه تجدیدنظر گردیده که پرونده جهت رسیدگی به فرجام خواهی توسط معاون محترم قضایی در تاریخ 30/11/91 به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … ممیّز و دقت در اوراق پرونده و دادنامه شماره --- - 3/8/91 شعبه --- تجدیدنظر استان تهران مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
ب. ت. ب. محتویات پرونده در خصوص اعتراض و فرجام خواهی آقای ه-.ب. و با وکالت خانم ل.م. به طرفیت فرجام خوانده خانم ز.ع. نسبت به دادنامه شماره --- - 3/8/91 صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران که در تایید دادنامه --- - 16/5/91 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران مبنی بر فسخ نکاح م.
ب. و ن. ب. ا. اولا زوجه مدّعی است که موضوع نامزدی و عقد محرم بودن را به زوج اطلاع داده است و شهود وی نیز آن را تایید نمودهاند و فریب و تدلیس صورت نگرفته است و ثانیا علی فرض عدم اطلاع و کتمان عقد محرمیت مجرد آن مجوز فسخ نکاح نمیباشد بلکه در صورتی مجوز فسخ نکاح میشود که هنگام اجرای صیغه عقد نکاح عاقد صریحا در ضمن عقد لفظا شرط کند و یا اینکه قبل از اجرای صیغه عقد دوشیزه بودن و عقد محرمیت با نامزد قبلی نداشتن را مطرح و عاقد صیغه عقد مبنیا بر آنچه قبلا مطرح شده است جاری نماید در موضوع پرونده هیچ یک از آن ها واقع نشده است و ثالثا بر فرض اینکه شرط لفظی کرده باشند خیار فسخ نکاح فوری است و در مانحن فیه رعایت نشده و اعتراض با شقوق ماده 371 ق.آ.د.م.
انطباق نداشته و وارد نمیباشد ضمن ابرام دادنامه فوق الذکر پرونده طبق ماده 396 از همان قانون جهت اقدام مقتضی به دادگاه صادرکننده رای عودت داده میشود.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور- عضو معاون
انصاری - ربانی نژاد
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 56
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
تکلیف دیوان عالی در فرض انصراف خواهان بدوی از دعوا
مواد 1128 و 1131 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
فسخ نکاح به علت کتمان سابقه ازدواج
مواد 1128 و 438 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
کتمان بیماری لوپوس در نکاح
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به علتِ کتمانِ ازدواج سابق
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به دلیل عقب ماندگی ذهنی زوجه
مواد 1128 و 1131 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به دلیل سوختگی بدن زوجه
مواد 1128 و 235 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای عدم امضای دادخواست
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
اعتبار شروط بنایی در نکاح
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
جایگاه وصف سلامت زوجه در عقد نکاح
مواد 1128 و 1131 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
فسخ نکاح به دلیل کتمان بیماری صرع زوجه
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
حذف به دلیل تکراری بودن دادنامه
مواد 1128 و 1131 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی
مواد 1128 و 1131 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست بطلان نکاح به علت تدلیس
مواد 1128 و 1101 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به دلیل عدم اعلام سن واقعی زوجه
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به دلیل سابقه ازدواج زوجه
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
مفهوم شروط بنایی(تبانی) در نکاح
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط داشتن تابعیت ایرانی در عقد نکاح
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی
مواد 1128 و 1131 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
حاکمیت امر کیفری بر حقوقی در دعوای فسخ نکاح
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تفسیر شرط سلامت زوجین
ماده 1128 ق.م
-
رأی
هماستناد
1- علم ذوالخیار به وجود حق فسخ و فوریت آن2- معیار وصف سلامت زوجین3- فسخ نکاح به دلیل بیماری زوجه
مواد 1128 و 1131 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به دلیل کتمان ازدواج سابق زوج
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
مصادیق عیوب موجب فسخ نکاح
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی
مواد 1128 و 1131 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای تخلف از شرط صفت در نکاح
مواد 1128 و 1131 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تقاضای فسخ نکاح به دلیل ازدواج قبلی
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
نحوه اثبات عدم بکارت زوجه
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
اثر پذیرش طلاق توافقی بر فسخ نکاح
مواد 1128 و 1131 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به دلیل عدم سلامت روانی زوجه
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
فسخ نکاح به دلیل نازایی زوجه
قانون مدنی (ماده 1128
-
رأی
هماستناد
تفسیر موارد فسخ نکاح
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
داوری عرف در خصوص جایگاه مدرک تحصیلی زوج در عقد ازدواج
مواد 1128، 438 و 1101 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به دلیل بیماری صرع زوجه
ماده 1128 ق.م
-
رأی
هماستناد
فسخ نکاح به علت کتمان نوع مدرک تحصیلی
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به دلیل ضعف شدید بینایی زوجه
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
شمول شروط بنایی بر شرط فعل
ماده 1128 قانون مدنی
نظریات مشورتی 2
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/414 مورخ 1396/02/23
ماده 1128 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/785 مورخ 1398/11/06
ماده 1128 قانون مدنی
نشستهای قضایی 1
-
نشست قضایی
هماستناد
لزوم تحقق عنصر مادی جرم جهت تحقق عنوان تدلیس در ازدواج
ماده 1128 قانون مدنی
مواد مرتبط 2
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 1128 — قانون مدنی
ماده 1128 ق.م
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 1131 — قانون مدنی
ماده 1131 ق.م
مقرراتِ مرتبط 1
-
بخشنامه
هماستناد
علم ذوالخیار به وجود حق فسخ و فوریت آن
ماده 1128 قانون مدنی
دکترین 10
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم بطلان و فسخ نکاح — حکم بطلان نکاح بنا به دعوای زوج
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم بطلان و فسخ نکاح — فسخ نکاح تصمیم ماهوی دادگاه خانواده پس
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم بطلان و فسخ نکاح — فسخ نکاح تصمیم ماهوی دادگاه خانواده پس
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — گفتنی است اگر طلاق غیر بائن و
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — وکالت برای اجرای صیفه طلاق را
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — وکالت برای اجرای صیفه طلاق را
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — فرق بین فسخ با منفسخ عبارت است
مواد 1120 تا 1132 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — رک مواد ۳۹۶ تا ۴۵۷ ق
مواد 1120 تا 1132 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت و حجر در اجرای حکم فسخ نکاح
ماده 1131 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت و حجر در اجرای حکم فسخ نکاح — مرد یا زن به اعتبار عقد صحیح
ماده 1131 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
