رأی
رای تکراری
رای تکراری
خ. م.:
در تاریخ 29 آذر 1394، شعبه دیوان عالی کشور به بررسی پروندهای پرداخت که در آن خواهان درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش به طرفیت زوجه را مطرح نموده بود. خواهان ادعا کرد که به دلیل ناسازگاری و عدم اطاعت زوجه، ادامه زندگی مشترک برای وی ممکن نیست. دادگاه عمومی خانواده پس از انجام بررسیهای لازم، به دلیل عدم سازش، پرونده را به داوری ارجاع داد و در نهایت، گواهی عدم امکان سازش صادر کرد. زوجه به این رای اعتراض کرده و خواستار افزایش سهم خود از تنصیف دارایی به 50 درصد گردید. وکلای طرف مقابل نیز به رای بدوی اعتراض کردند و ادعا کردند که شرط تنصیف دارایی مغایر با قانون است. دادگاه تجدیدنظر با نقض رای بدوی، حق زوجه در خصوص تنصیف دارایی را رد کرد و زوجه به دیوان عالی کشور فرجامخواهی نمود. دیوان عالی کشور با استناد به گزارش اصلاحی و مستندات موجود، رای تجدیدنظر را نقض کرده و پرونده را برای رسیدگی مجدد به شعبه دیگری از دادگاه تجدیدنظر ارجاع داد. در این رای، دیوان تاکید کرد که انصراف زوجه از حق تنصیف دارایی بهطور قطعی اثبات نشده و عدم استحقاق زوجه در دریافت اجرت المثل و حقوق مالی نیز فاقد وجاهت قانونی است.
تاریخ دادنامه قطعی: 1394/09/29
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در صورتی که ضمن گزارش اصلاحی که جهت ایجاد صلح و سازش برای ادامه زندگی مشترک صادر شده است، زوجه از حق خ. ن. ب. شرط تنصیف دارایی گذشت کند، در دعوی طلاق از ناحیه زوج، نمی توان حق زوجه را ساقط دانست. زیرا این اقدام صرفا به منظور ادامه زندگی مشترک زوجین بوده و نمی تواند مستمسکی برای تضییع حقوق زوجه باشد.(ملاحظه؛ در رای بیان شده: «مفاد گزارش اصلاحی...دلالت کافی بر انصراف قطعی زوجه... ندارد»;. ممکن است ناظر به مورد باشد)
رای شعبه دیوان عالی کشور
حسب محتویات پرونده،خواهان آقای …. الف. به تاریخ 1394/01/30 دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به طرفیت زوجه خوانده خانم …. الف. تقدیم دادگستری شهرستان قم نموده و توضیح داده: اینجانب در سال 1372 با خوانده ازدواج کرده ام و ثمره زندگی مشترک دو فرزند به نام های م. و م. است.خوانده مدت چندین سال است که با این جانب ناسازگاری می کند و حرف شنوی ندارد به اینجانب فحاشی و اهانت مینماید بارها به وی تذکر داده ام و خواهان تغییر رویه شده ام ولی اعتنا نمی کند ضمن آن که خوانده مهریه اش را به صورت قسطی دریافت مینماید.وضعیتی حادث شده که قابل تحمّل نمیباشد و قادر به ادامه زندگی مشترک نیستم. تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش دارم. پرونده جهت رسیدگی به شعبه --- دادگاه عمومی خانواده شهرستان قم ارجاع گردیده است. پرونده جهت سازش به شورای حل اختلاف ارسال ولکن به لحاظ موثّر واقع نشدن مساعی آنها مجددا به دادگاه اعاده شده است. دادگاه پس از جری تشریفات قانونی به تاریخ 94/3/9 در وقت مقرر با حضور طرفین و وکلای آنان جلسه دادرسی تشکیل داده،وکیل خ. ب. د. که زوجین طبق سند ازدواج با مهریه یک میلیون تومان وجه رایج در تاریخ 70/11/28 ازدواج کرده اند و دارای دو فرزند مشترک به نام های م. 19 ساله و م. 10 ساله هستند.موکل اصرار به جدایی دارد.وکیل خ. پ. د. که زوجه با طلاق موافق نمیباشد با اینکه در خصوص نفقه و تمکین هم مشکل داشته و در مورد نفقه شکایت کیفری مطرح نموده است و در مورد سوءمعاشرت هم شکایت مطرح شده و زوجه تا حالا به خاطر زندگی مشترک مسائل را تحمّل نموده و مطرح نمی کرده تا زندگی ادامه پیدا کند حالا که خواهان اصرار بر جدایی دارند حقوق مالی زوجه مطرح میشود مانند مهریه و اجرت المثل که جدا مطرح شده منتهی زوجه گذشت کرده و به خاطر ادامه زندگی مشترک بوده است.وکیل خ. ا. د. بلی گزارش اصلاحی دراین خصوص طی دادنامه شماره --- مورخ 91/5/17 صادرگردیده و طبق مفاد آن مسائل مالی فیمابین زوجین حل و فصل گردیده،هر نوع اظهار و ادعایی در خصوص دادنامه مزبور میبایست از طریق مجاری قانونی صورت پذیرد.
س- خطاب به طرفین، آیا زوجین بعد از این تاریخ به زندگی مشترک ادامه داده اند ؟ ج: طرفین اظهار نمودند با هم بودیم و زیر یک سقف زندگی کردیم اما ارتباط کلامی نداشتیم. زوج اظهار میدارد در شش ماه اول بعد از آن تاریخ ارتباط زناشویی وکلامی داشتیم.زوجه اظهار میدارد که ایشان توانایی جنسی ندارند.زوج اظهار مینماید ب. ت. ب. اخلاق و رفتار زوجه دیگر ادامه زندگی ممکن نمیباشد.وکیل زوجه خ. ا. د. که صرف نظر نمودن خوانده از نصف دارایی و اجرت المثل به خاطر ادامه زندگی مشترک بوده والاّ برای چی حقوق خود را می بخشید.زوجه در خصوص انجام کارهای منزل و تبرّعی بودن آن اظهار نموده که آن زمان که شروع به زندگی کردیم قربهً الی الله بوده است.وکیل خ. ا. د. که شرط تعلّق دارایی عدم سوءمعاشرت از ناحیه زوجه م. ب. ولی رفتار او نشانگر حُسن معاشرت نبوده است.دادگاه به لحاظ عدم سازش زوجین مبادرت به ارجاع امر به داوری نموده و آقای م. م. یی به عنوان داور زوجه و آقای ع. خ. به عنوان داور زوج تعیین و معرفی گردیده اند. داور زوجه طی نظریه کتبی به دادگاه اعلام داشته که زوجه حاضر به طلاق نیست و حقوق مالی خود از جمله مهریه به قیمت روز و اجرت المثل و نصف دارایی زوج را مطالبه مینماید.داور زوج نیز اعلام نموده که حسب اظهار زوج،زوجه از وی سه سال است تمکین نمی کند و مهریه خود را ماهانه دریافت مینماید و زوج حاضر به سازش نبوده و اصرار به طلاق دارد. دادگاه ختم دادرسی را اعلام و به شرح دادنامه شماره --- مورخ 1394/03/19 :و با استدلال به اینکه مساعی دادگاه و داوران در جهت اصلاح ذات البین موثّر واقع نگردیده و زوج اصرار به طلاق دارد مستندا به ماده 1133 قانون مدنی و ماده 26 قانون حمایت خانواده مبادرت به صدورگواهی عدم امکان سازش نموده و مقرر داشته طلاق رِجعی است و عدّه طلاق سه طهر که زوج ظرف سه ماه پس از قطعیت دادنامه صادره میتواند با رجوع به دفتررسمی طلاق اقدام به طلاق زوجه وثبت آن نماید. همچنین زوج مکلّف است مبلغ هشتصد هزار تومان بابت نفقه ایّام عدّه بپردازد و در خصوص حقوق مالی زوجه حسب گزارش اصلاحی سابق الصدور در دادنامه شماره --- مورخ 91/5/17 مقرر گردید زوج مهریه زوجه را ماهانه مبلغ یکصد و پنجاه هزار تومان پرداخت کند و از نظر اجرت المثل به لحاظ متبرّعه بودن استحقاق دریافت ندارد و مبلغ پانزده میلیون تومان به عنوان نِحله به زوجه پرداخت نماید و از بابت شرط تنصیف اموال نیز که جمعا مبلغ سیصد و پانزده میلیون تومان اموال م. ب. بیست درصد قبل از طلاق د. ح. زوجه پرداخت کند و فرزندان مشترک در سن بلوغ هستند و خود آنها دارای حق انتخاب میباشند. پس از ابلاغ رای صادره، ز. ب. ت. دادخواست تجدیدنظر نسبت به آن از جهت میزان تنصیف اموال و دارایی زوج که بیست درصد تعیین شده اعتراض نموده و خواهان افزایش آن به پنجاه درصدگردیده است.همچنین وکلای زوج نیز با تقدیم دادخواست تجدیدنظر متقابلا نسبت به رای بدوی صادره اعتراض کرده و در لایحه تقدیمی اجمالا اعلام داشته اند که شرط نصف دارایی خلاف احتیاط شرعی و قانونی است و ادعا نمودهاند که زوج زمین ساختمان مشمول شرط تنصیف را با پس انداز و کمک های دیگران قبل از ازدواج تهیه کرده و از موارد تحصیل دارایی در زمان زندگی مشترک نمیباشد.همچنین زوجه به خاطر اختلافات قبلی از شرط تنصیف دارایی و اجرت المثل قبلا اعلام انصراف نموده و شرط تعلّق نصف دارایی زوج به زوجه،عدم نشوز وی م. ب. و بر فرض پذیرش شرط تنصیف،مستثنیات دین زوج منظور نگردیده است و تقاضای حذف نصف دارایی و نِحله از دادنامه صادره را دارد. پس از انجام تبادل لوایح و وصول پاسخ طرفین،پرونده به مرجع تجدیدنظر ارسال شده و به شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان قم ارجاع گردیده است.دادگاه تجدیدنظر نسبت به تجدیدنظرخواهی رسیدگی کرده و با وصف اینکه در بین قضات چنین به نظر میرسد که اختلاف نظر در خصوص مفاد گزارش اصلاحی مورد استناد و بقاءشرط تنصیف دارایی زوج یا عدول از آن توسط زوجه وجود داشته نهایتا توسط دو نفر از قضات مستشارشعبه به شرح دادنامه شماره --- مورخ 1394/05/13 : و با استدلال به اینکه حسب مفاد گزارش اصلاحی مورخ 1391/05/17 زوجه از شرط تنصیف دارایی مقیّد در سند نکاحیه و کذا اجرت المثل صرفنظر کرده است و تا نصف دارایی صرفا وقتی به زوجه تعلّق می گرفت که زوج بخواهد بدون دلیل زوجه را طلاق بدهد یعنی وقتی که زوجه را طلاق ندهد اصلا همچون حقی برای زوجه ایجاد نمی شود و ادعای زوجه مبنی بر اینکه از شرط تا نصف دارایی مشروط به اینکه زوج ایشان را طلاق ندهد صرفنظر کرده مسموع نیست چون این حق در صورت عدم طلاق ایجاد نمی شود تا زوجه بخواهد آن را اسقاط کند بر این اساس به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 10 قانون مدنی دادنامه معترض عنه در مورد الزام زوج به پرداخت 20 درصد دارایی به زوجه را نقض و حکم به بی حقی زوجه صادرنموده و درسایر موارد دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید کرده اند.پس از ابلاغ رای تجدیدنظر،زوجه محکوم علیها با تقدیم دادخواست فرجامی نسبت به آن اعتراض نموده و در لایحه تقدیمی اجمالا اعلام داشته که چندین سال است با تمام توان سعی در استحکام بنیان زندگی ام داشته ام و بیشترین دغدغه ذهنی ام حفظ آرامش خانه جهت تربیت و نگهداری دو فرزند دختر مشترکمان بوده است. شوهرم درگزارش اصلاحی مورخ 91/5/17 به شماره 816 (مورد استناد در رای فرجام خواسته) در حضور دادگاه از بنده درخواست کرد که فعلا از شرط نصف دارایی صرف نظر نمایم تا ایشان از طلاق منصرف گردد. بنده هم با مشورت افراد حقوقی موقتا صرف نظر کردم و حق خودم را اسقاط نکردم تا دیگر قابل مطالبه نباشد چون صرف نظرکردن مشروط به ادامه زندگی شده پس از وقوع اختلاف مجددا حق مطالبه برایم باقی است.در سطر چهارم گزارش اصلاحی نیز آمده که این صرف نظر موقت جهت ادامه زندگی است وکلا حق خودم را اسقاط نکرده ام.تقاضا دارم به خاطر حفظ بنیان خانواده ام شرط تنصیف را درنظر بگیرید تا شوهرم از طلاق بدون علت بنده منصرف گردد و همچنان سایه پدر و مادر توامان بر سر دو فرزند دختر مشترکمان باشد.پس از انجام تبادل لوایح و وصول پاسخ فرجام خوانده اجمالا مبنی بر اینکه انصراف زوجه از شرط تنصیف دارایی در گزارش اصلاحی مورد استناد غیرمشروط و قطعی بوده است، پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … م. باقری دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: صدور رای شایسته موافق موازین قانونی مورد تقاضا م. ب..در خصوص دادنامه شماره --- مورخ 1394/05/13 فرجام خواسته، مشاوره نموده و چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
رای شعبه
فرجام خواهی زوجه محکوم علیها خانم …. الف. به طرفیت زوج آقای …. الف. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1394/05/13 شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان قم که به موجب آن رای بدوی شماره 412 مورخ 1394/03/19 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی شهرستان قم با نقض و حذف قسمت تنصیف دارایی زوج تاییدگردیده و گواهی عدم امکان سازش به درخواست زوج جهت اجرای طلاق وثبت آن با شرایط مقرره صادر شده است ب. ت. ب. محتویات پرونده و جهات و ایرادات ذیل الذکر موجّه و قابل پذیرش است، 1 - برخلاف استدلال دادگاه تجدیدنظر، مفاد گزارش اصلاحی شماره 816 مورخ 1391/05/17 شعبه --- دادگاه عمومی خانواده قم که در پرونده قبلی دیگری به کلاسه --- زوجین تنظیم و صادرگردیده دلالت کافی بر انصراف قطعی زوجه و اسقاط حق وی در رابطه با شرط تنصیف دارایی زوج به شرح مندرج در قسمت (الف) شرایط ضمن عقد نکاح ندارد و عبارات به کار رفته درگزارش اصلاحی مذکور با این مضمون که ((... زوجین حسب مفاد لایحه تقدیمی اقدام به ایجاد صلح و سازش جهت ادامه زندگی مشترک نموده اند...))به صراحت و وضوح مبیّن آن است که اقدام مذکور در آن پرونده خاص و صرفا به منظور صلح و سازش و جهت ادامه زندگی مشترک زوجین بوده و مستمسکی برای سوءاستفاده و تضییع حقوق زوجه نمی تواند باشد و در صورت تردید نیز استصحاب بقاء حق زوجه مویّد آن میباشد، 2 - ب. ت. ب. ایّام زندگی مشترک طولانی مدت زوجین و مطالبه کلیه حقوق مالی از جمله اجرت المثل توسط زوجه،صدور رای به عدم استحقاق وی با ذکر اینکه کارهای انجام یافته متبرّعه بوده فاقد وجاهت قانونی و غیرمستدل م. ب. و زوجه در پرونده اظهار داشته که صرفا درآغاز زندگی مشترک قصد تبرّع داشته و این مسئله دلالت دارد که در بقیه ایّام زندگی مشترک فاقد چنین قصدی بوده است ادعای وی در پرونده و مطالبه اجرت المثل برای سنوات اواخر زندگی مشترک مبیّن و مُثبت آن م. ب.. هر چند صدور حکم به پرداخت نِحله به نوعی جایگزین و جبران عدم تعیین اجرت المثل تلقی میشود ولکن بدون رضایت زوجه موجّه نبوده است.لهذا به استناد بندهای 2 ، 3 و 5 ماده 371 و بند (ج) ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی،رای فرجام خواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدید نظر صادرکننده رای منقوض ارجاع میگردد. شعبه چهل و دوم دیوان عالی کشور رئیس: دکتر …: غلامحسین ذات عجم
رای شعبه دیوان عالی کشور
رای شعبه
فرجام خواهی زوجه محکوم علیها خانم …. الف. به طرفیت زوج آقای …. الف. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1394/05/13 شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان قم که به موجب آن رای بدوی شماره 412 مورخ 1394/03/19 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی شهرستان قم با نقض و حذف قسمت تنصیف دارایی زوج تاییدگردیده و گواهی عدم امکان سازش به درخواست زوج جهت اجرای طلاق وثبت آن با شرایط مقرره صادر شده است ب. ت. ب. محتویات پرونده و جهات و ایرادات ذیل الذکر موجّه و قابل پذیرش است، 1 - برخلاف استدلال دادگاه تجدیدنظر، مفاد گزارش اصلاحی شماره 816 مورخ 1391/05/17 شعبه --- دادگاه عمومی خانواده قم که در پرونده قبلی دیگری به کلاسه --- زوجین تنظیم و صادرگردیده دلالت کافی بر انصراف قطعی زوجه و اسقاط حق وی در رابطه با شرط تنصیف دارایی زوج به شرح مندرج در قسمت (الف) شرایط ضمن عقد نکاح ندارد و عبارات به کار رفته درگزارش اصلاحی مذکور با این مضمون که ((... زوجین حسب مفاد لایحه تقدیمی اقدام به ایجاد صلح و سازش جهت ادامه زندگی مشترک نموده اند...))به صراحت و وضوح مبیّن آن است که اقدام مذکور در آن پرونده خاص و صرفا به منظور صلح و سازش و جهت ادامه زندگی مشترک زوجین بوده و مستمسکی برای سوءاستفاده و تضییع حقوق زوجه نمی تواند باشد و در صورت تردید نیز استصحاب بقاء حق زوجه مویّد آن میباشد، 2 - ب. ت. ب. ایّام زندگی مشترک طولانی مدت زوجین و مطالبه کلیه حقوق مالی از جمله اجرت المثل توسط زوجه،صدور رای به عدم استحقاق وی با ذکر اینکه کارهای انجام یافته متبرّعه بوده فاقد وجاهت قانونی و غیرمستدل م. ب. و زوجه در پرونده اظهار داشته که صرفا درآغاز زندگی مشترک قصد تبرّع داشته و این مسئله دلالت دارد که در بقیه ایّام زندگی مشترک فاقد چنین قصدی بوده است ادعای وی در پرونده و مطالبه اجرت المثل برای سنوات اواخر زندگی مشترک مبیّن و مُثبت آن م. ب.. هر چند صدور حکم به پرداخت نِحله به نوعی جایگزین و جبران عدم تعیین اجرت المثل تلقی میشود ولکن بدون رضایت زوجه موجّه نبوده است.لهذا به استناد بندهای 2 ، 3 و 5 ماده 371 و بند (ج) ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی،رای فرجام خواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدید نظر صادرکننده رای منقوض ارجاع میگردد. شعبه چهل و دوم دیوان عالی کشور رئیس: دکتر …: غلامحسین ذات عجم
رای شعبه دیوان عالی کشور
رای شعبه
فرجام خواهی زوجه محکوم علیها خانم …. الف. به طرفیت زوج آقای …. الف. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1394/05/13 شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان قم که به موجب آن رای بدوی شماره 412 مورخ 1394/03/19 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی شهرستان قم با نقض و حذف قسمت تنصیف دارایی زوج تاییدگردیده و گواهی عدم امکان سازش به درخواست زوج جهت اجرای طلاق وثبت آن با شرایط مقرره صادر شده است ب. ت. ب. محتویات پرونده و جهات و ایرادات ذیل الذکر موجّه و قابل پذیرش است، 1 - برخلاف استدلال دادگاه تجدیدنظر، مفاد گزارش اصلاحی شماره 816 مورخ 1391/05/17 شعبه --- دادگاه عمومی خانواده قم که در پرونده قبلی دیگری به کلاسه --- زوجین تنظیم و صادرگردیده دلالت کافی بر انصراف قطعی زوجه و اسقاط حق وی در رابطه با شرط تنصیف دارایی زوج به شرح مندرج در قسمت (الف) شرایط ضمن عقد نکاح ندارد و عبارات به کار رفته درگزارش اصلاحی مذکور با این مضمون که ((... زوجین حسب مفاد لایحه تقدیمی اقدام به ایجاد صلح و سازش جهت ادامه زندگی مشترک نموده اند...))به صراحت و وضوح مبیّن آن است که اقدام مذکور در آن پرونده خاص و صرفا به منظور صلح و سازش و جهت ادامه زندگی مشترک زوجین بوده و مستمسکی برای سوءاستفاده و تضییع حقوق زوجه نمی تواند باشد و در صورت تردید نیز استصحاب بقاء حق زوجه مویّد آن میباشد، 2 - ب. ت. ب. ایّام زندگی مشترک طولانی مدت زوجین و مطالبه کلیه حقوق مالی از جمله اجرت المثل توسط زوجه،صدور رای به عدم استحقاق وی با ذکر اینکه کارهای انجام یافته متبرّعه بوده فاقد وجاهت قانونی و غیرمستدل م. ب. و زوجه در پرونده اظهار داشته که صرفا درآغاز زندگی مشترک قصد تبرّع داشته و این مسئله دلالت دارد که در بقیه ایّام زندگی مشترک فاقد چنین قصدی بوده است ادعای وی در پرونده و مطالبه اجرت المثل برای سنوات اواخر زندگی مشترک مبیّن و مُثبت آن م. ب.. هر چند صدور حکم به پرداخت نِحله به نوعی جایگزین و جبران عدم تعیین اجرت المثل تلقی میشود ولکن بدون رضایت زوجه موجّه نبوده است.لهذا به استناد بندهای 2 ، 3 و 5 ماده 371 و بند (ج) ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی،رای فرجام خواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدید نظر صادرکننده رای منقوض ارجاع میگردد. شعبه چهل و دوم دیوان عالی کشور رئیس: دکتر …: غلامحسین ذات عجم
رای شعبه دیوان عالی کشور
رای شعبه
فرجام خواهی زوجه محکوم علیها خانم …. الف. به طرفیت زوج آقای …. الف. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1394/05/13 شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان قم که به موجب آن رای بدوی شماره 412 مورخ 1394/03/19 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی شهرستان قم با نقض و حذف قسمت تنصیف دارایی زوج تاییدگردیده و گواهی عدم امکان سازش به درخواست زوج جهت اجرای طلاق وثبت آن با شرایط مقرره صادر شده است ب. ت. ب. محتویات پرونده و جهات و ایرادات ذیل الذکر موجّه و قابل پذیرش است، 1 - برخلاف استدلال دادگاه تجدیدنظر، مفاد گزارش اصلاحی شماره 816 مورخ 1391/05/17 شعبه --- دادگاه عمومی خانواده قم که در پرونده قبلی دیگری به کلاسه --- زوجین تنظیم و صادرگردیده دلالت کافی بر انصراف قطعی زوجه و اسقاط حق وی در رابطه با شرط تنصیف دارایی زوج به شرح مندرج در قسمت (الف) شرایط ضمن عقد نکاح ندارد و عبارات به کار رفته درگزارش اصلاحی مذکور با این مضمون که ((... زوجین حسب مفاد لایحه تقدیمی اقدام به ایجاد صلح و سازش جهت ادامه زندگی مشترک نموده اند...))به صراحت و وضوح مبیّن آن است که اقدام مذکور در آن پرونده خاص و صرفا به منظور صلح و سازش و جهت ادامه زندگی مشترک زوجین بوده و مستمسکی برای سوءاستفاده و تضییع حقوق زوجه نمی تواند باشد و در صورت تردید نیز استصحاب بقاء حق زوجه مویّد آن میباشد، 2 - ب. ت. ب. ایّام زندگی مشترک طولانی مدت زوجین و مطالبه کلیه حقوق مالی از جمله اجرت المثل توسط زوجه،صدور رای به عدم استحقاق وی با ذکر اینکه کارهای انجام یافته متبرّعه بوده فاقد وجاهت قانونی و غیرمستدل م. ب. و زوجه در پرونده اظهار داشته که صرفا درآغاز زندگی مشترک قصد تبرّع داشته و این مسئله دلالت دارد که در بقیه ایّام زندگی مشترک فاقد چنین قصدی بوده است ادعای وی در پرونده و مطالبه اجرت المثل برای سنوات اواخر زندگی مشترک مبیّن و مُثبت آن م. ب.. هر چند صدور حکم به پرداخت نِحله به نوعی جایگزین و جبران عدم تعیین اجرت المثل تلقی میشود ولکن بدون رضایت زوجه موجّه نبوده است.لهذا به استناد بندهای 2 ، 3 و 5 ماده 371 و بند (ج) ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی،رای فرجام خواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدید نظر صادرکننده رای منقوض ارجاع میگردد.
شعبه چهل و دوم دیوان عالی کشور
رئیس: دکتر …: غلامحسین ذات عجم
رای شعبه دیوان عالی کشور
رای شعبه
فرجام خواهی زوجه محکوم علیها خانم …. الف. به طرفیت زوج آقای …. الف. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1394/05/13 شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان قم که به موجب آن رای بدوی شماره 412 مورخ 1394/03/19 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی شهرستان قم با نقض و حذف قسمت تنصیف دارایی زوج تاییدگردیده و گواهی عدم امکان سازش به درخواست زوج جهت اجرای طلاق وثبت آن با شرایط مقرره صادر شده است ب. ت. ب. محتویات پرونده و جهات و ایرادات ذیل الذکر موجّه و قابل پذیرش است، 1 - برخلاف استدلال دادگاه تجدیدنظر، مفاد گزارش اصلاحی شماره 816 مورخ 1391/05/17 شعبه --- دادگاه عمومی خانواده قم که در پرونده قبلی دیگری به کلاسه --- زوجین تنظیم و صادرگردیده دلالت کافی بر انصراف قطعی زوجه و اسقاط حق وی در رابطه با شرط تنصیف دارایی زوج به شرح مندرج در قسمت (الف) شرایط ضمن عقد نکاح ندارد و عبارات به کار رفته درگزارش اصلاحی مذکور با این مضمون که ((... زوجین حسب مفاد لایحه تقدیمی اقدام به ایجاد صلح و سازش جهت ادامه زندگی مشترک نموده اند...))به صراحت و وضوح مبیّن آن است که اقدام مذکور در آن پرونده خاص و صرفا به منظور صلح و سازش و جهت ادامه زندگی مشترک زوجین بوده و مستمسکی برای سوءاستفاده و تضییع حقوق زوجه نمی تواند باشد و در صورت تردید نیز استصحاب بقاء حق زوجه مویّد آن میباشد، 2 - ب. ت. ب. ایّام زندگی مشترک طولانی مدت زوجین و مطالبه کلیه حقوق مالی از جمله اجرت المثل توسط زوجه،صدور رای به عدم استحقاق وی با ذکر اینکه کارهای انجام یافته متبرّعه بوده فاقد وجاهت قانونی و غیرمستدل م. ب. و زوجه در پرونده اظهار داشته که صرفا درآغاز زندگی مشترک قصد تبرّع داشته و این مسئله دلالت دارد که در بقیه ایّام زندگی مشترک فاقد چنین قصدی بوده است ادعای وی در پرونده و مطالبه اجرت المثل برای سنوات اواخر زندگی مشترک مبیّن و مُثبت آن م. ب.. هر چند صدور حکم به پرداخت نِحله به نوعی جایگزین و جبران عدم تعیین اجرت المثل تلقی میشود ولکن بدون رضایت زوجه موجّه نبوده است.لهذا به استناد بندهای 2 ، 3 و 5 ماده 371 و بند (ج) ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی،رای فرجام خواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدید نظر صادرکننده رای منقوض ارجاع میگردد.
شعبه چهل و دوم دیوان عالی کشور
رئیس: دکتر …: غلامحسین ذات عجم
رای شعبه دیوان عالی کشور
رای شعبه
فرجام خواهی زوجه محکوم علیها خانم …. الف. به طرفیت زوج آقای …. الف. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1394/05/13 شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان قم که به موجب آن رای بدوی شماره 412 مورخ 1394/03/19 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی شهرستان قم با نقض و حذف قسمت تنصیف دارایی زوج تاییدگردیده و گواهی عدم امکان سازش به درخواست زوج جهت اجرای طلاق وثبت آن با شرایط مقرره صادر شده است ب. ت. ب. محتویات پرونده و جهات و ایرادات ذیل الذکر موجّه و قابل پذیرش است، 1 - برخلاف استدلال دادگاه تجدیدنظر، مفاد گزارش اصلاحی شماره 816 مورخ 1391/05/17 شعبه --- دادگاه عمومی خانواده قم که در پرونده قبلی دیگری به کلاسه --- زوجین تنظیم و صادرگردیده دلالت کافی بر انصراف قطعی زوجه و اسقاط حق وی در رابطه با شرط تنصیف دارایی زوج به شرح مندرج در قسمت (الف) شرایط ضمن عقد نکاح ندارد و عبارات به کار رفته درگزارش اصلاحی مذکور با این مضمون که ((... زوجین حسب مفاد لایحه تقدیمی اقدام به ایجاد صلح و سازش جهت ادامه زندگی مشترک نموده اند...))به صراحت و وضوح مبیّن آن است که اقدام مذکور در آن پرونده خاص و صرفا به منظور صلح و سازش و جهت ادامه زندگی مشترک زوجین بوده و مستمسکی برای سوءاستفاده و تضییع حقوق زوجه نمی تواند باشد و در صورت تردید نیز استصحاب بقاء حق زوجه مویّد آن میباشد، 2 - ب. ت. ب. ایّام زندگی مشترک طولانی مدت زوجین و مطالبه کلیه حقوق مالی از جمله اجرت المثل توسط زوجه،صدور رای به عدم استحقاق وی با ذکر اینکه کارهای انجام یافته متبرّعه بوده فاقد وجاهت قانونی و غیرمستدل م. ب. و زوجه در پرونده اظهار داشته که صرفا درآغاز زندگی مشترک قصد تبرّع داشته و این مسئله دلالت دارد که در بقیه ایّام زندگی مشترک فاقد چنین قصدی بوده است ادعای وی در پرونده و مطالبه اجرت المثل برای سنوات اواخر زندگی مشترک مبیّن و مُثبت آن م. ب.. هر چند صدور حکم به پرداخت نِحله به نوعی جایگزین و جبران عدم تعیین اجرت المثل تلقی میشود ولکن بدون رضایت زوجه موجّه نبوده است.لهذا به استناد بندهای 2 ، 3 و 5 ماده 371 و بند (ج) ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی،رای فرجام خواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدید نظر صادرکننده رای منقوض ارجاع میگردد.
شعبه چهل و دوم دیوان عالی کشور
رئیس: دکتر …: غلامحسین ذات عجم
رای شعبه دیوان عالی کشور
رای شعبه
فرجام خواهی زوجه محکوم علیها خانم …. الف. به طرفیت زوج آقای …. الف. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1394/05/13 شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان قم که به موجب آن رای بدوی شماره 412 مورخ 1394/03/19 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی شهرستان قم با نقض و حذف قسمت تنصیف دارایی زوج تاییدگردیده و گواهی عدم امکان سازش به درخواست زوج جهت اجرای طلاق وثبت آن با شرایط مقرره صادر شده است ب. ت. ب. محتویات پرونده و جهات و ایرادات ذیل الذکر موجّه و قابل پذیرش است، 1 - برخلاف استدلال دادگاه تجدیدنظر، مفاد گزارش اصلاحی شماره 816 مورخ 1391/05/17 شعبه --- دادگاه عمومی خانواده قم که در پرونده قبلی دیگری به کلاسه --- زوجین تنظیم و صادرگردیده دلالت کافی بر انصراف قطعی زوجه و اسقاط حق وی در رابطه با شرط تنصیف دارایی زوج به شرح مندرج در قسمت (الف) شرایط ضمن عقد نکاح ندارد و عبارات به کار رفته درگزارش اصلاحی مذکور با این مضمون که ((... زوجین حسب مفاد لایحه تقدیمی اقدام به ایجاد صلح و سازش جهت ادامه زندگی مشترک نموده اند...))به صراحت و وضوح مبیّن آن است که اقدام مذکور در آن پرونده خاص و صرفا به منظور صلح و سازش و جهت ادامه زندگی مشترک زوجین بوده و مستمسکی برای سوءاستفاده و تضییع حقوق زوجه نمی تواند باشد و در صورت تردید نیز استصحاب بقاء حق زوجه مویّد آن میباشد، 2 - ب. ت. ب. ایّام زندگی مشترک طولانی مدت زوجین و مطالبه کلیه حقوق مالی از جمله اجرت المثل توسط زوجه،صدور رای به عدم استحقاق وی با ذکر اینکه کارهای انجام یافته متبرّعه بوده فاقد وجاهت قانونی و غیرمستدل م. ب. و زوجه در پرونده اظهار داشته که صرفا درآغاز زندگی مشترک قصد تبرّع داشته و این مسئله دلالت دارد که در بقیه ایّام زندگی مشترک فاقد چنین قصدی بوده است ادعای وی در پرونده و مطالبه اجرت المثل برای سنوات اواخر زندگی مشترک مبیّن و مُثبت آن م. ب.. هر چند صدور حکم به پرداخت نِحله به نوعی جایگزین و جبران عدم تعیین اجرت المثل تلقی میشود ولکن بدون رضایت زوجه موجّه نبوده است.لهذا به استناد بندهای 2 ، 3 و 5 ماده 371 و بند (ج) ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی،رای فرجام خواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدید نظر صادرکننده رای منقوض ارجاع میگردد.
شعبه چهل و دوم دیوان عالی کشور
رئیس: دکتر …: غلامحسین ذات عجم
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2
موارد مرتبط 88
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در دعوای ابطال اجرائیه ثبت اسناد به استناد مبایعه نامه عادی
ماده 10 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض قرار مذکور با توجه به ماده 28 قانو
-
رأی
هماستناد
مرجع رسیدگی به دعوای مطالبه بهای زمین از نهاد دولتی
مواد 10 و 28 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نقض دادنامه بدوی و رد دعوی مطالبه خسارت به دلیل عدم تخلیه ملک به علت وجود تصرف شخص ثالث و سند رسمی انتقال ملک
مواد 10 و 219 و 230 قانون مدنی و همچنین مواد 198 و 515 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تفسیر عرفی از شرط فاسخ
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 10
-
رأی
هماستناد
درخواست تسلیم ملک به استناد قرارداد عادی فروش سرقفلی
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 10
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام تاخیر توسط موسسات مالی و اعتباری
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 10
-
رأی
هماستناد
اعتبار توافق راجع به محکمه صالح در قراردادهای بین المللی
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 10
-
رأی
هماستناد
لازمه انتقال اعیانی با عرصه موقوفه
مواد 10 ، 219 ، 221 ، 223 و 1257 قانون مدنی و 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به محکومیت خواندگان ب
-
رأی
هماستناد
اثر اقاله بر شروط قرارداد
مواد 10، 219، 220 و 1257 قانون مدنی و همچنین مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوای الزام به تنظیم سند رسمی ملک در رهن
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 10
-
رأی
هماستناد
مرجع رسیدگی به دعوی رفع مزاحمت ناشی از گشودن درب به ملک مجاور
ماده 10 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
1- محدوده قائم مقامی خریدار ملک 2- اثر انتقال موضوع قرارداد مشارکت در ساخت
مواد 10، 190، 219، 223 و 231 قانون مدنی و همچنین مواد 519 و 198 آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
انتساب فعل زیان بار بر مطالبه خسارت تاخیر تادیه شرط مطالبه وجه التزاممصداق عدم استحقاق وجه التزام
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 10
-
رأی
هماستناد
تأثیر اعطای وکالت به متعهدله بر تکلیف متعهد
مواد 10 قانون مدنی و 358 و 198 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه موص
-
رأی
هماستناد
خسارات دادرسی در فرض اعمال حاکمیت
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 10
-
رأی
هماستناد
ماهیت قانون تملک آپارتمانها و حدود اعتبار تصمیمات مجمع عمومی ساختمان
قانون آیین دادرسی مدنی و تبصره 3 ماده 10
-
رأی
هماستناد
مطالبه همزمان وجه التزام و خسارت قراردادیتعیین وجه التزام مستحق للغیردرآمدن مبیع
قانون آیین دادرسی مدنی و همچنین مواد 10
-
رأی
هماستناد
دعوای اثبات مالکیت آپارتمان
مواد 10 ، 219 ، 220 ، 362 و 1257 از قانون مدنی و نیز مواد 515 و 519 از قانون آیین دادرسی مدنی حکم به
-
رأی
هماستناد
مصادیق فورس ماژور
مواد 10 و 219 و 220 قانون مدنی و 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به محکومیت آقایان د
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای طرح دعوای فسخ
قانون آیین دادرسی مدنی مواد 10
-
رأی
هماستناد
رد دعوی مطالبه مابهالتفاوت حقوق کارگران و مالیات تکلیفی توسط دادگاه بدوی و تایید در تجدیدنظر
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 10
-
رأی
هماستناد
مرجع رسیدگی به دعوی ابطال عملیات اجرایی
ماده 10 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به تغییر نام و جنسیت مندرج در شناسنامه
ماده 10 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط استحقاق وجه التزام در عقود معاوضی
مواد 10 قانون مدنی و 198 و 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه های عم
-
رأی
هماستناد
تقاضای اعلام بطلان قرارداد از مرجع قضایی
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 10
-
رأی
هماستناد
طرح دعوی تقابل درمرحله واخواهی
مواد 10 و 219 و 220 قانون مدنی 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به الزام خواندگان
-
رأی
هماستناد
نقش مدت تصرف در دعوای تصرف عدوانی
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 10
-
رأی
هماستناد
الزام به تنظیم سند رسمی ملک مرهونه
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 10
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در رسیدگی به شکایت ادارات دولتی از آرای هیأت های مستقر در وزارت کار
ماده 10 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
رابطه تخلف مجری قرارداد مشارکت و تنظیم سندرسمی به نام خریدار
مواد 10 و 183 و 190 و 220 و 238 قانون مدنی و 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به محکومیت خوان
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه چک تضمینیاثر اعطای وکالتنامه رسمی برای انتقال سند در مطالبه خسارت قراردادی
مواد 10، 219، 221، 226 و 1257 قانون مدنی و همچنین مواد 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اثر متمم بر مفاد قرارداد اصلی
مواد 10، 219، 220، 221 و 362 قانون مدنی و همچنین مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
امارات احراز رابطه استیجاری
مواد 10 قانون مدنی و 198 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای تخلف از شرط فعل
مواد 10، 194، 197 و 219 قانون مدنی و همچنین مواد 348 و 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
خروج وکیل از حدود اختیارات وکالتتجدیدنظرخواهی به طرفیت خوانده بدوی
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 10
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به دعوی علیه دانشگاه آزاد
مواد 10 و 28 قانون آیین دادرسی مدنی و پس از بررسی محتوای پرونده و مطالبات خواه
-
رأی
هماستناد
تاثیر عدم تعیین شاخص بانک مرکزی بر خسارت تاخیر تادیه
مواد 10 و 727 و 725 قانون مدنی 522 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی خوانده به پرداخت مبلغ
-
رأی
هماستناد
توافق بانک ها با مشتریان در خصوص خسارت تأخیر تأدیه
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 10
-
رأی
هماستناد
اقرار ضمنی به صحت قرارداد
مواد 10، 219 و 220 قانون مدنی و همچنین مواد 198 و 565 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط الزام به تحویل مبیع غیرمنقول
مواد 10، 219، 220 و 362 قانون مدنی و همچنین مواد 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
نظریات مشورتی 1
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/1069 مورخ 1396/05/09
ماده 10 قانون آیین دادرسی مدنی اصل بر صلاحیت محاکم دادگستری است
مواد مرتبط 7
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1133 — قانون مدنی
ماده 1133 قانون مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 26 — قانون حمایت خانواده
ماده 26 قانون حمایت خانواده مبادرت به صدورگواهی عدم امکان سازش نموده و مق
-
اعمال
از این صفحه
ماده 26 — قانون مدنی
قانون مدنی و ماده 26
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 358 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 401 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 10 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 10
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 10 — قانون مدنی
به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 10 قانون مدنی دادنامه معترض عنه در مورد الزام زوج به پرداخت 20 درصد
دکترین 40
-
مقاله
هماستناد
تجدید و تمدید مهلت قانونی و موعد قضایی — عامل دیگری که موجب تمدید مهلت می
مواد 10 و 14 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تجدید و تمدید مهلت قانونی و موعد قضایی — با آمیزش مواد ۱۰ و ۱۴ ق
مواد 10 و 14 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تجدید و تمدید مهلت قانونی و موعد قضایی — با آمیزش مواد ۱۰ و ۱۴ ق
مواد 10 و 14 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تصرف مجاز و عدم بهره برداری شخصی — گزارش حساب عواید و منافع حافظ افزون
مواد 10، 219 و 617 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تصرف مجاز و عدم بهره برداری شخصی — چنانچه داد باخته و داد برده با
مواد 10، 219 و 617 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تصرف مجاز و عدم بهره برداری شخصی — چنانچه داد باخته و داد برده با
مواد 10، 219 و 617 ق.م
-
مقاله
هماستناد
گسست حکم ماده ۹۶ ق
مواد 10، 219 و 220 ق.م
-
مقاله
هماستناد
در پیوند با حکم ماده ۹۶ ق
مواد 10، 219 و 220 ق.م
-
مقاله
هماستناد
در پیوند با حکم ماده ۹۶ ق
مواد 10، 219 و 220 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت داد باخته در برقراری حق اجرا — برابر ماده ۱۶۰ ق
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت داد باخته در برقراری حق اجرا — اجرای حکم بدهند نصف حق اجراء دریافت
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت داد باخته در برقراری حق اجرا — اجرای حکم بدهند نصف حق اجراء دریافت
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای احکام مدی، جند چهارم — دارد داد برده تلاش دارد برابر آخرین
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای احکام مدی، جند چهارم — ماده ۱۰ ق
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای قواعد مستثنیات دین
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای قواعد مستثنیات دین — به هنگام اجرای حکم توافق دو سوی
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
واگذاری صلاحیت تشخیص — با در نظر گرفتن جنبه های امری
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
واگذاری صلاحیت تشخیص — حالت دوم در هنگام اجرای حکم است
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اعتراض شخص ثالث به بازداشت مال — برخی بستانکاران مانند بانک ها در قراردادهای
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اعتراض شخص ثالث به بازداشت مال — برخی بستانکاران مانند بانک ها در قراردادهای
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبایعه نامه ها و قولنامه ها — در بین اسناد عادی مدرکیه معترض ثالث
مواد 10، 219، 220 و 362 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبایعه نامه ها و قولنامه ها — سند عادی دیگر در دعوای اعتراض ثالث
مواد 10، 219، 220 و 362 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبایعه نامه ها و قولنامه ها — سند عادی دیگر در دعوای اعتراض ثالث
مواد 10، 219، 220 و 362 ق.م
-
مقاله
هماستناد
۲ ماهیت حقوقی مزایده — ب
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
۲ ماهیت حقوقی مزایده — میتوان به تفکیک پیشنهاد نخست به شرکت
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تکلیف شفیع به پرداخت بالاترین وجه پیشنهادی برای خرید — جریان حق شفعه نسبت به ممر مجری
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تکلیف شفیع به پرداخت بالاترین وجه پیشنهادی برای خرید — شراکتی نداشته باشد اما در ممر و
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تکلیف شفیع به پرداخت بالاترین وجه پیشنهادی برای خرید — شراکتی نداشته باشد اما در ممر و
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تکلیف شفیع به پرداخت بالاترین وجه پیشنهادی برای خرید — مستفاد از ماده ۸۱۰ ق
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تکلیف شفیع به پرداخت بالاترین وجه پیشنهادی برای خرید — برخورد حق شفعه با فرصت داد باخته
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تکلیف شفیع به پرداخت بالاترین وجه پیشنهادی برای خرید — برخورد حق شفعه با فرصت داد باخته
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ائل وای فایر سی قرار داده — آیا ثبت کلیه قراردادها ضروری است؟ سؤال
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ائل وای فایر سی قرار داده — اولاً
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری سیرجان تیر ۸۰
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری سیرجان تیر ۸۰ — تصریح شده عقود و قراردادهای فی مابین
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
آیا بیمه عقد معین است یا نامعین؟ سؤال - آیا بیمه قرارداد
مواد 10 و 975 و 1010 ق.م
-
مقاله
هماستناد
آیا بیمه عقد معین است یا نامعین؟ سؤال - آیا بیمه قرارداد
مواد 10 و 975 و 1010 ق.م
-
مقاله
هماستناد
رک ماده ۵۱۵ ق. آ.د.م
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری سیرجان مرداد ۸۱
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری سیرجان مرداد ۸۱ — قرارداد (contrat) گاه در فارسی مترادف عقد
ماده 10 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
