Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی دادگاه بدوی پرونده کلاسه ۹۳۰۹۹۸۲۸۳۲۳۰۰۳۱۴ شعبه ۲ دادگاه کیفری یک *( دوم کیفری استان سابق ) تصمیم نهایی شماره ۹۵۰۹۹۷۲۸۱۶۶۰۰۳۵۹ شکات: ۱. خانم ب. م. خ. فرزند ا. با وکالت اقای ح. م. فرزند ص. - * ۲. سازمان* به نشانی متهمین: ۱. اقای ع. م. فرزند م. با وکالت اقای ش. ح. فرزند م. - * ۲. اقای م. ع. م. خ. فرزند ا. - *دست چپ کنار قصابی اتهام ها: ۱. مباشرت در قتل عمدی ۲. استفاده غیر مجاز از گاز شهری بدون اخذ انشعاب ۳. جنایت بر میت ۴. مساعدت در از بین بردن اثار جرم به منظور خلاصی متهم از محاکمه رای دادگاه حسب محتویات پرونده در تاریخ ۹۳/۰۵/۲۷ مامورین نیروی انتظامی در پی یک اتش سوزی در محل حاضر که اظهار داشته اند از محل به بیمارستان مراجعه و اقای ع. م. خ. فرزند م. اظهار داشته شب بیدار شده و احساس کرده بوی گاز می اید و وقتی کلید برق را زده یک دفعه اتش گرفته و خانم س. م. خ. در بیمارستان فوت کرده است.و وضعیت محل را نیز بدین شرح توصیف کرده اند یک اتاق خواب در بنا بوده که یک تخت خواب یک نفره انجا قرار داشت و از سایر قسمتها بیشتر سوخته بوده و تخت خواب از قسمت بالا تا وسط تخت ( یک متر ) کاملا سوخته بود و جلوی درب مقداری کمی از موهای سر طلایی رنگ مشهود بوده و درب چوبی اتاق پذیرایی مشرف به حیاط خلوت کاملا تخریب گردیده و ع. م. خ. همسر متوفی س. م. خ. اظهار داشته ساعت ۲۳:۳۰ از منزل پدر همسرم با دخترم امدیم و ساعت ۲۴:۳۰ همسرم در اتاق خواب و من و دخترم در پذیرایی خوابیدیم صبح بعد از نماز خوابیدم ساعت ۶:۳۰ یا ۶:۴۵ دقیقه صبح گلویم سنگینی کرد و داد زدم و دخترم ا. را به منزل پدرم که *بود بردم و به گفته پدرم همسایه ها درب را زده و اعلام کرده اند از خانه ما دود می اید و من به کمک همسرم رفتم نتوانستم و در پله ها افتادم و خانم ب. م. خ. اظهار داشته دخترم و شوهرش اختلاف داشتند و شب قبل دخترم س. و دختر او ا. منزل ما بودند و ساعت ۲۳ شوهر وی دنبال انها امد و برد و در تحقیقات مجدد اقای ع. م. خ. اظهار داشته چون خواهرزنم از *امده بود همسرم و دخترم را ساعت ۱۶ به خانه انها و سپس به خانه مادرش بردم و ساعت ۹ شب دخترم زنگ زد و گفت انجا بمانند که مخالفت کردم و ساعت ۱۱:۳۰ رفتم دنبال انها و من و دخترم در حال خوابیدیم و همسرم در اتاق خواب و حرف نزدیم و صبح زود دیدم گلویم گرفته پا شدم برق راروشن کنم نفهمیدم ، که دخترم را به پدر مادرم دادم و گفتم برو اتش می گیرد این هم خواب الوده به پایین بردند و امدم همسرم را بیرون ببرم وزنش سنگین بود امدم پله ها افتادیم دیگر نفهمیدم چه شد و از وی سوال شده دختر شما کنار شما بود چرا اتفاق برای او نیفتاده گفته زود او را به بیرون بردیم من امدم همسرم را نجات دهم نشد و نمی دانم برق را روشن کردم یا خیر؟ و همسرم بیماری پوکی استخوان و رماتیسم و کم خونی داشت و داروهای خاص مصرف می کرد و اختلافی نداشتیم و ا. م. دختر مشترک انها اظهار داشته من و مادرم منزل مادربزرگم بودم ساعت ۲۳:۱۵ دقیقه پدرم امد دنبال ما و مادرم گفت شب اینجا بمانیم پدرم مخالفت کرد به خانه خودمان امدیم هر سه در پذیرایی خوابیدیم مادرم تقریبا جلوی اشپزخانه خوابید ساعت ۶ صبح صدای جیغ و فریاد مادرم به گوشم رسید بلند شدم دیدم مادرم افتاده و پدر و پدربزرگم بالای سر مادرم بودند و پدرم به زور مرا به خانه پدربزرگم برد و زن عمویم مرا گرفت به اتاق برد بعد نیم ساعت صدای جیغ م. را شنیدم از منزل خارج شدم دیده پدربزرگم پدرم را بغل کرده و بیرون می اورد و چون یک نفر مزاحم تلفن مادرم می شد سر این اختلاف داشتند و م. م. خ. اظهار داشته ساعت ۵ صبح بعد از نماز خوابیدم و متوجه صدای درب شدم همسایه ن. ا. بود گفت از پنجره دود می اید از خیابان نگاه کردم دود همه جا را گرفته بود به ن. گفتم به اتش نشانی زنگ بزن دیدم شیشه ترکید ن. فرار کرد کپسول برداشت و خواست به *برود دید ع. سر پله افتاده که ح. ح. ب. و ن. ا. او را به بیمارستان بردند و اتش نشانی امد گفت گاز همه جا را گرفته نمی شود. داخل رفت و درب پذیرایی که به سمت بالکن بود شکستند داخل شدند و اتش را خاموش کردند. و ان روز صبح تا غروب عروسم منزل خودش را تمیز کرده و ظاهرا تخت کنار شیرگاز بوده و وقتی تخت را جابجا کرده باعث باز شدن شیرگاز می شود. و متوجه نشدم چگونه نوه من نجات پیدا کرده و ع. م. خ. گفته صبح ساعت ۶:۴۰ دقیقه احساس سنگینی نفس کردم داد زدم دخترم بیدار شد او را به راه پله به پدرم دادم امدم همسرم را نجات دهم اتش تمام خانه را گرفت و دخترم را به بیرون بردم اتش سوزی اتفاق نیفتاده بود بعد که داخل واحد شدم خانه اتش گرفت امدم تا همسرم را نجات دهم دود سیاه نگذاشت داخل بروم روی پله افتادم و درب اتاقی که همسرم در ان خوابیده بود کمی باز بود و شاید بخاطر اینکه نگذاشتم خانه مادرش بماند جر و بحث کردیم شیرگاز را باز کرده و ساعت ۵ صبح که برای نماز بیدار شدم بوی گار نمی امد و سابقه خودکشی نداشته است.و در تاریخ ۹۳/۰۵/۲۸ در حضور جانشین بازپرس اظهار داشته ساعت ۵ صبح بیدار شدم رفتم وضو گرفتم و نماز خواندم زنم بیدار نشد با اینکه نمازخوان است.و ۶:۳۵ دقیقه بیدار شدم دیدم بوی گاز می اید داد زدم و پدر و مادرم را صدا زدم دخترم را گذاشتم بیرون امدم درب اتاق خواب را باز کردم ناگهان صدای انفجار مرا پرتاب کرد افتادم ص ۴۱ وقتی همسایه ها و اتش نشانی رسید من هم کمک کردیم جنازه را بیرون بردیم و بازپرس قید کرده به نظر می رسد انفجار رخ نداده چون هیچ یک از شیشه ها به بیرون یا داخل پرت نشده و نشکسته و سه شیرگاز وجود دارد. که هیچ یک اهرم دستگیره و بست ندارد. و شیرگاز کنار تخت به حالت باز قرار دارد. و کانون اتش از همان نقطه بوده و اثار انبر دست در جهت گردش شیرگاز بوده و بسته هم نشده و شیر اصلی بسته شده است.و سوختن جسد ناشی از انفجار نبوده بلکه عمقی است.و مدت طولانی در معرض اتش قرار گرفته است.و صورت و جلو تنه ی اقای ع. م. خ. هیچ اسیبی ندیده و پیراهن او هم سالم است.که مغایر انفجار است.و سه نفر اتش نشان که در محل حادثه در حضور بازپرس بوده اند اعلام کرده اند انفجار رخ نداده و اتش سوزی تدریجی رخ داده و مرحومه به نوعی روی کمر افتاده بود و صورت به طرف سقف و خیلی راحت خوابیده و هیچ فعالیتی برای نجات خود نکرده و نظریه کارشناسان اتش نشانی بدین شرح اعلام که داخل اتاق خواب روی تخت خواب کانون اتش سوزی بوده و وسایل برقی و گرمایشی که به علت نقص فنی موجب اتش سوزی شده باشد. وجود ندارد. و شیر گاز کاملا باز بوده و احتمال نشت گاز و انفجار رد می گردد. و ایجاد حریق به صورت هدایت شده و با باز نمودن شیرگاز و ایجاد شعله روشن موجب اتش سوزی شده و حریق به صورت عمدی بوده و اقای ع. م. مجددا با تکرار حرفهای قبلی گفته وقتی همسایه ها مرا پایین بردند با اب سردکن صورتم را شستم و یک موزاییک به سمت شیشه ساختمان پرتاب و شیشه اتاق خواب را شکستم و رفتم بالا و همسرم پیش ما بود موقع خواب جر و بحث کردیم و می گفت چرا اجازه ندادی شب خانه مادرم بمانیم ناراحت شد و رفت اتاق خواب در را بست و در صفحه ۹۵ اقای م. گفته من گاز را باز نکردم خودش گاز را باز کرده و من ۶ صبح داخل اتاق که رفتم دیدم همسرم مرده دخترم را پایین بردم برگشتم همسرم را اتش زدم و کبریت انداختم اتش گرفت و چون دست او رو شده بود خودکشی کرد و همسرم با کسی رابطه داشت به این دلیل این کار را کردم و جهاد کردم و جنازه را اتش زدم ( هر چند اظهارات وی موجه نیست زیرا اگر با نشت گاز خودکشی کرده با روشن کردن اتش انفجار رخ می داد که کارشناسان اتش نشانی رد کرده اند ) و اقای ح. م. به وکالت از خانم ب. م. وارد رسیدگی شده و مجددا در تاریخ ۹۳/۰۸/۱۱ صفحه ۱۰۳ گفته ساعت ۶:۲۰ بر اثر احساس خفگی بیدار شدم دخترم را *بردم داد زدم ا. بدو الان خانه اتش می گیرد برگشتم س. بی حال بود ولی زنده بود روی سینه او نشستم و دو دست او را زیر زانوی خودم گذاشتم و با دست چپ راه بینی و دهان او را بستم یک دقیقه عملی را ادامه دادم همسرم شل شد و فوت کرد و کبریت را برداشتم و جلوی شیرگاز روشن کردم و صدای خفیفی داد و بعد بصورت یکنواخت شعله از لوله بیرون زد و تخت نزدیک شعله بود و اتش گرفت و خودم نیز بی حال شدم در راه پله افتادم و همین مطالب را در نزذ بازپرس تکرار و فقط گفته صبح که بیدار شدم گفتم خدایا با تو معامله می کنم دخترم را بردم پایین و امدم بالا همسرم خوابش سنگین بود چون قرصهای ارام بخش مصرف می کرد و خوابش سنگین بود روی سینه او نشستم و دو دست را روی دهان وبینی او گذاشتم و خفه کردم و شیرگاز را باز کردم و کبریت کشیدم ص ۱۱۰ و ۱۱۱ و گفته مجبور بودم این کار را بکنم و انگیزه شرافتمندانه داشتم و در نظریه پزشکی قانونی در صفحه ۱۲۸ اعلام شده ۵۶ درصد از سطح بدن سوخته بوده و در تاریخ ۹۳/۰۸/۰۸ ب. ت. ب. معاینه جسد و کالبد گشایی و نتایج ازمایشات سم شناسی و اسیب شناسی اعلام نموده ب. ت. ب. عدم وجود علایم حیاتی در سوختگی ها و مندرجات پرونده کیفری با تابلوی نارسایی تنفسی فوت نموده که این وضعیت می تواند به دنبال انسداد مجاری تنفسی ایجاد شده باشد. ص ۱۴۹ و اقای ا. ر. به وکالت از متهم وارد رسیدگی شده که متهم در تاریخ ۹۳/۰۹/۱۱ اظهار داشته ساعت ۶/۵ صبح همه جا را دود گرفته بود دخترم را پایین بردم همین که امدم بالا انفجار رخ داد و بعد از چند مدت متوجه فوت او شدم و حرفهای قبلی را قبول نکرده و سازمان* نیز شکایتی از اقای ع. م. اعلام و اظهار داشته در *مشتکی عنه بدون اخذ حق انشعاب گاز مبادرت به نصب کنتور و استفاده غیر مجاز از گاز نموده است.و اقای ع. م. در تاریخ ۹۳/۱۱/۲۵ مجدد مطالب مذکور در فوق را تکرار کرده ص ۱۸۰ و وکیل متهم درخواست ارجاع موضوع به کمیسیون پزشکی را داشته که در صفحه ۱۸۹ همان مطالب قبلی تایید گردیده است.و اقای ش. ح. نیز به وکالت از متهم وارد رسیدگی شده و اظهار داشته پزشکی قانونی در گزارش معاینه جسد اعلام کرده اثار و علایمی از خفگی وجود ندارد. و در نظریه بعدی اعلام کرده فوت در اثر خفگی بوده و اقرار موکل از روی اجبار و اکراه بوده و انطباق با واقعیت ندارد. و موکل اظهار داشته گلوی متوفی را فشرده و خفه کرده و این دورغ است.زیرا در گزارش معاینه جسد اثار از خفگی در گردن مشاهده نگردیده و اثاری از مقاومت همسرش در سرو صورت موکل وجود ندارد. وانسداد مجاری تنفسی ابهام دارد. که ناشی از گاز گرفتگی بوده یا خفگی بوده است.و متهم استفاده از گاز را در منزل نیمه کاره خود پذیرفته و گفته نرفتم مجوز بگیرم ص ۲۵۸ و اقای م. م. نیز در تاریخ ۹۴/۰۸/۲۱ اظهار داشته اول پسرم را اوردند پایین و من با انها کاری نداشتم و اتهام معاونت در قتل را قبول ندارم. و در نهایت مطابق کیفرخواست شماره ۱۶۴۵ مورخ ۹۴/۱۰/۰۶ برای متهم ع. م. خ. به اتهام مباشرت در قتل و استفاده غیر مجاز از گاز شهری بدون اخذ انشعاب و جنایت بر میت و برای اقای م. م. خ. به اتهام از بین بردن اثار و علایم جرم به منظور خلاصی متهم از محاکمه تقاضای کیفر گردیده و پس از اعلام نقص در عدم وجود گواهی حصروراثت گواهی به شماره ۱۰۸ مورخ ۹۵/۰۳/۱۰ اخذ وراث مرحوم به نامهای ۱- ا. م. خ. فرزند متوفی ۲- ب. م. خ. مادر متوفی و ع. م. خ. همسر متوفی اعلام شده اند و خانم ب. م. خ. اظهار داشته تقاضای قصاص دارم. و خانم ا. م. خ. که متولد ۸۴/۰۳/۱۶ م. ب.. و به بلوغ شرعی رسیده اظهار داشته از پدرم شکایت و تقاضای قصاص دارم. و از شهود تعرفه شده متهمان تحقیق اقای ح. ح. ب. اظهار داشته ساعت ده صبح سر و صدا شد دیدم اتش گرفته دیدم اقای ا. دست ع. م. را گرفته و از پله ها پایین می اورد و با او صحبت نکردم و از همان جا برگشتم و اقای ا. زیر بغل او را گرفته بود و خودش با پای خودش پایین می امد و اقای م. ط. گفته ساعت جدود ۷ *بودم صدای یک بچه شنیدم کمک می خواست دختر بچه بود و تنها دود غلیظ دیدم رفتم طرف او پیرزن را دیدم ترکی صحبت می کرد متوجه نمی شدم می دانستم کمک می خواهد و بالا را نشان می داد رفتم بالا پاگرد دیدم اقای م. خ. که در دادگاه است.افتاده تا من رسیدم یکی دیگر امد و دو نفری زیر بغل او را گرفتیم و او با پای خودش امد سوال کردم کسی دیگری نیست گفت همسرم بالا است.و اقای ا. گفته یک ربع به هفت مغازه را که روبروی خانه م. خ. است.باز می کنم و مشغول مطالعه روزنامه بودم دیدم دود سیاه می زند بیرون درب انها را زدم اقای م. امد بیرون گفتم دود می اید امد بیرون و برگشت درب را بست و بعد از چند لحظه باز کرد یک یا دو دقیقه بعد به مغازه نرسیده بودم داد زد خانه اتش گرفته من کپسول برداشتم رفتم سمت خانه و م. اقا و همسرش و دختر ع. اقا انجا بودند و دختره گفت مادرم گیر کرده رفتم بالا و دیدم ع. اقا افتاده روی زمین او را بلند کردم و به سختی کشیدم پایین و مادرش اب پاشید و به هوش امد و لباس او از جلو و عقب به اندازه کف دست سوخته بود و سمت سینه او سوخته بود چپ یا راست ان را نمی دانم و او را کشان کشان اوردم سر و زیر بغل او را گرفته بودم و می کشیدم و اقای ع. م. در جلسات دادگاه حتی بردن دختر خود را نیز انکار و گفته نمی داند کی از حال بیرون رفته است.علیهذا ب. ت. ب. مراتب فوق اولا اظهارات متهم کاملا منطبق با واقعیت است.زیرا متهم قبل از اعلام پزشکی قانونی که سوختگی پس از فوت بوده به این امر اقرار نموده و ادعای وکیل نیز در خصوص اینکه متهم گفته با فشار بر گلوی متوفی او را خفه کرده موجه نیست زیرا متهم از ابتدا اظهار داشته با گرفتن دهان و بینی متوفی او را خفه کرده و نه با فشار بر گردن و در این خصوص نیز تناقضی در نظریات پزشکی وجود ندارد. هر چند در گزارش معاینه جسد نیز امده اثاری از شیار خفگی و ضرب و جرح و شکستگی مهره ای مشهود مملوس نبوده که این امر حتی به منزله منتفی بودن خفگی در اثر فشار به گردن با دست نیست زیرا فشار به گردن ملازمه با شکستگی مهره یا ایجاد شیار نیست و به جهت شدت سوختگی در سر و صورت و گردن نیز قطعا اثار کبودی قابل تشخیص نبوده است.و ثالثا هیچ ابهامی در اعلام نظر پزشکی قانونی در خصوص انسداد مجاری تنفسی وجود ندارد. زیرا خفگی با گاز شهری که به جهت کمبود اکسیژین اتفاق می افتاد ب. ت. ب. ازمایش خون متوفی و سطح هموگلوبین تایید نگردیده و از نظر عقلی نیز منتفی است.زیرا اگر خفگی در اثر نشت گاز بود در اثر ایجاد حریق باید انفجار رخ می داد که ب. ت. ب. نظریه کارشناسان اتش نشانی انفجار رخ نداده و اتش هدایت شده بوده و حتی خود م. ا. د. ساعت ۵ صبح که برای ادای نماز بلند شده متوجه بوی گاز نشده است.و ادعای خودسوزی نیز ب. ت. ب. نظریه پزشکی قانونی و عدم وجود اثاری مبنی بر تلاش متوفی برای نجات بعد از حریق حتی صدای متوفی ب. ت. ب. اظهارات متهم موجه نیست و اظهارات شهود نیز در انتقال متهم به بیرون هر چند متناقض است.بر سلامت او دلالت دارد. و عدم وجود اثار خراش و دفاعی روی صورت متهم نیز ب. ت. ب. اظهارات متهم منطقی م. ب.. زیرا وی اگاه از مصرف قرص های ارام بخش نوسط متوفی بوده و دستهای وی را ابتدا زیر دو پا قرار داده که متوفی نتواند عکس العمل نشان دهد دادگاه بزهکاری و مجرمیت متهم را محرز تشخیص و به استناد مواد ۱۳۴ و ۱۳۵ و ۱۶۴ و ۱۶۸ و ۲۱۱ و بند الف ماده ۲۹۰ و ۳۵۱ و ۳۸۱ و ۳۸۲ و ۴۱۷ و ۴۱۸ و ۳۳۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ حکم به قصاص نفس متهم به طریق اویختن از چوبه دار در *پس از پرداخت فاضل دیه به متهم و استیذان از م. م. ر. صادر و اعلام می نماید. و در خصوص جنایت بر میت به استناد مواد ۷۲۲ و ۷۲۷ قانون مذکور متهم را به پرداخت یک دهم دیه کامل زن مسلمان محکوم می نماید. که در صورت مدیون بودن متوفی و عدم کفایت ترکه صرف پرداخت بدهی او می گردد. و در غیر این صورت برای او در امور خیریه صرف می شود. و علاوه بر ان به تحمل ۷۴ ضربه شلاق تعزیری محکوم می گردد. و در خصوص استفاده غیر مجاز از گاز به استناد ماده ۶۶۰ قانون مجازات اسلامی تعزیرات ب. ت. ب. اقرار متهم و عدم ارایه جواز استفاده به پرداخت خسارت وارده به مبلغ ۲۵/۰۳۸/۰۰۰ ریال جزای نقدی به میزان دوبرابر خسارت مبلغ ۵۰/۰۷۶/۰۰۰ ( پنجاه میلیون و هفتادوشش هزار ریال ) د. ح. صندوق دولت محکوم می نماید. و در خصوص اتهام اقای م. ع. م. خ. دایر بر مساعدت در از بین بردن اثار جرم به منظور خلاصی متهم از محاکمه نیز به جهت انکار متهم و فقد دلیل و اصل کلی برایت اشخاص از ارتکاب جرم و اینکه عدم بیان واقعیت از بین بردن اثار نیست دادگاه به استناد ماده ۴ و ۴۰۴ قانون ایین دادرسی کیفری رای بر برایت متهم مذکور صادر و اعلام می نماید. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در سازمان* م. ب../. رییس و مستشار شعبه دوم دادگاه کیفری یک * ع. ک. ا. خ. فهرست دادگاه بدوی نقد رأی

موارد مرتبط 47

آرای مرتبط 40

مواد مرتبط 4

مقرراتِ مرتبط 2

نکته‌های مرتبط 1

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین