Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

شماره 110 / 18499 /9000 - 27 / 12 / 1401 مدیر عامل محترم روزنامه ‌رسمی‌ جمهوری اسلامی ایران گزارش پرونده وحدت ‌رویه قضایی ردیف 1401 / 1 2 هیات عمومی دیوان ‌عالی ‌کشور با مقدمه و رای شماره 828 ـ 11 / 11 / 1401 به شرح ذیل تنظیم و جهت انتشار ارسال می ‌گردد . محمدعلی شاه حیدری ‌پور ـ مستشار و مدیر کل هیات عمومی دیوان عالی کشور رای وحدت رویه شماره 828 – 11 /11 /1401 هیات عمومی دیوان عالی کشور در خصوص عدم شمول جهات رد دادرس به صرف شکایت کیفری از قاضی رسیدگی کننده مقدمه جلسه هیات ‌عمومی دیوان عالی کشور در مورد پرونده وحدت رویه ردیف 1401 /12 ساعت 30 :8 روز سه ‌شنبه، مورخ 11 / 11 / 1401 به ‌ریاست حجت ‌الاسلام‌ و المسلمین جناب آقای … مقدم، رییس محترم دیوان ‌‌عالی ‌‌کشور، با حضور حجت ‌الاسلام‌ والمسلمین جناب آقای … نماینده محترم دادستان ‌کل‌ کشور و با شرکت آقایان … و اعضای ‌معاون کلیه شعب دیوان ‌عالی ‌کشور، در سالن هیات‌ عمومی تشکیل شد و پس از تلاوت آیاتی از کلام الله مجید، قرایت گزارش ‌پرونده و طرح و بررسی نظریات مختلف اعضای شرکت‌ کننده در خصوص این پرونده و استماع نظر نماینده محترم دادستان ‌کل‌ کشور که به ‌ترتیب‌ ذیل منعکس ‌می ‌گردد، به ‌صدور رای وحدت‌ رویه ‌قضایی شماره 828 ـ 11 / 11 / 1401 منتهی گردید . الف ) گزارش پرونده با سلام و احترام به استحضار می ‌رساند، آقای … معاون قضایی محترم دادگستری شهرستان سیرجان، با اعلام اینکه از سوی شعب پانزدهم و نوزدهم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان در خصوص مردود بودن یا نبودن قاضی با صرف شکایت کیفری ی. ا. ط. پرونده از وی، آرای مختلف صادر شده، درخواست طرح موضوع را در هیات عمومی دیوان عالی کشور نموده است که گزارش امر به شرح آتی تقدیم می‌ شود : الف ) به حکایت قرار شماره 140121440000335064 ـ 28 / 4 / 1401 شعبه 102 دادگاه کیفری دو شهرستان سیرجان، در خصوص ایراد رد دادرس از سوی متهم آقای … ... ، دادگاه چنین اتخاذ تصمیم کرده است : « در خصوص ایراد رد دادرس مطرح شده از سوی آقای … ... ب. ت. ب. طرح شکایت کیفری علیه اینجانب به عنوان قاضی رسیدگی ‌کننده پرونده، ن. ب. ا. تاریخ طرح شکایت نامبرده پس از طرح پرونده در این شعبه و اتخاذ تصمیم اولیه می ‌باشد و از طرفی نیز مستفاد از نظریات مشورتی شماره‌ های 2551 / 94 /7 ـ 24 / 9 / 1394 و 3065 / 96 /7 ـ 13 / 12 / 1396 صرف شکایت از جهات رد محسوب نمی ‌گردد، مگر آنکه تعقیب کیفری آغاز شود که در خصوص شکایت از قضات، تعقیب پس از تعلیق آغاز می ‌گردد که تاکنون در این پرونده دلیلی مبنی بر تعلیق قاضی ( اینجانب ) و شروع تعقیب کیفری به دست نیامده، لذا نظر به مراتب فوق مستنداً به مواد 421 و 423 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1394، قرار رد ایراد رد دادرس صادر می ‌نماید .» با اعتراض به این قرار، شعبه پانزدهم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان به موجب دادنامه شماره 140121390003097785 ـ 6 / 6 / 1401، چنین رای داده است : « اعتراض آقای … ... نسبت به دادنامه شماره 335064 /1401 صادره از شعبه 102 دادگاه کیفری دو سیرجان که به موجب آن در مورد ایراد رد دادرس ... ، قرار رد ایراد صادر گردیده است، وارد به نظر نمی‌ رسد؛ زیرا معترض د. ا. م. از دادرسی دفاع موثر و دلیل موجهی که نقض دادنامه معترض‌ عنه را ایجاب نماید، ابراز نداشته و رای صادره ب. ت. ب. محتویات پرونده و دلایل منعکس در آن [ مبنی بر این ] که صرف شکایت قبل از تعقیب از موارد رد دادرس نمی ‌باشد، صحیح و مطابق با موازین قانونی اصدار یافته و مغایرتی با شرع ندارد و در نحوه رسیدگی و رعایت اصول دادرسی نیز ایرادی مشاهده نگردید . لهذا دادگاه با استناد به بند « ب » ماده 450 قانون آیین دادرسی کیفری ضمن رد اعتراض معترض، دادنامه معترض‌ عنه را تایید می‌ نماید .» ب ) به حکایت قرار شماره 140021440001027556 ـ 5 / 12 / 1400 شعبه 103 دادگاه کیفری دو شهرستان سیرجان، در خصوص ایراد رد دادرس از سوی متهم آقای … ... ، چنین رای داده شده است : «... شکایت علیه اینجانب در اثنای رسیدگی به پرونده مطرح گردیده است و ... تاریخ ارجاع پرونده به این شعبه 22 / 10 / 1400 می‌ باشد ب. ت. ب. صراحت بند ث ماده 421 قانون آیین دادرسی کیفری که بیان می ‌دارد بین دادرس و [ ی. ا. ط. دعوا ] دعوای کیفری مطرح و یا در سابق مطرح بوده باشد ... وقتی طرفین پرونده در اثنای رسیدگی از قاضی شکایت می‌ کنند هدفی جز خروج پرونده از روند رسیدگی عادی ندارند که بخشنامه ریاست محترم وقت قوه قضاییه به شماره 83 /10 / 221 /83 / 14041 و نظریه مشورتی اداره حقوقی به شماره 7 / 994 / 2551 مورخ 24 / 9 / 1394 موید همین معنا و در همین راستا به درستی صادر گردیده است؛ زیرا [ طرح ] یک دعوای کیفری به معنای واقعی علیه قاضی مستلزم این است که قاضی ابتدا توسط [ دادگاه ] انتظامی قضات معلق و نسبت به ایشان تحقیقات تعقیبی شروع ... گردد و اگر قاضی مجدداً برگشت به کار داشت، ... تا دو سال به پرونده‌ای که طرف مقابل از ایشان شکایت نموده است، نمی‌ تواند رسیدگی کند اما در موضوع این پرونده که متهم بعد از ارجاع پرونده به اینجانب در دادسرای کارکنان دولت، اقدام به طرح شکایت نموده است، برداشتی جز [ اینکه ] هدف وی خارج نمودن پرونده از این شعبه است، نمی‌ توان داشت و مضاف بر آن، این شکایت شکات حرفه ‌ای تا جایی اهمیت داشته است که رییس محترم قوه قضاییه در دستور العمل حفظ شان و منزلت کارکنان قوه قضاییه مصوب 25 / 1 / 1400 در ماده 6 به این موضوع صراحتاً اشاره داشته و مورد تاکید قرار داده است که دادسرای انتظامی قضات با اتخاذ تدابیر لازم افرادی را که از روش ‌های مختلف مانند شکایت علیه قضات جهت خروج پرونده از مسیر عادی اقدام می‌ کنند، شناسایی و برخورد مناسب با آنها داشته باشد ... لذا ب. ت. ب. مراتب فوق‌ الذکر از آنجایی که در وضعیت فعلی این پرونده، این مورد از موجبات رد دادرس نمی‌ باشد، فلذا مستنداً به ماده 424 قانون آیین دادرسی کیفری قرار رد ایراد [ مذکور را ] صادر و اعلام می‌ نماید .» با اعتراض به این قرار، شعبه نوزدهم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان به موجب دادنامه شماره 140121390001239804 ـ 9 / 3 / 1401، چنین رای داده است : « در خصوص اعتراض وکیل آقای … ... به وکالت از آقای … ... نسبت به دادنامه شماره 140021390001037556 دادگاه کیفری دو شهرستان سیرجان شعبه 103 که طی آن ایراد رد دادرس ... مردود اعلام شده است، با عنایت به اوراق و محتویات پرونده ... ن. ب. ا. آقای … ... طی شکایتی به تاریخ 19 / 11 / 1400 طرح دعوی علیه قاضی صادر‌کننده رای در دادسرای کارکنان دولت نموده که طی آن عناوین مجرمانه ‌ای به ایشان نسبت داده است و فی الواقع قبل از صدور رای مورخ 5 / 12 / 1400 توسط قاضی محترم پرونده، دعوای کیفری مطرح شده بوده است و فی الواقع وفق بند ث ماده 421 قانون آیین دادرسی کیفری می ‌بایست قرار امتناع از رسیدگی صادر شود و دعوای کیفری بین متهم پرونده و قاضی دادگاه مطرح بوده است، فلذا اعتراض معترض را وارد تشخیص و به استناد ماده 423 قانون آیین دادرسی کیفری رای بر قبولی اعتراض صادر [ می ‌شود .].» چنانکه ملاحظه می ‌شود، شعب پانزدهم و نوزدهم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان، در خصوص مردود بودن یا نبودن قاضی با صرف شکایت کیفری ی. ا. ط. پرونده از وی، با استنباط متفاوت از اصطلاح « مطرح بودن دعوا » مذکور در بند ث ماده 421 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 با اصلاحات بعدی، اختلاف نظر دارند؛ به طوری که شعبه پانزدهم استدلال قاضی دادگاه بدوی را مبنی بر اینکه صرف شکایت از قاضی موجب رد نیست، بلکه باید تعقیب وی آغاز شود و تعقیب قاضی پس از تعلیق آغاز می‌ شود، پذیرفته و قرار رد ایراد را تایید کرده است، اما شعبه نوزدهم با استدلال به اینکه با شکایت علیه قاضی و نسبت دادن عناوین مجرمانه به او، بین قاضی و متهم پرونده دعوای کیفری « مطرح » بوده، ایراد رد دادرس را وارد دانسته است . بنا به مراتب، در موضوع مشابه، اختلاف استنباط محقق شده است، لذا در اجرای ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری به منظور ایجاد وحدت رویه قضایی، طرح موضوع در جلسه هیات عمومی دیوان عالی کشور درخواست می‌ گردد . معاون قضایی دیوان عالی کشور در امور هیات عمومی ـ غلامرضا انصاری ب ) نظریه نماینده محترم دادستان کل کشور احتراماً، در خصوص پرونده وحدت رویه ردیف 1401 / 12 هیات عمومی دیوان عالی کشور به نمایندگی از دادستان محترم کل کشور به شرح زیر اظهار عقیده می نمایم . بر اساس گزارش ارسالی ملاحظه می گردد، اختلاف رویه حادث شده بین شعب پانزدهم و نوزدهم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان در خصوص پذیرش یا عدم پذیرش ایراد رد دادرس به صرف شکایت از قاضی رسیدگی‌ کننده حسب بند ث ماده 421 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 می‌ باشد . با عنایت به گزارش ارسالی و ب. ت. ب. اصل 167 قانون اساسی و ماده 339 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 و ماده 391 قانون آیین دادرسی دادگاه‌ های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 و با لحاظ ماده 597 قانون مجازات اسلامی ( تعزیرات و مجازات ‌های بازدارنده ) مصوب 1375 و بند 5 <a class="artref" href="/ماده/ماده-16-a_0815110253621">ماده 16 قانون نظارت بر رفتار قضات</a> مصوب 1390، بیانگر این است که پس از ارجاع پرونده، اصل بر تکلیف قاضی دادگاه برای رسیدگی به دعوی با رعایت اصول و تشریفات دادرسی به ویژه اصل بی طرفی است و امتناع از رسیدگی خلاف اصل و منحصر به موارد منصوص در قانون م. ب. . بنابراین در صورت تردید در رسیدگی و یا امتناع از رسیدگی، باید به اصلی که تکلیف به رسیدگی دارد، رجوع شود . از طرفی مقررات راجع به « رد دادرس » به عنوان استثنایی بر اصلِ « تکلیف به رسیدگی دادرس » به منظور حفظ بی طرفی قاضی در دادرسی وضع شده است و تا زمانی که واقعیات و شرایط خارجی به نحوی نیست که فی نفسه در مورد بی طرفی قاضی شک و تردیدی به وجود آورد و یا رفتار قاضی طی دادرسی یا در محتوای رای ب. ت. ب. دلایل و مستندات و نوع استدلال تاثیرگذار نباشد، نباید راه سوی استفاده افراد برای تحت تاثیر قرار دادن قضاوت را باز نمود تا با طرح دعاوی واهی علیه قاضی رسیدگی‌ کننده موجبات خروج پرونده از روند دادرسی عادی را فراهم نمود . از طرفی مقتضای تفسیر منطقی، تلاش برای کشف اراده مقنن است و هدف قانونگذار آن بوده که ضمن حفظ بی طرفی و جلوگیری از هر گونه اعمال غرض، از طرف دیگر مانع سوی استفاده ‌های محتمل شاکیان حرفه ای از مستند مذکور برای خارج کردن پرونده از مسیر عادی رسیدگی شود تا کسی نتواند آنگاه که احتمال دهد نتیجه رسیدگی به نفعش نمی ‌باشد به راحتی در فرآیند دادرسی خلل ایجاد کند . همچنین مستنبط از مقررات مواد 39 به بعد قانون نظارت بر رفتار قضات و دستورالعمل حفظ شان و منزلت کارکنان قوه قضاییه، به جریان افتادن شکایت کیفری علیه دارندگان پایه قضایی مستلزم بررسی دلایل و قراین توسط دادستان، احراز توجه اتهام به قاضی، درخواست تعلیق قاضی و سپس اتخاذ تصمیم دادگاه عالی انتظامی قضات در این خصوص و سپس تجویز تعلیق است، و الا شکایت به جریان نخواهد افتاد تا بتوان طرح دعوی را به آن اطلاق نمود و مشمول بند ث ماده 421 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 دانست . و از آنجا که عبارت «... دعوای حقوقی یا کیفری مطرح باشد یا در سابق مطرح بوده ...» در متن بند ث ماده 421 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392، که در واقع همان عبارات مندرج در بند هـ ماده 91 قانون آیین دادرسی مدنی با تغییراتی جزیی است، ظهور در این دارد که دعوی علیه قاضی یا اقربای وی باید مطرح شده باشد تا از موجبات رد دادرس محسوب گردد و صرف اعلام شکایت کیفری و در مظان اتهام قرار گرفتن قاضی تا زمانی که منجر به تعلیق قاضی با رعایت ترتیبات قانونی مذکور نشده باشد، مصداق بند ث ماده 421 قانون آیین دادرسی کیفری نبوده و از جهات رد دادرس نمی ‌باشد . بنابراین رای شعبه پانزدهم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان که با تایید رای بدوی بر اساس مبانی فوق صادر شده، منطبق با مقررات قانونی بوده و مورد تایید م. ب. . ج ) رای وحدت‌ رویه شماره 828 ـ 11 / 11 / 1401 هیات‌ عمومی دیوان ‌عالی ‌کشو ر ن. ب. ا. اولاً، طبق ماده 168 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 با اصلاحات و الحاقات بعدی، بدون دلیل کافی برای توجه اتهام نمی ‌توان کسی را به عنوان متهم احضار کرد . ثانیاً، وفق مواد 39 و 40 قانون نظارت بر رفتار قضات مصوب 1390، تعقیب قاضی، در جرایم عمدی منوط به تعلیق وی از سمت قضایی به وسیله دادگاه عالی انتظامی قضات و در جرایم غیر عمدی منوط به تجویز دادستان انتظامی قضات است . ثالثاً، جهات رد جنبه استثنایی دارد و در موارد تردید، مطابق اصل، دادرس مکلف به رسیدگی است . بنابراین، صرف شکایت کیفری از قاضی رسیدگی‌ کننده به معنای « مطرح بودن دعوای کیفری » بین او و شاکی نیست تا به استناد بند « ث » ماده 421 قانون صدرالذکر، موجب رد دادرس شود . بنا به مراتب، رای شعبه پانزدهم دادگاه تجدید‌نظر استان کرمان تا حدی که با این نظر انطباق دارد، به اکثریت آرای صحیح و قانونی تشخیص داده می ‌شود . این رای طبق ماده 471 همان قانون، در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور، دادگاه‌ ها و سایر مراجع، اعم از قضایی و غیر آن لازم الاتباع است . هیات‌ عمومی دیوان‌ عالی‌ کشور

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1

موارد مرتبط 151

آرای مرتبط 34

نظریات مشورتی 40

نشست‌های قضایی 36

مواد مرتبط 11

مقرراتِ مرتبط 4

دکترین 26

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین