رأی
ضمانت اجرای تاخیر مالک در درخواست ابطال سند رسمی
رأی دادگاه بدوی
سازمان *با نمایندگی اقای ش. خ. دادخواستی بطرفیت خانم م. ن. ز. فرزند ح. با وکالت اقای ا. ا. ا. و اقایان م. ت. ف. فرزند ع. و و. و ن. ت. ف. فرزند ا. ر. و سازمان *به خواسته ابطال سند *مجزی شده از ۱۱۰۸ *اصلی مذکور به مساحت ۳۱۶/۹۵ مترمربع و خلع ید از پلاک ثبتی مذکور و ابطال رای شماره *مورخ ۱۳۹۶/۱۱/۷ در پرونده کلاسه *هییت موضوع قانون تعیین تکلیف اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی سازمان *و ابطال سند انتقال به شماره ۹۴۶۵ مورخ ۱۳۹۷/۴/۲۵ دفترخانه *شهر و قلع و قمع مستحدثات با احتساب کلیه خسارات قانونی وارده اعم از هزینه دادرسی ، کارشناسی ، هزینه دفتر خدمات دفتر قضایی و غیره و نیز پرداخت حق الوکاله نمایندگان قضایی و.
ت. تقدیم نموده است. با این توضیح که نماینده خ. ا. د.: به موجب سوابق ثبتی و سند مالکیت ، ششدانگ *۲ اصلی بخش ۱۰ ثبت نور در مالکیت اولیه م. ع. ملکه ت. ا. قرار داشته که بموجب صورتمجلس تفکیکی سال ۵۵ به ۱۵۳ قطعه تفکیک و بعضی از قطعات قبل از انقلاب توسط او به اشخاص منتقل گردید.و مابقی قطعات در مالکیت وی باقی ماند پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی *ب. ت. ب. حکم حکومتی حضرت امام ( ره ) و احکام صادره از محاکم انقلاب اموال ایشان مصادره و در مالکیت بنیاد مستقر گردید.و سند مالکیت نیز بنام بنیاد صادر و تسلیم گردید.
که از جمله قطعات ۱۱۰۸ *۲ اصلی که بصورت ششدانگ در مالکیت بنیاد قرار دارد. که خ. ر. ا. مقدار ۳۱۶/۹۵ مترمربع از پلاک مذکور را در تصرف خود قرار داده و در راستای قانون تعیین تکلیف اراضی و ساختمان های فاقد سند رسمی درخواست صدور سند بنام خویش را از سازمان *را نمود که سازمان *و هیت موضوع قانون مذکور نیز بدون توجه به مالکیت بنیاد نسبت به تشکیل پرونده تحت کلاسه *اقدام و ب. ت. ب. صدور رای هییت به شماره *مورخ ۱۳۹۶/۱۱/۷ مبادرت به صدور سند تحت *مجزی شده از ۱۱۰۸ *۲ اصلی بنام خ.
ر. ا. ( خانم م. ن. ز. س. ) نمود و سپس خ. ر. ا. بموجب سند انتقال تنظیمی به شماره ۹۴۶۵ مورخ ۱۳۹۷/۴/۲۵ تنظیمی دفترخانه شماره ۳۳۶ ایزدشهر ششدانگ پلاک را به خواندگان ردیف دوم الی چهارم ( اقایان م. ، و. و ن. ه. ت. ف. ) منتقل نمود مع هذا با عنایت به مراتب معنونه و مالکیت بلامنازع بنیاد بر رقبه موضوع دعوی درخواست رسیدگی و صدور حکم شایسته وفق ستون خواسته دادخواست تقدیمی مبنی بر ابطال رای هییت به شماره *مورخ ۱۳۹۶/۱۱/۷ در پرونده هییت موضوع قانون به کلاسه *و ابطال سند مالکیت صادره تحت *۲ اصلی به مساحت ۳۱۶/۹۵ مترمربع و همچنین ابطال سند انتقال به شماره ۹۴۶۵ مورخ۱۳۹۷/۴/۲۵ تنظیمی *شهر و خلع ید و قلع و قمع مستحدثات ضمن ارجاع امر به کارشناسی و همچنین محکومیت خواندگان به پرداخت کلیه خسارات قانونی وارده اعم از هزینه دادرسی ، کارشناسی ، هزینه دفتر خدمات قضایی و غیره به انضمام حق الوکاله نمایندگان قضایی و.
ت. م. ا. همچنین سازمان *با نمایندگی اقای ش. خ. دادخواست دیگری بطرفیت خانم م. ن. ز. فرزند ح. با وکالت اقای ا. ا. ا. و اقایان م. ت. ف. فرزند ع. و و. و ن. ت. ف. فرزند ا. ر. و سازمان *به خواسته ابطال سند *مجزی شده از ۱۱۰۸ *اصلی مذکور به مساحت ۳۱۶/۹۵ مترمربع و خلع ید از پلاک ثبتی مذکور و ابطال رای شماره *مورخ ۱۳۹۶/۱۱/۷ در پرونده کلاسه *هییت موضوع قانون تعیین تکلیف اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی سازمان *ابطال سند انتقال به شماره ۹۴۶۶ مورخ ۱۳۹۷/۴/۲۵ دفترخانه ۳۳۶ *شهر و قلع و قمع مستحدثات با احتساب کلیه خسارات قانونی وارده اعم از هزینه دادرسی ، کارشناسی ، هزینه دفتر خدمات دفتر قضایی و غیره و نیز پرداخت حق الوکاله نمایندگان قضایی و.
ت. تقدیم نموده است. با این توضیح که نماینده خ. ا. ن.: به موجب سوابق ثبتی و سند مالکیت ، ششدانگ *۲ اصلی بخش ۱۰ ثبت نور در مالکیت اولیه م. ع. ملکه ت. ا. قرار داشته که بموجب صورتمجلس تفکیکی سال ۵۵ به ۱۵۳ قطعه تفکیک و بعضی از قطعات قبل از انقلاب توسط او به اشخاص منتقل گردید.و مابقی قطعات در مالکیت وی باقی ماند پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی *ب. ت. ب. حکم حکومتی حضرت امام ( ره ) و احکام صادره از محاکم انقلاب اموال ایشان مصادره و در مالکیت بنیاد مستقر گردید.و سند مالکیت نیز بنام بنیاد صادر و تسلیم گردید.
که از جمله قطعات ۱۱۰۸ *۲ اصلی که بصورت ششدانگ در مالکیت بنیاد قرار دارد. که خ. ر. ا. مقدار ۳۰۶/۳۸ مترمربع از پلاک مذکور را در تصرف خود قرار داده و در راستای قانون تعیین تکلیف اراضی و ساختمان های فاقد سند رسمی درخواست صدور سند بنام خویش را از سازمان *را نمود که سازمان *و هیت موضوع قانون مذکور نیز بدون توجه به مالکیت بنیاد نسبت به تشکیل پرونده تحت کلاسه *اقدام و ب. ت. ب. صدور رای هییت به شماره *مورخ ۱۳۹۶/۱۱/۷ مبادرت به صدور سند تحت *مجزی شده از ۱۱۰۸ *۲ اصلی بنام خ.
ر. ا. ( خانم م. ن. ز. س. ) نمود و سپس خ. ر. ا. بموجب سند انتقال تنظیمی به شماره ۹۴۶۶ مورخ ۱۳۹۷/۴/۲۵ تنظیمی دفترخانه شماره ۳۳۶ *شهر ششدانگ پلاک را به خواندگان ردیف دوم الی چهارم ( اقایان م. ، و. و ن. ه. ت. ف. ) منتقل نمود مع هذا با عنایت به مراتب معنونه و مالکیت بلامنازع بنیاد بر رقبه موضوع دعوی درخواست رسیدگی و صدور حکم شایسته وفق ستون خواسته دادخواست تقدیمی مبنی بر ابطال رای هییت به شماره *مورخ ۱۳۹۶/۱۱/۷ در پرونده هییت موضوع قانون به کلاسه *و ابطال سند مالکیت صادره تحت *مجزی شده از ۱۱۰۸ *۲ اصلی به مساحت ۳۰۶/۳۸ مترمربع و همچنین ابطال سند انتقال به شماره ۹۴۶۶ مورخ۱۳۹۷/۴/۲۵ تنظیمی *و خلع ید و قلع و قمع مستحدثات ضمن ارجاع امر به کارشناسی و همچنین محکومیت خواندگان به پرداخت کلیه خسارات قانونی وارده اعم از هزینه دادرسی ، کارشناسی ، هزینه دفتر خدمات قضایی و غیره به انضمام حق الوکاله نمایندگان قضایی و.
ت. م. ا. متعابا اقای ح. ب. فرزند م. با وکالت اقایان س. و ا. م. د. ب. ط. خانم م. ن. ز. س. فرزند ح. و اقای س. ش. فرزند س. با وکالت اقای ا. ا. ا. ، اقایان م. م. فرزند م. ، و. ت. ف. فرزند ر. ، م. ت. ف. فرزند ع. ، ن. ت. ف. فرزند ر. و سازمان *به خواسته احراز وکالت خ. ر. ا. و دوم در انعقاد بیع مورخه ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ با خوانده ردیف سوم و صدور حکم به ابطال سند رسمی موضوع پلاک ثبتی ۳۲۴۱ *۲ اصلی مفروزی و مجزی از ۱۱۰۸ بخش ده دهستان ناتل کنار حوزه ثبتی نور و اعلام بطلان معامله بیع شماره ۱۱۱۱۲۸ مورخه ۱۳۹۷/۰۴/۱۳ مابین خ.
ر. ا. و خواندگان ردیف چهارم ، پنجم ، ششم و الزام خوانده ردیف هفتم به صدور سند مالکیت در خصوص ملک موضوع پلاک ثبتی ۳۲۴۱ *مجزی شده از ۱۱۰۸ و احراز و اعلام مالکیت خ. ن. ب. پلاک ثبتی ۳۲۴۱ *مجزی شده از ۱۱۰۸واقع در بخش ده حوزه ثبتی نور و اثبات و احراز وقوع بیع مورخه ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ مابین خواهان و خوانده ردیف سوم تقدیم نمود. وکلای خ. د. ت. خواسته اظهار داشتند: به تاریخ ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ خ. ر. ا. و دوم پس از دریافت وجوهی از موکل یک قطعه زمین به مساحت حدود ۳۰۶ متر مربع واقع در *۲ اصلی را به وکالت از جانب ایشان خریداری کرده و متعاقبا بر برخلاف توافق به عمل امده و پس از طی مراحل قانونی ثبت ، اسناد مالکیت به نام خویش ماخوذ داشتند.
ن. ب. ا. اولا خ. ر. ا. در هنگام معامله به وکالت خویش تصریح کرده ثانیا ثمن معامله توسط موکل پرداخت شده است. ثالثا مطابق اقاریر فروشنده ( م. م. ) در پرونده های استنادی ، خریدار و مالک موکل م. ب.. و توجها به اینکه تحقق اعتبارات متعاقدین اثباتا و نفیا منوط به قصد و اراده طرفین م. ب.. ( العقود تابعه للقصود ) که در مانحن فیه عقدی مابین خ. ر. ا. و دوم با خوانده ردیف سوم انشا نشده بلکه ایشان تنها نماینده موکل در امضای قرارداد بوده اند و پس از ان دیگر سمتی نداشته اند فلذا قصد طرفین محرز بوده و نظر به سایر قرائن و امارات موجود مستندا به ماده ۱۹۸ و قسمت دوم <a class="artref" href="/ماده/ماده-196-a_0815110235841">ماده ۱۹۶ قانون مدنی</a> صدور حکم به شرح ستون خواسته مورد استدعا م.
ب.. دادگاه به هر سه دعوا بصورت توامان رسیدگی نموده است. محتویات پرونده حکایت از ان دارد. که *۲ اصلی بخش ۱۰ ثبت نور جز اموال ملکه ت. ا. ( همسر ر. و مادر ش. غ. پ. ) بود. در سال ۱۳۵۵ برای این پلاک صورتمجلس تفکیکی صادر شد و به ۱۵۳ قطعه تفکیک گردید.که از شماره ۱۰۷۸ *استاندارد.سازی گردید. بعدها اموال ملکه ت. ا. از جمله *۲ اصلی ( پلاک اولیه ) با حکم دادگاه سازمان *مصادره گردید. اقای م. م. گ. نسبت به این حکم مصادره به عنوان شخص ثالث اعتراض نمود.
شعبه *ویژه اصل ۴۹ قانون اساسی به موجب رای شماره ۴۶۰ / ۹۲ مورخ ۳۰ / ۵ / ۹۲ دعوای او را وارد تشخیص و حکم به خروج قدرالسهم ( متصرفات ) م. م. گ. از حکم مصادره پلاک ثبتی فوق الذکر را صادر کرد. سازمان *نسبت به این رای تجدیدنظرخواهی نمود. شعبه *ویژه اصل ۴۹ قانون اساسی به موجب رای شماره ۶۹۱ مورخ ۳ / ۱۰ / ۹۲ ضمن رد اعتراض ، حکم بر تایید رای بدوی صادره کرد. ملکی که در تصرف م. م. گ. بود. ۱۰۵۰۰ متر مربع بود. نامبرده که با رای قطعی دادگاه تجدیدنظر به شرح مذکور مالک متصرفات خود شناخته شده بود.
مقدار ۳۵ / ۲۲۸۸ متر مربع ان را به اشخاص ثالث انتقال داد و برای باقیمانده ملک به مساحت ۶۵ /۸۲۱۱ متر مربع سند مالکیت رسمی تحت *۲ اصلی بخش ۱۰ ثبت نور به نام خود دریافت کرد. سازمان *نسبت به رای شعبه *ویژه اصل ۴۹ درخواست اعاده دادرسی موضوع ماده ۴۷۷ قانون ایین دادرسی کیفری را مطرح نمود. شعبه *د. ا. م. با محق شناختن اقای م. م. گ. صرفا نسبت به ۵۰۰۰ متر مربع ، در مورد ۵۵۰۰ متر مربع رای شعبه *را نقض و حکم به نفع سازمان *صادر نمود.
اما تمام ایراد در این است. که متصرفات م. م. گ. ۱۰۵۰۰ متر مربع بود. و دیوان عالی کشور محدوده ان ۵۰۰۰ مترمربعی که متعلق به م. م. گ. شناخته شده را از ۱۰۵۰۰ متر مربع مشخص نکرده است. دو قطعه ملک موضوع اختلاف در پرونده های کنونی بخشی از ان ۳۵ / ۲۲۸۸ متر مربعی است. که م. م. گ. به اشخاص ثالث انتقال داده است. اقای ح. ب. مدعی است. که خانم ن. ز. و اقای ش. در واقع به وکالت از او اقدام به خرید ملک از م. م. گ. نموده اند اما مشارالیهما ادعا می نمایند که هیچ وکالتی در کار نبوده و معامله را اصالتا انجام داده اند و برای خود انهاست.
دادگاه در راستای احراز واقع ، ضمن مطالبه و ملاحظه پرونده استنادی از سازمان *، موضوع را به کارشناسی ارجاع نمود. حسب نظریه کارشناسی برابر صورتمجلس تفکیکی *۲ اصلی بخش ده ثبت نور به ۱۵۳ قطعه از *الی ۱۲۲۹ تفکیک شد. قطعه شماره ۱۱ با پلاک *به مساحت ۵۰۰۰ مترمربع با حدود اربعه شمالا به طول ۵۰ متر به سیم خارداریست به حریم قانونی دریا ، شرقا به طول ۱۰۰ متر به *فرعی ، جنوبا به طول ۵۰ متر و به خیابان احداثی و غربا بطول ۱۰۰ متر منتهی به *مساحت ۴۹۹۲ مترمربع با حدود اربعه شمالا به طول ۵۰ متر به حریم قانونی دریا ، شرقا بطول ۱۰۰ متر به فضای سبز احداثی و خیابان ۲۰ متری ، جنوبا بطول ۵۰ متر به خیابان احداثی و غربا به طول ۱۰۰ متر به *۲ اصلی به مساحت ۸۲۱۱٫۶۵ مترمربع ششدانگ عرصه و اعیان واقع در *۹ به نام اقای م.
م. گ. ثبت م. ب.. که با عنایت به دادنامه شعبه *انرا اخذ نمود. ملکهای موضوع خواسته پلاک ثبتی ۳۲۴۰ و ۳۲۴۱ *۲ اصلی بخش ده ثبت نور واقع در *شهر م. ب.. موضوع دادنامه های صادره در شعبه *و ویژه اصل ۴۹ قانون اساسی و شعبه *سه قطعه زمین با این مشخصات م. ب..: اولا با عنایت به اقرارنامه مورخ ۱۸/۰۱/۱۳۴۷ و مطالعه ثبتی در پرونده جاری دو قطعه زمین: یک ) قطعه شماره ۱۱ ( مطابق مطالعه ثبتی همان پلاک *به مساحت ۵۰۰۰ مترمربع با حدود اربعه شمالا به طول ۵۰ متر به سیم خارداریست به حریم قانونی دریا ، شرقا به طول ۱۰۰ متر به *فرعی ، جنوبا به طول ۵۰ متر و به خیابان احداثی و غربا بطول ۱۰۰ متر منتهی به *م.
ب.. ) دو ) قطعه ۱۲ ( مطابق مطالعه ثبتی همان پلاک *مساحت ۴۹۹۲ مترمربع با حدود اربعه شمالا به طول ۵۰ متر به حریم قانونی دریا ، شرقا بطول ۱۰۰ متر به فضای سبز احداثی و خیابان ۲۰ متری ، جنوبا بطول ۵۰ متر به خیابان احداثی و غربا به طول ۱۰۰ متر به *قید شده است. م. ب.. ) ثانیا با عنایت به اقرارنامه شماره *تنظیمی در دفترخانه شماره *در مورخ ۲۷/۰۳/۱۳۵۳ یک قطعه زمین به مساحت ۵۰۰۰ مترمربع با مشخصات شمالا زمین تصرفی اقای ع. گ. شرقا زمین متصرفی گ.
ا. جنوبا به خیابان ده متری احداثی غربا به زمین ملکی بانو ملکه ت. ا. م. ب..ثالثا در پرونده استنادی نظریه کارشناسی مستند شده است. که تصرفی اقای م. گ. را در زمان صدور رای در دادگاه ویژه اصل ۴۹ قانون اساسی حدود ۱۰۵۰۰ مترمربع با حدود و ثغور تعریف شده نشان می دهد. چنانچه مقصود از ۱۰۵۰۰ مترمربع دادنامه استنادی تصرفی اقای م. م. گ. باشد. وضعیت ان در طبیعت تطبیق شد و کروکی ان به پیوست تقدیم می گردد. نهایتا پلاک های ثبتی موضوع خواسته تحت پلاک های ۳۲۴۰ و ۳۲۴۱ به ترتیب به مساحت ۳۱۶٫۹۵ مترمربع و ۳۰۶٫۳۸ مترمربع با حدود اربعه مندرج در سند ثبتی در طبیعت تطبیق شد.
شایان ذکر است. پلاک های موضوع خواسته پرونده جاری بخشی از پلاک *۲ اصلی م. ب.. که جزیی از ۱۰۵۰۰ مترمربع تصرفی اقای م. م. گ. در زمان صدور رای دادگاه ویژه اصل ۴۹ قانون اساسی م. ب.. لازم به ذکر است. شعبه *با عنایت به اقرارنامه شماره *تنظیمی در دفترخانه شماره *در مورخ ۲۷/۰۳/۱۳۵۳ و سند عادی مورخ ۰۵/۰۳/۱۳۶۴ اقای م. م. گ. را به میزان ۵۰۰۰ مترمربع از ۱۰۵۰۰ مترمربع تصرفی اش محق دانسته است. لذا این ۵۰۰۰ مترمربع مشاع در ۱۰۵۰۰ مترمربع م.
ب.. با این وصف پلاک های ثبتی ۳۲۴۰ و ۳۲۴۱ *خواسته بخشی از موضوع دادنامه شعبه *به صورت مشاعی م. ب.. لازم به ذکر است. در هر یک از پلاک های موضوع خواسته ( ۳۲۴۰ و ۳۲۴۱ ) یک انباری بلوکی سیمانی همکف به مساحت حدود ۲۰ مترمربع احداث شده است. با عنایت به مطالعه پرونده استنادی دادگاه ویژه اصل ۴۹ قانون اساسی مدارک مالکیت اقای م. م. گ. دو فقره اقرارنامه م. ب.. ۱ اقرارنامه مورخ ۱۸/۰۱/۱۳۴۷ که طی این اقرارنامه خانم … ت. ا. و اقای حاج س.
ذ. ا. م. پ. موافقت نمودند یک قطعه زمین بشماره ۱۱ و یک قطعه دیگر به شماره ۱۲ هر یک به مساحت پنج هزار مترمربع مطابق نقشه ترسیمی اقای مهندس ا. ش. م. ارا کارشناس رسمی را به اقای ا. ا. واگذار نمایند. در بعد سمت راست این مرقومه اقای ا. ا. س. کلیه حقوق مندرج در این اقرارنامه را به اقای م. م. منتقل نمود که ممضی به امضا نامبرده م. ب.. ۲ سند عادی مورخ ۰۵/۰۳/۱۳۶۴ ممضی به امضای اقای ا. ا. و م. م. که طی ان اقای ا. ا. موضوع سند تنظیمی ( اقرارنامه ) ۲۷۱۹۲ دفترخانه شماره ۲۰۰ *در مورخ ۲۷/۰۳/۱۳۵۳ ( یک قطعه زمین به مساحت پنج هزار مترمربع با مشخصات شمالا زمین تصرفی اقای ع.
گ. شرقا زمین متصرفی گ. ا. جنوبا به خیابان ده متری احداثی غربا به زمین ملکی بانو ملکه ت. ا. ) را در قبال دریافت پانصد هزار ریال وجه رایج کشور به اقای م. م. فرزند م. واگذار و به تصرف وی دراورد. با این وصف انچه برای اقای م. م. گ. می توان در *۲ اصلی بخش ده ثبت نور متصور بود. سه قطعه زمین هر یک به مساحت ۵۰۰۰ مترمربع م. ب.. که با این وصف طبق این مدارک ابرازی ۱۵۰۰۰ مترمربع در پلاک ثبتی ۷۶۵/۲ قدرالسهم دارد. انچه در اینجا حایز اهمیت م.
ب.. جانمایی سه قطعه زمین م. ب.. قطعه ۱۱ و ۱۲ موصوف در اقرارنامه مورخ ۱۸/۰۱/۱۳۴۷ ب. ت. ب. مستند کروکی ثبتی به ترتیب *م. ب.. که قطعات نوار یک ساحل از پلاک موصوف در منتهی الیه شرقی ان م. ب.. در خصوص سند عادی مورخ ۰۵/۰۳/۱۳۶۴ یک قطعه زمین به مساحت ۵۰۰۰ مترمربع با تعریف حدود اربعه شمالا زمین تصرفی اقای ع. گ. شرقا زمین متصرفی گ. ا. جنوبا به خیابان ده متری احداثی غربا به زمین م. بانو ملکه ت. ا. م. ب.. ، این حدود اربعه در وضعیت کنونی در طبیعت قابلیت جانمایی ندارد.
با این وصف که شعبه *اقای م. م. گ. را به میزان ۵۰۰۰ مترمربع قائم به مبایعه نامه عادی ۰۵/۰۳/۱۳۶۴ و اقرارنامه رسمی *مورخ ۲۷/۰۳/۱۳۵۳ دفترخانه شماره ۲۰۰ *محق دانسته در محل خانه سرای وی واقع م. ب.. تصرفی اقای م. م. در زمان رسیدگی پرونده در دادگاه ویژه اصل ۴۹ قانون اساسی مطابق نظریه کارشناسی ثبت شده در پرونده استنادی با حدود و ثغور تعریف شده حدود *مترمربع اعلام شد. لهذا با عنایت به اینکه انچه در شعبه *و ویژه اصل ۴۹ قانون اساسی برای ان رای صادر شده است.
و در دادگاه تجدیدنظر شعبه *عینا تایید شده است ، موضوع دو اقرارنامه موصوف ( ۱ اقرارنامه مورخ ۱۸/۰۱/۱۳۴۷یعنی قطعه ۱۱ و ۱۲ هر یک به مساحت ۵۰۰۰ مترمربع ) و ( ۲ اقرارنامه رسمی شماره *مورخ ۲۷/۰۳/۱۳۵۳ قطعه دیگری به مساحت ۵۰۰۰ مترمربع با حدود اربعه شمالا زمین تصرفی اقای ع. گ. شرقا زمین متصرفی گ. ا. جنوبا به خیابان ده متری احداثی غربا به زمین ملکی بانو ملکه ت. ا. ) م. ب.. لذا شعبه *با عنایت به اینکه صورتمجلس تفکیکی *تحت شماره ۲۳۵۲ در مورخ ۲۰/۰۴/۱۳۵۵ تهیه شده است.
و در ان هیچ پلاک ی به نام ا. ا. ثبت نشده است. اینطور استنتاج نمودند نامبرده تا قبل سال ۱۳۵۵ و تفکیک *هیچگونه حقوقی نداشته که به تبع ان به م. م. واگذار نماید. و اقرارنامه مورخ ۱۸/۰۱/۱۳۴۷ قبل این تاریخ و انچه در حاشیه ان مبنی بر تعهد فروش که در ان ذکر شده کلیه حقوق این سند به اقای م. م. واگذار شده است. را فاقد امضا اعلام نمود و نهایتا تایید و تنفیذ انرا خلاف بین شرع قلمداد نمود. نهایتا با عنایت به مبایعه نامه عادی ۰۵/۰۳/۱۳۶۴ و اقرارنامه رسمی *مورخ ۲۷/۰۳/۱۳۵۳ دفترخانه شماره ۲۰۰ *صرفا یک قطعه زمین ۵۰۰۰ متری از ناحیه اقای س.
ا. ا. به اقای م. م. واگذار شده است. که ایشان را نسبت به ان محق دانستند. انچه در کارشناسی حاضر ، حاکم است. این است. که اقای م. م. گ. نسبت به *۲ اصلی با عنایت به مبایعه نامه عادی ۰۵/۰۳/۱۳۶۴ و اقرارنامه رسمی *مورخ ۲۷/۰۳/۱۳۵۳ دفترخانه *صرفا یک قطعه زمین ۵۰۰۰ متری قدرالسهم دارد. شایان ذکر است. این ۵۰۰۰ مترمربع مشاع از ۱۰۵۰۰ مترمربع تصرفی اقای م. م. م. ب.. ۱۰۵۰۰ مترمربع موصوف خانه سرای تصرفی اقای م. م. گ. م. ب.. که بخشی از ان را ( ۲۲۸۸٫۳۵ مترمربع ) با اشخاص مورد معامله قرار داد و برای میزان ۸۲۱۱٫۶۵ مترمربع ان سند ثبتی به نام خود تحت *۲ اصلی اخذ نمود.
نامبرده نسبت به انچه طبق رای شعبه *محق دانسته شده است. ۳۲۱۱٫۶۵ مترمربع مازاد سند دارد. انچه موضوع بحث پرونده جاری م. ب.. ان بخش از تصرفی اقای م. م. گ. م. ب.. که طی دو مبایعه نامه تنظیمی در مورخ ۲۳/۱۲/۱۳۹۱ به خانم م. ن. ز. س. فروخته است. هر یک از قطعات فروخته شده مطابق مبایعه نامه موصوف ۲۷۰ مترمربع م. ب.. در واقع با عنایت به بررسی انجام شده موضوع مبایعه نامه های فوق الذکر ( ۲۳/۱۲/۱۳۹۱ ) بخشی از تصرفی اقای م. م. گ. ( همان ۱۰۵۰۰ مترمربع معلوم و م.
در نظریه کارشناسی ضمیمه در پرونده استنادی ) در هنگام صدور رای در پرونده استنادی بوده است. حال ب. ت. ب. اینکه میزان ۵۰۰۰ مترمربعی که به نفع اقای م. م. گ. رای صادر شده موضوع اقرارنامه رسمی *م. ب.. و در حال حاضر حدود و ثغور ان در طبیعت قابلیت تطبیق ندارد. ، میزان ۵۰۰۰ مترمربع بصورت مشاع در ۱۰۵۰۰ مترمربع م. ب.. با این وصف مبایعه نامه های مورخ ۲۳/۱۲/۱۳۹۱ مشمول رای شعبه *م. ب. *۲ اصلی به مساحت ۳۱۶٫۹۵ مترمربع با حدود و ثغور مطابق سند ثبتی م.
ب.. که کروکی ثبتی ان در طبیعت تطبیق و به پیوست تقدیم می گردد *۲ اصلی به مساحت ۳۰۶٫۳۸ مترمربع با حدود و ثغور مطابق سند ثبتی م. ب.. در زمین ها هیچگونه تغییراتی ایجاد نشده است. و انچه در هر قواره زمین موجود م. ب.. انبار بلوکی به مساحت حدود ۲۰ مترمربع م. ب.. که توسط خانم م. ن. ز. س. احداث شده است. که در کروکی کارشناسی جانمایی ان نشان داده شده است. زمین در حال حاضر در تصرف مالکین ثبتی ان اقایان ت. ف. م. ب.. کروکی ۱۰۵۰۰ مترمربع موصوف مطابق نظریه کارشناسی مستند در پرونده استنادی سازمان *ویژه اصل ۴۹ قانون اساسی در طبیعت پیاده و ترسیم گردید.
اقای م. م. گ. نسبت به ۸۲۱۱٫۶۵ مترمربع ان برای خود سند ثبتی تحت *۲ اصلی اخذ نموده است. و مابقی یعنی ۲۲۸۸٫۳۵ مترمربع انرا به اشخاص فروخته است. موضوع خواسته پرونده جاری یعنی پلاک های ۳۲۴۰ و ۳۲۴۱ جزیی از ۲۲۸۸٫۳۵ مترمربع م. ب.. که اقای م. م. گ. انها را به اشخاص فروخته است. موقعیت ۵۰۰۰ مترمربع که در مرحله اعاده دادرسی خاص ( ماده ۴۷۷ ) در دیوان عالی کشور رای به سود م. م. گ. صادر شده است. با عنایت به به اقرارنامه شماره *تنظیمی در دفترخانه شماره *در مورخ ۲۷/۰۳/۱۳۵۳ و سند عادی مورخ ۰۵/۰۳/۱۳۶۴ صادر شده است.
در این دادنامه نیز قید شده است. که حدود ثغور موجود در این مستندات در حال حاضر در طبیعت قابلیت جانمایی ندارد. لذا صرفا اقای م. م. گ. را نسبت به ۵۰۰۰ مترمربع از ۱۰۵۰۰ مترمربع از تصرفی اش محق دانسته است. نهایتا میزان ۵۰۰۰ مترمربع مشاع در ۱۰۵۰۰ مترمربع تصرفی اقای م. م. گ. در زمان صدور رای در سازمان *ویژه اصل ۴۹ قانون اساسی بوده است. با این وصف ۵۰۰۰ مترمربع موصوف قابلیت جانمایی ندارد. دو پ ثبتی ۳۲۴۰ و ۳۲۴۱ با محدوده های مندرج به شرح فوق الذکر در طبیعت منطبق م.
ب.. در هر پلاک ثبتی انباری بلوکی همکف به مساحت حدود ۲۰ مترمربع توسط خانم م. ن. ز. احدی از خواندگان احداث شده است. متصرف ان مالکین پلاک های ثبتی موضوع دعوی ( و. ، ن. و م. شهرت ه. ت. ف. قدرالسهم هر یک از دو پ موصوف به ترتیب ۱٫۷۵ دانگ ، ۱٫۷۵ دانگ و ۲٫۵۰ دانگ از ششدانگ ) می باشند. این نظریه کارشناسی به طرفین ابلاغ و مصون از اعتراض واقع شده است. استدلال دادگاه در دعاوی کنونی از این قرار است:
الف ) در مورد دعاوی مطروحه به طرفیت سازمان *ن.
ب. ا. اداره مزبور نفع و زیانی در دعوای مطروحه ندارد. و رابطه قراردادی با هیچیک از طرفین نداشته تا به استناد ان قرارداد بتوان ان اداره را الزام نمود و صرفا مجری احکام دادگاه م. ب.. لهذا ادعا متوجه شخص خوانده نیست. بدین وصف در مورد دعاوی مطروحه به طرفیت سازمان *دادگاه به استناد بند ۴ ماده ۸۴ و ماده ۸۹ قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی سازمان *در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ قرار رد دعوا صادر و اعلام مینماید.
ب ) در مورد دعاوی مطروحه از سوی سازمان *ن.
ب. ا. ۱ متصرفی اقای م. م. گ. در ابتدا ۱۰۵۰۰ متر مربع بوده و حکم قطعی در شعبه *به سود او صادر شده بود. ۲ نتیجه منطقی این حکم ، مالکیت اقای م. گ. در ان زمان بر این زمین بوده است. و بخشی از ان به مساحت حدود ۲۲۸۸ متر مربع ان را به اشخاص ثالث انتقال داد. ۳ اشخاص ثالث نیز با اعتماد مشروع و متعارف به دلالیل مالکیت اقای م. گ. ، با او وارد معامله شده و از او ملک خریده اند. ۴ سالها بعد دیوان عالی کشور میزان استحقاق اقای م. را صرفا ۵۰۰۰ متر مربع دانسته و نسبت به مازاد به مساحت ۵۵۰۰ متر مربع حکم به نفع سازمان *صادر نمود اما محدوده و مرز ۵۰۰۰ متر مربع استحقاقی م.
م. گ. با ۵۵۰۰ متر مربع استحقاقی سازمان *را مشخص نکرده است. کارشناس راه حل عملی ان را ۵۰۰۰ متر مربع مشاع از ۱۰۵۰۰ متر مربع دانسته است. لکن چنین برداشتی صحیح نیست زیرا ملکی که م. م. به موجب اسناد فوق التوصیف خریداری نموده و در تصرف داشته است. اساسا ملک مشاعی نبوده است. و تلقی ان به ملکیت مشاع صرفا به عنوان یک راه حل عملی خلاف قصد طرفین در انعقاد معامله بنظر می رسد. اما صرفنظر از این امر به اعتقاد دادگاه انچه مقتضای عدالت و انصاف در مانحن فیه م.
ب.. این است. که سازمان *برای بازیابی حقوق خود در مورد ۵۵۰۰ متر مربع می بایست به زمینی که اکنون در تصرف م. م. گ. است. رجوع نماید. نه اراضی فروخته شده توسط او. به تعبیر دیگر اقای م. در ابتدا با رای قطعی مالک *متر مربع زمین تشخیص داده شد و ۲۲۸۸ متر مربع ان را فروخت و ۸۲۱۱ متر مربع ان را همپنان در تصرف دارد. و برای ان سند مالکیت رسمی به نام خود دریافت نمود. حال بعدها که سازمان *برای ۵۵۰۰ متر مربع از اراضی تصرفی اقای م. گ.
محق شناخته شد عادلانه ترین و شایسته ترین راه ان است. که برای این ۵۵۰۰ متر مربع به اراضی فعلی متصرفی اقای م. گ. رجوع نماید. و رجوع او به ان ۲۲۸۸ متر مربعی که اقای م. گ. سالها پیش فروخته است. سزاوار نخواهد بود. و منافی حقوق اشخاص ثالث با حسن نیت ( خریداران ) است. که هیچ اقدام نامتعارفی انجام نداده اند و در زمان خود ، ملک را از کسی که با رای قطعی دادگاه مالک بوده است. ( اقای م. گ. ) خریده اند و اکنون انتظاری منطقی و بحق از دادگاه برای حمایت از حقوق خود دارند و در واقع فاصله نسبتا طولانی ( حدود هفت سال ) میان رای قطعی دادگاه تجدیدنظر با نقض ان در دیوان عالی کشور نباید موجب تضییع حقوق خریداران با حسن نیت باشد.
وانگهی به شرح یاد شده امکان بازیابی حقوق سازمان *از اراضی موجود تحت تصرف اقای م. گ. نیز فراهم است. به این ترتیب دادگاه با عقیده بر اینکه سازمان *از املاک فروخته شده توسط اقای م. گ. ( حدود ۲۲۸۸ متر مربع ) حقی ندارد. و دو پ ثبتی موضوع دعوا ( ۳۲۴۰ و ۳۲۴۱ ) نیز بخشی از همین املاک می باشند ، دعاوی مطروحه از سوی سازمان *را غیر موجه تشخیص و به استناد مادده ۱۹۷ قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی سازمان *در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ حکم به بطلان دعاوی مطروحه از سوی سازمان *صادر و اعلام می نماید.
ج ) در مورد دعوای مطروحه از سوی اقای ب. به خواسته اثبات و احراز وقوع بیع مورخه ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ مابین خواهان و خوانده ردیف سوم و احراز وکالت خ. ر. ا. و دوم در انعقاد بیع مورخه ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ با خوانده ردیف سوم ب. ت. ب. اینکه ۱ قدر متیقن گواهی گواهان رسانای درستی ادعای خواهان بوده است. ۲ فروشنده اقای م. م. گ. صحت ادعای خواهان را تایید کرده است. ۳ خواهان بر درستی ادعای خود سوگند یاد نمود ۴ تاریخ پرداخت وجوه از اقای ب. طی دو فقره چک در وجه اقای ع.
ش. مدت کمی قبل از معامله بوده است. ( مبلغ دو میلیون تومان در تاریخ ۲۱ / ۹ / ۹۱ و مبلغ ده میلیون تومان دقیقا یک روز قبل از معامله در تاریخ ۲۲ / ۱۲ / ۹۱ ) ۵ اقسام برهان از حیث رابطه بین علت و معلول بر دو نوع است: نخست برهان لمی که به معنای ملاحظه علت و کشف معلول است. و دوم برهان انی که معنای مشاهده معلول و پی بردن به علت است. طریق استدلال همواره از علت به معلول نیست بلکه بعضا مشاهده معلول ، ذهن را به علت رهنمون می سازد که در مانحن فیه پرداخت وجه به شرح مذکور در بند قبل ، اساسا به معنای اصیل بودن اقای ب.
در معامله و نایب بودن اقای ش. و تفویض وکالت او به خانم ن. ز. در انعقاد قرارداد م. ب.. و حتی طرف مقابل که اقای م. گ. به عنوان فروشنده بوده است. نیز بر این امر اذعان داشته است. ۶ هر معامله ای که واقع می شود. برای خود ان شخص محسوب است. و در واقع در معاملات اصل بر اصیل بودن و فقدان نمایندگی است. اما خلاف این امر انگونه که در <a class="artref" href="/ماده/ماده-196-a_0815110235841">ماده ۱۹۶ قانون مدنی</a> بدان اشاره شده است. قابل اثبات است. و در مانحن فیه با ادله ابرازی به شرح فوق الذکر خلاف این اماره یاد شده و اصیل بودن اقای ب.
در معامله محرز بنظر می رسد و دفاعیات موثر و موجهی از سوی خ. ر. ا. و دوم در قبال ادعای مطروحه به عمل نیامده است. لهذا دادگاه دعوی خواهان را در این قسمت ثابت تشخیص مستندا به مواد ۱۹۸ و ۵۱۵ و ۵۱۹ قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی سازمان *در امور مدنی مصوب سال ۱۳۷۹ و مواد ۱۹۶ و ۳۳۸ و ۶۵۶ قانون مدنی حکم به اثبات و احراز وقوع بیع مورخه ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ مابین خواهان و خوانده ردیف سوم و احراز وکالت خ. ر. ا. و دوم در انعقاد بیع مورخه ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ با خوانده ردیف سوم صادر و اعلام می نماید.
د ) اما در مورد سایر خواسته های مطروحه از سوی اقای ب. دادگاه دعوا را پذیرفتنی نمی داند. با این توضیح که قرارداد یک موجود اعتباری است. و هنگامی که منعقد می شود. و اثر بیرونی و خارجی خود را برجای می گذارد صرفنظر از درستی یا نادرستی ان ، هرچه زمان می گذرد اثارش در عالم واقع بیشتر ریشه می دواند. هنگامی که به یک قرارداد عمل می شود. ، عنصر زمان هرچه پیش می رود ، گمان به درستی ان را به یقین نزدیک و هراینه حفظ اثار ان را ایجاب می نماید.
انضباط اجتماعی نیز موید چنین امری است. زیرا قاطبه عقلای جامعه باور به درستی و اتقان اسناد رسمی دارند و ابطال ان را جز در موارد استثنایی جایز نمی شمارند. خاصه این که اگر سند رسمی به هر دلیلی به درستی انتقال نیابد و حقوق مالک تضییع شود. مهلتی متعارف و معقول برای زیاندیده در راستای احیای حقوق خود قایلند و با گذشت زمان انچنانی رابطه شخص با مال را به طور کامل خاتمه یافته می پندارند. گو اینکه اماره درستی اسناد رسمی را بر استصحاب بقای حق رجوع مالک به عین ، مقدم می شمارند.
تخدیش چنین اعتمادی در جامعه تحقیقا خلاف نظر قانونگذار ثبت تلقی و مخالف نظم عمومی در معاملات املاک به ویژه املاکی که سابقه ثبتی دارند م. ب.. به دیگر سخن عنصر زمان همواره مورد احترام قانونگذار در تمام نظام های حقوقی است. و بسیاری از قوانین موجود در کشور ما نیز با ارج نهادن به سابقه تصویب شده است. این عامل ( زمان ) در حقوق برخی کشورها مثل *انچنان قدرتمند تلقی می گردد. که از مرور زمان به عنوان یکی از اسباب تملک یاد می شود.
( مرور زمان مملک ) در مانحن فیه هنگامی که از عمر عمل به یک رویداد حقوقی سالها می گذرد و موضوع قرارداد متعلق حق اشخاص ثالث با حسن نیت ( اقایان ت. ف. که ملک را با سند رسمی خریداری نمودند ) واقع می شود. یا لااقل دلیلی بر سو نیت انان وجود ندارد. و ملک را با اعتماد مشروع و متعارف به اسناد رسمی خریداری و در ان تصرف کرده اند انگاه عدالت اجتماعی و منصفت قضایی ، مکافات تاخیر خواهان در بازیابی حقوق خ. ر. ب. پای اشخاص ثالث نمی داند.
زیرا بر این باور است. که با گذشت زمان ، اگرچه حق رجوع همچان باقی است. اما ضمانت اجرای ان تغییر خواهد کرد. با این وصف که مال حکما تلف شده محسوب و خواهان صرفا حق مراجعه به عامل زیان ( برای دریافت مثل یا قیمت ) را خواهد داشت. به تعبیر دیگر دانش حقوق باید وسیله اخلاقی کردن قراردادها را در اختیار داشته باشد. لذا دادگاه با گام نهادن در مسیر اخلاق با رعایت عدالت و انصاف ، استحقاق خواهان در تحمل رفتار ناشایستی که ادعا می کند خ.
ر. ا. و دوم مرتکب شده اند. را اولی بر سزاواری اشخاص ثالث با حسن نیت ( اقایان ت. ف. ) ، در اسیب دیدن از ان رفتار می داند. به این ترتیب از نظر دادگاه در چنین شرایطی ، مال موضوع خواسته تلف حکمی محسوب و خواهان به مکافات تاخیر ناروا و غیرمنطقی خود ، با اثبات جمیع شرایط قانونی تنها می تواند برای مطالبه مثل یا قیمت مال مقبوض به عقد فاسد به عامل زیان رجوع نماید. با چنین اندیشه ای رجوع خواهان به عین سزاوار نخواهد بود. و دادگاه با امعان توجه به قاعده فقهی اولویت دفع مفسده بر جلب منفعت ، خواسته های خواهان را غیروارد تشخیص و به استناد ماده ۱۹۷ قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی سازمان *در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ حکم به بطلان دعوا صادر و اعلام می دارد.
بطور خلاصه به موجب این حکم ۱ سازمان *برای بازیابی حقوق خود در مورد ۵۵۰۰ متر مربع صرفا می تواند به متصرفات موجود اقای م. گ. به مساحت ۶۵ /۸۲۱۱ مراجعه نماید. ۲ ایرادی بر انتقال ملک به اقایان ت. ف. به لحاظ رعایت مصالح ، وارد نیست و اسناد مالکیت انها به قوت خود باقی است. ۳ اقای ب. برای دریافت مثل یا قیمت مالی که حکما تلف محسوب می شود. ، می تواند به شخص یا اشخاصی که عامل زیان به او بوده اند رجوع نماید. این رای حضوری است. و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر *م. ب..
فستذکرون ما اقول لکم و افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد ( غافر ۴۴ )
رییس شعبه *ر. ر. م.
فهرست
دادگاه بدوی
نقد رأی
ضمانت اجرای تاخیر مالک در درخواست ابطال سند رسمی
موضوع پرونده حاضر، دعاوی مرتبط با ابطال اسناد مالکیت و خلع ید از پلاکهای ثبتی 3240 و 3241 و همچنین احراز وکالت در معاملات مربوط به این پلاکها م. ب.. خواهان ادعا کرده است که پلاکهای مذکور متعلق به بنیاد مستقر است و خواندگان به طور غیرقانونی اقدام به تصرف و انتقال مالکیت آنها نمودهاند. خواندگان نیز به نمایندگی از یکدیگر، مدعی شدهاند که معاملات انجامشده قانونی و معتبر بوده و هیچ وکالتی در این زمینه وجود ندارد.<br>دادگاه پس از بررسی دقیق اسناد و مدارک ارائهشده و همچنین نظریه کارشناسی، به این نتیجه رسید که پلاکهای ثبتی 3240 و 3241 جزء اراضی متعلق به بنیاد بوده و هرگونه انتقال مالکیت به خواندگان غیرموجه است.
همچنین، دادگاه تاکید کرد که خواهان باید حقوق خود را از طریق اراضی فعلی متصرفی خواندگان پیگیری نماید و نه از املاکی که پیشتر به اشخاص ثالث منتقل شده است.<br>در نهایت، دادگاه با استناد به مواد 197 و 198 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و سازمان در امور مدنی، دعاوی مطرحشده را غیرموجه تشخیص داده و حکم به بطلان آنها صادر نمود. همچنین، در خصوص دعاوی دیگر، خواستههای خواهان را غیروارد دانسته و جبران خسارت به اشخاص ثالث با حسن نیت را خواستار شد.
این رای حضوری بوده و ظرف بیست روز قابل تجدیدنظر است.
سازمان *با نمایندگی اقای ش. خ. د. ب. ط. خانم م. ن. ز. فرزند ح. با وکالت اقای ا. ا. ا. و اقایان م. ت. ف. فرزند ع. و و. و ن. ت. ف. فرزند ا. ر. و سازمان *به خواسته ابطال سند *مجزی شده از 1108 *اصلی مذکور به مساحت 316/95 مترمربع و خلع ید از پلاک ثبتی مذکور و ابطال رای شماره *مورخ 1396/11/07 در پرونده کلاسه *هییت موضوع قانون تعیین تکلیف اراضی و ساختانهای فاقد سند رسمی سازمان *و ابطال سند انتقال به شماره 9465 مورخ 1397/04/25 دفترخانه *شهر و قلع و قمع مستحدثات با احتساب کلیه خسارات قانونی وارده اعم از هزینه دادرسی، کارشناسی، هزینه دفتر خدمات دفتر قضایی و غیره و نیز پرداخت حق الوکاله نمایندگان قضایی و.
ت. تقدیم نموده است. با این توضیح که نماینده خ. ا. د.: به موجب سوابق ثبتی و سند مالکیت، ششدانگ *2 اصلی بخش 10 ثبت نور در مالکیت اولیه م. ع. ملکه ت. ا. قرار داشته که به موجب صورتمجلس تفکیکی سال 55 به 153 قطعه تفکیک و بعضی از قطعات قبل از انقلاب توسط او به اشخاص منتقل گردید.و مابقی قطعات در مالکیت وی باقی ماند پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی *ب. ت. ب. حکم حکومتی حضرت امام (ره) و احکام صادره از محاکم انقلاب اموال ایشان مصادره و در مالکیت بنیاد مستقر گردید.و سند مالکیت نیز به نام بنیاد صادر و تسلیم گردید.
که از جمله قطعات 1108 *2 اصلی که به صورت ششدانگ در مالکیت بنیاد قرار دارد. که خ. ر. ا. مقدار 316/95 مترمربع از پلاک مذکور را در تصرف خود قرار داده و در راستای قانون تعیین تکلیف اراضی و ساختمان های فاقد سند رسمی درخواست صدور سند به نام خویش را از سازمان *را نمود که سازمان *و هیت موضوع قانون مذکور نیز بدون توجه به مالکیت بنیاد نسبت به تشکیل پرونده تحت کلاسه *اقدام و ب. ت. ب. صدور رای هییت به شماره *مورخ 1396/11/07 مبادرت به صدور سند تحت *مجزی شده از 1108 *2 اصلی به نام خ.
ر. ا. (خانم م. ن. ز. س.) نمود و سپس خ. ر. ا. به موجب سند انتقال تنظیمی به شماره 9465 مورخ 1397/04/25 تنظیمی دفترخانه شماره 336 ایزدشهر ششدانگ پلاک را به خواندگان ردیف دوم الی چهارم (اقایان م.، و. و ن. ه. ت. ف.) منتقل نمود مع هذا با عنایت به مراتب معنونه و مالکیت بلامنازع بنیاد بر رقبه موضوع دعوی درخواست رسیدگی و صدور حکم شایسته وفق ستون خواسته دادخواست تقدیمی مبنی بر ابطال رای هییت به شماره *مورخ 1396/11/07 در پرونده هییت موضوع قانون به کلاسه *و ابطال سند مالکیت صادره تحت *2 اصلی به مساحت 316/95 مترمربع و همچنین ابطال سند انتقال به شماره 9465 مورخ 1397/04/25 تنظیمی *شهر و خلع ید و قلع و قمع مستحدثات ضمن ارجاع امر به کارشناسی و همچنین محکومیت خواندگان به پرداخت کلیه خسارات قانونی وارده اعم از هزینه دادرسی، کارشناسی، هزینه دفتر خدمات قضایی و غیره به انضمام حق الوکاله نمایندگان قضایی و.
ت. م. ا. همچنین سازمان *با نمایندگی اقای ش. خ. دادخواست دیگری به طرفیت خانم م. ن. ز. فرزند ح. با وکالت اقای ا. ا. ا. و اقایان م. ت. ف. فرزند ع. و و. و ن. ت. ف. فرزند ا. ر. و سازمان *به خواسته ابطال سند *مجزی شده از 1108 *اصلی مذکور به مساحت 316/95 مترمربع و خلع ید از پلاک ثبتی مذکور و ابطال رای شماره *مورخ 1396/11/07 در پرونده کلاسه *هییت موضوع قانون تعیین تکلیف اراضی و ساختانهای فاقد سند رسمی سازمان *ابطال سند انتقال به شماره 9466 مورخ 1397/04/25 دفترخانه 336 *شهر و قلع و قمع مستحدثات با احتساب کلیه خسارات قانونی وارده اعم از هزینه دادرسی، کارشناسی، هزینه دفتر خدمات دفتر قضایی و غیره و نیز پرداخت حق الوکاله نمایندگان قضایی و.
ت. تقدیم نموده است. با این توضیح که نماینده خ. ا. ن.: به موجب سوابق ثبتی و سند مالکیت، ششدانگ *2 اصلی بخش 10 ثبت نور در مالکیت اولیه م. ع. ملکه ت. ا. قرار داشته که به موجب صورتمجلس تفکیکی سال 55 به 153 قطعه تفکیک و بعضی از قطعات قبل از انقلاب توسط او به اشخاص منتقل گردید.و مابقی قطعات در مالکیت وی باقی ماند پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی *ب. ت. ب. حکم حکومتی حضرت امام (ره) و احکام صادره از محاکم انقلاب اموال ایشان مصادره و در مالکیت بنیاد مستقر گردید.و سند مالکیت نیز به نام بنیاد صادر و تسلیم گردید.
که از جمله قطعات 1108 *2 اصلی که به صورت ششدانگ در مالکیت بنیاد قرار دارد. که خ. ر. ا. مقدار 306/38 مترمربع از پلاک مذکور را در تصرف خود قرار داده و در راستای قانون تعیین تکلیف اراضی و ساختمان های فاقد سند رسمی درخواست صدور سند به نام خویش را از سازمان *را نمود که سازمان *و هیت موضوع قانون مذکور نیز بدون توجه به مالکیت بنیاد نسبت به تشکیل پرونده تحت کلاسه *اقدام و ب. ت. ب. صدور رای هییت به شماره *مورخ 1396/11/07 مبادرت به صدور سند تحت *مجزی شده از 1108 *2 اصلی به نام خ.
ر. ا. (خانم م. ن. ز. س.) نمود و سپس خ. ر. ا. به موجب سند انتقال تنظیمی به شماره 9466 مورخ 1397/04/25 تنظیمی دفترخانه شماره 336 *شهر ششدانگ پلاک را به خواندگان ردیف دوم الی چهارم (اقایان م.، و. و ن. ه. ت. ف.) منتقل نمود مع هذا با عنایت به مراتب معنونه و مالکیت بلامنازع بنیاد بر رقبه موضوع دعوی درخواست رسیدگی و صدور حکم شایسته وفق ستون خواسته دادخواست تقدیمی مبنی بر ابطال رای هییت به شماره *مورخ 1396/11/07 در پرونده هییت موضوع قانون به کلاسه *و ابطال سند مالکیت صادره تحت *مجزی شده از 1108 *2 اصلی به مساحت 306/38 مترمربع و همچنین ابطال سند انتقال به شماره 9466 مورخ 1397/04/25 تنظیمی *و خلع ید و قلع و قمع مستحدثات ضمن ارجاع امر به کارشناسی و همچنین محکومیت خواندگان به پرداخت کلیه خسارات قانونی وارده اعم از هزینه دادرسی، کارشناسی، هزینه دفتر خدمات قضایی و غیره به انضمام حق الوکاله نمایندگان قضایی و.
ت. م. ا. متعابا اقای ح. ب. فرزند م. با وکالت اقایان س. و ا. م. د. ب. ط. خانم م. ن. ز. س. فرزند ح. و اقای س. ش. فرزند س. با وکالت اقای ا. ا. ا.، اقایان م. م. فرزند م.، و. ت. ف. فرزند ر.، م. ت. ف. فرزند ع.، ن. ت. ف. فرزند ر. و سازمان *به خواسته احراز وکالت خ. ر. ا. و دوم در انعقاد بیع مورخه 1391/12/23 با خوانده ردیف سوم و صدور حکم به ابطال سند رسمی موضوع پلاک ثبتی 3241 *2 اصلی مفروزی و مجزی از 1108 بخش ده دهستان ناتل کنار حوزه ثبتی نور و اعلام بطلان معامله بیع شماره 111128 مورخه 1397/04/13 مابین خ.
ر. ا. و خواندگان ردیف چهارم، پنجم، ششم و الزام خوانده ردیف هفتم به صدور سند مالکیت در خصوص ملک موضوع پلاک ثبتی 3241 *مجزی شده از 1108 و احراز و اعلام مالکیت خ. ن. ب. پلاک ثبتی 3241 *مجزی شده از 1108واقع در بخش ده حوزه ثبتی نور و اثبات و احراز وقوع بیع مورخه 1391/12/23 مابین خواهان و خوانده ردیف سوم تقدیم نمود. وکلای خ. د. ت. خواسته اظهار داشتند: به تاریخ 1391/12/23 خ. ر. ا. و دوم پس از دریافت وجوهی از موکل یک قطعه زمین به مساحت حدود 306 متر مربع واقع در *2 اصلی را به وکالت از جانب ایشان خریداری کرده و متعاقبا بر برخلاف توافق به عمل امده و پس از طی مراحل قانونی ثبت، اسناد مالکیت به نام خویش ماخوذ داشتند.
ن. ب. ا. اولا خ. ر. ا. در هنگام معامله به وکالت خویش تصریح کرده ثانیا ثمن معامله توسط موکل پرداخت شده است. ثالثا مطابق اقاریر فروشنده (م. م.) در پرونده های استنادی، خریدار و مالک موکل م. ب.. و توجها به اینکه تحقق اعتبارات متعاقدین اثباتا و نفیا منوط به قصد و اراده طرفین م. ب.. (العقود تابعه للقصود) که در مانحن فیه عقدی مابین خ. ر. ا. و دوم با خوانده ردیف سوم انشا نشده بلکه ایشان تنها نماینده موکل در امضای قرارداد بوده اند و پس از ان دیگر سمتی نداشته اند فلذا قصد طرفین محرز بوده و نظر به سایر قرائن و امارات موجود مستندا به ماده 198 و قسمت دوم <a class="artref" href="/ماده/ماده-196-a_0815110235841">ماده 196 قانون مدنی</a> صدور حکم به شرح ستون خواسته مورد استدعا م.
ب.. دادگاه به هر سه دعوا به صورت توامان رسیدگی نموده است. محتویات پرونده حکایت از ان دارد. که *2 اصلی بخش 10 ثبت نور جز اموال ملکه ت. ا. (همسر ر. و مادر ش. غ. پ.) بود. در سال 1355 برای این پلاک صورتمجلس تفکیکی صادر شد و به 153 قطعه تفکیک گردید.که از شماره 1078 *استاندارد.سازی گردید. بعدها اموال ملکه ت. ا. از جمله *2 اصلی (پلاک اولیه) با حکم دادگاه سازمان *مصادره گردید. اقای م. م. گ. نسبت به این حکم مصادره به عنوان شخص ثالث اعتراض نمود.
شعبه *ویژه اصل 49 قانون اساسی به موجب رای شماره 460 / 92 مورخ 30 / 5 / 92 دعوای او را وارد تشخیص و حکم به خروج قدرالسهم (متصرفات) م. م. گ. از حکم مصادره پلاک ثبتی فوق الذکر را صادر کرد. سازمان *نسبت به این رای تجدیدنظرخواهی نمود. شعبه *ویژه اصل 49 قانون اساسی به موجب رای شماره 691 مورخ 3 / 10 / 92 ضمن رد اعتراض، حکم بر تایید رای بدوی صادره کرد. ملکی که در تصرف م. م. گ. بود. 10500 متر مربع بود. نامبرده که با رای قطعی دادگاه تجدیدنظر به شرح مذکور مالک متصرفات خود شناخته شده بود.
مقدار 35 / 2288 متر مربع ان را به اشخاص ثالث انتقال داد و برای باقیمانده ملک به مساحت 65 /8211 متر مربع سند مالکیت رسمی تحت *2 اصلی بخش 10 ثبت نور به نام خود دریافت کرد. سازمان *نسبت به رای شعبه *ویژه اصل 49 درخواست اعاده دادرسی موضوع ماده 477 قانون ایین دادرسی کیفری را مطرح نمود. شعبه *د. ا. م. با محق شناختن اقای م. م. گ. صرفا نسبت به 5000 متر مربع، در مورد 5500 متر مربع رای شعبه *را نقض و حکم به نفع سازمان *صادر نمود.
اما تمام ایراد در این است. که متصرفات م. م. گ. 10500 متر مربع بود. و دیوان عالی کشور محدوده ان 5000 مترمربعی که متعلق به م. م. گ. شناخته شده را از 10500 متر مربع مشخص نکرده است. دو قطعه ملک موضوع اختلاف در پرونده های کنونی بخشی از ان 35 / 2288 متر مربعی است. که م. م. گ. به اشخاص ثالث انتقال داده است. اقای ح. ب. مدعی است. که خانم ن. ز. و اقای ش. در واقع به وکالت از او اقدام به خرید ملک از م. م. گ. نمودهاند اما مشارالیهما ادعا می نمایند که هیچ وکالتی در کار نبوده و معامله را اصالتا انجام داده اند و برای خود انهاست.
دادگاه در راستای احراز واقع، ضمن مطالبه و ملاحظه پرونده استنادی از سازمان *، موضوع را به کارشناسی ارجاع نمود. حسب نظریه کارشناسی برابر صورتمجلس تفکیکی *2 اصلی بخش ده ثبت نور به 153 قطعه از *الی 1229 تفکیک شد. قطعه شماره 11 با پلاک *به مساحت 5000 مترمربع با حدود اربعه شمالا به طول 50 متر به سیم خارداریست به حریم قانونی دریا، شرقا به طول 100 متر به *فرعی، جنوبا به طول 50 متر و به خیابان احداثی و غربا بطول 100 متر منتهی به *مساحت 4992 مترمربع با حدود اربعه شمالا به طول 50 متر به حریم قانونی دریا، شرقا بطول 100 متر به فضای سبز احداثی و خیابان 20 متری، جنوبا بطول 50 متر به خیابان احداثی و غربا به طول 100 متر به *2 اصلی به مساحت 8211٫65 مترمربع ششدانگ عرصه و اعیان واقع در *9 به نام اقای م.
م. گ. ثبت م. ب.. که با عنایت به دادنامه شعبه *انرا اخذ نمود. ملکهای موضوع خواسته پلاک ثبتی 3240 و 3241 *2 اصلی بخش ده ثبت نور واقع در *شهر م. ب.. موضوع دادنامه های صادره در شعبه *و ویژه اصل 49 قانون اساسی و شعبه *سه قطعه زمین با این مشخصات م. ب..: اولا با عنایت به اقرارنامه مورخ 1347/01/18 و مطالعه ثبتی در پرونده جاری دو قطعه زمین: یک) قطعه شماره 11 (مطابق مطالعه ثبتی همان پلاک *به مساحت 5000 مترمربع با حدود اربعه شمالا به طول 50 متر به سیم خارداریست به حریم قانونی دریا، شرقا به طول 100 متر به *فرعی، جنوبا به طول 50 متر و به خیابان احداثی و غربا بطول 100 متر منتهی به *م.
ب..) دو) قطعه 12 (مطابق مطالعه ثبتی همان پلاک *مساحت 4992 مترمربع با حدود اربعه شمالا به طول 50 متر به حریم قانونی دریا، شرقا بطول 100 متر به فضای سبز احداثی و خیابان 20 متری، جنوبا بطول 50 متر به خیابان احداثی و غربا به طول 100 متر به *قید شده است. م. ب..) ثانیا با عنایت به اقرارنامه شماره *تنظیمی در دفترخانه شماره *در مورخ 1353/03/27 یک قطعه زمین به مساحت 5000 مترمربع با مشخصات شمالا زمین تصرفی اقای ع. گ. شرقا زمین متصرفی گ.
ا. جنوبا به خیابان ده متری احداثی غربا به زمین ملکی بانو ملکه ت. ا. م. ب..ثالثا در پرونده استنادی نظریه کارشناسی مستند شده است. که تصرفی اقای م. گ. را در زمان صدور رای در دادگاه ویژه اصل 49 قانون اساسی حدود 10500 مترمربع با حدود و ثغور تعریف شده نشان می دهد. چنانچه مقصود از 10500 مترمربع دادنامه استنادی تصرفی اقای م. م. گ. باشد. وضعیت ان در طبیعت تطبیق شد و کروکی ان به پیوست تقدیم میگردد. نهایتا پلاک های ثبتی موضوع خواسته تحت پلاک های 3240 و 3241 به ترتیب به مساحت 316٫95 مترمربع و 306٫38 مترمربع با حدود اربعه مندرج در سند ثبتی در طبیعت تطبیق شد.
شایان ذکر است. پلاک های موضوع خواسته پرونده جاری بخشی از پلاک *2 اصلی م. ب.. که جزیی از 10500 مترمربع تصرفی اقای م. م. گ. در زمان صدور رای دادگاه ویژه اصل 49 قانون اساسی م. ب.. لازم به ذکر است. شعبه *با عنایت به اقرارنامه شماره *تنظیمی در دفترخانه شماره *در مورخ 1353/03/27 و سند عادی مورخ 1364/03/05 اقای م. م. گ. را به میزان 5000 مترمربع از 10500 مترمربع تصرفی اش محق دانسته است. لذا این 5000 مترمربع مشاع در 10500 مترمربع م.
ب.. با این وصف پلاک های ثبتی 3240 و 3241 *خواسته بخشی از موضوع دادنامه شعبه *به صورت مشاعی م. ب.. لازم به ذکر است. در هر یک از پلاک های موضوع خواسته (3240 و 3241) یک انباری بلوکی سیمانی همکف به مساحت حدود 20 مترمربع احداث شده است. با عنایت به مطالعه پرونده استنادی دادگاه ویژه اصل 49 قانون اساسی مدارک مالکیت اقای م. م. گ. دو فقره اقرارنامه م. ب.. 1 اقرارنامه مورخ 1347/01/18 که طی این اقرارنامه خانم … ت. ا. و اقای حاج س.
ذ. ا. م. پ. موافقت نمودند یک قطعه زمین به شماره 11 و یک قطعه دیگر به شماره 12 هر یک به مساحت پنج هزار مترمربع مطابق نقشه ترسیمی اقای مهندس ا. ش. م. ارا کارشناس رسمی را به اقای ا. ا. واگذار نمایند. در بعد سمت راست این مرقومه اقای ا. ا. س. کلیه حقوق مندرج در این اقرارنامه را به اقای م. م. منتقل نمود که ممضی به امضا نامبرده م. ب.. 2 سند عادی مورخ 1364/03/05 ممضی به امضای اقای ا. ا. و م. م. که طی ان اقای ا. ا. موضوع سند تنظیمی (اقرارنامه) 27192 دفترخانه شماره 200 *در مورخ 1353/03/27 (یک قطعه زمین به مساحت پنج هزار مترمربع با مشخصات شمالا زمین تصرفی اقای ع.
گ. شرقا زمین متصرفی گ. ا. جنوبا به خیابان ده متری احداثی غربا به زمین ملکی بانو ملکه ت. ا.) را در قبال دریافت پانصد هزار ریال وجه رایج کشور به اقای م. م. فرزند م. واگذار و به تصرف وی دراورد. با این وصف انچه برای اقای م. م. گ. می توان در *2 اصلی بخش ده ثبت نور متصور بود. سه قطعه زمین هر یک به مساحت 5000 مترمربع م. ب.. که با این وصف طبق این مدارک ابرازی 15000 مترمربع در پلاک ثبتی 765/2 قدرالسهم دارد. انچه در اینجا حایز اهمیت م.
ب.. جانمایی سه قطعه زمین م. ب.. قطعه 11 و 12 موصوف در اقرارنامه مورخ 1347/01/18 ب. ت. ب. مستند کروکی ثبتی به ترتیب *م. ب.. که قطعات نوار یک ساحل از پلاک موصوف در منتهی الیه شرقی ان م. ب.. در خصوص سند عادی مورخ 1364/03/05 یک قطعه زمین به مساحت 5000 مترمربع با تعریف حدود اربعه شمالا زمین تصرفی اقای ع. گ. شرقا زمین متصرفی گ. ا. جنوبا به خیابان ده متری احداثی غربا به زمین م. بانو ملکه ت. ا. م. ب..، این حدود اربعه در وضعیت کنونی در طبیعت قابلیت جانمایی ندارد.
با این وصف که شعبه *اقای م. م. گ. را به میزان 5000 مترمربع قائم به مبایعه نامه عادی 1364/03/05 و اقرارنامه رسمی *مورخ 1353/03/27 دفترخانه شماره 200 *محق دانسته در محل خانه سرای وی واقع م. ب.. تصرفی اقای م. م. در زمان رسیدگی پرونده در دادگاه ویژه اصل 49 قانون اساسی مطابق نظریه کارشناسی ثبت شده در پرونده استنادی با حدود و ثغور تعریف شده حدود *مترمربع اعلام شد. لهذا با عنایت به اینکه انچه در شعبه *و ویژه اصل 49 قانون اساسی برای ان رای صادر شده است.
و در دادگاه تجدیدنظر شعبه *عینا تایید شده است، موضوع دو اقرارنامه موصوف (1 اقرارنامه مورخ 1347/01/18یعنی قطعه 11 و 12 هر یک به مساحت 5000 مترمربع) و (2 اقرارنامه رسمی شماره *مورخ 1353/03/27 قطعه دیگری به مساحت 5000 مترمربع با حدود اربعه شمالا زمین تصرفی اقای ع. گ. شرقا زمین متصرفی گ. ا. جنوبا به خیابان ده متری احداثی غربا به زمین ملکی بانو ملکه ت. ا.) م. ب.. لذا شعبه *با عنایت به اینکه صورتمجلس تفکیکی *تحت شماره 2352 در مورخ 1355/04/20 تهیه شده است.
و در ان هیچ پلاک ی به نام ا. ا. ثبت نشده است. اینطور استنتاج نمودند نامبرده تا قبل سال 1355 و تفکیک *هیچگونه حقوقی نداشته که به تبع ان به م. م. واگذار نماید. و اقرارنامه مورخ 1347/01/18 قبل این تاریخ و انچه در حاشیه ان مبنی بر تعهد فروش که در ان ذکر شده کلیه حقوق این سند به اقای م. م. واگذار شده است. را فاقد امضا اعلام نمود و نهایتا تایید و تنفیذ انرا خلاف بین شرع قلمداد نمود. نهایتا با عنایت به مبایعه نامه عادی 1364/03/05 و اقرارنامه رسمی *مورخ 1353/03/27 دفترخانه شماره 200 *صرفا یک قطعه زمین 5000 متری از ناحیه اقای س.
ا. ا. به اقای م. م. واگذار شده است. که ایشان را نسبت به ان محق دانستند. انچه در کارشناسی حاضر، حاکم است. این است. که اقای م. م. گ. نسبت به *2 اصلی با عنایت به مبایعه نامه عادی 1364/03/05 و اقرارنامه رسمی *مورخ 1353/03/27 دفترخانه *صرفا یک قطعه زمین 5000 متری قدرالسهم دارد. شایان ذکر است. این 5000 مترمربع مشاع از 10500 مترمربع تصرفی اقای م. م. م. ب.. 10500 مترمربع موصوف خانه سرای تصرفی اقای م. م. گ. م. ب.. که بخشی از ان را (2288٫35 مترمربع) با اشخاص مورد معامله قرار داد و برای میزان 8211٫65 مترمربع ان سند ثبتی به نام خود تحت *2 اصلی اخذ نمود.
نامبرده نسبت به انچه طبق رای شعبه *محق دانسته شده است. 3211٫65 مترمربع مازاد سند دارد. انچه موضوع بحث پرونده جاری م. ب.. ان بخش از تصرفی اقای م. م. گ. م. ب.. که طی دو مبایعه نامه تنظیمی در مورخ 1391/12/23 به خانم م. ن. ز. س. فروخته است. هر یک از قطعات فروخته شده مطابق مبایعه نامه موصوف 270 مترمربع م. ب.. در واقع با عنایت به بررسی انجام شده موضوع مبایعه نامه های فوق الذکر (1391/12/23) بخشی از تصرفی اقای م. م. گ. (همان 10500 مترمربع معلوم و م.
در نظریه کارشناسی ضمیمه در پرونده استنادی) در هنگام صدور رای در پرونده استنادی بوده است. حال ب. ت. ب. اینکه میزان 5000 مترمربعی که به نفع اقای م. م. گ. رای صادر شده موضوع اقرارنامه رسمی *م. ب.. و در حال حاضر حدود و ثغور ان در طبیعت قابلیت تطبیق ندارد.، میزان 5000 مترمربع به صورت مشاع در 10500 مترمربع م. ب.. با این وصف مبایعه نامه های مورخ 1391/12/23 مشمول رای شعبه *م. ب. *2 اصلی به مساحت 316٫95 مترمربع با حدود و ثغور مطابق سند ثبتی م.
ب.. که کروکی ثبتی ان در طبیعت تطبیق و به پیوست تقدیم میگردد *2 اصلی به مساحت 306٫38 مترمربع با حدود و ثغور مطابق سند ثبتی م. ب.. در زمین ها هیچگونه تغییراتی ایجاد نشده است. و انچه در هر قواره زمین موجود م. ب.. انبار بلوکی به مساحت حدود 20 مترمربع م. ب.. که توسط خانم م. ن. ز. س. احداث شده است. که در کروکی کارشناسی جانمایی ان نشان داده شده است. زمین در حال حاضر در تصرف مالکین ثبتی ان اقایان ت. ف. م. ب.. کروکی 10500 مترمربع موصوف مطابق نظریه کارشناسی مستند در پرونده استنادی سازمان *ویژه اصل 49 قانون اساسی در طبیعت پیاده و ترسیم گردید.
اقای م. م. گ. نسبت به 8211٫65 مترمربع ان برای خود سند ثبتی تحت *2 اصلی اخذ نموده است. و مابقی یعنی 2288٫35 مترمربع انرا به اشخاص فروخته است. موضوع خواسته پرونده جاری یعنی پلاک های 3240 و 3241 جزیی از 2288٫35 مترمربع م. ب.. که اقای م. م. گ. انها را به اشخاص فروخته است. موقعیت 5000 مترمربع که در مرحله اعاده دادرسی خاص (ماده 477) در دیوان عالی کشور رای به سود م. م. گ. صادر شده است. با عنایت به به اقرارنامه شماره *تنظیمی در دفترخانه شماره *در مورخ 1353/03/27 و سند عادی مورخ 1364/03/05 صادر شده است.
در این دادنامه نیز قید شده است. که حدود ثغور موجود در این مستندات در حال حاضر در طبیعت قابلیت جانمایی ندارد. لذا صرفا اقای م. م. گ. را نسبت به 5000 مترمربع از 10500 مترمربع از تصرفی اش محق دانسته است. نهایتا میزان 5000 مترمربع مشاع در 10500 مترمربع تصرفی اقای م. م. گ. در زمان صدور رای در سازمان *ویژه اصل 49 قانون اساسی بوده است. با این وصف 5000 مترمربع موصوف قابلیت جانمایی ندارد. دو پ ثبتی 3240 و 3241 با محدوده های مندرج به شرح فوق الذکر در طبیعت منطبق م.
ب.. در هر پلاک ثبتی انباری بلوکی همکف به مساحت حدود 20 مترمربع توسط خانم م. ن. ز. احدی از خواندگان احداث شده است. متصرف ان مالکین پلاک های ثبتی موضوع دعوی (و.، ن. و م. شهرت ه. ت. ف. قدرالسهم هر یک از دو پ موصوف به ترتیب 1٫75 دانگ، 1٫75 دانگ و 2٫50 دانگ از ششدانگ) میباشند. این نظریه کارشناسی به طرفین ابلاغ و مصون از اعتراض واقع شده است. استدلال دادگاه در دعاوی کنونی از این قرار است:
الف) در مورد دعاوی مطروحه به طرفیت سازمان *ن.
ب. ا. اداره مزبور نفع و زیانی در دعوای مطروحه ندارد. و رابطه قراردادی با هیچ یک از طرفین نداشته تا به استناد ان قرارداد بتوان ان اداره را الزام نمود و صرفا مجری احکام دادگاه م. ب.. لهذا ادعا متوجه شخص خوانده نیست. بدین وصف در مورد دعاوی مطروحه به طرفیت سازمان *دادگاه به استناد بند 4 ماده 84 و ماده 89 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی سازمان *در امور مدنی مصوب 1379 قرار رد دعوا صادر و اعلام مینماید.
ب) در مورد دعاوی مطروحه از سوی سازمان *ن.
ب. ا. 1 متصرفی اقای م. م. گ. در ابتدا 10500 متر مربع بوده و حکم قطعی در شعبه *به سود او صادر شده بود. 2 نتیجه منطقی این حکم، مالکیت اقای م. گ. در ان زمان بر این زمین بوده است. و بخشی از ان به مساحت حدود 2288 متر مربع ان را به اشخاص ثالث انتقال داد. 3 اشخاص ثالث نیز با اعتماد مشروع و متعارف به دلالیل مالکیت اقای م. گ.، با او وارد معامله شده و از او ملک خریده اند. 4 سالها بعد دیوان عالی کشور میزان استحقاق اقای م. را صرفا 5000 متر مربع دانسته و نسبت به مازاد به مساحت 5500 متر مربع حکم به نفع سازمان *صادر نمود اما محدوده و مرز 5000 متر مربع استحقاقی م.
م. گ. با 5500 متر مربع استحقاقی سازمان *را مشخص نکرده است. کارشناس راه حل عملی ان را 5000 متر مربع مشاع از 10500 متر مربع دانسته است. لکن چنین برداشتی صحیح نیست زیرا ملکی که م. م. به موجب اسناد فوق التوصیف خریداری نموده و در تصرف داشته است. اساسا ملک مشاعی نبوده است. و تلقی ان به ملکیت مشاع صرفا به عنوان یک راه حل عملی خلاف قصد طرفین در انعقاد معامله به نظر میرسد. اما صرفنظر از این امر به اعتقاد دادگاه انچه مقتضای عدالت و انصاف در مانحن فیه م.
ب.. این است. که سازمان *برای بازیابی حقوق خود در مورد 5500 متر مربع میبایست به زمینی که اکنون در تصرف م. م. گ. است. رجوع نماید. نه اراضی فروخته شده توسط او. به تعبیر دیگر اقای م. در ابتدا با رای قطعی مالک *متر مربع زمین تشخیص داده شد و 2288 متر مربع ان را فروخت و 8211 متر مربع ان را همپنان در تصرف دارد. و برای ان سند مالکیت رسمی به نام خود دریافت نمود. حال بعدها که سازمان *برای 5500 متر مربع از اراضی تصرفی اقای م. گ.
محق شناخته شد عادلانه ترین و شایسته ترین راه ان است. که برای این 5500 متر مربع به اراضی فعلی متصرفی اقای م. گ. رجوع نماید. و رجوع او به ان 2288 متر مربعی که اقای م. گ. سالها پیش فروخته است. سزاوار نخواهد بود. و منافی حقوق اشخاص ثالث با حسن نیت (خریداران) است. که هیچ اقدام نامتعارفی انجام نداده اند و در زمان خود، ملک را از کسی که با رای قطعی دادگاه مالک بوده است. (اقای م. گ.) خریده اند و اکنون انتظاری منطقی و بحق از دادگاه برای حمایت از حقوق خود دارند و در واقع فاصله نسبتا طولانی (حدود هفت سال) میان رای قطعی دادگاه تجدیدنظر با نقض ان در دیوان عالی کشور نباید موجب تضییع حقوق خریداران با حسن نیت باشد.
وانگهی به شرح یاد شده امکان بازیابی حقوق سازمان *از اراضی موجود تحت تصرف اقای م. گ. نیز فراهم است. به این ترتیب دادگاه با عقیده بر اینکه سازمان *از املاک فروخته شده توسط اقای م. گ. (حدود 2288 متر مربع) حقی ندارد. و دو پ ثبتی موضوع دعوا (3240 و 3241) نیز بخشی از همین املاک میباشند، دعاوی مطروحه از سوی سازمان *را غیر موجه تشخیص و به استناد مادده 197 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی سازمان *در امور مدنی مصوب 1379 حکم به بطلان دعاوی مطروحه از سوی سازمان *صادر و اعلام می نماید.
ج) در مورد دعوای مطروحه از سوی اقای ب. به خواسته اثبات و احراز وقوع بیع مورخه 1391/12/23 مابین خواهان و خوانده ردیف سوم و احراز وکالت خ. ر. ا. و دوم در انعقاد بیع مورخه 1391/12/23 با خوانده ردیف سوم ب. ت. ب. اینکه 1 قدر متیقن گواهی گواهان رسانای درستی ادعای خواهان بوده است. 2 فروشنده اقای م. م. گ. صحت ادعای خواهان را تایید کرده است. 3 خواهان بر درستی ادعای خود سوگند یاد نمود 4 تاریخ پرداخت وجوه از اقای ب. طی دو فقره چک در وجه اقای ع.
ش. مدت کمی قبل از معامله بوده است. (مبلغ دو میلیون تومان در تاریخ 21 / 9 / 91 و مبلغ ده میلیون تومان دقیقا یک روز قبل از معامله در تاریخ 22 / 12 / 91) 5 اقسام برهان از حیث رابطه بین علت و معلول بر دو نوع است: نخست برهان لمی که به معنای ملاحظه علت و کشف معلول است. و دوم برهان انی که معنای مشاهده معلول و پی بردن به علت است. طریق استدلال همواره از علت به معلول نیست بلکه بعضا مشاهده معلول، ذهن را به علت رهنمون می سازد که در مانحن فیه پرداخت وجه به شرح مذکور در بند قبل، اساسا به معنای اصیل بودن اقای ب.
در معامله و نایب بودن اقای ش. و تفویض وکالت او به خانم ن. ز. در انعقاد قرارداد م. ب.. و حتی طرف مقابل که اقای م. گ. به عنوان فروشنده بوده است. نیز بر این امر اذعان داشته است. 6 هر معامله ای که واقع میشود. برای خود ان شخص محسوب است. و در واقع در معاملات اصل بر اصیل بودن و فقدان نمایندگی است. اما خلاف این امر انگونه که در <a class="artref" href="/ماده/ماده-196-a_0815110235841">ماده 196 قانون مدنی</a> بدان اشاره شده است. قابل اثبات است. و در مانحن فیه با ادله ابرازی به شرح فوق الذکر خلاف این اماره یاد شده و اصیل بودن اقای ب.
در معامله محرز به نظر میرسد و دفاعیات موثر و موجهی از سوی خ. ر. ا. و دوم در قبال ادعای مطروحه به عمل نیامده است. لهذا دادگاه دعوی خواهان را در این قسمت ثابت تشخیص مستندا به مواد 198 و 515 و 519 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی سازمان *در امور مدنی مصوب سال 1379 و مواد 196 و 338 و 656 قانون مدنی حکم به اثبات و احراز وقوع بیع مورخه 1391/12/23 مابین خواهان و خوانده ردیف سوم و احراز وکالت خ. ر. ا. و دوم در انعقاد بیع مورخه 1391/12/23 با خوانده ردیف سوم صادر و اعلام می نماید.
د) اما در مورد سایر خواسته های مطروحه از سوی اقای ب. دادگاه دعوا را پذیرفتنی نمی داند. با این توضیح که قرارداد یک موجود اعتباری است. و هنگامی که منعقد میشود. و اثر بیرونی و خارجی خود را برجای می گذارد صرفنظر از درستی یا نادرستی ان، هرچه زمان می گذرد اثارش در عالم واقع بیشتر ریشه می دواند. هنگامی که به یک قرارداد عمل میشود.، عنصر زمان هرچه پیش می رود، گمان به درستی ان را به یقین نزدیک و هراینه حفظ اثار ان را ایجاب می نماید.
انضباط اجتماعی نیز موید چنین امری است. زیرا قاطبه عقلای جامعه باور به درستی و اتقان اسناد رسمی دارند و ابطال ان را جز در موارد استثنایی جایز نمی شمارند. خاصه این که اگر سند رسمی به هر دلیلی به درستی انتقال نیابد و حقوق مالک تضییع شود. مهلتی متعارف و معقول برای زیاندیده در راستای احیای حقوق خود قایلند و با گذشت زمان انچنانی رابطه شخص با مال را به طور کامل خاتمه یافته می پندارند. گو اینکه اماره درستی اسناد رسمی را بر استصحاب بقای حق رجوع مالک به عین، مقدم می شمارند.
تخدیش چنین اعتمادی در جامعه تحقیقا خلاف نظر قانونگذار ثبت تلقی و مخالف نظم عمومی در معاملات املاک به ویژه املاکی که سابقه ثبتی دارند م. ب.. به دیگر سخن عنصر زمان همواره مورد احترام قانونگذار در تمام نظام های حقوقی است. و بسیاری از قوانین موجود در کشور ما نیز با ارج نهادن به سابقه تصویب شده است. این عامل (زمان) در حقوق برخی کشورها مثل *انچنان قدرتمند تلقی میگردد. که از مرور زمان به عنوان یکی از اسباب تملک یاد میشود. (مرور زمان مملک) در مانحن فیه هنگامی که از عمر عمل به یک رویداد حقوقی سالها می گذرد و موضوع قرارداد متعلق حق اشخاص ثالث با حسن نیت (اقایان ت.
ف. که ملک را با سند رسمی خریداری نمودند) واقع میشود. یا لااقل دلیلی بر سو نیت انان وجود ندارد. و ملک را با اعتماد مشروع و متعارف به اسناد رسمی خریداری و در ان تصرف کرده اند انگاه عدالت اجتماعی و منصفت قضایی، مکافات تاخیر خواهان در بازیابی حقوق خ. ر. ب. پای اشخاص ثالث نمی داند. زیرا بر این باور است. که با گذشت زمان، اگرچه حق رجوع همچان باقی است. اما ضمانت اجرای ان تغییر خواهد کرد. با این وصف که مال حکما تلف شده محسوب و خواهان صرفا حق مراجعه به عامل زیان (برای دریافت مثل یا قیمت) را خواهد داشت.
به تعبیر دیگر دانش حقوق باید وسیله اخلاقی کردن قراردادها را در اختیار داشته باشد. لذا دادگاه با گام نهادن در مسیر اخلاق با رعایت عدالت و انصاف، استحقاق خواهان در تحمل رفتار ناشایستی که ادعا می کند خ. ر. ا. و دوم مرتکب شده اند. را اولی بر سزاواری اشخاص ثالث با حسن نیت (اقایان ت. ف.)، در اسیب دیدن از ان رفتار می داند. به این ترتیب از نظر دادگاه در چنین شرایطی، مال موضوع خواسته تلف حکمی محسوب و خواهان به مکافات تاخیر ناروا و غیرمنطقی خود، با اثبات جمیع شرایط قانونی تنها میتواند برای مطالبه مثل یا قیمت مال مقبوض به عقد فاسد به عامل زیان رجوع نماید.
با چنین اندیشه ای رجوع خواهان به عین سزاوار نخواهد بود. و دادگاه با امعان توجه به قاعده فقهی اولویت دفع مفسده بر جلب منفعت، خواسته های خواهان را غیروارد تشخیص و به استناد ماده 197 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی سازمان *در امور مدنی مصوب 1379 حکم به بطلان دعوا صادر و اعلام می دارد. به طور خلاصه به موجب این حکم 1 سازمان *برای بازیابی حقوق خود در مورد 5500 متر مربع صرفا میتواند به متصرفات موجود اقای م. گ. به مساحت 65 /8211 مراجعه نماید. 2 ایرادی بر انتقال ملک به اقایان ت.
ف. به لحاظ رعایت مصالح، وارد نیست و اسناد مالکیت انها به قوت خود باقی است. 3 اقای ب. برای دریافت مثل یا قیمت مالی که حکما تلف محسوب میشود.، میتواند به شخص یا اشخاصی که عامل زیان به او بوده اند رجوع نماید. این رای حضوری است. و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر *م. ب..
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 29
آرای مرتبط 10
-
رأی
هماستناد
رای شماره 2054 مورخ 1398/12/19 هیات تخصصی صنایع و بازرگانی دیوان عدالت اداری
ماده 196 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تفاوت عمل حقوقی فسخ با تأیید فسخ
مواد 196 و 463 و 1149 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
رای شماره 169مورخ 1401/03/28 هیات تخصصی اراضی شهرسازی، منابع طبیعی و محیط زیست دیوان عدالت اداری
ماده 196 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوای تأیید فسخ قرارداد
مواد 196 و 463 و 1149 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
(1)- اثر نسبی قرارداد مدیون در خصوص انتقال تعهد به پرداخت دین - (2)- تعهد مدیون نسبت به پرداخت دین در موعد(2)-
مواد 196، 219 و 220 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط استرداد وجه واریزی به حساب صرافی
مواد 196، 223 و 224 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
ماهیت تعهد به فروش ملک
ماده 196 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوای تأیید فسخ قرارداد
مواد 196 و 463 و 1149 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تفاوت عمل حقوقی فسخ با تأیید فسخ
مواد 196 و 463 و 1149 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
رای شماره 1415 مورخ 1401/08/17 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 196 قانون مدنی که اشعار می دارد: «کسی که معامله می کند آن معامله برای
نشستهای قضایی 1
-
نشست قضایی
هماستناد
مسئولیت ظهرنویس یا ضامن چک در حالت جعلی بودن امضای چک
ماده 196 قانون مدنی
مواد مرتبط 1
-
اعمال
از این صفحه
ماده 196 — قانون مدنی
ماده 196 قانون مدنی صدور حکم به شرح ستون خواسته مورد استدعا می باشد
دکترین 17
-
مقاله
هماستناد
نفع در دعوا از ناحیه اشخاص ثالث — حق العمل کار شخصی است که برابر
ماده 196 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نفع در دعوا از ناحیه اشخاص ثالث — استاد محترم جناب دکتر کاتوزیان در بحث
ماده 196 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نفع در دعوا از ناحیه اشخاص ثالث — استاد محترم جناب دکتر کاتوزیان در بحث
ماده 196 ق.م
-
مقاله
هماستناد
می توان استدلال کرد که — حق ناشی از سند ضمانت نامه در
مواد 196 و 231 ق.م
-
مقاله
هماستناد
خلاف اصل نسبی بودن قرارداد مواد ۱۹۶ و ۲۳۱ ق
مواد 196 و 231 ق.م
-
مقاله
هماستناد
خلاف اصل نسبی بودن قرارداد مواد ۱۹۶ و ۲۳۱ ق
مواد 196 و 231 ق.م
-
مقاله
هماستناد
از جمله دادنامه ش ۱۶۹ مورخ ۱۳۹۷/۰۲/۰۹ صادر از شعبه ۱۷
ماده 196 ق.م
-
مقاله
هماستناد
و نیز از جهت همسویی با اصل تثبیت مسئولیت اصیل برابر ماده
ماده 196 ق.م
-
مقاله
هماستناد
موضوع تفسیر قرارداد — ب تفسیر ماهیت حقوقی قرارداد از حیث
ماده 196 ق.م
-
مقاله
هماستناد
موضوع تفسیر قرارداد — د تفسیر طرفین قرارداد گاه ممکن است
ماده 196 ق.م
-
مقاله
هماستناد
موضوع تفسیر قرارداد — د تفسیر طرفین قرارداد گاه ممکن است
ماده 196 ق.م
-
مقاله
هماستناد
رک مبحث عرف شناسی ص ۱۹۹ — به قرارداد است
ماده 196 ق.م
-
مقاله
هماستناد
رک مبحث عرف شناسی ص ۱۹۹ — ماده ۱۹۶ ق
ماده 196 ق.م
-
مقاله
هماستناد
«ماهیت حقوقی تعهد به نفع شخص ثالث» (مقاله علمی وزارت علوم)
مواد 196، 768 و 769 قانون مدنی
-
مقاله
هماستناد
رد کردن معامله از سوی مالک — هرگاه کسی مال غیر را بدون آنکه
ماده 196 قانون مدنی اصل بر اصیل بودن متعاقدین است و کسی که معامله میکند آن
-
مقاله
هماستناد
رد کردن معامله از سوی مالک — نکته برابر ماده ۱۹۶ قانون مدنی اصل
ماده 196 قانون مدنی اصل بر اصیل بودن متعاقدین است و کسی که معامله میکند آن
-
مقاله
هماستناد
رد کردن معامله از سوی مالک — نکته برابر ماده ۱۹۶ قانون مدنی اصل
ماده 196 قانون مدنی اصل بر اصیل بودن متعاقدین است و کسی که معامله میکند آن
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
