Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید.

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

مصادیق اماکن تجاری خ. م.: در تاریخ 14 مهر 1393، دادگاه تجدیدنظر استان به درخواست تجدیدنظر در خصوص دادنامه‌ای که به رد واخواهی و تایید دادنامه غیابی مرتبط با ابطال عملیات اجرایی و قرارداد اجاره‌ای صادر شده بود، رسیدگی نمود. طرفین دعوا ادعا کردند که ابلاغ اوراق اجرایی به شخصی به عنوان نماینده حقوقی نادرست بوده و به همین دلیل تمامی اقدامات اجرایی باطل است. دادگاه پس از بررسی مستندات و اظهارات طرفین، به این نتیجه رسید که ابلاغ به نماینده حقوقی معتبر بوده و همچنین ادعای عدم اهلیت مستاجر نیز مردود اعلام شد. بر اساس ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب، دادگاه تجدیدنظر با رد درخواست تجدیدنظر، دادنامه مورد تجدیدنظر را تایید کرد. این رای قطعی و غیرقابل اعتراض است. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/07/14 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: در صورت فعالیت تجاری شرکت، چنانچه محلی برای اداره امور شرکت اجاره شود، محل مذکور، از مصادیق اماکن تجاری محسوب شده و حق کسب و پیشه به آن تعلق خواهد گرفت. رای دادگاه بدوی در خصوص دعوی واخواهی ع الف. به‌عنوان وکیل ش.ج و... نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 1385/04/31 صادره از این شعبه به‌طرفیت س. دادگاه نظر به محتویات پرونده و ن. ب. ا. به‌موجب دادنامه فوق‌الذکرکه موضوع خواسته اداره واخوانده بود و رای به ابطال عملیات اجراییه اداره اول و دوم اجرای اسناد رسمی صادر شده است و علت و مبنای وا خ. ه. و وکیل آن‌ها این است که در پرونده موضوع ادعای واخوانده در اداره ثبت به‌موجب قانون مراتب عدم پرداخت اجاره‌بها از ناحیه آن اداره به واخوانده ابلاغ شده و آن اداره به‌عنوان قائم‌مقام منافع مستاجر در فرجه قانونی اقدام به پرداخت اجاره‌بها ننموده است و توجها به مفاد صورت‌جلسه مورخه 1392/07/23 که نهایتا اداره وا خ. ا. د. این ابلاغ به‌موجب قانون به شخص ذی سمت بر اساس ماده 75 و 76 قانون آیین دادرسی مدنی صورت نگرفته و با بررسی پرونده اجرای ثبت که ابلاغ به شخصی به نام آقای ف. که خود را مسئول اداره حقوقی معرفی کرده در تاریخ 1379/08/16 صورت گرفته که به نظر ابلاغ بر این اساس وفق مقررات و ضوابط آیین دادرسی مدنی صورت گرفته و احراز صحیح و قانونی بودن ابلاغ می‌بایست از طریق اداره ثبت صورت می‌گرفت و نمی‌توان به یک اقدام نادرست ترتیب اثر داد. لذا خ. ه. دلیل و مدرکی که موجبات تزلزل و نقض دادنامه فوق‌الذکر را فراهم کند ارائه ننموده‌اند. لذا دادگاه ضمن رد واخواهی صورت گرفته دادنامه فوق‌الذکر را عینا تایید و استوار اعلام می‌دارد. رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل‌اعتراض در دادگاه تجدیدنظر مرکز استان م. ب.. رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران هاشمی رای دادگاه تجدیدنظر استان تجدیدنظرخواهی آقایان ح.ج. و... با وکالت آقای ع.الف. به طرفیت س. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1392/08/12 صادره شعبه هفتم دادگاه عمومی حقوقی تهران‌که در مقام رسیدگی واخواهی از دادنامه غیابی شماره 458 مورخ 1385/04/31 همان دادگاه صادر و به ‌موجب آن با رد واخواهی تجدیدنظر خ. ه. بر حکم به ابطال عملیات اجرایی اداره اول و دوم اجرای اسناد رسمی در پرونده کلاسه ش/ 2 - 872 و همچنین ابطال قرارداد عادی اجاره مورخ 1383/04/01 و اعاده وضع و تخلیه و تحویل ملک موضوع پرونده به س. ابرام شده، نتیجتا غیر وارد و حکم تجدیدنظر خواسته درخور تایید است. توضیح اینکه س. طی د. ب. ط. نامبردگان و عده‌ای دیگر نوشته است طبق دادنامه شماره --- مورخ 1372/07/24 شعبه سوم دادگاه انقلاب اموال د.س. و 100 % سهام شرکت ف. با مسئولیت محدود ازجمله منافع مورد اجاره سند رسمی شماره 58873 - 1350/08/30 دفترخانه شماره... جزء پلاک.../... بخش سه تهران به نفع س. مسترد شده است. برابر تقاضای مورث تجدیدنظر خ. ه. و به لحاظ عدم پرداخت اجاره طبق پرونده کلاسه --- - 8471 اداره اول اجرای اسناد رسمی ملک تخلیه و تحویل آن‌ها شده و متعاقبا منافع آن طی اجاره‌نامه عادی 1383/04/01 به آقای س.م. واگذار شده ب. ت. ب. اینکه س. قائم‌مقام مستاجر و از اقدامات مالکین بی‌اطلاع بوده و اوراق اجرایی فوق به س. ابلاغ نشده و به علاوه حاضر به پرداخت اجور معوقه م. ب. و مضافا مستاجر (د.س.) در 1368/01/30 وفق دستور دادستان انقلاب ممنوع المعامله گردیده، لذا اخطارها و اجراییه بعد از تاریخ مذکور به جهت عدم اهلیت و سمت ایشان در مورد اجاره فاقد وجاهت و باطل است و اقدام تجدیدنظر خ. ه. پس از مصادره اموال مستاجر به نفع س. صورت گرفته و به علاوه ادعای مورث خواندگان راجع به منافع ملک مورد دعوی مردود اعلام و قطعی شده و در صورتی که آنان مدعی حقی هستند باید طبق رای وحدت رویه هیات عمومی دیوان عالی کشور، در دادگاه انقلاب مطرح کنند. شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران طی دادنامه غیابی فوق الاشاره به شرح موضوع خواسته حکم و واخواهی تجدیدنظر خواندگان را نیز رد نموده است که مورد تجدیدنظرخواهی واقع‌شده است. عمده مطلب وکیل تجدیدنظر خ. ه. این است که اجراییه بر اساس سند رسمی صحیح و قانونی صادر و به متعهد آن یعنی شرکت مذکور ابلاغ ومضافاٌ به س. نیز ابلاغ و سپس با اجرای مفاد آن وفق مقررات، توسط مالکین به اجاره دیگری داده‌شده است و س. قائم‌مقام مستاجر یعنی شرکت نبوده بلکه مالک شرکت بوده، به علاوه محل مورد اجاره جهت استفاده به‌عنوان دفتر شرکت اجاره داده شده که ب. ت. ب. نوع استفاده از آن در حکم اماکن مسکونی و از مصادیق بارز تبصره 2 ماده 14 قانون روابط موجرومستاجرمصوب 1356 بوده و لذا قائل شدن حق کسب و پیشه نسبت به آن واجد اشکال حقوقی و قضایی است. ولیکن مراتب مردود است به اینکه اولا، ب. ت. ب. نوع فعالیت شرکت و به‌عبارت‌دیگر تجاری بودن شرکت و اینکه محل را برای اداره امور شرکت اجاره کرده است، محل از مصادیق اماکن تجاری محسوب است. ثانیا، ادعای س. مبنی بر بطلان قرارداد اجاره نیست، بلکه س. بر مبنای اعتبار قرارداد اجاره به طرح دعوی مبادرت و مدعی است چون‌که مالکیت شرکت به وی منتقل ‌شده ابلاغ اوراق به وی فاقد مبنای حقوقی بوده است که این استدلال موجه م. ب. و از طرفی ابلاغ به نماینده حقوقی س. از مصادیق ابلاغ معتبر و قانونی پیش‌بینی‌شده در قانون آیین دادرسی مدنی نیست. فلذا تجدیدنظرخواهی با هیچ‌یک از جهات موضوع ماده 348 از قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب منطبق نیست. مستندا به ماده 358 از همان قانون ضمن رد تجدیدنظرخواهی، دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید می‌نماید این رای قطعی است. رئیس و مستشار شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران ترابی - حاجی‌حسنی

موارد مرتبط 81

آرای مرتبط 40

مواد مرتبط 2

دکترین 39

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین