رأی
معیار صدور حکم حجر به علت جنون
رأی خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 30/1/89 دایره سرپرستی دادسرای عمومی اصفهان طی شماره 89/24 ج مورخ 30/1/89 با پیوست دادنامه شماره 8809970352101501 مورخ 16/8/88 صادره از شعبه 21 دادگاه عمومی حقوقی اصفهان در مورد فسخ نکاح و ارجاع امر برای تعیین قیم برای ف.ع. به علت جنون و نظریه پزشکی قانونی، از دادگاه درخواست تعیین قیم برای مشارالیها کرده است. شعبه 19 دادگاه عمومی اصفهان، به شرح دادنامه شماره 8909970351900183 ـ 12/2/89 حکم به حجر یاد شده به علت جنون از تاریخ 8/11/87 صادر کرده است. گواهی شماره 524/ک /2 مورخ 7/8/88 پزشکی قانونی اصفهان حاکی است که با خانم ف.ع. در تاریخ 7/8/88 کمیسیون روانپزشکی مصاحبه و سخنان همسرش را هم استماع نموده و پس از بررسی سوابق پزشکی چنین نظر داده است: «مبتلا به جنون (اختلال اسکیزو افکیتو) است، اختلال مذکور بر اساس مدارک پزشکی و شواهد بالینی موجود حداقل از تاریخ 8/11/87 شروع شده است لازم است تحت درمانی مستمر روانپزشکی قـرار داشته باشـد.»; پس از ابـلاغ رأی دادگاه آقـای س.پ. به وکالت از ف.ع. از رأی صادره، تجدیدنظر خواسته است، اعتراض وی این است که موکله در حال حاضر معلم نهضت سوادآموزی در ناحیه پنج آموزش و پرورش اصفهان و مشغول به کار است و دکتر … وی آقای … ش. روانپزشک با معاینات به عمل آورده سلامت و صحت روحی و روانی وی را تأیید کرده است لذا درخواست رسیدگی و تجدیدنظر و جلب نظر مجدد پزشکی قانونی و پزشک معالج او را نموده است و نهایتاً تقاضای نقض رأی صادره و صدور حکم به رفع حجر کرده است. شعبه 19 دادگاه تجدیدنظر اصفهان طبق دادنامه شماره 8909970369301075 مورخ 27/7/89 با رد تجدیدنظرخواهی رأی صادره را تأیید نموده است وکیل ف. خ. از دادنامه مزبور فرجام خواهی و حاصل اعتراضات فرجامی وی این است که ف. خ. د. مهرماه سال 1386 به عقد دایمی همسرش درآمده است، خانواده همسرش به علت سوء معاشرت، موجب جراحات و خونریزی شدید ف. خ. شده و پس از معالجه رو به بهبودی گذاشته ولی ادامه رفتارهای مزبور او را فرسوده کرده است و ادعای عدم تمکین هم ثابت نشده است، همسرش که خود را روحانی معرفی نموده در قم پلاستیک زنی دارد، قبلاً ازدواج و همسر خود را بدون مهریه طلاق داده است ولی ف. خ. را تحت فشار روحی قرار داده است در حالی که موکله اخیراً موفق به أخذ مدرک لیسانس ادبیات فارسی شده است استعلام و جلب نظر پزشکی قانونی ضرورت دارد و عدم رسیدگی موجب تضییع حق وی خواهد شد. پس از تبادل لوایح که اداره سرپرستی پاسخی به آن نداده است پرونده برای رسیدگی به دیوان عالی کشور ارسال و رسیدگی آن در دستور کار این شعبه قرار گرفته است .
رأی شعبه دیوان عالی کشور
ملاک صدور حکم حجر به علت جنون محقق بودن آن در زمان صدور حکم است. پرونده ها حکایتی از احضار ف. خ. ب. دادگاه و مصاحبه با وی ندارد. صرف نظر از ادعای ف. خ. بر سوء رفتار و معاشرت در زندگی با همسرش از سابقه گزارش اداره سرپرستی مستفاد می شود که طرح مسأله جنون وی و درخواست صدور حجر بر اساس پرونده خانوادگی است، ف. خ. مدعی شده آموزگار نهضت سواد آموزی است و اخیراً موفق به أخذ مدرک لیسانس شده است. به علاوه پزشک معالج وی او را سالم گـزارش کـرده است بنابراین با توجـه به این که تنها مستند رأی دادگاه ها نظریه اولیه پزشکی قانونی در پرونده خانواده است اقتضا داشته دادگاه ها ف. خ. و عنداللزوم همسرش را به دادگاه دعوت و ب. ت. ب. دستور مواد 14 و 37 و 57 قانون امور حسبی و نیز ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی با مشارالیها حضوراً مصاحبه به عمل می آورد از همسرش و اقربای وی در صورت حضور تحقیق می کرد و روشن می نمود که اگر اشتغال وی به معلمی و تحصیل و أخذ مدرک لیسانس صحت دارد از محیط کار و مطلعین در پیرامون وضعیت روحی و روانی وی و رفتار اجتماعی او تحقیق به عمل می آورد و سوابق او از پزشک معالج وی مطالبه و نظریه نهایی علمی او را در مورد وضعیت روحی و روانی و سابقه و تأثیر آن در جنون ادعایی را دقیقاً کسب یا با دعوت به دادگاه صورت جلسه می نمود و اگر در جهت کشف حقیقت اقدامات دیگری دادگاه لازم می دید انجام، سپس با تحصیل و جمع نتیجه تحقیقات مراتب را با انعکاس به پزشکی قانونی، نظریه نهایی کمیسیون پزشکی را در مورد ف. خ. أخذ و بعد ب. ت. ب. جمیع جهات وفق قوانین موضوعه و موازین شرعیه مبادرت به صدور حکم می شد. علی هذا رسیدگی دادگاه ها ناقص است، دادنامه فرجام خواسته مستنداً به بند 5 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی به علت نقص رسیدگی و تحقیقات نقض و رسیدگی بعدی طبق بند الف ماده 401 قانون مرقوم با لحاظ بند الف ماده 405 به دادگاه صادر کننده رأی تفویض می گردد.
رییس شعبه 3 دیوان عالی کشور ـ مستشار
غفار پور ـ سوادکوهی فر
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
معیار صدور حکم حجر به علت جنون
در تاریخ 30 فروردین 1389، دادسرای عمومی اصفهان درخواست تعیین قیم برای فردی به دلیل جنون و بر اساس نظریه پزشکی قانونی ارائه کرد. در تاریخ 12 اردیبهشت 1389، دادگاه عمومی اصفهان حکم به حجر آن فرد به علت جنون صادر نمود. نظریه پزشکی قانونی، این فرد را مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی تشخیص داده و بر لزوم درمان مستمر او تاکید کرد. وکیل این فرد با استناد به شغل معلمی و تایید سلامت روانی از سوی پزشک معالج، نسبت به این حکم اعتراض و درخواست تجدیدنظر کرد. دادگاه تجدیدنظر اصفهان در تاریخ 27 مهر 1389، تجدیدنظرخواهی را رد و حکم اولیه را تایید نمود. وکیل ف. خ. با ادعای سوء رفتار همسر و عدم تمکین، اقدام به فرجامخواهی کرد و خواستار جلب نظر پزشکی قانونی شد. دیوان عالی کشور با تاکید بر ضرورت احضار ف. خ. و همسرش به دادگاه و انجام تحقیقات جامع، اعلام کرد که رسیدگیها ناقص بوده و بر اساس بند 5 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی، حکم نقض و رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده رای تفویض میشود.
تاریخ دادنامه قطعی: 1392/06/30
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: ملاک صدور حکم حجر به علت جنون، محقق بودن آن در زمان صدور حکم است.
رای خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 30/1/89 دایره سرپرستی دادسرای عمومی اصفهان طی شماره 89/24 ج مورخ 30/1/89 با پیوست دادنامه شماره --- مورخ 16/8/88 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی اصفهان در مورد فسخ نکاح و ارجاع امر برای تعیین قیم برای ف.ع. به علت جنون و نظریه پزشکی قانونی، از دادگاه درخواست تعیین قیم برای مشارالیها کرده است. شعبه --- دادگاه عمومی اصفهان، به شرح دادنامه شماره --- - 12/2/89 حکم به حجر یاد شده به علت جنون از تاریخ 8/11/87 صادر کرده است. گواهی شماره 524 /ک / 2 مورخ 7/8/88 پزشکی قانونی اصفهان حاکی است که با خانم ف.ع. در تاریخ 7/8/88 کمیسیون روانپزشکی مصاحبه و سخنان همسرش را هم استماع نموده و پس از بررسی سوابق پزشکی چنین نظر داده است: «مبتلا به جنون (اختلال اسکیزو افکیتو) است، اختلال مذکور بر اساس مدارک پزشکی و شواهد بالینی موجود حداقل از تاریخ 8/11/87 شروع شده است لازم است تحت درمانی مستمر روانپزشکی قرار داشته باشد.»; پس از ابلاغ رای دادگاه آقای س.پ. به وکالت از ف.ع. از رای صادره، تجدیدنظر خواسته است، اعتراض وی این است که موکله در حال حاضر معلم نهضت سوادآموزی در ناحیه پنج آموزش و پرورش اصفهان و مشغول به کار است و دکتر … وی آقای … ش. روانپزشک با معاینات به عمل آورده سلامت و صحت روحی و روانی وی را تایید کرده است لذا درخواست رسیدگی و تجدیدنظر و جلب نظر مجدد پزشکی قانونی و پزشک معالج او را نموده است و نهایتا تقاضای نقض رای صادره و صدور حکم به رفع حجر کرده است. شعبه --- دادگاه تجدیدنظر اصفهان طبق دادنامه شماره --- مورخ 27/7/89 با رد تجدیدنظرخواهی رای صادره را تایید نموده است وکیل ف. خ. از دادنامه مزبور فرجام خواهی و حاصل اعتراضات فرجامی وی این است که ف. خ. د. مهرماه سال 1386 به عقد دایمی همسرش درآمده است، خانواده همسرش به علت سوء معاشرت، موجب جراحات و خونریزی شدید ف. خ. شده و پس از معالجه رو به بهبودی گذاشته ولی ادامه رفتارهای مزبور او را فرسوده کرده است و ادعای عدم تمکین هم ثابت نشده است، همسرش که خود را روحانی معرفی نموده در قم پلاستیک زنی دارد، قبلا ازدواج و همسر خود را بدون مهریه طلاق داده است ولی ف. خ. را تحت فشار روحی قرار داده است در حالی که موکله اخیرا موفق به اخذ مدرک لیسانس ادبیات فارسی شده است استعلام و جلب نظر پزشکی قانونی ضرورت دارد و عدم رسیدگی موجب تضییع حق وی خواهد شد. پس از تبادل لوایح که اداره سرپرستی پاسخی به آن نداده است پرونده برای رسیدگی به دیوان عالی کشور ارسال و رسیدگی آن در دستور کار این شعبه قرار گرفته است.
رای شعبه دیوان عالی کشور
ملاک صدور حکم حجر به علت جنون محقق بودن آن در زمان صدور حکم است. پرونده ها حکایتی از احضار ف. خ. ب. دادگاه و مصاحبه با وی ندارد. صرف نظر از ادعای ف. خ. بر سوء رفتار و معاشرت در زندگی با همسرش از سابقه گزارش اداره سرپرستی مستفاد میشود که طرح مساله جنون وی و درخواست صدور حجر بر اساس پرونده خانوادگی است، ف. خ. مدعی شده آموزگار نهضت سواد آموزی است و اخیرا موفق به اخذ مدرک لیسانس شده است. به علاوه پزشک معالج وی او را سالم گزارش کرده است بنابراین ب. ت. ب. این که تنها مستند رای دادگاه ها نظریه اولیه پزشکی قانونی در پرونده خانواده است اقتضا داشته دادگاه ها ف. خ. و عنداللزوم همسرش را به دادگاه دعوت و ب. ت. ب. دستور مواد 14 و 37 و 57 قانون امور حسبی و نیز ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی با مشارالیها حضورا مصاحبه به عمل می آورد از همسرش و اقربای وی در صورت حضور تحقیق می کرد و روشن می نمود که اگر اشتغال وی به معلمی و تحصیل و اخذ مدرک لیسانس صحت دارد از محیط کار و مطلعین در پیرامون وضعیت روحی و روانی وی و رفتار اجتماعی او تحقیق به عمل می آورد و سوابق او از پزشک معالج وی مطالبه و نظریه نهایی علمی او را در مورد وضعیت روحی و روانی و سابقه و تاثیر آن در جنون ادعایی را دقیقا کسب یا با دعوت به دادگاه صورت جلسه می نمود و اگر در جهت کشف حقیقت اقدامات دیگری دادگاه لازم می دید انجام، سپس با تحصیل و جمع نتیجه تحقیقات مراتب را با انعکاس به پزشکی قانونی، نظریه نهایی کمیسیون پزشکی را در مورد ف. خ. اخذ و بعد ب. ت. ب. جمیع جهات وفق قوانین موضوعه و موازین شرعیه مبادرت به صدور حکم می شد. علی هذا رسیدگی دادگاه ها ناقص است، دادنامه فرجام خواسته مستندا به بند 5 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی به علت نقص رسیدگی و تحقیقات نقض و رسیدگی بعدی طبق بند الف ماده 401 قانون مرقوم با لحاظ بند الف ماده 405 به دادگاه صادر کننده رای تفویض میگردد.
رییس شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار
غفار پور - سوادکوهی فر
موارد مرتبط 57
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
شرط مطالبه خسارت از نهادهای دولتی
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 14
-
رأی
هماستناد
انتقال حق تخلیه مورد اجاره به مالکین جدید به عللی که قبل از انتقال رخ داده
قانون آیین دادرسی مدنی و بند 7 ماده 14
-
رأی
هماستناد
طرح دعوای تخلیه عین مستاجره توسط منتقل الیه جدید
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 14
-
رأی
هماستناد
معیار صدور حکم حجر به علت جنون
مواد 14 و 37 و 57 قانون امور حسبی و نیز ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی با مشارالیه
-
رأی
هماستناد
دعوای تخلیه مورد اجاره به دلیل انتقال به غیر از سوی برخی مالکین مشاعی
قانون آیین دادرسی مدنی و بند 2 ماده 14
-
رأی
هماستناد
تغییر شغل در اجاره های مشمول قانون روابط موجر و مستأجر 1356
قانون آیین دادرسی مدنی و بند 7 ماده 14
-
رأی
هماستناد
اثر رای دیوان عالی کشور در تشخیص صلاحیت
قانون آیین دادرسی در امور مدنی و ماده 14
-
رأی
هماستناد
اعتبار امر مختومه در دعوی تخلیه
قانون آیین دادرسی مدنی و بند 2 ماده 14
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در رسیدگی به شکایت از تصمیم کانون وکلای دادگستری
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 14
-
رأی
هماستناد
صلاحیت دیوان عدالت ادرای در دعوای مطالبه خسارت
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 14
-
رأی
هماستناد
اثر تاخیر در اعمال حق فسخ به دلیل تغییر شغل مستاجر
قانون آیین دادرسی مدنی و بند 7 ماده 14
-
رأی
هماستناد
درخواست تخلیه به علت تغییر شغل
قانون آیین دادرسی مدنی و مدلول بند 7 ماده 14
-
رأی
هماستناد
تشکیل جلسه مجمع عمومی عادی بدون رعایت تشریفات قانونی
قانون آیین دادرسی مدنی و همچنین مواد 14
-
رأی
هماستناد
تصمیم دادگاه متعاقب پذیرش اعتراض ثالث
قانون آیین دادرسی مدنی و بند 9 ماده 14
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ قرارداد اجاره بعد از انقضاء مدت
ماده 14 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ارائه اظهارنامه پرداخت اجاره بها در جریان رسیدگی
ماده 14 قانون روابط موجرومستاجر سال 1356 و 198 قانون آیین دادرسی مدنی دعو
-
رأی
هماستناد
(1)- طرح دعوای تخلیهناشی از تغییر شغل از سوی مالک جدید (2)-تاثیر عدم اقامه دعوای تخلیه در طول زمان
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 14
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت ایام بی کاری ناشی از تصادف رانندگی
قانون آیین دادرسی مدنی و تبصره 2 ماده 14
-
رأی
هماستناد
تقاضای تخلیه به علت تغییر شغل علیرقم دریافت اجاره بها پس از تغییر شغل
قانون آیین دادرسی مدنی و بند 7 از ماده 14
-
رأی
هماستناد
شرط مطالبه خسارت از نهادهای دولتی
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 14
-
رأی
هماستناد
صلاحیت دیوان عدالت ادرای در دعوای مطالبه خسارت
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 14
-
رأی
هماستناد
درخواست تخلیه به علت تغییر شغل
قانون آیین دادرسی مدنی و مدلول بند 7 ماده 14
-
رأی
هماستناد
تصمیم دادگاه متعاقب پذیرش اعتراض ثالث
قانون آیین دادرسی مدنی و قسمت اخیر بند 9 از ماده 14
-
رأی
هماستناد
انتقال حق تخلیه مورد اجاره به مالکین جدید به عللی که قبل از انتقال رخ داده
قانون آیین دادرسی مدنی و مفهوم مخالف بند 7 ماده 14
-
رأی
هماستناد
قائممقامی موجر د. ح. تخلیه اجارههای مشمول قانون روابط موجر و مستأجر 1356
قانون آیین دادرسی مدنی و بند 7 ماده 14
-
رأی
هماستناد
تعدی و تفریط در عین مستأجره
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 14
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در رسیدگی به شکایت از تصمیم کانون وکلای دادگستری
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 14
-
رأی
هماستناد
تشکیل جلسه مجمع عمومی عادی بدون رعایت تشریفات قانونی
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 14
-
رأی
هماستناد
قائم مقامی در تقاضای تخلیه مورد اجاره تجاری به علت انتقال به غیر
قانون آیین دادرسی مدنی و بند 2 ماده 14
-
رأی
هماستناد
قائم مقامی در تقاضای تخلیه مورد اجاره تجاری به علت انتقال به غیر
قانون آیین دادرسی مدنی و بند 2 ماده 14
-
رأی
هماستناد
رأی وحدت رویه شماره 849 هیأت عمومی دیوان عالی کشور در خصوص صلاحیت دادگاه عمومی برای رسیدگی به دعوای اعتراض به رأی هیأت حل اختلاف موضوع ماده 38 آیین نامه معاملات شهرداری تهران با اص
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 14
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از قرار رد درخواست اعاده دادرسی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض قرار فرجامخواسته در اجرای بند الف
-
رأی
هماستناد
2- صدور قرار امتناع از رسیدگی به واسطه اظهارنظر ارشادی
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی و با توجه به مواد 377
-
رأی
هماستناد
رابطه میان ترک فعل و تدلیس
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی را درخواست می نماید (ص 153 تا 155
-
رأی
هماستناد
دلالت عرفی بذل کلیه حقوق مالی توسط زوجه
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی
-
رأی
هماستناد
اعتراض شخص ثالث در امور کیفری
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته نقض و رسیدگی مجدد به
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در تعیین مبلغ خسارت تاخیرتادیه
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
وضعیت حقوقی معامله صوری در فرض عدم تناسب ثمن و مثمن در بیع
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق دارد نتیجتا مستند به ماده 370 قانون
-
رأی
هماستناد
وضعیت انعقاد عقد نکاح توسط سفیه
ماده 371 قانون آیین دادرسی در امور مدنی نداشته و از حیث مراعات قوانین و مق
-
رأی
هماستناد
عدول دادگاه از نظریه پزشکی قانونی در خصوص حجر
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد علیهذا ضمن رد درخواست فرجام خ
نظریات مشورتی 3
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/2442 مورخ 1397/11/03 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص مفهوم «فوت فرصت» در تبصره 2 ماده 14 و تبصره 2 ماده 515 قانون آیین دادرسی مدنی با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 14 قانون آیین دادرسی مدنی آمده است اما چون در استعلام «نظر فقه شیعه»
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/1508 مورخ 1399/10/24
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی قابل نقض است؟ 3- منظور از اصول دادرسی و تش
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/94/422 مورخ 1394/02/19
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی
نشستهای قضایی 3
-
نشست قضایی
هماستناد
مطالبه خسارت های مازاد بر دیه در صورت از کار افتادگی زیان دیده
ماده 14 قانون آیین دادرسی مدنی اشاره شد که منافع ممکن الحصول و عدم النفع
-
نشست قضایی
هماستناد
اثبات اعسار از پرداخت محکوم به با شهادت شهود
قانون آیین دادرسی مدنی خواهد بود و چون طبق تصریح ماده 14
-
نشست قضایی
هماستناد
شرایط شهادت از حیث تعداد و جنسیت گواهان در خصوص اثبات اعسار شخص معسر
قانون آیین دادرسی مدنی خواهد بود و چون طبق تصریح ماده 14
مواد مرتبط 4
-
اعمال
از این صفحه
ماده 14 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
مواد 14 و 37 و 57 قانون امور حسبی و نیز ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی با مشارالیه
-
اعمال
از این صفحه
ماده 371 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی به علت نقص رسیدگی و تحقیقات نقض و رسیدگی ب
-
اعمال
از این صفحه
ماده 14 — قانون امور حسبی
مواد 14 و 37 و 57 قانون امور حسبی و نیز ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی با مشارالیه
-
اعمال
از این صفحه
ماده 199 — قانون امور حسبی
قانون امور حسبی و نیز ماده 199
دکترین 7
-
مقاله
هماستناد
دعوای اعسار از پرداخت هزینه دادرسی — اداره حقوقی قوه قضائیه نیز در نظریه
قانون آیین دادرسی مدنی و اینکه با عنایت به ماده 14
-
مقاله
هماستناد
دعوای اعسار از پرداخت هزینه دادرسی — آیا شهود دعوای اعسار حتماً باید مرد
قانون آیین دادرسی مدنی و اینکه با عنایت به ماده 14
-
مقاله
هماستناد
دعوای اعسار از پرداخت هزینه دادرسی — آیا شهود دعوای اعسار حتماً باید مرد
قانون آیین دادرسی مدنی و اینکه با عنایت به ماده 14
-
مقاله
هماستناد
محکومیت های مالی — اگر استشهادیه ضمیمه دادخواست ناقص باشد تکلیف
قانون آیین دادرسی مدنی و اینکه با عنایت به ماده 14
-
مقاله
هماستناد
محکومیت های مالی — آیا شهود تعرفه شده حتماً باید مرد
قانون آیین دادرسی مدنی و اینکه با عنایت به ماده 14
-
مقاله
هماستناد
محکومیت های مالی — آیا شهود تعرفه شده حتماً باید مرد
قانون آیین دادرسی مدنی و اینکه با عنایت به ماده 14
-
مقاله
هماستناد
عدم النفع
قانون آیین دادرسی مدنی و حکم مقرر در ماده 14
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
