رأی
وضعیت معاملات تاجر پس از تاریخ توقف
رأی دادگاه بدوی
درخصوص دادخواست اداره کل تصفیه و امور ورشکستگی تهران به وکالت آقای ق.ک. به طرفیت:
1 -آقای غ.ر.به وکالت آقای ع.ر.
2 -آقای ک.ق.
3 -آقای پ.ق.
4 -خانم پ.ق.
5 -خانم ط.ق. همگی به وکالت آقای م.ن. به خواسته صدور حکم به ابطال مبایعه نامه عادی مورخ 3/12/1382 و متعاقب آن ابطال اسناد رسمی انتقال به شماره های 907203 و907204 مورخ 15/1/1383 تنظیمی در دفترخانه اسناد رسمی 111 تهران و سند مالکیت تجدیدی صادره درخصوص پلاک ثبتی 210/2 واقع در بخش 12 تهران و همچنین محکومیت خواندگان به پرداخت مطلق خسارات دادرسی، خلاصتاً توضیح داده شرکت ک. به شماره ثبت 8931 به استناد صورت جلسه مجمع عمومی فوق العاده مورخ 27/5/1380 انحلال یافته که مراتب انحلال شرکت مذکور در اداره ثبت شرکت ها و مالکیت صنعتی تحت شماره 18934/32 مورخ 3/6/1380 به ثبت رسیده و آگهی انحلال آن در روزنامه کثیرالانتشار شرکت (اطلاعات) به اطلاع عموم رسیده است.
نظر به اعلان حکم ورشکستگی شرکت مذکور به موجب دادنامه شماره 803 مورخ 28/6/86 صادره ازشعبه 27 دادگاه عمومی حقوقی تهران و اعلام تاریخ توقف شرکت مذکور به تاریخ 6/6/1380 و قطعیت دادنامه صادره ازحیث تاریخ توقف طی حکم شماره 1713 مورخ 30/11/1389 صادره از شعبه 15 دادگاه تجدیدنظر استان تهران و با عنایت به مدارک و مستندات ابرازی و احکام صادره بدلیل وقوع معامله مورخ 3/12/1382 فی مابین خ. ر. ا. (مدیر تصفیه وق.ت.) و خواندگان ردیف دوم الی پنجم پس ازتاریخ توقف (6/6/1380) و بدون ارزیابی قیمت کارشناسی روز، اموال غیرمنقول و منقول متعلق به شرکت ورشکسته و عدم رعایت <a class="artref" href="/ماده/ماده-40-a_0815110227715">ماده 40 از قانون اداره تصفیه امور ورشکستگی</a> و نیز بی توجهی در خصوص عدم تکافوی ثمن معامله نسبت به مطالبات تمامی بستانکاران شرکت، به لحاظ عدم رعایت غبطه سایر بستانکاران شرکت منحله ک.، مستنداً به مواد 416 و417 و418 و423 و424 و557 قانون تجارت و رأی وحدت رویه شماره 561-28/3/1370 هیأت عمومی دیوان عالی کشور و نظریات اداره حقوقی و محتویات پرونده استنادی مذکور تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر ابطال مبایعه نامه مورخ 3/12/1382 و ابطال اسناد رسمی انتقال شماره های 907203 و907204 مورخ 15/1/1383 تنظیمی در دفترخانه اسناد رسمی شماره 111 تهران و مندرجات دفاتر و سوابق ثبتی ناشی از آن را دارد.
دادگاه پس از تعیین وقت و ابلاغ به طرفین، وکیل خ. ر. ا. با تأیید ادعاهای خ. ا. د. است که مبایعه نامه مورخ 3/12/82 در شرایط بحرانی شرکت و ازسوی مقامات امنیتی و سیاسی کشور ازجمله شورای تأمین استان تهران به موکل ایشان تحمیل شده و از روی اجبار این معامله را انجام داده است. از طرفی بر اساس نظریه کارشناس رسمی دادگستری مندرج در پرونده کلاسه 870856 شعبه محترم 27دادگاه عمومی تهران تاریخ توقف شرکت موصوف به تاریخ 6/6/1380 تعیین شده، ضمن این که خریدار (خ.
ر. د.) از وضعیت بحرانی شرکت کاملاً آگاه بوده و با وجود شرایط اضطراری شرکت مذکور، ملک متنازعٌ فیه را به ثمن بخس خریداری نموده که به ضرر سایر بستانکاران م. ب. و بر همین اساس بند3 ماده5 مبایعه نامه صراحتاً نشان دهنده ورشکستگی شرکت م. ب. و از این جهت خریدار با حسن نیت تلقی نمی شود و در جلسه دوم آقای م.ن. با تقدیم یک برگ وکالت نامه خود را وکیل خواندگان ردیف دوم تا پنجم معرفی و ضمن لایحه تقدیمی در پاسخ به خواسته خواهان و مدافعات وکلای خواهان و خوانده ردیف اول، اظهار داشته که قرارداد عادی مارالذکر میان خ.
ر. ا. به عنوان مدیرتصفیه و خ. ر. د. منعقد گردید و در ثانی معامله مورخ 3/12/82 در زمان تصفیه ناشی از انحلال اختیاری بوده و اساساً بحثی از حکم ورشکستگی عنوان نشده، تا ضمن اعمال ماده40 استنادی وکیل محترم خواهان از قانون تصفیه امور ورشکستگی، در خصوص تکافوی ثمن یا عدم آن در آن تاریخ موجبات ابطال معامله را فراهم آورد و آن چه در معامله مذکور قرار گرفته، قیمت روز پلاک و حتی بیشتر از آن خریداری شده بود و به علاوه هر چند تاریخ توقف مورخ 6/6/80 از سوی شعبه محترم 27 دادگاه عمومی تهران تعیین شده لیکن متعاقباً همان، دادگاه بر اساس نظریه جدید کارشناس منتخب که در راستای رسیدگی به اعتراض ثالث صورت پذیرفته، با اصلاح آن، تاریخ توقف شرکت موصوف را تاریخ (28/6/1386) تعیین نموده است و از طرفی اصل بر صحت معاملات است و موکلین وی خریداران باحسن نیت می باشند، مضافاً آن که ب.
ت. ب.
بند3 ماده 423 قانون تجارت که صرفاً معاملات صوری و به ضرر دیان را شامل می گردد و ماده 557 قانون مزبور داخل در باب دوازدهم و تحت عنوان جنحه و جنایت غیر از تاجر ورشکسته مرتکب می شوند، م. ب. و معامله تاجر قبل از توقف بر اساس اصل کلی صحت معاملات صحیح م. ب. و رد دعوی خواهان مورد استدعا است و اما دادگاه در پاسخ به ایراد عدم توجه به خواندگان ردیف سوم تا پنجم توسط وکیل آنان مسموع نیست، چون که بدیهی است هرچند رابطه حقوقی و قراردادی نسبت به پلاک ثبتی مبحوثٌ عنه مبایعه نامه عادی بوده ولی نهایتاً منجربه تنظیم سند رسمی شده و از نقطه نظر حقوقی تردیدی نیست که عقد منعقده در سند رسمی فوق الاشاره فی نفسه عقدی مستقل بوده است که از نظر اعتبار دلالت بر آن دارد که لحظه ای قبل از انعقاد آن طرفین برکلیه قرارداد های خویش در محدوده سند رسمی مزبور خط بطلان کشیده و در واقع آنها را به تراضی اقاله کرده سپس آخرین اراده خود در مورد پلاک ثبتی متنازعٌ فیه را در قالب سند رسمی تجلی ساخته و به منصه ظهور رسانیده اند و درحال حاضر رابطه حقوقی حاکم فی مابین طرفین اسناد رسمی مزبور است و برای قرارداد های عادی پیش از آن از نظر حقوقی اعتباری باقی نمانده تا اصحاب دعوی با تمسک به آنها نفعی برای خود جستجو کنند و اما در ماهیت، ب.
ت. ب. اینکه اصحاب دعوی به پرونده های استنادی به کلاسه های 870856 و 85/576 شعبه محترم 27 دادگاه عمومی حقوقی تهران استناد نمودند، دادگاه پرونده ها را مطالبه و مورد ملاحظه قرار داده است و با دعوت طرفین و تعیین موارد استفاده خلاصه مفیدی از آن تهیه و در صورت جلسه دادگاه منعکس و به موجب آن شرکت ک. بدون ارائه دفاتر و اعلام لیست اموال درخواست صدورحکم ورشکستگی را نموده و وکیل خ. د. ج. اول دادرسی پرداخت سه برابر میزان قانونی بابت سنوات د.
ح. کارگران را مبنای شروع ورشکستگی و تاریخ آن را ابتدای سال 83 اعلام نموده است و متعاقباً قرار ارجاع امر به کارشناس رسمی صادر وکارشناس صرفاً بر اساس مدارک تقدیمی مدیر شرکت مبادرت به کارشناسی نموده است و در نظریه کارشناس منتخب آقای د.الف. تاریخ وقفه درتأدیه دیون شرکت را همان تاریخ انحلال یعنی تاریخ 6/6/80 تعیین نموده و در دادنامه شماره 803 مورخ 28/6/86 آن دادگاه همین تاریخ به عنوان تاریخ توقف اعلام شده است. لیکن متعاقباً وکیل خواندگان ردیف دوم تا پنجم پرونده حاضر به عنوان معترض ثالث به موجب پرونده کلاسه 870856 نسبت به دادنامه مذکور اعتراض نموده و د.
ا. م. دادگاه محترم شعبه 27 ازکارشناس جهت ارائه نظریه تکمیلی دعوت به عمل آورده که کارشناس با این استدلال که مدیرتصفیه شرکت ک. آقای غ.ر. تاریخ مبایعه نامه مورخ 3/12/82 را قبل از تاریخ 6/6/80 اعلام نموده و تاریخ واقعی معامله را مخفی نموده، لذا کارشناس دراعلام تاریخ توقف دچار اشتباه شده است. النهایه کارشناس مذکور با اعلام آنکه درتاریخ 6/6/80 شرکت در وضعیت عدم توانایی پرداخت دیون بوده و نه در وضعیت توقف ازپرداخت دیون، تعیین تاریخ توقف را به دادگاه واگذار نموده، که د.
ا. م. شعبه محترم 27 دادگاه عمومی تهران تاریخ توقف شرکت مذکور را طی دادنامه شماره 603 مورخ 24/7/89 به تاریخ 28/6/86 یعنی همان تاریخ صدورحکم تعیین و اعلام نمود. که پس از تجدیدنظرخواهی توسط خواهان و ارجاع پرونده به شعبه محترم 15 تجدیدنظر استان تهران، دادگاه محترم تجدیدنظر با این استدلال صرف نظر ازصحت و سقم تاریخ توقف، به دلیل خارج از مهلت قانونی بودن اعتراض ثالث، نسبت به نقض دادنامه اخیر شعبه 27 دادگاه عمومی و صدور قرار رد دعوی اعتراض ثالث، اقدام نمود و بدین ترتیب تاریخ توقف اولیه اعلامی ازسوی شعبه محترم 27 دادگاه عمومی تهران (مورخ 6/6/80) قطعیت یافت.
بنا به مراتب، نظر به این که قرارداد بیع انجام یافته، هیچ یک از اعتراضات و ایرادات مطروحه از ناحیه خواهان و خ. ر. ا. و وکلای آنها موجه و درخور پذیرش نبوده و قابل امعان نظر قضائی نمی باشد. زیرااولاً: علی رغم ادعای وکیل خواهان و خ. ر. ا. مبنی بر اجبار و اکراه مدیر تصفیه وقت از سوی مقامات سیاسی و امنیتی به انجام معامله با خ. ر. د. (خریدار)، هیچ گونه دلیل مبنی براثبات این ادعا ارائه نشده هرچند توصیه هایی ازسوی مسئولین گردیده است ولی اجبار تلقی نمی شود، کما این که با درنظر گرفتن توقیف ملک متنازعٌ فیه ازسوی مراجع مختلف ازجمله اجرای احکام مدنی دادگستری شهرری، تأمین اجتماعی، دارایی و بانک ملی و غیره که پیش ازتاریخ توقف صورت پذیرفته بود، فروش و مزایده ملک موصوف امری محتمل و خارج از اراده شرکت و مدیر تصفیه بود، لیکن انجام معامله با خ.
ر. د. موجب رفع توقیفات ملک و فروش ملک با شرایط مساعدت تر و قیمت بالاتری گردید و از این جهت وجود اکراه و اجبار که سبب بطلان یا عدم نفوذ معامله گردد، منتفی است ضمن آنکه عدم انجام ارزیابی وکارشناسی سبب بطلان معامله نمی باشد. وکلای خواهان و خ. ر. ا. معامله را ناشی از اجبار دانسته که بابت آن وجهی دریافت نموده اند و اجبار مورد ادعا در حدی نبوده که موجب سلب اختیار و قصد و رضا گردد و ب. ت. ب. این که شرایط اساسی صحت معامله <a class="artref" href="/ماده/ماده-190-a_0815110235835">ماده 190 قانون مدنی</a> بوده که انجام معامله به منزله قصد و رضای طرفین خواهد بود و مستفاد از مواد70 و72 و93 قانون ثبت و رأی وحدت رویه 672-1/10/83 هیأت عمومی دیوان عالی کشور اصل براعتبار اسناد رسمی بوده مگر اینکه خلافش باثبات برسد و ماده 423 قانون تجارت معامله ای را باطل دانسته که به قصد فرار از دین و به ضرر دیان باشد و قصد افراد از اراده ظاهری آنها مشخص می شود وکشف اراده نهانی و مضرر بودن مستلزم اثبات از سوی خواهان م.
ب. و با تنظیم مبایعه نامه قصد متعاملین بر تنظیم سند و انجام بیع را به اثبات میرساند وخلاف آن مستلزم ارائه دلیل بوده که چنین دلیلی ارائه نشد و ب. ت. ب. اینکه قصد واراده امری درونی بوده وراه رسیدن به قصد همان اراده ظاهری است که تنظیم مبایعه نامه مورد ادعا م. ب. که اصالت و مقبولیت آن که صحیحاً تنظیم گردیده محرز و مسلم است و صرف صدورحکم ورشکستگی موجب ابطال معامله ای که بطور واقعی و به موجب سند رسمی تنظیم گردیده نمی باشد و همچنین بر طبق مواد413 و423 قانون تجارت تنها معامله ای مبنای حکم قرار می گیرد که الف: برای احراز افلاس و ورشکستگی تاجر شرایط چهارگانه آتی لازم التحقیق است:
1-دین شخص شرعاً ثابت شده باشد.
2-دارایی شخص قادر به تأدیه دیون او نباشد.
3-دین شخص حال باشد
4-عرفاً بستانکاران همگی یا عده ای ازآنان مطالبات خود را درخواست نمایند و درخواست صدورحکم حجر شخص تاجر را بنمایند.
ب: حکم حجر ازطرف حاکم شرع صادر شده باشد.
ج: حکم ورشکستگی که توسط حاکم شرع صادر و انشاء می گردد قابل عطف به ماسبق نیست.
د: طبق مقررات ماده 413 قانون تجارت تاجر باید ظرف سه روز از تاریخ توقف خ. ر. ب. دفتر محکمه بدایت محل اظهار نماید.
س: دادگاه صادرکننده دادنامه در رأی خود حکم ورشکستگی را حکم قطعی تلقی کرده باشد.
ص: مدیرتصفیه برای توجیه ادعای ورشکسته بودن شرکت ک. وی را تحت فشار دادن غیرقانونی تأمین اجتماعی و دادگاه انقلاب و اداره کار اعلام کرده که معلوم نیست که به علت حدوث نارسایی در پرداخت ها ورشکست شده یا محجور ممنوع المتصرف بوده است و در مانحن فیه خواهان در سالهای 79 و80 افزایش سرمایه داشته و مبلغ ششصد میلیون تومان وام دریافت نموده است. مضافاً مدت دو سال استمهال جهت پرداخت داده شد وکارگران نیز به جای دریافت طلب خود قصد تبدیل طلب به سهام را داشتند وکارشناس نیز بعد از اعتراض ثالث پی به اشتباه نظریه خود برده است.
قطع نظر از این که در زمان صدور حکم ورشکستگی و تعیین تاریخ توقف مقررات قانون تجارت رعایت نگردیده ولی باتوجه قطعیت آن برای این محکمه لازم الاتباع بوده، اما معامله متنازعٌ فیه ارتباطی به فعالیت تجاری نداشته و در زمان انحلال شرکت برای تأدیه دیون بستانکاران اجباراً می بایستی آن را بفروشد تا طلب بستانکاران پرداخت شود و ملک مزبور توسط بانک ملی بابت دیون خویش ازطریق اجرای احکام دادگستری شهرری به مزایده گذاشته و توسط کارشناس ارزیابی شده و بانک ملی به عنوان طلبکار ممتاز حتی درقبال سه میلیارد تومان حاضر به برداشت ملک درقبال طلب خود نشده است وخواهان در همان ایام با یک میلیارد بیشتر آنرا خریداری نموده است و ادعای خرید با بهای بخس و بدون کارشناسی فاقد وجاهت قانونی م.
ب. و ب. ت. ب. اینکه درکلیه اختیارات و حقوق مالی شرکت منحله یا ورشکسته که استفاده از آن مؤثر درتأدیه دیون او باشد، مدیر تصفیه قائم مقام قانونی تاجر بوده وحق دارد به جای او از اختیارات و حقوق مزبور استفاده کند. بنابراین هرگونه معامله که مدیرتصفیه پس از صدورحکم انحلال یا ورشکستگی بنماید صحیح است. بدین ترتیب معامله قانوناً واقع شده است. با تحقق بیع به موجب بند 1ماده <a class="artref" href="/ماده/ماده-362-a_0815110236009">ماده 362 قانون مدنی</a> مشتری مالک مبیع و بایع مالک ثمن می گردد.
و مادامی که مستند مزبور قانونا ًفسخ و یا اقاله و یا ابطال نگردیده مندرجات مستند موصوف بنا به اصل صحت عقود و معاملات و لزوم اجرای تعهدات وبه تبعیت از اصل حاکمیت اراده به دلالت مواد10 و190 و191 و219 و220 و223 و338 و339 و344 و457 و466 و494 و1275 و1287 و1290 و1291 و1297 و1300 قانون مدنی و مواد 3 و4 و5 و14 قانون تجارت و مواد 118 و125 و129 و131 و135 و142 و148و232 و258 و267 و270 لایحه اصلاح قسمتی ازقانون تجارت و مواد 22 و46 47 و48 و70 و71 و72 و93 قانون ثبت بین آنان و قائم مقام قانونی مشارٌالیه نافذ و لازم الاتباع م.
ب.. ثانیاً: معامله متنازعٌ فیه مشمول بندهای سه گانه ماده 423 قانون تجارت نمی باشد. چرا که بندهای 1 و2 ماده موصوف مربوط به معاملات بلاعوض و تأدیه قروض اعم از حال یا مؤجل می باشند، درحالی که مبایعه نامه مورخ 3/12/82 ازجمله معاملات بلاعوض یا تأدیه قرض نمی باشد. ومعامله مزبور منصرف ازموضوع است ومسلماً ازشمول بند1 و2 این ماده خارج بوده است. ازطرفی دیگر بند3 ماده 423 قانون تجارت معاملاتی را شامل می شود که مالی ازاموال تاجر رامقید نماید و منظور قانونگذار ازعبارت «مقید نماید»; انجام معاملاتی غیر ازانتقال مالکیت است ازقبیل رهن ویا بیع شرط واجاره، چرا که انتقال مالکیت سبب تقیید مال نمی گردد، بلکه مالکیت فروشنده را به خریدار انتقال می دهد.
فلذا مالکیتی باقی نمی ماند تا باعث مقید شدن مال گردد. ثالثاً: ازمفهوم مخالف ماده 423 و بندهای سه گانه آن برمی آید که قانونگذار سایر معاملات تاجر ورشکسته را صحیح تلقی نموده است. به این دلیل که تا پیش از صدور حکم ورشکستگی اشخاص ثالث از توقف شرکت ورشکسته ناآگاهند، و براین اساس قانونگذار معاملاتی را که فی مابین تاجر ورشکسته و اشخاص ثالث انجام می شود و درآن معاملات، قصد طرفین تضرر بستانکاران شرکت و یا تدلیس نمی باشد را حمل برصحت نموده است، کما این که درمبایعه نامه متنازعٌ فیه کل مبلغ معامله همزمان باتنظیم سند پرداخت گردیده و بستانکاران به ترتیب اولویت و ممتاز تا آن تاریخ (15/1/83) مطالبات خود را دریافت داشته و رضایت خود را اعلام نمودند.
همچنان که در مبلغ معامله نیز چانه زنی شده و افزایش یافته است. بنابراین به استناد اصل کلی صحت معاملات، معامله حاضر حمل بر صحت تلقی می شود. رابعاً: معامله متنازعٌ فیه مشمول ماده 557 قانون تجارت نمی باشد. بدین دلیل که ماده 557 درفصل سوم راجع به جنحه و جنایاتی که اشخاص غیراز تاجر ورشکسته در امر ورشکستگی مرتکب میشوند قرارگرفته و دررابطه با کلیه قراردادهایی است که اشخاص غیراز تاجرورشکسته در امر ورشکستگی منعقد مینمایند که با ارتکاب جرم همراه است و در واقع تبانی جهت محروم ساختن بستانکاران از دستیابی اموال تاجر ورشکسته م.
ب. و شامل کلیه قراردادها و معاملات تاجر ورشکسته نمی باشد. بلکه صرفاً مواد551 تا 556 قانون تجارت را دربر می گیرد. مؤید این نظر آنکه مدیر یا مدیران تصفیه شرکت ورشکسته پس ازاعلام تاریخ توقف تازمان ختم تصفیه، معاملات و قراردادهای بسیاری منعقد مینمایند لیکن چنانچه حکم ماده 557 را مشمول کلیه قرارداهای تاجرورشکسته بدانیم، نتیجتاً کلیه معاملات و قراردادهای منعقده ازسوی مدیرتصفیه شرکت ورشکسته نیز باطل خواهد بود. در حالی که اساساً منظور قانونگذار بطلان کلیه قراردادهای تاجرورشکسته پس ازتاریخ توقف نمی باشد، کما این که تاجر ورشکسته مجاز به انعقاد قرارداد ارفاقی دانسته شده که ازجمله قراردادهای پس ازتاریخ توقف است همان گونه که پس ازانعقاد قرارداد ارفاقی نیز تاجر ورشکسته می تواند هر نوع معامله ای را انجام دهد هر چند ورشکسته و متوقف محسوب است.
لذا آنچه که مسلم است قانونگذار عمل لغو و بیهوده انجام نمی دهد و در متن یک قانون مواد مختلف ناسخ و منسوخ را نمی گنجاند. بنابراین از آنجا که قانونگذار حکم معاملات بعداز توقف تاجر ورشکسته را در ماده 423 قانون تجارت بیان داشته و فقط برخی ازمعاملات را باطل تلقی نموده، دور از منطق حقوقی است که چند ماده بعداز آن (ماده 557) ماده قبل (423) را نسخ کرده و کلیه معاملات تاجرورشکسته را باطل اعلام نماید. ازسویی دیگر معاملات موضوع ماده 557 مذکور راجع به جنحه و جنایاتی است که اشخاص غیر از تاجر در امر ورشکستگی مرتکب میشوند که از جمله آنها معاملات انجام شده برروی اموال ورشکسته در موارد و اغراض پیش بینی شده درمواد 551 تا 556 قانون تجارت م.
ب.. ضمن آنکه ماده 557 قانون تجارت باتوجه باینکه درصدر ماده «انعقاد قرارداد»; رابه تاجر ورشکسته منتسب نکرده بلکه آنرا به فعل مجهول بیان کرده است و ازاین جهت قاعده عامی رابیان داشته که با قاعده خاص موضوع ماده 423 قانون مذکور که فقط راجع به معاملات تاجر است تخصیص می خورد و با لحاظ قسمت اخیر ماده 557 مذکور که حکم به استرداد اموال به اشخاص ذی حق داده است، درحالی که درنظام ورشکستگی، ورشکسته موظف به استرداد اموال نیست بلکه اشخاص ذی حق باید وارد غرما شوند و از طرفی اگر تمام معاملات تاجر و رشکسته باطل بود.
اداره کل تصفیه می بایستی تقاضای ابطال همه آنها را از محکمه بنماید، در حالی که صرفاً ابطال همین معامله را درخواست نموده است. مع هذا معامله متنازعٌ فیه ازشمول ماده 557 مذکور خارج است. زیرا ممنوعیت تاجر ورشکسته از دخالت در امورمالی امری استثنایی و منحصر به موارد مذکور در قانون تجارت است وفلسفه آن نیز جلوگیری از ورود ضرر به دیان است و چنان چه مقنن نظر به بطلان کلیه معاملات معموله ازسوی تاجر ورشکسته پس از تاریخ توقف داشته دیگر نیازی به ذکر مصادیق معاملات و اعمال حقوقی باطل درماده 423 قانون تجارت و در مقام بیان این امر دراین ماده نبوده است و حقیقت این است که ماده 423 در مقام بیان اعلام داشته کدام یک از معاملات باطل است که در همه آنها ملاک، ضرر دیان بوده است واین نظر همسو بااصل احترام به تئوری اصالت ظاهر اسناد و جلوگیری از تزلزل اسناد رسمی است.
خامساً: رأی وحدت رویه شماره 561 هیأت عمومی دیوانعالی کشور مورخ 28/3/1370 که مقرر می دارد "... در هرمورد که بعد از تاریخ توقف، حکمی مستقیماً علیه تاجر متوقف در مورد بدهی او به بعضی از بستانکاران وی صادر واجراء شود. کلیه عملیات اجرایی و نقل و انتقالات مربوطه که متضمن ضرر سایر طلبکاران تاجر ورشکسته می باشد، مشمول ماده 423 قانون تجارت بوده و باطل وبی اعتبار است" در خصوص انتقالات اجرایی م. ب. و شامل معاملات دیگر نمی باشد، بدین جهت که ازبستانکاران می توانند با آگاهی از ورشکستگی شرکت ازطریق اخذ رأی و اجرای آن به ضرر سایر بستانکاران اموال تاجر ورشکسته را توقیف و با انتقال اجرایی مطالبات خود را وصول نمایند و ازاین جهت معامله متنازعٌ فیه از شمول رأی مذکور خارج است.
سادساً: بر اساس محتویات پرونده و اظهارات خ. ر. ا. پیش از تاریخ تقدیم دادخواست حاضر و حتی پس از آن، اداره خواهان اقداماتی را درجهت سازش فی مابین خ. ر. ا. و خ. ر. د. به عمل آورده و حتی دریک مورد پیشنهاد افزایش مبلغ معامله معادل دو برابر قیمت مندرج درمبایعه نامه مورخ 3/12/ 1382 مطرح گردیده که بنا به اظهار خ. ر. ا. و اداره خواهان، مورد موافقت خ. ر. د. واقع نشده است، فلذا به نظر میرسد اداره خواهان و همچنین خ. ر. د. نیز اعتقادی به بطلان معامله متنازع فیه نداشته و ندارند و برفرض بطلان معامله توافق بعدی طرفین معامله مؤثر درمقام نبوده و قطعاً هرگونه سازشی، راجع به معامله صحیح قابلیت انجام و اجراء دارد و لاغیر.
سابعاً: در عقدبیع موصوف معادل ارزش مال به قیمت روز، نقداً تأدیه شده و مبلغ مزبور مطابق مواد 518 الی 522 قانون تجارت و ماده 58 قانون تصفیه و امور ورشکستگی به دیان ممتاز ودارای وثیقه درزمان معامله پرداخت گردیده و ضرری به بستانکاران وارد نشده، مع هذا چنانچه متعاقباً دیان دیگری ادعای طلبی داشته اند، درصورت اثبات طلب، این دسته از بستانکاران داخل در غرما شده و اگر اموالی باشد بین آن ها تقسیم می گردد و برفرض اینکه تقسیم بطور قاتونی صورت نپذیرفته باشد صرفاً حق درخواست ابطال تصمیم تاجر ورشکسته راجع به نحوه تقسیم وجوه حاصل ازمعامله را دارند، نه ابطال معامله.
ثامناً: ماده 426 قانون تجارت معامله صوری یا مسبوق به تبانی را باطل میداند که درراستای نص <a class="artref" href="/ماده/ماده-218-a_0815110235863">ماده 218 قانون مدنی</a> است و از مفهوم این دو ماده برمی آید که سایر معاملات تاجر ورشکسته که معاملات واقعی می باشند معاملات نافذ و صحیح تلقی میشوند آن گونه که در مانحن فیه معامله واقعی بوده و نه تنها برای فرار از دین و یا تبانی نیست، بلکه در جهت ادای دین و ایفای تعهد انجام شده و از این جهت نیز در زمره معاملات صحیح قرار دارد. النهایه این که ماده 418 قانون مذکور تاجر ورشکسته را از تاریخ صدورحکم ورشکستگی از مداخله در اموال خود ممنوع نموده است که از مفهوم این ماده مستفاد می شود تاجر قبل ازصدور حکم ورشکستگی حق هرگونه مداخله در اموال خود را دارد بجز معاملات باطل مصرحه درآن قانون.
در تأیید این نظر، اداره حقوقی دادگستری طبق نظریه مشورتی مورخ 16/10/1352 بر بطلان بعضی از معاملات تاجر ورشکسته تأکید نموده نه همه معاملات. بدین ترتیب ازاین نظریه نیز صحت معاملات معوض تاجر ورشکسته استنباط می گردد. تاسعاً: مبایعه نامه متنازع فیه درزمان انحلال شرکت و پس ازتعیین مدیرتصفیه انجام شده است. به عبارتی درزمان معامله، شرکت منحله و درحال تصفیه اختیاری بوده است. آنچه مسلم است معاملات باطل تاجر ورشکسته مذکور درقانون تجارت، معاملاتی است که شرکت درحال فعالیت که متوقف از پرداخت دیون بوده انجام داده باشد.
لیکن از تاریخ اعلام انحلال وتعیین مدیرتصفیه، شرکت منحله محسوب گردیده وصرفاً شخصیت حقوقی شرکت جهت انجام امر تصفیه تاختم تصفیه باقی میماند، از طرفی هدف از تعیین مدیرتصفیه چه درانحلال شرکت خواه در ورشکستگی شرکت، رسیدگی به حسابها و پرداخت مطالبات بستانکاران واحیاناً پرداخت مازاد اموال احتمالی به سهامداران م. ب.. بنابراین از آنجا که معاملات مدیرتصفیه شرکت ورشکسته نافذ و صحیح می باشند، به نحو اولی معاملات مدیرتصفیه شرکت منحله نیز صحیح و معتبر تلقی میشوند، کما اینکه حتی اگر عمومیت ماده 557 قانون تجارت بر همه معاملات تاجر ورشکسته فرض نماییم و از هر زوایه ای که ماده مذکور را تفسیر و تعبیر نمائیم قراردادهای منعقده ازسوی مدیرتصفیه شرکت ورشکسته ازمنظر قانون تجارت صحیح تلقی شده اند.
واز طرفی دلیلی مبنی بر تسری معاملات باطله به معاملات انجام شده ازسوی مدیرتصفیه شرکت منحله، وجود ندارد ومی بایست به اصول کلی معاملات رجوع نمود که برصحت معاملات تأکید دارند، لذا دادگاه به استناد اصل صحت معاملات و مواد10 و219 و220 و223 و225 قانون مدنی و براساس مفهوم مخالف ماده 423 قانون تجارت و مستنداً به مواد 197 و295 و299 و336 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر واعلام می نماید. رأی حضوری وظرف بیست روز ازتاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی درمحاکم محترم تجدیدنظر استان تهران م. ب..
رئیس شعبه 185 دادگاه عمومی حقوقی تهران - نیک بخش
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی
1- آقای غ.ر.
2- الف. با وکالت آقای ق.ک. نسبت به دادنامه شماره 570 مورخه 29/6/91 صادره از شعبه 185 دادگاه عمومی تهران که متضمن عدم اجابت دعوی اداره کل و تصفیه و امور ورشکستگی تهران به خواسته ابطال مبایعه نامه عادی مورخ 3/12/82 بین شرکت تولیدی ک. (سهامی عام) در حال تصفیه توسط مدیر تصفیه آقای غ.ر. به عنوان فروشنده و آقای ک.ق. به عنوان خریدار موضوع معامله تمامی شش دانگ ملک پلاک ثبتی 210 فرعی از 2 اصلی (تجمیع پلاکهای 4210، 3802، 15434، 8259، 9517، 9518 بخش 12 تهران واقع در یافت آباد به مساحت 30/21703 مترمربع) و به تبع آن ابطال سند رسمی انتقال 97204 مورخ 15/1/83 دفترخانه 111 تهران به نام آقایان ک.ق.، ط.ق.، پ.ق.، پ.ق.و سند صلح سرقفلی شماره 97203 مورخ 15/1/83 دفترخانه 111 تهران م.
ب. وارد و رأی مستحق نقض م. ب.. بر خلاف آنچه در استدلال دادگاه نخستین و وکیل تجدیدنظر خواندگان ردیف های دوم تا پنجم آقای ک.ق. و خانم ها ط.ق.، پ.و پ.شهرت ق. به نام آقای م.ن. آمده با وجود نص قانونی ماده 423 قانون تجارت و همچنین رأی وحدت رویه شماره 561 مورخ 28/3/70 هیأت عمومی دیوان عالی کشور هیچ توجیهی مبنی بر اعتبار بخشیدن به قرارداد منعقده توسط تاجر پس از توقف پذیرفته نیست. تمامی استدلال دادگاه نخستین در دادنامه معترضٌ عنه مبین این مطلب بوده که مبایعه نامه 3/12/82 منصرف از عمل تجاری است و مقررات ورشکستگی شامل آن نیست در حالی که به این نکته توجه نگردیده که کارخانه ک.
در زمره اموال و دارایی شرکت بوده و اگر مقررات قانون تجارت تسری به این عمل نداشته چه لزومی به فروش ملک موصوف جهت تأدیه دیون شرکت به طلبکاران م. ب. و از طرفی فعالیت تجدیدنظرخواندگان ردیف های دوم تا پنجم در زمینه نشر علم چه تأثیری در انجام معامله باطل دارد. اصل صحت و لزوم قراردادها در جایی جاری و ساری است که مغایر با قانون نباشد وقتی به صراحت قانون معاملات تاجر بعد از توقف باطل اعلام گردیده، مسلماً از مشروعیت قانونی برخوردار نبوده است.
اگر تعیین تاریخ توقف تاجر تأثیری در معاملات وی نداشته باشد چه لزومی به تصویب آن از سوی قانونگذار بوده آنچه بدیهی است به موجب رأی قطعی تاریخ توقف 6/6/80 اعلام شده و هر معامله ای توسط تاجر پس از آن محکوم به بطلان است و با عنایت به اینکه به لحاظ عدم اهلیت فروشنده ارکان صحی معامله متزلزل و بیع فاسد بوده؛ لذا اثری در تملک خریدار نداشته مضافاً بر این که در بند 3 از شق 5 قرارداد طرفین معامله آگاه به وضعیت شرکت بوده اند علی ای حال ب.
ت. ب. مغایرت رأی با قانون دادنامه تجدیدنظرخواسته به استناد مواد 358 و 519 و 198 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و آنگاه با اعلام بطلان مبایعه نامه عادی 3/12/82 حکم به ابطال اسناد رسمی فوق الاشعار به شماره های 97204 مورخ 15/1/83 و 97203 مورخ 15/1/83 دفترخانه 117 تهران مضافاً محکومیت خواندگان بدوی به پرداخت هزینه های دادرسی د. ح. خ. صادر و اعلام می نماید. این رأی قطعی است.
رئیس شعبه 15 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه
عشقعلی - جمشیدی
فهرست
دادگاه بدوی
دادگاه تجدیدنظر استان
نقد رأی
وضعیت معاملات تاجر پس از تاریخ توقف
در تاریخ 15 بهمن 1391، دادگاه بدوی به درخواست اداره کل تصفیه و امور ورشکستگی تهران، حکمی علیه چند خوانده صادر کرد. خواسته این حکم ابطال مبایعهنامه عادی مورخ 3 اسفند 1382 و اسناد رسمی انتقال مرتبط با آن بود. خواهان ادعا کرد که شرکت مذکور در تاریخ 6 شهریور 1380 ورشکست شده و معامله انجام شده پس از تاریخ توقف و بدون ارزیابی قیمت صورت گرفته است که به ضرر بستانکاران است. خ. ر. ا. (مدیر تصفیه) ادعا کرد که این معامله تحت فشار مقامات امنیتی انجام شده و خ.
ر. د. از وضعیت بحرانی شرکت آگاه بوده است. <br>دادگاه بدوی با استناد به مواد مختلف قانون تجارت و اصول صحت معاملات، دعوی خواهان را رد کرده و حکم به صحت معامله صادر کرد. در مرحله تجدیدنظر، دادگاه استان با استناد به ماده 423 قانون تجارت و رای وحدت رویه دیوان عالی کشور، به این نتیجه رسید که هیچگونه توجیهی برای اعتبار بخشیدن به قرارداد منعقده پس از تاریخ توقف وجود ندارد. ب. ت. ب. عدم اهلیت فروشنده، دادگاه معامله را باطل دانسته و اسناد رسمی مربوط به آن را نیز ابطال کرد.
این رای قطعی و غیرقابل تجدیدنظر است.
تاریخ دادنامه قطعی: 1391/11/15
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: هر معامله ای توسط تاجر پس از تاریخ توقف، با عنایت به عدم اهلیت تاجر و خلل در ارکان صحت معامله فاسد بوده و محکوم به بطلان است، هر چند که تاریخ توقف سالها بعد طی حکمی اعلام شود و تاجر را در زمان معامله ورشکسته اعلام کند و هر چند که در این معامله غبطه شرکت و طلبکاران لحاظ شده باشد.
در خصوص دادخواست اداره کل تصفیه و امور ورشکستگی تهران به وکالت آقای ق.ک. به طرفیت:
1 -آقای غ.ر.به وکالت آقای ع.ر.
2 -آقای ک.ق.
3 -آقای پ.ق.
4 -خانم پ.ق.
5 -خانم ط.ق. همگی به وکالت آقای م.ن. به خواسته صدور حکم به ابطال مبایعه نامه عادی مورخ 1382/12/03 و متعاقب آن ابطال اسناد رسمی انتقال به شماره های 907203 و 907204 مورخ 1383/01/15 تنظیمی در دفترخانه اسناد رسمی 111 تهران و سند مالکیت تجدیدی صادره در خصوص پلاک ثبتی --- واقع در بخش --- تهران و همچنین محکومیت خواندگان به پرداخت مطلق خسارات دادرسی، خلاصتا توضیح داده شرکت ک. به شماره ثبت 8931 به استناد صورت جلسه مجمع عمومی فوق العاده مورخ 1380/05/27 انحلال یافته که مراتب انحلال شرکت مذکور در اداره ثبت شرکت ها و مالکیت صنعتی تحت شماره 18934/32 مورخ 1380/06/03 به ثبت رسیده و آگهی انحلال آن در روزنامه کثیرالانتشار شرکت (اطلاعات) به اطلاع عموم رسیده است.
نظر به اعلان حکم ورشکستگی شرکت مذکور به موجب دادنامه شماره --- مورخ 28/6/86 صادره ازشعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران و اعلام تاریخ توقف شرکت مذکور به تاریخ 1380/06/06 و قطعیت دادنامه صادره ازحیث تاریخ توقف طی حکم شماره 1713 مورخ 1389/11/30 صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران و با عنایت به مدارک و مستندات ابرازی و احکام صادره بدلیل وقوع معامله مورخ 1382/12/03 فی مابین خ. ر. ا. (مدیر تصفیه وق.ت.) و خواندگان ردیف دوم الی پنجم پس ازتاریخ توقف ( 1380/06/06 ) و بدون ارزیابی قیمت کارشناسی روز، اموال غیرمنقول و منقول متعلق به شرکت ورشکسته و عدم رعایت <a class="artref" href="/ماده/ماده-40-a_0815110227715">ماده 40 از قانون اداره تصفیه امور ورشکستگی</a> و نیز بی توجهی در خصوص عدم تکافوی ثمن معامله نسبت به مطالبات تمامی بستانکاران شرکت، به لحاظ عدم رعایت غبطه سایر بستانکاران شرکت منحله ک.، مستندا به مواد 416 و 417 و 418 و 423 و 424 و 557 قانون تجارت و رای وحدت رویه شماره 561 - 1370/03/28 هیات عمومی دیوان عالی کشور و نظریات اداره حقوقی و محتویات پرونده استنادی مذکور تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر ابطال مبایعه نامه مورخ 1382/12/03 و ابطال اسناد رسمی انتقال شماره های 907203 و 907204 مورخ 1383/01/15 تنظیمی در دفترخانه اسناد رسمی شماره 111 تهران و مندرجات دفاتر و سوابق ثبتی ناشی از آن را دارد.
دادگاه پس از تعیین وقت و ابلاغ به طرفین، وکیل خ. ر. ا. با تایید ادعاهای خ. ا. د. است که مبایعه نامه مورخ 3/12/82 در شرایط بحرانی شرکت و ازسوی مقامات امنیتی و سیاسی کشور ازجمله شورای تامین استان تهران به موکل ایشان تحمیل شده و از روی اجبار این معامله را انجام داده است. از طرفی بر اساس نظریه کارشناس رسمی دادگستری مندرج در پرونده کلاسه --- شعبه محترم --- دادگاه عمومی تهران تاریخ توقف شرکت موصوف به تاریخ 1380/06/06 تعیین شده، ضمن این که خریدار (خ.
ر. د.) از وضعیت بحرانی شرکت کاملا آگاه بوده و با وجود شرایط اضطراری شرکت مذکور، ملک متنازعٌ فیه را به ثمن بخس خریداری نموده که به ضرر سایر بستانکاران م. ب. و بر همین اساس بند 3 ماده 5 مبایعه نامه صراحتا نشان دهنده ورشکستگی شرکت م. ب. و از این جهت خریدار با حسن نیت تلقی نمی شود و در جلسه دوم آقای م.ن. با تقدیم یک برگ وکالت نامه خود را وکیل خواندگان ردیف دوم تا پنجم معرفی و ضمن لایحه تقدیمی در پاسخ به خواسته خواهان و مدافعات وکلای خواهان و خوانده ردیف اول، اظهار داشته که قرارداد عادی مارالذکر میان خ.
ر. ا. به عنوان مدیرتصفیه و خ. ر. د. منعقد گردید و در ثانی معامله مورخ 3/12/82 در زمان تصفیه ناشی از انحلال اختیاری بوده و اساسا بحثی از حکم ورشکستگی عنوان نشده، تا ضمن اعمال ماده 40 استنادی وکیل محترم خواهان از قانون تصفیه امور ورشکستگی، در خصوص تکافوی ثمن یا عدم آن در آن تاریخ موجبات ابطال معامله را فراهم آورد و آن چه در معامله مذکور قرار گرفته، قیمت روز پلاک و حتی بیشتر از آن خریداری شده بود و به علاوه هر چند تاریخ توقف مورخ 6/6/80 از سوی شعبه محترم --- دادگاه عمومی تهران تعیین شده لیکن متعاقبا همان، دادگاه بر اساس نظریه جدید کارشناس منتخب که در راستای رسیدگی به اعتراض ثالث صورت پذیرفته، با اصلاح آن، تاریخ توقف شرکت موصوف را تاریخ ( 1386/06/28 ) تعیین نموده است و از طرفی اصل بر صحت معاملات است و موکلین وی خریداران باحسن نیت میباشند، مضافا آن که ب.
ت. ب.
بند 3 ماده 423 قانون تجارت که صرفا معاملات صوری و به ضرر دیان را شامل میگردد و ماده 557 قانون مزبور داخل در باب دوازدهم و تحت عنوان جنحه و جنایت غیر از تاجر ورشکسته مرتکب میشوند، م. ب. و معامله تاجر قبل از توقف بر اساس اصل کلی صحت معاملات صحیح م. ب. و رد دعوی خواهان مورد استدعا است و اما دادگاه در پاسخ به ایراد عدم توجه به خواندگان ردیف سوم تا پنجم توسط وکیل آنان مسموع نیست، چون که بدیهی است هرچند رابطه حقوقی و قراردادی نسبت به پلاک ثبتی مبحوثٌ عنه مبایعه نامه عادی بوده ولی نهایتا منجربه تنظیم سند رسمی شده و از نقطه نظر حقوقی تردیدی نیست که عقد منعقده در سند رسمی فوق الاشاره فی نفسه عقدی مستقل بوده است که از نظر اعتبار دلالت بر آن دارد که لحظه ای قبل از انعقاد آن طرفین برکلیه قرارداد های خویش در محدوده سند رسمی مزبور خط بطلان کشیده و در واقع آنها را به تراضی اقاله کرده سپس آخرین اراده خود در مورد پلاک ثبتی متنازعٌ فیه را در قالب سند رسمی تجلی ساخته و به منصه ظهور رسانیده اند و درحال حاضر رابطه حقوقی حاکم فی مابین طرفین اسناد رسمی مزبور است و برای قرارداد های عادی پیش از آن از نظر حقوقی اعتباری باقی نمانده تا اصحاب دعوی با تمسک به آنها نفعی برای خود جستجو کنند و اما در ماهیت، ب.
ت. ب. اینکه اصحاب دعوی به پرونده های استنادی به کلاسه های 870856 و 85/576 شعبه محترم --- دادگاه عمومی حقوقی تهران استناد نمودند، دادگاه پرونده ها را مطالبه و مورد ملاحظه قرار داده است و با دعوت طرفین و تعیین موارد استفاده خلاصه مفیدی از آن تهیه و در صورت جلسه دادگاه منعکس و به موجب آن شرکت ک. بدون ارائه دفاتر و اعلام لیست اموال درخواست صدور حکم ورشکستگی را نموده و وکیل خ. د. ج. اول دادرسی پرداخت سه برابر میزان قانونی بابت سنوات د.
ح. کارگران را مبنای شروع ورشکستگی و تاریخ آن را ابتدای سال 83 اعلام نموده است و متعاقبا قرار ارجاع امر به کارشناس رسمی صادر وکارشناس صرفا بر اساس مدارک تقدیمی مدیر شرکت مبادرت به کارشناسی نموده است و در نظریه کارشناس منتخب آقای د.الف. تاریخ وقفه درتادیه دیون شرکت را همان تاریخ انحلال یعنی تاریخ 6/6/80 تعیین نموده و در دادنامه شماره --- مورخ 28/6/86 آن دادگاه همین تاریخ به عنوان تاریخ توقف اعلام شده است. لیکن متعاقبا وکیل خواندگان ردیف دوم تا پنجم پرونده حاضر به عنوان معترض ثالث به موجب پرونده کلاسه --- نسبت به دادنامه مذکور اعتراض نموده و د.
ا. م. دادگاه محترم شعبه --- ازکارشناس جهت ارائه نظریه تکمیلی دعوت به عمل آورده که کارشناس با این استدلال که مدیرتصفیه شرکت ک. آقای غ.ر. تاریخ مبایعه نامه مورخ 3/12/82 را قبل از تاریخ 6/6/80 اعلام نموده و تاریخ واقعی معامله را مخفی نموده، لذا کارشناس دراعلام تاریخ توقف دچار اشتباه شده است. النهایه کارشناس مذکور با اعلام آنکه در تاریخ 6/6/80 شرکت در وضعیت عدم توانایی پرداخت دیون بوده و نه در وضعیت توقف ازپرداخت دیون، تعیین تاریخ توقف را به دادگاه واگذار نموده، که د.
ا. م. شعبه محترم --- دادگاه عمومی تهران تاریخ توقف شرکت مذکور را طی دادنامه شماره --- مورخ 24/7/89 به تاریخ 28/6/86 یعنی همان تاریخ صدور حکم تعیین و اعلام نمود. که پس از تجدیدنظرخواهی توسط خواهان و ارجاع پرونده به شعبه محترم --- تجدیدنظر استان تهران، دادگاه محترم تجدیدنظر با این استدلال صرف نظر ازصحت و سقم تاریخ توقف، به دلیل خارج از مهلت قانونی بودن اعتراض ثالث، نسبت به نقض دادنامه اخیر شعبه --- دادگاه عمومی و صدور قرار رد دعوی اعتراض ثالث، اقدام نمود و بدین ترتیب تاریخ توقف اولیه اعلامی ازسوی شعبه محترم --- دادگاه عمومی تهران (مورخ 6/6/80 ) قطعیت یافت.
بنا به مراتب، نظر به این که قرارداد بیع انجام یافته، هیچ یک از اعتراضات و ایرادات مطروحه از ناحیه خواهان و خ. ر. ا. و وکلای آنها موجه و درخور پذیرش نبوده و قابل امعان نظر قضایی نمیباشد. زیرااولا: علی رغم ادعای وکیل خواهان و خ. ر. ا. مبنی بر اجبار و اکراه مدیر تصفیه وقت از سوی مقامات سیاسی و امنیتی به انجام معامله با خ. ر. د. (خریدار)، هیچ گونه دلیل مبنی براثبات این ادعا ارائه نشده هرچند توصیه هایی ازسوی مسئولین گردیده است ولی اجبار تلقی نمی شود، کما این که با درنظر گرفتن توقیف ملک متنازعٌ فیه ازسوی مراجع مختلف ازجمله اجرای احکام مدنی دادگستری شهرری، تامین اجتماعی، دارایی و بانک ملی و غیره که پیش ازتاریخ توقف صورت پذیرفته بود، فروش و مزایده ملک موصوف امری محتمل و خارج از اراده شرکت و مدیر تصفیه بود، لیکن انجام معامله با خ.
ر. د. موجب رفع توقیفات ملک و فروش ملک با شرایط مساعدت تر و قیمت بالاتری گردید و از این جهت وجود اکراه و اجبار که سبب بطلان یا عدم نفوذ معامله گردد، منتفی است ضمن آنکه عدم انجام ارزیابی وکارشناسی سبب بطلان معامله نمیباشد. وکلای خواهان و خ. ر. ا. معامله را ناشی از اجبار دانسته که بابت آن وجهی دریافت نمودهاند و اجبار مورد ادعا در حدی نبوده که موجب سلب اختیار و قصد و رضا گردد و ب. ت. ب. این که شرایط اساسی صحت معامله <a class="artref" href="/ماده/ماده-190-a_0815110235835">ماده 190 قانون مدنی</a> بوده که انجام معامله به منزله قصد و رضای طرفین خواهد بود و مستفاد از مواد 70 و 72 و 93 قانون ثبت و رای وحدت رویه 672 - 1/10/83 هیات عمومی دیوان عالی کشور اصل براعتبار اسناد رسمی بوده مگر اینکه خلافش باثبات برسد و ماده 423 قانون تجارت معامله ای را باطل دانسته که به قصد فرار از دین و به ضرر دیان باشد و قصد افراد از اراده ظاهری آنها مشخص میشود وکشف اراده نهانی و مضرر بودن مستلزم اثبات از سوی خواهان م.
ب. و با تنظیم مبایعه نامه قصد متعاملین بر تنظیم سند و انجام بیع را به اثبات میرساند وخلاف آن مستلزم ارائه دلیل بوده که چنین دلیلی ارائه نشد و ب. ت. ب. اینکه قصد واراده امری درونی بوده وراه رسیدن به قصد همان اراده ظاهری است که تنظیم مبایعه نامه مورد ادعا م. ب. که اصالت و مقبولیت آن که صحیحا تنظیم گردیده محرز و مسلم است و صرف صدور حکم ورشکستگی موجب ابطال معامله ای که به طور واقعی و به موجب سند رسمی تنظیم گردیده نمیباشد و همچنین بر طبق مواد 413 و 423 قانون تجارت تنها معامله ای مبنای حکم قرار میگیرد که الف: برای احراز افلاس و ورشکستگی تاجر شرایط چهارگانه آتی لازم التحقیق است:
1 - دین شخص شرعا ثابت شده باشد.
2 - دارایی شخص قادر به تادیه دیون او نباشد.
3 - دین شخص حال باشد
4 - عرفا بستانکاران همگی یا عده ای ازآنان مطالبات خود را درخواست نمایند و درخواست صدور حکم حجر شخص تاجر را بنمایند.
ب: حکم حجر ازطرف حاکم شرع صادر شده باشد.
ج: حکم ورشکستگی که توسط حاکم شرع صادر و انشاء میگردد قابل عطف به ماسبق نیست.
د: طبق مقررات ماده 413 قانون تجارت تاجر باید ظرف سه روز از تاریخ توقف خ. ر. ب. دفتر محکمه بدایت محل اظهار نماید.
س: دادگاه صادرکننده دادنامه در رای خود حکم ورشکستگی را حکم قطعی تلقی کرده باشد.
ص: مدیرتصفیه برای توجیه ادعای ورشکسته بودن شرکت ک. وی را تحت فشار دادن غیرقانونی تامین اجتماعی و دادگاه انقلاب و اداره کار اعلام کرده که معلوم نیست که به علت حدوث نارسایی در پرداخت ها ورشکست شده یا محجور ممنوع المتصرف بوده است و در مانحن فیه خواهان در سالهای 79 و 80 افزایش سرمایه داشته و مبلغ ششصد میلیون تومان وام دریافت نموده است. مضافا مدت دو سال استمهال جهت پرداخت داده شد وکارگران نیز به جای دریافت طلب خود قصد تبدیل طلب به سهام را داشتند وکارشناس نیز بعد از اعتراض ثالث پی به اشتباه نظریه خود برده است.
قطع نظر از این که در زمان صدور حکم ورشکستگی و تعیین تاریخ توقف مقررات قانون تجارت رعایت نگردیده ولی با توجه قطعیت آن برای این محکمه لازم الاتباع بوده، اما معامله متنازعٌ فیه ارتباطی به فعالیت تجاری نداشته و در زمان انحلال شرکت برای تادیه دیون بستانکاران اجبارا می بایستی آن را بفروشد تا طلب بستانکاران پرداخت شود و ملک مزبور توسط بانک ملی بابت دیون خویش ازطریق اجرای احکام دادگستری شهرری به مزایده گذاشته و توسط کارشناس ارزیابی شده و بانک ملی به عنوان طلبکار ممتاز حتی درقبال سه میلیارد تومان حاضر به برداشت ملک درقبال طلب خود نشده است وخواهان در همان ایام با یک میلیارد بیشتر آن را خریداری نموده است و ادعای خرید با بهای بخس و بدون کارشناسی فاقد وجاهت قانونی م.
ب. و ب. ت. ب. اینکه درکلیه اختیارات و حقوق مالی شرکت منحله یا ورشکسته که استفاده از آن موثر درتادیه دیون او باشد، مدیر تصفیه قائم مقام قانونی تاجر بوده وحق دارد به جای او از اختیارات و حقوق مزبور استفاده کند. بنابراین هرگونه معامله که مدیرتصفیه پس از صدور حکم انحلال یا ورشکستگی بنماید صحیح است. بدین ترتیب معامله قانونا واقع شده است. با تحقق بیع به موجب بند 1 ماده <a class="artref" href="/ماده/ماده-362-a_0815110236009">ماده 362 قانون مدنی</a> مشتری مالک مبیع و بایع مالک ثمن میگردد.
و مادامی که مستند مزبور قانونا ًفسخ و یا اقاله و یا ابطال نگردیده مندرجات مستند موصوف بنا به اصل صحت عقود و معاملات و لزوم اجرای تعهدات وبه تبعیت از اصل حاکمیت اراده به دلالت مواد 10 و 190 و 191 و 219 و 220 و 223 و 338 و 339 و 344 و 457 و 466 و 494 و 1275 و 1287 و 1290 و 1291 و 1297 و 1300 قانون مدنی و مواد 3 و 4 و 5 و 14 قانون تجارت و مواد 118 و 125 و 129 و 131 و 135 و 142 و 148 و 232 و 258 و 267 و 270 لایحه اصلاح قسمتی ازقانون تجارت و مواد 22 و 46 47 و 48 و 70 و 71 و 72 و 93 قانون ثبت بین آنان و قائم مقام قانونی مشارٌالیه نافذ و لازم الاتباع م.
ب.. ثانیا: معامله متنازعٌ فیه مشمول بندهای سه گانه ماده 423 قانون تجارت نمیباشد. چرا که بندهای 1 و 2 ماده موصوف مربوط به معاملات بلاعوض و تادیه قروض اعم از حال یا موجل میباشند، درحالی که مبایعه نامه مورخ 3/12/82 ازجمله معاملات بلاعوض یا تادیه قرض نمیباشد. ومعامله مزبور منصرف ازموضوع است ومسلما ازشمول بند 1 و 2 این ماده خارج بوده است. ازطرفی دیگر بند 3 ماده 423 قانون تجارت معاملاتی را شامل میشود که مالی ازاموال تاجر رامقید نماید و منظور قانونگذار ازعبارت «مقید نماید»; انجام معاملاتی غیر ازانتقال مالکیت است ازقبیل رهن ویا بیع شرط واجاره، چرا که انتقال مالکیت سبب تقیید مال نمی گردد، بلکه مالکیت فروشنده را به خریدار انتقال می دهد.
فلذا مالکیتی باقی نمی ماند تا باعث مقید شدن مال گردد. ثالثا: ازمفهوم مخالف ماده 423 و بندهای سه گانه آن برمی آید که قانونگذار سایر معاملات تاجر ورشکسته را صحیح تلقی نموده است. به این دلیل که تا پیش از صدور حکم ورشکستگی اشخاص ثالث از توقف شرکت ورشکسته ناآگاهند، و براین اساس قانونگذار معاملاتی را که فی مابین تاجر ورشکسته و اشخاص ثالث انجام میشود و درآن معاملات، قصد طرفین تضرر بستانکاران شرکت و یا تدلیس نمیباشد را حمل برصحت نموده است، کما این که درمبایعه نامه متنازعٌ فیه کل مبلغ معامله همزمان باتنظیم سند پرداخت گردیده و بستانکاران به ترتیب اولویت و ممتاز تا آن تاریخ ( 15/1/83 ) مطالبات خود را دریافت داشته و رضایت خود را اعلام نمودند.
همچنان که در مبلغ معامله نیز چانه زنی شده و افزایش یافته است. بنابراین به استناد اصل کلی صحت معاملات، معامله حاضر حمل بر صحت تلقی میشود. رابعا: معامله متنازعٌ فیه مشمول ماده 557 قانون تجارت نمیباشد. بدین دلیل که ماده 557 درفصل سوم راجع به جنحه و جنایاتی که اشخاص غیراز تاجر ورشکسته در امر ورشکستگی مرتکب میشوند قرارگرفته و دررابطه با کلیه قراردادهایی است که اشخاص غیراز تاجرورشکسته در امر ورشکستگی منعقد مینمایند که با ارتکاب جرم همراه است و در واقع تبانی جهت محروم ساختن بستانکاران از دستیابی اموال تاجر ورشکسته م.
ب. و شامل کلیه قراردادها و معاملات تاجر ورشکسته نمیباشد. بلکه صرفا مواد 551 تا 556 قانون تجارت را دربر میگیرد. موید این نظر آنکه مدیر یا مدیران تصفیه شرکت ورشکسته پس ازاعلام تاریخ توقف تازمان ختم تصفیه، معاملات و قراردادهای بسیاری منعقد مینمایند لیکن چنانچه حکم ماده 557 را مشمول کلیه قرارداهای تاجرورشکسته بدانیم، نتیجتا کلیه معاملات و قراردادهای منعقده ازسوی مدیرتصفیه شرکت ورشکسته نیز باطل خواهد بود. در حالی که اساسا منظور قانونگذار بطلان کلیه قراردادهای تاجرورشکسته پس ازتاریخ توقف نمیباشد، کما این که تاجر ورشکسته مجاز به انعقاد قرارداد ارفاقی دانسته شده که ازجمله قراردادهای پس ازتاریخ توقف است همان گونه که پس ازانعقاد قرارداد ارفاقی نیز تاجر ورشکسته میتواند هر نوع معامله ای را انجام دهد هر چند ورشکسته و متوقف محسوب است.
لذا آنچه که مسلم است قانونگذار عمل لغو و بیهوده انجام نمی دهد و در متن یک قانون مواد مختلف ناسخ و منسوخ را نمی گنجاند. بنابراین از آنجا که قانونگذار حکم معاملات بعداز توقف تاجر ورشکسته را در ماده 423 قانون تجارت بیان داشته و فقط برخی ازمعاملات را باطل تلقی نموده، دور از منطق حقوقی است که چند ماده بعداز آن (ماده 557 ) ماده قبل ( 423 ) را نسخ کرده و کلیه معاملات تاجرورشکسته را باطل اعلام نماید. ازسویی دیگر معاملات موضوع ماده 557 مذکور راجع به جنحه و جنایاتی است که اشخاص غیر از تاجر در امر ورشکستگی مرتکب میشوند که از جمله آنها معاملات انجام شده برروی اموال ورشکسته در موارد و اغراض پیش بینی شده درمواد 551 تا 556 قانون تجارت م.
ب.. ضمن آنکه ماده 557 قانون تجارت ب. ت. ب. اینکه درصدر ماده «انعقاد قرارداد»; رابه تاجر ورشکسته منتسب نکرده بلکه آن را به فعل مجهول بیان کرده است و ازاین جهت قاعده عامی رابیان داشته که با قاعده خاص موضوع ماده 423 قانون مذکور که فقط راجع به معاملات تاجر است تخصیص می خورد و با لحاظ قسمت اخیر ماده 557 مذکور که حکم به استرداد اموال به اشخاص ذی حق داده است، درحالی که درنظام ورشکستگی، ورشکسته موظف به استرداد اموال نیست بلکه اشخاص ذی حق باید وارد غرما شوند و از طرفی اگر تمام معاملات تاجر و رشکسته باطل بود.
اداره کل تصفیه می بایستی تقاضای ابطال همه آنها را از محکمه بنماید، در حالی که صرفا ابطال همین معامله را درخواست نموده است. مع هذا معامله متنازعٌ فیه ازشمول ماده 557 مذکور خارج است. زیرا ممنوعیت تاجر ورشکسته از دخالت در امورمالی امری استثنایی و منحصر به موارد مذکور در قانون تجارت است وفلسفه آن نیز جلوگیری از ورود ضرر به دیان است و چنان چه مقنن نظر به بطلان کلیه معاملات معموله ازسوی تاجر ورشکسته پس از تاریخ توقف داشته دیگر نیازی به ذکر مصادیق معاملات و اعمال حقوقی باطل در ماده 423 قانون تجارت و در مقام بیان این امر دراین ماده نبوده است و حقیقت این است که ماده 423 در مقام بیان اعلام داشته کدام یک از معاملات باطل است که در همه آنها ملاک، ضرر دیان بوده است واین نظر همسو بااصل احترام به تئوری اصالت ظاهر اسناد و جلوگیری از تزلزل اسناد رسمی است.
خامسا: رای وحدت رویه شماره 561 هیات عمومی دیوانعالی کشور مورخ 1370/03/28 که مقرر می دارد... در هرمورد که بعد از تاریخ توقف، حکمی مستقیما علیه تاجر متوقف در مورد بدهی او به بعضی از بستانکاران وی صادر واجراء شود. کلیه عملیات اجرایی و نقل و انتقالات مربوطه که متضمن ضرر سایر طلبکاران تاجر ورشکسته میباشد، مشمول ماده 423 قانون تجارت بوده و باطل وبی اعتبار است در خصوص انتقالات اجرایی م. ب. و شامل معاملات دیگر نمیباشد، بدین جهت که ازبستانکاران میتوانند با آگاهی از ورشکستگی شرکت ازطریق اخذ رای و اجرای آن به ضرر سایر بستانکاران اموال تاجر ورشکسته را توقیف و با انتقال اجرایی مطالبات خود را وصول نمایند و ازاین جهت معامله متنازعٌ فیه از شمول رای مذکور خارج است.
سادسا: بر اساس محتویات پرونده و اظهارات خ. ر. ا. پیش از تاریخ تقدیم دادخواست حاضر و حتی پس از آن، اداره خواهان اقداماتی را درجهت سازش فی مابین خ. ر. ا. و خ. ر. د. به عمل آورده و حتی دریک مورد پیشنهاد افزایش مبلغ معامله معادل دو برابر قیمت مندرج درمبایعه نامه مورخ 3/12 / 1382 مطرح گردیده که بنا به اظهار خ. ر. ا. و اداره خواهان، مورد موافقت خ. ر. د. واقع نشده است، فلذا به نظر میرسد اداره خواهان و همچنین خ. ر. د. نیز اعتقادی به بطلان معامله متنازع فیه نداشته و ندارند و برفرض بطلان معامله توافق بعدی طرفین معامله موثر درمقام نبوده و قطعا هرگونه سازشی، راجع به معامله صحیح قابلیت انجام و اجراء دارد و لاغیر.
سابعا: در عقدبیع موصوف معادل ارزش مال به قیمت روز، نقدا تادیه شده و مبلغ مزبور مطابق مواد 518 الی 522 قانون تجارت و ماده 58 قانون تصفیه و امور ورشکستگی به دیان ممتاز ودارای وثیقه درزمان معامله پرداخت گردیده و ضرری به بستانکاران وارد نشده، مع هذا چنانچه متعاقبا دیان دیگری ادعای طلبی داشته اند، در صورت اثبات طلب، این دسته از بستانکاران داخل در غرما شده و اگر اموالی باشد بین آن ها تقسیم میگردد و برفرض اینکه تقسیم به طور قاتونی صورت نپذیرفته باشد صرفا حق درخواست ابطال تصمیم تاجر ورشکسته راجع به نحوه تقسیم وجوه حاصل ازمعامله را دارند، نه ابطال معامله.
ثامنا: ماده 426 قانون تجارت معامله صوری یا مسبوق به تبانی را باطل میداند که درراستای نص <a class="artref" href="/ماده/ماده-218-a_0815110235863">ماده 218 قانون مدنی</a> است و از مفهوم این دو ماده برمی آید که سایر معاملات تاجر ورشکسته که معاملات واقعی میباشند معاملات نافذ و صحیح تلقی میشوند آن گونه که در مانحن فیه معامله واقعی بوده و نه تنها برای فرار از دین و یا تبانی نیست، بلکه در جهت ادای دین و ایفای تعهد انجام شده و از این جهت نیز در زمره معاملات صحیح قرار دارد. النهایه این که ماده 418 قانون مذکور تاجر ورشکسته را از تاریخ صدور حکم ورشکستگی از مداخله در اموال خود ممنوع نموده است که از مفهوم این ماده مستفاد میشود تاجر قبل ازصدور حکم ورشکستگی حق هرگونه مداخله در اموال خود را دارد بجز معاملات باطل مصرحه درآن قانون.
در تایید این نظر، اداره حقوقی دادگستری طبق نظریه مشورتی مورخ 1352/10/16 بر بطلان بعضی از معاملات تاجر ورشکسته تاکید نموده نه همه معاملات. بدین ترتیب ازاین نظریه نیز صحت معاملات معوض تاجر ورشکسته استنباط میگردد. تاسعا: مبایعه نامه متنازع فیه درزمان انحلال شرکت و پس ازتعیین مدیرتصفیه انجام شده است. به عبارتی درزمان معامله، شرکت منحله و درحال تصفیه اختیاری بوده است. آنچه مسلم است معاملات باطل تاجر ورشکسته مذکور درقانون تجارت، معاملاتی است که شرکت درحال فعالیت که متوقف از پرداخت دیون بوده انجام داده باشد.
لیکن از تاریخ اعلام انحلال وتعیین مدیرتصفیه، شرکت منحله محسوب گردیده وصرفا شخصیت حقوقی شرکت جهت انجام امر تصفیه تاختم تصفیه باقی میماند، از طرفی هدف از تعیین مدیرتصفیه چه درانحلال شرکت خواه در ورشکستگی شرکت، رسیدگی به حسابها و پرداخت مطالبات بستانکاران واحیانا پرداخت مازاد اموال احتمالی به سهامداران م. ب.. بنابراین از آنجا که معاملات مدیرتصفیه شرکت ورشکسته نافذ و صحیح میباشند، به نحو اولی معاملات مدیرتصفیه شرکت منحله نیز صحیح و معتبر تلقی میشوند، کما اینکه حتی اگر عمومیت ماده 557 قانون تجارت بر همه معاملات تاجر ورشکسته فرض نماییم و از هر زوایه ای که ماده مذکور را تفسیر و تعبیر نمائیم قراردادهای منعقده ازسوی مدیرتصفیه شرکت ورشکسته ازمنظر قانون تجارت صحیح تلقی شده اند.
واز طرفی دلیلی مبنی بر تسری معاملات باطله به معاملات انجام شده ازسوی مدیرتصفیه شرکت منحله، وجود ندارد ومیبایست به اصول کلی معاملات رجوع نمود که برصحت معاملات تاکید دارند، لذا دادگاه به استناد اصل صحت معاملات و مواد 10 و 219 و 220 و 223 و 225 قانون مدنی و براساس مفهوم مخالف ماده 423 قانون تجارت و مستندا به مواد 197 و 295 و 299 و 336 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر واعلام مینماید. رای حضوری وظرف بیست روز ازتاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی درمحاکم محترم تجدیدنظر استان تهران م. ب..
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران - نیک بخش
رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی
1 - آقای غ.ر.
2 - الف. با وکالت آقای ق.ک. نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 29/6/91 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی تهران که متضمن عدم اجابت دعوی اداره کل و تصفیه و امور ورشکستگی تهران به خواسته ابطال مبایعه نامه عادی مورخ 3/12/82 بین شرکت تولیدی ک. (سهامی عام) در حال تصفیه توسط مدیر تصفیه آقای غ.ر. به عنوان فروشنده و آقای ک.ق. به عنوان خریدار موضوع معامله تمامی شش دانگ ملک پلاک ثبتی --- فرعی از --- اصلی (تجمیع پلاکهای 4210 ، 3802 ، 15434 ، 8259 ، 9517 ، 9518 بخش --- تهران واقع در یافت آباد به مساحت 30/21703 مترمربع) و به تبع آن ابطال سند رسمی انتقال 97204 مورخ 15/1/83 دفترخانه 111 تهران به نام آقایان ک.ق.، ط.ق.، پ.ق.، پ.ق.و سند صلح سرقفلی شماره 97203 مورخ 15/1/83 دفترخانه 111 تهران م.
ب. وارد و رای مستحق نقض م. ب.. بر خلاف آنچه در استدلال دادگاه نخستین و وکیل تجدیدنظر خواندگان ردیف های دوم تا پنجم آقای ک.ق. و خانم ها ط.ق.، پ.و پ.شهرت ق. به نام آقای م.ن. آمده با وجود نص قانونی ماده 423 قانون تجارت و همچنین رای وحدت رویه شماره 561 مورخ 28/3/70 هیات عمومی دیوان عالی کشور هیچ توجیهی مبنی بر اعتبار بخشیدن به قرارداد منعقده توسط تاجر پس از توقف پذیرفته نیست. تمامی استدلال دادگاه نخستین در دادنامه معترضٌ عنه مبین این مطلب بوده که مبایعه نامه 3/12/82 منصرف از عمل تجاری است و مقررات ورشکستگی شامل آن نیست در حالی که به این نکته توجه نگردیده که کارخانه ک.
در زمره اموال و دارایی شرکت بوده و اگر مقررات قانون تجارت تسری به این عمل نداشته چه لزومی به فروش ملک موصوف جهت تادیه دیون شرکت به طلبکاران م. ب. و از طرفی فعالیت تجدیدنظرخواندگان ردیف های دوم تا پنجم در زمینه نشر علم چه تاثیری در انجام معامله باطل دارد. اصل صحت و لزوم قراردادها در جایی جاری و ساری است که مغایر با قانون نباشد وقتی به صراحت قانون معاملات تاجر بعد از توقف باطل اعلام گردیده، مسلما از مشروعیت قانونی برخوردار نبوده است.
اگر تعیین تاریخ توقف تاجر تاثیری در معاملات وی نداشته باشد چه لزومی به تصویب آن از سوی قانونگذار بوده آنچه بدیهی است به موجب رای قطعی تاریخ توقف 6/6/80 اعلام شده و هر معامله ای توسط تاجر پس از آن محکوم به بطلان است و با عنایت به اینکه به لحاظ عدم اهلیت فروشنده ارکان صحی معامله متزلزل و بیع فاسد بوده؛ لذا اثری در تملک خریدار نداشته مضافا بر این که در بند 3 از شق 5 قرارداد طرفین معامله آگاه به وضعیت شرکت بوده اند علی ای حال ب.
ت. ب. مغایرت رای با قانون دادنامه تجدیدنظرخواسته به استناد مواد 358 و 519 و 198 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و آنگاه با اعلام بطلان مبایعه نامه عادی 3/12/82 حکم به ابطال اسناد رسمی فوق الاشعار به شماره های 97204 مورخ 15/1/83 و 97203 مورخ 15/1/83 دفترخانه 117 تهران مضافا محکومیت خواندگان بدوی به پرداخت هزینه های دادرسی د. ح. خ. صادر و اعلام مینماید. این رای قطعی است.
رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 4
موارد مرتبط 95
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
وضعیت معاملات تاجر پس از تاریخ توقف
ماده 40 از قانون اداره تصفیه امور ورشکستگی و نیز بی توجهی در خصوص عدم تکافوی
-
رأی
هماستناد
اعطای وکالت در اموال به صورت عام
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی به علت عدم اشتغال ذمه خوانده حکم به بیحقی
-
رأی
هماستناد
تایید حکم طلاق به دلیل عسر و حرج توسط دیوان عالی کشور و رد فرجامخواهی بر اساس مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تأخیر تأدیه از دیون متوفی
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بی حقی خواهان صادر می گردد رای صادر
-
رأی
هماستناد
ماهیت اجاره به شرط تملیک
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
استرداد ثمن پس از وقوع اقاله
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مهلت اقامه دعوا علیه متصدی حمل و نقل هوایی
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بیحقی خواهان صادر واعلام میدارد رای
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام قراردادی در فرض انجام تعهد با تأخیر
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی علیه برخی از محکومٌ له های مرحله بدوی
مواد 197 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تفسیر «شرط پرداخت وجه التزام در صورت فسخ قرارداد»
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بی حقی خواهان صادر می کند
-
رأی
هماستناد
نقش کتمان وجود نامزدی قبلی در تدلیس
مواد 197 و 198 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه بهای روز موضوع وکالت در فروش از وکیل
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
(1)- ضمانت اجرای حضور در دفتر اسناد رسمی بدون همراه داشتن بقیه ثمن (2)- تکلیف دادگاه در دعوای الزام به تنظیم سند رسمی
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بیحقی خواهان در این قسمت صادر واعلا
-
رأی
هماستناد
حدود اختیارات وکیل در انتقال ملک
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تأخیر تأدیه توسط بیمه گر در دعوای قائم مقامی
قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به مواد 197
-
رأی
هماستناد
تاثیر سکونت زوج در کشورهای غیراسلامی در دعوای تمکین
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تاثیر عدم ذکر مشترکات آپارتمان در قرارداد
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوی استرداد جهیزیه
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اعلام میزان حق الوکاله بر اساس تعرفه
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بربیحقی خواهان صادرمی گردد
-
رأی
هماستناد
توافق در پرداخت اقساط مهریه پس از تقسیط آن
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
آمره بودن ماده 6 قانون اصلاح قانون بیمه اجباری و مطالبه خسارت توسط شرکت بیمه به دلیل تقصیر عامل زیان
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می ش
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای شرط عدم انتقال مال به غیر در قرارداد مشارکت
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ملاک رعایت فوریت در دعوای فسخ نکاح
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می ن
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از حکم رد دعوی صدور دستور موقت
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
قابلیت تغییر نام کوچک
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اعتبار امر مختومه در دعوای ابطال مستندات موضوع حکم قطعی
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به رد دعوی وی صادر و اعلام می نماید
-
رأی
هماستناد
درخواست تخلیه به دلیل تغییر شغل
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می ن
-
رأی
هماستناد
اثر عدم تمکین زوجه بر تجویز ازدواج مجدد زوج
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب
-
رأی
هماستناد
ابطال قرارداد و مطالبه خسارت به دلیل عدم اعتبار شرط فسخ و رد تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه چک تضمینی قبل از اثبات تخلف طرف قرارداد
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی رای به بطلان دعوی خواهان اصلی صادر و اعلام
-
رأی
هماستناد
اعتراض ثالث مستاجر نسبت به حکم تحویل مبیعتاثیر شرط همزمانی تحویل مبیع و تتمه ثمن بر دعوای الزام به تحویل مبیع
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به رد ان صادر و اعلام می گردد 0 رای صا
-
رأی
هماستناد
ذینفع در طرح دعوی شرکت ها علیه اشخاص ثالث
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان آن صادر و اعلام می گردد رای ص
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی در مهلت تجدیدنظر خواهی
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می ن
-
رأی
هماستناد
رای تکراری
ماده 197 از قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می ن
-
رأی
هماستناد
درخواست تخلیه به علت نیاز شخصی
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی و با این استدلال که نیاز شخصی تنها در مورد
-
رأی
هماستناد
امکان یا عدم امکان تهاتر در دو دعوای خسارت ناشی از تاخیر در تسلیم ملک و تاخیر در تنظیم سندتهاتر در پرداخت وجه التزام
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بی حقی خواهان ها را صادر و اعلام می
-
رأی
هماستناد
دعوای اعسار از پرداخت دیه
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوی انتقال سند خودرو در فرض اختلاف در اصل معامله
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به رد صادر می نماید
-
رأی
هماستناد
نحوه احراز حجر
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بطلان و رد دعوی خواهان را صادر و اع
-
رأی
هماستناد
مطالبه نفقه فرزد کبیر توسط مادر
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی
نظریات مشورتی 2
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/1771 مورخ 1401/03/30
ماده 40 قانون اداره تصفیه امور ورشکستگی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/2242 مورخ 1396/09/21
ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی نیز تایید شده است
مواد مرتبط 13
-
اعمال
از این صفحه
ماده 40 — قانون اداره تصفیه امور ورشکستگی
ماده 40 از قانون اداره تصفیه امور ورشکستگی و نیز بی توجهی در خصوص عدم تکافوی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 10 — قانون مدنی
مواد10 و190 و191 و219 و220 و223 و338 و339 و344 و457 و466 و494 و1275 و1287 و1290 و1291 و1297 و1300 قانون مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 3 — قانون مدنی
قانون مدنی و مواد 3
-
اعمال
از این صفحه
ماده 416 — قانون تجارت
مواد 416 و417 و418 و423 و424 و557 قانون تجارت و رای وحدت رویه شماره 561-28/3/1370 هیات عمومی دیوان
-
اعمال
از این صفحه
ماده 423 — قانون تجارت
ماده 423 قانون تجارت که صرفا معاملات صوری و به ضرر دیان را شامل می گردد
-
اعمال
از این صفحه
ماده 190 — قانون مدنی
ماده 190 قانون مدنی بوده که انجام معامله به منزله قصد و رضای طرفین خواهد ب
-
اعمال
از این صفحه
ماده 557 — قانون تجارت
ماده 557 قانون تجارت نمی باشد
-
اعمال
از این صفحه
ماده 426 — قانون تجارت
ماده 426 قانون تجارت معامله صوری یا مسبوق به تبانی را باطل میداند که درراس
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 197 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
مواد 197 و295 و299 و336 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر واعلام می نم
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 358 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
مواد 358 و 519 و 198 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و آنگاه با اعلام بطلان مبایعه نامه عاد
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 58 — قانون تجارت
قانون تجارت و ماده 58
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 362 — قانون مدنی
به موجب بند 1ماده ماده 362 قانون مدنی مشتری مالک مبیع و بایع مالک ثمن می گردد
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 423 — قانون مدنی
به استناد اصل صحت معاملات و مواد10 و219 و220 و223 و225 قانون مدنی و براساس مفهوم مخالف ماده 423
دکترین 40
-
مقاله
هماستناد
موضوع دعوا و درخواست طرفین — تبصره - قوه قضائیه موظف است حداکثر
ماده 3 ق.م
-
مقاله
هماستناد
موضوع دعوا و درخواست طرفین — مشاور زن مخالف باشد
ماده 3 ق.م
-
مقاله
هماستناد
عطف بماسبق شناسی
ماده 3 ق.م
-
مقاله
هماستناد
عطف بماسبق شناسی — ماده ۳ ق
ماده 3 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تجدید و تمدید مهلت قانونی و موعد قضایی — عامل دیگری که موجب تمدید مهلت می
مواد 10 و 14 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تجدید و تمدید مهلت قانونی و موعد قضایی — با آمیزش مواد ۱۰ و ۱۴ ق
مواد 10 و 14 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تجدید و تمدید مهلت قانونی و موعد قضایی — با آمیزش مواد ۱۰ و ۱۴ ق
مواد 10 و 14 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تصرف مجاز و عدم بهره برداری شخصی — گزارش حساب عواید و منافع حافظ افزون
مواد 10، 219 و 617 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تصرف مجاز و عدم بهره برداری شخصی — چنانچه داد باخته و داد برده با
مواد 10، 219 و 617 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تصرف مجاز و عدم بهره برداری شخصی — چنانچه داد باخته و داد برده با
مواد 10، 219 و 617 ق.م
-
مقاله
هماستناد
گسست حکم ماده ۹۶ ق
مواد 10، 219 و 220 ق.م
-
مقاله
هماستناد
در پیوند با حکم ماده ۹۶ ق
مواد 10، 219 و 220 ق.م
-
مقاله
هماستناد
در پیوند با حکم ماده ۹۶ ق
مواد 10، 219 و 220 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت داد باخته در برقراری حق اجرا — برابر ماده ۱۶۰ ق
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت داد باخته در برقراری حق اجرا — اجرای حکم بدهند نصف حق اجراء دریافت
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت داد باخته در برقراری حق اجرا — اجرای حکم بدهند نصف حق اجراء دریافت
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای احکام مدی، جند چهارم — دارد داد برده تلاش دارد برابر آخرین
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای احکام مدی، جند چهارم — ماده ۱۰ ق
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای قواعد مستثنیات دین
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای قواعد مستثنیات دین — به هنگام اجرای حکم توافق دو سوی
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
واگذاری صلاحیت تشخیص — با در نظر گرفتن جنبه های امری
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
واگذاری صلاحیت تشخیص — حالت دوم در هنگام اجرای حکم است
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اعتراض شخص ثالث به بازداشت مال — برخی بستانکاران مانند بانک ها در قراردادهای
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اعتراض شخص ثالث به بازداشت مال — برخی بستانکاران مانند بانک ها در قراردادهای
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبایعه نامه ها و قولنامه ها — در بین اسناد عادی مدرکیه معترض ثالث
مواد 10، 219، 220 و 362 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبایعه نامه ها و قولنامه ها — سند عادی دیگر در دعوای اعتراض ثالث
مواد 10، 219، 220 و 362 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبایعه نامه ها و قولنامه ها — سند عادی دیگر در دعوای اعتراض ثالث
مواد 10، 219، 220 و 362 ق.م
-
مقاله
هماستناد
۲ ماهیت حقوقی مزایده — ب
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
۲ ماهیت حقوقی مزایده — میتوان به تفکیک پیشنهاد نخست به شرکت
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تکلیف شفیع به پرداخت بالاترین وجه پیشنهادی برای خرید — جریان حق شفعه نسبت به ممر مجری
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تکلیف شفیع به پرداخت بالاترین وجه پیشنهادی برای خرید — شراکتی نداشته باشد اما در ممر و
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تکلیف شفیع به پرداخت بالاترین وجه پیشنهادی برای خرید — شراکتی نداشته باشد اما در ممر و
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تکلیف شفیع به پرداخت بالاترین وجه پیشنهادی برای خرید — مستفاد از ماده ۸۱۰ ق
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تکلیف شفیع به پرداخت بالاترین وجه پیشنهادی برای خرید — برخورد حق شفعه با فرصت داد باخته
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تکلیف شفیع به پرداخت بالاترین وجه پیشنهادی برای خرید — برخورد حق شفعه با فرصت داد باخته
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ائل وای فایر سی قرار داده — آیا ثبت کلیه قراردادها ضروری است؟ سؤال
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ائل وای فایر سی قرار داده — اولاً
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری سیرجان تیر ۸۰
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری سیرجان تیر ۸۰ — تصریح شده عقود و قراردادهای فی مابین
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
آیا بیمه عقد معین است یا نامعین؟ سؤال - آیا بیمه قرارداد
مواد 10 و 975 و 1010 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
