Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید.

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

انحلال عقد بیع پس از آن‌که عقد بیع به‌ طور صحیح منعقد شد، برخی اسباب موجب انحلال و از بین رفتن عقد بیع می‌شوند. کاتوزیان، ناصر، اعمال حقوقی، ص۳۲۸. ▪ تفاسخ تفاسخ یا اقاله به این معناست که پس از ایجاد عقد بیع، فروشنده و خریدار می‌توانند با توافق و تراضی بیع را منحل نمایند. قانون مدنی، ماده۲۸۳. اقاله شکل خاصی ندارد و با هر لفظ یا عملی که بر اقاله دلالت نماید، حاصل می‌شود. بایع و فروشنده می‌توانند تمام یا بخشی از معامله را منحل نمایند، مانند این‌که مورد معامله صد تخته فرش باشد که طرفین می‌توانند بیع را نسبت به پنجاه تخته فرش و یا کل فرش‌ها اقاله نمایند. در صورت تلف مبیع یا ثمن نیز مانعی برای اقاله به وجود نمی‌آید، زیرا در عوض چیزی که تلف شده باید مثل آن در صورت مثلی بودن و قیمت آن درصورت قیمی بودن داده شود. (مال مثلی، مالی است که اموال شبیه و نظیر آن معمولاً زیاد و شایع باشد مانند حبوبات و مال قیمی مالی است که اموال شبیه به آن معمولاً زیاد و شایع نباشد مانند یک اتومبیل پیکان مدل سال ۱۳۶۷.قانون مدنی، ماده۹۵۰.) هم‌چنین در صورتی که یکی از طرفین پس از بیع در مالی که به او منتقل شده است، تصرفاتی نماید که موجب افزایش قیمت شود، این افزایش قیمت را هنگام اقاله مطالبه می‌نماید. قانون مدنی، ماده ۲۸۸. ▪فسخ از آن‌جا که بیع از عقود لازم است، تنها در موارد معینی قابل فسخ است. این موارد عبارت است از مواردی که به‌ موجب قانون، شخص اختیار فسخ معامله را دارد. (به این موارد خیارات گویند که در مواد ۳۹۶ تا ۴۵۷ق. م به آن‌ها اشاره شده است.) برابر ماده۳۹۶ق. م عبارتند از: خیار مجلس، خیار حیوان، خیار شرط، خیار تاخیر ثمن، خیار رؤیت و تخلف وصف، خیار غبن، خیار عیب، خیار تدلیس، خیار تبعض صفقه و خیار تخلف شرط. البته (همان‌طور که به آن اشاره گردید.) خیار مجلس، حیوان و تاخیر ثمن مخصوص بیع است. قانون مدنی، ماده۴۵۶. ▪انفساخ ممکن است عقد بیع بدون اراده بایع و خریدار منحل گردد، یعنی خود به خود از بین برود. که به این کار انفساخ می‌گویند. به‌ موجب ماده۳۸۷ق. م در صورتی که مبیع قبل از تسلیم به مشتری و بدون تقصیر بایع تلف شود، عقد بیع منفسخ می‌شود (یعنی خود به خود از بین می‌رود.) و ثمن باید به مشتری مسترد گردد. علاوه براین بایع و خریدار نیز می‌توانند شرط کنند که در صورت حصول شرایطی، عقد بیع، منفسخ گردد. مثلاً شرط نمایند که درصورت عدم پرداخت ثمن در موعد معین، عقد بیع خود به خود از بین برود. شرایط صحت عقد بیع را با لمس instant view ببینبد، Add a comment بختیار سید نظامی 1 اکراه اِكراه به معنای واداشتن كسی با تهدید و زور به كاری می باشد.بحث اكراه در بيشتر باب‌هاى فقهى اعم از عبادات، عقود، ایقاعات و احکام مطرح شده كه به محورهاى مهم آن اشاره مى‌كنيم. ▪ اکراه عبارت است از وادار کردن فرد بر کاری که اگر بیم از زیان مادّی، معنوی و یا جسمیِ ناشی از تهدید اکراه کننده نبود، آن را انجام نمی‌داد. ▪با توجه به تعریف، تحقّق اکراه منوط به چهار چیز است: ۱. تهدید اکراه کننده (مُکرِه) نسبت به مال، جان یا آبروی اکراه شونده (مُکرَه) یا بستگان او. ۲. باور مُکرَه به توانایی مُکرِه بر عملی ساختن تهدید خود. ۳. عارض شدن بیم بر مُکرَه از ناحیه مُکرِه. ۴.عدم سلب قصد فعل از مکرَه. ▪تفاوت اکراه و اجبار در اكراه، مكره هر چند از عمل مورد اكراه ناخشنود است، ليكن آن را با اراده و قصد انجام مى‌دهد؛ بدين معنا كه براى دفع ضرر، دست به عمل اكراهى مى‌زند؛ هر چند اختیار به مفهوم خشنودى از عمل، از وى سلب شده است، در حالى كه در اجبار، اراده و قصد نيز از فرد مجبور سلب مى‌گردد، مانند ريختن شراب در حلق كسى يا فرو بردن سر روزه‌دار در آب با قهر و غلبه. افزون بر اين، تحقّق اكراه منوط به تهديد و حصول خوف است، بر خلاف اجبار. پی نوشت زمانی که شخصی مورد اکراه قرار گیرد، قصد انجام معامله را دارد اما رضای او سالم نیست و آزادی و استقلال اراده‌اش را از دست می‌دهد و لذا عقدی را که منعقد می‌کند نافذ نیست. کاتوزیان، ناصر، اعمال حقوقی، ص۹۸. (اکراه موجب عدم نفوذ معامله است اگرچه از طرف شخص خارجی غیر از متعاملین واقع شود قانون مدنی، ماده۲۰۳) مثل این‌که شخصی با اکراه ماشینش را بفروشد. در این‌جا چون شخص به‌دلیل اکراه حاضر به فروش ماشین شده و رضایت ندارد، عقد بیع نافذ نیست. نفوذ در لغت به معنی اثر داشتن و عدم نفوذ به مفهوم بی اثری است و در اصطلاح، عدم نفوذ، حالتی است مانند بطلان، که ‌عقد اثر حقوقی ندارد و بی‌اعتبار است؛ منتها چون ارکان اساسی عقد وجود دارد و نقصی را که سبب بی‌اعتباری آن شده است می‌توان جبران کرد، این عنوان با «بطلان» تفاوت پیدا می‌کند. برای مثال، فرد ناتوانی در اثر ترس از اجرای تهدید نامشروع زورمندی، اختیار خود را از دست می‌دهد و به معامله‌ای می‌پردازد که راضی به انجام آن نیست. چنین معامله‌ای را قانون بی‌اثر می‌داند ولی از آنجا که مکره می‌تواند با دادن «رضا» معاملۀ ناقص را اجازه دهد، بایستی آن را غیر نافذ خواند نه باطل. بدین ترتیب «عدم نفوذ» بمعنی عام کلمه بر هر عقدی که دارای اثر حقوقی نباشد گفته می‌شود ولی بمعنای خاص عدم نفوذ ویژه عقدی است ناقص که قابلیت تکامل را دارد و با ضمیمه شدن رضای بعدی حیات حقوقی می‌یابد. امامی، حسن، حقوق مدنی، ص۱۷۷، تهران، انتشارات کتابفروشی اسلامی، سال ۱۳۴۰، چاپ سوم. علت عدم نفوذ عقد غیر نافذ، عموماً این است که عقد فاقد رضای معتبر شخصی است که رضای او در عقد، لازم شمرده شده است. به بیان دیگر معامله از سوی طرفین باید از روی اختیار باشد. Add a comment بختیار سید نظامی

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین