دکترین
صدور اسناد مالکیت املاک مشمول اصلاحات ارضی — صورتی که اشخاص نامبرده اصلاً نباشند یا
در این که دستور مقام قضایی برای ضبط وثیقه کفایت می کند و نیازی به صدور اجراییه نیست اختلاف نظری وجود ندارد. در بخشهای میانی و پایانی ماده ۴ قانون اجرای احکام مدنی مصوب ۱۳۵۶ آمده است .... در مواردی که حکم دادگاه جنبه اعلامی داشته و مستلزم انجام عملی از طرف م. ع. نیست از قبیل اعلام اصالت یا بطلان سند اجراییه صادر نمی شود. همچنین در مواردی که سازمانها و مؤسسات دولتی و وابسته به دولت طرف دعوی نبوده ولی اجرای حکم باید به وسیله آنها صورت گیرد صدور اجراییه لازم نیست و سازمان ها و مؤسسات مزبور مکلفند به دستور دادگاه حکم را اجراء کنند. اما بخش اخیر نظریه اداره حقوقی قوه قضاییه قابل انتقاد به نظر می رسد. زیرا درست است که متفاهم از ضبط وثیقه ابطال سند مالکیت وثیقه گذار نیست اما مقتضی فروش مورد وثیقة غیر منقول توسط مقام قضایی با تملک مورد وثیقه از طرف دولت ملازمه دارد. به عبارت دیگر تا زمانی که دولت مالک مال نباشد، امکان فروش آن را نخواهد داشت مگر آن که گفته شود مرجع قضایی به قائم مقامی مالک وثیقه گذار مبادرت به فروش ملک او میکند که در این صورت دخالت دادگاه و صدور اجراییه وجوب پیدا می کند. پس این مهم جز با ابطال سند مالکیت وثیقه گذار و صدور سند مالکیت جدید به نام دولت میسر نمی شود و رویه مراجع قضایی نیز بر همین منوال است و ادارات ثبت نیز از آن تبعیت می کنند.
نکته پایانی در این مبحث را باید به شناخت مرجعی که نماینده دولت محسوب می شود و سند مالکیت وثیقه به نام مرجع مزبور به نمایندگی از طرف دولت صادر می گردد، اختصاص داد. در ماده ۱ قانون تأسیس سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی و اساسنامه آن - مصوب ۲۴ دی ماه ۱۳۷۰ - که ناظر به چنین مواردی است می خوانیم به منظور جمع آوری و نگهداری اداره و فروش کالاهای متروکه دولتی و ضبطی و قاچاق قطعیت یافته و کالاهای قاچاق بلا صاحب و صاحب متواری و همچنین اموال منقول و غیر منقول و حقوق مالی که بر اثر احکام و قرارهای قطعی مراجع ذیصلاح و یا تصمیمات مراجع صلاحیت دار اداری و صنفی به انحاء مختلف از قبیل ضبط مصادره استرداد تملیک جریمه و تعزیر مالی، صلح هبه و نیز سایر اموالی که در اجرای اصل چهل و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و سایر قوانین به تملک و یا تصرف دولت در آمده و یا در می آید که در این قانون سازمان نامیده می شود به صورت شرکت دولتی تشکیل و طبق این قانون و آیین نامه های آن و مقررات مربوط به شرکتهای دولتی اداره می شود.
ضمناً به تصریح ماده ۲ همان قانون کلیه اموال و حقوق مالی که به توقیف یا تحت سرپرستی و مدیریت دولت در آمده باشد و یا به هر نحو به تصرف دولت در می آید، در اختیار سازمان جمع آوری اموال تملیکی قرار داده میشود تا در جمع آوری و نگهداری و اداره اموال و یا حقوق مزبور اقدام نماید. پس در هر مورد که مراجع قضایی دستور ابطال سند مالکیت وثیقه گذار و همچنین صدور سند مالکیت به نام دولت را در اجرای موضوع ماده ۱۴۰ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری صادر نمایند ادارات ثبت نسبت به انجام دستور مقام قضایی اقدام و ضمن صدور بخشنامه بی اعتباری راجع به سند مالکیت وثیقه گذار سند مالکیت جدید به نام دولت جمهوری اسلامی ایران با قائم مقامی سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی صادر خواهند نمود.
مبحث هفدهم صدور سند مالکیت در گذشته بدون وارث به نام دولت <a class="artref" href="/ماده/ماده-866-a_0815110236513">ماده ۸۶۶ قانون مدنی</a> در مقرره ای مجمل اعلام داشته در صورت نبودن وارث امر ترکه متوفی راجع به حاکم است. اجمال مذکور طبق مواد ۳۲۷ تا ۲۳۶ قانون امور حسبی برطرف شده است و البته ماده ۳۵۱ قانون اخیر در خصوص ترکه بدون وارث اتباع بیگانه که در ایران دارای اموال هستند مقرر میدارد پس از انقضای مدت مذکور در ماده ۳۴۳ مدیر ترکه وقتی را برای رسیدگی به دعاوی و مطالبات معین کرده به ورثه یا وصی ی. ق. م. قانونی آنها و کنسول دولت متبوع متوفی اگر در محل باشد، اطلاع می دهد و در وقت مقرر شروع به رسیدگی نموده و پس از رسیدگی کلیه دیون و تعهداتی را که بر ذمه متوفی ثابت و محقق است با اجازه دادستان تأدیه می نماید و بقیه را در ۱ قانون اساسی اصل ۴۹ دولت موظف است ثروت های ناشی از ربا غصب رشوه، اختلاس سرقت قمار سوء استفاده از موقوفات سوء استفاده از مقاطعه کاری ها و معاملات دولتی فروش زمینهای موات و مباحات اصلی دائر کردن اماکن فساد و سایر موارد غیر مشروع را گرفته و به صاحب حق رد کند و در صورت معلوم نبودن او به بیت المال بدهد. این حکم باید با رسیدگی و تحقیق و ثبوت شرعی به وسیله دولت اجراء شود.
صورتی که اشخاص نامبرده اصلاً نباشند یا در ایران نباشند به کنسول یا سایر نمایندگان سیاسی دولت متبوع متوفی تسلیم می نماید. بنابراین قانونگذار تکلیف ترکه بر جای مانده در ایران از متوفی تبعه خارجی بدون وارث را مشخص کرده و آنچه محل گفتگو است، ترکه بدون وارث اتباع داخلی است. قدر مسلم این که بر مبنای مواد ۳۲۷ و ۳۲۸ قانون امور حسبی منظور از حاکم در <a class="artref" href="/ماده/ماده-866-a_0815110236513">ماده ۸۶۶ قانون مدنی</a> دادستان و دادگاه است. برخی از استادان حاکم را نه مالک و نه وارث، بلکه فقط مأمور اداره ترکه بدون وارث متوفی دانسته و نتیجه گرفته اند کسی که وارث ندارد، می تواند نسبت به تمام ترکه وصیت کند و نباید تصور شود که نفوذ دو ثلث وصیت منوط به اجازه حاکم است.
این نظریه موافقان و مخالفانی در فقه و حقوق دارد که پرداختن به آنها از این مبحث خارج است. اما به نظر نمی رسد بتوان دولت را در شمار ورثه آورد. زیرا <a class="artref" href="/ماده/ماده-866-a_0815110236513">ماده ۸۶۶ قانون مدنی</a> ناظر به اداره ترکه و نه تملک آن است. گواه این امر مفاد <a class="artref" href="/ماده/ماده-330-a_raw080610252201">ماده ۳۳۰ قانون امور حسبی</a> راجع به ترکه متوفی بلاوارث است که مقرر میدارد در صورتی که متوفی برای اجرای وصیت خود وصی معین کرده باشد اداره ترکه به وصی واگذار میشود. افزون بر این ها، ماده ۳۲۷ به بعد قانون امور حسبی ترتیب اجرای <a class="artref" href="/ماده/ماده-866-a_0815110236513">ماده ۸۶۶ قانون مدنی</a> را معین نموده است و هیچ یک از مواد مذکور در فصل هشتم قانون امور حسبی راجع به ترکه متوفای بلاوارث دلالت بر ورثه بودن دولت نمی کنند.
مقرره دیگری که حکایت از صرف مدیریت دولت نسبت به ترکه متوفای بدون وارث - و نه مالکیت دولت نسبت به این گونه اموال می نماید در ماده ۳ قانون تأسیس سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی و اساسنامه آن آمده است که می گوید اموالی مجهول المالک بلا صاحب به استثنای اموال قاچاق بلا صاحب و صاحب متواری ارث بلاوارث و اموالی که از باب تخمیس خروج از ذمه و اجرای اصل چهل و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و دیگر قوانین در اختیار ولی فقیه حاکم) است، با اذن کلی ایشان در اختیار سازمان قرار می گیرد تا به طور جداگانه حسب دستور معظم له در جهت نگهداری اداره و فروش آنها اقدام نماید. افزون بر اینها طبق اصل ۴۵ قانون اساسی ارث بدون وارث در زمره اموالی ا بروجردی عبده، محمد - کلیات حقوق اسلامی همان منبع، صفحة ۳۴۵.
امامی دکتر سید حسن - حقوق مدنی جلد سوم همان منبع صفحات ۹۹ تا ۱۰۱. کاتوریان دکتر ناصر - وصیت در حقوق مدنی ایران همان منبع صفحات ۲۶۵ و ۲۶۶. کاتوریان دکتر ناصر - دوره عقود معین جلد سوم همان منبع صفحات ۳۸۰ و ۳۸۱ جعفری لنگرودی دکتر محمد جعفر دوره حقوق مدنی وصیت، همان منبع صفحه ۲۱۳.
قانون امور حسبی ماده ۳۳۵ اگر از تاریخ تحریر ترکه تا ۱۰ سال وارث متوفی معلوم شود، ترکه به او داده میشود و پس از گذشتن مدت نامبرده باقیمانده ترکه به خزانه دولت تسلیم میشود و ادعای حقی نسبت به ترکه از کسی به هر عنوان که باشد پذیرفته نیست.
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2
موارد مرتبط 35
نظریات مشورتی 20
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1218 مورخ 1398/09/30
ماده 327 قانون امور حسبی مصوب 1319 مشمول عمومات ماده 3 قانون امور حسبی است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1402/168 مورخ 1131/10/12
ماده 327 قانون امور حسبی مصوب 1319
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1401/399 مورخ 1401/08/24
ماده 327 قانون امور حسبی مصوب 1319 مبنی بر تعیین مدیر ترکه برای اداره ترکه
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1403/162 مورخ 1403/08/26
مواد 327 و 336 قانون امور حسبی مصوب 1319 پیش از سپری شدن مهلت مقرر قانونی یادشده
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/1218 — 1398/09/30
ماده 327 قانون امور حسبی مصوب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1401/399 — 1401/08/24
ماده 327 قانون امور حسبی مصوب 1319 مبنی بر تعیین مدیر ترکه برای اداره ترکه
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1398/1218 مورخ 1398/09/30 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص مرجع صالح برای تعیین مدیر ترکه در فرضی که وارث متوفی معلوم نباشد. با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 327 قانون امور حسبی مصوب 1319 مشمول عمومات ماده 3 قانون امور حسبی است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/89/1217 مورخ 1389/03/01 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص تعیین دادگاه صلاحیت در رسیدگی به تابعیت افراد با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 327 و 328 قانون امور حسبی مصوب 1319 مادام که اموال در اختیار و تصرف دادستان
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/96/1460 مورخ 1396/06/28 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص اعتبار گواهی انحصار وراثت در مورد اراضی موضوع لایحه قانونی نحوه خرید و تملک اراضی و املاک برای اجرای برنامه ه
مواد 327 و335 قانون امور حسبی ناظر به موارد معلوم نبودن ورثه است و ارتباطی به ز
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1403/162 مورخ 1403/08/26 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 327 و 336 قانون امور حسبی مصوب 1319 پیش از سپری شدن مهلت مقرر قانونی یادشده
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1401/399 مورخ 1401/08/24 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص دعوای الزام به تنظیم سند رسمی با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 327 قانون امور حسبی مصوب 1319 مبنی بر تعیین مدیر ترکه برای اداره ترکه
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/1460 مورخ 1396/06/28
مواد 327 و 335 قانون امور حسبی به موارد عدم شناسایی ورثه مربوط می شود و ارتباطی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/679 مورخ 1400/10/28
ماده 327 قانون امور حسبی مصوب 1319 از دادگاه صالح درخواست تعیین مدیر ترکه
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1401/945 مورخ 1401/09/28
ماده 327 قانون امور حسبی مصوب 1319
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/89/1217 مورخ 1389/03/01
مواد 327 و 328 قانون امور حسبی مصوب 1319
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1400/679 — 1400/10/28
ماده 327 قانون امور حسبی مصوب 1319 از دادگاه صالح درخواست تعیین مدیر ترکه
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1401/945 — 1401/09/28
ماده 327 قانون امور حسبی مصوب 1319 از دادگاه صالح درخواست تعیین مدیر ترکه
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1402/168 مورخ 1131/10/12 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 327 قانون امور حسبی مصوب 1319 از دادگاه صالح درخواست تعیین مدیر ترکه
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1400/679 مورخ 1400/10/28 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص طرفیت دعوای خریدار مبنی بر الزام به تنظیم سند رسمی در فرضی که شخصی مال غیرمنقولی را خریداری و فروشنده متعاقب
ماده 327 قانون امور حسبی مصوب 1319 از دادگاه صالح درخواست تعیین مدیر ترکه
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1401/945 مورخ 1401/09/28 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص چگونگی طرح دعوای الزام به تنظیم سند رسمی در صورتی که خوانده شخص متوفی مجهولالوارث باشد با اصلاحات و الحاقات
ماده 327 قانون امور حسبی مصوب 1319 از دادگاه صالح درخواست تعیین مدیر ترکه
نشستهای قضایی 3
-
نشست قضایی
هماستناد
درخواست صدور گواهی انحصار وراثت متوفای بلاوارث از سوی طلبکار
ماده 327 قانون امور حسبی به این نحو مشخص گردیده که به درخواست دادستان یا ا
-
نشست قضایی
هماستناد
چگونگی پرداخت سهم الارث زوجه ای که تنها وارث زوج است
قانون امور حسبی و مواد 327
-
نشست قضایی
هماستناد
تقاضای تنفیذ وصیت نامه عادی از سوی شخص ثالث
ماده 327 قانون امور حسبی
مواد مرتبط 1
-
استناد
از این صفحه
ماده 327 — قانون امور حسبی
مواد 327 و 328 قانون امور حسبی منظور از حاکم در ماده 866 قانون مدنی دادستان و دا
دکترین 11
-
مقاله
هماستناد
ماده ۹۴۹ قانون مدنی نیز باقی مانده اموال متوفایی را که دارای
مواد 327 و 326 قانون امور حسبی منظور از حاکم در ماده 866 قانون مدنی
-
مقاله
هماستناد
مادتین ۳۲۷ و ۳۳۶ قانون امور حسبی اجمال ماده ۸۶۶ قانون مدنی
مواد 327 و 326 قانون امور حسبی منظور از حاکم در ماده 866 قانون مدنی
-
مقاله
هماستناد
مادتین ۳۲۷ و ۳۳۶ قانون امور حسبی اجمال ماده ۸۶۶ قانون مدنی
مواد 327 و 326 قانون امور حسبی منظور از حاکم در ماده 866 قانون مدنی
-
مقاله
هماستناد
صدور اسناد مالکیت املاک مشمول اصلاحات ارضی — مبحث هفدهم صدور سند مالکیت در گذشته
مواد 327 و 328 قانون امور حسبی منظور از حاکم در ماده 866 قانون مدنی دادستان و دا
-
مقاله
هماستناد
صدور اسناد مالکیت املاک مشمول اصلاحات ارضی — صورتی که اشخاص نامبرده اصلاً نباشند یا
مواد 327 و 328 قانون امور حسبی منظور از حاکم در ماده 866 قانون مدنی دادستان و دا
-
مقاله
هماستناد
لازم باید قائل به تفکیک شد — متوفای بلاوارث همان طور که گفته شد
ماده 327 قانون امور حسبی مصوب 1319 از دادگاه صالح درخواست تعیین مدیر ترکه
-
مقاله
هماستناد
لازم باید قائل به تفکیک شد — این مقرره زمانی که کلیه ورثه ترکه
ماده 327 قانون امور حسبی مصوب 1319 از دادگاه صالح درخواست تعیین مدیر ترکه
-
مقاله
هماستناد
لازم باید قائل به تفکیک شد — این مقرره زمانی که کلیه ورثه ترکه
ماده 327 قانون امور حسبی مصوب 1319 از دادگاه صالح درخواست تعیین مدیر ترکه
-
مقاله
هماستناد
(۳) الصاق اطلاعیه در محل وقوع ملک — بنابراین
مواد 327 و 328 و 329 قانون امور حسبی مقصود از حاکم مقام ذیصلاح قضایی است
-
مقاله
هماستناد
(۳) الصاق اطلاعیه در محل وقوع ملک — شمس دکتر احمد نظام حقوقی اراضی ملی
مواد 327 و 328 و 329 قانون امور حسبی مقصود از حاکم مقام ذیصلاح قضایی است
-
مقاله
هماستناد
(۳) الصاق اطلاعیه در محل وقوع ملک — شمس دکتر احمد نظام حقوقی اراضی ملی
مواد 327 و 328 و 329 قانون امور حسبی مقصود از حاکم مقام ذیصلاح قضایی است
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
