Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

همین اختلاف ممکن است درباره انتقال سرقفلی حکم تبصره ۲ از ماده ۱۹ قانون روابط موجر و مستأجر مصوب ۱۳۵۶) و انتقال سهام در شرکتهای با مسؤولیت محدود ماده ۱۰۳ ق.ت و انتقال سهام بانام در شرکتهای سهامی ماده ۴۰ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت مصوب ۲۴ اسفند ۱۳۴۷) مطرح شود و توجه حکم قانون به مرحله ثبوت یا اثبات موضوع گفتگو قرار گیرد. در نتیجه از راه تمیز وصف ماهوی یا تشریفاتی بودن حکم نیز نمیتوان معیار قاطعی برای تشخیص مرحله ثبوت یا اثبات به دست داد و همین امر گره تمیز آن دو مرحله را کورتر می کند. جایگاه دلایل در قواعد ماهوی مدنی): اثبات قانع ساختن مخاطب به وجود مطلوب و بر مبنای عواملی است که پایه های اعتقاد او را در این زمینه تشکیل می دهد چنان که در دعوا نیز اثبات حق بر مبنای مفاد و روح قوانین و اصول کلی انجام می پذیرد. در زبان عرفی ثابت کردن به معنی آشکار ۱ درباره این اختلاف رک ناصر کا توزیان عقود معین، ج ۱، ش ۴۳؛ ماهیت و آثار حقوقی قولنامه بخش توجیه و نقد رویه قضایی مجله کانون وکلا، دوره جدید ش ۱۴، قواعد عمومی قراردادها، ج ۱، ش ۱۴۵؛ گامی به سوی عدالت، ج ۲. ساختن حقیقت یا واقعیت است و دلیل ابزار و وسیله ای است که به این منظور به کار می رود خواه موضوع مورد اختلاف باشد و در دعوایی مطرح شود یا در کاوشهای علمی و مباحثه های سیاسی و اخلاقی ضرورت پیدا کند. ولی اثبات و دلیل قضایی این ویژگی را دارد که دادرس را به واقع هدایت میکند و وجدان او را در شناخت حقیقت قانع می سازد، خواه این قناعت نتیجه تجربه و منطق باشد یا مقررات قانونی این است که قوانین بیشتر به نقش دلیل در اثبات دعوا می پردازند. در ماده ۱۹۴ ق.آ.د.م آمده است: دلیل عبارت از امری است که اصحاب دعوا برای اثبات دعوا یا دفاع از دعوا به آن استناد می نمایند. این تعریف ماهیت دلیل و نقش اساسی آن را روشن نمی کند و از هدف آن که رسیدن و رهبری عقل به واقع است سخنی نمی گوید. ولی از آن آشکارا فهمیده می شود که بحث درباره دلایل به به آیین دادرسی مدنی ارتباط دارد؛ نقش آن در دعوا و اثبات حق معلوم می شود و دادرسان در مرحله اثبات از آن استفاده می کنند. این استنباط اگر به معنی ارتباط بحث دلیل به دعوا و آیین دادرسی و مرحله اثبات باشد معقول و پذیرفتنی است. ولی هرگاه از آن بوی انحصار به مشام رسد و پیوند دلیل را با احکام ماهوی انکار کند، قابل انتقاد است طلبکار ناگزیر است که به عنوان مقدمه اجبار بدهکار برای اثبات حق خود دلیل بیاورد. حق ثابت نشده در حکم هیچ است؛ در جهان اخلاق محترم است، لیکن در قلمرو حقوق فایده ای اندک دارد. به همین جهت گزاف نیست اگر گفته شود که دلیل به حق توان حرکت می بخشد و آن را مفید می سازد. وانگهی فایده دلیل منحصر به اثبات دعوا یا دفاع از آن نیست؛ در زندگی صلح آمیز نیز استفاده از آن معمول و شایع است برای بستن قرار دادی که به املاک مربوط می شود ابری و رو همان کتاب، ص ۶۵ در حقوق انگلیس و آمریکا دو واژه Evidence و Proof دارای معنای نزدیک به هم و معادل دلیل است. منتها، Evidence دلیلی است حقوقی که برای اثبات و دفاع از دعوا به کار می رود و Proof به معنی عام دلیل است بر واقع در این باره رک، لغت نامه یا فرهنگ حقوقی بلاک واژه Proof ص ۱۲۱۵ رک ناصر کاتوزیان اعتبار امر قضاوت شده، چاپ ۵، ش ۱۰ و ۱۱ و از جمله در ص ۱۸ می خوانیم اعتبار هر دلیل از آن جهت است که بتواند در راه وصول به حقایق خارجی مفید واقع شود و همین جنبه کاشفیت دلیل ایجاب میکند که خلاف آن را همیشه بتوان اثبات کرد. Idem est Donesse aut non Proban نقل از پلنیول و و ریپر، ج ۷، تعهدات، ۲) به وسیله

موارد مرتبط 39

آرای مرتبط 23

مواد مرتبط 1

دکترین 15

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین