دکترین
نکتهٔ فقهی: عدم مانعیت عدم حضور خوانده برای رسیدگی و اتخاذ تصمیم (رسیدگی غیابی در حقوق ایران (قواعد فقه))
علی رغم مراتب فوق و تاکید قانونگذار به حضور طرفین در امور دادرسی و تضمین این امر با تدوین قوانین متعدد، عدم حضور خ. د. ج. دادرسی اعم از این که با فرض اطلاع از دعوی صورت گرفته یا در پی عدم اطلاع از دعوی باشد مانع رسیدگی و اتخاذ تصمیم تلقی نشده است (ماده ۱۶۵ ق آ. د.
م).
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): عدم حضور خ. د. ج. دادرسی، اعم از اینکه با فرض اطلاع از دعوی صورت گرفته یا در پی عدم اطلاع از دعوی باشد، مانع رسیدگی و اتخاذ تصمیم تلقی نشده است.
شاخه: آیین دادرسی · ارتباط با قانون: ماده ۱۶۵ قانون آیین دادرسی مدنی
بخشهای دیگرِ همین مبحث 14
رسیدگی غیابی در حقوق ایران (قواعد فقه)
رسیدگی غیابی در حقوق ایران ، از مباحث قواعد فقه به معنای امکان صدور حکم توسط دادگاه علیه خوانده یا متهمی است که در جلسات دادرسی حضور نیافته و لایحه دفاعیه نیز ارسال نکرده است. در نظام حقوقی ایران ، این دادرسی هم در امور مدنی و هم در امور کیفری پیشبینی شده که با تغییر قوانین در دورههای قبل و بعد از انقلاب اسلامی ، ضوابط آن دستخوش تحولاتی گردیده است. در امور مدنی، اصل بر لزوم ابلاغ به خوانده است، هرچند قوانین خاصی در شرایطی، صدور حکم بدون ابلاغ واقعی و با اخذ تأمین برای جبران خسارت احتمالی را تجویز کردهاند که ماهیت آن را از قرار متمایز و در زمره احکام لازم الاجرا قرار میدهد.
در امور کیفری، علیرغم پذیرش رسیدگی غیابی، در جرایم دارای جنبه « حق اللهی »، حضور متهم الزامی بوده و صدور حکم غیابی در این موارد ممنوع است. محکوم علیه غایب در هر دو حوزه، حق قانونی «واخواهی» یا همان اعتراض به حکم را در مهلت مقرر داراست تا بتواند از خود دفاع کرده و نقض حکم احتمالی را مطالبه نماید. این ساز و کارها نشاندهنده تلاش قانونگذار برای ایجاد تعادل میان سرعت در فصل خصومت و تضمین دادرسی عادلانه و حفظ حقوق دفاعی اشخاص غایب است. نهایتاً، مقررات فعلی ایران با الهام از مبانی فقه اسلامی ، ضمن مشروعیت بخشی به صدور حکم غیابی، با پیشبینی ابزار اعتراض و اخذ تأمین، از تضییع حقوق افراد جلوگیری میکند.
رسیدگی غیابی در حقوق ایران (قواعد فقه): معرفی دادرسی غیابی
دادرسی غیابی در فقه اسلامی ، از مباحث قواعد فقه به معنای امکان صدور حکم توسط قاضی علیه شخصی که در جلسه رسیدگی حضور ندارد، م. ب.. روایات ظاهراً معارض، مانند: «لا یقضی علی غائب» ، ناظر به شرایط عادی رسیدگی بوده و مانع دادرسی غیابی در موارد لزوم، مانند: سفر یا امتناع از حضور، نیستند. حاصل جمع این روایات این است که حکم غیابی قطعی نبوده و حق اعتراض برای غایب محفوظ است، مشروط بر اینکه تامین کافی اخذ شود. در قوانین کشورها على رغم تأکید بر حضور طرفین در امر دادرسی ، رسیدگى غیابى نیز تجویز شده است. در این قسمت از بحث به منظور تبیین هر چه بیشتر موضوع، رسیدگى غیابى در حقوق ایران مورد بررسى قرار مىگیرد.
رسیدگی غیابی در حقوق ایران (قواعد فقه): در امور مدنى
با عنایت به این مطلب که بعد از تحقق انقلاب اسلامی و همزمان با تغییر بسیاری از قوانین موضوعه، در قانون آیین دادرسی مدنی نیز تغییراتی حاصل شد؛ لازم است که این مبحث در دو مرحله بررسی شود. ۲.
۱ - مرحله قبل از انقلاب
۱. ب. ت. ب. قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۱۸ و اصلاحیههای بعدی آن، شروع به رسیدگی دادگاه های دادگستری محتاج به تقدیم دادخواست است (ماده ۷۰ ق آ. د.
م).
۲. در دادخواست تقدیمی از سوی خواهان قید مشخصات خوانده از جمله نام، نام خانوادگی و اقامتگاه - شرط شده است (ماده ۷۲ ق آ. د.
م).
۳. د.
م).
۴. د.
م). در مواد بعدی این قانون در رابطه با نحوه و کیفیت ابلاغ اوراق دعوی به خوانده غایب یا مستنکف از دریافت اوراق دعوی راه حلهایی پیش بینی شده است.
۵. علی رغم مراتب فوق و تاکید قانونگذار به حضور طرفین در امور دادرسی و تضمین این امر با تدوین قوانین متعدد، عدم حضور خ. د. ج. دادرسی اعم از این که با فرض اطلاع از دعوی صورت گرفته یا در پی عدم اطلاع از دعوی باشد مانع رسیدگی و اتخاذ تصمیم تلقی نشده است (ماده ۱۶۵ ق آ. د.
م). دادگاه طبق مقررات مربوطه میتواند در این خصوص حکم غیابی صادر نماید. قانون اصلاح بعضی از مواد قانون آیین دادرسی مدنی و الحاق موادی به آن مصوب ۱۳۴۷ از قوانین مذکور فراتر رفته و در مواردی رسیدگی به دعوی خواهان را، حتی بدون ابلاغ اوراق دعاوی به خوانده تجویز نموده است.
به موجب ماده ۶ این قانون، در دعاوی که موضوع آن مطالبه وجه نقد و دعوی مستند به اسناد عادی است؛ دادگاه میتواند بنا به تقاضای خواهان بدون اخطار به خوانده و در جلسه اداری فوق العاده با ملاحظه اصول اسناد خواهان و با اخذ تامین کافی برای جبران خسارت احتمالی خوانده اقدام به صدور حکم غیابی نماید؛ این قبیل احکام از حیث آثار تابع مقررات مواد ۱۷۴ و ۱۷۵ قانون آیین دادرسی مدنی میباشند. ۲.۱.
۱ - شرایط رسیدگی غیابی ب. ت. ب. مفاد ماده مرقوم، قانون با احراز شرایطی رسیدگی غیابی را در این فرض تجویز نموده که اهم آن شرایط عبارت است از:
۱. موضوع مطالبه وجه نقد باشد.
۲. دعوی مستند به اسناد عادی باشد.
۳. خواهان تقاضا کند که بدون اخطار به خوانده به دعوی رسیدگی شود.
۴. اصول اسناد خواهان به دادگاه ارائه شود.
۵. جز در مواردی که مستند دعوی اسناد مشمول ماده ۲۹۲ قانون تجارت باشد (ماده ۷ قانون تجارت ) هنگام صدور حکم غیابی، تامین کافی برای جبران خسارت احتمالی خوانده از خواهان اخذ شود. ۲.۱.
۲ - موارد رسیدگی غیابی همان طور که گفتیم به موجب قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه ها مجاز شدهاند که در موارد خاص در صورت «غیاب» خوانده به دعوی مطروحه رسیدگی و حکم لازم را صادر نمایند. «غیاب» مذکور در قانون آیین دادرسی مدنی مفهومی گسترده تر از مورد غایب مفقود الاثر در قانون مدنی دارد. به موجب ماده (۱۰۱ ق. م.) غایب مفقود الاثر کسی است که از غیبت او مدت طولانی سپری شده و از وی خبری در دست نباشد. به عبارت دیگر در قانون آیین دادرسی مدنی، غایب اعم از غایب مفقود الاثر است زیرا به موجب این قانون اشخاصی که غایب مفقود الاثر (به شرحی که در قانون مدنی آمده است) نیستند، نیز تحت شمول این قانون قرار میگیرند.
بنابراین اگر شخص از دعوی مطروحه علیه خود اطلاع پیدا نکند و یا علی رغم اطلاع از وقت رسیدگی و دعوی مطروحه علیه خود، در جلسه دادرسی به لحاظ سفر یا استنکاف حضور پیدا نکند، رسیدگی به دعوی مدنی متوقف نخواهد شد و تحت شرایطی دادگاه به دعوی رسیدگی و حکم غیابی صادر مینماید. این شرایط ب. ت. ب. نوع دادرسی متفاوت است. در قانون آیین دادرسی مدنی قبل از انقلاب ، دادرسی به دادرسی عادی و اختصاری تقسیم بندی شده است. در دادرسی عادی اساس کار بر تبادل لوایح و عدم تشکیل جلسه رسیدگی است.
مدیر دفتر پس از تقدیم دادخواست در صورت کامل بودن آن یک نسخه از آن را برای خوانده ارسال میدارد خوانده موظف است ظرف مدت ده روز پس از ابلاغ، پاسخ کتبی خ. ر. ب. دفتر دادگاه ارسال کند مدیر دفتر یک نسخه از آن را ظرف دو روز برای خواهان میفرستد خواهان اگر مطلب جدیدی دارد باید آن را ظرف ده روز پس از وصول پاسخ خوانده به دفتر دادگاه ارسال دارد؛ مدیر دفتر مجددا یک نسخه از آن را برای خوانده میفرستد خوانده اگر پاسخی داشت ظرف ده روز پس از وصول پاسخ خ.
ر. ب. دفتر دادگاه ارسال میدارد. مدیر دفتر پس از اتمام تبادل لوایح پرونده را به نظر رئیس دادگاه رسانیده تا رئیس دادگاه رای مقتضی صادر نماید. در این نوع از دادرسی به موجب ماده ۱۶۴ ق. آ. م، حکم دادگاه در تمام موارد حضوری محسوب شده مگر در مواردی که مدعی علیه هیچ جواب کتبی نداده باشد. • دادرسی اختصاری نوع دوم دادرسی اختصاری است؛ در دادرسی اختصاری وقتی خواهان دادخواست خود را با پیوستها به دفتر دادگاه تسلیم نمود مدیر دفتر دادگاه مکلف است در صورت کامل بودن دادخواست بلافاصله و در صورت ناقص بودن پس از رفع نقص دادخواست، یک نسخه از دادخواست و پیوستها را با تعیین روز و ساعت جلسه دادرسی برای مدعی علیه ارسال دارد، ابلاغ جلسه رسیدگی به طرفین الزامی است و طرفین میتوانند در جلسه رسیدگی شخصا حاضر شوند یا لایحه بدهند و یا وکیل معرفی نمایند و دادگاه بایستی در این نوع دادرسی قبل از شروع به رسیدگی اطمینان از ابلاغ جلسه به طرفین یا وکلای آنها داشته باشد. در این نوع دادرسی نیز در صورتی حکم، غیابی تلقی میگردد که مدعی علیه در هیچ یک از جلسات حاضر نشده باشد. ۲.
۲ - مرحله بعد از انقلاب به موجب ماده ۱۱ لایحه قانونی تشکیل دادگاه های عمومی مصوب ۱۰ مهر ۱۳۵۸ شورای انقلاب ، رسیدگی اختصاری جایگزین رسیدگی عادی گردید و در نتیجه در رابطه با رسیدگی غیابی نیز مقررات و ضوابط جدیدی وضع گردید. در ماده ۲۹ این لایحه آمده است: احکام دادگاه های صلح و دادگاه های حقوقی و جزایی (در امور جنحه) حضوری محسوب است مگر آن که حسب مورد خوانده یا متهم یا وکیل آنها در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده و یا لایحه دفاعیه نفرستاده باشد.
ب. ت. ب. مراتب فوق: اولا، در تمام موارد رسیدگی به صورت اختصاری است نه عادی ثانیا، رسیدگی دادگاهها تنها در صورتی غیابی است که خوانده در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده باشد و لایحه دفاعیه نفرستاده باشد. بنابراین بر خلاف قوانین قبل از انقلاب، اگر خوانده دادرسی اختصاری لایحه دفاعیه به دادگاه ارسال کرده باشد سبب حضوری شدن حکم صادره میگردد. ۲.۲.
۱ - پیش بینی قانونگذار در قوانین متفرقه علی رغم صراحت فوق، قانون گذار در قوانین متفرقه مواردی را پیش بینی کرده است که از اصل فوق پیروی نشده است که به منظور جلوگیری از اطاله کلام به تعدادی از این موارد اشاره میگردد:
۱. در دعوای اعسار از هزینه دادرسی که بر حسب مقررات فعلی (در مقررات قبلی طرف دعوای اعسار دادستان بود) به طرفیت رئیس حوزه قضایی مربوطه طرح میگردد عدم حضور رئیس حوزه قضایی سبب صدور حکم غیابی از سوی حاکم نمیگردد و حکم مذکور در هر حال حضوری تلقی میگردد (ماده ۶۹۹ ق. آ. د.
م).
۲. حکم صادره در مورد شکایت از رد تقاضای ثبت علایم تجاری، نسبت به طرف غایب نیز حضوری است. (ماده ۴۹ نظامنامه اصلاحی اجرایی قانون ثبت علایم تجاری و اختراعات مصوب سال ۱۳۳۷)
۳. اگر خواندگان متعدد باشند و فقط بعضی از آنها در جلسه دادگاه حاضر شده و مدعی درخواست رسیدگی نماید دادگاه نسبت به کسی که حاضر شده است، به دعوی رسیدگی مینماید لیکن صدور حکم را به تاخیر انداخته و مدعی علیه غایب را مجددا احضار میکند و در احضاریه باید تصریح شود که در صورت عدم حضور مدعی علیه در جلسه دادرسی حکم دادگاه حضوری است و در این صورت اگر مدعی علیه غایب در جلسه بعد هم حاضر نشود دادگاه رسیدگی را تکمیل نموده و نسبت به همه مدعی علیهم حکم میدهد و حکم دادگاه حضوری محسوب است (ماده ۱۶۴ ق. آدم).
۴. رسیدگی غیابی مخصوص مرحله نخستین است و در مرحله تجدید نظر این بحث مصداق ندارد و رسیدگی دادگاه ها د. ا. م. در هر حال حضوری است و لو اینکه ت. ن. خ. در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده و لایحه نیز نفرستاده باشد.
۵. ب. ت. ب. مجموعه قوانین مربوطه به امور حسبی رسیدگی غیابی در این امور پیش بینی نشده است و احکام صادره در این خصوص همواره حضوری تلقی میگردد.
۶. حضور یا عدم حضور خواهان، در جلسات رسیدگی، تاثیری در حضوری یا غیابی بودن حکم صادره ندارد و حکم صادره در مورد خواهان در هر حال حضوری تلقی میگردد. ۲.۱.
۱ - شرایط رسیدگی غیابی قانون گذار غیر از شرط ابلاغ واقعی یا قانونی دعوی حسب مورد به خوانده شرط یا شرایط خاص دیگری را برای رسیدگی غیابی پیش بینی نکرده است و همان طور که قبلا گفتیم در ماده ۶ قانون اصلاح بعضی از مواد قانون آیین دادرسی مدنی و الحاق موادی به آن مصوب ۱۳۴۷، حتی از این شرط نیز عدول شده و ضرورت ابلاغ دعوی به خوانده منتفی اعلام شده است. ۲.۲.
۳ - ماهیت حقوقی تصمیم غیابی دادگاه ب. ت. ب. ماده ۱۵۴ ق. آ. د. م. تصمیم دادگاه اگر راجع به ماهیت دعوی و قاطع آن جزئا یا کلا باشد حکم و الا قرار نامیده میشود. ب. ت. ب. مراتب فوق تصمیمی که دادگاه متعاقب رسیدگی غیابی اتخاذ میکند واجد شرایط و ارکان مربوط به حکم بوده و در نتیجه الزام آور تلقی و پس از قطعیت برای م. ع. ایجاد تعهد مینماید. ۲.۲.
۴ - اجرای حکم غیابی حکم غیابی پس از ابلاغ (اعم از این که ابلاغ واقعی باشد یا قانونی) و سپری شدن مهلت قانونی و قطعی شدن قابل اجرا است (ماده ۱۷۵ ق. آ. د.
م). به موجب مواد ۱۷۵ ق. آ. د. م و ماده ۱۰ قانون تشکیل دادگاه های حقوقی ۱ و ۲ مصوب ۱۳۶۴ اعتراض م. ع. مانع از اجرای حکم نخواهد بود، مگر این که نحوه اجرای حکم موجب تضییع حق احتمالی از م. ع. باشد. ماده ۱۱ قانون تشکیل دادگاه های حقوقی ۱ و ۲ نیز مقرر میدارد که: چنانچه م. ع.
پس از اجرای حکم از مفاد آن مطلع شده و واخواهی نماید و در رسیدگی بعدی حکم به نفع و اخواه صادر شود در صورتی که مدعی سبب ورود ضرر باشد، محکوم به پرداخت ضرر ناشی از اجرای حکم اولی به و اخواه م. ب.. البته اجرای حکم غیابی که بر اساس ماده ۶ قانون اصلاح بعضی از مواد قانون آیین دادرسی مدنی و الحاق موادی به آن مصوب ۱۳۴۷ صادر میگردد با مراتب فوق تفاوت دارد؛ مطابق ماده ۸ این قانون، حکم غیابی که بر اساس ماده ۶ قانون صادر میگردد قابل اجرا است؛ لیکن محکوم به در صورتی به محکوم له داده میشود که حکم و اجرائیه به م.
ع. ابلاغ واقعی شده و وی در مهلت قانونی واخواهی نکرده باشد. مادامی که م. ع. از مفاد حکم و اجرائیه واقعا اطلاع حاصل نکرده باشد محکوم به، تا سپری شدن مهلت مقرر در صندوق دادگستری نگاهداری میگردد؛ تشخیص وقوع یا عدم وقوع ابلاغ واقعی با دادگاه صادرکننده دستور اجرایی م. ب. و با عنایت به ماده ۹ این قانون، هرگاه م. ع. ب. حکم غیابی اعتراض کند مال توقیف شده تا نتیجه قطعی دادرسی در بازداشت خواهد ماند. ۲.۲.
۵ - اعتراض به حکم غیابی ب. ت. ب. ماده ۱۷۴ ق. آ. د. م، محکوم علیهی که غایب بوده تا ده روز از تاریخ ابلاغ حکم غیابی حق دارد به آن اعتراض کند. ماده ۱۰ قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب ۱۳۷۴ نیز حق اعتراض برای م. ع. غایب را پیش بینی کرده مگر این که رضایت او به حکم یا اعراض وی از این حق ثابت شده باشد.
۳ - در امور کیفری ب. ت. ب. این مساله که بعد از انقلاب مقدس اسلامی تغییراتی در قوانین شیوه دادرسی کیفری داده شد؛ لازم است که این قسمت از بحث را نیز در دو مرحله بررسی کرد: ۲.
۱ - مرحله قبل از انقلاب با عنایت به ماده ۲۷۳ ق آ. د. ک اصلاحی ۱۳۳۷، دادگاه بخش که صلاحیت رسیدگی به امور خلافی و جنحههای کوچک را داشت، در صورتی که متهم در موعد مقرر بدون عذر موجه حاضر نمیشد و وکیل هم نمیفرستاد دادگاه در غیاب او پرونده را رسیدگی میکرد. به استناد ماده واحده «قانون راجع به رسیدگی غیابی در امور خلافی» مصوب ۱۳۳۹، در کلیه امور خلافی دادگاه حق داشت بدون احضار متهم به استناد مدارک موجود در پرونده غیابا رسیدگی کند و رای مقتضی صادر نماید، حکم مذکور از ناحیه م.
ع. غایب قابل اعتراض بود. م. ع. غایب به استناد ماده ۲۷۵ اصلاحی ۱۳۳۷، میتوانست ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ واقعی از احکام غیابی دادگاه بخش در امور جنحه کوچک، پژوهش خواهی به عمل آورد. به موجب ماده ۳۱۵ ق. آ. ک. اصلاحی ۱۳۳۷، در اموری که رسیدگی به آنها در صلاحیت دادگاه جنحه بود دادگاه مذکور میتوانست در صورت عدم حضور غیر موجه متهم و یا وکیل وی اقدام به رسیدگی غیابی نماید؛ مگر این که دادگاه حضور متهم را ضروری میدانست که در این صورت نسبت به احضار و جلب وی اقدام مینمود. ۳.۱.
۱ - دادگاه جنحه به موجب قسمت اخیر ماده ۳۱۶ ق. آ. د. ک «... در مورد احکام موضوع این ماده هرگاه وقت دادرسی به متهم ابلاغ واقعی نشده باشد و متهم یا وکیل او لایحه دفاعیه نداده باشد یا در یکی از جلسات حضور نیافته باشد حکم غیابی محسوب و ظرف مدت ده روز از تاریخ ابلاغ قابل واخواهی در همان دادگاه است». به موجب ماده ۳۱۷ ق. آ. د. ک. سایر احکام دادگاه جنحه که بدایتا صادر میشود حضوری محسوب میشده است. ماده ۳۱۸ ق. آ. د. ک نیز مقرر میداشت؛ هرگاه متهم در موعد مقرر حاضر نشد ولی قبل از صدور حکم حاضر شد؛ محکمه دلایل او را استماع نموده و حکمی که پس از آن صادر میشود غیابی محسوب نمیشود. ۳.۱.
۲ - امور جنایی در امور جنایی، قانون تجویز دادرسی غیابی در امور جنایی مصوب ۱۳۳۹، به دادگاهها اجازه میداد تا در امور جنایی هرگاه متهم متواری بوده و احضار و جلب او برای تعیین وکیل یا انجام تشریفات راجع به تشکیل جلسه مقدماتی مقدور نباشد و حضور متهم برای دادرسی ضروری تشخیص داده نشود اقدام به تعیین وکیل و تشکیل جلسه مقدماتی نموده و در غیاب متهم اقدام به دادرسی نماید. البته شرط این بود که دادگاه ابتدایی، قرار رسیدگی غیابی صادر نماید و قرار مزبور در دو نوبت متوالی به فاصله ده روز در روزنامه رسمی و یکی از روزنامههای کثیر الانتشار آگهی شود تنها دو ماه پس از انتشار و آخرین آگهی دادگاه میتوانست رسیدگی غیابی را آغاز نماید (تبصره ۱۱، ماده واحده).
به موجب تبصره (۲) این ماده واحده: هرگاه متهمین متعدد بوده و برخی از آنها متواری باشند دادگاه نسبت به حاضرین شروع به رسیدگی مینماید و نسبت به بقیه به هر طریق مذکور در فوق رسیدگی غیابی انجام خواهد داد. ۲.
۲ - مرحله بعد از انقلاب ب. ت. ب. ماده ۲۹ لایحه قانونی تشکیل دادگاه های عمومی مصوب ۱۳۵۸، احکام دادگاه های حقوقی و کیفری (در امور جنحه) حضوری محسوب است مگر این که خوانده یا متهم یا وکیل آنها در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده و یا لایحه دفاعیه نفرستاده باشد. • ماده ۱۲ لایحه قانونی مذکور، احکام غیابی صادره در امور جنحه را قابل واخواهی در دادگاه صادرکننده حکم میدانست. • ماده ۲۹۰ قانون اصلاح موادی از قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال ۱۳۶۱، دامنه رسیدگی غیابی را تا حدودی محدود نمود در این ماده آمده است: در جرایم و اموری که جنبه حق اللهی دارند محاکمه مرتکب حتما بایستی با حضور متهم صورت گیرد و در چنین مواردی دادگاههای کیفری مجاز به محاکمه و صدور حکم غیابی نمیباشند. • ماده ۴۰ قانون تشکیل دادگاه های کیفری ۱ و ۲ و شعب دیوان عالی کشور مصوب ۱۳۶۸ نیز ضمن تکرار مفاد ماده ۲۹۰، بر امکان رسیدگی غیابی به جهت حق امضای دعوی تصریح نموده است.
در قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب ۱۳۷۳ در رابطه با رسیدگی غیابی به صراحت بحثی به میان نیامده است. • اما در نظریه مشورتی شماره ۶۲۶۸/ ۷- ۱۲/ ۹/ ۷۳ اداره حقوقی دادگستری آمده است. ماده ۳۰ قانون تشکیل دادگاه های کیفری ۱ و ۲ کماکان به قوت خود باقی است و رسیدگی به دعاوی که جنبه حق اللهی دارند لزوما باید با حضور متهم انجام شود. در رابطه با اجرای حکم غیابی صادره در امور کیفری و نحوه اعتراض به آن، به مواد ۳۱۶، ۳۱۷ و ۳۲۰ ق. آ. د. ک. • ماده ۱۲ لایحه قانونی تشکیل دادگاه های عمومی مصوب ۱۳۵۸ و سایر قوانین مربوطه مراجعه شود.
رسیدگی غیابی در حقوق ایران (قواعد فقه): مقایسه و تطبیق
همانطور که ملاحظه میکنید قوانین مصوب پس از انقلاب کاملا با روش قضایی اسلام منطبق و حتی متخذ از آن است. در روش رسیدگی غیابی قبل از انقلاب نیز مورد مخالفی با حکم شرعی دیده نمیشود.
۵ - پانویس ۱. ۲. ۳. ۴. ۵. ۶. ۷.
نکتهٔ فقهی: حق واخواهی (اعتراض به حکم غیابی) (رسیدگی غیابی در حقوق ایران (قواعد فقه))
محکوم علیه غایب در هر دو حوزه، حق قانونی «واخواهی» یا همان اعتراض به حکم را در مهلت مقرر داراست تا بتواند از خود دفاع کرده و نقض حکم احتمالی را مطالبه نماید.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): م. ع. غایب در امور مدنی و کیفری، حق قانونی اعتراض به حکم غیابی را در مهلت مقرر دارد تا بتواند از خود دفاع کرده و نقض حکم را مطالبه نماید.
شاخه: آیین دادرسی
نکتهٔ فقهی: ممنوعیت صدور حکم غیابی در جرایم حقاللهی (رسیدگی غیابی در حقوق ایران (قواعد فقه))
در امور کیفری، علیرغم پذیرش رسیدگی غیابی، در جرایم دارای جنبه « حق اللهی »، حضور متهم الزامی بوده و صدور حکم غیابی در این موارد ممنوع است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): در امور کیفری، علیرغم پذیرش رسیدگی غیابی، در جرایم دارای جنبه «حقاللهی»، حضور متهم الزامی بوده و صدور حکم غیابی در این موارد ممنوع است.
شاخه: کیفری
نکتهٔ فقهی: لزوم ابلاغ به خوانده در امور مدنی (رسیدگی غیابی در حقوق ایران (قواعد فقه))
در امور مدنی، اصل بر لزوم ابلاغ به خوانده است، هرچند قوانین خاصی در شرایطی، صدور حکم بدون ابلاغ واقعی و با اخذ تأمین برای جبران خسارت احتمالی را تجویز کردهاند...
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): در امور مدنی، اصل بر لزوم ابلاغ به خوانده است، هرچند قوانین خاصی در شرایطی، صدور حکم بدون ابلاغ واقعی را تجویز کردهاند.
شاخه: آیین دادرسی
نکتهٔ فقهی: مشروعیت دادرسی غیابی در فقه اسلامی (رسیدگی غیابی در حقوق ایران (قواعد فقه))
دادرسی غیابی در فقه اسلامی ، از مباحث قواعد فقه به معنای امکان صدور حکم توسط قاضی علیه شخصی که در جلسه رسیدگی حضور ندارد، م. ب.. مشروعیت این امر با استناد به روایاتی مانند: حدیث جمیل بن دراج و حدیث ابی موسی الاشعری تایید شده است...
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): دادرسی غیابی در فقه اسلامی با استناد به روایاتی مانند حدیث جمیل بن دراج و حدیث ابی موسی الاشعری مشروعیت دارد که بر جواز قضاوت علیه غایب در صورت اقامه بینه یا عدم حضور در موعد مقرر تاکید میکنند.
شاخه: اصول فقه (روش استنباط)
نکتهٔ فقهی: عدم قطعیت حکم غیابی و حق اعتراض (رسیدگی غیابی در حقوق ایران (قواعد فقه))
حاصل جمع این روایات این است که حکم غیابی قطعی نبوده و حق اعتراض برای غایب محفوظ است، مشروط بر اینکه تامین کافی اخذ شود.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): حکم غیابی قطعی نبوده و حق اعتراض برای غایب محفوظ است، مشروط بر اینکه تامین کافی اخذ شود.
شاخه: آیین دادرسی
نکتهٔ فقهی: لزوم تقدیم دادخواست برای شروع رسیدگی در امور مدنی (رسیدگی غیابی در حقوق ایران (قواعد فقه))
ب. ت. ب. قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۱۸ و اصلاحیههای بعدی آن، شروع به رسیدگی دادگاه های دادگستری محتاج به تقدیم دادخواست است (ماده ۷۰ ق آ. د.
م).
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): شروع به رسیدگی دادگاههای دادگستری محتاج به تقدیم دادخواست است.
شاخه: آیین دادرسی · ارتباط با قانون: ماده ۷۰ قانون آیین دادرسی مدنی
نکتهٔ فقهی: لزوم قید مشخصات خوانده در دادخواست (رسیدگی غیابی در حقوق ایران (قواعد فقه))
در دادخواست تقدیمی از سوی خواهان قید مشخصات خوانده از جمله نام، نام خانوادگی و اقامتگاه - شرط شده است (ماده ۷۲ ق آ. د.
م).
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): در دادخواست تقدیمی از سوی خواهان، قید مشخصات خوانده از جمله نام، نام خانوادگی و اقامتگاه شرط شده است.
شاخه: آیین دادرسی · ارتباط با قانون: ماده ۷۲ قانون آیین دادرسی مدنی
نکتهٔ فقهی: تکلیف مدیر دفتر دادگاه برای ابلاغ دادخواست (رسیدگی غیابی در حقوق ایران (قواعد فقه))
مدیر دفتر دادگاه ظرف دو روز از تاریخ رسید دادخواست باید نسخهای از آن را با پیوستها برای ابلاغ به مدعی علیه به مامور ابلاغ تسلیم کند و در کلیه نسخ دادخواست، شعبهای که به دعوی رسیدگی خواهد کرد و نام مامور ابلاغ و تاریخ تسلیم دادخواست به مامور را قید نماید (ماده ۸۹ ق آ. د.
م).
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): مدیر دفتر دادگاه ظرف دو روز از تاریخ رسید دادخواست باید نسخهای از آن را با پیوستها برای ابلاغ به مدعیعلیه به مامور ابلاغ تسلیم کند.
شاخه: آیین دادرسی · ارتباط با قانون: ماده ۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی
نکتهٔ فقهی: نحوه ابلاغ دادخواست توسط مامور ابلاغ (رسیدگی غیابی در حقوق ایران (قواعد فقه))
ابلاغ دادخواست و پیوستها باید توسط مامور ابلاغ به عمل آید و مامور نامبرده مکلف است آن را در ظرف دو روز به شخص مدعی علیه ابلاغ نموده و در نسخه ثانی رسید اخذ نماید و در صورت امتناع عودت نماید (ماده ۹۰ ق آ. د.
م).
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): ابلاغ دادخواست و پیوستها باید توسط مامور ابلاغ به عمل آید و مامور مکلف است آن را در ظرف دو روز به شخص مدعیعلیه ابلاغ نموده و در نسخه ثانی رسید اخذ نماید.
شاخه: آیین دادرسی · ارتباط با قانون: ماده ۹۰ قانون آیین دادرسی مدنی
نکتهٔ فقهی: تجویز رسیدگی بدون ابلاغ در موارد خاص (رسیدگی غیابی در حقوق ایران (قواعد فقه))
به موجب ماده ۶ این قانون، در دعاوی که موضوع آن مطالبه وجه نقد و دعوی مستند به اسناد عادی است؛ دادگاه میتواند بنا به تقاضای خواهان بدون اخطار به خوانده و در جلسه اداری فوق العاده با ملاحظه اصول اسناد خواهان و با اخذ تامین کافی برای جبران خسارت احتمالی خوانده اقدام به صدور حکم غیابی نماید...
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): در دعاوی که موضوع آن مطالبه وجه نقد و دعوی مستند به اسناد عادی است، دادگاه میتواند بنا به تقاضای خواهان بدون اخطار به خوانده و با اخذ تامین کافی برای جبران خسارت احتمالی خوانده، اقدام به صدور حکم غیابی نماید.
شاخه: آیین دادرسی · ارتباط با قانون: ماده ۶ قانون اصلاح بعضی از مواد قانون آیین دادرسی مدنی و الحاق موادی به آن مصوب ۱۳۴۷
موارد مرتبط 28
آرای مرتبط 2
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از قرار عدم استماع دعوا
ماده 165 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می ش
-
رأی
هماستناد
مطالبه اجرت المثل املاک از دولت
ماده 165 قانون آیین دادرسی مدنی
نظریات مشورتی 4
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/99/1528 — 1400/02/12
ماده 165 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/1047 — 1398/10/17
ماده 165 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1398/1047 مورخ 1398/10/17 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص حکم دادگاه به رفع تصرف یا اعاده وضع به حال سابق در فرضی که تصرف عدوانی از طریق کشت و زراعت باشد. با اصلاحات
ماده 165 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1401/1195 مورخ 1402/06/03 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 165 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
نشستهای قضایی 8
-
نشست قضایی
هماستناد
جواز مطالبه اجرت المثل منافع در زمان تصرف عدوانی
ماده 165 قانون آیین دادرسی مدنی مربوط می شد
-
نشست قضایی
هماستناد
رفع تصرف و اعاده وضع به سابق در خصوص ملکی که زیر کشت شالی میباشد
ماده 165 قانون آیین دادرسی مدنی مراجعه شود و رضایت محکوم علیه برای نگه داش
-
نشست قضایی
هماستناد
بررسی ارتباط بین ماده 48 قانون اجرای احکام مدنی با ماده 165 قانون آیین دادرسی مدنی
ماده 165 قانون آیین دادرسی مدنی مورد بحث قرار گرفت
-
نشست قضایی
هماستناد
عدم حضور خواهان در جلسه اول دادرسی بدون عذر موجه
ماده 165 قانون آیین دادرسی مدنی سابق شده است
-
نشست قضایی
هماستناد
وضعیت درختان غرس شده در ملک موضوع خلع ید مشاعی
مواد 165و 164 قانون آیین دادرسی مدنی هم قابل بهره برداری هستند
-
نشست قضایی
هماستناد
طرح دعوی قلع و قمع مستحدثات یا دعوی استرداد مبلغ اعیان و عرصه
مواد 165 از قانون آیین دادرسی مدنی
-
نشست قضایی
هماستناد
ارجاع امر به کارشناس
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 165
-
نشست قضایی
هماستناد
تقدیم دادخواست به طرفیت شخص متوفی
ماده 165 قانون آیین دادرسی مدنی
مواد مرتبط 1
-
استناد
از این صفحه
ماده 165 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 165 قانون آیین دادرسی مدنی
دکترین 13
-
مقاله
هماستناد
به هر روی تأسیسات موجود در ملک که متعلق به محکوم له
ماده 165 قانون آیین دادرسی مدنی مشخص گردیده این ماده را باید مخصص ماده 48
-
مقاله
هماستناد
چهارم اجرای حکم خلع ید از ملک با وجود زراعت ۱۴۵۵
ماده 165 قانون آیین دادرسی مدنی مشخص گردیده این ماده را باید مخصص ماده 48
-
مقاله
هماستناد
چهارم اجرای حکم خلع ید از ملک با وجود زراعت ۱۴۵۵
ماده 165 قانون آیین دادرسی مدنی مشخص گردیده این ماده را باید مخصص ماده 48
-
مقاله
هماستناد
حالت دوم - نرسیدن موقع برداشت محصول
قانون قلیم | آیین دادرسی مدنی ماده 165
-
مقاله
هماستناد
حالت دوم - نرسیدن موقع برداشت محصول — حالت نخست - موضوع حکم قرار نگرفتن
قانون قلیم | آیین دادرسی مدنی ماده 165
-
مقاله
هماستناد
حالت دوم - نرسیدن موقع برداشت محصول — حالت نخست - موضوع حکم قرار نگرفتن
قانون قلیم | آیین دادرسی مدنی ماده 165
-
مقاله
هماستناد
تفاوت دعوای رفع تصرف عدوانی با خلع ید — پاسخ مثبت است
ماده 165 قانون آیین دادرسی مدنی بیان داشته است در صورت تقاضای محکوم له داد
-
مقاله
هماستناد
تفاوت دعوای رفع تصرف عدوانی با خلع ید — آیا کسی که محق در دعوای تصرف
ماده 165 قانون آیین دادرسی مدنی بیان داشته است در صورت تقاضای محکوم له داد
-
مقاله
هماستناد
تفاوت دعوای رفع تصرف عدوانی با خلع ید — آیا کسی که محق در دعوای تصرف
ماده 165 قانون آیین دادرسی مدنی بیان داشته است در صورت تقاضای محکوم له داد
-
مقاله
هماستناد
مستند قانونی دعوای قلع و قمع در مورد بنا و زراعت
ماده 165 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب سال
-
مقاله
هماستناد
مستند قانونی دعوای قلع و قمع در مورد بنا و زراعت — مستند قانونی صدور حکم به قلع و
ماده 165 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب سال
-
مقاله
هماستناد
خلع ید، قلع و قمع اجرت المثل — در مورد زراعت و غرس اشجار ماده
ماده 165 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب
-
مقاله
هماستناد
جواز مطالبه اجرت المثل منافع در زمان تصرف عدوانی
ماده 165 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب سال
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
