دکترین
بند نخست - تغییر حکم به قرار — حکم به قرار ماهیت رای را دگرگون
آنچه تاکنون دیده شده بیشتر ناظر به تغییر حکم دادگاه بدوی به قرار بوده که در دادگاه تجدید نظر استان و یا دیوان عالی کشور انجام شده است. اما سوال اینجا است که اگر دادگاه بدوی علیرغم رسیدگی ماهوی و ختم دادرسی مبادرت به صدور قرار نماید آیا دادگاه تجدیدنظر یا دیوان عالی کشور میتواند با تغییر قرار صادره به حکم» رأی تجدید نظر خواسته یا فرجام خواسته را با این تعبیر که حکم» است، مورد رسیدگی تجدید نظر یا فرجامی قرار بدهد؟
دیوان عالی کشور در این مورد نیز ساکت نمانده و در رسیدگی فرجامی خود نظری را اعلام داشته که قابل بحث و از جهتی در خور توجه است. دیوان عالی در رأی تمیزی خود به صراحت اظهار نظر کرده که هرگاه ماهیت و هسته اصلی رأی دادگاه بدوی، حکم باشد ولی دادگاه بدوی آن را قرار خطاب کرده و با عنوان قرار صادر نموده باشد، این رأی به عنوان حکم، قابل استیناف و تجدید نظر است و دادگاه پژوهش یا تجدیدنظر باید در ماهیت رأی رسیدگی پژوهشی انجام بدهد.
استدلال و نتیجه نظر دیوان عالی کشور به نظر قابل انتقاد و در بسیاری موارد حقوق اصحاب دعوا را متأثر می سازد. اصولاً تعیین عنوان رأی مرتبط با ماهیت رأی است و تغییر آن در واقع ماهیت یک رأی را دگرگون کرده و اساس آن را اصولاً بهم می ریزد مفاد و ماهیت رأی علت برای عنوان رأی است و در حقیقت عنوان رأی، تابعی از خواسته و موضوع دعوا جریان رسیدگی و مفاد مدلول و جهات استدلالی مندرج در رأی است. اگر چنان که در ماده ۴۰۳ ق.آ.د.م بیان شده، رأی دادگاه از حیث استدلال و نتیجه منطبق فریدون نهرینی مقاله شناسایی و تمیز نوع رأی دادگاه در رسیدگی به شکایت از آن قسمت اول، صص ۲۴۸ و ۲۴۹.
حکم تمیزی شماره ۴۰۶-۲۸ مورخ ۱۳۰۷/۰۱/۲۱ دیوان عالی کشور: اگر رای محکمه باً (به ضم لام و تشدید با و نوین آخر حکم باشد ولو اینکه به عنوان قرار صادر شده باشد قابل استیناف بوده و دادگاه پژوهش باید در ماهیت رسیدگی کند.». به نقل از دکتر محمد جعفر جعفری لنگرودی، دانشنامه حقوقی، جلد پنجم، چاپ سوم، سال ۱۳۷۵، صص ۵۳ و ۵۴، ش ۲.
حکم به قرار ماهیت رای را دگرگون نمی کند و اساس رای را بهم نمی ریزد. ضمن آن که حقوق اصحاب دعوا نیز تضییع نشده و بر حقوق آنها اثر نامطلوبی نخواهد گذاشت؛ زیرا اشتباه دادگاه بدوی تنها به نام گذاری رأی صادره بر میگردد بدون این که اساس رأی را از حیث استدلال و نتیجه منقلب سازد. اما در مواردی که دادگاه بدوی بر عنوان رأی خود نام قرار مینهد، تغییر آن به حکم در مرحله رسیدگی تجدیدنظر یا دیوان عالی کشور حقوق و وضعیت طرفین را در مرحله عالی کاملاً تغییر میدهد. به نظر در چنین مواردی دادگاه تجدید نظر استان یا شعبه دیوان عالی کشور حسب مورد در رسیدگی تجدید نظر یا فرجامی خود باید به این علت که رأی صادره در ماهیت خود حکم» است و نه قرار آن را نقض نماید و با اعاده پرونده به دادگاه تالی، تغییر آن را وفق قانون از آن دادگاه تالی بخواهد. به نظر میرسد قانونگذار در ماده ۴۰۳ ق.آ.د.م در مقام بیان بوده و عکس وضعیت مقرر در آن ماده را به هیچ وجه نمی پذیرد. به واقع هرگاه دادگاه تالی در منطوق رأی صادره آن را قرار بنامد اعم از این که از قرار رد دعوا یا قرار عدم استماع یا حتی به اشتباه از عناوین قرار بر بی حقی یا بطلان دعوا که موضوع بی حقی و بطلان دعوا فقط برای حکم است و نه قرار استفاده کند، مرجع عالی یعنی دادگاه تجدید نظر استان یا دیوان عالی کشور نمی تواند آن قرار را «حکم» تلقی و با تغییر قرار دادگاه به حکم دادگاه آن را پس از رسیدگی تجدیدنظر یا فرجامی حسب مورد تأئید و یا نقض نماید. حتی اگر قرار صادره از دادگاه بدوی از حیث استدلال و نتیجه منطبق با حکم باشد مرجع عالی نمی تواند رأی تجدید نظر خواسته را حکم تلقی و مالاً آن را تأیید کند. چه قرارهای قاطع دعوا اساساً و در تمامی موارد از حیث نتیجه، متضمن رد شکلی دعوا مانند قرار رد دعوا عدم استماع دعوا و رد دادخواست هستند و چنانچه دادگاه تجدیدنظر یا دیوان عالی کشور بتواند رأساً ماهیت و نوع رأی را از قرار به حکم تبدیل و سپس با تعبیر و تلقی جدید و شاد یعنی در باب حکم بر بی حقی و یا حتی حکم بر رد دعوا، وارد رسیدگی به آن شود و آن را تأیید نماید، در واقع رأیی قطعی و نهایی صادر شده که هم راجع به ماهیت دعوا است و هم قاطع آن با این ترتیب خواسته و دعوای چنین خواهانی مشمول اعتبار امر مختوم می شود و او دیگر امکان دوباره سازی و تجدید مطلع آن را نخواهد داشت.
اگر چه مدلول قسمت میانی ماده ۴۰۳ ق.آ.د.م از حیث تغییر حکم به قرار در مواردی که رای دادگاه از حیث استدلال و نتیجه منطبق با قرار است در صلاحیت دیوان عالی کشور به عنوان مرجع رسیدگی فرجامی قرار گرفته ولی سکوت قانون و عدم پیش بینی این نص در مبحث مربوط به مرحله رسیدگی تجدید نظر مانع از آن نیست که دادگاه تجدید نظر استان بتواند به ترتیب فوق عمل نماید. چه انجام این عمل و تغییر از منظر و بعد رسیدگی ماهیتی در دادگاه تجدید نظر استان امکان دارد. چون وقتی این اختیار و صلاحیت برای دیوان عالی کشور متصور و ممکن است ماده ۴۰۳ ق.آ.د.
م)، پس به طریق اولی باید چنین تغییری را صرفاً از نقطه نظر تغییر حکم به قرار، در صلاحیت دادگاه تجدید نظر استان که نسبت به رأی تجدید نظر خواسته رسیدگی ماهوی می کند نیز دانست. رسیدگی حکمی و شکلی چنان که در ماده ۳۶۶ به بعد ق.آ.د.م در باب آرای قابل فرجام آمده همان رسیدگی قانونی از حیث تشخیص انطباق یا عدم انطباق رأی مورد درخواست فرجامی با موازین شرعی و مقررات قانونی است و بنابراین اصولاً رسیدگی ماهوی را شامل نمی شود. اما رسیدگی ماهوی اعم از رسیدگی ماهوی به مفهوم خاص و رسیدگی شکلی است. همه جهات تجدید نظر به شرح مقرر در ماده ۳۴۸ ق.آ.د.م ناظر به رسیدگی شکلی و قانونی دادگاه تجدید نظر استان است. بنابراین وقتی به موجب ماده ۲۰ ق.ت.د.ع | مصوب سال ۱۳۷۳ و ماده ۳۵۶ .. ق.آ.د.م گفته میشود که دادگاه تجدیدنظر استان در مقام رسیدگی تجدیدنظر رسیدگی ماهوی می کند این عبارت قانونی به این مفهوم نیست که صلاحیت رسیدگی شکلی و حکمی به پرونده را ندارد بلکه رسیدگی شکلی و قانونی در تمامی مراحل دادرسی اعم از مرحله بدوی در دادگاه عمومی مرحله تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر استان و مرحله فرجامی در دیوان عالی کشور، جزء مهمی از وظایف تمامی این مراجع قضایی است بند ۴ ماده ۲۹۶، بندهای (ب)، (د) و (۵) ماده ۳۴۸ و ماده ۳۶۶ و بندهای ۱ ۲ ۳ و ۴ ماده ۳۷۱ ق.آ.د.
م).
فریدون نهرینی، مقاله تمیز نوع رأی دادگاه و آثار آن مجله کانون وکلای دادگستری مرکز شماره ۴۴ دوره جدید، صص ۲۲۶ و ۲۲۷ تردید نباید کرد که نظیر آنچه در مورد دیوان عالی کشور در باره قسمت میانی ماده ۴۰۲ ق.آ.د.م گفته شد، عکس عبارت مذکور برای دادگاه تجدیدنظر استان نیز ممکن نیست؛ یعنی اگر رأی دادگاه بدوی به صورت قرار صادر شود ولی از حیث استدلال و نتیجه منطبق با حکم باشد، دادگاه تجدیدنظر استان نیز نمی تواند آن را حکم تلقی و سپس به عنوان حکم تجدیدنظر خواسته، آن را تأیید یا نقض کند. بلکه باید پس از نقض رأی مزبور به جهت اقتضای صدور حکم، پرونده را برای صدور رأی مقتضی و قانونی به دادگاه بدوی برگرداند. این ترتیب اگر چه با ظاهر ماده ۳۵۸ ق.آ.د.م همخوانی ندارد ولی به هر روی به منظور حفظ حقوق خواهان که با تغییر قرار رد دعوا به حکم دعوای وی مشمول اعتبار امر قضاوت شده می شود، دادگاه تجدیدنظر باید پس از نقض رأی تجدید نظر خواسته پرونده را به دادگاه بدوی برگرداند تا آن مرجع پس از رسیدگی لازم حکم مقتضی صادر و این حکم پس از تجدید نظر خواهی مورد بررسی و رسیدگی تجدیدنظر در دادگاه تجدید نظر استان واقع شود.
بند سوم - تأثیر تحقیقات بر ماهیت و نوع رأی دادگاه گاه تحقیقات دادگاه موجب تغییر نوع رأی دادگاه خواهد شد. بنابراین اگر دادگاه دست به تحقیقات نزند و یا به قدر کفایت در حول محور موضوع دعوا ترتیبات تحقیقی را به عمل نیاورد تصمیمی را اتخاذ خواهد کرد که متناسب با حقیقت پرونده نیست. نقص حکم دادگاه بدوی به جهت نقص در تحقیقات دقیقاً در همین زمینه است. برای مثال چنانچه در دعوای خلع ید، خوانده به درستی دعوای خواهان و حقانیت او اقرار کند و دادگاه بدون تحقیقات محلی و معاینه محل و قرار کارشناسی برای پیاده نمودن پلاک ثبتی حکم بر محکومیت خوانده به خلع ید از ملک مورد ترافع صادر نماید، این رأی اصولاً باید به علت نقص تحقیقات در مرجع دیوان عالی کشور نقض گردد. زیرا گاه خوانده با تبانی خواهان به این اقرار صوری دست می زند تا حکمی از دادگاه بدست آورد و علیه متصرف واقعی که ممکن است ذی حق نیز باشد، اجرا و بکار بندد. حال اگر در نمونه ی یاد ۱ فریدون نهرینی، تشخیص ماهیت و نوع رأی دادگاه، فصلنامه حقوق (علمی پژوهشی)، شماره ۲، دوره ۴۱، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، تابستان ۱۳۹۰، ص ۳۱۶.
شده تحقیقات محلی صورت می گرفت دادگاه با صدور قرار رد دعوا به جهت عدم توجه دعوا به خوانده به دادرسی خویش پایان می داد. بنابراین نقص تحقیقات متضمن این معنی است که رأی صادره از ناحیه دادگاه بدوی در وضعیت موجود، مسیر درست دادرسی را طی نکرده تا رأی صادره را بتوان صائب و درست پنداشت. حال آیا در این فرض دادگاه تجدیدنظر می تواند رأساً خود به تحقیقات دست بزند و پس از انجام آن تصمیم مقتضی بگیرد؟ برای مثال قرار رد دعوا بدهد؟ آیا این تصمیم تبدیل حکم به قرار محسوب نمی شود؟
موارد مرتبط 41
آرای مرتبط 2
-
رأی
هماستناد
تایید گواهی عدم امکان سازش و حقوق مالی در دادگاه تجدیدنظر و رد فرجامخواهی در دیوان عالی کشور
مواد 370 و 403 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
تسلسل در طرح دعوای اعسار
ماده 403 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
مواد مرتبط 1
-
استناد
از این صفحه
ماده 403 — قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی
ماده 403 ق.آ.د.م
دکترین 38
-
مقاله
هماستناد
افزون بر مورد پیش گفته
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
این موضوع که در بخش میانی ماده ۲۸۰ ق
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
این موضوع که در بخش میانی ماده ۲۸۰ ق
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ماده ۳۷۳ ق
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
توضیح نگارنده به باور نگارنده اصولاً تعیین عنوان رأی مرتبط با ماهیت
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
توضیح نگارنده به باور نگارنده اصولاً تعیین عنوان رأی مرتبط با ماهیت
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
دخالت خواهان با تقدیم دادخواست — آیین دادرسی مدنی — جلد ۲ (نهرینی)
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
دخالت خواهان با تقدیم دادخواست — آیین دادرسی مدنی — جلد ۲ (نهرینی)
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
دخالت خواهان با تقدیم دادخواست — آیین دادرسی مدنی — جلد ۲ (نهرینی)
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
وضعیت توصیف حقوقی از حیث نوع رسیدگی — سوال مهمی که در زمینه توصیف حقوقی
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
وضعیت توصیف حقوقی از حیث نوع رسیدگی — نگارنده بر این باور است که توصیف
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
وضعیت توصیف حقوقی از حیث نوع رسیدگی — نگارنده بر این باور است که توصیف
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
این نکته که تعیین خواسته بند ۳ ماده ۵۱ ق
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
از بین میبرد — افزون بر این موارد مصداق بارز این
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
از بین میبرد — افزون بر این موارد مصداق بارز این
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
سوم - ارتباط تخصص کارشناس با موضوع ارجاعی — چهارم - اعلام نظریه در قلمرو قرار
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
سوم - ارتباط تخصص کارشناس با موضوع ارجاعی — برخلاف دادگاه که در رسیدگی و صدور
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
سوم - ارتباط تخصص کارشناس با موضوع ارجاعی — برخلاف دادگاه که در رسیدگی و صدور
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
اول - گردشکار دعوا و پرونده — دوم - اسباب موجهه و دلایل توجیهی
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ماده ۴۰۳ ق
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ماده ۴۰۳ ق
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
آنچه منطوق و نتیجه رأی دادگاه را می سازد و قوام می
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
اول - گردشکار دعوا و پرونده — به باور نگارنده اصولاً تعیین عنوان رأی
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
اول - گردشکار دعوا و پرونده — به باور نگارنده اصولاً تعیین عنوان رأی
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مرجع صالح برای تصحیح رأی — برای تصحیح رایی که در آن سهو
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مرجع صالح برای تصحیح رأی — قانونی از حیث امکان تصحیح رأی توسط
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مرجع صالح برای تصحیح رأی — قانونی از حیث امکان تصحیح رأی توسط
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مرجع صالح برای تصحیح رأی — ماده ۳۶۰ ق
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مرجع صالح برای تصحیح رأی — ماده ۳۶۰ ق
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مرجع صالح برای تصحیح رأی — تبصره - هرگاه سهو یا اشتباه یاد
تبصره ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مرجع صالح برای تصحیح رأی — تبصره - هرگاه سهو یا اشتباه یاد
تبصره ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند نخست - تغییر حکم به قرار — آنچه در ماده ۳۵۱ ق
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند نخست - تغییر حکم به قرار — بی تردید این بخش از ماده ۴۰۳
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند نخست - تغییر حکم به قرار — بی تردید این بخش از ماده ۴۰۳
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند نخست - تغییر حکم به قرار — حکم تمییزی شماره ۲۰۹۳ ۴۹۴ مورخ ۱۳۰۸/۵/۷
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند نخست - تغییر حکم به قرار — استدلال و نتیجه مندرج در رأی فرجام
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند نخست - تغییر حکم به قرار — استدلال و نتیجه مندرج در رأی فرجام
ماده 403 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند نخست - تغییر حکم به قرار — این مطلب نشان میدهد که دادگاه عالی
ماده 403 ق.آ.د.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
