Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی خلاصه جریان پرونده در تاریخ 7/8/92 آقای ح.ع. وکیل دادگستری به وکالت از آقای ….س. د. ب. ط. اداره امور عشایری به خواسته صدور حکم بر ابطال عقد هبه (هبه نامه) به دادگستری دهدشت تسلیم کرده و توضیح داده موکل مدعی است در مورخه 9/8/1368 یک قطعه زمین واقع در روستای ر. را به اداره خوانده به صورت معوض هبه نموده است لیکن اداره خوانده هیچ اقدامی در جهت پرداخت معوض و انجام آن ننموده لذا مستنداً به <a class="artref" href="/ماده/ماده-830-a_0815110236477">ماده 830 قانون مدنی</a> تقاضای رسیدگی و صدور حکم وفق خواسته م. ا. رسیدگی شعبه دوم دادگاه عمومی دهدشت محول شده و مرجع مرقوم طرفین را دعوت به رسیدگی نموده است. در جلسه مورخ 16/9/92 وکیل خواهان با تکرار مطالب مندرج در دادخواست صدور حکم را درخواست کرده نماینده خ. پ. د. بر اساس هبه نامه مورخ 9/6/68 یک قطعه زمین به مساحت 1568 مترمربع توسط خواهان در اختیار اداره امور عشایری جهت احداث فروشگاه عشایری و جایگاه سوخت عشایر (نفت سفید) در کمال صحت و با رضایت در اختیار امور عشایر قرار گرفت که اداره امور عشایر پس از تحویل زمین و بر اساس هبه نامه اقدام به ساخت وساز و احداث تأسیساتی در آن نمود و تغییراتی در زمین موصوف ایجاد نمود پس از گذشت قریب به 25 سال بعد از جلسات متعدد و صدور رأی بر بی حقی او مجدداً اعتراض کرده درحالی که هیچ گونه معوضی در هبه نامه قید نشده نامبرده در قبال سؤال دادگاه بر اینکه آیا ملک مورد ادعای خواهان در حال حاضر تحت تملک اداره شماست پاسخ داده ملک موصوف هم اکنون مستحدثاتی از قبیل فروشگاه عشایری، جایگاه سوخت فسیلی (نفت سفید) و دیوارکشی با ارتفاع 5/2 متر دارد که مورد بهره برداری عشایر حوزه دهستان ر. م. ب. و دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر و از شهود خواهان تحقیق کرده و سرانجام با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 00739- 30/9/92 اجمالاً چنین رأی داده نظر به آنکه طرفین متفقاً ایجاد تغییر در عین موهوبه را تأیید نموده اند و احداث فروشگاه عشایری در ملک ادعائی خواهان مورد تأیید طرفین است با انطباق موضوع به مفهوم مخالف بند چهارم <a class="artref" href="/ماده/ماده-803-a_0815110236450">ماده 803 قانون مدنی</a> به لحاظ عدم وجود حقی رجوع برای واهب (خواهان) حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می نماید با ابلاغ دادنامه مذکور و انقضاء مدت تجدیدنظر فرجام خواهی شده که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و پس از وصول در دستور کار این شعبه قرارگرفته است. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش عضو ممیّز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور فرجام خواهی ف. خ. نسبت به دادنامه شماره 00739- 30/9/92 شعبه دوم دادگاه عمومی دهدشت وارد نیست زیرا حکم دادگاه بر اساس دلایل و مدارک موجود در پرونده و با رعایت اصول و قواعد دادرسی و وفق مقررات و بدون ایراد و اشکالی که نقض آن را ایجاب نماید صادرشده بنا به مراتب با ردّ اعتراضات فرجامی دادنامه فرجام خواسته را با استناد ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ابرام می نماید. رئیس شعبه 25 دیوان عالی کشور ـ مستشار سعیدی ـ خوشوقتی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی اثر تغییر در مال موهوبه بر حق رجوع واهب در تاریخ 31 خرداد 1393، دیوان عالی کشور به پرونده‌ای رسیدگی کرد که در آن درخواست ابطال عقد هبه‌ای به نفع اداره امور عشایری مطرح شده بود. در این پرونده، ادعا شده بود که در تاریخ 9 آبان 1368، یک قطعه زمین به صورت معوض به اداره مذکور هبه شده است، اما اداره مربوطه هیچ اقدامی برای پرداخت معوض انجام نداده است. دادگاه عمومی دهدشت در تاریخ 30 آذر 1392 ب. ت. ب. تایید طرفین درباره تغییرات ایجادشده در ملک و عدم وجود حقی برای رجوع واهب، حکم به بطلان دعوی صادر کرد. پس از ابلاغ این دادنامه و انقضای مهلت تجدیدنظر، پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شد. دیوان عالی کشور در بررسی فرجام‌خواهی، حکم دادگاه را بر اساس دلایل و مدارک موجود و رعایت اصول دادرسی تایید کرده و با استناد به ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، درخواست فرجام‌خواهی را رد نمود. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/03/31 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: تغییر در عین موهوبه باعث می‌شود که حق رجوع واهب، ولو با بودن عین، سلب شده و از بین برود. رای خلاصه جریان پرونده در تاریخ 7/8/92 آقای ح.ع. وکیل دادگستری به وکالت از آقای ….س. د. ب. ط. اداره امور عشایری به خواسته صدور حکم بر ابطال عقد هبه (هبه نامه) به دادگستری دهدشت تسلیم کرده و توضیح داده موکل مدعی است در مورخه 1368/08/09 یک قطعه زمین واقع در روستای ر. را به اداره خوانده به صورت معوض هبه نموده است لیکن اداره خوانده هیچ اقدامی در جهت پرداخت معوض و انجام آن ننموده لذا مستندا به <a class="artref" href="/ماده/ماده-830-a_0815110236477">ماده 830 قانون مدنی</a> تقاضای رسیدگی و صدور حکم وفق خواسته م. ا. رسیدگی شعبه دوم دادگاه عمومی دهدشت محول شده و مرجع مرقوم طرفین را دعوت به رسیدگی نموده است. در جلسه مورخ 16/9/92 وکیل خواهان با تکرار مطالب مندرج در دادخواست صدور حکم را درخواست کرده نماینده خ. پ. د. بر اساس هبه نامه مورخ 9/6/68 یک قطعه زمین به مساحت 1568 مترمربع توسط خواهان در اختیار اداره امور عشایری جهت احداث فروشگاه عشایری و جایگاه سوخت عشایر (نفت سفید) در کمال صحت و با رضایت در اختیار امور عشایر قرار گرفت که اداره امور عشایر پس از تحویل زمین و بر اساس هبه نامه اقدام به ساخت وساز و احداث تاسیساتی در آن نمود و تغییراتی در زمین موصوف ایجاد نمود پس از گذشت قریب به 25 سال بعد از جلسات متعدد و صدور رای بر بی حقی او مجددا اعتراض کرده درحالی که هیچ گونه معوضی در هبه نامه قید نشده نامبرده در قبال سوال دادگاه بر اینکه آیا ملک مورد ادعای خواهان در حال حاضر تحت تملک اداره شماست پاسخ داده ملک موصوف هم اکنون مستحدثاتی از قبیل فروشگاه عشایری، جایگاه سوخت فسیلی (نفت سفید) و دیوارکشی با ارتفاع 5/2 متر دارد که مورد بهره برداری عشایر حوزه دهستان ر. م. ب. و دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر و از شهود خواهان تحقیق کرده و سرانجام با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره --- - 30/9/92 اجمالا چنین رای داده نظر به آنکه طرفین متفقا ایجاد تغییر در عین موهوبه را تایید نموده‌اند و احداث فروشگاه عشایری در ملک ادعائی خواهان مورد تایید طرفین است با انطباق موضوع به مفهوم مخالف بند چهارم <a class="artref" href="/ماده/ماده-803-a_0815110236450">ماده 803 قانون مدنی</a> به لحاظ عدم وجود حقی رجوع برای واهب (خواهان) حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می‌نماید با ابلاغ دادنامه مذکور و انقضاء مدت تجدیدنظر فرجام خواهی شده که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و پس از وصول در دستور کار این شعبه قرارگرفته است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش عضو ممیّز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: رای شعبه دیوان عالی کشور فرجام خواهی ف. خ. نسبت به دادنامه شماره --- - 30/9/92 شعبه دوم دادگاه عمومی دهدشت وارد نیست زیرا حکم دادگاه بر اساس دلایل و مدارک موجود در پرونده و با رعایت اصول و قواعد دادرسی و وفق مقررات و بدون ایراد و اشکالی که نقض آن را ایجاب نماید صادرشده بنا به مراتب با ردّ اعتراضات فرجامی دادنامه فرجام خواسته را با استناد ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ابرام می‌نماید. رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2

موارد مرتبط 78

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 16

نشست‌های قضایی 4

مواد مرتبط 2

دکترین 16

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین