رأی
استناد به نظریه کارشناسی موجود در پرونده دیگر
رأی خلاصه جریان پرونده
به تاریخ ۱۳۹2/10/14 آقای ج. ه.س. اصالتاً از طرف خود و وکالتاً از طرف سایر خواندگان به نام ف. ، ز. ، ج. ، ه. ، ب. ، ح. همگی ه.س. و الف. الف. با وکالت خانم م. د.ب. به طرفیت آقای ش. ه.س. دادخواستی به خواسته الزام خوانده به تنظیم سند رسمی شش دانگ عرصه و اعیان قطعه 5528/58، 5552 الی 5555، 5557، 5559 واقع در بخش یک اردبیل به شرح متن دادخواست با احتساب کلیه خسارات دادرسی م. ب. 000/000/51 ریال تقدیم دادگاههای عمومی اردبیل نموده و در متن دادخواست توضیح داده که خوانده یک قطعه زمین به شرح خواسته از سازمان زمین شهری اخذ و با مورث موکلین اقدام به تنظیم سند صلح رسمی مینماید که به موجب آن مصالح متعهد میگردد که پس از پرداخت اقساط وامهای دریافتی جهت احداث اعیانی، همچنین انجام تمام هزینههای کارسازی شده با حضور در دفاتر اسناد رسمی مبادرت به سند رسمی به نام مورث موکلین نماید که در موعد تعهد به جای تنظیم سند به نام موکلین سند را به نام خود تنظیم نموده است. خوانده به جای ایفای تعهد اقدام به طرح دعوی خلع ید و انتزاع ید همسر مورث موکلین از محل متنازعفیه نموده ب. ت. ب. مواد 105 و 106 قانون ثبت و نظریه اداره حقوقی قوه قضائیه شماره 7/3675 -۱۳۶1/8/11 صلح به اقرار ثابت میشود و مورث موکلین حسب <a class="artref" href="/ماده/ماده-219-a_0815110235865">مواد 219 قانون مدنی</a> و 202 از قانون آیین دادرسی مدنی به عنوان قائم مقام مورث خود، استدعای رسیدگی و صدور حکم به الزام خوانده به تنظیم سند رسمی ملک مشروحه در ستون خواسته با احتساب خسارات دادرسی را دارم. خانم ف. ه. ی به وکالت از آقای ش. ه. ی وارد دعوی گردیده پرونده به شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی اردبیل ارجاع گردیده است. دادگاه وقت رسیدگی تعیین و طرفین را دعوت نموده حسب استعلام ثبت پلاک موضوع دعوی به نام آقای ش. ه.س. م. ب.. در تاریخ ۱۳۹2/11/7 وکلای طرفین حاضر گردیدند. وکیل خ. ه. ا. داشت خواسته ب. ش. د. و لایحه تقدیمی است. وکیل خوانده اعلام نموده سازمان زمین شهری به لحاظ وضع معلولیت جسمی موکل یک قطعه زمین به موکل داده است. به لحاظ اینکه پدر موکل فاقد منزل مسکونی بوده در ملک موکل سکنی داشته و سندی ثبت در ۱۳۶9/7/1 به نام موکل صادر گردیده است. اولاً مصالحه نامه موقعی تنظیم شد که موکل هنوز صاحب رسمی ملک نبوده است و موکل هیچ مالکیتی نداشته است. پس صلح نمیتواند صحیح باشد ثانیاً موکل بیسواد است و تابحال هیچ سندی را امضاء ننموده است و ثالثاً مهر ایشان با مهر دفترچه وام متن مغایرت دارد و امضاء زده شده با امضاء اداره ثبت مغایر است و در خصوص مال الصلح هیچگونه ملکی از تصرف متصالح به موکل واگذار نشده است. صلحنامه کاملاً ساختگی و جعلی م. ب. و حاضرم موضوع به کارشناسی ارجاع شود. وکیل خ. ه. اعلام داشت ادعای بطلان صلح قبل از تنظیم سند رسمی صحیح نمیباشد. چون که صلح در مقام بیع بوده و کلیه آثار بیع شرعی را دارد. ثانیاً ادعای جعل ادعایی بیاساس تشخیص آن با دادگاه است. دادگاه به وکیل خواهان ابلاغ مینماید چنانچه بر استفاده از سند صلح خود باقی است اصل سند را ارائه دهد. وکیل خوانده طی لایحهای دادنامه شماره 001035 – ۱۳۹2/10/30 صادره از شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان اردبیل که در مقام تأیید دادنامه شماره 00553 – ۱۳۹2/7/27 شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی اردبیل بوده است ارائه و دادگاه بلافاصله در تاریخ ۱۳۹2/11/9 ختم رسیدگی اعلام و به شرح دادنامه شماره 001053 – مورخ ۱۳۹2/11/9 به لحاظ اینکه سند عادی صلح در دادنامه استنادی دعوی خلع ید رسیدگی گردیده و بیاعتباری آن تشخیص داده شده دعوی خواهان را غیرثابت تشخیص و حکم بر بیحقی خواهان صادر و اعلام نموده است پس از ابلاغ رأی خانم م. د.ب. به وکالت از آقای ج. ه.س. از دادنامه شماره 02053 مورخ ۱۳۹2/11/9 فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لوایح که هنگام شور قرائت میشود پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است. هیأت شعبه پس از ملاحظه گزارش عضوممیز به شرح آتی مبادرت به صدور رأی مینماید:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
خلاصه جریان پرونده:
دعوی آقایان و خانمها 1- ج. ه.س.
2- ف.
3- ز.
4- ج.
5- ه.
6- ب.
7- ح. همگی ه.س.
8- الف. خانم ا. همگی با وکالت خانم م. د.ب. به طرفیت آقای ش. ه.س. با وکالت خانم ف. ن. و آقای ش. الف.م.ر. به خواسته الزام خوانده به تنظیم سند رسمی شش دانگ عرصه و اعیان قطعه 58 فرعی از 5528 و 5552 الی 5555 و 5557 الی 5559 واقع در بخش یک اردبیل واقع در شهرک ک. شهر اردبیل با احتساب خسارات دادرسی و حقالوکاله وکیل مقوم بر 000/000/51 ریال که وکیل خواهان در تشریح خواسته اعلام داشته مورث طرفین مرحوم صحبت ه. ی زمینههای دریافت یک قطعه زمین به مشخصات فوق را از سازمان زمین شهری آذربایجان شرقی فراهم نموده و به محض مشخص شدن شمارهی قطعه و میزان و متراژ آن با خوانده سند صلح عادی 15/5/67 منعقد نموده که به موجب آن خوانده متعهد شده که پس از پرداخت اقساط وامهای دریافتی جهت احداث اعیانی و همچنین انجام تمامی هزینههای کارسازی شده با حضور در یکی از دفاتر اسناد رسمی نسبت به تنظیم سند رسمی به نام مورث طرفین اقدام نماید نظر به حلول موعد انجام تعهد و فوت مورث موکلین نامبرده به جای تنظیم سند رسمی انتقال به نام قائممقام مورث موکلین (خ. ه.) اقدام به تنظیم سند رسمی به نام خود نموده و با طرح دعوی خلعید باعث ید همسر مورث طرفین (خواهان ردیف آخر) و سایرین از رقبهی مذکور شده است و این در حالی است که برابر مواد 105 و 106 قانون ثبت عمل وی بعد از تنظیم و انعقاد عقد صلح وصف جزایی داشته لذا صدور حکم به شرح خواسته تقاضا شده است که در این مورد علاوه بر صلحنامه به اظهارات شهود نیز استناد شده که وکلای خ. د. پ. به دعوی مطروحه با تکذیب ادعای خ. ه. نسبت به اصالت سند عادی صلحنامه ادعای جعل نمودهاند و با استناد به سند رسمی صادره به نام خوانده ادعای خ. ه. را خلاف مقررات ثبت خصوصاً ماده 22 قانون مرقوم دانستهاند دادگاه مرجوعٌالیه وضعیت ثبتی عمل را استعلام نموده که پاسخ استعلام ثبتی حکایت از مالکیت رسمی خوانده بر رقبهای اشعاری داشته است و اصالت سند صلحنامه نیز مورد رسیدگی قرار گرفته و از شهود تعرفه خ. ه. استماع شهادت صورت گرفته است در نهایت دادگاه با این استدلال که «با عنایت به شرح معنونه» دادخواست تقدیمی وکیل خ. ه. و مستندات ابرازی ایشان، پاسخ وکلای خوانده در قبال ادعای مطروحه، پاسخ استعلام ثبتی، موادی گواهی گواهان تعرفه خ. ه. و نظریه مستدل و مستند کارشناسان بدوی و هیأت سه نفره کارشناسی که نظریه اخیر مصون از هرگونه ایراد و تعرض باقی مانده است ن. ب. ا. اولاً: ادعای خ. ه. مستند به سند عادی صلحنامه بوده که الف: اصالت آن مورد تأیید هیأت سه نفره کارشناسی و همینطور کارشناس بدوی قرار نگرفته است لذا ملزم نمودن فردی به نتایج حاصله از سندی که انتساب آن به خوانده ثابت نشده است خلاف مقررات قانون مدنی و آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در بحث ادله دعوی خواهد بود به عبارت دیگر با عدم ثبوت اصالت سند عادی صلحنامه سند مذکور از عداد دلایل خ. ه. خارج شده است ب: از نظر شکلی سند عادی صلحنامه نیز در پذیرش سند مذکور ایراد اساسی قانونی وجود دارد چراکه صلح اموال غیرمنقول ثبت شده لزوماً میبایست به موجب سند رسمی صورت گیرد در حالیکه سند مبحوثعنه به صورت سند عادی بوده لذا قابل پذیرش در محاکم نخواهد بود ثانیاً: هر چند شهود شهود عینی اتفاقات بین مورث طرفین و خوانده نبودهاند ولیکن در اظهارات ایشان مطالبی مذکور افتاده که با دفاع وکلای خوانده مطابقت دارد چراکه شهود اعلام داشتهاند ملک به نام خوانده بوده ولی در اصل متعلق به مورث طرفین بوده است به نحوی که احداث بنا هم از سوی مورث طرفین صورت گرفته است و در واقع امر واگذاری زمین از سوی زمین شهری به مرحوم صحبت ه. ی مورث طرفین بوده ولی چون نامبرده حائز شرایط واگذاری نبوده است قرارداد به نام خوانده تنظیم شده است که این اظهارات از چند جهت قابل پذیرش نخواهد بود نخست اینکه این اظهارات با صراحت قرارداد واگذاری از سوی مسکن و شهرسازی یا همان زمین شهری سابق که به شرح قرارداد 1/4396-۱۳۶۷/10/۱۷ به صورت عادی و 154161-۱۳۶۹/5/۳۱ به صورت رسمی در دفتر 17 اردبیل تنظیم یافته است در تعارض م. ب. و در معنای انکار مندرجات سند رسمی تنظیمی در دفتر 17 اردبیل بوده که حسب مقررات موضوعه انکار مندرجات اسناد رسمی مسموع نمیباشد در واقع بدون ابطال سند رسمی اخیر ادعای مالکیت مورث طرفین بر رقبهی اشعاری خلاف مقررات آمره دادرسی است دوم اینکه بحث مذکور نتیجهاش این خواهد شد که سند واگذاری به خوانده (هم سند عادی و هم سند رسمی) سند صوری تلقی میشود که این مورد هم با اصول صحت و لزوم و اصول حاکم بر تشکیل قراردادها در تعارض خواهد بود به بیان دیگر از این دو مبحث نتیجه حاصل میشود که نمیتوان به بهانه صوری بودن، نتایج اسناد رسمی صادره به نام افراد را نادیده گرفته و نظم حقوقی جامعه را مختل نمود ثالثاً: پذیرش ادعای خ. ه. د. واقع در معنای اثبات مالکیت مورث طرفین برخلاف سوابق ثبتی رقبه 6 متنازعفیه که مبنی بر مالکیت خوانده بوده، خواهد بود که ماده 22 قانون ثبت از قواعد آمره قانونگذار م. ب. مانع پذیرش آن میگردد به نحوی که با ثبت ملک در دفتر ثبت املاک همه مراجع ملکف به پذیرش مالکیت صاحب سند خواهند بود. رابعاً: اینکه وکلای خوانده در تاریخ ۱۳۹۳/7/۱۵ به موجب صورتجلسه دادگاه اینکه احداث بنا در رقبهی مذکور را از سوی مورث طرفین قبول نمودهاند و اخذ وام از بانک مسکن توسط مورث طرفین برای رقبه اشعاری را تصدیق و به سابقهی تصرف مورث طرفین و خ. ه. تا سال 1393 در محل اذعان نمودهاند تأثیری در ماهیت امر نخواهد داشت چراکه در این مورد خ. ه. میتوانند به طریق مقتضی حق خ. ر. ب. قائممقامی از مورث خود وصول نمایند ضمناً اماره تصرف در مقابل دلیل بر اماره رجحان خواهد داشت بدین وصف دعوی خ. ه. غیرثابت تشخیص و به استناد مواد 22، 46، 48 قانون ثبت و مفهوم مواد 183 و 191 قانون مدنی حکم بر بطلان دعوی صادر و اعلام میدارد. رأی صادره حضوری و ظرف 20 روز از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان اردبیل م. ب. از این رأی توسط محکومٌعلیه فرجامخواهی شده که برابر دادنامه شماره 000312 مورخ ۱۳۹۳/5/۲۸ صادره از این شعبه به لحاظ نقص تحقیقات رأی فرجامخواسته نقض گردیده است. دادگاه مرجوعٌالیه پس از رسیدگی مجدد مطابق دادنامه شماره 001221 مورخ ۱۳۹۳/12/۲۶ دعوی خ. ه. را غیرثابت تشخیص و حکم به بطلان آن صادر نموده است. از رأی صادره خانم م. د.ب. به وکالت از آقای ج. ه.س. و غیره در مهلت قانونی تجدیدنظرخواهی، تقاضای تجدیدنظر نموده است که پس از ارجاع به شعبه پنجم دادگاههای تجدیدنظر استان اردبیل شعبه مرجوعٌالیه برابر تصمیم مورخ ۱۳۹۴/3/۷ به لحاظ اینکه دادنامه تجدیدنظرخواسته در راستای دادنامه صادره از شعبه دهم دیوان عالی کشور صادر شده است. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال نموده است که پس از ارسال و ارجاع به این شعبه و ملاحظه گزارش عضو ممیز هیأت شعبه به شرح، آتی اتخاذ تصمیم مینماید.
رأی شعبه دیوان عالی کشور
رأی شعبه
ن. ب. ا. محکومٌعلیه پس از صدور رأی از دادگاههای عمومی حقوقی اختیار دارد در مهلت 20 روز رأساً تجدیدنظرخواهی نماید یا اینکه پس از انقضای مهلت تجدیدنظرخواهی و قطعیت رأی، در مهلت 20 روز دوم فرجامخواهی کند. از آنجائی ت. ن. خ. پس از ابلاغ رأی در مهلت 20 روز اول مبادرت به تجدیدنظرخواهی نموده است برای دادگاههای تجدیدنظر تکلیف به رسیدگی ایجاد شده است و استدلال شعبه دادگاه تجدیدنظر مبنی به سابقه رسیدگی در دیوان فاقد اساس و مبنای قانونی م. ب.. مستنداً به مواد 367 و 368 قانون آئین دادرسی مدنی رسیدگی به پرونده را در صلاحیت شعبه پنجم دادگاههای تجدیدنظر استان اردبیل تشخیص و مقرر میدارد دفتر پرونده اعاده گردد.
رئیس و عضو معاون شعبه 10 دیوان عالی کشور
هادی عبدالهپور - غلامعلی صدقی
رأی شعبه دیوان عالی کشور
ن. ب. ا. دادگاه در حالی به محتویات دادنامه شماره 001035 – ۱۳۹2/10/30 صادره از شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان اردبیل استناد کرده است که پرونده موضوع آن را مطالبه ننموده و خلاصه مفیدی از آن در پرونده کار منعکس نکرده است. ثانیاً – صرف اثبات عدم مطابقت امضاء صلحنامه حسب نظریه کارشناسی در پرونده دیگر بدون اینکه نظریه کارشناسی آن پرونده به ذینفع ابلاغ و مشارالیه مطابق ماده 260 قانون آیین دادرسی مدنی از حق اعتراض برخوردار باشد فاقد توجیه قضایی است ثالثاً- استناد به آراء دادگاههای دیگر با خواسته و اصحاب متفاوت به لحاظ اینکه مشمول اعتبار امر محکوم بها نمیگردد فاقد توجیه قانونی است رابعاً- ف. خ. راجع به اثبات ادعای خود به شهادت شهود استناد کرده است لازم بوده از شهود وی مطابق مقررات استماع شهادت گردد علیهذا برابر بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی به لحاظ نقص تحقیقات دادنامه فرجامخواسته نقض و رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده رأی (پس از انجام تحقیقات اشعاری) محول میگردد.
رئیس و عضو معاون شعبه 10 دیوان عالی کشور
هادی عبدالهپور - غلامعلی صدقی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
شعبه دیوان عالی کشور
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
استناد به نظریه کارشناسی موجود در پرونده دیگر
در تاریخ 14 دیماه 1392، درخواست الزام به تنظیم سند رسمی شش دانگ عرصه و اعیان یک قطعه زمین در اردبیل به مبلغ 51,000,000 ریال به دادگاه عمومی اردبیل ارائه شد. در این درخواست، ادعا شد که بر اساس سند صلح عادی، متعهد به تنظیم سند رسمی پس از پرداخت اقساط وامهای دریافتی بوده، اما به جای انجام تعهد، سند به نام خود تنظیم و دعوی خلع ید علیه خ. ه. مطرح گردیده است. خوانده نیز با استناد به عدم مالکیت خ. ه. و ادعای جعل در سند صلح، دفاعیات خود را مطرح نمود. <br>پس از بررسی مستندات و استعلامات ثبتی، دادگاه دعوی خ. ه. را غیر ثابت تشخیص داد و حکم به رد دعوی صادر کرد. این رای به دیوان عالی کشور فرجامخواهی شد و دیوان ب. ت. ب. نقص تحقیقات، حکم را نقض و رسیدگی مجدد را به دادگاه مرجوعالیه ارجاع داد. نهایتاً، دیوان عالی کشور ب. ت. ب. عدم انطباق مستندات و نقص تحقیقات، حکم به نقض دادنامه صادره و ارجاع پرونده به دادگاه صادرکننده رای برای انجام تحقیقات لازم صادر نمود.
تاریخ دادنامه قطعی: 1394/08/04
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: استناد به نظریه کارشناسی که در پرونده دیگری ارائه شده و رای بر اساس آن صادر شده است،بدون اینکه نظریه مذکور به ذینفع ابلاغ و مشارالیه از حق اعتراض نسبت به آن برخوردار باشد، فاقد وجاهت قانونی است.
رای خلاصه جریان پرونده
به تاریخ 1392/10/14 آقای ج. ه.س. اصالتا از طرف خود و وکالتا از طرف سایر خواندگان به نام ف.، ز.، ج.، ه.، ب.، ح. همگی ه.س. و الف. الف. با وکالت خانم م. د.ب. به طرفیت آقای ش. ه.س. دادخواستی به خواسته الزام خوانده به تنظیم سند رسمی شش دانگ عرصه و اعیان قطعه --- ، 5552 الی 5555 ، 5557 ، 5559 واقع در بخش یک اردبیل به شرح متن دادخواست با احتساب کلیه خسارات دادرسی م. ب. 51/000/000 ریال تقدیم دادگاههای عمومی اردبیل نموده و در متن دادخواست توضیح داده که خوانده یک قطعه زمین به شرح خواسته از سازمان زمین شهری اخذ و با مورث موکلین اقدام به تنظیم سند صلح رسمی مینماید که به موجب آن مصالح متعهد میگردد که پس از پرداخت اقساط وامهای دریافتی جهت احداث اعیانی، همچنین انجام تمام هزینههای کارسازی شده با حضور در دفاتر اسناد رسمی مبادرت به سند رسمی به نام مورث موکلین نماید که در موعد تعهد به جای تنظیم سند به نام موکلین سند را به نام خود تنظیم نموده است. خوانده به جای ایفای تعهد اقدام به طرح دعوی خلع ید و انتزاع ید همسر مورث موکلین از محل متنازعفیه نموده ب. ت. ب. مواد 105 و 106 قانون ثبت و نظریه اداره حقوقی قوه قضائیه شماره 7/3675 - 1361/08/11 صلح به اقرار ثابت میشود و مورث موکلین حسب <a class="artref" href="/ماده/ماده-219-a_0815110235865">مواد 219 قانون مدنی</a> و 202 از قانون آیین دادرسی مدنی به عنوان قائم مقام مورث خود، استدعای رسیدگی و صدور حکم به الزام خوانده به تنظیم سند رسمی ملک مشروحه در ستون خواسته با احتساب خسارات دادرسی را دارم. خانم ف. ه. ی به وکالت از آقای ش. ه. ی وارد دعوی گردیده پرونده به شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی اردبیل ارجاع گردیده است. دادگاه وقت رسیدگی تعیین و طرفین را دعوت نموده حسب استعلام ثبت پلاک موضوع دعوی به نام آقای ش. ه.س. م. ب.. در تاریخ 1392/11/07 وکلای طرفین حاضر گردیدند. وکیل خ. ه. ا. داشت خواسته ب. ش. د. و لایحه تقدیمی است. وکیل خوانده اعلام نموده سازمان زمین شهری به لحاظ وضع معلولیت جسمی موکل یک قطعه زمین به موکل داده است. به لحاظ اینکه پدر موکل فاقد منزل مسکونی بوده در ملک موکل سکنی داشته و سندی ثبت در 1369/07/01 به نام موکل صادر گردیده است. اولا مصالحه نامه موقعی تنظیم شد که موکل هنوز صاحب رسمی ملک نبوده است و موکل هیچ مالکیتی نداشته است. پس صلح نمیتواند صحیح باشد ثانیا موکل بیسواد است و تابحال هیچ سندی را امضا ننموده است و ثالثا مهر ایشان با مهر دفترچه وام متن مغایرت دارد و امضا زده شده با امضا اداره ثبت مغایر است و در خصوص مال الصلح هیچگونه ملکی از تصرف متصالح به موکل واگذار نشده است. صلحنامه کاملا ساختگی و جعلی م. ب. و حاضرم موضوع به کارشناسی ارجاع شود. وکیل خ. ه. اعلام داشت ادعای بطلان صلح قبل از تنظیم سند رسمی صحیح نمیباشد. چون که صلح در مقام بیع بوده و کلیه آثار بیع شرعی را دارد. ثانیا ادعای جعل ادعایی بیاساس تشخیص آن با دادگاه است. دادگاه به وکیل خواهان ابلاغ مینماید چنانچه بر استفاده از سند صلح خود باقی است اصل سند را ارائه دهد. وکیل خوانده طی لایحهای دادنامه شماره --- - 1392/10/30 صادره از شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان اردبیل که در مقام تایید دادنامه شماره --- - 1392/07/27 شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی اردبیل بوده است ارائه و دادگاه بلافاصله در تاریخ 1392/11/09 ختم رسیدگی اعلام و به شرح دادنامه شماره --- - مورخ 1392/11/09 به لحاظ اینکه سند عادی صلح در دادنامه استنادی دعوی خلع ید رسیدگی گردیده و بیاعتباری آن تشخیص داده شده دعوی خواهان را غیرثابت تشخیص و حکم بر بیحقی خواهان صادر و اعلام نموده است پس از ابلاغ رای خانم م. د.ب. به وکالت از آقای ج. ه.س. از دادنامه شماره --- مورخ 1392/11/09 فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لوایح که هنگام شور قرائت میشود پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه پس از ملاحظه گزارش عضو ممیز به شرح آتی مبادرت به صدور رای مینماید:
رای شعبه دیوان عالی کشور
دعوی آقایان و خانمها 1 - ج. ه.س.
2 - ف.
3 - ز.
4 - ج.
5 - ه.
6 - ب.
7 - ح. همگی ه.س.
8 - الف. خانم ا. همگی با وکالت خانم م. د.ب. به طرفیت آقای ش. ه.س. با وکالت خانم ف. ن. و آقای ش. الف.م.ر. به خواسته الزام خوانده به تنظیم سند رسمی شش دانگ عرصه و اعیان قطعه --- فرعی از --- و 5552 الی 5555 و 5557 الی 5559 واقع در بخش یک اردبیل واقع در شهرک ک. شهر اردبیل با احتساب خسارات دادرسی و حقالوکاله وکیل مقوم بر 51/000/000 ریال که وکیل خواهان در تشریح خواسته اعلام داشته مورث طرفین مرحوم صحبت ه. ی زمینههای دریافت یک قطعه زمین به مشخصات فوق را از سازمان زمین شهری آذربایجان شرقی فراهم نموده و به محض مشخص شدن شمارهی قطعه و میزان و متراژ آن با خوانده سند صلح عادی 15/5/67 منعقد نموده که به موجب آن خوانده متعهد شده که پس از پرداخت اقساط وامهای دریافتی جهت احداث اعیانی و همچنین انجام تمامی هزینههای کارسازی شده با حضور در یکی از دفاتر اسناد رسمی نسبت به تنظیم سند رسمی به نام مورث طرفین اقدام نماید نظر به حلول موعد انجام تعهد و فوت مورث موکلین نامبرده به جای تنظیم سند رسمی انتقال به نام قائممقام مورث موکلین (خ. ه.) اقدام به تنظیم سند رسمی به نام خود نموده و با طرح دعوی خلعید باعث ید همسر مورث طرفین (خواهان ردیف آخر) و سایرین از رقبهی مذکور شده است و این در حالی است که برابر مواد 105 و 106 قانون ثبت عمل وی بعد از تنظیم و انعقاد عقد صلح وصف جزایی داشته لذا صدور حکم به شرح خواسته تقاضا شده است که در این مورد علاوه بر صلحنامه به اظهارات شهود نیز استناد شده که وکلای خ. د. پ. به دعوی مطروحه با تکذیب ادعای خ. ه. نسبت به اصالت سند عادی صلحنامه ادعای جعل نمودهاند و با استناد به سند رسمی صادره به نام خوانده ادعای خ. ه. را خلاف مقررات ثبت خصوصا ماده 22 قانون مرقوم دانستهاند دادگاه مرجوعٌالیه وضعیت ثبتی عمل را استعلام نموده که پاسخ استعلام ثبتی حکایت از مالکیت رسمی خوانده بر رقبهای اشعاری داشته است و اصالت سند صلحنامه نیز مورد رسیدگی قرار گرفته و از شهود تعرفه خ. ه. استماع شهادت صورت گرفته است در نهایت دادگاه با این استدلال که «با عنایت به شرح معنونه» دادخواست تقدیمی وکیل خ. ه. و مستندات ابرازی ایشان، پاسخ وکلای خوانده در قبال ادعای مطروحه، پاسخ استعلام ثبتی، موادی گواهی گواهان تعرفه خ. ه. و نظریه مستدل و مستند کارشناسان بدوی و هیات سه نفره کارشناسی که نظریه اخیر مصون از هرگونه ایراد و تعرض باقی مانده است ن. ب. ا. اولا: ادعای خ. ه. مستند به سند عادی صلحنامه بوده که الف: اصالت آن مورد تایید هیات سه نفره کارشناسی و همینطور کارشناس بدوی قرار نگرفته است لذا ملزم نمودن فردی به نتایج حاصله از سندی که انتساب آن به خوانده ثابت نشده است خلاف مقررات قانون مدنی و آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در بحث ادله دعوی خواهد بود به عبارت دیگر با عدم ثبوت اصالت سند عادی صلحنامه سند مذکور از عداد دلایل خ. ه. خارج شده است ب: از نظر شکلی سند عادی صلحنامه نیز در پذیرش سند مذکور ایراد اساسی قانونی وجود دارد چراکه صلح اموال غیرمنقول ثبت شده لزوما میبایست به موجب سند رسمی صورت گیرد در حالی که سند مبحوثعنه به صورت سند عادی بوده لذا قابل پذیرش در محاکم نخواهد بود ثانیا: هر چند شهود شهود عینی اتفاقات بین مورث طرفین و خوانده نبودهاند ولیکن در اظهارات ایشان مطالبی مذکور افتاده که با دفاع وکلای خوانده مطابقت دارد چراکه شهود اعلام داشتهاند ملک به نام خوانده بوده ولی در اصل متعلق به مورث طرفین بوده است به نحوی که احداث بنا هم از سوی مورث طرفین صورت گرفته است و در واقع امر واگذاری زمین از سوی زمین شهری به مرحوم صحبت ه. ی مورث طرفین بوده ولی چون نامبرده حائز شرایط واگذاری نبوده است قرارداد به نام خوانده تنظیم شده است که این اظهارات از چند جهت قابل پذیرش نخواهد بود نخست اینکه این اظهارات با صراحت قرارداد واگذاری از سوی مسکن و شهرسازی یا همان زمین شهری سابق که به شرح قرارداد 1/4396 - 1367/10/17 به صورت عادی و 154161 - 1369/05/31 به صورت رسمی در دفتر 17 اردبیل تنظیم یافته است در تعارض م. ب. و در معنای انکار مندرجات سند رسمی تنظیمی در دفتر 17 اردبیل بوده که حسب مقررات موضوعه انکار مندرجات اسناد رسمی مسموع نمیباشد در واقع بدون ابطال سند رسمی اخیر ادعای مالکیت مورث طرفین بر رقبهی اشعاری خلاف مقررات آمره دادرسی است دوم اینکه بحث مذکور نتیجهاش این خواهد شد که سند واگذاری به خوانده (هم سند عادی و هم سند رسمی) سند صوری تلقی میشود که این مورد هم با اصول صحت و لزوم و اصول حاکم بر تشکیل قراردادها در تعارض خواهد بود به بیان دیگر از این دو مبحث نتیجه حاصل میشود که نمیتوان به بهانه صوری بودن، نتایج اسناد رسمی صادره به نام افراد را نادیده گرفته و نظم حقوقی جامعه را مختل نمود ثالثا: پذیرش ادعای خ. ه. د. واقع در معنای اثبات مالکیت مورث طرفین برخلاف سوابق ثبتی رقبه 6 متنازعفیه که مبنی بر مالکیت خوانده بوده، خواهد بود که ماده 22 قانون ثبت از قواعد آمره قانونگذار م. ب. مانع پذیرش آن میگردد به نحوی که با ثبت ملک در دفتر ثبت املاک همه مراجع ملکف به پذیرش مالکیت صاحب سند خواهند بود. رابعا: اینکه وکلای خوانده در تاریخ 1393/07/15 به موجب صورتجلسه دادگاه اینکه احداث بنا در رقبهی مذکور را از سوی مورث طرفین قبول نمودهاند و اخذ وام از بانک مسکن توسط مورث طرفین برای رقبه اشعاری را تصدیق و به سابقهی تصرف مورث طرفین و خ. ه. تا سال 1393 در محل اذعان نمودهاند تاثیری در ماهیت امر نخواهد داشت چراکه در این مورد خ. ه. میتوانند به طریق مقتضی حق خ. ر. ب. قائممقامی از مورث خود وصول نمایند ضمنا اماره تصرف در مقابل دلیل بر اماره رجحان خواهد داشت بدین وصف دعوی خ. ه. غیرثابت تشخیص و به استناد مواد 22 ، 46 ، 48 قانون ثبت و مفهوم مواد 183 و 191 قانون مدنی حکم بر بطلان دعوی صادر و اعلام میدارد. رای صادره حضوری و ظرف 20 روز از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان اردبیل م. ب. از این رای توسط محکومٌعلیه فرجامخواهی شده که برابر دادنامه شماره --- مورخ 1393/05/28 صادره از این شعبه به لحاظ نقص تحقیقات رای فرجامخواسته نقض گردیده است. دادگاه مرجوعٌالیه پس از رسیدگی مجدد مطابق دادنامه شماره --- مورخ 1393/12/26 دعوی خ. ه. را غیرثابت تشخیص و حکم به بطلان آن صادر نموده است. از رای صادره خانم م. د.ب. به وکالت از آقای ج. ه.س. و غیره در مهلت قانونی تجدیدنظرخواهی، تقاضای تجدیدنظر نموده است که پس از ارجاع به شعبه پنجم دادگاههای تجدیدنظر استان اردبیل شعبه مرجوعٌالیه برابر تصمیم مورخ 1394/03/07 به لحاظ اینکه دادنامه تجدیدنظرخواسته در راستای دادنامه صادره از شعبه دهم دیوان عالی کشور صادر شده است. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال نموده است که پس از ارسال و ارجاع به این شعبه و ملاحظه گزارش عضو ممیز هیات شعبه به شرح، آتی اتخاذ تصمیم مینماید.
ن. ب. ا. محکومٌعلیه پس از صدور رای از دادگاههای عمومی حقوقی اختیار دارد در مهلت 20 روز راسا تجدیدنظرخواهی نماید یا اینکه پس از انقضای مهلت تجدیدنظرخواهی و قطعیت رای، در مهلت 20 روز دوم فرجامخواهی کند. از آنجائی ت. ن. خ. پس از ابلاغ رای در مهلت 20 روز اول مبادرت به تجدیدنظرخواهی نموده است برای دادگاههای تجدیدنظر تکلیف به رسیدگی ایجاد شده است و استدلال شعبه دادگاه تجدیدنظر مبنی به سابقه رسیدگی در دیوان فاقد اساس و مبنای قانونی م. ب.. مستندا به مواد 367 و 368 قانون آیین دادرسی مدنی رسیدگی به پرونده را در صلاحیت شعبه پنجم دادگاههای تجدیدنظر استان اردبیل تشخیص و مقرر میدارد دفتر پرونده اعاده گردد.
رئیس و عضو معاون شعبه --- دیوان عالی کشور
ن. ب. ا. دادگاه در حالی به محتویات دادنامه شماره --- - 1392/10/30 صادره از شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان اردبیل استناد کرده است که پرونده موضوع آن را مطالبه ننموده و خلاصه مفیدی از آن در پرونده کار منعکس نکرده است. ثانیا - صرف اثبات عدم مطابقت امضا صلحنامه حسب نظریه کارشناسی در پرونده دیگر بدون اینکه نظریه کارشناسی آن پرونده به ذینفع ابلاغ و مشارالیه مطابق ماده 260 قانون آیین دادرسی مدنی از حق اعتراض برخوردار باشد فاقد توجیه قضایی است ثالثا- استناد به آراء دادگاههای دیگر با خواسته و اصحاب متفاوت به لحاظ اینکه مشمول اعتبار امر محکوم بها نمیگردد فاقد توجیه قانونی است رابعا- ف. خ. راجع به اثبات ادعای خود به شهادت شهود استناد کرده است لازم بوده از شهود وی مطابق مقررات استماع شهادت گردد علیهذا برابر بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی به لحاظ نقص تحقیقات دادنامه فرجامخواسته نقض و رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده رای (پس از انجام تحقیقات اشعاری) محول میگردد.
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 95
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
شرط استحقاق وجه التزام در عقود معاوضی
مواد 219 و 220 و 221 و 222 و 223 و 225 و 226 قانون آیین دادرسی مدنی و 198 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به محکومی
-
رأی
هماستناد
تفاوت «لغو» و «انفساخ » قرارداد
مواد 219 قانون مدنی و 198 قانون آیین دادرسی مدنی به این نتیجه رسید که واژه
-
رأی
هماستناد
تعارض متن دست نویس مبایعه نامه با قسمت تایپی
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 219
-
رأی
هماستناد
حدود اختیاردادگاه دردعوای اعتراض ثالث
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 219
-
رأی
هماستناد
حکم الزام شرکت بازرگانی به تحویل 52 بشکه روغن و پرداخت هزینه دادرسی در دعوی خریدار علیه شرکت
مواد 219، 220، 338، 351، 362، 369 و 375 قانون مدنی و همچنین مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
استناد به نظریه کارشناسی موجود در پرونده دیگر
مواد 219 قانون مدنی و 202 از قانون آیین دادرسی مدنی به عنوان قائم مقام مور
-
رأی
هماستناد
اثر تبدیل تعهد به علت تعویض چک بر ثبوت حق فسخ
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 219
-
رأی
هماستناد
اثر عدم درج ثمن در مبایعه نامه
مواد 219، 220، 223 و 338 قانون مدنی و همچنین مواد 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اقرار عملی به رجوع از طلاق خلع
قانون آیین دادرسی مدنی و همچنین ماده 219
-
رأی
هماستناد
شرایط دعوای تنفیذ فسخ قرارداد اجاره
قانون آیین دادرسی مدنی و همچنین مواد 219
-
رأی
هماستناد
تصرفات منافی حق مرتهن در عین مرهونه
ماده 219 قانون مدنی و 515 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به الزام خوانده ردیف
-
رأی
هماستناد
مقدمات دعوای الزام به تنظیم سند رسمی
مواد 219 و 220 قانون مدنی و همچنین مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تاخیر تادیه علیرغم وجود وجه التزام مطالبه خسارت تاخیر تادیه در فرض عدم اجرای رای داوری
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 219
-
رأی
هماستناد
تفاوت دعاوی الزام به تحویل مبیع و خلع ید
مواد 219 و 10 قانون مدنی و 515 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به محکومیت خوانده به
-
رأی
هماستناد
قابلیت اقامه دعوی اثبات مالکیت
مواد 219 و 220 و 230 قانون مدنی و 515 و 519 و 520 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به محکومی
-
رأی
هماستناد
الزام به انتقال رسمی سند و پرداخت هزینههای دادرسی؛ نقض حکم بدوی و عودت پرونده به دلیل نقص رسیدگی ماهیتی
مواد 219 و 259 از قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه ضمن نقض دادنامه مورد واخواهی قراراب
-
رأی
هماستناد
خواندگان دعوای فک رهن
مواد 219 ، 220 ، 223 و 10 قانون مدنی و 47 و 46 قانون ثبت اسناد و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ابلاغ در اقامتگاه انتخابی
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 219
-
رأی
هماستناد
مصادف شدن روز حضور در دفترخانه با تعطیلی
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 219
-
رأی
هماستناد
رابطه تحویل مبیع غیرمنقول و تنظیم سند رسمی
مواد 219، 220، 221، 223 و 226 قانون مدنی و همچنین مواد 519 و 520 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اشتباه در تحویل مبیع پس از تنظیم سند رسمی
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 219
-
رأی
هماستناد
اثر اسقاط حق تجدیدنظرخواهی بر فرجام خواهی
مواد 219 ، 220 ، 223 ، 338 ، 391 و 392 از قانون مدنی ناظر به مواد 198 و 515 و 519 از قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شرایط استناد دادگاه به حکم دادگاه دیگر
مواد 219 قانون مدنی و 202 از قانون آیین دادرسی مدنی به عنوان قائم مقام مور
-
رأی
هماستناد
واگذاری مستقل پارکینگ آپارتمان
مواد 219، 10 و 220 قانون مدنی و همچنین مواد 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نحوه تعیین مبیع در معاملات مربوط به آپارتمانتعهد به خرید آپارتمان به صورت کلی در معبن
قانون آیین دادرسی مدنی و همچنین مواد 219
-
رأی
هماستناد
قلمرو مسئولیت ضامن
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 219
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای ممتنع شدن شرط ضمن عقد
مواد 219 و 240 و 1257 و 1258 قانون مدنی مواد 197 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
الزام به تنظیم سند رسمی ملک مرهونه
قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21 و مواد 219
-
رأی
هماستناد
(1)- طرح مجدد دعوی به اتکاء اسناد جدید (2)- شرط دعوی الزام به تسلیم در املاک ثبت شده
مواد 219، 220 و 221 قانون مدنی و همچنین مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شرایط دعوای تنفیذ فسخ قرارداد اجاره
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 219
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای ممتنع شدن شرط ضمن عقد
مواد 219 و 240 و 1257 و 1258 قانون مدنی مواد 197 و519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
قلمرو مسئولیت ضامن
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 219
-
رأی
هماستناد
شرایط استناد دادگاه بهحکم دادگاه دیگر
مواد 219 قانون مدنی و 202 از قانون آیین دادرسی مدنی به عنوان قائم مقام مور
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تأخیر تأدیه در فرض عدم اجرای رای داوری
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 219
-
رأی
هماستناد
دعوی اثبات مالکیت منافی با سابقه ثبتی
مواد 219 و220 و230 قانون مدنی و 515و519و520 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به محکومیت تض
-
رأی
هماستناد
تغییر نام طرفین دعوا در دادخواست
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 219
-
رأی
هماستناد
(1)- طرح مجدد دعوی به اتکاء اسناد جدید (2)- شرط دعوی الزام به تسلیم در املاک ثبت شده
مواد 219 و 220 و 221 قانون مدنی و 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن صدور حکم به تنف
-
رأی
هماستناد
تصرفات منافی حق مرتهن در عین مرهونه
ماده 219 قانون مدنی و 515 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به الزام خوانده ردیف
-
رأی
هماستناد
تنفیذ ضمنی معامله فضولی
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 219
-
رأی
هماستناد
تفاوت دعاوی الزام بهتحویل مبیع و خلعید
مواد 219 و 10 قانون مدنی و 515 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به محکومیت خوانده به
نظریات مشورتی 5
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/95/2426 مورخ 1395/09/29 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص شرط استماع دعوای مدعی جعلیت بعد از صدور رأی با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 219 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی که مقرر د
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1402/923 مورخ 1403/03/08 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 219 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/178 مورخ 1397/02/05
ماده 260 قانون آیین دادرسی مدنی به چه نحوی است آیا نیاز به نشر آگهی مجدد م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/93/288 مورخ 1393/02/14
مواد 260، 259، 73 و 64 قانون آیین دادرسی مدنی است یا خیر
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/178 مورخ 1397/02/05 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص موارد تکرار دعوت خوانده از طریق انتشار آگهی در روزنامه برای جلسات بعدی یا ابلاغ رأی و اوراق دعوی با اصلاحات و ا
ماده 260 قانون آیین دادرسی مدنی به چه نحوی است آیا نیاز به نشر آگهی مجدد م
نشستهای قضایی 6
-
نشست قضایی
هماستناد
بررسی تکلیف دادگاه در خصوص اظهار انکار و تردید نسبت به قسمتی از سند ارائه شده در جلسه اول رسیدگی
ماده 219 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 و اظهار انکار یا تردید موضوع ماد
-
نشست قضایی
هماستناد
قابلیت طرح دعوی اثبات جعلیت سند به صورت مستقل و ابتدائی
ماده 219 قانون آیین دادرسی مدنی مبنی بر اینکه دادگاه به ادعای جعلیت بعد از
-
نشست قضایی
هماستناد
بررسی شمول ماده 96 قانون آیین دادرسی مدنی نسبت به سند جعلی
مواد 219 و 220 قانون آیین دادرسی مدنی در رسیدگی ادعای جعلیت نیز باید رعایت شود
-
نشست قضایی
هماستناد
بررسی ضرورت تشکیل جلسه تفهیم موضوع کارشناسی
ماده 260 قانون آیین دادرسی مدنی نیز همین را مقرر داشته است
-
نشست قضایی
هماستناد
اعتراض به نظر کارشناس
ماده 260 قانون آیین دادرسی مدنی صراحتی در خصوص اینکه دادگاه مکلف به پذیرش
-
نشست قضایی
هماستناد
اعتراض ذی نفع به نظر کارشناس
ماده 260 قانون آیین دادرسی مدنی جدید
مواد مرتبط 4
-
اعمال
از این صفحه
ماده 219 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
مواد 219 قانون مدنی و 202 از قانون آیین دادرسی مدنی به عنوان قائم مقام مور
-
اعمال
از این صفحه
ماده 219 — قانون مدنی
مواد 219 قانون مدنی و 202 از قانون آیین دادرسی مدنی به عنوان قائم مقام مور
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 260 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 260 قانون آیین دادرسی مدنی از حق اعتراض برخوردار باشد فاقد توجیه قضای
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 401 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی به لحاظ نقص تحقیقات دادنامه فرجام خواسته ن
دکترین 40
-
مقاله
هماستناد
تصرف مجاز و عدم بهره برداری شخصی — گزارش حساب عواید و منافع حافظ افزون
مواد 10، 219 و 617 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تصرف مجاز و عدم بهره برداری شخصی — چنانچه داد باخته و داد برده با
مواد 10، 219 و 617 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تصرف مجاز و عدم بهره برداری شخصی — چنانچه داد باخته و داد برده با
مواد 10، 219 و 617 ق.م
-
مقاله
هماستناد
گسست حکم ماده ۹۶ ق
مواد 10، 219 و 220 ق.م
-
مقاله
هماستناد
در پیوند با حکم ماده ۹۶ ق
مواد 10، 219 و 220 ق.م
-
مقاله
هماستناد
در پیوند با حکم ماده ۹۶ ق
مواد 10، 219 و 220 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای قواعد مستثنیات دین
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای قواعد مستثنیات دین — به هنگام اجرای حکم توافق دو سوی
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
واگذاری صلاحیت تشخیص — با در نظر گرفتن جنبه های امری
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
واگذاری صلاحیت تشخیص — حالت دوم در هنگام اجرای حکم است
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اعتراض شخص ثالث به بازداشت مال — برخی بستانکاران مانند بانک ها در قراردادهای
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اعتراض شخص ثالث به بازداشت مال — برخی بستانکاران مانند بانک ها در قراردادهای
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبایعه نامه ها و قولنامه ها — در بین اسناد عادی مدرکیه معترض ثالث
مواد 10، 219، 220 و 362 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبایعه نامه ها و قولنامه ها — سند عادی دیگر در دعوای اعتراض ثالث
مواد 10، 219، 220 و 362 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبایعه نامه ها و قولنامه ها — سند عادی دیگر در دعوای اعتراض ثالث
مواد 10، 219، 220 و 362 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تعلق خاطر بیشتر صاحب مال
مواد 219 و 362 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تعلق خاطر بیشتر صاحب مال — بی گمان مال غیر منقول برای صاحب
مواد 219 و 362 ق.م
-
مقاله
هماستناد
د تفسیر به اعتبار نوع تفسیر — تفسیر قانون از جهت نوع تفسیر به
ماده 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
د تفسیر به اعتبار نوع تفسیر — تفسیر اصولی تفسیری که متکی بر اصول
ماده 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
د تفسیر به اعتبار نوع تفسیر — تفسیر اصولی تفسیری که متکی بر اصول
ماده 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
راه های شناخت اصول
ماده 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
راه های شناخت اصول — (الف) قانونگذار صراحتاً آن را بیان و
ماده 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
راه های شناخت اصول — ب از طریق کدهای قانونگذاری مثلاً آنچه
ماده 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
راه های شناخت اصول — ب از طریق کدهای قانونگذاری مثلاً آنچه
ماده 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری سیرجان مرداد ۸۱ — مسائل و اندیشه های قضایی راجع به
ماده 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری سیرجان مرداد ۸۱ — آیا بیمه عقد لازم است یا جائز؟
ماده 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری سیرجان مرداد ۸۱ — آیا بیمه عقد لازم است یا جائز؟
ماده 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
هدف از تنفیذ قرارداد عادی — سؤال هدف از تنفیذ قراردادهای عادی چیست؟
مواد 190، 10، 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
هدف از تنفیذ قرارداد عادی — اگرچه طبق ماده ۲۲ ۴۶ و ۴۷
مواد 190، 10، 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
هدف از تنفیذ قرارداد عادی — اگرچه طبق ماده ۲۲ ۴۶ و ۴۷
مواد 190، 10، 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
وضعیت حقوقی فروش اقساطی و آثار مترتب بر آن
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
وضعیت حقوقی فروش اقساطی و آثار مترتب بر آن — نشست قضایی (۱) مدنی نظر به اصل
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
وضعیت حقوقی فروش اقساطی و آثار مترتب بر آن — نشست قضایی (۱) مدنی نظر به اصل
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
وضعیت حقوقی فروش اقساطی و آثار مترتب بر آن — آیا خریدار میتواند الزام به تنظیم سند
ماده 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
وضعیت حقوقی فروش اقساطی و آثار مترتب بر آن — پاسخ سؤال در هر دو فرض مطروحه
ماده 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
وضعیت حقوقی فروش اقساطی و آثار مترتب بر آن — پاسخ سؤال در هر دو فرض مطروحه
ماده 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری شهرکرد اسفند ۷۹
ماده 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری شهرکرد اسفند ۷۹
ماده 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری مرند اردیبهشت ۸۳ — شخصی سیم کارت تلفن همراه خ
ماده 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری مرند اردیبهشت ۸۳ — سؤال - شخصی سیم کارت تلفن همراه
ماده 219 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
