رأی
تجدیدنظرخواهی از حکم حجر
رأی خلاصه جریان پرونده
آقای م.ر. بطرفیت آقای م.ر. و ظاهراً دادستان هشتگرد، دادخواستی به خواستۀ صدور حکم حجر خ. ر. ا. مستند به گواهی اهالی محل سکونت خوانده که کردان خیابان ... پلاک ... اعلام شده است، دادخواستی به محاکم حقوقی هشتگرد تقدیم نموده است. در متن دادخواست، خ. ت. د. است: پدرمان پیر و سالخورده و از کار افتاده و بیمار م. ب.. حدود 10 سال است نسبت به امور روزانه و اموال، درک و حواس درستی ندارد و از نظر عقل و روان، ناتوان و محجور م. ب.. تقاضای رسیدگی و صدور حکم مورد درخواست است. پرونده به شعبه پنجم حقوقی هشتگرد ارجاع شده است. دادگاه خوانده را جهت معاینه و تشخیص حجر و اینکه آیا وی توانائی امور خویش را دارد یا خیر؟ به پزشکی قانونی شهرستان ساوجبلاغ معرفی نموده است. در برگ 11 پرونده، نظریه پزشکی بدین شرح اعلام شده است؛ گواهی اول:«صاحب تصویر فوق معاینه و مصاحبه شد. نامبرده در حال حاضر مبتلا به درجات شدیدی از زوال قوای عالیه مغزی است و توانائی اداره امور خود را ندارد. ب. ت. ب. عدم ارائه مستندات بالینی، تاریخ شروع این وضعیت از تاریخ معاینه تعیین می گردد.»; درتاریخ 24/3/93 در وقت فوق العاده، دادگاه با حضور خواهان و خوانده آقای م.ر. فرزند ص. وارد رسیدگی شده است. خ. گ. ا.: خوانده قدرت ادارۀ اموال خود را ندارد. متولد 1308 م. ب.. صدور حکم حجر وی مورد درخواست است. چون به لحاظ کهولت سن، توانائی و توان عقلی خویش را تقریباً از دست داده است. دادگاه خطاب به خوانده: چند تا فرزند دارید و اسامی آنها چیست؟ پاسخ داده است: نمی دانم چند تا بچه دارم و دختر ندارم و نوه هم ندارم. در این موقع خ. گ. ا.: هم دختر دارد و هم نوه، ولی حواس ندارد و نمی تواند بگوید. در مورد شغلش گفته است: 50-60 سال است که در حال خوردن و خوابیدن می باشم و قبل از آن رعیت بودم. در جواب سؤال دادگاه بر اساس مندرجات صورت جلسه ی دادگاه گفته است: زمینی ندارم. خانه ندارم. ماشینی ندارم. خواهان نیز اظهار داشته است: همه چیز دارد، ولی حواس ندارد که بیان کند. نماینده دادستان که در جلسه حضور داشته است، اظهار داشته ب. ت. ب. مصاحبه حضوری و نظر پزشکی قانونی، با صدور حکم حجر وی موافقم. دادگاه با اعلام ختم دادرسی، طی دادنامۀ 0033/93 درتاریخ 24/3/93 بدین شرح پس از مقدمه ای که از سیر دادرسی و اظهارات خواهان و متن دادخواست او و نیز مصاحبه انجام گرفته شده با او در محضر دادگاه، با حضور نماینده دادستان و خواسته خواهان که صدور حکم حجر خوانده، پدرش، بلحاظ زوال عقلی وی بوده و نیز نظریه پزشکی قانونی که طی نامه شماره 31/2/3/9671 حکایت از حجر خوانده داشته و بر عدم توانائی ادارۀ امورش در حال حاضر حکایت دارد و اعمال خوانده در جلسۀ دادرسی 24/3/93 این دادگاه، مؤید نظریۀ مذکور است؛ مستنداً به ماده 1207 قانون مدنی، حکم حجر آقای م.ر. فرزند ص. به لحاظ ابتلاء به درجات شدید زوال قوای عالیه مغزی از تاریخ 18/3/93 که نظریه پزشکی قانونی اعلام شده است، صادر نموده است. از این رأی که در همان روز به خواهان ابلاغ شده، وی که در دادخواست خواهان بوده گفته است اعتراض ندارد (برگ 15 پرونده)، لیکن در تاریخ 28/3/93، وی طی لایحه ای (برگ 21 پرونده)، تجدیدنظرخواهی نموده است. در متن لایحه ی وی که منضم به دادخواست تجدیدنظرخواهی ازسوی او با استشهادیه ای که دلالت بر زوال عقل پدرش دارد، گفته است چون محجوریت پدرم احراز گردیده ولی بر اساس مدارک و مستندات غیر قابل انکار، حداقل 8 سال است که نامبرده مبتلا به درجات شدید زوال عقل عالیه عقلی م. ب. که گواهی پزشکان معالج وی، که تصویر آن پیوست است، مؤید این امراست. لذا نقض دادنامه بدوی در آن بخش که حکم حجر از تاریخ 18/3/93 صادر گردیده مورد درخواست است و درخواست جلب نظر کارشناس پزشکی قانونی م. ا.. درتاریخ 6/5/93 دادگاه تجدیدنظر استان البرز شعبه پنجم که پرونده جهت رسیدگی به آن شعبه ارجاع شده است، بدین شرح در مقام تجدیدنظرخواهی او انشاء رأی نموده است: «درخصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.ر. نسبت به دادنامه شماره 500033 صادره از شعبه 5 دادگاه عمومی حقوقی هشتگرد مندرج در کلاسه 930061 که بموجب آن حکم به حجر آقای م.ر. از تاریخ 18/3/93 صادر شد و در مهلت مقرر قانونی مورد اعتراض ت. ن. خ. واقع و طی لایحه اعتراضیه ارسالی تقاضای تجدیدنظرخواهی نموده، با بررسی محتویات پرونده و لایحه اعتراضیه اعتراض تجدیدنظرخواه، ب. ت. ب. اینکه ت. ن. خ. اعتراض و ایراد یا دفاع مؤثری که موجبات نقص دادنامه معترض ٌعنه را فراهم سازد، ارائه ننموده و ایرادات ابرازی، در حدی نیست که فعل یا خدشه در ارکان آن ایجاب نماید، از طرف دیگر دادنامه تجدیدنظرخواسته نیز با رعایت اصول و قواعد دادرسی صادر و فاقد ایراد یا اشکال عمده بوده در نتیجه موضوع، مشمول هیچ یک از جهات مندرج در ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 نبوده، لذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی به تجویز ذیل ماده 358 قانون مارالذّکر، دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید می نماید.»; برابر ماده 27 قانون امور حسبی، تصمیم دادگاه در امور حسبی قابل پژوهش و فرجام نیست، جز آنچه در قانون تصریح شده است. ماده 57 در مورد صدور حکم حجر پس از هرگونه تحقیقات لازم توسط دادگاه است. وفق ماده 65، قبل از قطعی شدن حکم حجر اقدام به تعیین قیم می گردد. در ماده 66، دادگاه قیم را دارای حق تجدیدنظرخواهی از تصمیمات دادگاه دانسته است، از جمله راجع به حکم حجر. ماده 71، در مورد ابتدای تاریخ حجر که بر دادگاه معلوم شده، گفته است باید در حکم خود قید نماید؛که درتاریخ 10/6/93 به آقای م.ر. ابلاغ حضوری دربرگ 4 پرونده 930424 شده است. وی طی دادخواست ثبت شده، به شماره 58-23/6/93 فرجام خواهی کرده است و دادخواست فرجامی او بطرفیت پدرش اقامه شده است که هنگام شور، لایحۀ وی با گزارش پرونده قرائت می شود.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای … دیوان عالی کشور، اجمالاً مبنی بر صدور حکم شایسته ب. ت. ب. محتویات پرونده مورد تقاضاست. درخصوص دادنامه شماره 574/93 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده، چنین رأی می دهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
گرچه اعلام کننده حجر، بر اساس موازین قانونی و قانون امور حسبی، هر یک از منسوبین محجور مورد نظر می تواند باشد، لیکن پس از صدور حکم حجر یا رد آن، اعلام کننده سمتی برای اعتراض به رأی ندارد؛ زیرا مواد 67 و 66 قانون امور حسبی، کسانی را که حق اعتراض به رأی بدوی دارند، احصاء کرده است. فقط شخص مورد نظر و قیم و یا دادستان، حق تجدیدنظرخواهی را دارند. بنابمراتب آقای م.ر. پس از صدور حکم حجر پدرش، چنانچه نسبت به تاریخ شروع حجر اعتراض داشت، چون وی سمت قانونی برای تقدیم دادخواست تجدیدنظرخواهی نداشته است، باید با مراجعه به سرپرستی دادسرای عمومی و انقلاب کرج، اقدام قانونی برای تعیین قیم برای پدر محجورش معمول می داشت تا در صورتی که وی قیم پدرش می شد، با داشتن سمت قانونی نسبت به تصحیح تاریخ شروع حجر محجور مندرج در رأی صادره به دادگاه صادر کننده رأی (دادگاه بدوی) دادخواست تصحیحی می داد. بنا به مراتب اعتراض او بر رأی بدوی درحالیکه سمت قانونی برای این اعتراض نداشته است، قابلیت استماع نداشته، رأی فرجام خواسته که بدون توجه به مراتب ماهیتی صادر شده، مستنداً به بند 5 و 10 ماده 84 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، صحیح نبوده است؛ بلکه دادگاه محترم تجدیدنظر باید وفق ماده 89 قانون مرقوم، مبادرت به صدور قرار رد دعوی می کرد و مشارٌالیه را ارشاد قانونی برای پیشنهاد قیم برای محجور برای حفظ حقوق قانونی محجور و افراد ذینفع در موضوع می نمود. بنابمراتب مستنداً به بند 3 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، رأی فرجام خواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی قانونی به شعبه هم عرض دادگاه محترم صادرکننده رأی منقوض، ارجاع می گردد.
رئیس شعبه 41 دیوان عالی کشور - مستشار - عضو معاون
رازینی - ناصح - یکتن خدائی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2
موارد مرتبط 87
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
تذکر مرجع تجدیدنظر به دادگاه بدوی به لحاظ عدم رعایت قوانین
ماده 1207 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
صدور و تأیید حکم حجر به دلیل زوال عقل در دادگاه خانواده و تجدیدنظر استان کرمانشاه و تأیید دیوان عالی کشور
مواد 1207 و 1208 و 1210 و 1211 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
خواندگانِ دعوایِ حجرِ متوفی
ماده 1207 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تفاوت جنون در علم پزشکی و حقوق
مواد 1207، 1211 و 1213 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تفاوت حجر و ورشکستگی
ماده 1207 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از حکم حجر
ماده 1207 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
بار اثبات در معاملات مجنون ادواری
مواد 1207 و 1210 و 1211 و 1223 از قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای عدم اهلیت خواهان
مواد 1207 و 1208 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
نقش نظریه کارشناسی در خصوص حجر
مواد 1207 و 1208 و 1210 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
بار اثبات در معاملات مجنون ادواری
مواد 1207 و 1210 و 1211 و 1223 از قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
نقش نظریه کارشناسی در خصوص حجر
مواد 1207 و 1208 و 1210 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تفاوت حجر و ورشکستگی
ماده 1207 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
رأی خلاصه جریان پرونده
مواد 1207 و 1208 و 1210 و 1211 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تذکر مرجع تجدیدنظر به دادگاه بدوی به لحاظ عدم رعایت قوانین
ماده 1207 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
رأی وحدت رویه شماره 753 دیوان عالی کشور با موضوع: عزل و تعیین قیم جدید و تعیین قیم موقت و سایر امور محجور که راجع به دادگاه است با دادگاهی است که بدواً تعیین قیم کرده است
با ا
قانون امور حسبی و تبصره ذیل ماده 27
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از حکم عزل ناظر و نصب قیم محجور
مواد 1207 و 1208 و 1217 قانون مدنی حکم حجر نامبرده را صادر و تاریخ شروع آن را آذر 92 اعلا
-
رأی
هماستناد
ادعای حجر به جهت عدم توانایی اداره امور مالی
ماده 1207 قانون مدنی و نظریه پزشکی قانونی مبنی بر سفاهت مورد نظر
-
رأی
هماستناد
مرجع احراز عدم توانایی محجور در اداره امور مالی خود
مواد 1207 و 1208 قانون مدنی و 57 قانون امور حبسی حکم حجر آقای ن
-
رأی
هماستناد
درخواست صدور حکم حجر بعد از فوت
مواد 1207 ، 1208 و 1214 قانون مدنی دادنامه معترض عنه را نقض و با لحاظ گواهی مورخ 1385/02/
-
رأی
هماستناد
دعوی فسخ نکاح به لحاظ جنون زوج
مواد 1207 و 1214 قانون مدنی و عدم وجاهت قانونی طرح دعوی علیه مجنون
-
رأی
هماستناد
استرداد هدایای ایام نامزدی پس از ازدواج
ماده 1207 قانون مدنی هدایایی که از طرف اقوام زوجین به آن ها داده می شود به
-
رأی
هماستناد
درخواست شفاهی در امور حسبی
مواد 1207 و 1210 قانون مدنی حکم بر محجوریت نامبرده صادر و اعلام می نماید امور محجو
-
رأی
هماستناد
وضعیت معاملات سفیه و شخص عاجز از اداره اموال
مواد 1207 و 1210 و 1211 قانون مدنی حکم به حجر خانم الف
-
رأی
هماستناد
زمان شروع حجر در فرض بیماری دماغی
ماده 1207 قانون مدنی نامبرده با توجه به نظریه پزشکی قانونی از تاریخ 1389/03
-
رأی
هماستناد
بار اثبات در دعوی حجر
ماده 1207 قانون مدنی حکم حجر آقای رمضانعلی ب
-
رأی
هماستناد
نحوه تصمیم دادگاه در دعوی ابطال شناسنامه
ماده 1207 قانون مدنی ممنوع از تصرف در حقوق مالی خود بوده است
-
رأی
هماستناد
عدم قابلیت فرجام رای غیابی
ماده 1207 قانون مدنی هدایایی که از طرف اقوام زوجین به آن ها داده می شود به
-
رأی
هماستناد
وضعیت معاملات سفیه و شخص عاجز از اداره اموال
مواد 1207 و 1210 و 1211 قانون مدنی حکم به حجر خانم الف
-
رأی
هماستناد
مرجع احراز عدم توانایی محجور در اداره امور مالی خود
مواد 1207 و 1208 قانون مدنی و 57 قانون امور حبسی حکم حجر آقای ن
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از حکم عزل ناظر و نصب قیم محجور
مواد 1207 و 1208 و 1217 قانون مدنی حکم حجر نامبرده را صادر و تاریخ شروع آن را آذر 92 اعلا
-
رأی
هماستناد
جایگاه نظریه کارشناس در رفع حجر
مواد 1207 و 1211 و 1213 قانون مدنی خواسته خواهان را غیروارد تشخیص و حکم به بطلان دعوی رفع
-
رأی
هماستناد
درخواست صدور حکم حجر بعد از فوت
مواد 1207، 1208 و 1214 قانون مدنی دادنامه معترض عنه را نقض و با لحاظ گواهی مورخ 1385/2/2
-
رأی
هماستناد
زمان شروع حجر در فرض بیماری دماغی
ماده1207 قانون مدنی نامبرده با توجه به نظریه پزشکی قانونی از تاریخ 1389/3/
-
رأی
هماستناد
نحوه تصمیم دادگاه در دعوی ابطال شناسنامه
ماده 1207 قانون مدنی ممنوع از تصرف در حقوق مالی خود بوده است
-
رأی
هماستناد
دعوی فسخ نکاح به لحاظ جنون زوج
مواد 1207 و 1214 قانون مدنی مجانین در امور خود حق تصرف ندارند مگر با اجازه ولی و ق
-
رأی
هماستناد
تفاوت جنون در علم پزشکی و حقوق
مواد 1207 و 1211 و 1213 قانون مدنی حکم به حجر وی صادر نموده است دادنامه در تاریخ 18/7/88
-
رأی
هماستناد
خواندگانِ دعوایِ حجرِ متوفی
ماده 1207 قانون مدنی صدور حکم حجر او را خواستار شده اند در متن دادخواست وکی
-
رأی
هماستناد
ضابطه احراز سفه
مواد 1207 و 1211 قانون مدنی شخص محجور محسوب می گردد کما اینکه عرف جامعه نیز پذیرفت
-
رأی
هماستناد
درخواست شفاهی در امور حسبی
مواد 1207 و 1210 قانون مدنی حکم بر محجوریت نامبرده صادر و اعلام می نماید امور محجو
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 753 مورخ 1395/06/02 هیات عمومی دیوان عالی کشور | صلاحیت دادگاه در امور قیمومت و تعیین قیم جدید بر اساس ماده 48 و 54 قانون امور حسبی
قانون امور حسبی و تبصره ذیل ماده 27
نظریات مشورتی 17
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/3579 مورخ 1386/05/29 اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص حجر و تعیین امین بر اساس کهولت سن و زوال عقل در حقوق ایران با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 1207 ق.م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/146 مورخ 1398/03/01 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص موارد نصب قیم برای فرد بالغ در حالت کما با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 1207 قانون مدنی احصاء شده است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/8787 مورخ 1382/12/07 اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص قابلیت تجدیدنظر آرا در مورد قاچاق کالا و ارز و اثر بذل مهر در طلاق خلع با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 1207 ق.م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/2967 مورخ 1390/05/12 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 1207 ق.م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/8787 مورخ 1382/12/07 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 1207 ق.م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/1193 مورخ 1398/11/15 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص اجرای ماده 22 قانون حمایت از حقوق معلولان مصوب 1397 و نصب قیم با توجه به تعریف معلول در بند الف ماده 1 قانون
قانون مدنی در موارد نصب قیم از جمله مواد 1207
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/146 مورخ 1398/03/07 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص تعیین امین توسط دادگاه برای فردی که بدلیل ضایعات مغزی در حالت کما می باشد با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 1207 قانون مدنی احصاء شده است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/1193 — 1398/11/15
قانون مدنی در موارد نصب قیم از جمله مواد 1207
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1401/990 — 1401/09/14
مواد 27 و 44 قانون امور حسبی مصوب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1401/990 مورخ 1401/09/14 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص غیر قابل تجدیدنظرخواهی بودن رای دادگاه مبنی بر نصب قیم با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 27 و 44 قانون امور حسبی مصوب 1319
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1193 مورخ 1398/11/15
قانون مدنی در موارد نصب قیم از جمله مواد 1207
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/146 مورخ 1398/03/07
قانون مدنی به طور مشخص در ماده 1207
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1959 مورخ 1399/03/12
مطابق مقررات قانون مدنی و امور حسبی به استناد بند 2 ماده 1207 ق.م نسبت به نصب قیم اقدام شود و پس از تعیین قیم و تقاضای وی مبت
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/1959 — 1399/03/12
قانون مدنی و امور حسبی به استناد بند 2 ماده 1207
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/1959 مورخ 1399/03/12 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص نحوه پرداخت دیه جرح در صورت عدم شناسایی متهم با اصلاحات و الحاقات بعدی
قانون مدنی و امور حسبی به استناد بند 2 ماده 1207
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/5882 مورخ 1389/09/29 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص تسری حکم دیه قتل بر بیت المال به جرح با توجه به شناخته نشدن متهم و فتوای بعضی از فقهای معاصر و با استفاده از ملا
ماده 1207 ق.م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1401/990 مورخ 1401/09/14
مواد 27 و 44 قانون امور حسبی مصوب 1319
نشستهای قضایی 5
-
نشست قضایی
هماستناد
مالی یا غیر مالی بودن حق قصاص
ماده 1207 قانون مدنی
-
نشست قضایی
هماستناد
سن رشد برای دخالت در امور مالی
مواد 1207 و 1208 قانون مدنی
-
نشست قضایی
هماستناد
مرگ مغزی، کما، آلزایمر، حجر و نوع آن
ماده 1207 قانون مدنی آمده است: «اشخاص ذیل محجورو از تصرف در اموال و حقوق ما
-
نشست قضایی
هماستناد
اقرار فرد سفیه
ماده 1207 قانون مدنی استناد کرد که اشخاص غیررشید را محجور می داند
-
نشست قضایی
هماستناد
تصویب و تنفیذ معامله اموال غیرمنقول محجور با رعایت غبطه محجور
بر اساس مواد 1207، 210 و 212 قانون مدنی بیان شد که معاملات انجام شده توسط اشخاص محجور به دلیل
مواد مرتبط 3
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1207 — قانون مدنی
ماده 1207 قانون مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 27 — قانون امور حسبی
ماده 27 قانون امور حسبی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 67 — قانون امور حسبی
مواد 67 و 66 قانون امور حسبی
مقرراتِ مرتبط 1
-
بخشنامه
هماستناد
بخشنامه ضرورت اعزام مجرمین و بیماران روانی و محجورین به مراکز درمانی و بیمارستان های روانی به همراه ولی ّ قهری یا قیّم
ماده 1207 قانون مدنی محجور و فاقد ولی خاص باشند
دکترین 21
-
مقاله
هماستناد
۷۴ بازداشت داد باخته صغیر مجنون و محجور
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
۷۴ بازداشت داد باخته صغیر مجنون و محجور — برابر ماده ۱۲۰۷ ق
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شناسایی محجور
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شناسایی محجور — برابر ماده ۱۲۰۷ ق
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شرایط تنظیم و ثبت اسناد رسمی و ... / ۲۶۷
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اهلیت و حجر و سن رشد در قانون مدنی ایران پس از اصلاحات سال 1361
مواد 1207 و 1210 ق م
-
مقاله
هماستناد
البته ایرانیان مقیم خارج کشور نیز می توانند ادعا نمایند که هر
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
امکان بازداشت مال — بند دوم - محجور شدن م
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
امکان بازداشت مال — بند دوم - محجور شدن م
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نکات مربوط به تعیین امین برای ناتوان — عده ای دیگر معتقدند هر چند در
ماده 1207 قانون مدنی بیهوشی و کما را جزء اسباب حجر به شمار نیاورده است حقوق
-
مقاله
هماستناد
نکات مربوط به تعیین امین برای ناتوان — سؤال برای فردی که در کما است
ماده 1207 قانون مدنی بیهوشی و کما را جزء اسباب حجر به شمار نیاورده است حقوق
-
مقاله
هماستناد
نکات مربوط به تعیین امین برای ناتوان — سؤال برای فردی که در کما است
ماده 1207 قانون مدنی بیهوشی و کما را جزء اسباب حجر به شمار نیاورده است حقوق
-
مقاله
هماستناد
اشخاص حقیقی — قانون مدنی ماده ۲۱۱ برای این که
قانون مدنی ماده 1207
-
مقاله
هماستناد
اشخاص حقیقی — قانون مدنی ماده ۱۲۰۷ اشخاص ذیل محجور
قانون مدنی ماده 1207
-
مقاله
هماستناد
اشخاص حقیقی — قانون مدنی ماده ۱۲۰۷ اشخاص ذیل محجور
قانون مدنی ماده 1207
-
مقاله
هماستناد
موضوع
ماده 1207 قانون مدنی اشخاص محجور را که از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممن
-
مقاله
هماستناد
موضوع
ماده 1207 قانون مدنی اشخاص محجور را که از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممن
-
مقاله
هماستناد
اهلیت (علم حقوق): انواع اهلیت
ماده 1207 قانون مدنی طبق ماده 1207 قانون مدنی: این اشخاص
-
مقاله
هماستناد
ماده ۱۳۶ قانون تجارت: توضیح واژگان
ماده 1207 قانون مدنی
-
مقاله
هماستناد
استثنای دوم - احکام غیر قطعی لازم الاجرا — حکم دادگاه نخستین مبنی بر ورشکستگی به
ماده 27 قانون امور حسبی مصوب 11319/4/2
-
مقاله
هماستناد
استثنای دوم - احکام غیر قطعی لازم الاجرا — / حکام حسبی در قانون امور حسبی
ماده 27 قانون امور حسبی مصوب 11319/4/2
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
