رأی
تفاوت جنون در علم پزشکی و حقوق
رأی خلاصه جریان پرونده
به موجب نامه شماره 82579/16/ب مورخ 16/6/88 دانشگاه علوم پزشکی همدان س.ح. کارمند آن دانشگاه را به دادستان همدان معرفی و توضیح داده که نامبرده دچار اختلال تام در قوه تمیز و اراده است و قادر به اداره امور خود نیست تقاضای تعیین قیم به او کرده است دادسرا شخص مزبور را به پزشکی قانونی معرفی نموده است سازمان مرقوم طبق نظریه شماره 7727-30/6/88 به دادسرا گزارش کرده که: ((س.ح. فرزند ح. حسب نظریه تخصصی به عمل آمده از متخصص محترم روان پزشکی نامبرده مبتلا به اختلال دو قطبی نوع اول م.
ب. و در وضعیت روانی فعلی به تنهایی و بدون مساعدت دیگران قادر به انجام امورات مالی خود نیست و ب. ت. ب. شدت علائم لازم است در بخش روان پزشکی بستری گردد.)) سپس شعبه ششم دادگاه عمومی همدان طی دادنامه شماره 8809978110600763 -1/7/88 حجر او را محرز تشخیص و مستنداً به مواد 1207 و 1211 و 1213 قانون مدنی حکم به حجر وی صادر نموده است دادنامه در تاریخ 18/7/88 به محجور ابلاغ و در 13/10/88 از آن تجدیدنظرخواهی کرده است و درخواست نقض آن را نموده است شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر همدان به شرح دادنامه شماره 8809978116301438 مورخ 24/12/88 به لحاظ اینکه تجدیدنظرخواهی به طرفیت م.
کارمند دانشگاه صورت گرفته و او هیچ گونه سمتی ندارد و درخواست صدور حکم به پیشنهاد دادستان بوده است قرار ردّ تجدیدنظرخواهی صادر نموده است همسر محجور ف.ش. به رأی حجر اعتراض و نیز س.ح. محجور هم مجدداً به آن اعتراض کرده است در تاریخ 3/4/89 مشارٌالیه در دادگاه بدوی حضور یافته و اظهار داشته است که من مکه بودم و برگشتم و سالم شده ام مرا به پزشکی قانونی معرفی کنید و می توانم کارهایم را انجام دهم ولیکن پنج یا شش ماه است بازنشسته شده ام شغل دوم ندارم ماهی سیصد و اندی پول می گیرم به ضررم شده چون پاداش نگرفته ام و اگر حکم رفع حجر بدهید می توانم زندگی خود را اداره کنم نمی خواهم حجر روی من باشد و الآن هم ماشین آورده ام پراید دارم رانندگی می کنم ((دادگاه صورت جلسه کرده است که با مصاحبه با نامبرده ظاهراً عاقل م.
ب. و محجور نمی باشد)) سپس دادگاه او را به پزشکی قانونی معرفی نموده است کمیسیون پزشکی طی شماره 80/3/9 مورخ 27/4/89 اعلام کرده است: ((حسب مصاحبه انجام شده و بررسی سوابق پزشکی مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی (نوعی جنون) م. ب. که در وضعیت فعلی به تنهایی و بدون دخالت دیگران قادر به اداره امور مالی خود نمی باشد)) سپس دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره 8909978110600472 -3/5/89 حکم به ردّ خواسته خواهان صادر نموده است از دادنامه صادره تجدیدنظر خواسته شده است شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان همدان به موجب دادنامه شماره 8909978116300806 مورخ 16/6/89 با ردّ تجدیدنظرخواهی دادنامه بدوی را تأیید نموده است س.ح.
از دادنامه فرجام خواهی کرده است حاصل اعتراض وی این است که نظریه پزشکی قانونی خلاف واقع است چون مدعی شده است که سالم است و دارای توانایی مالی و اداره امور خود است تصویر دفاتر و حساب های بانکی خود را که دلالت برگردش مالی او دارد پیوست دادخواست فرجامی کرده است و اضافه نموده یک محجور چگونه می تواند کارهای بانکی خود را انجام دهد و گواهی رانندگی اخذ و داشته باشد نهایتاً درخواست نقض دادنامه صادره را کرده است پرونده پس از تبادل لوایح برای رسیدگی به دیوان کشور ارسال و رسیدگی به آن در دستور این شعبه قرارگرفته است.
و پس از رسیدگی منتهی به دادنامه شماره 8909970909100470ـ23/12/89 به شرح مندرج در بین الهلالین گردیده است: بر رسیدگی دادگاه های و دادنامه های صادره اشکال وارده است زیرا آنچه که قانوناً و شرعاً موجب حجر است جنون به مفهوم قانونی و شرعی آن است نه هر نوع مرض روانی یعنی جنون موجب اختلال تام قوه تمییز و اراده شود پزشکی قانونی در نظریه اول بدون تعیین اینکه ف. خ. مبتلا به نوعی جنون است در مورد نحوه اداره اموال وی نظر داده است و در نظریه اخیر هم او را مبتلا به اسکیزونی گزارش کرده است شخص ف.
خ. و همسرش مدعی شده اند که او فعلاً دارای سلامت روانی است سوابق اقدامات مالی خود در بانک ها را پیوست پرونده نموده و شخصاً هم در دادگاه بدوی حضور یافته و ریاست دادگاه با وی مصاحبه و از او اختبار انجام داده و گزارش نموده که از سلامت روانی برخوردار است او رانندگی می کند به علاوه ف. خ. ادعا کرده از او کمیسیون حضوراً معاینه و بررسی روانی به عمل نیاورده است بنابراین رسیدگی دادگاه های ناقص است اقتضا دارد پس از تحقیق کامل در پیرامون ف.
خ. ازجمله تحقیق از بستگان و محل کار و زندگی و ملاحظه سوابق امر و مصاحبه و اختبار دقیق و مجدد از او در دادگاه و جمع نتیجه و انعکاس آن به پزشکی قانونی مجدداً ف. خ. ب. کمیسیون تخصصی روان پزشکی معرفی شود تا در کمیسیون شخصاً و همراه بستگان نزدیک حضور یابد و از وی معاینه و تحقیق کامل روانی صورت گیرد و سپس نظریه قطعی و نهایی خود را درباره وی به دادگاه گزارش کند علی هذا دادنامه فرجام خواسته به لحاظ نقص رسیدگی و تحقیقات مستنداً به بند الف ماده 368 و بند 5 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و رسیدگی بعدی وفق بند اول ماده 401 با لحاظ بند الف ماده 405 همان قانون به دادگاه صادرکننده رأی تفویض می گردد. »; پس از اعاده پرونده دادگاه اقدامات قضایی متعددی من جمله تحقیق محلی درباره س.ح.
توسط نیروی انتظامی و استعلام وضع حال او از محل کار و نحوه تشرف به مکه به عمل آورده و از خود او هم در دادگاه سؤالاتی نموده و نتیجه آن ها در پرونده ثبت و ضبط است. و ضمناً او را به پزشکی قانونی معرفی نموده است موضوع در کمیسیون هفت نفره سازمان پزشکی قانونی مرکز مطرح و طی نظریه شماره 91/343/م ک/3/1 مورخ 10/7/91 چنین اظهارنظر شده است که: پس از بررسی سوابق و مدارک پزشکی و استماع اظهارات همسرش خانم ف.ش. معاینه وی و تبادل نظر نتیجه گرفته شده است: بر اساس سوابق پزشکی موجود مبتلا به جنون ادواری بوده که در حال حاضر به طور نسبی علائم بیماری کنترل شده است طبق مدارک پزشکی موجود این وضعیت از سال 1362 شروع شده است. »; (برگ 119) با استعلام مجدد از پزشکی قانونی مرکز در مورد اینکه مقصود رفع حجر و جنون است چنین اعلام گردیده است: «این نظریه به معنی رفع علائم جنون در تاریخ معاینه است و تأکید بر آن دارد که بیماری با کمک داروهای تجویزشده تحت کنترل است.
(برگ 123 پرونده) دادگاه پاسخ واصله را کافی ندانسته و مقرر داشته مجدداً استعلام شود که رفع علائم جنون در شخص بیمار و کنترل بیماری توسط دارو به معنای افاقه وی و سلامت روانی و عاقل بودن تلقی می گردد یا خیر؟ سازمان پزشکی قانونی مرکز به شرح نظریه شماره 131876/ب مورخ 19/12/91 چنین اعلام نظرکرده است: «هر فرد مبتلا به جنون ادواری می تواند در برهه افاقه امور مالی خود را اداره کند درحالی که کنترل علائم بالینی با کمک درمان به معنی افاقه مسلم و سلامت روانی نیست یادآوری می شود که تأیید یا ردّ موضوع حجر یک مسئله قضایی است و از صلاحیت کمیسیون روان پزشکی خارج است.
(برگ 129 پرونده) محکمه سپس ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره 9209978116300017ـ14/1/92 پس از نقل خلاصه جریان رسیدگی و اقدامات قضایی انجام گرفته نتیجه چنین رأی صادر کرده است: (. . . لذا دادگاه در مقام رسیدگی به تجدیدنظرخواهی از دادنامه آخر دادگاه بدوی چون از سوی ت. ن. خ. اعتراض موجه و مدللی که موجب نقض و بی اعتباری دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 600472 مورخ 3/5/89 گردد به عمل نیامده و تجدیدنظرخواهی با بندهای ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق نداشته و از حیث رعایت اصول و تشریفات دادرسی هم فاقد ایراد مؤثر در نقض بوده بنابراین دادگاه ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته را تأیید می نماید . . .»; پس از ابلاغ از آن فرجام خواهی شده است حاصل اعتراضات فرجامی وی این است که رأی صادره را قبول ندارد چون دارای گواهی پ.
ی. رانندگی و دفترچه بیابان است و دفتر حساب بانکی و سه عدد کارت عابر بانک م. و ر. است و واریز وجوه و برداشت از حساب ها را خود انجام می دهد و هیچ گونه جنون ندارد فرجام خواندگان پاسخی نداده اند. پرونده پس از تبادل لوایح برای رسیدگی به دیوان کشور ارسال و رسیدگی به آن در دستور کار این شعبه قرارگرفته است.
هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
حسب مدارک متخذه از ماده 1210 قانون مدنی اصل عدم حجر و رشد افراد بالغ است مگر خلاف آن به طریق متقن و ادله معتبر قانونی ثابت گردد. بیماری های روانی ازجمله جنون از عوارض روحی و روانی هستند و مانند بقیه امراض معالجه و درمان می شوند به نحوی که در دادنامه سابق صادره از دیوان یادآوری شده است هر بیماری روانی موجب حجر نیست و خیلی از بیماری های مرقوم را در عرف پزشکی روز از مصادیق جنون تلقی می کنند ولی نوعاً موجب اختلال تام مشاعر و سلب اراده نیست و در صورت وجود و علاج دیگر مانند بقیه امراض جسمانی نمی توان آن فرد را بیمار دانست ولو معالجه استمرار داشته باشد چون با پیدایش عقلانیت صحیح و اراده سالم و آگاهی درست در فرد جنون و سفه موجب حجر ولو با معالجه مستمر دیگر حجر مصداقی ندارد و در این صورت نمی توان فرد سالم را محجور تلقی کرد و آن خلاف مقصود قانون گذار در ماده 1210 قانون مدنی است ف.
خ. د. جلسات دادگاه ها شرکت و به سؤالات محاکم بدوی و تجدیدنظر در مراحل مختلف پاسخ هایی صحیح و سنجیده داده است تحقیقات معموله توسط نیروی انتظامی و پاسخ استعلام ها قدر متیقن مثبت سلامت نفس و عدم جنون و ابتلا به بیماری های روانی در زمان مصاحبه ها و اظهارنظرهای پزشکی است نظریات اخیر پزشکی قانونی هم دلالت بر بهبودی ف. خ. و منتفی شده جنون اوست و بستگان وی آن را تأیید کرده اند و مدارک و سوابق بانکی ف. خ. دلالت بر فعالیت مالی و در بانک های مختلف و عملکرد او می کند نتیجه استنتاج از قضیه مطروحه با دلایل موجود در پرونده و نتیجه نظریات پزشکی قانونی و قوانین موضوعه منطبق نیست مستنداً به بند 2 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه صادره رسیدگی به شعبه دیگری از محاکم تجدیدنظر همدان ارجاع می شود.
رئیس شعبه 3 دیوان عالی کشورـ مستشار
غفارپورـ شاملو
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
تفاوت جنون در علم پزشکی و حقوق
در تاریخ 10 فروردین 1393، دیوان عالی کشور دادنامهای صادر کرد که به بررسی وضعیت حقوقی فردی با اختلالات روانی اختصاص داشت. موضوع این پرونده درخواست تعیین قیم برای فردی بود که به دلیل ادعای عدم توانایی در اداره امور مالی خود به واسطه اختلالات روانی، این درخواست مطرح شده بود. در مراحل اولیه، دادگاه عمومی با استناد به مواد 1207، 1211 و 1213 قانون مدنی، حکم به حجر وی صادر کرد. این حکم منجر به تجدیدنظرخواهی و سپس فرجامخواهی گردید.
در مراحل مختلف، نظرات پزشکی قانونی درباره وضعیت روانی وی متفاوت بود. در نهایت، دیوان عالی کشور با استناد به ماده 1210 قانون مدنی و بر اساس مدارک موجود، به این نتیجه رسید که فرد بهبودیافته و قادر به اداره امور خود است. بنابراین، دادنامههای قبلی را نقض کرده و پرونده را برای رسیدگی مجدد به شعبه دیگری از محاکم تجدیدنظر ارجاع داد. دیوان تاکید کرد که بیماریهای روانی لزوماً موجب حجر نمیشوند و در صورت بهبودی، فرد نمیتواند محجور تلقی شود.
تاریخ دادنامه قطعی: 1393/01/10
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: هر بیماری روانی موجب حجر نیست زیرا در عرف پزشکی روز، بسیاری از بیماری های روانی را از مصادیق جنون تلقی می کنند ولی نوعا موجب اختلال تام مشاعر و سلب اراده نیست و در صورت علاج مانند بقیه امراض جسمانی نمی توان آن فرد را مجنون دانست ولو معالجه استمرار داشته باشد.
رای خلاصه جریان پرونده
به موجب نامه شماره 82579/16 /ب مورخ 16/6/88 دانشگاه علوم پزشکی همدان س.ح. کارمند آن دانشگاه را به دادستان همدان معرفی و توضیح داده که نامبرده دچار اختلال تام در قوه تمیز و اراده است و قادر به اداره امور خود نیست تقاضای تعیین قیم به او کرده است دادسرا شخص مزبور را به پزشکی قانونی معرفی نموده است سازمان مرقوم طبق نظریه شماره 7727 - 30/6/88 به دادسرا گزارش کرده که: ((س.ح.
فرزند ح. حسب نظریه تخصصی به عمل آمده از متخصص محترم روان پزشکی نامبرده مبتلا به اختلال دو قطبی نوع اول م. ب. و در وضعیت روانی فعلی به تنهایی و بدون مساعدت دیگران قادر به انجام امورات مالی خود نیست و ب. ت. ب. شدت علائم لازم است در بخش روان پزشکی بستری گردد.)) سپس شعبه ششم دادگاه عمومی همدان طی دادنامه شماره --- - 1/7/88 حجر او را محرز تشخیص و مستندا به مواد 1207 و 1211 و 1213 قانون مدنی حکم به حجر وی صادر نموده است دادنامه در تاریخ 18/7/88 به محجور ابلاغ و در 13/10/88 از آن تجدیدنظرخواهی کرده است و درخواست نقض آن را نموده است شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر همدان به شرح دادنامه شماره --- مورخ 24/12/88 به لحاظ اینکه تجدیدنظرخواهی به طرفیت م.
کارمند دانشگاه صورت گرفته و او هیچ گونه سمتی ندارد و درخواست صدور حکم به پیشنهاد دادستان بوده است قرار ردّ تجدیدنظرخواهی صادر نموده است همسر محجور ف.ش. به رای حجر اعتراض و نیز س.ح. محجور هم مجددا به آن اعتراض کرده است در تاریخ 3/4/89 مشارٌالیه در دادگاه بدوی حضور یافته و اظهار داشته است که من مکه بودم و برگشتم و سالم شده ام مرا به پزشکی قانونی معرفی کنید و می توانم کارهایم را انجام دهم ولیکن پنج یا شش ماه است بازنشسته شده ام شغل دوم ندارم ماهی سیصد و اندی پول می گیرم به ضررم شده چون پاداش نگرفته ام و اگر حکم رفع حجر بدهید می توانم زندگی خود را اداره کنم نمی خواهم حجر روی من باشد و الان هم ماشین آورده ام پراید دارم رانندگی می کنم ((دادگاه صورت جلسه کرده است که با مصاحبه با نامبرده ظاهرا عاقل م.
ب. و محجور نمیباشد)) سپس دادگاه او را به پزشکی قانونی معرفی نموده است کمیسیون پزشکی طی شماره 80/3/9 مورخ 27/4/89 اعلام کرده است: ((حسب مصاحبه انجام شده و بررسی سوابق پزشکی مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی (نوعی جنون) م. ب. که در وضعیت فعلی به تنهایی و بدون دخالت دیگران قادر به اداره امور مالی خود نمیباشد)) سپس دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره --- - 3/5/89 حکم به ردّ خواسته خواهان صادر نموده است از دادنامه صادره تجدیدنظر خواسته شده است شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان همدان به موجب دادنامه شماره --- مورخ 16/6/89 با ردّ تجدیدنظرخواهی دادنامه بدوی را تایید نموده است س.ح.
از دادنامه فرجام خواهی کرده است حاصل اعتراض وی این است که نظریه پزشکی قانونی خلاف واقع است چون مدعی شده است که سالم است و دارای توانایی مالی و اداره امور خود است تصویر دفاتر و حساب های بانکی خود را که دلالت برگردش مالی او دارد پیوست دادخواست فرجامی کرده است و اضافه نموده یک محجور چگونه میتواند کارهای بانکی خود را انجام دهد و گواهی رانندگی اخذ و داشته باشد نهایتا درخواست نقض دادنامه صادره را کرده است پرونده پس از تبادل لوایح برای رسیدگی به دیوان کشور ارسال و رسیدگی به آن در دستور این شعبه قرارگرفته است.
و پس از رسیدگی منتهی به دادنامه شماره --- - 23/12/89 به شرح مندرج در بین الهلالین گردیده است: بر رسیدگی دادگاههای و دادنامه های صادره اشکال وارده است زیرا آنچه که قانونا و شرعا موجب حجر است جنون به مفهوم قانونی و شرعی آن است نه هر نوع مرض روانی یعنی جنون موجب اختلال تام قوه تمییز و اراده شود پزشکی قانونی در نظریه اول بدون تعیین اینکه ف. خ. مبتلا به نوعی جنون است در مورد نحوه اداره اموال وی نظر داده است و در نظریه اخیر هم او را مبتلا به اسکیزونی گزارش کرده است شخص ف.
خ. و همسرش مدعی شده اند که او فعلا دارای سلامت روانی است سوابق اقدامات مالی خود در بانک ها را پیوست پرونده نموده و شخصا هم در دادگاه بدوی حضور یافته و ریاست دادگاه با وی مصاحبه و از او اختبار انجام داده و گزارش نموده که از سلامت روانی برخوردار است او رانندگی می کند به علاوه ف. خ. ادعا کرده از او کمیسیون حضورا معاینه و بررسی روانی به عمل نیاورده است بنابراین رسیدگی دادگاههای ناقص است اقتضا دارد پس از تحقیق کامل در پیرامون ف.
خ. ازجمله تحقیق از بستگان و محل کار و زندگی و ملاحظه سوابق امر و مصاحبه و اختبار دقیق و مجدد از او در دادگاه و جمع نتیجه و انعکاس آن به پزشکی قانونی مجددا ف. خ. ب. کمیسیون تخصصی روان پزشکی معرفی شود تا در کمیسیون شخصا و همراه بستگان نزدیک حضور یابد و از وی معاینه و تحقیق کامل روانی صورت گیرد و سپس نظریه قطعی و نهایی خود را درباره وی به دادگاه گزارش کند علی هذا دادنامه فرجام خواسته به لحاظ نقص رسیدگی و تحقیقات مستندا به بند الف ماده 368 و بند 5 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و رسیدگی بعدی وفق بند اول ماده 401 با لحاظ بند الف ماده 405 همان قانون به دادگاه صادرکننده رای تفویض میگردد. »; پس از اعاده پرونده دادگاه اقدامات قضایی متعددی من جمله تحقیق محلی درباره س.ح.
توسط نیروی انتظامی و استعلام وضع حال او از محل کار و نحوه تشرف به مکه به عمل آورده و از خود او هم در دادگاه سوالاتی نموده و نتیجه آن ها در پرونده ثبت و ضبط است. و ضمنا او را به پزشکی قانونی معرفی نموده است موضوع در کمیسیون هفت نفره سازمان پزشکی قانونی مرکز مطرح و طی نظریه شماره 91/343 /م ک/ 3/1 مورخ 10/7/91 چنین اظهارنظر شده است که: پس از بررسی سوابق و مدارک پزشکی و استماع اظهارات همسرش خانم ف.ش. معاینه وی و تبادل نظر نتیجه گرفته شده است: بر اساس سوابق پزشکی موجود مبتلا به جنون ادواری بوده که در حال حاضر به طور نسبی علائم بیماری کنترل شده است طبق مدارک پزشکی موجود این وضعیت از سال 1362 شروع شده است. »; (برگ 119 ) با استعلام مجدد از پزشکی قانونی مرکز در مورد اینکه مقصود رفع حجر و جنون است چنین اعلام گردیده است: «این نظریه به معنی رفع علائم جنون در تاریخ معاینه است و تاکید بر آن دارد که بیماری با کمک داروهای تجویزشده تحت کنترل است.
(برگ 123 پرونده) دادگاه پاسخ واصله را کافی ندانسته و مقرر داشته مجددا استعلام شود که رفع علائم جنون در شخص بیمار و کنترل بیماری توسط دارو به معنای افاقه وی و سلامت روانی و عاقل بودن تلقی میگردد یا خیر؟ سازمان پزشکی قانونی مرکز به شرح نظریه شماره 131876 /ب مورخ 19/12/91 چنین اعلام نظرکرده است: «هر فرد مبتلا به جنون ادواری میتواند در برهه افاقه امور مالی خود را اداره کند درحالی که کنترل علائم بالینی با کمک درمان به معنی افاقه مسلم و سلامت روانی نیست یادآوری میشود که تایید یا ردّ موضوع حجر یک مسئله قضایی است و از صلاحیت کمیسیون روان پزشکی خارج است.
(برگ 129 پرونده) محکمه سپس ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره --- - 14/1/92 پس از نقل خلاصه جریان رسیدگی و اقدامات قضایی انجام گرفته نتیجه چنین رای صادر کرده است: (... لذا دادگاه در مقام رسیدگی به تجدیدنظرخواهی از دادنامه آخر دادگاه بدوی چون از سوی ت. ن. خ. اعتراض موجه و مدللی که موجب نقض و بی اعتباری دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 600472 مورخ 3/5/89 گردد به عمل نیامده و تجدیدنظرخواهی با بندهای ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق نداشته و از حیث رعایت اصول و تشریفات دادرسی هم فاقد ایراد موثر در نقض بوده بنابراین دادگاه ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید مینماید...»; پس از ابلاغ از آن فرجام خواهی شده است حاصل اعتراضات فرجامی وی این است که رای صادره را قبول ندارد چون دارای گواهی پ.
ی. رانندگی و دفترچه بیابان است و دفتر حساب بانکی و سه عدد کارت عابر بانک م. و ر. است و واریز وجوه و برداشت از حساب ها را خود انجام می دهد و هیچ گونه جنون ندارد فرجام خواندگان پاسخی نداده اند. پرونده پس از تبادل لوایح برای رسیدگی به دیوان کشور ارسال و رسیدگی به آن در دستور کار این شعبه قرارگرفته است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
حسب مدارک متخذه از ماده 1210 قانون مدنی اصل عدم حجر و رشد افراد بالغ است مگر خلاف آن به طریق متقن و ادله معتبر قانونی ثابت گردد.
بیماری های روانی ازجمله جنون از عوارض روحی و روانی هستند و مانند بقیه امراض معالجه و درمان میشوند به نحوی که در دادنامه سابق صادره از دیوان یادآوری شده است هر بیماری روانی موجب حجر نیست و خیلی از بیماری های مرقوم را در عرف پزشکی روز از مصادیق جنون تلقی می کنند ولی نوعا موجب اختلال تام مشاعر و سلب اراده نیست و در صورت وجود و علاج دیگر مانند بقیه امراض جسمانی نمی توان آن فرد را بیمار دانست ولو معالجه استمرار داشته باشد چون با پیدایش عقلانیت صحیح و اراده سالم و آگاهی درست در فرد جنون و سفه موجب حجر ولو با معالجه مستمر دیگر حجر مصداقی ندارد و در این صورت نمی توان فرد سالم را محجور تلقی کرد و آن خلاف مقصود قانون گذار در ماده 1210 قانون مدنی است ف.
خ. د. جلسات دادگاه ها شرکت و به سوالات محاکم بدوی و تجدیدنظر در مراحل مختلف پاسخ هایی صحیح و سنجیده داده است تحقیقات معموله توسط نیروی انتظامی و پاسخ استعلام ها قدر متیقن مثبت سلامت نفس و عدم جنون و ابتلا به بیماری های روانی در زمان مصاحبه ها و اظهارنظرهای پزشکی است نظریات اخیر پزشکی قانونی هم دلالت بر بهبودی ف. خ. و منتفی شده جنون اوست و بستگان وی آن را تایید کرده اند و مدارک و سوابق بانکی ف. خ. دلالت بر فعالیت مالی و در بانک های مختلف و عملکرد او می کند نتیجه استنتاج از قضیه مطروحه با دلایل موجود در پرونده و نتیجه نظریات پزشکی قانونی و قوانین موضوعه منطبق نیست مستندا به بند 2 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه صادره رسیدگی به شعبه دیگری از محاکم تجدیدنظر همدان ارجاع میشود.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور- مستشار
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 71
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
نحوه انتقال امتیازات آب و برق و تلفن در پی انتقال ملک و قابلیت استناد انتقال به ادارات مربوط
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی رد گردید و دادنامه بدوی تایید شد
-
رأی
هماستناد
معیار صحت ثبت اختراع جدید در مقایسه با اختراعات قبلی
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی منطبق و موثر در نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته
-
رأی
هماستناد
مرجع محاسبه خسارت تاخیر تادیه تا اجرای حکم
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی مازاد بر مبلغ اخیر الذکر و هزینه دادرسی من
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تأخیر تأدیه از دیون متوفی
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی نمی باشد و از حیث رعایت اصول و تشریفات داد
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای نواقص شکلی سفته
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اماره صوری بودن عقد بیع
ماده 348 از قانون آیین دادرسی در امور مدنی نمی باشد بنابراین تجدیدنظرخواهی را
-
رأی
هماستناد
ادعای عدم اصالت سند همراه با ادعای پرداخت
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی نداشته ودراین مرحله ازرسیدگی دلیل جدیدکه م
-
رأی
هماستناد
جریمه طرح دعوی واهی اعسار از پرداخت هزینه دادرسی
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی اعلام و ارائه نشده است و دادنامه بدون خدشه
-
رأی
هماستناد
(1)- اثر عدم ابلاغ رای تصحیحی به محکوم علیه بر تجدیدنظرخواهی وی (2)-مطالبه حصه ثمن مربوط به زمان تنظیم سند (3)- ضمانت اجرای تأخیر در پرداخت دیون نقدی مربوط به قرارداد
مواد 348 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
(1)- ضمانت اجرای حضور در دفتر اسناد رسمی بدون همراه داشتن بقیه ثمن (2)- تکلیف دادگاه در دعوای الزام به تنظیم سند رسمی
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی منطبق نبوده و نهایتا با اصلاح دادنامه درای
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه سفته تضمینی
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به ماده 358 قانون مرقوم بانقض دادنا
-
رأی
هماستناد
تقاضای الغاء مزایده پس از صدور دستور انتقال توسط دادگاه
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد و اینکه دادنامه صادره توجها ب
-
رأی
هماستناد
رابطه زندگی مشترک و نفقه
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی رد شد و دادگاه تجدیدنظر با تایید دادنامه ب
-
رأی
هماستناد
تایید فسخ قرارداد به دلیل عدم پرداخت ثمن و بیاعتباری رای داوری به علت عدم رعایت شروط قراردادی
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی قابل انطباق نمی باشد
-
رأی
هماستناد
مطالبه حق الوکاله توسط نماینده قضایی
ماده 348 از قانون آیین دادرسی مدنی نمی باشد و در این مرحله از رسیدگی نیز ایرا
-
رأی
هماستناد
(1)- ضمانت اجرای عدم تودیع هزینه داوری (2)- ماهیت تصمیم دادگاه در تعیین داور
مواد 348 و 353 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تاثیر عدم ذکر مشترکات آپارتمان در قرارداد
ماده 348 از قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به قسمت آخر ماده 358 از قانون مرقوم
-
رأی
هماستناد
شرط طرح دعوای دسته جمعی توسط خواهان های متعدد علیه خوانده واحد
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی نداشته مستندا به ماده 353 همان قانون ضمن ر
-
رأی
هماستناد
ارتباط دعوی ابطال مبایعه نامه و ابطال بیع
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط عدم مسئولیت صادرکننده چک
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی ندارد ودادنامه یادشده بامحتویات پرونده ورع
-
رأی
هماستناد
تأثیر اثبات نسب بر تابعیت
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق دارد و مستندا به ماده 358 همان قانو
-
رأی
هماستناد
کیفیات مخففه در اختلاس
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تفاوت مالکیت در اثر ارث و وصیتواخواهی از قرار رد دعوی الزام به تنظیم سند رسمی
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی نبوده و از حیث رعایت قواعد دادرسی و استدلا
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تاخیر تادیه از خسارت تعیینی کارشناس
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به قسمت اخیر ماده 358 قانون مرقوم د
-
رأی
هماستناد
تایید قرار رد دعوی مطالبه وجه چک توسط دادگاه تجدیدنظر به دلیل عدم نفع شخصی خواهان در دعوی
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی نبوده و از حیث رعایت قواعد دادرسی و استدلا
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای خط خوردن عبارت به حواله کرد در چک
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی و رعایت اصول دادرسی
-
رأی
هماستناد
اعتراض ثالث به دستور فروش ملک مشاع
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اثر فوت وکیل واسطه در اعتبار اعمال وکیل دوم
ماده 348 از قانون آیین دادرسی مدنی قابلیت انطباق نداشته ودادگاه بارد تقاضای ت
-
رأی
هماستناد
افزایش خواسته توسط وارد ثالث
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی منطبق نمی باشد
-
رأی
هماستناد
تاثیر اقدامات پس از انفساخ بر اعاده اعتبار به قرارداد
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط تحقق انفساخ قراردادی
ماده 348 قانون آیین دادرسی در امور مدنی نمی باشد در نتیجه دادگاه توجها به
-
رأی
هماستناد
شرط تایید فسخ قرارداد توسط دادگاه
مواد 348 و 353 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حق تغییر نام کوچک
مواد 348 و 358 قانون آیین دادرسی مدنی باطل اعلام گردید
-
رأی
هماستناد
شرط رسیدگی به دعوای جلب ثالث
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
موعد پرداخت حق الزحمه کارشناس
ماده 348 قانون آیین دادرسی در امور مدنی انطباقی نداشته لهذا مستندا به ماده
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای شرط عدم انتقال مال به غیر در قرارداد مشارکت
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی نبوده و از حیث رعایت قواعد دادرسی و استدلا
-
رأی
هماستناد
اعتراض به رأی هیئت تجدیدنظر تشخیص مطالبات تأمین اجتماعی
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد
-
رأی
هماستناد
اعتبار توافق راجع به محکمه صالح در قراردادهای بین المللی
مواد 348 و 353 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تاخیر تادیه درصورت رضایت زیاندیده
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تأخیر تأدیه تا زمان اجرای حکم
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی
مواد مرتبط 6
-
اعمال
از این صفحه
ماده 348 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق نداشته و از حیث رعایت اصول و تشریفا
-
اعمال
از این صفحه
ماده 371 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه صادره رسیدگی به شعبه دیگری
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1207 — قانون مدنی
مواد 1207 و 1211 و 1213 قانون مدنی حکم به حجر وی صادر نموده است دادنامه در تاریخ 18/7/88
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1210 — قانون مدنی
ماده 1210 قانون مدنی اصل عدم حجر و رشد افراد بالغ است مگر خلاف آن به طریق م
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 358 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید می نماید
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 401 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
قانون آیین دادرسی مدنی نقض و رسیدگی بعدی وفق بند اول ماده 401
دکترین 25
-
مقاله
هماستناد
۷۴ بازداشت داد باخته صغیر مجنون و محجور
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
۷۴ بازداشت داد باخته صغیر مجنون و محجور — برابر ماده ۱۲۰۷ ق
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شناسایی محجور
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شناسایی محجور — برابر ماده ۱۲۰۷ ق
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شرایط تنظیم و ثبت اسناد رسمی و ... / ۲۶۷
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
۱-۳-۴- اقامه دعوای رشد و عدم رشد به طرفیت دادستان
تبصره 2 ماده 1210 ق.م
-
مقاله
هماستناد
۱-۳-۴- اقامه دعوای رشد و عدم رشد به طرفیت دادستان — اخذ حکم رشد از دیگر اموری است
تبصره 2 ماده 1210 ق.م
-
مقاله
هماستناد
بند اول - صلاحیت قانونی دادگاه مرجع قضایی — نکته مهم آن است که برخی شرایط
تبصره 2 ماده 1210 ق.م
-
مقاله
هماستناد
بند اول - صلاحیت قانونی دادگاه مرجع قضایی — اخذ حکم رشد از دیگر اموری است
تبصره 2 ماده 1210 ق.م
-
مقاله
هماستناد
بند اول - صلاحیت قانونی دادگاه مرجع قضایی — اخذ حکم رشد از دیگر اموری است
تبصره 2 ماده 1210 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اهلیت درخواست کننده اجرا — اکعات
ماده 1210 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اهلیت درخواست کننده اجرا — در مورد صغیر پس از رسیدن به
ماده 1210 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اهلیت درخواست کننده اجرا — در مورد صغیر پس از رسیدن به
ماده 1210 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اهلیت درخواست کننده اجرا — همچنین اجرای حکم در امور غیر مالی
تبصره 2 ماده 1210 ق.م
-
مقاله
هماستناد
انواع مفهوم مخالف — مفهوم غایت منظور از مفهوم غایت آن
تبصره 1 ماده 1210 ق.م
-
مقاله
هماستناد
بعضی معتقدند چون غایت حد معینی است پس از آن داخل در
تبصره 1 ماده 1210 ق.م
-
مقاله
هماستناد
بعضی معتقدند چون غایت حد معینی است پس از آن داخل در
تبصره 1 ماده 1210 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اشخاص غیر رشید
ماده 1210 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اشخاص غیر رشید — مجانین
ماده 1210 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اشخاص غیر رشید — تبصره ۱ - سن بلوغ در پسر
ماده 1210 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ماده ۱۲۱۰ ق
ماده 1210 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اشخاص غیر رشید — ماده ۱۲۱۰ ق
ماده 1210 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ا ۴. داشتن اهلیت قانونی — به طوری که ماده ۹۵۸ق
تبصره 1 ماده 1210ق.م
-
مقاله
هماستناد
ا ۴. داشتن اهلیت قانونی — به طوری که ماده ۹۵۸ق
تبصره 1 ماده 1210ق.م
-
مقاله
هماستناد
ا ۴. داشتن اهلیت قانونی — به طوری که ماده ۹۵۸ق
تبصره 1 ماده 1210ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
