رأی
بار اثبات در معاملات مجنون ادواری
رأی خلاصه جریان پرونده
-سوابق امر حاکی است به موجب دادنامه شماره 03580 -25/12/86 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی مشهد درخصوص درخواست دایره سرپرستی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان مذکور، دائر بر صدور حکم حجر آقای س.س. فرزند الف. دادگاه ب. ت. ب. تحقیقات معموله به شرح مضبوط در پرونده سرپرستی به شماره 86/6017 4س خصوصاً نظریه پزشکی قانونی به شماره 86/511/1/4561/1- 7/12/86 که اعلام داشته حسب مدارک پرونده بیمارستانی و گواهی پزشک معالج، مبتلا به اختلال خلقی(جنون ادواری) بوده که در دوره های عود بیماری قادر به اداره امور خود نمی باشد و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده، ضمن احراز جنون نامبرده، مستند به مواد 48 و 57 و 18 و 71 قانون امور حسبی و مواد 1207 و 1210 و 1211 و 1223 از قانون مدنی، حکم حجر وی را حداقل از سال 1370 صادر و اعلام می نماید.
2- محتویات پرونده کلاسه 458-92 شعبه اول دادگاه عمومی مشهد، دلالت دارد که آقای ح.الف. با وکالت خانم ن.ع. در مورخه 8/3/92 دادخواستی به خواسته اعتراض ثالث نسبت به دادنامه مذکور در فوق به طرفیت خواندگان
1- ص.خ.
2- دایره سرپرستی استان خراسان
3- س.س. تقدیم و در توضیح دعوی بیان داشته: خوانده ردیف یکم مادر آقای س.س.که حکم حجر ایشان صادر شده است، م. ب.. با تبانی ایشان، علی رغم صحت و سلامت جسمی و روانی کامل، مدعی جنون وی گردیده. به دلیل اینکه در سالهای اخیر س.س. معاملات بسیاری انجام داده که با این ادعا می تواند ابطال آنها را درخواست نماید؛ حال با عنایت به اینکه نامبرده مجنون نبوده، چه ادواری و چه دائمی، به همین علت از سال 86 تاکنون برای وی قیم تعیین نشده است و از آن زمان تاکنون، معاملات بسیار و اعمال حقوقی فراوان انجام داده است و همچنین با موکل در سال 83 نیز معامله ملکی انجام داده که وکالت محضری نیز داده است و شهود ذیل قولنامه و سایر قرائن حاکی از سلامت عقلی و روانی ایشان دارد؛ استدعای رسیدگی و صدور حکم به رد حکم حجر با اعتراض به نظریه پزشکی قانونی و استعلام از دارائی و شهادت شهود م.
ا.. وقت رسیدگی به تاریخ 25/12/86 تعیین و طرفین به دادرسی دعوت شده اند. خانم ….م. از جانب خ. ر. ا.(ص.خ.) با ارائه وکالت نامه اعلام وکالت نموده است؛ لایحه ای تقدیم و ضمن آن اعلام داشته ب. ت. ب. اقدامات غیرعقلائی و عدم تعادل روحی و روانی محجور، از جمله هبه نمودن اموال خود و دیگران به افراد سودجو، خانواده نامبرده تقاضای محجوریت نموده اند و رد دعوی خواهان را خواستار شده است. اداره سرپرستی نیز لایحه ای تقدیم و تحقیقات مقتضی جهت احراز افاقه محجور خواستار شده است.
جلسه دادرسی با حضور وکلاء طرفین تشکیل گردیده است. وکیل خ. ب. د. که در ابتدا برادر آقای س.س. به نام ف. اعلام حجر ایشان نموده و دلیل خود را سفاهت وی ذکر کرده، چون اموال خودش را حیف و میل می نماید و تمام شهود که اظهارات خود را بیان نموده اند، در رابطه با جنون وی مطلبی ذکر نکرده اند و شهادت شهود حاکی از شیطنت و بازی گوشی می توانسته باشد، نه جنون. مطلب مهم اینکه از زمان کودکی، هیچگاه در بیمارستان بستری نبوده است و هیچ مدرک پزشکی حاکی از جنون نداشته و یک مرتبه در سال 86 درست در زمانی که س.س.
معاملاتی در اموال خودش انجام داده و با وضعیت تورّم، تمام آنها رشد چشمگیری داشته است، این اقدام را کرده اند و از نظر موکل، نامبرده در سلامت کامل عقلی و جسمی بوده است. شهود زیادی هستند که حاضر به ادای شهادت در سلامت ایشان هستند و قولنامه ای که موکل از س.س. ارائه داده، کاملاً واضح و قانونی است و ایشان در کمال صحت و در حضور شهود و متناسب با نرخ زمان خودش معامله نموده است و هیچ حیف و میلی صورت نداده است و خانواده اش با تبانی وی، با هدف برگرداندن معاملات، اقدام به اعلام حجر وی نموده اند و حتی برای وی قیم تعیین نشده و این نشان از سلامت وی دارد و علت اینکه برادران وی اعلام حجر کرده اند، شکایت س.س.
علیه برادرانش و محکومیت آنها م. ب.. وکیل خوانده ردیف یکم بیان داشته برخلاف ادعای وکیل خواهان آقای س.س. سابقه بستری در بیمارستان سینا داشته است و نظریه پزشکی قانونی نیز از حجر وی دلالت دارد و حتی نگارش قولنامه استنادی حاکی از عدم تعادل روحی و روانی نامبرده دارد و همین امر باعث سوء استفاده عده ای شده، از جمله هبه نمودن اموال خود و برای جلوگیری از ضرر خود و دیگران اعلام حجر کرده اند، در صورت نیاز با معرفی به پزشکی قانونی و استعلام از ثبت، رد دعوی را خواستارم.
در پایان جلسه دادرسی، دادگاه جهت ملاحظه نظریه پزشکی قانونی و اینکه برای محجور تعیین قیم شده است یا خیر؟ دستور مطالبه پرونده سرپرستی را صادر می نماید. پس از وصول پرونده سرپرستی، دادگاه قرار ارجاع امر به هیأت سه نفره پزشکی قانونی را صادر و اعلام می نماید تا با بررسی سوابق و معاینه مجدد اعلام نمایند آیا نامبرده دچار جنون است یا خیر؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، تاریخ استقرار حجر و نوع جنون و اینکه در سال1383(اسفندماه) که مورد اختلاف طرفین بوده در حالت افاقه بوده یا در حال جنون؟
ثانیاً: به استناد مواد 14 و 57 قانون امور حسبی، قرار استماع شهادت شهود را صادر و مقرر می دارد که وقت رسیدگی تعیین شود. طرفین دعوت گردند. در اخطاریه آنان تذکر داده شود گواهان خود را حاضر نمایند. وقت رسیدگی به تاریخ 13/5/92 تعیین می شود. وکیل خواهان و خوانده ردیف یکم حضور یافته اند. وکیل خ. ب. د. که دو تن گواهان بنام های ح.ر. و ح.الف. حاضر نموده، تقاضای تحقیق از آنها را دارم. از گواهان تعرفه شده به شرح اوراق جداگانه تحقیق به عمل آمده است.
گواه ح.الف. بیان داشته آقای ح.الف. رستوران داشت با او رفت و آمد داشتیم. آقای س.س. رستوران آقای …. می آمد و نهار می خورد و می رفت. هیچگونه مشکلی نداشت. خیلی خوب بود، از ما هم زرنگتر بود. آخرین بار ایشان را یک یا دو سال پیش رفتم ابرده دیدم. یک نفر من را صدا کرد. آقای س.س. بود. در مورد یک زمین صحبت می کرد، وضعش خوب بود. از او آثار دیوانگی ندیدم. گواه آقای ح.ر. اظهار داشته است: من بنایی می کردم در رستوران این آقا و س.س. دو سه سال آنجا رفت و آمد می کرد و از 9 یا 10 سال قبل او را می دیدم.
با من مشهد می آمد و رفت و آمد می کرد. من هیچ دیوانگی در ایشان ندیدم. پرفسور بود و در زمان معامله من بودم. سال 83 بود. ماه آن را یاد ندارم و معامله زمین کردند. پولی دادند و معامله کردند. حال او اگر از من می پرسید می گویم حالش خوب بود. وکیل خ. ا. د.: برادران محجور خانم گ.ب. به همراه آورده ام. از آنها تحقیق شود. دادگاه از گواه خانم گ.ب. تحقیق بیان داشته است. اینها که بچه بودند، منزل آنها کار می کردم. از اول این آقای س.س.
عقل درستی نداشت. مثلاً نصف شب می آمد بالای سر بچه های من، می گفت می خواهم خفه تان کنم. حالش خوب نبود. مثلاً یک دفعه وسط خیابان شلوارش را در می آورد می گفت می خواهم عکس بگیرم. از کوچکی مریض بود و مشکل داشت و در مورد برادران محجور چون مستدعیان اولیه تقاضای حجر بوده اند، صرفاً به عنوان مطلع از آنان تحقیق که در صورتجلسه منعکس است. همگی اظهار داشته اند از بچگی تعادل روحی نداشته است. سپس اظهارات وکلاء طرفین استماع گردیده است.
وکیل خواهان با جرح شهود خوانده و توضیحاتی تکراری پیرامون سلامت جسمی محجور و انجام معاملات صحیح نامبرده، صدور حکم شایسته را تقاضا کرده است. دادگاه سپس اقداماتی جهت اخذ نظریه هیأت پزشکان معمول داشته است. نظریه به شرح برگ 63 پرونده واصل گردیده است و در ادامه رسیدگی تحقیق پیرامون معامله انجام شده بین محجور و شخص معترض ثالث ضروری تشخیص، به همین علت وقت رسیدگی به تاریخ 1/2/93 تعیین گردیده است. وکلاء طرفین حاضر شده اند. شخص معترض ثالث نیز حضور یافته است.
تحقیقات لازم معمول گردیده است که در صورتجلسه منعکس است. سپس دادگاه با ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره 144-3/2/93 و با استدلال مندرج در آن و اینکه اصل در جنون ادواری افاقه است، مگر آنکه با دلیل، جنون در زمان های مورد نظر ثابت شود. با تشخیص اعتراض ثالث، مستند به مواد 417 و 420 و 425 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، حکم حجر را در قسمت اعتراض شده(اسفندماه
83) نقض می نماید. با اعتراض تجدیدنظرخواهی وکیل خانم ص.خ. شعبه 21 دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی پس از رسیدگی طی دادنامه شماره 993-23/4/93 با مخدوش دانستن استدلال محکمه نخستین دائر به اینکه در جنون ادواری اصل به افاقه است. ب. ت. ب. <a class="artref" href="/ماده/ماده-1213-a_0815110236875">ماده 1213 قانون مدنی</a>، در صورتی اعمال حقوقی مجنون ادواری نافذ است که افاقه او مسلّم باشد. به عبارتی اصل بر استصحاب جنون ادواری است و اثبات افاقه محتاج به دلیل م. ب.. ب. ت. ب. دلایل پرونده، مستند به ماده 358 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، با نقض رأی بدوی حکم به بطلان دعوی متعرض ثالث صادر می نماید.
وکیل متعرض ثالث نسبت به رأی مذکور مبادرت به تقدیم دادخواست فرجام خواهی نموده است و عمده اعتراض نامبرده تکیه به این مطالب است که موکلش معامله صحیح با شخص محجور انجام داده است که مدعیان حجر دلیلی بر عود بیماری وی درسال 83 ارائه نداده اند. گواهان موکل به صحت و سلامت محجور در زمان معامله ادای شهادت نموده اند. پزشکی قانونی اظهار داشته وضعیت حجر در سال 83 مقدور نمی باشد. دلیلی بر حیف و میل اموال توسط محجور ارائه نشده است و تاکنون کسی نتوانسته در معامله او را فریب دهد.
تمام کار او مربوط به أخذ حکم حجر با تبانی نامبرده، برای برگردان اموالی است که معامله نموده و اکنون به علت نوسانات اقتصادی ارزش پیدا کرده است. در قولنامه تمام اصول صحیح معامله رعایت شده است. پدر محجور در سال 82 فوت نموده، اموال زیادی در زمان حیات به نام محجور کرده است. اگر نامبرده محجور بود، پدرش باید مدعی می گردیده، نه وراث پس از فوت وی؛ و لذا نقض رأی فرجام خواسته را استدعا نموده است.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … مشاوره نموده، چنین رأی می دهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
ب. ت. ب. محتویات پرونده و کیفیات منعکس در آن، دادنامه فرجام خواسته به شماره 00993-23/4/93 با استدلال صحیح و صائب و مطابق با اصول و موازین قانونی صادر شده است. زیرا به دلالت نظریه تحصیلی پزشک قانونی در پرونده سرپرستی و نیز نظریه ابرازی هیأت سه نفره پزشکان پزشکی قانونی مندرج در صفحه 63 پرونده محاکماتی، عارض شدن اختلال خلقی دو قطبی(جنون ادواری) به شخص محجور به نام س.س.
محرز و ثابت است. و ب. ت. ب. اینکه محکمه نخستین تاریخ شروع آن را از سال 1370 اعلام داشته است و به دلالت قسمت اخیر <a class="artref" href="/ماده/ماده-1213-a_0815110236875">ماده 1213 قانون مدنی</a> درخصوص معاملات اشخاص مبتلا به جنون ادواری، حالت افاقه باید ثابت شود و به عبارت دیگر بقاء جنون استمرار و استصحاب می گردد؛ و ب. ت. ب. اینکه معترض ثالث دلیلی بر انجام معامله صحیح و پرداخت ثمن ارائه نداده است و در جلسه دادرسی مورخ 1/2/1393 نیز بیان داشته معامله به نحو شفاهی انجام گرفته و ادعای وکیل نامبرده مبنی بر اینکه معامله به موجب مبایعه نامه با شرایط صحیح صورت گرفته و این ادعا با اظهارات موکلش در تعارض م.
ب. و اظهارات شهود نامبرده نیز به نحوی نیست که مبین سلامت و افاقه محجور با قطع و یقین باشد؛ لذا رأی صادره مطابق با محتویات پرونده و دلایل موجود و مضبوط در آن بوده و اعتراض به نحوی نیست که خدشه به اساس آن وارد سازد و چون از حیث رعایت مقررات شکلی و اصول دادرسی نیز اشکالی که موجب تخدیش رأی گردد، ملحوظ نیست. لذا با رد اعتراض، مستند به مواد 370 و 396 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، رأی فرجام خواسته را تأیید و ابرام می نماید.
مستشار شعبه اول دیوان عالی کشور - عضو معاون
موحدی - حیاتی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
بار اثبات در معاملات مجنون ادواری
موضوع این پرونده، بررسی اعتراض نسبت به حکم حجر یک فرد و صحت ادعای جنون ادواری وی است. خواهان با ادعای تبانی خانواده محجور، مطرح کرده که از سال 1386 به عنوان مجنون شناخته شده، در حالی که از نظر جسمی و روانی کاملاً سالم بوده و معاملات متعددی نیز انجام داده است. در مقابل، خانواده محجور مدعی هستند که وی به دلیل اختلال خلقی دو قطبی (جنون ادواری) قادر به اداره امور خود نیست و به قیم نیاز دارد. <br>دادگاه در مراحل مختلف، نظریه پزشکی قانونی و شهادت شهود را مورد بررسی قرار داده و در نهایت با استناد به مواد مربوطه قانون مدنی و قانون آیین دادرسی، حکم اولیه را نقض و به نفع خواهان رای صادر کرده است.
اما در مرحله تجدیدنظر، دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی با استناد به نظریه پزشکی قانونی و عدم ارائه دلایل کافی از سوی معترض، حکم به بطلان دعوی وی صادر کرده است. <br>در نهایت، دیوان عالی کشور با تایید رای تجدیدنظر، جنون ادواری محجور را محرز دانسته و اعلام کرده که معترض نتوانسته دلایل کافی برای اثبات ادعای خود ارائه دهد. بنابراین، رای تجدیدنظر به قوت خود باقی مانده و اعتراض رد شده است.
تاریخ دادنامه قطعی: 1393/09/12
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در خصوص معاملات مجنون ادواری، قانونگذار وجود حجر را استصحاب نموده و بار اثبات دلیل برعهده شخصی است که مدعی افاقه و در نتیجه صحت معامله است.
رای خلاصه جریان پرونده
-سوابق امر حاکی است به موجب دادنامه شماره --- - 25/12/86 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی مشهد در خصوص درخواست دایره سرپرستی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان مذکور، دائر بر صدور حکم حجر آقای س.س. فرزند الف. دادگاه ب. ت. ب. تحقیقات معموله به شرح مضبوط در پرونده سرپرستی به شماره 86/6017 4 س خصوصا نظریه پزشکی قانونی به شماره 86/511/1/4561/1 - 7/12/86 که اعلام داشته حسب مدارک پرونده بیمارستانی و گواهی پزشک معالج، مبتلا به اختلال خلقی(جنون ادواری) بوده که در دوره های عود بیماری قادر به اداره امور خود نمیباشد و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده، ضمن احراز جنون نامبرده، مستند به مواد 48 و 57 و 18 و 71 قانون امور حسبی و مواد 1207 و 1210 و 1211 و 1223 از قانون مدنی، حکم حجر وی را حداقل از سال 1370 صادر و اعلام مینماید.
2 - محتویات پرونده کلاسه --- - 92 شعبه اول دادگاه عمومی مشهد، دلالت دارد که آقای ح.الف. با وکالت خانم ن.ع. در مورخه 8/3/92 دادخواستی به خواسته اعتراض ثالث نسبت به دادنامه مذکور در فوق به طرفیت خواندگان
1 - ص.خ.
2 - دایره سرپرستی استان خراسان
3 - س.س. تقدیم و در توضیح دعوی بیان داشته: خوانده ردیف یکم مادر آقای س.س.که حکم حجر ایشان صادر شده است، م. ب.. با تبانی ایشان، علی رغم صحت و سلامت جسمی و روانی کامل، مدعی جنون وی گردیده. به دلیل اینکه در سالهای اخیر س.س. معاملات بسیاری انجام داده که با این ادعا میتواند ابطال آنها را درخواست نماید؛ حال با عنایت به اینکه نامبرده مجنون نبوده، چه ادواری و چه دائمی، به همین علت از سال 86 تاکنون برای وی قیم تعیین نشده است و از آن زمان تاکنون، معاملات بسیار و اعمال حقوقی فراوان انجام داده است و همچنین با موکل در سال 83 نیز معامله ملکی انجام داده که وکالت محضری نیز داده است و شهود ذیل قولنامه و سایر قرائن حاکی از سلامت عقلی و روانی ایشان دارد؛ استدعای رسیدگی و صدور حکم به رد حکم حجر با اعتراض به نظریه پزشکی قانونی و استعلام از دارائی و شهادت شهود م.
ا.. وقت رسیدگی به تاریخ 25/12/86 تعیین و طرفین به دادرسی دعوت شده اند. خانم ….م. از جانب خ. ر. ا.(ص.خ.) با ارائه وکالت نامه اعلام وکالت نموده است؛ لایحه ای تقدیم و ضمن آن اعلام داشته ب. ت. ب. اقدامات غیرعقلائی و عدم تعادل روحی و روانی محجور، از جمله هبه نمودن اموال خود و دیگران به افراد سودجو، خانواده نامبرده تقاضای محجوریت نمودهاند و رد دعوی خواهان را خواستار شده است. اداره سرپرستی نیز لایحه ای تقدیم و تحقیقات مقتضی جهت احراز افاقه محجور خواستار شده است.
جلسه دادرسی با حضور وکلاء طرفین تشکیل گردیده است. وکیل خ. ب. د. که در ابتدا برادر آقای س.س. به نام ف. اعلام حجر ایشان نموده و دلیل خود را سفاهت وی ذکر کرده، چون اموال خودش را حیف و میل مینماید و تمام شهود که اظهارات خود را بیان نموده اند، در رابطه با جنون وی مطلبی ذکر نکرده اند و شهادت شهود حاکی از شیطنت و بازی گوشی می توانسته باشد، نه جنون. مطلب مهم اینکه از زمان کودکی، هیچگاه در بیمارستان بستری نبوده است و هیچ مدرک پزشکی حاکی از جنون نداشته و یک مرتبه در سال 86 درست در زمانی که س.س.
معاملاتی در اموال خودش انجام داده و با وضعیت تورّم، تمام آنها رشد چشمگیری داشته است، این اقدام را کرده اند و از نظر موکل، نامبرده در سلامت کامل عقلی و جسمی بوده است. شهود زیادی هستند که حاضر به ادای شهادت در سلامت ایشان هستند و قولنامه ای که موکل از س.س. ارائه داده، کاملا واضح و قانونی است و ایشان در کمال صحت و در حضور شهود و متناسب با نرخ زمان خودش معامله نموده است و هیچ حیف و میلی صورت نداده است و خانواده اش با تبانی وی، با هدف برگرداندن معاملات، اقدام به اعلام حجر وی نمودهاند و حتی برای وی قیم تعیین نشده و این نشان از سلامت وی دارد و علت اینکه برادران وی اعلام حجر کرده اند، شکایت س.س.
علیه برادرانش و محکومیت آنها م. ب.. وکیل خوانده ردیف یکم بیان داشته برخلاف ادعای وکیل خواهان آقای س.س. سابقه بستری در بیمارستان سینا داشته است و نظریه پزشکی قانونی نیز از حجر وی دلالت دارد و حتی نگارش قولنامه استنادی حاکی از عدم تعادل روحی و روانی نامبرده دارد و همین امر باعث سوء استفاده عده ای شده، از جمله هبه نمودن اموال خود و برای جلوگیری از ضرر خود و دیگران اعلام حجر کرده اند، در صورت نیاز با معرفی به پزشکی قانونی و استعلام از ثبت، رد دعوی را خواستارم.
در پایان جلسه دادرسی، دادگاه جهت ملاحظه نظریه پزشکی قانونی و اینکه برای محجور تعیین قیم شده است یا خیر؟ دستور مطالبه پرونده سرپرستی را صادر مینماید. پس از وصول پرونده سرپرستی، دادگاه قرار ارجاع امر به هیات سه نفره پزشکی قانونی را صادر و اعلام مینماید تا با بررسی سوابق و معاینه مجدد اعلام نمایند آیا نامبرده دچار جنون است یا خیر؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، تاریخ استقرار حجر و نوع جنون و اینکه در سال 1383 (اسفندماه) که مورد اختلاف طرفین بوده در حالت افاقه بوده یا در حال جنون؟
ثانیا: به استناد مواد 14 و 57 قانون امور حسبی، قرار استماع شهادت شهود را صادر و مقرر میدارد که وقت رسیدگی تعیین شود. طرفین دعوت گردند. در اخطاریه آنان تذکر داده شود گواهان خود را حاضر نمایند. وقت رسیدگی به تاریخ 13/5/92 تعیین میشود. وکیل خواهان و خوانده ردیف یکم حضور یافته اند. وکیل خ. ب. د. که دو تن گواهان به نام های ح.ر. و ح.الف. حاضر نموده، تقاضای تحقیق از آنها را دارم. از گواهان تعرفه شده به شرح اوراق جداگانه تحقیق به عمل آمده است.
گواه ح.الف. بیان داشته آقای ح.الف. رستوران داشت با او رفت و آمد داشتیم. آقای س.س. رستوران آقای …. می آمد و نهار می خورد و می رفت. هیچگونه مشکلی نداشت. خیلی خوب بود، از ما هم زرنگتر بود. آخرین بار ایشان را یک یا دو سال پیش رفتم ابرده دیدم. یک نفر من را صدا کرد. آقای س.س. بود. در مورد یک زمین صحبت می کرد، وضعش خوب بود. از او آثار دیوانگی ندیدم. گواه آقای ح.ر. اظهار داشته است: من بنایی می کردم در رستوران این آقا و س.س. دو سه سال آنجا رفت و آمد می کرد و از 9 یا 10 سال قبل او را می دیدم.
با من مشهد می آمد و رفت و آمد می کرد. من هیچ دیوانگی در ایشان ندیدم. پرفسور بود و در زمان معامله من بودم. سال 83 بود. ماه آن را یاد ندارم و معامله زمین کردند. پولی دادند و معامله کردند. حال او اگر از من می پرسید می گویم حالش خوب بود. وکیل خ. ا. د.: برادران محجور خانم گ.ب. به همراه آورده ام. از آنها تحقیق شود. دادگاه از گواه خانم گ.ب. تحقیق بیان داشته است. اینها که بچه بودند، منزل آنها کار می کردم. از اول این آقای س.س.
عقل درستی نداشت. مثلا نصف شب می آمد بالای سر بچه های من، می گفت می خواهم خفه تان کنم. حالش خوب نبود. مثلا یک دفعه وسط خیابان شلوارش را در می آورد می گفت می خواهم عکس بگیرم. از کوچکی مریض بود و مشکل داشت و در مورد برادران محجور چون مستدعیان اولیه تقاضای حجر بوده اند، صرفا به عنوان مطلع از آنان تحقیق که در صورتجلسه منعکس است. همگی اظهار داشته اند از بچگی تعادل روحی نداشته است. سپس اظهارات وکلاء طرفین استماع گردیده است. وکیل خواهان با جرح شهود خوانده و توضیحاتی تکراری پیرامون سلامت جسمی محجور و انجام معاملات صحیح نامبرده، صدور حکم شایسته را تقاضا کرده است.
دادگاه سپس اقداماتی جهت اخذ نظریه هیات پزشکان معمول داشته است. نظریه به شرح برگ 63 پرونده واصل گردیده است و در ادامه رسیدگی تحقیق پیرامون معامله انجام شده بین محجور و شخص معترض ثالث ضروری تشخیص، به همین علت وقت رسیدگی به تاریخ 1/2/93 تعیین گردیده است. وکلاء طرفین حاضر شده اند. شخص معترض ثالث نیز حضور یافته است. تحقیقات لازم معمول گردیده است که در صورتجلسه منعکس است. سپس دادگاه با ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره --- - 3/2/93 و با استدلال مندرج در آن و اینکه اصل در جنون ادواری افاقه است، مگر آنکه با دلیل، جنون در زمان های مورد نظر ثابت شود. با تشخیص اعتراض ثالث، مستند به مواد 417 و 420 و 425 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، حکم حجر را در قسمت اعتراض شده(اسفندماه
83 ) نقض مینماید. با اعتراض تجدیدنظرخواهی وکیل خانم ص.خ. شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی پس از رسیدگی طی دادنامه شماره --- - 23/4/93 با مخدوش دانستن استدلال محکمه نخستین دائر به اینکه در جنون ادواری اصل به افاقه است. ب. ت. ب. <a class="artref" href="/ماده/ماده-1213-a_0815110236875">ماده 1213 قانون مدنی</a>، در صورتی اعمال حقوقی مجنون ادواری نافذ است که افاقه او مسلّم باشد. به عبارتی اصل بر استصحاب جنون ادواری است و اثبات افاقه محتاج به دلیل م. ب.. ب. ت. ب. دلایل پرونده، مستند به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، با نقض رای بدوی حکم به بطلان دعوی متعرض ثالث صادر مینماید.
وکیل متعرض ثالث نسبت به رای مذکور مبادرت به تقدیم دادخواست فرجام خواهی نموده است و عمده اعتراض نامبرده تکیه به این مطالب است که موکلش معامله صحیح با شخص محجور انجام داده است که مدعیان حجر دلیلی بر عود بیماری وی درسال 83 ارائه نداده اند. گواهان موکل به صحت و سلامت محجور در زمان معامله ادای شهادت نموده اند. پزشکی قانونی اظهار داشته وضعیت حجر در سال 83 مقدور نمیباشد. دلیلی بر حیف و میل اموال توسط محجور ارائه نشده است و تاکنون کسی نتوانسته در معامله او را فریب دهد.
تمام کار او مربوط به اخذ حکم حجر با تبانی نامبرده، برای برگردان اموالی است که معامله نموده و اکنون به علت نوسانات اقتصادی ارزش پیدا کرده است. در قولنامه تمام اصول صحیح معامله رعایت شده است. پدر محجور در سال 82 فوت نموده، اموال زیادی در زمان حیات به نام محجور کرده است. اگر نامبرده محجور بود، پدرش باید مدعی می گردیده، نه وراث پس از فوت وی؛ و لذا نقض رای فرجام خواسته را استدعا نموده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای … مشاوره نموده، چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
ب. ت. ب. محتویات پرونده و کیفیات منعکس در آن، دادنامه فرجام خواسته به شماره 00993 - 23/4/93 با استدلال صحیح و صائب و مطابق با اصول و موازین قانونی صادر شده است. زیرا به دلالت نظریه تحصیلی پزشک قانونی در پرونده سرپرستی و نیز نظریه ابرازی هیات سه نفره پزشکان پزشکی قانونی مندرج در صفحه 63 پرونده محاکماتی، عارض شدن اختلال خلقی دو قطبی(جنون ادواری) به شخص محجور به نام س.س.
محرز و ثابت است. و ب. ت. ب. اینکه محکمه نخستین تاریخ شروع آن را از سال 1370 اعلام داشته است و به دلالت قسمت اخیر <a class="artref" href="/ماده/ماده-1213-a_0815110236875">ماده 1213 قانون مدنی</a> در خصوص معاملات اشخاص مبتلا به جنون ادواری، حالت افاقه باید ثابت شود و به عبارت دیگر بقاء جنون استمرار و استصحاب میگردد؛ و ب. ت. ب. اینکه معترض ثالث دلیلی بر انجام معامله صحیح و پرداخت ثمن ارائه نداده است و در جلسه دادرسی مورخ 1393/02/01 نیز بیان داشته معامله به نحو شفاهی انجام گرفته و ادعای وکیل نامبرده مبنی بر اینکه معامله به موجب مبایعه نامه با شرایط صحیح صورت گرفته و این ادعا با اظهارات موکلش در تعارض م.
ب. و اظهارات شهود نامبرده نیز به نحوی نیست که مبین سلامت و افاقه محجور با قطع و یقین باشد؛ لذا رای صادره مطابق با محتویات پرونده و دلایل موجود و مضبوط در آن بوده و اعتراض به نحوی نیست که خدشه به اساس آن وارد سازد و چون از حیث رعایت مقررات شکلی و اصول دادرسی نیز اشکالی که موجب تخدیش رای گردد، ملحوظ نیست. لذا با رد اعتراض، مستند به مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، رای فرجام خواسته را تایید و ابرام مینماید.
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 115
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
تذکر مرجع تجدیدنظر به دادگاه بدوی به لحاظ عدم رعایت قوانین
ماده 1207 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
صدور و تأیید حکم حجر به دلیل زوال عقل در دادگاه خانواده و تجدیدنظر استان کرمانشاه و تأیید دیوان عالی کشور
مواد 1207 و 1208 و 1210 و 1211 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
خواندگانِ دعوایِ حجرِ متوفی
ماده 1207 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تفاوت جنون در علم پزشکی و حقوق
مواد 1207، 1211 و 1213 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تفاوت حجر و ورشکستگی
ماده 1207 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از حکم حجر
ماده 1207 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
بار اثبات در معاملات مجنون ادواری
مواد 1207 و 1210 و 1211 و 1223 از قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای عدم اهلیت خواهان
مواد 1207 و 1208 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
نقش نظریه کارشناسی در خصوص حجر
مواد 1207 و 1208 و 1210 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از حکم حجر
ماده 1207 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
نقش نظریه کارشناسی در خصوص حجر
مواد 1207 و 1208 و 1210 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تفاوت حجر و ورشکستگی
ماده 1207 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
رأی خلاصه جریان پرونده
مواد 1207 و 1208 و 1210 و 1211 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تذکر مرجع تجدیدنظر به دادگاه بدوی به لحاظ عدم رعایت قوانین
ماده 1207 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
بار اثبات صحت معاملات مجنون ادواری
مواد 1213 و 223 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
دادگاه صالح در فرض تغییر اقامتگاه قانونی محجور
مواد 1213 و 1211 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
استصحاب حالت افاقه یا جنون
مواد 1213 و 219 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
1- طرح دعوی ولی قهری به طرفیت مولی علیه2- اختلاف در دائم یا موقت بودن نکاح
ماده 1213 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
طرح دعوی در محل شعب صندوق تامین خسارتهای بدنی
ماده 1213 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تمایز میان مفهوم حجر و ضعف نفس
مواد 1213 و 1211 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تلقی اعاده دادرسی از رأی غیرقطعی به عنوان فرجام خواهی
مواد 14 و 37 و 57 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
تأثیر قابل درمان بودن علت حجر بر صدور حکم حجر
مواد 14 و 37 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
مفهوم جنون
مواد 14، 37 و 57 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
1- مصداق رأی اصراری 2- مرجع تشخیص رای اصراری 3- تکلیف دادگاه تجدیدنظر پس از نقض رأی در دیوان عالی کشور
مواد 14 و 37 و 57 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
مفهوم جنون موجب حجر
مواد 14 و 37 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
مصداق رأی اصراری
مواد 14 و 37 و 57 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
تلقی اعاده دادرسی از رأی غیرقطعی بهعنوان فرجامخواهی
مواد 14 و 37 و 57 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
مفهوم جنون موجب حجر
مواد 14 و 37 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
رأی: #دادنامه_دیوان_عالى_کشور_حقوقى (١٣٩٢/١/١٨)
مواد 14 و 37 قانون امور حسبی
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 753 مورخ 1395/06/02 هیات عمومی دیوان عالی کشور | صلاحیت دادگاه در امور قیمومت و تعیین قیم جدید بر اساس ماده 48 و 54 قانون امور حسبی
ماده 48 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
محدوده نظر پزشکی قانونی در تشخیص حجر
ماده 48 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
رای تکراری
ماده 48 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
محدوده نظر پزشکی قانونی در تشخیص حجر
ماده 48 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
رای وحدترویه 224 ـ 1323/7/27
ماده 48 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
رأی: طبق ماده 60 قانون امور حسبی و ماده 368 قانون آئین دادرسی مدنی درخواست نقض رأی را کرده است اداره بهزیستی هم با تسلیم لایحه ی تقاضای نقض رأی را نمو
ماده 48 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
رأی وحدت رویه شماره 753 دیوان عالی کشور با موضوع: عزل و تعیین قیم جدید و تعیین قیم موقت و سایر امور محجور که راجع به دادگاه است با دادگاهی است که بدواً تعیین قیم کرده است
با ا
ماده 48 قانون امور حسبی
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از حکم عزل ناظر و نصب قیم محجور
مواد 1207 و 1208 و 1217 قانون مدنی حکم حجر نامبرده را صادر و تاریخ شروع آن را آذر 92 اعلا
-
رأی
هماستناد
ادعای حجر به جهت عدم توانایی اداره امور مالی
ماده 1207 قانون مدنی و نظریه پزشکی قانونی مبنی بر سفاهت مورد نظر
-
رأی
هماستناد
مرجع احراز عدم توانایی محجور در اداره امور مالی خود
مواد 1207 و 1208 قانون مدنی و 57 قانون امور حبسی حکم حجر آقای ن
-
رأی
هماستناد
درخواست صدور حکم حجر بعد از فوت
مواد 1207 ، 1208 و 1214 قانون مدنی دادنامه معترض عنه را نقض و با لحاظ گواهی مورخ 1385/02/
نظریات مشورتی 25
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/3579 مورخ 1386/05/29 اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص حجر و تعیین امین بر اساس کهولت سن و زوال عقل در حقوق ایران با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 1207 ق.م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/146 مورخ 1398/03/01 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص موارد نصب قیم برای فرد بالغ در حالت کما با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 1207 قانون مدنی احصاء شده است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/8787 مورخ 1382/12/07 اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص قابلیت تجدیدنظر آرا در مورد قاچاق کالا و ارز و اثر بذل مهر در طلاق خلع با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 1207 ق.م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/2967 مورخ 1390/05/12 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 1207 ق.م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/8787 مورخ 1382/12/07 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 1207 ق.م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/1193 مورخ 1398/11/15 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص اجرای ماده 22 قانون حمایت از حقوق معلولان مصوب 1397 و نصب قیم با توجه به تعریف معلول در بند الف ماده 1 قانون
قانون مدنی در موارد نصب قیم از جمله مواد 1207
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/146 مورخ 1398/03/07 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص تعیین امین توسط دادگاه برای فردی که بدلیل ضایعات مغزی در حالت کما می باشد با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 1207 قانون مدنی احصاء شده است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/1193 — 1398/11/15
قانون مدنی در موارد نصب قیم از جمله مواد 1207
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1994 مورخ 1399/03/10
ماده 1213 قانون مدنی مصوب 1307
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1403/213 — 1404/08/19
ماده 1213 قانون مدنی و فقدان چنین حکمی در خصوص سفاهت ادواری
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/1994 — 1399/03/10
ماده 1213 قانون مدنی مصوب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/4828 مورخ 1386/07/23 اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص عدم امکان صدور حکم حجر برای مجنون ادواری در حال افاقه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 1213 ق.م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/5095 مورخ 1388/08/17 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 1213 ق.م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی ۱۹۹۴/98/۷ مورخ ۱۰/03/۱۳۹۹ اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص اثبات جنون مرتکب حین فعل مجرمانه و نحوه رسیدگی به پرونده و پرداخت دیه توسط مجنون و یا عاقله او با اصلاحات و ا
ماده 1213 قانون مدنی مصوب 1307
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/1656 مورخ 1397/11/29 اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص توقیف دادرسی و افاقه مجنون ادواری بر اساس ماده 1213 قانون مدنی و ماده 105 قانون آیین دادرسی با اصلاحات و الحا
ماده 1213 قانون مدنی اگر افاقه مجنون ادواری مسلم باشد
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/1265 مورخ 1401/01/23
ماده 48 قانون امور حسبی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/431 مورخ 1397/03/09
مواد 48 و 51 و 55 قانون امور حسبی مصوب 1319 در خصوص تعیین مرجع قضائی صالح به رسیدگی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/99/194 — 1399/04/24
ماده 48 قانون امور حسبی مصوب 1319 رفتار میشود
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1402/955 مورخ 1403/01/20 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 48 و 51 قانون امور حسبی مصوب 1319
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/99/194 مورخ 1399/04/24 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص تاریخ محاسبه خسارت تاخیر تادیه با در فرض تعرفه اموال توسط محکوم علیه یا صدور حکم اعسار با اصلاحات و الحاقات بع
ماده 48 قانون امور حسبی مصوب 1319 رفتار می شود
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/6019 مورخ 1378/08/22 اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص صلاحیت دادگاه برای رسیدگی به امور قیمومت و تعیین قیم برای صغار با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 48 و 51 قانون امور حسبی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/431 مورخ 1397/03/09 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 48 و 51 و 55 قانون امور حسبی مصوب 1319 در خصوص تعیین مرجع قضایی صالح به رسیدگی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/4811 مورخ 1390/12/02 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 48 قانون امور حسبی مصوب 2/2/1319: امور قیمومت راجع به دادگاه شهرستان
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1193 مورخ 1398/11/15
قانون مدنی در موارد نصب قیم از جمله مواد 1207
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/146 مورخ 1398/03/07
قانون مدنی به طور مشخص در ماده 1207
نشستهای قضایی 5
-
نشست قضایی
هماستناد
مالی یا غیر مالی بودن حق قصاص
ماده 1207 قانون مدنی
-
نشست قضایی
هماستناد
سن رشد برای دخالت در امور مالی
مواد 1207 و 1208 قانون مدنی
-
نشست قضایی
هماستناد
مرجع اصلاح گواهی حصر وراثت
ماده 14 قانون امور حسبی
-
نشست قضایی
هماستناد
مرگ مغزی، کما، آلزایمر، حجر و نوع آن
ماده 1207 قانون مدنی آمده است: «اشخاص ذیل محجورو از تصرف در اموال و حقوق ما
-
نشست قضایی
هماستناد
اقرار فرد سفیه
ماده 1207 قانون مدنی استناد کرد که اشخاص غیررشید را محجور می داند
مواد مرتبط 4
-
اعمال
از این صفحه
ماده 48 — قانون امور حسبی
مواد 48 و 57 و 18 و 71 قانون امور حسبی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1207 — قانون مدنی
مواد 1207 و 1210 و 1211 و 1223 از قانون مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1213 — قانون مدنی
ماده 1213 قانون مدنی
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 14 — قانون امور حسبی
مواد 14 و 57 قانون امور حسبی
مقرراتِ مرتبط 1
-
بخشنامه
هماستناد
بخشنامه ضرورت اعزام مجرمین و بیماران روانی و محجورین به مراکز درمانی و بیمارستان های روانی به همراه ولی ّ قهری یا قیّم
ماده 1207 قانون مدنی محجور و فاقد ولی خاص باشند
دکترین 40
-
مقاله
هماستناد
۷۴ بازداشت داد باخته صغیر مجنون و محجور
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
۷۴ بازداشت داد باخته صغیر مجنون و محجور — برابر ماده ۱۲۰۷ ق
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شناسایی محجور
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شناسایی محجور — برابر ماده ۱۲۰۷ ق
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شرایط تنظیم و ثبت اسناد رسمی و ... / ۲۶۷
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر آن بر روند اجرا
ماده 1213 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر آن بر روند اجرا — جنون در دو حالت دائمی و ادواری
ماده 1213 ق.م
-
مقاله
هماستناد
بازداشت مدنی داد باخته محجور — این پرسش مطرح میشود که آیا می
ماده 1213 ق.م
-
مقاله
هماستناد
بازداشت مدنی داد باخته محجور — چنانچه مبنای حجر جنون باشد
ماده 1213 ق.م
-
مقاله
هماستناد
بازداشت مدنی داد باخته محجور — چنانچه مبنای حجر جنون باشد
ماده 1213 ق.م
-
مقاله
هماستناد
وجود وراث مجنون یا صغیر در میان وراث
ماده 1213 ق.م
-
مقاله
هماستناد
وجود وراث مجنون یا صغیر در میان وراث — برابر ماده ۱۲۱۳ ق
ماده 1213 ق.م
-
مقاله
هماستناد
صدور حکم قطعی و پیش از صدور اجرائیه
ماده 1213 ق.م
-
مقاله
هماستناد
صدور حکم قطعی و پیش از صدور اجرائیه — چنانچه دادبرده دچار عارضه حجر پیش از
ماده 1213 ق.م
-
مقاله
هماستناد
صدور اجرائیه و در امتداد عملیات اجرایی — پس از صدور اجرائیه و در جریان
ماده 1213 ق.م
-
مقاله
هماستناد
صدور اجرائیه و در امتداد عملیات اجرایی — و تصمیم گیری بر حقوق مالی و
ماده 1213 ق.م
-
مقاله
هماستناد
صدور اجرائیه و در امتداد عملیات اجرایی — و تصمیم گیری بر حقوق مالی و
ماده 1213 ق.م
-
مقاله
هماستناد
صدور اجرائیه و در امتداد عملیات اجرایی — پس از صدور اجرائیه و در جریان
ماده 1213 ق.م
-
مقاله
هماستناد
صدور اجرائیه و در امتداد عملیات اجرایی — می داند و ماده ۱۲۱۳ ق
ماده 1213 ق.م
-
مقاله
هماستناد
صدور اجرائیه و در امتداد عملیات اجرایی — می داند و ماده ۱۲۱۳ ق
ماده 1213 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اهلیت و حجر و سن رشد در قانون مدنی ایران پس از اصلاحات سال 1361
مواد 1207 و 1210 ق م
-
مقاله
هماستناد
البته ایرانیان مقیم خارج کشور نیز می توانند ادعا نمایند که هر
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
امکان بازداشت مال — بند دوم - محجور شدن م
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
امکان بازداشت مال — بند دوم - محجور شدن م
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نکات مربوط به تعیین امین برای ناتوان — عده ای دیگر معتقدند هر چند در
ماده 1207 قانون مدنی بیهوشی و کما را جزء اسباب حجر به شمار نیاورده است حقوق
-
مقاله
هماستناد
نکات مربوط به تعیین امین برای ناتوان — سؤال برای فردی که در کما است
ماده 1207 قانون مدنی بیهوشی و کما را جزء اسباب حجر به شمار نیاورده است حقوق
-
مقاله
هماستناد
نکات مربوط به تعیین امین برای ناتوان — سؤال برای فردی که در کما است
ماده 1207 قانون مدنی بیهوشی و کما را جزء اسباب حجر به شمار نیاورده است حقوق
-
مقاله
هماستناد
اشخاص حقیقی — قانون مدنی ماده ۲۱۱ برای این که
قانون مدنی ماده 1207
-
مقاله
هماستناد
اشخاص حقیقی — قانون مدنی ماده ۱۲۰۷ اشخاص ذیل محجور
قانون مدنی ماده 1207
-
مقاله
هماستناد
اشخاص حقیقی — قانون مدنی ماده ۱۲۰۷ اشخاص ذیل محجور
قانون مدنی ماده 1207
-
مقاله
هماستناد
موضوع
ماده 1207 قانون مدنی اشخاص محجور را که از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممن
-
مقاله
هماستناد
موضوع
ماده 1207 قانون مدنی اشخاص محجور را که از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممن
-
مقاله
هماستناد
اهلیت (علم حقوق): انواع اهلیت
ماده 1207 قانون مدنی طبق ماده 1207 قانون مدنی: این اشخاص
-
مقاله
هماستناد
ماده ۱۳۶ قانون تجارت: توضیح واژگان
ماده 1207 قانون مدنی
-
مقاله
هماستناد
کاربرد استصحاب در قوانین مدنی ایران (مقاله علمی وزارت علوم)
ماده 1213 ق.م
-
مقاله
هماستناد
صدور اجرائیه و در امتداد عملیات اجرایی — در مورد مجنون ادواری استیفای حقوق و
ماده 1213 ق.م
-
مقاله
هماستناد
صدور اجرائیه و در امتداد عملیات اجرایی — در مورد مجنون ادواری استیفای حقوق و
ماده 1213 ق.م
-
مقاله
هماستناد
معاملات مجنون — مجنون دائمی کلیه معاملات مجنون دائمی باطل
ماده 1213 قانون مدنی این گونه به نظر می رسد که معامله مجنون ادواری محکوم به
-
مقاله
هماستناد
معاملات مجنون — مجنون ادواری بر اساس ماده ۱۲۱۱ قانون
ماده 1213 قانون مدنی این گونه به نظر می رسد که معامله مجنون ادواری محکوم به
-
مقاله
هماستناد
معاملات مجنون — مجنون ادواری بر اساس ماده ۱۲۱۱ قانون
ماده 1213 قانون مدنی این گونه به نظر می رسد که معامله مجنون ادواری محکوم به
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
