رأی
حکم یا قرار رد دعوی
رأی دادگاه بدوی
در پرونده حاضر آقای ر.ش. با وکالت آقای ع.ک. و خانم م.ت. به طرفیت آقای ن.ع. دایر بر بطلان رأی داوری مورخ 25/ 6/1389 و مطالبه خسارات ناشی از دادرسی دادخواستی ارائه نموده است. این دادگاه ب. ت. ب. محتویات پرونده، تدقیق در رأی داور، با لحاظ این که تاریخ قرارداد خاتمه یافته، اعلام فسخ قرارداد اعلامی از سوی داور تعیینی ـ مفهوماً ـ به پایان مهلت اقدام و اعاده به وضع سابق تلقی است، با عنایت به اینکه دلیلی جهت اثبات بی اعتباری و بطلان رأی داوری موضوع دعوی ارائه نگردیده، با استفاده از ماده 454 قانون آیین دادرسی مدنی و استعانت از اصول صحت و حسن نیت، رأی به رد اعتراض صادر می نماید. این رأی از سوی خواهان مورد اعتراض تجدیدنظرخواهی واقع شده است، پرونده به شعبه 25 محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران ارجاع گردیده، شعبه مرجوع الیه طی دادنامه شماره 1233 ـ 19/9/1391 موضوع پرونده کلاسه 910884 با این استدلالات و اعلاماتی از جمله اینکه؛ رأی به رد اعتراض منطبق با موضوع خواسته نبوده و خارج از خواسته صادر و به طور واضح مشمول تغافل (واقع) شده است، مرجع بدوی موظف و مکلف به تعیین نوع رأی صادره بوده و سطور سوم و چهارم دادنامه کاملاً مبهم و نامفهوم است، رأی به رد را قرار رد تلقی، حکم را قرار تلقی و ضمن نقض آن، پرونده را جهت رسیدگی در ماهیت به شعبه بدوی اعاده نموده است، در حالی که اولاً ـ این شعبه با ورود به ماهیت، رأی به رد دعوی صادر نموده و منظور از رأی به رد دعوی همان حکم به رد دعوی است. ثانیاً ـ صادر کننده حکم، تشخیص دهنده حکم و تفاوت آن با قرار است (تشخیص اینکه رأی قرار است یا حکم با صادر کننده آن است) و تکلیف دادگاه تجدیدنظر مطابق مقرره ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی معین شده است و شعبه محترم مرجوع الیه، چنانچه ادعای ت. ن. خ. را موجه تشخیص می داد می بایست رأی دادگاه بدوی را نقض نموده، رأی مقتضی صادر می نمود و تکلیف دادگاه تجدیدنظر از حیث قرار نیز در ماده 353 آن قانون معین شده است و هرچند «رأی»; اعم از «حکم»; و «قرار»; است و عرفاً واژه «رأی»; به مفهوم ورود در ماهیت و «حکم»; است و عبارت «قرار»; در موضع خود تصریح می گردد، چنانچه شعبه محترم ناقض، در خصوص حکم یا قرار بودن رأی و مفهوم و معنی عبارتی ابهام داشته باشد، از طریق استعلام رفع ابهام ممکن بود، لذا تلقی «حکم»; به «قرار»; موجب قانونی نداشته و شعبه مرجوع الیه ملزم به صدور رأی بوده نه تلقی حکم به قرار و اعاده به دادگاه بدوی، این موضوع صرفاً در مرحله فرجام موضوع ماده 403 قانون مذکور و در شأن شعبه دیوان عالی کشور است. (چون شعبه دیوان عالی کشور رأی ماهیتی صادر نمی نماید که از موضوع مانحن فیه خارج است.) ثالثاً ـ در موقعیت صدور رأی رد ماهیتی دعوی، «بی حقی خواهان »;، «بطلان دعوی»; و «رد دعوی»; قابلیت استعمال داشته که به لحاظ خودداری از اطاله و لفاظی از شرح آن خودداری می گردد. (ماده 520 قانون آیین دادرسی مدنی به عنوان نمونه و مثال معرفی می گردد) رابعاً ـ واژه تغافل که غیر از واژه غفلت است، لغت مناسبی نیست و دادگاه هیچگاه تغافل ننموده است. علی ایحال جهت رعایت مقرره ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی و با استنادات و استدلالات منعکس در دادنامه منقوض، حکم به رد دعوی و درخواست خ. م. ب. اعلام بطلان رأی داوری صادر می گردد. رأی صادره قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران م. ب..
رئیس شعبه 214 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ تیموری
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه 1ـ آقای ع.ک.
2ـ خانم م.ت. به وکالت از ت. ن. خ. آقای ر.ش. به طرفیت ت. ن. خ. آقای ن.ع. و نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 01139 مورخ 16/11/91 شعبه 214 دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر صدور حکم به رد دعوی بدوی ت. ن. خ. به خواسته بطلان رأی داوری مورخ 25/6/1389 و با احتساب خسارات دادرسی اشعار داشته مآلاً وارد و موجه بوده و دادنامه در وضعیت اصداری قابلیت شناسایی به عنوان رأی قانونی و مطابق با مـوازین موضوع ماده 299 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی را دارا و واجد نبوده، فلذا قابلیت و استعداد تأیید و استواری را نداشته و به علت مبانیت با موازین و مقررات قانونی به ویژه آمره، شکلی و لازم الاتباع و نیز محتویات و مستندات پرونده، مستلزم نقض م. ب. زیرا؛ اولاً ـ مطابق رویه قاطع قضایی در سطح مراجع عالی و نیز دکترین مؤثر حقوقی و همچنین نظریه شماره 1441/7 مورخ 29/4/1377 اداره کل حقوقی و تدوین قوانین قوه قضاییه، اصولاً و علی القاعده صدور حکم به رد دعوی فاقد معنی و توجیه قانونی بوده زیرا رد دعوی از شئون قرار (رأی شکلی) است نه حکم (رأی ماهوی)، بنابراین چنانچه مرجع مربوطه صالحه رسیدگی، پس از رسیدگی ماهوی، دعوی را غیرموجه تشخیص دهد، باید حکم به «بی حقی»; یا «بطلان»; دعوی یا «عدم ثبوت»; آن بدهد که نه تنها در دادنامـه منقـوض سابق به شماره 596 مورخ 20/6/91 مرجع محترم بدوی بلکه در دادنامه حاضر تجدیدنظرخواسته، مورد توجـه واقـع نشـده و به همـان منـوال و مجـدداً با تغییـر عنـوان و واژه، مبـادرت به صدور رأی تجدیدنظرخواسته گردیده که فاقد موقعیت قانونی م. ب.. ثانیاً ـ تمسک و استناد تلویحی مرجع یاد شده و در دادنامه تجدیـدنظـرخواستـه و به عنـوان شاهـد مثـال به مقررات قانونی موضوع ماده 520 قانون صدرالاشعار، نیز مؤثر در مقام نمی باشد و تخصیصاً از موضوع استنادی مرجع محترم مرقوم، خروج موضوعی داشته زیرا در مقررات مذکور به محکمه صالحه، اجازه رد دعوی مطالبه خسارت مطروحه را تجویز نموده و هیچگاه «اجازه صدور حکم به رد دعوی»; را مقرر نداشته بلکه به عنوان حکمی قانونی و مقرره ای شکلی، اجازه رد و عدم قبول دعوی مرقوم و مطابق ضوابط و مقررات قانونی دیگر را تجویز داشته که در غیر موضع مقرره، مورد استناد مرجع محترم بدوی قرار گرفته است. ثالثاً ـ مطابق نظریه شماره 9224/7 مورخ 10/10/1380 اداره کل حقوقی و تدوین قوانین قوه قضاییه و ب. ت. ب. ماده 58 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومـی و انقـلاب در امـور کیفـری و ماده 30 قانون یاد شده در امور مدنی، دادگاه بدوی الزاماً باید از دادگاه استان که مرجع عالی نسبت به دادگاه بدوی است تبعیت نماید و چنانچه دادگاه استان، رأی دادگاه را قرار تشخیص دهد، می تواند آن را فسخ و جهت رسیدگی ماهوی پرونده را به دادگاه بدوی اعاده نماید که پیرامون رأی سابق الصدور موضوع دادنامه منقوض به شماره 00596 مورخ 20/6/91 که بر صدور رأی به رد اعتراض آقای ر.ش. نسبت به رأی داوری 25/6/1389 (خارج از خواسته اصدار یافته) اشعار داشته، به همین منوال اقدام گردیده و با تلقی «از رأی مذکور به قرار»; و اعاده پرونده به منظور رسیدگی دقیق و صحیح ماهوی به مرجع یاد شده، بدون رعایت ساده ترین مقررات و تشریفات شکلی و آمره قانونی موضوع مواد 64 و 67 و 81 و 93 و 94 و 95 و 96 و 103 قانون اخیر الذکر پیش گفته، مرجع محترم بدوی در تارین 15/11/1391 و در وقت فوق العاده (به طور فوق العاده) و بدون حضور طرفین دعوی یا وکلای ایشان مبادرت به تشکیل جلسه (و بدون تقید آن به جلسه رسیدگی) نموده و بلافاصله پس از آن و با اعلام ختم رسیدگی (به عوض دادرسی) مبادرت به صدور رأی تجدیدنظرخواسته و در غیر موضع قانونی داشته که رأی مرقوم نیز به علت نارسایی و منقصت های عدیده شکلی در رعایت مقررات آمره قانونی، اصولاً و کلیتاً قابلیت شناسایی به عنوان رأی شایسته قانونی (اعم از حکم یا قرار) را نداشته و واجد آثار قانونی آرأی قانونی نخواهد بود. رابعاً ـ در دادنامه مذکور و به نحو عجیب و غیر قابل توجیهی و بر اساس استنادات و استدلالات منعکس در دادنامه منقوض که پس از نقض، قانوناً از درجه اعتبار ساقط و کان لم یکن بوده، مبادرت به صدور «حکم به رد دعوی و درخواست خ. م. ب. اعلام بطلان رأی داوری»; و بدون ورود ماهوی توأم با رعایت تشریفات شکلی و آمره قانونی نسبت به دعوی خواهان بدوی نموده که مطابق موازین و مقررات و اصول مقرره قانونی نمی باشد، مضافاً آنکه اضافه نمودن عبارت «درخواست خواهان»; به «دعوی»; و استفاده از ترکیب اضافی «حکم به رد دعوی و درخواست خواهان»; نیز قابلیت توجیه نداشته و از این حیث نیز فاقد موقعیت قانونی می باشد، بناءً علیهذا و با عنایت به مراتب معنونه مارالذکر و از آنجا که مرجع محترم و فهیم رسیدگی نخستین، بدون رعایت مقررات و ضوابط شکلی و آمره قانونی و پس از نقض دادنامه سابق الصدور منقوض به شماره 00596 مورخ 20/6/91 مبادرت به صدور دادنامه تجدیدنظرخواسته و در غیر موضع قانونی و تحت عنوان «حکم به رد دعوی و درخواست خواهان»; و بدون ورود به ماهیت دعوی و بدون رسیدگی ماهوی قانونی نسبت به آن نموده که به هیچ وجه مطابق مقررات قانونی موضوع صدر ماده 299 قانون پیش گفته نبوده و به عنوان رأی ماهوی قاطع دعوی (حکم) قابلیت شناسایی نداشته و اتصاف و تسمیه آن به «حکم»; تأثیری در نارسایی و منقصت یاد شده نداشته و ماهیت آن را تغییر نخواهد داد، لذا بدواً با شناسایی رأی موضوع دادنامه تجدیدنظرخواسته، به استناد مقررات قانونی موضوع بخش اخیر ماده 299 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و نیز اتخاذ وحدت از ملاک، مفهوم و منطوق مقررات قانونی موضوع ماده 403 قانون پیـش گفته، به عنوان رأی شکلی و غیرماهوی و غیرقاطع دعوی و به منزله «قرار»; حاوی رد دعوی بدوی خواهان تلقی، سپـس مستنـداً به ماده 353 قانون مرقوم، ضمن نقض رأی (قرار) موضوع دادنامه تجدیدنظرخواسته، در نتیجه رسیدگی ماهوی و دقیق، صحیح و اصولی ماهیتی با رعایت کلیه مقررات آمره و شکلی قانونی (از جمله تعیین وقت رسیدگی، ابلاغ به طرفین، تشکیل جلسه رسیدگی قانونی، ورود ماهوی نسبت به دعوی مطروحه و غیره) و نسبت به دعوی خواهان بدوی توسط مرجع محترم رسیدگی نخستین را مقرر و به آن منظور پرونـده امـر عینـاً به آن مرجع اعاده می گردد. رأی دادگاه قطعی است.
مستشاران شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
طاهری ـ موحدی
فهرست
دادگاه بدوی
دادگاه تجدیدنظر استان
نقد رأی
موارد مرتبط 95
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
دستور توقیف عملیات اجرایی در اعتراض ثالث
مواد 2 و 299 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
دستور توقیف عملیات اجرایی در اعتراض ثالث
مواد 2 و 299 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
تایید حکم دادگاه بدوی به نفع شاکی در پرونده تضییع حقوق و جبران خسارت در دادگاه تجدیدنظر
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی اشاره نمود که به حق دفاع و ارائه دلایل طرف
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 686 مورخ 1385/02/05 هیات عمومی دیوان عالی کشور | صلاحیت دیوان عالی کشور در حل اختلافات بین دادگاه اطفال و دادگاه کیفری استان در جرائم با مجازات قصاص یا اعدام
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی خارج است که با صدور این دادنامه پرونده جهت
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در اختلافات راجع به عوارض و پذیره های شهری
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 30
-
رأی
هماستناد
حکم یا قرار رد دعوی
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی و با استنادات و استدلالات منعکس در دادنامه
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای عدم ابطال تمبر وکالتی به میزان قانونی
مواد 30، 301 و 308 قانون مدنی و همچنین مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی استناد
-
رأی
هماستناد
نکته رأی تکراری و مبهم است.حذف شود.
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض آن سابقه امر جهت رسیدگی به مرجع مر
-
رأی
هماستناد
اعتبار قرارداد منعقده توسط ریس هئیت مدیره شرکت
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد بنابراین دادگاه با قبول لایحه اعتر
-
رأی
هماستناد
دعوی خلع ید توسط مالک جدید به طرفیت مستاجر
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 30
-
رأی
هماستناد
عدم تلقی سند وکالت رسمی به عنوان بیع
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 30
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح حل اختلاف در صلاحیت میان شعب دادگاه های کیفری یک واقع در یک استان
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح حل اختلاف در صلاحیت میان دادگاه کیفری یک و دادگاه تجدیدنظر واقع در یک استان
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از رای صادره درخصوص اعاده دادرسی از رای شورا حل اختلاف
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 30
-
رأی
هماستناد
طرح دعوا علیه شهرداری های مناطق تهران
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه قیمت روز ملک از شهرداری علیرغم وجود توافق
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 30
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به اعتراض نسبت به جزای نقدی صادره در تغییر کاربری اراضی
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و پرونده جهت رسیدگی به همان دادگاه صاد
-
رأی
هماستناد
طرح دعوی خلع ید بعد از انقضاء مدت اجاره
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 30
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به تغییر در ارکان وسیله نقلیه
ماده 30 قانون مذکور صائب تشخیص و مستندا به ماده 28 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
استرداد جهیزیه پس از فوت زوجه
مواد 30 و 31 و 1118 قانون مدنی و نیز ماده 519 و 515 از قانون آیین دادرسی مدنی حکم به
-
رأی
هماستناد
تجدید نظر از آرای صادره در خصوص بزه تغییر غیرمجاز کاربری اراضی زراعی
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی با فسخ قرار مرقوم سابقه امر جهت ادامه رسید
-
رأی
هماستناد
دعوای خلع ید علیه مالک رسمی قبل از ابطال سند رسمی وی
مواد 30، 31، 32، 308، 311 و 320 قانون مدنی و همچنین مواد 519 و بعد قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در رسیدگی به اعاده دادرسی ارجاع شده پیش از تصویب قانون آیین دادرسی کیفری
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی پرونده جهت ادامه رسیدگی و صدور حکم مقتضی ب
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در رسیدگی به اعاده دادرسی ارجاع شده پیش از تصویب قانون آیین دادرسی کیفری
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی پرونده جهت ادامه رسیدگی و صدور حکم مقتضی ب
-
رأی
هماستناد
منظور از جزای نقدی در تعیین درجه مجازات
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه تجدیدنظر استان رای مقتضی صادر نماید
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح در اختلافات راجع به عوارض و پذیره های شهری
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 30
-
رأی
هماستناد
اثر اسقاط قراردادی حق سرقفلی بر حق کسب و پیشه
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 30
-
رأی
هماستناد
منظور از جزای نقدی در تعیین درجه مجازات
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه تجدیدنظر استان رای مقتضی صادر نماید
-
رأی
هماستناد
مهلت اعتراض به آراء صادرشده از هیأت حل اختلاف قانون ثبت - دعوای ابطال سند مالکیت پس از انقضاء مهلت اعتراض به رای هیأت حل اختلاف قانون ثبت - ابطال سند مالکیت رسمی از حیث عرصه
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 30
-
رأی
هماستناد
طرح دعوا علیه شهرداریهای مناطق تهران
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
عدم تلقی سند وکالت رسمی بهعنوان بیع
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 30
-
رأی
هماستناد
استرداد جهیزیه پس از فوت زوجه
مواد 30 و31 و 1118 قانون مدنی و نیز ماده 519 و 515 از قانون آیین دادرسی مدنی حکم به
-
رأی
هماستناد
رأی وحدت رویه شماره 686 دیوان عالی کشور در خصوص مرجع حل اختلاف بین دادگاه اطفال در حوزه قضایی یک استان و دادگاه کیفری همان استان
با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی خارج است که با صدور این دادنامه پرونده جهت
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره ۶۸۶ دیوان عالی کشور در خصوص مرجع حل اختلاف بین دادگاه اطفال در حوزه قضایی یک استان و دادگاه کیفری همان استان
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی خارج است که با صدور این دادنامه پرونده جهت
-
رأی
هماستناد
شرط برخورداری از حمایت های کنوانسیون پاریس
مواد 358 و 359 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن پذیرش اعتراض
-
رأی
هماستناد
معیار صحت ثبت اختراع جدید در مقایسه با اختراعات قبلی
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حکم پرداخت نفقه تا زمان استحقاق
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حذف نام زوج متوفی از شناسنامه
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی آن را تایید می نماید
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام در فرض عدم انتساب تاخیر به متعهد
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض ودر اصل در راست
-
رأی
هماستناد
استرداد ثمن پس از وقوع اقاله
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی
نظریات مشورتی 8
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/94/0817 مورخ 1394/04/02
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/713 — 1398/10/22
ماده 30 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1404/638 — 1404/12/05
ماده 30 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/95/967 مورخ 1395/04/27 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/88/7337 مورخ 1388/11/27 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص اختلاف در صلاحیت دادگاهها با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 30 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/96/1621 مورخ 1396/07/17 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص سلسله مراتب میان اجرای تصمیمات مراجع قضایی با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 30 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/94/0817 مورخ 1394/04/02 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص تعیین دادگاه تجدیدنظر استان بعنوان مرجع حل اختلاف صلاحیت میان دادگاه کیفری یک و دادگاه کیفری دو استان و لازم
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/2899 مورخ 1396/11/25
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی آیا دادگاه مکلف به رسیدگی ماهیتی به پرونده
نشستهای قضایی 2
-
نشست قضایی
هماستناد
مرجع صدور رای تجمیعی راجع به آرای دادگاه انقلاب با وحدت و تعدد قاضی
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نشست قضایی
هماستناد
صلاحیت عام محاکم و عالی بودن درجه آن نسبت به شورای حل اختلاف
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی
مواد مرتبط 5
-
اعمال
از این صفحه
ماده 454 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 454 قانون آیین دادرسی مدنی و استعانت از اصول صحت و حسن نیت
-
اعمال
از این صفحه
ماده 520 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 520 قانون آیین دادرسی مدنی به عنوان نمونه و مثال معرفی می گردد
-
اعمال
از این صفحه
ماده 30 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 30 قانون آیین دادرسی مدنی و با استنادات و استدلالات منعکس در دادنامه
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 358 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی معین شده است و شعبه محترم مرجوع الیه
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 299 — قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی
ماده 299 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و نیز ات
دکترین 40
-
مقاله
هماستناد
آئین و شیوه رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
آئین و شیوه رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان — الف - دامنه و محدوده رسیدگی ماهوی
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
آئین و شیوه رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان — الف - دامنه و محدوده رسیدگی ماهوی
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
۲- ۱- حکم اصراری
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
اج - گونه های هزینه دادرسی — ج - 1 - هزینه دفتر یا
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
اج - گونه های هزینه دادرسی — هزینه دادرسی در مفهوم خاص
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
اج - گونه های هزینه دادرسی — هزینه دادرسی در مفهوم خاص
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
نظر دیوان عالی کشور به همان دلایلی که پیش از این گفته
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
خواهان با انتخاب و برگزیدن خواسته همواره به دنبال صدور و دریافت
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
تفاوت حکم و قرار از حیث میزان هزینه دادرسی — این ترتیب را به سهولت می توان
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
تفاوت حکم و قرار از حیث میزان هزینه دادرسی — همین بند حکایت از آن دارد که
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
تفاوت حکم و قرار از حیث میزان هزینه دادرسی — همین بند حکایت از آن دارد که
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
جهات رد دادرس — دادرس از بی طرفی او را در
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
جهات رد دادرس — مورد دیگر به جریان دادرسی و دعوای
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
جهات رد دادرس — مورد دیگر به جریان دادرسی و دعوای
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند دوم - ویژگی ترافع در دادرسی — مطالب پیش گفته تقریباً با مدلول ماده
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند دوم - ویژگی ترافع در دادرسی — فریدون نهرینی دستور موقت در حقوق ایران
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند دوم - ویژگی ترافع در دادرسی — فریدون نهرینی دستور موقت در حقوق ایران
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند دوم - ویژگی ترافع در دادرسی — فریدون نهرینی دستور موقت در حقوق ایران
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند دوم - ویژگی ترافع در دادرسی — می شود و گاه بیرون از یک
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند دوم - ویژگی ترافع در دادرسی — می شود و گاه بیرون از یک
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند ششم - ماهوی بودن دادرسی — ماهوی یا ماهیتی بودن دادرسی از دیگر
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند ششم - ماهوی بودن دادرسی — مراجعی میتوانند به لحاظ نوع مرحله رسیدگی
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند ششم - ماهوی بودن دادرسی — مراجعی میتوانند به لحاظ نوع مرحله رسیدگی
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
اول - دادرسی اصلی اختصاری یا حضوری — همان طور که در مقدمه این بخش
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
اول - دادرسی اصلی اختصاری یا حضوری — در این نوع از دادرسی که آن
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
اول - دادرسی اصلی اختصاری یا حضوری — در این نوع از دادرسی که آن
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
تصمیم دادگاه در قالب قرار کارشناسی
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
تصمیم دادگاه در قالب قرار کارشناسی — نخستین جهتی که لازم است به آن
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ا حکم شماره ۹۰۸ مورخ ۱۳۱۸/۴/۲۴ دیوان عالی کشور خارج نمودن تحقیق
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
وسیلهای موثر کارآمد و در اختیار دادگاه است تا در مواقع لزوم
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
صدور قرار معاینه محل و تحقیقات محلی
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
صدور قرار معاینه محل و تحقیقات محلی — معاینه محل و تحقیقات محلی هر دو
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
آن دادگاه تکیه بزند
مواد 295 تا 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
آن دادگاه تکیه بزند
مواد 295 تا 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند نخست - مفهوم و تعریف رأی دادگاه — همه تلاش خواهان در دادخواهی برای آن
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند نخست - مفهوم و تعریف رأی دادگاه — رأی دادگاه در ماده ۲۹۹
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند نخست - مفهوم و تعریف رأی دادگاه — رأی دادگاه در ماده ۲۹۹
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند نخست - مفهوم و تعریف رأی دادگاه — تعیین نوع تصمیمات دادگاه از این حیث
ماده 299 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بند نخست - مفهوم و تعریف رأی دادگاه — تعیین نوع تصمیمات دادگاه از این حیث
ماده 299 ق.آ.د.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
