Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی خلاصه جریان پرونده خانم خ.ح. فرزند ج. د. ب. ط. آقای …. س. به خواسته صدور حکم طلاق به محاکم خانواده تهران تقدیم داشته و به شعبه 241 ارجاع گردیده است خ. د. ت. اعلام کرده است که اینجانب مورخ 1383/3/8 به عقد دائم خوانده درآمده‌ام و در طول 10 سال زندگی مشترک متأسفانه از خوانده صاحب فرزند نشده‌ام خوانده عقیم بوده و قدرت تولیدمثل ندارد و در طول زندگی مشترک به پزشکان متعدد و به مراکز درمانی مراجعه کرده‌ایم که متأسفانه مریضی خوانده درمان نشده است با عنایت به اینکه بنده فعلاً جوان هستم و شرعاً ‌و قانوناً حق دارم که صاحب اولاد باشم متأسفانه در ادامه زندگی با خوانده از این حق محروم میشوم لذا تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش (طلاق) دارم دادگاه با تعیین وقت دادرسی و دعوت از طرفین به تاریخ 1392/11/6 جلسه دادگاه را در وقت مقرر با حضور طرفین تشکیل داده و خ. ا. د. خواسته ب. ش. د. تقدیمی است اینجانب مدت 9 سال است با خوانده ازدواج کرده‌ام و به دلیل نداشتن اسپرم تاکنون صاحب فرزند نشده‌ام و تا چند وقت پیش اعتیاد به مواد مخدر داشته و با تلاش من در کلاس‌های ترک اعتیاد شرکت کرده و اعتیاد را ترک کرده و الآن هم (شرکت در) کلاس‌ها را ادامه می‌دهد خانواده‌اش در زندگی ما دخالت می‌کنند چون در یک ساختمان زندگی می‌کنیم مرتب به من توهین و تهدید می‌کردند و می‌گفتند از خانه ما برو بیرون من مدت سه ماه است که در منزل پدرم می‌باشم و در این مدت هیچ سراغی از من نگرفته است خوانده در جواب گفت من هیچ‌کدام از حرف‌های همسرم را قبول ندارم من چند سال قبل اعتیاد داشتم ولی ترک کرده‌ام و الان سالم هستم و خانواده هم در زندگی ما دخالت نمی‌کنند ب. غ. از ما سه عروس دیگر در خانه پدرم زندگی می‌کنند چرا آن‌ها مشکل ندارند من حاضرم به خاطر او در جای دیگر خانه تهیه کنم ولی طلاق نمی‌دهم زوجه در پاسخ گفت مشکل اصلی ما بچه‌دار نشدن او م. ب. به همین دلیل طلاق می‌خواهم دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر و تذکر داده طرفین داوران واجد شرایط خود را در مهلت مقرر به دادگاه معرفی نمایند زوجه آقای ج.ح. و زوج آقای ج.س. را به‌عنوان داور خود معرفی نموده‌اند و نامبردگان نظریه داوری خودشان را تقدیم و پیوست پرونده م. ب. سپس زوج آقای …. س. از طرف دادگاه به پزشکی قانونی معرفی و اداره پزشکی قانونی منطقه جنوب تهران طی شرحی به شماره 12/1/م/ 42041-1392/12/26 اعلام کرده طبق معاینه انجام گرفته و مشاوره با متخصص ارولوژی دستگاه تناسلی خارجی طبیعی م. ب. و بر اساس آزمایش منی انجام گرفته وی دچار کاهش توانائی باروری است که احتمال باروری به روش طبیعی کم م. ب. لیکن از طریق روش‌های پیشرفته کمک باروری احتمال باروری وجود دارد و ایشان عقیم محسوب نمی‌گردد دادگاه در وقت فوق‌العاده پرونده کلاسه 925/92 و کلاسه 218/92 به ترتیب درخواست طلاق و نفقه از ناحیه زوج و درخواست تمکین از طرف زوج ملاحظه کرده با توجه بر اینکه منشأ آن‌ها واحد بوده با استناد به ماده 103 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رسیدگی توأمان صادر می‌نماید و ختم رسیدگی اعلام و به شرح دادنامه شماره 387 به تاریخ 1393/2/31 مبادرت به صدور رأی می‌نماید دادگاه با استدلال به اینکه نظر به عدم احراز موارد مندرج در ماده 8 قانون حمایت خانواده و تبصره ذیل <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a> و شرایط مندرج در سند نکاحیه و ب. ت. ب. عدم ارائه دلائل شرعی و قانونی بر اثبات ادعا توسط خواهان و عدم احراز عسروحرج با فرض بذل حقوق متصوره از سوی زوجه و اینکه... حسب فقه مبین اسلام و قوانین موضوعه طلاق به‌عنوان ایقاع در ید زوج است و در ‌ما‌نحن‌فیه اراده مشارالیها در حدی نیست که مثبت عسروحرج ایشان باشد لذا دادگاه دعوی مطروحه را وارد ندانسته مستنداً به مواد 194 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی خواهان را صادر می‌نماید و در خصوص خواسته دیگر زوجه مبنی بر الزام زوج به پرداخت نفقه معوقه ن. ب. ا. شرط پرداخت نفقه زن تمکین وی از شوهرش م. ب. درحالی‌که زوجه دلیلی که حکایت از تمکین از زوج باشد ارائه ننموده است لذا دادگاه وی را مستحق نفقه ندانسته و مستنداً به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1108-a_0815110236765">ماده 1108 قانون مدنی</a> حکم بر بی‌حقی زوجه را صادر می‌نماید و در خصوص خواسته دیگر زوجه مبنی بر الزام زوج به پرداخت مهریه ن. ب. ا. به‌محض وقوع عقد نکاح زن می‌تواند هرگونه تصرف در مهریه خود داشته باشد و زوج دلیلی که حکایت از پرداخت آن باشد ارائه ننموده لذا این خواسته خواهان ثابت تشخیص داده شده مستنداً به ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی و <a class="artref" href="/ماده/ماده-1082-a_0815110236738">ماده 1082 قانون مدنی</a> حکم به الزام زوج به پرداخت مهریه به تعداد دویست و چهارده قطعه سکه بهار آزادی د. ح. خ. صادر می‌نماید و در خصوص دادخواست زوج به‌طرفیت زوجه به خواسته الزام وی به تمکین ن. ب. ا. به‌محض وقوع عقد زن و شوهر دارای حقوق و تکالیفی در مقابل هم خواهند داشت و باید در تشیید مبانی خانواده به یکدیگر معاضدت نمایند و زوجه دلیلی که موجهه (توجیه‌کننده) عدم تمکین باشد ارائه ننموده است لذا دادگاه دعوی زوج را (در این مورد)‌ ثابت تشخیص و مستنداً به مواد 1102- 1103- 1104 و 1106 قانون حکم به الزام زوجه به تمکین از زوج صادر می‌نماید پس از ابلاغ دادنامه خانم خ.ح. با وکالت خانم م.ک. وکیل پایه دو از مرکز امور مشاوران حقوقی قوه قضائیه طی دادخواست و لایحه پیوستی نسبت به دادنامه صادره تجدیدنظرخواهی کرده و پرونده به شعبه 40 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع گردیده است شعبه مذکور به تاریخ 1393/4/25جلسه دادگاه را با حضور ت. ن. خ. و وکیل وی و ت. ن. خ. تشکیل داده ت. ن. خ. گفت ده سال زندگی کرده‌ام فاقد فرزند هستیم همسرم عقیم است و دو ماه است ایشان مرا بیرون کرده است چاقو خورده‌ام، ت. ن. خ. گفت من قدرت بچه‌دار شدن را دارم و عقیم نیستم و حرف‌های همسرم را قبول ندارم من نمی‌خواهم طلاق بدهم وکیل ت. ن. خ. نیز اظهار داشت در برگ پزشکی قانونی گواهی شده آقای …. س. به‌طریق معمول قدرت باروری ندارد مگر اینکه از طریق عمل جراحی که عوارض جسمی برای زوجه باشد و یک مرحله عمل انجام شده است دادگاه پس از استماع اظهارات ت. ن. خ. و وکیل وی و خود ت. ن. خ. به شرح دادنامه شماره 729-1393/4/31 ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید می‌نماید دادنامه به تاریخ 1393/6/18 به خانم خ.ح. ابلاغ و مشارالیها با وکالت خانم‌ها س.ط. وکیل پ. ی. از مرکز امور مشاوران حقوقی قوه قضائیه و م.ک. وکیل پایه دو از مرکز مذکور طی دادخواست و لایحه پیوستی نسبت به دادنامه صادره فرجام‌خواهی کرده و به تاریخ 1393/6/31 ثبت و به دیوان‌عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است با بررسی اوراق پرونده ملاحظه می‌شود که موضوع فرجام‌خواهی در تاریخ 1393/7/17 به فرجام‌خوانده ابلاغ ولی تبادل لوایح از ناحیه وی مشاهده نگردیده است و در مورد گزارش مدیر دفتر این شعبه مبنی بر اینکه احد از وکلای ف. خ. خانم م.ک. دارای پایه دو وکالت م. ب. با توجه بر اینکه در وکالت‌نامه قید شده مجتمعاً یا منفرداً و یکی از وکلای ف. خ. خانم س.ط. دارای پ. ی. م. ب. و حق دخالت در پرونده‌های دیوان‌عالی کشور دارد و وکالت‌نامه و لایحه فرجام‌خواهی به امضاء هر دو وکیل رسیده است بنابراین اشکالی از حیث طرح در دیوان‌عالی کشور ندارد. رأی شعبه دیوان عالی کشور با بررسی محتویات پرونده و اوراق و مندرجات آن اعتراض ف. خ. ب. دادنامه فرجام‌خواسته وارد است زیرا اولاً در بند 10 شروط ضمن عقد سند نکاحیه قید شده درصورتی‌که پس از گذشت 5 سال زوجه از شوهر خود به جهت عقیم بودن و یا عوارض جسمی دیگر زوج صاحب فرزند نشود می‌تواند از دادگاه تقاضای طلاق نماید در این بند باروری به روش غیرطبیعی و از طریق روش‌های پیشرفته قید نگردیده است ثانیاً در نظریه پزشکی قانونی به شماره 12/1/م/42041- 1392/12/26 مرکز پزشکی قانونی منطقه جنوب تهران اعلام شده بر اساس آزمایش انجام گرفته وی (زوج) دچار کاهش توانائی باروری است که احتمال باروری به روش طبیعی کم م. ب. لیکن از طریق روش‌های پیشرفته کمک باروری احتمال باروری وجود دارد درصورتی‌که اقدام از طریق روش‌های پیشرفته مستلزم موافقت زوجه م. ب. و عدم موافقت ز. ن. د. لایحه وکیل وی در مرحله تجدیدنظرخواهی به‌صراحت منعکس گردیده مبنی بر اینکه موکل ب. ت. ب. اعتقاداتی که از لحاظ مذهبی و فقهی دارد دیگر قادر به انجام عمل‌های دیگر نمی‌باشد مانند اهدای گامت (اسپرم)... بنا به مراتب به‌نظر می‌رسد مکلف کردن زوجه با این عمل تکلیف مالایطاق است لذا شایسته بود شعبه محترم 40 دادگاه تجدیدنظر استان تهران با تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین در وقت مقرر در جلسه دادگاه از نامبردگان در مورد نظریه پزشکی قانونی مبنی بر امکان باروری از طرق روش‌های پیشرفته تحقیقات لازم انجام می‌داد و اینکه زوجه با نظریه پزشکی قانونی موافقت دارد یا خیر بنا به جهات قید شده تحقیقات و رسیدگی نارسا و ناقص بوده مستنداً به بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه فرجام‌خواسته در این قسمت نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده رأی قطعی ارجاع می‌گردد. رئیس و مستشار شعبه 12 دیوان‌عالی کشور طیبی - مصطفوی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی درخواست طلاق به دلیل ناباروری زوج در تاریخ 31 فروردین 1394، دیوان عالی کشور به بررسی پرونده‌ای پرداخت که موضوع آن درخواست طلاق به دلیل عدم باروری زوجه بود. خواهان به استناد بند 10 شرط ضمن العقد در سند نکاحیه، خواستار صدور حکم طلاق به علت عدم امکان باروری زوجه شد. وکیل طرف مقابل ادعا کرد که مشکل ناباروری از جانب زوجه بوده و به منظور حفظ زندگی مشترک، زوجین اقدام به پذیرش فرزندخوانده کرده‌اند. &lt;br&gt;دادگاه با ارجاع موضوع به پزشکی قانونی، تایید کرد که زوجه از نظر باروری مشکلی ندارد، اما زوج به فقدان اسپرم مبتلا است. ب. ت. ب. عدم سازش بین زوجین و وضعیت عسر و حرج زوجه، دادگاه در ابتدا حکم به طلاق صادر کرد و این حکم در دادگاه تجدیدنظر نیز تایید شد. فرجام‌خواهی وکیل زوج به دلیل عدم موجه بودن، رد شد و دیوان عالی کشور با استناد به مواد 26 و 33 قانون حمایت خانواده و <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a>، حکم به تایید و اصلاح دادنامه تجدیدنظر صادر و به زوجه اجازه داد تا با اعمال وکالت نسبت به ثبت طلاق اقدام نماید. تاریخ دادنامه قطعی: 1394/01/31 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: در صورت عدم امکان باروری زوج و تحقق بند 10 شروط ضمن عقد نکاح، اقدام به قبول فرزند خوانده و اخذ شناسنامه برای وی به نام خود به منزله اسقاط حق ناشی از تحقق وکالت در طلاق موضوع شرط ضمن عقد نیست. رای خلاصه جریان پرونده آقای ع. ل. به وکالت از طرف خانم ش. ش. به طرفیت آقای ش. ش.ر. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ صاحب فرزند نشدن زوجه از زوج و تحقق بند 10 شرط ضمن العقد مقید در سند نکاحیه تقدیم نموده که در شعبه --- دادگاه خانواده کرمانشاه ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد آقای س.ج. ح. وکیل پ. ی. د. ب. ت. و. از جانب زوج خوانده اعلام وکالت نموده است در جلسه دادرسی مورخ 1393/05/05 که با حضور وکلای طرفین تشکیل گردیده وکیل خ. ا. د. خواسته ب. ش. د. تقدیمی است زوجین بیش از یک سال است که جدا از یکدیگر زندگی می کنند و فاقد فرزند مشترک هستند و زوجه حقوقی مالی خود را طی پرونده مجزا مطالبه کرده است وکیل خ. د. ا. داشت در خصوص ادعای ناباروری مطروحه از ناحیه خواهان، موکل من مدعی است مشکل از سوی زوجه است و نه از سوی موکل و بخاطر حفظ زندگی مشترک یک سال بعد از ازدواج بچه ای را به سرپرستی گرفته اند و الان حدود یازده ساله است درخواست ارجاع موضوع به پزشکی قانونی را دارم فرزند خوانده الان نزد موکل من است. سپس دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر و زوجین را جهت بررسی های لازم و اعلام اینکه آیا زوج توانائی بارور نمودن و زوجه توانائی باروی را دارد یا خیر؟ به پزشکی قانونی استان کرمانشاه معرفی نمود. وکلای طرفین هر یک داور موکل خود را معرفی کرده اند.. پزشکی قانونی کرمانشاه طی شماره..... (برگ 34 پرونده) اعلام نموده آقای ش. ش.ر. فرزند س. بر اساس معاینات و نتایج آزمایشات انجام شده مبتلابه فقدان اسپرم ازنوع انسدادی است. این افراد ب. ت. ب. امکانات موجود فعلی نابارور تلقی نمیشود و می‌تواند از طریق وسایل و روش های تخصصی قدرت باروری داشته باشد و همچنین مرکز یاد شده طی شماره........ (برگ 36 پرونده) اعلام نموده که خانم ش. ش. طبق بررسی تخصصی به عمل آمده توانائی باروری دارد. داوران زوجین به اتفاق نظریه کتبی خود دال بر عدم سازش طرفین را تقدیم داشته اند سرانجام دادگاه به موجب دادنامه شماره --- - 1393/06/29 پس از ذکر مقدمه ای از چگونگی اقامه دعوی ب. ت. ب. اظهارات خواهان که مدعی است حسب سند نکاحیه تقدیمی همسر رسمی و دائمی خوانده بوده و مشارالیها علیرغم گذشت بیش از دوازده سال از زندگی مشترک به علت مشکلات جسمی زوج صاحب فرزند نشده اند بنابراین خواستار طلاق است و در قبال طلاق به جز مهریه سایر حقوق مالی خود را بذل مینماید، دفاعیات وکیل خوانده که اعلام داشته علت بچه دار نشدن زوجین مشکل هر دو نفر بوده ضمن اینکه با توافق طفلی را به فرزند خواندگی در ده سال پیش پذیرفته اند و پاسخ استعلام پزشکی قانونی که زوجه را فاقد مشکل جسمی جهت بچه دار شدن و زوج را مبتلا به فقدان اسپرم از نوع انسدادی اعلام کرده و نظریه داوران منتخب که علیرغم تلاش لازم موفق به سازش متداعیین نشده اند لذا ب. ت. ب. مطالب مذکور عسر و حرج زوجه را محرز تشخیص و به استناد <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a> و مواد 28 و 33 قانون حمایت خانواده حکم به تجویز اعمال وکالت جهت اجرای صیغه طلاق از سوی زوجه با بذل حقوق مالی به جز مهریه صادر و نوع طلاق را بائن قضایی اعلام نمود و مقرر داشته که در صورت عدم حضور زوج جهت اجرای صیغه طلاق، سر دفتر طلاق از جانب حاکم دادگاه نمایندگی جهت اجرای صیغه طلاق و امضا دفاتر را دارد این حکم پس از قطعیت یا ابلاغ رای قطعی ظرف مدت شش ماه قابلیت اجرا دارد. پس از ابلاغ رای صادره وکیل ز. ن. ب. آن تجدیدنظر خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی شعبه بیستم دادگاه تجدیدنظر استان کرمانشاه به موضوع رسیدگی وطی دادنامه شماره --- - 93 مورخ 1393/09/20 اعتراض وکیل ت. ن. خ. را غیر موجه و دادنامه تجدیدنظر خواسته را فاقد اشکال موثر تشخیص النهایه با اصلاح آن به شرح زیر: 1 - مطابق ماده 26 قانون حمایت خانواده هر گاه طلاق به درخواست زوج باشد گسیختن پیمان زوجیت از طریق صدور گواهی عدم امکان سازش م. ب. و چون گواهی به لحاظ تخلف زوج از شرط ضمن عقد است و زوجه وکیل زوج محسوب میشود د. ا. م. زوجه به جای ز. ن. ب. اجرای صیغه طلاق اقدام مینماید لذا نتیجه دادرسی به گواهی عدم امکان سازش برای اجرای صیغه طلاق با شرایط زیر تصحیح میشود. 2 - زوجه غیر از مهریه سایر حقوق مالی را بذل نموده و وکالتا از طرف زوج قبول بذل مینماید طلاق از نوع خلع م. ب.. مدت اعتبار گواهی سه ماه از تاریخ ابلاغ رای قطعی یا قطعی شدن رای است. لذا با اصلاحات به عمل آمده ضمن رد اعتراض مطروحه دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید و رای صادره را به جهت اینکه متضمن گواهی عدم امکان سازش بوده باستدلال منعکس در آن غیر قابل فرجام اعلام داشته است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1393/10/07 به وکیل ز. ا. ش. و نامبرده در تاریخ 1393/10/25 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجام خواهی نموده که نسخه ثانی دادخواست و ضمائم آن بوکیل زوجه فرجام خوانده ابلاغ شد ولی لایحه جوابیه ای از ایشان در پرونده مشهود نیست. پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. لایحه فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: رای شعبه دیوان عالی کشور فرجام خواهی آقای س.ج. ح. به وکالت از طرف آقای ش. ش.ر. نسبت به دادنامه شماره --- - 93 مورخ 1393/09/20 شعبه بیستم دادگاه تجدیدنظر استان کرمانشاه که در جهت اصلاح و تایید دادنامه بدوی متضمن حکم بر تجویز اعمال وکالت جهت اجرای صیغه طلاق از سوی زوجه فرجام خوانده انشاء گردیده وارد و موجه نیست زیرا به دلالت سند نکاحیه پیوست پرونده زوجین در تاریخ 1381/01/22 باهم ازدواج دائم نموده اندوتاکنون علیرغم گذشت حدودسیزده سال حسب اذعان وکلای طرفین هنوز صاحب فرزند نشده اند و مرکز پزشکی قانونی استان کرمانشاه حسب گواهی های صادره پیوست پرونده (اوراق 34 و 36 ) ضمن اعلام اینکه زوجه توانائی باروری را دارد ولی ز. ف. خ. را مبتلا به فقدان اسپرم از نوع انسدادی اعلام داشته است و باین ترتیب ب. ت. ب. گواهی پزشکی قانونی محرز و مسلم است که علت صاحب فرزند نشدن زوجین ناشی از نقص جسمی ز. ف. خ. م. ب. بنابراین تحقق بند 10 شرط ضمن العقد مقید در سند ازدواج فیمابین که بامضا زوج رسیده ثابت و مدلل بوده و به لحاظ ثبوت تحقق شرط مذکور موجبات اعمال وکالت حاصل از تحقق شرط موضوع بند ب شرط ضمن العقد که از طرف زوج به زوجه تفویض گردیده فراهم بوده و زوجه فرجام خوانده حق دارد که با اعمال وکالت حاصل از تحقق شرط ضمن انتخاب نوع طلاق نسبت به مطلقه نمودن خود و ثبت آن اقدام نماید و ادعای وکیل ف. خ. مبنی بر اینکه زوجه در موقع ازدواج از عدم قدرت باروی زوج مطلع بوده و با علم بر این موضوع باوی ازدواج نموده متکی به ادله اثباتی نبوده و صرف نظر از اینکه زوجین حدود دو سال بعد از ازدواج خود اقدام به قبول فرزند خوانده و اخذ شناسنامه برای وی به نام خود نموده‌اند این امر نمی تواند به منزله اسقاط حق ناشی از تحقق بند 10 شرط ضمن العقد از طرف زوجه تلقی گردد بنابراین دادنامه فرجام خواسته در اساس با توجه بمجموع محتویات پرونده موجها و منطبق بر موازین قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات وکیل ف. خ. د. حدی نیست که خدشه ای بر دادنامه مرقوم وارد و موجبات نقض آن را فراهم سازد النهایه چون به دلالت و صراحت ماده 26 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 موارد صدور گواهی عدم امکان سازش منحصر به طلاق توافقی یا طلاق به درخواست زوج بوده و در مواردی که زوجه درخواست طلاق مینماید که قانونا یا به لحاظ تحقق شرط یا عسر و حرج خواهد بود حسب مورد حکم بر الزام زوج به طلاق زوجه یا حکم بر احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق از طرف زوجه صادر خواهد گردید و مدت اعتبار این حکم هم شش ماه از تاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجام خواهی طبق ماده 33 قانون مذکور خواهد بود و در ما نحن فیه هم زوجه ف. خ. ب. لحاظ تحقق شرط ضمن العقد درخواست طلاق نموده است لذا اصلاحیه موضوع بند یک دادنامه فرجام خواسته و نیز عبارت «مدت اعتبار گواهی سه ماه از تاریخ ابلاغ رای قطعی یا قطعی شدن رای است » مقید در بند 2 اصلاحیه از دادنامه فرجام خواسته حذف میشود و هم چنین <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a> مقید در دادنامه بدوی به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1119-a_0815110236776">ماده 1119 قانون مدنی</a> اصلاح میگردد و ماده 26 قانون حمایت خانواده به ردیف مواد قانونی در دادنامه بدوی اضافه میگردد و عبارت «... در صورت عدم حضور زوج... الی... امضا دفاتر را دارند» از دادنامه بدوی حذف میگردد و چون با اصلاحات به عمل آمده ایراد و اشکال دیگری بر دادنامه فرجام خواسته مترتب نمی‌باشد فلذا ضمن رد فرجامخواهی ف. خ. مستندا به مواد 370 و 403 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته با اصلاحات به عمل آمده ابرام میگردد. شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار و عضو معاون حسن عباسیان - مسعود کریم پورنطنزی - سیروس کیقبادی در تاریخ 17 دی‌ماه 1393، دادگاهی به درخواست ی. ا. ط. برای صدور حکم طلاق رسیدگی کرد. خ. د. د. خود به عدم توانایی طرف مقابل در باروری و عقیم بودن او اشاره و درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش (طلاق) به دلیل محرومیت از حق فرزندآوری را مطرح نمود. پس از بررسی و استماع اظهارات طرفین، دادگاه با استناد به ماده 8 قانون حمایت خانواده و تبصره ذیل <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a>، دعوی خواهان را غیرموجه تشخیص داده و حکم به بطلان آن صادر کرد. همچنین، در خصوص درخواست نفقه و مهریه، بر اساس مواد 1108 و 198 قانون مدنی، نفقه به دلیل عدم تمکین رد و پرداخت مهریه به تعداد 214 قطعه سکه بهار آزادی به نفع خواهان مقرر گردید. این رای در مرحله تجدیدنظر نیز تایید شد، اما خواهان با فرجام‌خواهی به دیوان عالی کشور مراجعه کرد. دیوان عالی کشور پس از بررسی پرونده، به این نتیجه رسید که نظر پزشکی قانونی در خصوص امکان باروری از طریق روش‌های پیشرفته و عدم موافقت زوجه با این اقدام، به درستی مد نظر قرار نگرفته است. لذا، دادنامه تجدیدنظر نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده رای ارجاع شد. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/10/17 پیام: منظور از شرط عدم باروری زوج تا 5 سال از تاریخ ازدواج؛ عدم باروری به روش طبیعی است و چنانچه زوج امکان باروری به روش های پیشرفته علمی را داشته باشد که مستلزم رضایت زوجه است، شرط وکالت در طلاق برای زوجه محقق شده است. خانم خ.ح. فرزند ج. د. ب. ط. آقای …. س. به خواسته صدور حکم طلاق به محاکم خانواده تهران تقدیم داشته و به شعبه --- ارجاع گردیده است خ. د. ت. اعلام کرده است که اینجانب مورخ 1383/03/08 به عقد دائم خوانده درآمده‌ام و در طول 10 سال زندگی مشترک متاسفانه از خوانده صاحب فرزند نشده‌ام خوانده عقیم بوده و قدرت تولیدمثل ندارد و در طول زندگی مشترک به پزشکان متعدد و به مراکز درمانی مراجعه کرده‌ایم که متاسفانه مریضی خوانده درمان نشده است با عنایت به اینکه بنده فعلا جوان هستم و شرعا ‌و قانونا حق دارم که صاحب اولاد باشم متاسفانه در ادامه زندگی با خوانده از این حق محروم میشوم لذا تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش (طلاق) دارم دادگاه با تعیین وقت دادرسی و دعوت از طرفین به تاریخ 1392/11/06 جلسه دادگاه را در وقت مقرر با حضور طرفین تشکیل داده و خ. ا. د. خواسته ب. ش. د. تقدیمی است اینجانب مدت 9 سال است با خوانده ازدواج کرده‌ام و به دلیل نداشتن اسپرم تاکنون صاحب فرزند نشده‌ام و تا چند وقت پیش اعتیاد به مواد مخدر داشته و با تلاش من در کلاس‌های ترک اعتیاد شرکت کرده و اعتیاد را ترک کرده و الان هم (شرکت در) کلاس‌ها را ادامه می‌دهد خانواده‌اش در زندگی ما دخالت می‌کنند چون در یک ساختمان زندگی می‌کنیم مرتب به من توهین و تهدید می‌کردند و می‌گفتند از خانه ما برو بیرون من مدت سه ماه است که در منزل پدرم می‌باشم و در این مدت هیچ سراغی از من نگرفته است خوانده در جواب گفت من هیچ‌کدام از حرف‌های همسرم را قبول ندارم من چند سال قبل اعتیاد داشتم ولی ترک کرده‌ام و الان سالم هستم و خانواده هم در زندگی ما دخالت نمی‌کنند ب. غ. از ما سه عروس دیگر در خانه پدرم زندگی می‌کنند چرا آن‌ها مشکل ندارند من حاضرم به خاطر او در جای دیگر خانه تهیه کنم ولی طلاق نمی‌دهم زوجه در پاسخ گفت مشکل اصلی ما بچه‌دار نشدن او م. ب. به همین دلیل طلاق می‌خواهم دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر و تذکر داده طرفین داوران واجد شرایط خود را در مهلت مقرر به دادگاه معرفی نمایند زوجه آقای ج.ح. و زوج آقای ج.س. را به‌عنوان داور خود معرفی نموده‌اند و نامبردگان نظریه داوری خودشان را تقدیم و پیوست پرونده م. ب. سپس زوج آقای …. س. از طرف دادگاه به پزشکی قانونی معرفی و اداره پزشکی قانونی منطقه جنوب تهران طی شرحی به شماره 12/1 /م/ 42041 - 1392/12/26 اعلام کرده طبق معاینه انجام گرفته و مشاوره با متخصص ارولوژی دستگاه تناسلی خارجی طبیعی م. ب. و بر اساس آزمایش منی انجام گرفته وی دچار کاهش توانائی باروری است که احتمال باروری به روش طبیعی کم م. ب. لیکن از طریق روش‌های پیشرفته کمک باروری احتمال باروری وجود دارد و ایشان عقیم محسوب نمی‌گردد دادگاه در وقت فوق‌العاده پرونده کلاسه --- و کلاسه --- به ترتیب درخواست طلاق و نفقه از ناحیه زوج و درخواست تمکین از طرف زوج ملاحظه کرده با توجه بر اینکه منشا آن‌ها واحد بوده با استناد به ماده 103 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رسیدگی توامان صادر می‌نماید و ختم رسیدگی اعلام و به شرح دادنامه شماره --- به تاریخ 1393/02/31 مبادرت به صدور رای می‌نماید دادگاه با استدلال به اینکه نظر به عدم احراز موارد مندرج در ماده 8 قانون حمایت خانواده و تبصره ذیل <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a> و شرایط مندرج در سند نکاحیه و ب. ت. ب. عدم ارائه دلائل شرعی و قانونی بر اثبات ادعا توسط خواهان و عدم احراز عسروحرج با فرض بذل حقوق متصوره از سوی زوجه و اینکه... حسب فقه مبین اسلام و قوانین موضوعه طلاق به‌عنوان ایقاع در ید زوج است و در ‌ما‌نحن‌فیه اراده مشارالیها در حدی نیست که مثبت عسروحرج ایشان باشد لذا دادگاه دعوی مطروحه را وارد ندانسته مستندا به مواد 194 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی خواهان را صادر می‌نماید و در خصوص خواسته دیگر زوجه مبنی بر الزام زوج به پرداخت نفقه معوقه ن. ب. ا. شرط پرداخت نفقه زن تمکین وی از شوهرش م. ب. درحالی‌که زوجه دلیلی که حکایت از تمکین از زوج باشد ارائه ننموده است لذا دادگاه وی را مستحق نفقه ندانسته و مستندا به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1108-a_0815110236765">ماده 1108 قانون مدنی</a> حکم بر بی‌حقی زوجه را صادر می‌نماید و در خصوص خواسته دیگر زوجه مبنی بر الزام زوج به پرداخت مهریه ن. ب. ا. به‌محض وقوع عقد نکاح زن می‌تواند هرگونه تصرف در مهریه خود داشته باشد و زوج دلیلی که حکایت از پرداخت آن باشد ارائه ننموده لذا این خواسته خواهان ثابت تشخیص داده شده مستندا به ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی و <a class="artref" href="/ماده/ماده-1082-a_0815110236738">ماده 1082 قانون مدنی</a> حکم به الزام زوج به پرداخت مهریه به تعداد دویست و چهارده قطعه سکه بهار آزادی د. ح. خ. صادر می‌نماید و در خصوص دادخواست زوج به‌طرفیت زوجه به خواسته الزام وی به تمکین ن. ب. ا. به‌محض وقوع عقد زن و شوهر دارای حقوق و تکالیفی در مقابل هم خواهند داشت و باید در تشیید مبانی خانواده به یکدیگر معاضدت نمایند و زوجه دلیلی که موجهه (توجیه‌کننده) عدم تمکین باشد ارائه ننموده است لذا دادگاه دعوی زوج را (در این مورد)‌ ثابت تشخیص و مستندا به مواد 1102 - 1103 - 1104 و 1106 قانون حکم به الزام زوجه به تمکین از زوج صادر می‌نماید پس از ابلاغ دادنامه خانم خ.ح. با وکالت خانم م.ک. وکیل پایه دو از مرکز امور مشاوران حقوقی قوه قضائیه طی دادخواست و لایحه پیوستی نسبت به دادنامه صادره تجدیدنظرخواهی کرده و پرونده به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع گردیده است شعبه مذکور به تاریخ 1393/04/25 جلسه دادگاه را با حضور ت. ن. خ. و وکیل وی و ت. ن. خ. تشکیل داده ت. ن. خ. گفت ده سال زندگی کرده‌ام فاقد فرزند هستیم همسرم عقیم است و دو ماه است ایشان مرا بیرون کرده است چاقو خورده‌ام، ت. ن. خ. گفت من قدرت بچه‌دار شدن را دارم و عقیم نیستم و حرف‌های همسرم را قبول ندارم من نمی‌خواهم طلاق بدهم وکیل ت. ن. خ. نیز اظهار داشت در برگ پزشکی قانونی گواهی شده آقای …. س. به‌طریق معمول قدرت باروری ندارد مگر اینکه از طریق عمل جراحی که عوارض جسمی برای زوجه باشد و یک مرحله عمل انجام شده است دادگاه پس از استماع اظهارات ت. ن. خ. و وکیل وی و خود ت. ن. خ. به شرح دادنامه شماره --- - 1393/04/31 ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید می‌نماید دادنامه به تاریخ 1393/06/18 به خانم خ.ح. ابلاغ و مشارالیها با وکالت خانم‌ها س.ط. وکیل پ. ی. از مرکز امور مشاوران حقوقی قوه قضائیه و م.ک. وکیل پایه دو از مرکز مذکور طی دادخواست و لایحه پیوستی نسبت به دادنامه صادره فرجام‌خواهی کرده و به تاریخ 1393/06/31 ثبت و به دیوان‌عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است با بررسی اوراق پرونده ملاحظه می‌شود که موضوع فرجام‌خواهی در تاریخ 1393/07/17 به فرجام‌خوانده ابلاغ ولی تبادل لوایح از ناحیه وی مشاهده نگردیده است و در مورد گزارش مدیر دفتر این شعبه مبنی بر اینکه احد از وکلای ف. خ. خانم م.ک. دارای پایه دو وکالت م. ب. با توجه بر اینکه در وکالت‌نامه قید شده مجتمعا یا منفردا و یکی از وکلای ف. خ. خانم س.ط. دارای پ. ی. م. ب. و حق دخالت در پرونده‌های دیوان‌عالی کشور دارد و وکالت‌نامه و لایحه فرجام‌خواهی به امضا هر دو وکیل رسیده است بنابراین اشکالی از حیث طرح در دیوان‌عالی کشور ندارد. با بررسی محتویات پرونده و اوراق و مندرجات آن اعتراض ف. خ. ب. دادنامه فرجام‌خواسته وارد است زیرا اولا در بند 10 شروط ضمن عقد سند نکاحیه قید شده در صورتی که پس از گذشت 5 سال زوجه از شوهر خود به جهت عقیم بودن و یا عوارض جسمی دیگر زوج صاحب فرزند نشود می‌تواند از دادگاه تقاضای طلاق نماید در این بند باروری به روش غیرطبیعی و از طریق روش‌های پیشرفته قید نگردیده است ثانیا در نظریه پزشکی قانونی به شماره 12/1 /م/ 42041 - 1392/12/26 مرکز پزشکی قانونی منطقه جنوب تهران اعلام شده بر اساس آزمایش انجام گرفته وی (زوج) دچار کاهش توانائی باروری است که احتمال باروری به روش طبیعی کم م. ب. لیکن از طریق روش‌های پیشرفته کمک باروری احتمال باروری وجود دارد در صورتی که اقدام از طریق روش‌های پیشرفته مستلزم موافقت زوجه م. ب. و عدم موافقت ز. ن. د. لایحه وکیل وی در مرحله تجدیدنظرخواهی به‌صراحت منعکس گردیده مبنی بر اینکه موکل ب. ت. ب. اعتقاداتی که از لحاظ مذهبی و فقهی دارد دیگر قادر به انجام عمل‌های دیگر نمی‌باشد مانند اهدای گامت (اسپرم)... بنا به مراتب به‌نظر می‌رسد مکلف کردن زوجه با این عمل تکلیف مالایطاق است لذا شایسته بود شعبه محترم --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران با تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین در وقت مقرر در جلسه دادگاه از نامبردگان در مورد نظریه پزشکی قانونی مبنی بر امکان باروری از طرق روش‌های پیشرفته تحقیقات لازم انجام می‌داد و اینکه زوجه با نظریه پزشکی قانونی موافقت دارد یا خیر بنا به جهات قید شده تحقیقات و رسیدگی نارسا و ناقص بوده مستندا به بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه فرجام‌خواسته در این قسمت نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده رای قطعی ارجاع می‌گردد. رئیس و مستشار شعبه --- دیوان‌عالی کشور در تاریخ 26 مهر 1394، دادگاه بدوی به دعوی طلاق رسیدگی کرد. خواهان به عدم توانایی زوج در باروری به دلیل عوارض جسمی اشاره کرده و درخواست طلاق نمود. دادگاه با تایید رابطه زوجیت و عدم موفقیت در سازش، پرونده را به داوری ارجاع داد. داوران نیز نتوانستند سازش میان طرفین را محقق سازند. ب. ت. ب. نظریه پزشکی قانونی که ضعف شدید اسپرم زوج و امکان باروری به روش آزمایشگاهی را تایید کرده بود، دادگاه به زوجه اجازه داد تا از وکالت تفویضی مندرج در سند ازدواج استفاده کرده و به یکی از دفاتر ثبت طلاق مراجعه نماید. رای دادگاه بدوی قابل تجدیدنظر در دادگاه‌های تجدیدنظر استان تهران بود. &lt;br&gt;پس از آن، دادگاه تجدیدنظر به تجدیدنظرخواهی رسیدگی کرده و با استناد به نظریه پزشکی قانونی که زوج را به عنوان عقیم اعلام نکرده و امکان باروری به روش آزمایشگاهی را تایید کرده بود، رای دادگاه بدوی را نقض کرد. دادگاه اعلام نمود که شرایط بند 10 سند نکاحیه محقق نشده و به همین دلیل دعوی زوجه رد شد. رای صادره نیز قابل فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور بود. تاریخ دادنامه قطعی: 1394/07/26 پیام: در صورتی که نظریه پزشکی قانونی، احتمال باروری طبیعی زوج را بسیار ضعیف دانسته و باروری به روش آزمایشگاهی (تلقیح مصنوعی) را ممکن تشخیص دهد، موجبی برای تحقق وکالت در طلاق موضوع بند دهم شروط سند نکاحیه(به علت ناباروری زوج) نیست. در خصوص دادخواست خانم …. و. با وکالت م. ا. خانم م. ک. به طرفیت آقای …. ط. به خواسته طلاق با این توضیح که وکیل خواهان در توجیه خواسته ب. ش. د. تقدیمی معروض داشته:موکله در تاریخ 1380/08/06 به عقد دائم الف. ط. درآمده و با گذشت ده سال از زندگی مشترک نامبردگان فاقد فرزند مشترک بوده و حسب اظهارات موکله طی این سالیان زوج ب. ت. ب. بیماری و عوارض جسمی نتوانسته صاحب فرزند گردد که این امر منجر به ناراحتی و مشکلات برای زوجه گردیده و در خاتمه تقاضای رسیدگی و صدور حکم به شرح خواسته را نموده است.دادگاه:با احراز رابطه زوجیت بین طرفین به دلالت تصویر مصدق سند رسمی ازدواج شماره....- 1380/08/06 تنظیمی از سوی دفتر رسمی ثبت ازدواج شماره......-(دماوند)ن. ب. ا. مساعی دادگاه در جهت ایجاد سازش و رفع اختلاف بین زوجین به نتیجه نرسیده است.لذا در اجرای مقررات ماده 27 قانون حمایت خانواده قرار ارجاع امر به داوری صادر گردیده است.اما داوران زوجین موفق به ایجاد سازش بین آنان نشده اند و عدم توفیق خودشان را طی لایحه ثبت شده به شماره...... مورخ 1393/02/15 اعلام نموده اند، ن. ب. ا. مطابق بند 10 شروط ضمن عقد نکاح به زوجه در صورت عقیم بودن زوج و یا ابتلا وی به عوارض جسمی دیگری به طوریکه نتواند صاحب اولاد شود وکالت در طلاق داده شده است و به موجب <a class="artref" href="/ماده/ماده-1119-a_0815110236776">ماده 1119 قانون مدنی</a> زوجین به شرط ضمن عقد که خود قرار داده اند ماخوذ و مقید م. ب. و در نتیجه زوجه می‌تواند از حق وکالتی که برای او ایجاد شده استفاده کند، ن. ب. ا. پزشکی قانونی در مقام پاسخ استعلام دادگاه طی جوابیه پزشکی ثبت شده شماره......- 1393/05/21 اعلام داشته که زوج دارای ضعف شدید اسپرم م. ب. و احتمال باروری طبیعی پآیین است و کمیسیون پزشکی قانونی نیز طی جوابیه پزشکی وارده به شماره.......- 1394/12/09 اعلام داشته امکان باروری به روش طبیعی وجود دارد ولی احتمال آن کم است و امکان باروری به روش آزمایشگاهی(تلقیح مصنوعی)م. ب. و اینکه زوجین تا کنون نتوانستند از یکدیگر صاحب اولاد شوند فی الواقع مشعر بر صحت ادعای وکیل خواهان و تحقق شرط مذکور و در نتیجه با احراز اعمال وکالت در طلاق،زوجه به استناد شرط مزبور می‌تواند از وکالت در طلاق استفاده نماید و از سوی زوج(خوانده)نیز در قبال دعوی خواهان دفاع موجه و موثری به عمل نیامده است.لذا دعوی اقامه شده مقرون به صحت تشخیص و به زوجه اجازه داده می‌شود که با استفاده از وکالت تفویض در سند ازدواج مدرکیه به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و اصالتا با بذل مالی در قبال طلاق و وکالتا قبول بذل از طرف ز. ن. ب. اجرای صیغه طلاق از نوع خلع اقدام نماید.توضیحا اضافه می‌شود زوجین فاقد فرزند مشترک هستند و وکیل ز. ن. ب. حقوق مالی وی در این پرونده ادعایی ندارد لذا در وضع فعلی قضیه دادگاه مواجه با تکلیفی نیست.این رای حضوری بوده و ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ در دادگاه‌های تجدیدنظر استان تهران قابل تجدیدنظرخواهی است. رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران رای دادگاه تجدیدنظر استان تجدیدنظرخواهی آقای …. ط. از دادنامه شماره --- مورخ 1394/05/07 شعبه محترم --- دادگاه خانواده تهران که به موجب آن دعوی مطروحه از ناحیه ت. ن. خ. خانم … و. با وکالت م. ا. خانم م. ک. که البته قرارداد وکالت مرحله تجدیدنظر ضمیمه پرونده نبوده به طرفیت ت. ن. خ. به خواسته صدور حکم طلاق در پرونده کلاسه --- حکم به صدور طلاق خلعی تصدیر گردیده است وارد است صرفنظر از اینکه راجع به حقوق مالی و میزان بذل تعیین تکلیف نشده در مورد موضوع عقیم بودن زوج نیز آخرین نظریه پزشکی قانونی به شماره....... مورخ 1393/11/21 بصراحت زوج عقیم اعلام نشده و در نتیجه کمیسیون امکان باروری به روش آزمایشگاهی مقدور اعلام شده است کمااینکه موضوع باروری در سنین بالا علاوه بر مخاطرات احتمالی نسبت به زوجه عوامل دیگری نیز می‌تواند موثر باشد که در مانحن فیه به هیچ عنوان بصراحت عقیم بودن زوج موید تایید پزشکی قانونی نبوده لذا شرط موضوع بند 10 از سند نکاحیه محقق نگردیده لذا با وارد دانستن اعتراض معترض به استناد صدر ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379/01/21 ضمن نقض دادنامه معترض عنه ب. ت. ب. اینکه دلیل دیگر عسروحرج زوجه در پرونده ارائه نشده است مستندا به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1257-a_0815110236919">ماده 1257 قانون مدنی</a> حکم به رد دعوی ت. ن. خ. (زوجه) صادر و اعلام میگردد رای صادره مطابق ماده 368 از همان قانون ظرف بیست روز پس از ابلاغ دادنامه قابل فرجامخواهی در دیوانعالی کشور است. شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار و مستشار ‌علی سیفی - فردین ارژنگی - سیدناصرموسوی

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 5

موارد مرتبط 111

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 19

نشست‌های قضایی 11

مواد مرتبط 7

دکترین 34

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین