رأی
درخواست فسخ نکاح به دلیل کممویی زوجه
رأی خلاصه جریان پرونده
آقای ….ض. با وکالت آقای ر.ص. وکیل پایه 1 دادگستری به طرفیت ف.ق. دادخواستی به خواسته صدور حکم بر فسخ نکاح به لحاظ بیماری خوانده مستنداً به سند نکاحیه 25/10/91 و گواهی پزشکی در محاکم عمومی عجبشیر مطرح نموده که پرونده در تاریخ 1/2/92 ثبت و بدواً به شورای حل اختلاف واحد 5 جهت سعی و تلاش در صلح و سازش ارسال شده شورا وقت تعیین نموده و طرفین را دعوت کرده است زوج با حضور در شورا در تاریخ 9/3/92 گفته است دو ماه قبل از عقد با خوانده نامزد کرده اند بعداً برای خرید رفته اند زوجه برای امتحان لباس سرش را باز نکرده است و گفته است در منزل این کار را می کنم که به منزل بازگشتیم و شروع کرد به گریه کردن از پدرش درخواست کرد که مشکل وی را به نامزدش بگوید پدرش گفت دختر من کچل م. ب. و پدرش دو ماه وقت خواست تا موضوع را حل کند ولی بعد از دو ماه موضوع را حل نکرد و ادعا کرد که بعد از نامزدی با تو موهایش ریخته است و من به حکم دادگاه وی را به دکتر … و دکتر … که 8 سال است دخترش به این بیماری دچار شده است آشنایی و ازدواج ما هم به واسطه معرفی بهداشت بوده است که یکی از خانمهای آنجا معرفی کرده بود عضو شورا از زوج سؤال کرده است آیا بیماری زوجه قابل درمان است پاسخ داده است خیر؟ مجدد از علت مشکل زوجه سؤال شده گفته است بنابر اظهارات فامیل ایشان به دلیل فوت مادرش در 8 سال پیش اتفاق افتاده است و هیچ راه درمانی ندارد علیرغم اینکه ما حاضر به ناراحتی و بلاتکلیف کردن یک دختر بدون مادر نیستیم ولی در زندگی مشترک قابل تحمل نبوده و باعث تشدید مشکلات خواهد شد برای همین بهتر است از هم جدا شویم قبلاً هم پدرش موضوع را کتمان می کرد ولی پس از مراجعه به پزشک متخصص که سابقه پرونده و بیماری دارد چون در جلسه مذکور زوجه نبوده است شورا در صورتجلسه خود ذکر نموده که جلسه به تاریخ 16/3/93 ساعت 10 صبح موکول شده و تلفنی به زوجه نیز ابلاغ شده است چون در جلسه مذکور نیز خوانده حاضر نشده برای روز 30/3/93 تعیین وقت شده است در این جلسه برابر مفاد صورتجلسه شورا چون پدر زوجه درخواست حل مشکل از طریق دادگاه شده است و درخواست ارسال پرونده را به شورا نموده اند در این جلسه زوجه و پدر او پیشنهاد طلاق نموده اند ولی باید از طریق قانون حل شود پرونده به لحاظ عدم سازش به مرجع قضایی ارسال شده در شعبه اول عمومی عجب شیر مقید به وقت دادرسی شده است در جلسه مورخ 23/6/93 وکیل خواهان خواستار فسخ نکاح شده است چون حسب اظهارات موکل خوانده کچل است و موهای وی ریزش نموده است دادگاه از زوج سؤال کرده است که کی متوجه شده است که همسرش فاقد مو هستند گفته است بعد از مراسم عقدکنان در منزل پدرش متوجه شدم که فاقد مو در سر هستند دادگاه پرسیده است در کجا صیغه عقد شما جاری گردید و چه کسی جاری کرد و چه کسی جهت خواستگاری رفته بود گفته است عقد در دفتر رسمی ازدواج شماره 9 عجب شیر جاری گردید و قبل از عقد روحانی بهنام ن. به منزل آمده بودند و در آنجا صیغه محرمیت را خوانده بودند در آنجا نیز همسرم سر خود را باز نکردند مادرم بهنام ش.ص. و خاله ام بنام و.ص. به خواستگاری همسرم رفته بودند در حضور آنان نیز سر خود را باز نکرده بود تا مشخص گردد ایشان فاقد مو هستند بعد از عقد که از دفترخانه خارج شدیم متوجه شدم فاقد مو هستند در حضور پدرش سرش را باز کردند و پدرش گفت که دخترم به همین وضعیت م. ب. اگر می خواهی با ایشان ازدواج کنی بکن و اگر نمی خواهی همین است حتی همسرم در این موقع با گریه گفتند که چرا اجازه ندادید بنده ایراد خود را بگویم دادگاه از خوانده خواسته است دفاعیات خود را بگوید گفته است موهای سر من در حال رویش م. ب. ضمن اینکه ریزش دارند رویش نیز می نمایند دکتر … که موهای بنده رویش و درخواهند آمد بعد از اینکه صیغه محرمیت جاری شد قرار شد به آزمایشگاه برویم در آزمایشگاه خواهان بعد از اینکه نمونه برداشتند در سالن انتظار به زمین افتادند و غش کردند و بنده ترسیدم بعد از آن حدود یکماه عقد کردیم در موقع خواستگاری من سرم باز بود روسری داشتم بعد از آنکه همسرم به زمین افتاد من ریزش مو پیدا کردم در آن زمان هنوز تصمیم قطعی نگرفته بودم که با ایشان ازدواج نمایم هنوز ازدواج ما بهصورت رسمی ثبت نگردید با اصرار خواهان و خانواده وی و پدرم برای ثبت رسمی ازدواج حاضر شدم و حدود دو یا سه بار بعد از عقد نکاح خواهان بنده را به پزشک معالج برد پزشک معالج اعلام نمودند که موهای سر وی به علت ترس ریزش کرده است بعداً رویش خواهد داشت دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است داور زوج معرفی شده است زوجه نیز داور خود را معرفی نموده است. داور زوج اعلام نظر کرده است دادگاه با عدول از ارجاع امر به داوری به لحاظ اینکه خواسته فسخ نکاح است دستور تعیین وقت جهت اخذ توضیح بیشتر از طرفین و معرفی زوجه عندالاقتضاء به پزشکی قانونی صادر نموده است زوج وکیل جدیدی تعیین نموده است وکیل خ. د. ج. مورخ 17/1/93 گفته است چون خوانده تاس بود و این امر را از موکل در زمان عقد مکتوم داشته است و موکل را فریب داده به لحاظ تدلیس صدور حکم بر فسخ نکاح را خواستارم خ. گ. ا. من موی سرم پرپشت بوده خواهان خودش مریض است در زمان آزمایش ایشان در آزمایشگاه غش نمودند من ترسیدم از استرس موی سرم ریخت می تواند مرا به پزشکی قانونی معرفی نماید دادگاه زوجه را به پزشک قانونی معرفی نموده تا از طریق پزشک متخصص پوست و مو مورد معاینه قرار گرفته و با بررسی اسناد و مدارک پزشکی با در نظر گرفتن عوامل مؤثر در موضوع صراحتاً اعلام نمایند 1- خوانده از چه تاریخی دچار بیماری ریزش مو گردیده 2- آیا بیماری ایشان قابل درمان م. ب..
3- علت ریزش مو ناشی از چیست؟ در برگ 65 پرونده پاسخ واصله از پزشکی قانونی حاکی است وی 90 درصد از سطح پوست سر او فاقد مو بوده که به علت بیماری آلوپسی آرا تاتوتالیس (ریزش موی به علت نامعلوم که وجود زمینه ارثی و استرس می تواند در ایجاد تشدید آن نقش عمده ای داشته باشد) م. ب. امکان بهبودی بیماری نیز وجود دارد ولی درمان طولانی مدت لازم است تعیین زمان شروع بیماری ممکن نیست مگر اینکه گواهی و مدارک طبی معتبر در مراجعه به مراکز درمانی برای درمان ریزش مو سرش از تاریخ مشخص ارائه شود. دادگاه پس از وصول پاسخ پزشکی قانونی با بررسی اوراق پرونده ختم رسیدگی را اعلام و به شرح رأی مورخ 20/2/93 ب. ت. ب. نظریه پزشکی قانونی و پزشک معالج که فی الجمله اظهارات زوجه را تأیید کرده اند و زمان دقیق برای شروع ریزش موی زوجه را تعیین و اعلام نکرده اند و از طرفی موضوع خواسته از مصادیق مواد 1121 و 1123 قانون مدنی نمی باشد و از مصادیق ماده 1128 از همان قانون نیز نیست و مضاف به اینکه تدلیس در ازدواج از طرف زوجه ثابت نیست لذا خواسته را موجه و قانونی ندانسته مستنداً به مواد یاد شده حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می نماید از این رأی وکیل زوج آقای ر.ص. تجدیدنظرخواهی نموده است و ب. ت. ب. نظریه پزشک متخصص معالج که به عنوان مستند دادخواست تقدیم شده است و دادگاه می توانست از پزشک مذکور استفسار و استعلام نماید اقدام دادگاه را به معرفی به پزشکی قانونی مورد ایراد قرار داده است و دلایل موجود در پرونده و اینکه زوجه دچار ریزش شدید مو و تاسی سر بوده است نقض رأی بدوی و صدور حکم قانونی را خواستار شده است دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی با اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه 360/93 در تاریخ 27/3/93 رأی خود را ب. ت. ب. اینکه اعتراض موجهی از سوی زوج و وکیل او به عمل نیامده است و موجبی جهت نقض رأی تجدیدنظرخواسته نیست ضمن ردّ اعتراض به عمل آمده مستنداً به ماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی بر تأیید رأی بدوی اعلام داشته است اکنون از این رأی وکیل ز. ف. خ. نموده که هنگام شور دادخواست با گزارش پرونده قرائت می شود.
رأی شعبه دیوان عالی کشور
بر دادنامه فرجام خواسته که پس از بررسی دلایل استنادی ف. خ. د. مرحله بدوی و تجدیدنظر منطبق با محتویات پرونده و موازین قانونی و شرعی اصدار یافته است خدشه ای که موجبات نقض رأی فراهم شود وارد نیست و از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز رسیدگی های معموله منطبق با اصول و قواعد مربوطه و آئین دادرسی حقوقی صورت گرفته است لذا به لحاظ عاری بودن رأی از منقصت قانونی مستنداً به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی ابرام می گردد..
رئیس شعبه 8 دیوان عالی کشور - مستشار - عضو معاون
عباسیان - ناصح - کریمپور نطنزی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
درخواست فسخ نکاح به دلیل کممویی زوجه
در تاریخ 12 مهر 1393، دادنامهای در خصوص دعوای فسخ نکاح به دلیل بیماری زوجه صادر شد. خ. ب. ا. به سند نکاحیه و گواهی پزشکی، ادعا کرد که زوجه به بیماری ریزش مو مبتلا است و این موضوع در زمان عقد از او کتمان شده که به تدلیس در ازدواج منجر گردیده است. در مراحل رسیدگی، شورای حل اختلاف و دادگاه به بررسی وضعیت زوجه و دلایل ارائهشده از سوی خواهان پرداختند. زوجه نیز دفاعیات خود را مطرح کرد و بیان داشت که موهایش در حال رویش است و ریزش مو به دلیل استرس و ترس بوده است. پس از ارجاع موضوع به پزشکی قانونی، نظریهای مبنی بر وجود بیماری آلوپسی و عدم تعیین زمان شروع بیماری ارائه شد. دادگاه بدوی با استناد به مواد 1121، 1123 و 1128 قانون مدنی، خواسته را غیرموجه تشخیص داد و حکم به بطلان دعوی صادر کرد. این رای در مرحله تجدیدنظر نیز تایید شد و اعتراض خواهان به دیوان عالی کشور ارجاع گردید. دیوان عالی کشور با بررسی محتویات پرونده و رعایت اصول دادرسی، رای بدوی را تایید و ابرام نمود.
تاریخ دادنامه قطعی: 1393/07/12
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: نداشتن موی سر زوجه از موارد فسخ نکاح و تدلیس در نکاح محسوب نمی شود؛ هرچند زوجه آن را کتمان کرده باشد.
رای خلاصه جریان پرونده
آقای ….ض. با وکالت آقای ر.ص. وکیل پایه 1 دادگستری به طرفیت ف.ق. دادخواستی به خواسته صدور حکم بر فسخ نکاح به لحاظ بیماری خوانده مستندا به سند نکاحیه 25/10/91 و گواهی پزشکی در محاکم عمومی عجبشیر مطرح نموده که پرونده در تاریخ 1/2/92 ثبت و بدوا به شورای حل اختلاف واحد 5 جهت سعی و تلاش در صلح و سازش ارسال شده شورا وقت تعیین نموده و طرفین را دعوت کرده است زوج با حضور در شورا در تاریخ 9/3/92 گفته است دو ماه قبل از عقد با خوانده نامزد کرده اند بعدا برای خرید رفته اند زوجه برای امتحان لباس سرش را باز نکرده است و گفته است در منزل این کار را می کنم که به منزل بازگشتیم و شروع کرد به گریه کردن از پدرش درخواست کرد که مشکل وی را به نامزدش بگوید پدرش گفت دختر من کچل م. ب. و پدرش دو ماه وقت خواست تا موضوع را حل کند ولی بعد از دو ماه موضوع را حل نکرد و ادعا کرد که بعد از نامزدی با تو موهایش ریخته است و من به حکم دادگاه وی را به دکتر … و دکتر … که 8 سال است دخترش به این بیماری دچار شده است آشنایی و ازدواج ما هم به واسطه معرفی بهداشت بوده است که یکی از خانمهای آنجا معرفی کرده بود عضو شورا از زوج سوال کرده است آیا بیماری زوجه قابل درمان است پاسخ داده است خیر؟ مجدد از علت مشکل زوجه سوال شده گفته است بنابر اظهارات فامیل ایشان به دلیل فوت مادرش در 8 سال پیش اتفاق افتاده است و هیچ راه درمانی ندارد علیرغم اینکه ما حاضر به ناراحتی و بلاتکلیف کردن یک دختر بدون مادر نیستیم ولی در زندگی مشترک قابل تحمل نبوده و باعث تشدید مشکلات خواهد شد برای همین بهتر است از هم جدا شویم قبلا هم پدرش موضوع را کتمان می کرد ولی پس از مراجعه به پزشک متخصص که سابقه پرونده و بیماری دارد چون در جلسه مذکور زوجه نبوده است شورا در صورتجلسه خود ذکر نموده که جلسه به تاریخ 16/3/93 ساعت 10 صبح موکول شده و تلفنی به زوجه نیز ابلاغ شده است چون در جلسه مذکور نیز خوانده حاضر نشده برای روز 30/3/93 تعیین وقت شده است در این جلسه برابر مفاد صورتجلسه شورا چون پدر زوجه درخواست حل مشکل از طریق دادگاه شده است و درخواست ارسال پرونده را به شورا نمودهاند در این جلسه زوجه و پدر او پیشنهاد طلاق نمودهاند ولی باید از طریق قانون حل شود پرونده به لحاظ عدم سازش به مرجع قضایی ارسال شده در شعبه اول عمومی عجب شیر مقید به وقت دادرسی شده است در جلسه مورخ 23/6/93 وکیل خواهان خواستار فسخ نکاح شده است چون حسب اظهارات موکل خوانده کچل است و موهای وی ریزش نموده است دادگاه از زوج سوال کرده است که کی متوجه شده است که همسرش فاقد مو هستند گفته است بعد از مراسم عقدکنان در منزل پدرش متوجه شدم که فاقد مو در سر هستند دادگاه پرسیده است در کجا صیغه عقد شما جاری گردید و چه کسی جاری کرد و چه کسی جهت خواستگاری رفته بود گفته است عقد در دفتر رسمی ازدواج شماره 9 عجب شیر جاری گردید و قبل از عقد روحانی بهنام ن. به منزل آمده بودند و در آنجا صیغه محرمیت را خوانده بودند در آنجا نیز همسرم سر خود را باز نکردند مادرم بهنام ش.ص. و خاله ام به نام و.ص. به خواستگاری همسرم رفته بودند در حضور آنان نیز سر خود را باز نکرده بود تا مشخص گردد ایشان فاقد مو هستند بعد از عقد که از دفترخانه خارج شدیم متوجه شدم فاقد مو هستند در حضور پدرش سرش را باز کردند و پدرش گفت که دخترم به همین وضعیت م. ب. اگر می خواهی با ایشان ازدواج کنی بکن و اگر نمی خواهی همین است حتی همسرم در این موقع با گریه گفتند که چرا اجازه ندادید بنده ایراد خود را بگویم دادگاه از خوانده خواسته است دفاعیات خود را بگوید گفته است موهای سر من در حال رویش م. ب. ضمن اینکه ریزش دارند رویش نیز می نمایند دکتر … که موهای بنده رویش و درخواهند آمد بعد از اینکه صیغه محرمیت جاری شد قرار شد به آزمایشگاه برویم در آزمایشگاه خواهان بعد از اینکه نمونه برداشتند در سالن انتظار به زمین افتادند و غش کردند و بنده ترسیدم بعد از آن حدود یکماه عقد کردیم در موقع خواستگاری من سرم باز بود روسری داشتم بعد از آنکه همسرم به زمین افتاد من ریزش مو پیدا کردم در آن زمان هنوز تصمیم قطعی نگرفته بودم که با ایشان ازدواج نمایم هنوز ازدواج ما بهصورت رسمی ثبت نگردید با اصرار خواهان و خانواده وی و پدرم برای ثبت رسمی ازدواج حاضر شدم و حدود دو یا سه بار بعد از عقد نکاح خواهان بنده را به پزشک معالج برد پزشک معالج اعلام نمودند که موهای سر وی به علت ترس ریزش کرده است بعدا رویش خواهد داشت دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است داور زوج معرفی شده است زوجه نیز داور خود را معرفی نموده است. داور زوج اعلام نظر کرده است دادگاه با عدول از ارجاع امر به داوری به لحاظ اینکه خواسته فسخ نکاح است دستور تعیین وقت جهت اخذ توضیح بیشتر از طرفین و معرفی زوجه عندالاقتضاء به پزشکی قانونی صادر نموده است زوج وکیل جدیدی تعیین نموده است وکیل خ. د. ج. مورخ 17/1/93 گفته است چون خوانده تاس بود و این امر را از موکل در زمان عقد مکتوم داشته است و موکل را فریب داده به لحاظ تدلیس صدور حکم بر فسخ نکاح را خواستارم خ. گ. ا. من موی سرم پرپشت بوده خواهان خودش مریض است در زمان آزمایش ایشان در آزمایشگاه غش نمودند من ترسیدم از استرس موی سرم ریخت میتواند مرا به پزشکی قانونی معرفی نماید دادگاه زوجه را به پزشک قانونی معرفی نموده تا از طریق پزشک متخصص پوست و مو مورد معاینه قرار گرفته و با بررسی اسناد و مدارک پزشکی با در نظر گرفتن عوامل موثر در موضوع صراحتا اعلام نمایند 1 - خوانده از چه تاریخی دچار بیماری ریزش مو گردیده 2 - آیا بیماری ایشان قابل درمان م. ب..
3 - علت ریزش مو ناشی از چیست؟ در برگ 65 پرونده پاسخ واصله از پزشکی قانونی حاکی است وی 90 درصد از سطح پوست سر او فاقد مو بوده که به علت بیماری آلوپسی آرا تاتوتالیس (ریزش موی به علت نامعلوم که وجود زمینه ارثی و استرس میتواند در ایجاد تشدید آن نقش عمده ای داشته باشد) م. ب. امکان بهبودی بیماری نیز وجود دارد ولی درمان طولانی مدت لازم است تعیین زمان شروع بیماری ممکن نیست مگر اینکه گواهی و مدارک طبی معتبر در مراجعه به مراکز درمانی برای درمان ریزش مو سرش از تاریخ مشخص ارائه شود. دادگاه پس از وصول پاسخ پزشکی قانونی با بررسی اوراق پرونده ختم رسیدگی را اعلام و به شرح رای مورخ 20/2/93 ب. ت. ب. نظریه پزشکی قانونی و پزشک معالج که فی الجمله اظهارات زوجه را تایید کرده اند و زمان دقیق برای شروع ریزش موی زوجه را تعیین و اعلام نکرده اند و از طرفی موضوع خواسته از مصادیق مواد 1121 و 1123 قانون مدنی نمیباشد و از مصادیق ماده 1128 از همان قانون نیز نیست و مضاف به اینکه تدلیس در ازدواج از طرف زوجه ثابت نیست لذا خواسته را موجه و قانونی ندانسته مستندا به مواد یاد شده حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام مینماید از این رای وکیل زوج آقای ر.ص. تجدیدنظرخواهی نموده است و ب. ت. ب. نظریه پزشک متخصص معالج که به عنوان مستند دادخواست تقدیم شده است و دادگاه می توانست از پزشک مذکور استفسار و استعلام نماید اقدام دادگاه را به معرفی به پزشکی قانونی مورد ایراد قرار داده است و دلایل موجود در پرونده و اینکه زوجه دچار ریزش شدید مو و تاسی سر بوده است نقض رای بدوی و صدور حکم قانونی را خواستار شده است دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی با اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه --- در تاریخ 27/3/93 رای خود را ب. ت. ب. اینکه اعتراض موجهی از سوی زوج و وکیل او به عمل نیامده است و موجبی جهت نقض رای تجدیدنظرخواسته نیست ضمن ردّ اعتراض به عمل آمده مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی بر تایید رای بدوی اعلام داشته است اکنون از این رای وکیل ز. ف. خ. نموده که هنگام شور دادخواست با گزارش پرونده قرائت میشود.
رای شعبه دیوان عالی کشور
بر دادنامه فرجام خواسته که پس از بررسی دلایل استنادی ف. خ. د. مرحله بدوی و تجدیدنظر منطبق با محتویات پرونده و موازین قانونی و شرعی اصدار یافته است خدشه ای که موجبات نقض رای فراهم شود وارد نیست و از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز رسیدگی های معموله منطبق با اصول و قواعد مربوطه و آیین دادرسی حقوقی صورت گرفته است لذا به لحاظ عاری بودن رای از منقصت قانونی مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی ابرام میگردد..
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار - عضو معاون
موارد مرتبط 63
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
اجرای حکم طلاق پیش از قطعیت آن
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته ابرام میگردد
-
رأی
هماستناد
طلاق به دلیل ناباروری زوج
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته با رعایت اصلاحات مرقوم
-
رأی
هماستناد
درخواست ثبت واقعه طلاق در صورت عدم ثبت نکاح
مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
2- جایگاه وصف سلامت زوجه در عقد نکاح1- فسخ نکاح به جهت کم کاری تیروئید در زوجه
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته در قسمت معترض عنه اخی
-
رأی
هماستناد
تحقق شرط ضمن عقد نکاح به جهت اعتیاد سابق زوج
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی ابرام مینماید
-
رأی
هماستناد
1- دلالت آدرس متفاوت زوجین در دادخواست بر ترک زندگی مشترک2- اثر ترک زندگی توسط زوجه بر نفقه ایام عده3- مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت موقت
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از قرار سقوط دعوا
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی ابرام می گردد
-
رأی
هماستناد
حدود اختیارات وکیل در انتقال ملک
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام و پرونده اعاده
-
رأی
هماستناد
دعوای الزام به تمکین در فرض وجود حق حبس
مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
محدود کردن حق پیش فروش واحدها در قرارداد مشارکت در ساخت
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد فرجام خواهی دادنامه فرجام خواسته را
-
رأی
هماستناد
(1)- اعطای وکالت از ناحیه زوجه به وکیل دادگستری (2)- تعیین وکیل دوم توسط زوج در فرض وکالت زوجه در طلاق
مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه تمام مهریه پیش از نزدیکی
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام می گردد
-
رأی
هماستناد
انعقاد نکاح و تعیین مهریه توسط محجور
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته نتیجتا ابرام می گردد
-
رأی
هماستناد
مهلت عدول از طلاق توافقی
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال 1379
-
رأی
هماستناد
نوع نکاح در صورت اختلاف در طبیعت آن
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اثر طلاق بر اعتبار گزارش اصلاحی تقسیط مهریه
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام می گردد
-
رأی
هماستناد
تقاضای طلاق به استناد ارتکاب جرم از طرف زوج
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی صادر گردید
-
رأی
هماستناد
تعهدات بیمه گر نسبت به راننده مسبب حادثه
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
صدور گواهی عدم امکان سازش و تأیید آن در مراحل تجدیدنظر و دیوان عالی کشور بر اساس اختلافات خانوادگی و قوانین مربوطه
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته را ابرام می نماید
-
رأی
هماستناد
اعطای وکالت در طلاق به زوجه
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام و پرونده به داد
-
رأی
هماستناد
عدم ذکر مدت در شرط پشیمانی مندرج در عقد بیع
مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
رابطه اجرت المثل، نحله و شرط تنصیف
مواد 370 و 371 و 401 قانون آیین دادرسی مدنی با نقض دادنامه پرونده به شعبه محترم دیگر ا
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی در مهلت تجدیدنظر خواهی
مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی نتیجتا ابرام و پرونده عینا اعاده می گردد
-
رأی
هماستناد
تاثیر اختلال روان پزشکی زوج بر طلاق
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط تحقق وکالت زوجه در طلاق به جهت ناباروری زوج
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی است
-
رأی
هماستناد
نحوه احراز حجر
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی با رد فرجام خواهی رای فرجام خواسته ابرام م
-
رأی
هماستناد
امارات مفید عدم حجر
مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه ی صادره نتیجته ابرام می شود
-
رأی
هماستناد
درخواست طلاق زوجه به دلیل نقض حریم خصوصی وی
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مبدأ استحقاق غرامات ناشی از مستحق للغیر در آمدن مبیع
مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی ابرام می گردد
-
رأی
هماستناد
اقامه دعوی اعسار از پرداخت هزینه دادرسی توسط اشخاص حقوقی
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام می گردد
-
رأی
هماستناد
استناد به عسر و حرج قبل از شروع زندگی مشترک
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی با رد اعتراض وکیل زوجه رای فرجام خواسته تا
-
رأی
هماستناد
تقاضای طلاق به دلیل ازدواج مجدد زوج به طور موقت
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی با رد اعتراض وکیل فرجام خواه رای فرجام خوا
-
رأی
هماستناد
اقدام به طلاق بدون مراجعه به دادگاه
مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
1- معیار عدم استحقاق زوجه نسبت به نصف مهریه2- احراز وقوع نزدیکی میان زوجین
مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی صورت گرفته است
-
رأی
هماستناد
اثر توهین به همسر بر تعلق اجرت المثل و نحله
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
1- گستره شرط ضمن عقد نکاح در خصوص ناباروری زوج2- گستره زمانی شرط ضمن عقد نکاح در خصوص ناباروری زوج
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته ابرام میگردد
-
رأی
هماستناد
شرایط اثبات رجوع زوجه به ما بذل
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 دادنامه فرجامخواسته عینا مورد تا
-
رأی
هماستناد
دعوای اثبات نسب قبل از اثبات زوجیت
مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی انجام شده است
-
رأی
هماستناد
وضعیت حقوقی معامله صوری در فرض عدم تناسب ثمن و مثمن در بیع
قانون آیین دادرسی مدنی انطباق دارد نتیجتا مستند به ماده 370
-
رأی
هماستناد
همزمانی بذل حقوق مالی زوجه و وکالت در طلاق
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام می گردد
مواد مرتبط 3
-
اعمال
از این صفحه
ماده 370 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی ابرام می گردد
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1121 — قانون مدنی
مواد 1121 و 1123 قانون مدنی نمی باشد و از مصادیق ماده 1128 از همان قانون نیز نیست
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1128 — قانون مدنی
قانون مدنی نمی باشد و از مصادیق ماده 1128
مقرراتِ مرتبط 1
-
بخشنامه
هماستناد
حکم طلاق به دلیل عسر و حرج و عدم پرداخت نفقه؛ تایید دیوان عالی کشور و رد فرجامخواهی خوانده
مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی
دکترین 19
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم بطلان و فسخ نکاح — حکم بطلان نکاح بنا به دعوای زوج
ماده 1121 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم بطلان و فسخ نکاح — فسخ نکاح تصمیم ماهوی دادگاه خانواده پس
ماده 1121 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم بطلان و فسخ نکاح — فسخ نکاح تصمیم ماهوی دادگاه خانواده پس
ماده 1121 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — منطقی نبوده و بنابراین جریان ماده ۱۰۵
ماده 1121 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — ثانیاً
ماده 1121 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — ثانیاً
ماده 1121 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — عملیات اجرا را منتفی نخواهد ساخت
ماده 1121 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت و حجر در اجرای حکم تجویز ازدواج دوباره — برابر بند ب ردیف ۱۲ از شروط
ماده 1121 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت و حجر در اجرای حکم تجویز ازدواج دوباره — به مورد خاصی نیست و از جمله
ماده 1121 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت و حجر در اجرای حکم تجویز ازدواج دوباره — به مورد خاصی نیست و از جمله
ماده 1121 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت و حجر در اجرای حکم فسخ نکاح
ماده 1121 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت و حجر در اجرای حکم فسخ نکاح — مرد یا زن به اعتبار عقد صحیح
ماده 1121 ق.م
-
مقاله
هماستناد
حجر داد برده
ماده 1121 ق.م
-
مقاله
هماستناد
حجر داد برده — رویداد دیگری که می تواند عملیات اجرا
ماده 1121 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — فرق بین فسخ با منفسخ عبارت است
مواد 1120 تا 1132 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — رک مواد ۳۹۶ تا ۴۵۷ ق
مواد 1120 تا 1132 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — گفتنی است اگر طلاق غیر بائن و
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — وکالت برای اجرای صیفه طلاق را
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — وکالت برای اجرای صیفه طلاق را
ماده 1128 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
