Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید.
رأی خلاصه جریان پرونده شماره پرونده : 9309988460500609 شماره دادنامه : 9509970906800011 شعبه : شعبه هشتم دیوان عالی کشور تاریخ : 1395/01/28-09:05 قاضی : حسن عباسیان قاضی : سیروس کیقبادی قاضی : جعفر پوربدخشان خلاصه جریان پرونده در تاریخ 93/8/27 خانم س. س. بطرفیت آقای ف. ق. دادخواستی بخواسته صدور حکم به ابطال سند شماره 102-92/1/21 و قبول رجوع بمابذل به تعداد هفتاد سکه بهار آزادی م. ب. پنجاه و یک میلیون ریال تقدیم و در متن دادخواست توضیح داده که اینجانب همسر شرعی و قانونی خوانده دعوی بوده و حسب سند رسمی شماره 102 مورخ 92/1/21 تعداد هفتاد سکه بهار آزادی را تحت اکراه و در حالت عدم صحت روح و روان و به شرط استمرار و مداومت زندگی مشترک به خوانده دعوی بذل نموده ام اکنون خوانده با سوء استفاده از موضوع و عدم پای بندی به تعهدات فیمابین اقدام به دادخواست طلاق یک جانبه بر علیه بنده نموده که حسب دادنامه های اصداری حکم به طلاق صادر گردیده است لذا با توجه بمراتب فوق الذکر با رجوع بمابذل تقاضای رسیدگی و قبول رجوع بمابذل و ابطال سند فوق الذکر م. ا.. دادخواست مطروحه در شعبه دوّم دادگاه حقوقی شهرستان جوانرود ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه دادرسی مورخ 93/9/12 طرفین حضور نیافتند ولی هر یک با تقدیم لایحه ای مدافعات خود را بیان نمودند و سرانجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی بموجب دادنامه شماره 575 مورخ 93/9/23 با استدلال اینکه خواهان دلیلی در جهت اثبات وجود اکراه در زمان تنظیم سند مورد نظر ابراز نکرده است و برابر سند مذکور خواهان بخشی از مهریه را به خوانده بذل نموده و به صراحت ماده 806 قانون مدنی خواسته خواهان را غیروارد تشخیص مستنداً بماده 2 قانون آئین دادرسی مدنی قرار عدم استماع دعوی خواهان را صادر نموده است. خ. ن. ب. رأی صادره تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی شعبه 19 دادگاه تجدیدنظر استان کرمانشاه وارد رسیدگی شده و از دفترخانه شماره 131 جوانرود استعلام نموده که خانم س. س. اظهار میدارد که بذل و بخشش مهریه طی اقرارنامه شماره 5627-92/1/21 آن دفترخانه در قبال تداوم و استمرار زندگی بوده لذا در صورتی که ادعای وی صحت دارد مراتب را گواهی و اعلام دارد و در جوابیه دفترخانه مزبور بشرح برگ 55 پرونده اعلام شده که خانم س. س. در کمال صحت و سلامت جسم و روان و بدون هیچ جبر و اکراهی که چندین بار از خانم س. سؤال شده و ایشان با کمال میل بخاطر استمرار زندگی قسمتی از مهریه خ. ر. ب. زوج خود بذل نموده است و غیرقابل عدول بودن نیز بایشان تذکر داده شد. سپس دادگاه از شورای افتاء اهل سنت کرمانشاه استعلام نموده که آیا ابراء مهریه در نظر اهل سنت درست است یا خیر و اگر این ابراء در قبال استمرار و دوام زوجیت باشد از نظر فقه اهل سنت مذهب امام شافعی دارای اثر حقوقی م. ب. یا خیر. تصویر طلاقنامه شماره 958 مورخ 93/11/12 دفتر رسمی ثبت طلاق شماره 78 پاوه حاکیست که خانم س. س. در تاریخ 93/11/12 در اجرای گواهی عدم امکان سازش شماره 746 و 626 مورخ 93/11/9 شعبه اوّل دادگاه عمومی جوانرود از طرف آقای ف. ق. به طلاق رجعی نوبت اول مطلقه گردیده است. در پاسخ مورخ 1394/1/29 شورای افتای اهل سنت کرمانشاه بشرح برگ 71 پرونده اعلام شده براساس فقه شافعیه ابراء مشروط یعنی ابراء مشروط به استمرار زندگی زمانی صحیح است که شروط یعنی استمرار زندگی زناشوئی ادامه داشته باشد و در صورت عدم امکان ادامه زندگی مشترک زوجین در قضیه مطروحه ابراء باطل است و تحقق ادامه یا عدم استمرار زندگی زناشوئی موکول به نظر دادگاه است چنانچه دادگاه ادامه زندگی مشترک را غیرمقدور بداند آن هم بهر علت ابراء باطل است و چنانچه گواهی عدم امکان زندگی مشترک را صادر نماید ابراء باطل و مهریه به زوجه تعلق میگیرد. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و بموجب دادنامه شماره 101 مورخ 94/2/14 با اعلام اینکه اظهارنظر شماره 8/94 مورخ 1394/1/29 شورای روحانیت و افتای اهل سنت کرمانشاه دلالت بر ابطال ابراء به شرط استمرار زندگی زناشوئی دارد و گزارش سردفتر شماره 131 جوانرود مبنی بر بذل قسمتی از مهریه به خاطر استمرار زندگی توسط خانم س. س. و توجهاً به تاریخ اقرارنامه شماره 5627-92/1/21 و تاریخ درخواست طلاق از سوی ف. س. (زوج) بموجب دادنامه شماره 626 مورخ 93/6/24 که قرینه ای بر صحت ادعای ت. ن. خ. م. ب. لذا موجبات استماع دعوی فراهم است و ضمن نقض قرار معترض عنه پرونده را جهت رسیدگی ماهیتی به دادگاه بدوی اعاده نموده است. د. ا. م. از دادرسی شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی جوانرود وارد رسیدگی شده و در این اثنا آقای …. الف. وکیل پ. ی. د. ب. ت. و. از جانب زوجه خواهان اعلام وکالت نموده و در جلسه دادرسی مورخ 94/3/30 که با حضور طرفین دعوی و وکیل خ. ت. گ. وکیل خ. ا. د. خواسته موکل بشرح دادخواست تقدیمی و اظهارات منعکس در پرونده م. ب. موکل حسب سند رسمی تنظیمی در دفترخانه شماره 131 جوانرود تعداد هفتاد عدد سکه تمام بهار آزادی را بعنوان بخشی از مهرالمسمی خود مشروط و مقید به تداوم و استمرار زندگی مشترک و عدم طلاق و مفارقت از سوی خوانده به نامبرده بذل و بخشش نموده لیکن خوانده از التزام به شرط و مفاد تراضی سر باز زده و پس از بذل قسمتی از مهریه از سوی موکله در اقدامی ناصواب و با تخلف از شرط مقرر فی مابین مبادرت به طلاق زوجه نموده است که گواهی عدم امکان سازش مندرج در پرونده حاکی از صحت این ادعا است و از طرفی حسب احکام مذهب امام شافعی ابراء به صورت مشروط صحیح است و در صورت تحقق شرط نافذ م. ب. و در صورت تخلف مشروط علیه از مفاد شرط و خروج از دایره تراضی ابراء واقع با طلاق کان لم یکن تلقی میگردد علی ایحال چون خوانده از شرط فی مابین مبنی بر تداوم زندگی مشترک و عدم طلاق زوجه تخلف نموده است لذا زوجه به تبع آن کماکان در مطالبه مهریه مذکور ذیحق م. ب.. گواهی سردفتر اسناد رسمی شماره 131 جوانرود و نیز گواهی علماء اهل سنت کرمانشاه و نیز گواهی دو نفر گواه از شرایط فی مابین به اسامی بهروز کارگر و حاتم بهرامی که ذیل استشهادیه را مسجل نموده اند حاکی از صحت ادعای موکل م. ب. بنابمراتب مرقوم و عنداللزوم صدور قرار استماع گواهی گواهان تعرفه شده جهت ادای گواهی و توجهاً باینکه مهریه نیز از متفرعات نکاح م. ب. صدور حکم به ابطال سند موضوع دعوی بلحاظ تخلف مشروط علیه از شرط فیمابین (تداوم زندگی مشترک و عدم طلاق موکل) بانضمام جمیع خسارات دادرسی م. ا.. خوانده دفاعاً اظهار داشت هدف از بذل هفتاد سکه طلاق بوده چون نزدیک بیست روز قبل از بذل به خانه مادرش رفته بود و این خانم … با بنده نبود بحث کسی دیگر تو زندگی اش است که قبل از ازدواج با من به آن طرف قول داده و چند بار رفته خواستگاریش مادرش نخواسته، چند بار تو زندگی اذیت و آزار داد بعد دفعه آخر که خانه مادرش رفته بود این آقا با خواهرش رفته بود در خانه شان که این دختر را نفرست من میخواهمش، این حرف را از زبان خانمم س. س. خودم شنیدم بعد از گذشت یکسال، این خانم … که مادرش نمیخواهد از من طلاق بگیره نه بدلیل اینکه من خیلی دوست دارم بلکه شرایط خودشان را در نظر گرفته بود که روز اول ما را گول زد دخترش دلش جای دیگر بود با فیلم و ترفند و مهریه سنگین به زور این خانم را بمن داد. خوانده ادامه اظهارات خود را در سه صفحه منعکس و پیوست پرونده نموده است. سپس دادگاه با صدور قرار استماع گواهی گواهان خ. د. ج. دادرسی مورخ 94/5/19 که با حضور طرفین و وکیل خ. ت. گ. دادگاه بدواً از تنها شاهد تعرفه شده از طرف خواهان بنام خالد رحمتی در برگ 91 پرونده استماع گواهی بعمل آورده و گواه مذکور گواهی داده که خانم س. تعداد 70 سکه از مهریه خ. ر. ب. شرط ادامه زندگی گذشت نموده است و سپس دادگاه اظهارات وکیل خواهان و نیز خوانده را در صورتمجلس منعکس نموده است وکیل خ. ا. د. موکله جهت اثبات ادعای خود دال بر ابراء 70 عدد سکه مشروط به عدم طلاق و تداوم زندگی مشترک یکنفر گواه واجد شرایط باسم خالد رحمتی بانضمام سوگند خود خواهان به تجویز ماده 232 قانون آئین دادرسی مدنی حاضر نموده است که بدواً استماع گواهی نامبرده و سپس اتیان سوگند موکله م. ا. سپس خ. ا. د. آقای … کی و چه وقت مرا دیدید و در چه مجلسی که چنین قولی داده باشم و گفته باشم به س. که با او زندگی مشترک را ادامه میدهم آقای قاضی لطفاً سند را نگاه کن و ببین در کجای آن سند اشاره به چنین شرطی شده است اتفاقاً حق پشیمانی را هم از خود سلب و ساقط کرده است حاضرم در دادگاه با وضو به قرآن مجید قسم بخورم که هیچ وقت چنین شرطی نشده و چنین قولی از طرف من گفته نشده است. متعاقباً شاهد مذکور طی اقرارنامه رسمی شماره 100275 مورخ 94/5/22 (برگ 96 پرونده) از شهادت خود در دادگاه عدول نموده و اعلام داشته که از زبان آقای ف. س. نشنیده ام که به خانم س. س. گفته باشد که بمنظور ادامه و استمرار زندگی خانم س. س. و بخاطر ابراء ذمه نامبرده در مورد بخشیدن 70 سکه شرطی و تعهد دایر بر استمرار زندگی نموده باشد و از زبان ایشان این موضوع را نشنیده ام ولی بنده این موضوع را چندین بار از زبان خانم س. س. و مادرش خانم … ام. سرانجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی بموجب دادنامه شماره 488 مورخ 94/5/29 پس از ذکر مقدمه ای از چگونگی اقامه دعوی با عنایت به سند استنادی خواهان که حسب آن نامبرده سابقاً بخشی از مهریه متعلق به خود شامل هفتاد قطعه سکه تمام بهار آزادی را به خوانده بذل و بخشش نموده است و با عنایت باینکه حسب ماده 1082 قانون مدنی که بمجرد عقد زن را مالک مهر دانسته که می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن انجام دهد و اینکه اساساً مهریه دین است بر ذمه زوج که بر اثر بذل و بخشش مذکور در سند استنادی بخشی از آن ساقط و بلااثر گردیده است و با عنایت به صراحت ماده 806 قانون مذکور مقرر داشته هرگاه داین طلب خ. ر. ب. مدیون ببخشد حق رجوع ندارد فلذا خواسته خواهان را غیروارد تشخیص و حکم به ردّ دعوی خواهان صادر نموده است. دادنامه مزبور در تاریخ 94/6/4 بوکیل خواهان ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 94/6/30 پس از انقضای مهلت تجدیدنظر و داخل در مهلت فرجامی با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوانعالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است لوایح طرفین بهنگام شور قرائت میگردد. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی میدهد. رأی شعبه دیوان عالی کشور اعتراضات ف. خ. نسبت به دادنامه شماره 488-94 مورخ 1394/5/29 شعبه دوّم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان جوانرود با لحاظ بند یک قسمت الف ماده 367 قانون آئین دادرسی مدنی و قبول دادخواست فرجامی مآلاً وارد بوده و دادنامه فرجامخواسته درخور نقض م. ب. زیرا ف. خ. بشرح دادخواست نخستین بادعای اینکه حسب سند رسمی شماره 102 مورخ 92/1/21 تعداد هفتاد سکه بهار آزادی را بعنوان بخشی از مهریه مافی القباله خود به شرط استمرار و مداومت زندگی مشترک به فرجامخوانده که همسرش بوده بذل نموده و فرجامخوانده متعاقب این امر برخلاف تعهدات فیمابین اقدام به تقدیم دادخواست طلاق نموده که حسب دادنامه های اصداری حکم به طلاق صادر گردیده لذا صدور حکم بر ابطال سند رسمی فوق الذکر را خواستار گردیده است که هرچند مدلول سند رسمی مذکور که شماره صحیح آن 5127 مورخ 92/1/22 بوده صراحتی بر مشروط بودن بذل بخشی از مهریه ندارد ولی از آنجائیکه اولاً- در گواهی مورخ 93/1/22 دفترخانه تنظیم کننده سند استنادی ف. خ. (برگ 55 پرونده) صریحاً اعلام شده که ف. خ. با کمال میل بخاطر استمرار زندگی قسمتی از مهریه خ. ر. ب. زوج خود بذل نموده است و ثانیاً- تنها شاهد مرد تعرفه شده از طرف ف. خ. بشرح برگ 91 پرونده در محضر دادگاه صریحاً شهادت داده که ف. خ. تعداد هفتاد سکه از مهریه خ. ر. ب. شرط ادامه زندگی گذشت نموده است که متعاقب گواهی شاهد مذکور، ف. خ. ب. تجویز قسمت اخیر بند ب ماده 230 قانون آئین دادرسی مدنی جهت تکمیل دلیل استنادی بر صحت ادعای خود در محضر دادگاه بشرح صورتجلسه دادرسی مورخ 94/5/19 با لفظ جلاله سوگند یاد نموده که بخشی از مهریه خود به تعداد هفتاد سکه بهار آزادی را در قبال بقاء و استمرار زندگی به خوانده (فرجامخوانده) بذل نموده است ثالثاً- عرفاً و حسب رویه معمول در جامعه، بذل تمام یا قسمتی از مهریه از طرف زوجه به زوج با بمنظور استحکام بنیان خانواده و دوام و استمرار زوجیت بوده و یا بانگیزه وقوع طلاق و قطع رابطه زوجیت م. ب. باین معنا که زوجه یا بمنظور اثبات علاقه خود به زوج و زندگی مشترک و تحکیم بنیان خانواده و جلب موافقت و رضایت زوج به تداوم زوجیت اقدام به بذل تمام یا قسمتی از مهریه مینماید و یا اینکه این اقدام وی بمنظور جلب موافقت زوج برای طلاق و متارکه م. ب. بنابراین اقدام زوجه درخصوص مورد بطور قطع بمنظور تحقق یکی از دو مقصود فوق الذکر خواهد بود والّا عقلاً و منطقاً هیچ زنی حاضر نمیشود در شرایطی که شوهرش قصد طلاق او را داشته ولی خودش به تداوم و استمرار زندگی مشترک اصرار دارد اقدام به بذل تمام یا قسمتی از مهریه خود نمی نماید از این رو در امثال مورد اقدام زوجه درخصوص مورد قطعاً مبتنی بر توافق نانوشته اولیه بین زوجین برای تحقق هر یک از دو مقصود یاد شده بوده و مفید این معناست که بذل مهریه در واقع معوّضی در قبال دوام و استمرار زندگی مشترک و یا طلاق مورد خواسته زوجه محسوب خواهد بود که چنانچه زوج متعاقباً بطور یکجانبه اقدام به مطلقه نمودن زوجه برخلاف تمایل یا رضایت او نماید و یا اینکه با طلاق زوجه که مورد خواسته اش بوده موافقت ننماید این اقدام او بمنزله عدول از توافق بین طرفین محسوب بوده و بی اعتباری و بلااثر بودن اقدام زوجه را در بذل مهریه اش در پی خواهد داشت که در مانحن فیه متعاقب اقدام ف. خ. ب. بذل قسمتی از مهریه اش، فرجامخوانده حسب مستندات پیوست پرونده بطور یکجانبه اقدام به تقدیم دادخواست طلاق نموده و پس از صدور حکم و قطعیت آن طبق طلاقنامه مضبوط در پرونده با اجرای صیغه طلاق، ف. خ. را مطلقه و نکاح فیمابین را منحل نموده است که این امر خود قرینه ای است بر اینکه اساساً ف. خ. متقاضی طلاق از شوهرش نبوده و بذل قسمتی از مهریه جهت این مقصود نبوده بلکه صرفاً در قبال داوم و استمرار زوجیت اقدام به بذل قسمتی از مهریه نموده است بنابراین و ب. ت. ب. مجموع ادله و قرائن فوق الذکر، صحت ادعای ف. خ. مبنی بر اینکه بذل قسمتی از مهریه مشروط به دوام و استمرار زندگی مشترک بوده ثابت و مدلل بوده و چون فرجامخوانده متعاقب بذل مهریه از طرف ف. خ. بطور یکجانبه و برخلاف تمایل زوجه (ف. خ.) اقدام به طلاق ایشان و انحلال نکاح نموده و مآلاً از توافق اولیه فیمابین عدول نموده و با این اقدام خود عملاً تحقق مشروط را که همان دوام و استمرار زوجیت بوده منتفی نموده است لذا بذل قسمتی از مهریه موضوع سند استنادی ف. خ. بلحاظ عدم تحقق مشروط و انتفاء دوام و استمرار زندگی مشترک بجهت انحلال نکاح از طرف فرجامخوانده فاقد اعتبار حقوقی و قانونی بوده و بدین لحاظ بر سند رسمی مورد دعوی هیچ اثر و اعتبار قانونی مترتب نخواهد بود از این رو استنباط و تشخیص دادگاه ناصواب و دادنامه فرجامخواسته که بدون توجه بمراتب اشعاری و ادلّه ابرازی اصدار یافته بلحاظ عدم انطباق آن با موازین قانونی مخدوش بوده و قابلیت ابرام را ندارد فلذا مستنداً به بند 2 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه فرجامخواسته رسیدگی مجدد به شعبه همعرض دادگاه محترم صادر کننده رأی منقوض ارجاع میگردد تا ب. ت. ب. استدلال مرقوم در فوق نسبت به صدور رأی مقتضی اقدام نماید. رئیس شعبه هشتم دیوان عالی کشور: حسن عباسیان مستشار:سیروس کیقبادی عضو معاون:جعفر پوربدخشان فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2

موارد مرتبط 71

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 2

مواد مرتبط 3

  • اعمال از این صفحه ماده 806 — قانون مدنی ماده 806 قانون مدنی خواسته خواهان را غیروارد تشخیص مستندا بماده 2 قانون آئ
  • اعمال از این صفحه ماده 1082 — قانون مدنی ماده 1082 قانون مدنی که بمجرد عقد زن را مالک مهر دانسته که می تواند هر نوع
  • اعمال از این صفحه ماده 2 — قانون مدنی قانون مدنی خواسته خواهان را غیروارد تشخیص مستندا بماده 2

دکترین 26

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین