رأی
مصداق تدلیس در نکاح
رأی خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 17/12/90 وکلای خانم … حال فسخ نکاح به طرفیت فرجام خوانده تقدیم دادگستری شهرستان قم نموده اند و با استناد به مدارک پیوست توضیح داده اند موکله شان در تاریخ 26/1/89 به عقد رسمی دائم خوانده درآمده است. اخیراً به موجب پرونده کیفری مطروحه علیه خوانده معلوم شده که در حین عقد خوانده دارای همسر بوده و هم زوجیت وی ادامه دارد و توجهاً به اینکه حسب سند نکاحیه تصریح به تجرد خوانده گردیده لذا از مصادیق بارز تدلیس در نکاح م. ب. تقاضای صدور حکم به فسخ آن را دارند. رسیدگی به شعبه 18 دادگاه خانواده قم ارجاع شده و از جانب خوانده وکیل وی آقای م.پ. وکالت نامه خود را تقدیم نموده و جلسه رسیدگی به تاریخ 24/2/91 با حضور زوجین تشکیل شده و وکلای خ. د. ت. خواسته موکله شان خلاصتاً بیان داشته اند که خوانده به دو دلیل تقاضای فسخ نکاح را دارد الف ـ به دلیل اینکه در سند نکاحیه خود را مهندس و پیمانکار ساختمان و با درآمد عالی مطرح ساخته (در سند نکاحیه پیمانکار ساختمان قید شده است) ولیکن پس از نکاح اخیراً خود ایشان و شهود وی ایشان را کارگر ساختمانی و با حداکثر حقوق 000/400 تومان معرفی ساخته اند (توجهاً به دادخواست اعسار شغل ایشان هم کارگر اعلام گردیده)
ب ـ به دلیل اینکه با وجود معرفی خود در سند نکاح به عنوان مجرد مشخص شده که در زمان عقد دارای دو همسر بوده است و طبق ماده 674 قانون مجازات اسلامی موضوع تدلیس و تحقق زمینه فسخ نکاح تقاضای صدور حکم فسخ نکاح را دارد. وکیل خوانده نیز به دفاع از موکل خود پرداخته و حاصلش آن است که استدلال وکلای خواهان به مقررات تدلیس که موضوعی کیفری است می بایست در دادگاه کیفری مطرح و اثبات می گردید و پس از قطعیت رأی اقدام به طرح با موضوع که اعلام شده صورت می گرفت لذا طرح دعوی فسخ نکاح به دلیل مذکور فعلاً مورد قانونی ندارد. و چنانچه به استناد مقررات <a class="artref" href="/ماده/ماده-1128-a_0815110236785">ماده 1128 قانون مدنی</a> به عمل می آمد ب. ت. ب. اینکه در صورت بایستی صفت خاصی در ضمن شرط می گردید و حال آنکه چنین صفتی نفیاً یا اثباتاً شرط نشده تا تخلف از آن قابل فسح بوده باشد و چنانچه بر اساس بندهای الف و ب عقدنامه ادعای فسخ نکاح شده باشد که تجرد یا شغلی به صراحت قید نشده است و حتی در صفحه سایر شروط قید شده است که مهریه عندالاستطاعه م. ب. لذا چنانچه منظور زوجین شرط تجرد بوده است بایستی در ستون سایر شرایط به صراحت قید می شد مضافاً اینکه در مورد تجرد الفاظ محمول بر معانی عرفیه است و ازدواج دوم مرد در عرف ازدواج دائم است و ازدواج دوم را صیغه ای نمی خوانند (نمی گویند یعنی ازدواج صیغه و اگر صیغه ای هم منظور بوده باشد به آن تصریح می کنند) و منطوق و مفهوم قانون در این خصوص (در عقدنامه و شروط آن) ناظر به جمع دو زن دائمی است که ناسازگاری دو را در پی دارد که منشأ آن دائمی بودن نکاح آن ها است که حقوق برابر دارند و در صورت عدم رعایت عدالت بین آن ها توسط زوج حق طلاق را دارد و چطور می توان قائل به استثنای فسخ نکاح برای زن شد در صورتی که ازدواج موقتی دوم صورت گرفته باشد و حال آنکه 1ـ به زن دائم نفقه تعلق می گیرد و حق طلاق برای زن دائم در فرض ازدواج دوم با زن دائم باشد که تأهل نام دارد و قواعد ارث و فراش برای زن های دائم است. و در مورد شغل نیز موکل شغل پیمانکاری ساختمان دارد که هنوز هم به این امر اذعان دارد و در دادخواست اعسار که عنوان شده موکل به کار ساختمانی مشغول است در جلسه رسیدگی نیز این امر کاملاً روشن و مشهود است. وکیل خواهان پاسخ داده در عقدنامه شغل زوج (پیمانکار ساختمان) قید شده و اگر زوج می گفت که یک کارگر ساختمانی است زوجه و خانواده وی قطعاً حاضر به این ازدواج نبودند و اما اشاره به ماده 674 قانون مجازات اسلامی به منظور بیان موارد تدلیس مطرح شد نه اینکه فسخ نکاح به استناد ماده مزبور است و اما تجرد ایشان (همسر دیگری ندارد) در سند نکاحیه مندرج و اطلاق دارد و عقد موقت نیز تأهل محسوب می شود که در این رابطه هم نظریات مشورتی و هم رأی وحدت رویه (به طور ضمنی) مطرح است و نیازی به توضیح واضحات نیست. دادگاه جلسه مقرر برای اخذ توضیح به تاریخ 1/5/91 با حضور اصحاب دعوی و وکلای آن ها تشکیل و زوجه در پاسخ به سؤال دادگاه مبنی بر اینکه شما در چه زمانی متوجه شدید که خوانده دارای همسر است؟ اظهار داشته بعد از عروسی 5 ـ 6 ماه قبل، و بعد از اینکه متوجه شدم شکایت کردم یعنی اول شکایت رابطه نامشروع کردم. در این بین متوجه شدم با وی ازدواج کرده است آمدم این دادخواست را تنظیم نمودم.
س: چگونه متوجه شدید که حق فسخ دارید؟ ج: با مشورت با وکیل و بعد از اطلاع از ازدواج قبلی فهمیدم که ازدواج قبلی داشته است. متعاقباً ز. ا. د. زمان ازدواج من با سؤال از علماء بر این اعتقاد بودم که ازدواج موقت و آن هم با یک زن که بیش از 20 سال از من بزرگ تر است زن حساب نمی شود و ازدواج ازدواجی نیست که لازم باشد همسرم بداند و بعد از عروسی هم که از آن یک ماه گذشت این خانم به صورت جاسوسی از جزئیات زندگی من را به خانواده اش اطلاع داد و منجر به قهر کردن ایشان شد و من دادخواست تمکین دادم و ایشان دادخواست فسخ نکاح را مطرح نموده است و دادخواست تمکین با قرار اناطه متوقف شده است. وکیل خ. ا. د. درخواست فسخ نکاح بلافاصله بعد از اطلاع از ازدواج موقت چهار ساله بوده است. وکیل خوانده اضافه نموده این مسائل که خواهان و وکیل وی مطرح نمودند در مورد همسر دائم است نه موقت ... دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و برابر دادنامه 596 ـ 3/5/91 پس از ذکر مقدمه ای از موضوع دعوی خلاصتاً با بیان اینکه ب. ت. ب. اوراق پرونده و اظهارات و دفاعیات به عمل آمده و در نظر گرفتن زمان وقوع عقد (26/1/89) و شروع اختلاف بین زوجین بعد از مراسم زفاف و عروسی (اواخر سال 89) و اینکه خواهان بعد از دادخواست تمکین توسط زوج اقدام به طرح دعوی فسخ نکاح نموده بر فرض که قید تجرد را که در سند ازدواج دیکته شده است و عدم بیان ازدواج موقت را از مصادیق تدلیس بدانیم که به نظر اینجانب این گونه ازدواج و مخفی نمودن آن تدلیس محسوب نمی گردد. و شغل مذکور (در سند نکاحیه) نیز در متن دادخواست نیامده و بعداً اضافه شده و امری نبوده که تأثیر مستقیم در امر ازدواج داشته باشد. با عنایت به اینکه از شرایط مهم حق فسخ در جایی که ثابت است در مورد این پرونده ثابت نیست) فوریت آن است که خواهان با روندی که در پرونده منعکس است از آن استفاده ننموده است، دعوی محکومٌ به رد است. وکلای خانم س.ک. نسبت به دادنامه فوق الذکر تجدیدنظرخواهی نموده و با تکرار مطالب قبلی خود نقض آن را تقاضا نموده اند که با ارجاع رسیدگی به شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان قم این دادگاه برابر دادنامه شماره 534 ـ 25/6/91 دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید نموده است که مورد فرجام خواهی وکلای ز. د. م. مقرر قانونی با همان دلایل و مباحث قبلی قرار گرفته که با وصول پرونده به دیوان عالی کشور و ارجاع آن به این شعبه اینک هیأت شعبه در تاریخ فوق تشکیل است و پس از بررسی محتویات پرونده و قرائت گزارش آقای … و مشاوره چنین رأی می دهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
نظریه رئیس شعبه = اعتراضات وکلای ف. خ. بر دادنامه فرجام خواسته به کیفیت مطروحه وارد نمی باشد زیرا اولاً عنوان تجرد که در دادخواست نخستین به کار رفته است در عقدنامه ها و عقدنامه مانحن فیه به کار نرفته است و آنچه که در این باب قید می شود آن است که زوج همسر دیگری ندارد و این ب. غ. از استعمال واژه تجرد است که به معنای تنها زیستن است که شامل متأهل شدن موقت و دائمی می شود زیرا کسی که برای استمتاعات خود قبل از دسترسی به زن دائمی یک زن را موقتی همسر شرعی خود قرار می دهد به حسب لغت دارا و صاحب اهل خانه است و ممکن است در بعضی عرف ها با داشتن زن موقتی هم نگویند متأهل است اما در هیچ موردی از این قبیل نه عرفاً و نه لغتاً تجرد اطلاق نمی شود تا اینکه شرط کردن این عنوان در عقدنامه ای اقتضای نداشتن زن موقتی را هم بنماید بنابراین شرط اینکه همسری دیگر ندارد یعنی همسری نظیر همسر فعلی که نامش در عقدنامه آمده است ندارد تا به قول شایع هوودار شود و همین عنوان است که عرفاً از آن پرهیز می گردد و شرط دوازدهم عقدنامه ها هم به همین قسم از ازدواج بدون اذن زوجه انصراف دارد هرچند که زن ها به طور مطلق متنفر از داشتن هر زنی دیگر هستند حتی زنی که نه به خاطر استمتاعات زناشویی به همسری موقت درآمده است که در مانحن فیه و حسب بیانات زوج زنی که با وی ازدواج موقت چهار ساله نموده است و تا موقع ازدواج دائمی نیز او را داشته است دارای سن 50 سالگی بوده که مورد رغبت جنسی جوان ها معمولاً قرار نمی گیرند و وی آن زن را برای مقاصد مالی که با وی در این زمینه ها ارتباط داشته است متعهد نموده تا اشکالات شرعی و قانونی نداشته باشد بنابراین حتی به لحاظ اینکه اقدام به فسخ نکاح از جنبه فوریتی آن خالی از اشکال بوده است لیکن از این جهت که شرط ضمن عقد به معنای نداشتن حتی زن صیغه ای کوتاه مدت چه برای استمتاعات و چه برای کارگری در منزل مردی نامحرم یا غیره است نمی باشد و دادنامه صادره در این قسمت که عنوان شرط را در عقدنامه، نداشتن همسر دیگر، قرار داده که به معنای تجرد اصطلاحی نیست خالی از ایراد و اشکال است. ثانیاً در خصوص ادعای تدلیس در عنوان شغل زوج که پیمانکاری ساختمان در سند نکاحیه قید شده است که مورد عنایت و اهتمام در قبول ازدواج همسران م. ب. و اینکه زوج در پرونده اعسار شغل خود را کارگر یاد کرده ب. ت. ب. اینکه اولاً قید کارگر بودن در پرونده اعسار معمولاً به لحاظ رعایت تناسب با نوع دادخواست می توانسته باشد بر این اساس هیچ ملازمه ای بین کارگری یاد شده در پرونده اعسار و خلاف واقع بودن شغل پیمانکاری ساختمان در تاریخ تنظیم عقدنامه وجود ندارد و نمی توان مدعی شد که قید مزبور هم به خاطر لحاظ موضوع ازدواج است تا اینکه در این مورد تدلیس صورت گرفته باشد و ثانیاً درباره این ایراد و استناد به تدلیس در دعوای فسخ نکاح ب. ت. ب. اینکه این موضوع در تاریخ 17/12/90 موقع تقدیم دادخواست نخستین مطرح نگردیده می تواند دلیل این معنی بوده باشد که زوجه و خانواده اش از شغل پیمانکاری وی مطلع بوده اند که قاعدتاً هم همین طور می بایست بوده باشد و تا اطمینان به صحت آن حاصل ننمایند تن به قبول ازدواج نمی دهند لذا آنچه که یکی از دو عنوان فوق الذکر یعنی کارگری و یا پیمانکاری می توانسته محرز بوده باشد همان عنوان پیمانکاری مقید در عقدنامه است نه کارگری ذکر شده در پرونده اعسار ثالثاً ب. ت. ب. اینکه در اولین جلسه رسیدگی که به تاریخ 24/2/91 تشکیل گردیده که حدود سه ماه و اندی پس از تاریخ دادخواست نکاح است وکیل زوج ب. ت. ب. رونوشت دادخواست اعسار از پرداخت یکجای مهریه زوجه اش خود را کارگر اعلام نموده و وکیل زوجه این مدرک را به عنوان تدلیس در اعلام شغل زوج یاد کرده و در حالی که دادخواست مزبور به تاریخ 13/12/90 به شورای حل اختلاف استان قم تقدیم گردیده است وکیل ز. د. ج. مزبور با استناد به آن مدرک مواجه با دفاعیه وکیل زوج گردیده که اظهار داشته (ص 30) (و در مورد شغل موکل نیز ایشان عنوان نموده که پیمانکار ساختمانی است و هنوز نیز به این امر اذعان دارد و در دادخواست اعسار نیز عنوان شده که به کار ساختمانی مشغول است و در جلسه رسیدگی این امر کاملاً روشن شده بوده لذا دادگاه می تواند پرونده اعسار را مطالبه تا این موضوع روشن شود) و حال آنکه اقدامی به مطالبه پرونده اعسار جهت ملاحظه و تشخیص صحت و سقم ادعا صورت نگرفته است و دادگاه نیز بدون توجه به مفاد مندرجات متن دادخواست اعسار (پیوست پرونده) در ارتباط با موضوع شغل نیز هیچ گونه اخذ توضیحی به عمل نیاورده و پرونده نهایتاً منتهی به صدور رأی بدوی گردیده است و از طرفی دیگر طی لایحه جوابیه ف. خ. ب. علت قید شدن شغل کارگری در دادخواست اعسار نیز اشاره شده و آن اینکه (متأسفانه بعد از عید به علت یک سری فراز و نشیب های به وجود آمده در کارهای ساختمانی بنده مجبور شده ام برای مدتی کاری غیر از کار پیمانکاری انجام دهم که در کمال تعجب و تأسف وکلای محترم برای تشویش اذهان آن مقامان محترم اقدام به طرح سؤال مزوّرانه و استفتاء از مراجع عظام تقلید می نمایند تا به هر وسیله ای ممکن ...) و هرچند که تاریخ تقدیم اعسار قبل از ایام عید بوده و با این ادعای نامبرده به شرح فوق سازگاری ندارد لیکن به هر حال انجام تحقیق در خصوص صحت و سقم ادعای دوم ف. خ. راجع به شغل زوج جهت کشف حقیقت و جلوگیری از تضییع حقوق احتمالین ضرورت دارد فلذا معتقدم دادنامه فرجام خواسته به جهت نقص در رسیدگی نقض و رسیدگی مجدد و اتخاذ تصمیم شایسته برابر نتایج حاصله به همان دادگاه محول گردد.
رئیس شعبه 22 دیوان عالی کشور ـ غروی نائینی
رأی اکثریت = دادنامه فرجام خواسته مخدوش است زیرا: وکیل زوجه در دادخواست و در جلسه اول دادرسی بر اساس ماده 98 ق.آ.د.م خواسته را فسخ نکاح به دلیل تحقق تدلیس در ازدواج عنوان نموده است و موارد تدلیس را معرفی نمودن زوج خود را 1ـ به عنوان مهندس و پیمانکار ساختمانی 2ـ نداشتن همسر دیگر هنگام ازدواج اعلام نموده است که با ملاحظه پرونده و عقدنامه پیوست مشخصات زوج پیمانکار ساختمانی معرفی شده و بیان گردیده که زوج همسر دیگری ندارد. در پرونده اعسار از پرداخت مهریه زوج خود را کارگر با حقوق ماهانه چهارصد هزار تومان معرفی نمود و بدان اقرار دارد. و نیز خود اقرار دارد که هنگام ازدواج همسری با عقد موقت چهار ساله داشته است. ب. ت. ب. اقرارش به داشتن همسر موقت به مدت چهار سال و اطلاق همسر به همسر دائم و موقت و نیز اقرار به کارگر بودن و اینکه اگر زوجه مطلع بود که وی همسر دیگری ولو موقّت دارد و یا کارگر ساختمانی است به جای پیمانکاری با وی ازدواج نمی نمود و مشوق زوجه به تن دردادن به ازدواج اقدامات و مانورهای غیرواقعی زوج بوده و تدلیس نیز وفق مسئله 11 و 13 در «القول فی العیوب ...»; ج 2 تحریرالوسیله غرور و خدعه در عیب و صفت کمال چیز دیگری نمی باشد که در مانحن فیه محقق شده است به خصوص که زوج برابر دادنامه شماره 431 ـ 12/4/91 صادر شده از شعبه 115 جزایی شهرستان قم که برابر دادنامه شماره 365 ـ 19/5/91 صادر شده از شعبه 6 دادگاه تجدیدنظر استان قم مورد تأیید قرار گرفته است مجازات شده است و در این احکام قطعی آمده است: برابر ماده 647 قانون مجازات اسلامی «چنانکه هر یک از زوجین قبل از عقد ازدواج طرف خ. ر. ب. امور واهی از قبیل داشتن تحصیلات عالی، تمکن مالی، موقعیت اجتماعی، شغل و سمت خاص تجرد و امثال آن فریب دهد و عقد بر مبنای هر یک از آن ها واقع شود مرتکب به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم می گردد»; به شش ماه حبس محکوم شد. تدلیس زوج محرز شده است و فوریت در تقاضای فسخ هم طبق <a class="artref" href="/ماده/ماده-1131-a_0815110236789">ماده 1131 ق.م</a> منوط به علم به حق و فسخ و علم به فوریت است که علم به آن برای زوجه محرز نیست. علی هذا رأی فرجام خواسته نقض و رسیدگی به شعبه دیگر محول می شود.
مستشار شعبه 22 دیوان عالی کشور ـ عضو معاون
الهی ـ اعتماد
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2
موارد مرتبط 94
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
تکلیف دیوان عالی در فرض انصراف خواهان بدوی از دعوا
مواد 1128 و 1131 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
فسخ نکاح به علت کتمان سابقه ازدواج
مواد 1128 و 438 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
کتمان بیماری لوپوس در نکاح
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به علتِ کتمانِ ازدواج سابق
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به دلیل عقب ماندگی ذهنی زوجه
مواد 1128 و 1131 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به دلیل سوختگی بدن زوجه
مواد 1128 و 235 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای عدم امضای دادخواست
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
اعتبار شروط بنایی در نکاح
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
جایگاه وصف سلامت زوجه در عقد نکاح
مواد 1128 و 1131 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
فسخ نکاح به دلیل کتمان بیماری صرع زوجه
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
حذف به دلیل تکراری بودن دادنامه
مواد 1128 و 1131 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی
مواد 1128 و 1131 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست بطلان نکاح به علت تدلیس
مواد 1128 و 1101 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به دلیل عدم اعلام سن واقعی زوجه
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به دلیل سابقه ازدواج زوجه
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
مفهوم شروط بنایی(تبانی) در نکاح
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط داشتن تابعیت ایرانی در عقد نکاح
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی
مواد 1128 و 1131 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
حاکمیت امر کیفری بر حقوقی در دعوای فسخ نکاح
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تفسیر شرط سلامت زوجین
ماده 1128 ق.م
-
رأی
هماستناد
1- علم ذوالخیار به وجود حق فسخ و فوریت آن2- معیار وصف سلامت زوجین3- فسخ نکاح به دلیل بیماری زوجه
مواد 1128 و 1131 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به دلیل کتمان ازدواج سابق زوج
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
مصادیق عیوب موجب فسخ نکاح
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی
مواد 1128 و 1131 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای تخلف از شرط صفت در نکاح
مواد 1128 و 1131 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تقاضای فسخ نکاح به دلیل ازدواج قبلی
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
نحوه اثبات عدم بکارت زوجه
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
اثر پذیرش طلاق توافقی بر فسخ نکاح
مواد 1128 و 1131 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به دلیل عدم سلامت روانی زوجه
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
فسخ نکاح به دلیل نازایی زوجه
قانون مدنی (ماده 1128
-
رأی
هماستناد
تفسیر موارد فسخ نکاح
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
داوری عرف در خصوص جایگاه مدرک تحصیلی زوج در عقد ازدواج
مواد 1128، 438 و 1101 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به دلیل بیماری صرع زوجه
ماده 1128 ق.م
-
رأی
هماستناد
فسخ نکاح به علت کتمان نوع مدرک تحصیلی
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به دلیل ضعف شدید بینایی زوجه
ماده 1128 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
شمول شروط بنایی بر شرط فعل
ماده 1128 قانون مدنی
نظریات مشورتی 14
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/414 مورخ 1396/02/23
ماده 1128 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/785 مورخ 1398/11/06
ماده 1128 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/99/930 — 1399/07/19
ماده 1128 قانون مدنی »هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/99/1432 — 1399/10/22
ماده 1128 قانون مدنی قرار میگیرد یا خیر
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/785 — 1398/11/06
ماده 1128 قانون مدنی نیز چنین مستفاد است که اگر بنای طرفین در عقد بر شرطی ب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/3902 مورخ 1381/05/09 اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص حق فسخ و تعقیب کیفری در صورت معرفی نادرست وضعیت تأهل با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 1128 ق.م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/96/414 مورخ 1396/02/23 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص کتمان انجام عمل وازکتومی توسط زوج قبل از ازدواج با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 1128 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/6729 مورخ 1382/08/27 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 1128 ق.م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/3902 مورخ 1381/05/09 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 1128 ق.م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی ۱۴۳۲/99/۷ مورخ ۲۲/10/۱۳۹۹ اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص اینکه با توجه به ویژگی های جسمانی زوجین، شدت بیماری زوجه، میزان تأثیر آن در زندگی مشترک و دیگر عوامل مؤثر، دا
ماده 1128 قانون مدنی قرار می گیرد یا خیر
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/785 مورخ 1398/11/06 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص الزام آور بودن تعهدات زوجین در زمان خواستگاری که در ضمن عقد و در سند نکاحیه ثبت و ضبط نگردیده با بروز اختلاف ا
ماده 1128 قانون مدنی نیز چنین مستفاد است که اگر بنای طرفین در عقد بر شرطی ب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/92/1117 مورخ 1392/06/12 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 1128 ق.م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/569 مورخ 1387/02/09 اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص شرایط و آثار فسخ نکاح بر اساس صفت و استحقاق مهر و نفقه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 1128 ق.م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/286 مورخ 1401/05/01
ماده 1131 قانون مدنی
نشستهای قضایی 1
-
نشست قضایی
هماستناد
لزوم تحقق عنصر مادی جرم جهت تحقق عنوان تدلیس در ازدواج
ماده 1128 قانون مدنی
مواد مرتبط 4
-
اعمال
از این صفحه
ماده 674 — قانون مجازات اسلامی
ماده 674 قانون مجازات اسلامی موضوع تدلیس و تحقق زمینه فسخ نکاح تقاضای صدور
-
اعمال
از این صفحه
ماده 647 — قانون مجازات اسلامی
ماده 647 قانون مجازات اسلامی «چنانکه هر یک از زوجین قبل از عقد ازدواج طرف
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1131 — قانون مدنی
ماده 1131 ق.م منوط به علم به حق و فسخ و علم به فوریت است که علم به آن برا
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 1128 — قانون مدنی
به استناد مقررات ماده 1128 قانون مدنی به عمل می آمد با توجه به اینکه در صورت بایستی صفت خاصی
مقرراتِ مرتبط 3
-
بخشنامه
هماستناد
علم ذوالخیار به وجود حق فسخ و فوریت آن
ماده 1128 قانون مدنی
-
بخشنامه
هماستناد
تاثیر باکره بودن و سابقه ازدواج زوجه بر فسخ نکاح
ماده 1128 قانون مدنی نیز خارج می باشد
-
بخشنامه
هماستناد
دلالت شکایت کیفری بر اعلام فسخ نکاح
ماده 1128 قانون مدنی است
دکترین 32
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم بطلان و فسخ نکاح — حکم بطلان نکاح بنا به دعوای زوج
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم بطلان و فسخ نکاح — فسخ نکاح تصمیم ماهوی دادگاه خانواده پس
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم بطلان و فسخ نکاح — فسخ نکاح تصمیم ماهوی دادگاه خانواده پس
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — گفتنی است اگر طلاق غیر بائن و
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — وکالت برای اجرای صیفه طلاق را
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — وکالت برای اجرای صیفه طلاق را
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — فرق بین فسخ با منفسخ عبارت است
مواد 1120 تا 1132 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — رک مواد ۳۹۶ تا ۴۵۷ ق
مواد 1120 تا 1132 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت و حجر در اجرای حکم فسخ نکاح
ماده 1131 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت و حجر در اجرای حکم فسخ نکاح — مرد یا زن به اعتبار عقد صحیح
ماده 1131 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبنای مسئولیت حافظ — ماده ۹۵۳ ق
مواد 663 و 674 ق.م.ا
-
مقاله
هماستناد
مبنای مسئولیت حافظ — این مسئولیت حتا در فرض عدم دریافت
مواد 663 و 674 ق.م.ا
-
مقاله
هماستناد
شرط تبانی/ بنائی از منظر فقهی، حقوقی با تاکید بر دیدگاه استادجعفری لنگرودی
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تبیین فقهی- حقوقی ضمانت اجرای شرط بکارت در عقد نکاح (مقاله علمی وزارت علوم)
ماده 1128 قانون مدنی و از موجبات فسخ نکاح می دانند
-
مقاله
هماستناد
واکاوی چالش های فسخ نکاح به علت عدم بکارت زوجه در پرتو رویه قضایی
ماده 1128 قانون مدنی و از موجبات فسخ نکاح می دانند
-
مقاله
هماستناد
بررسی حق فسخ زوجه به عنوان ضمانت اجرای عجز زوج از پرداخت نفقه (مقاله علمی وزارت علوم)
ماده 1128 قانون مدنی
-
مقاله
هماستناد
آیا پنهان نمودن ازدواج قبلی توسط زوج یا زوجه باعث ایجاد حق
ماده 1128 قانون مدنی هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط فسخ خواهد بود
-
مقاله
هماستناد
همانگونه که ملاحظه شد شعبه ۲۸۰ دادگاه خانواده تهران فقط عدم بکارت
ماده 1128 قانون مدنی هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط فسخ خواهد بود
-
مقاله
هماستناد
همانگونه که ملاحظه شد شعبه ۲۸۰ دادگاه خانواده تهران فقط عدم بکارت
ماده 1128 قانون مدنی هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط فسخ خواهد بود
-
مقاله
هماستناد
اشتباه در نکاح — اشتباه در نکاح سه حالت دارد که
ماده 1128 قانون مدنی حق فسخ در نظر گرفته است
-
مقاله
هماستناد
اشتباه در نکاح — سوم اشتباه در اوصاف یعنی شخص همان
ماده 1128 قانون مدنی حق فسخ در نظر گرفته است
-
مقاله
هماستناد
اشتباه در نکاح — سوم اشتباه در اوصاف یعنی شخص همان
ماده 1128 قانون مدنی حق فسخ در نظر گرفته است
-
مقاله
هماستناد
رأی شعبه دیوان عالی کشور — به زبان دیگر استفاده از سند مجعول
ماده 1128 قانون مدنی مطرح نموده که دادگاه بدوی طی رسیدگی های معموله که شرح
-
مقاله
هماستناد
رأی شعبه دیوان عالی کشور — همان طور که در گزارش مورخ ۸۹/۷/۱۷
ماده 1128 قانون مدنی مطرح نموده که دادگاه بدوی طی رسیدگی های معموله که شرح
-
مقاله
هماستناد
رأی شعبه دیوان عالی کشور — همان طور که در گزارش مورخ ۸۹/۷/۱۷
ماده 1128 قانون مدنی مطرح نموده که دادگاه بدوی طی رسیدگی های معموله که شرح
-
مقاله
هماستناد
ن
ماده 1128 قانون مدنی شده است
-
مقاله
هماستناد
ن
ماده 1128 قانون مدنی شده است
-
مقاله
هماستناد
شرط صریح تعهدی است تبعی که در متن عقد بیان می گردد
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
دلالت کند
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ه همان جا
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
جایگاه شرط ضمنی بنایی در قانون مدنی قبلاً گفتیم که شرط ضمنی
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
جایگاه شرط ضمنی بنایی در قانون مدنی قبلاً گفتیم که شرط ضمنی
ماده 1128 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
