Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی دادگاه بدوی حسب اوراق پرونده آقای م.ج. ت. فرزند ع. با وکالت آقای م. م. به طرفیت آقایان م. ، م. و م. ع. دعوایی به خواسته ی مطالبه مبلغ 000ر000ر570 ریال بابت کمیسیون دفتر املاک ومطالبه به خسارت تاخیر تادیه و دادرسی اقامه کرده است در شرح دادخواست ونیز مطابق صورت جلسه مورخ 1393/9/9 دادگاه وکیل خ. ه. ا. داشته موکل اش با چند مالک که قصد احداث بنا در ملک خود را داشتند قرارداد مشارکت منعقد می کند و معامله در دفتر املاک م. واقع می شود و مبلغ 570 میلیون ریال به عنوان کمیسیون به خواندگان تسلیم می نماید لیکن وقتی به شهرداری می روند به میزان طبقاتی که قرار بوده طبقه احداث کنند شهرداری مجوز نمی دهد . ب. ت. ب. این مانع طرفین قرارداد مشارکت را فسخ می کنند ولی به دفتر املاک برای استرداد پول می روند از باز پرداخت وجه خوداری می کنند . وکیل خ. پ. د. که چک هایی که بوسیله آن کمیسیون پرداخت شده 45 میلیون تومان بوده و نه 57 میلیون تومان . افزون بر این مطابق ماده 352 قانون تجارت موکل اش به عنوان دلال واسطه ی معامله بوده علت فسخ توافق هم این بوده که نتواستند از شهرداری مجوز بگیرند وفسخ کرده اند ب. ت. ب. اینکه حق دلالی را آقای م. ع. دریافت کرده دعوی توجهی به دو خوانده دیگر هم ندارد . سپس وکیل خواندگان اضافه کرده که علت فسخ این بوده که اجرای قرارداد به صرفه نبوده ، اگر شهرداری مجوز 5 طبقه را می داد قرارداد مشارکت اجرا می شد و چون شهرداری مجوز احداث بنا در 5 طبقه را نداده ، توافق بر فسخ کردند . خ. ه. ب. موجب لایحه اعلام کرده به پرداخت دست مزد عرض دلالی حسب نظر کارشناسی و رضایت دارد . به موجب نظریه کارشناسی ، ارزش عرفی عمل خوانده مبلغ 000ر500ر35 ریال برآورد شده است وکیل خواندگان مجددا طی لایحه کتبی ضمن اعتراض به کارشناسی اظهار داشته ، علت فسخ قرارداد ، عدم صدور مجوز احداث بنا در 5 طبقه بوده که به صرفه نبوده است . حق دلالی هم به توافق تعیین شده وچون مطابق پاسخ اتحادیه ،نرخ مصوبی در مورد دلالی مشارکت در ساخت وجود ندارد ، اراده طرفین در این مورد حاکم خواهود بود . بنا بر مراتب بالا 1) از مندرجات قرارداد مشارکت و توافق طرفین به شرح عبارات دست نویسی ظهر قرارداد در مورد نحوه اختصاص طبقات به هر یک از طرفین بدست می آید که مبنای قرارداد مشارکت ، احداث بنا در 5 طبقه بوده است . 2) از اظهارات وکیل خواهان و مدافعات وکیل خوانده و نیز لایحه ی کتبی وی استفاده می شود که صدور پرونده ساختمانی برای ملک مورد مشارکت به منظور احداث بنا در 5 طبقه امکان پذیر نبوده است. در اینصورت عامل انحلال قرارداد پیش از هر چیز ، مغایرت قرارداد مشارکت با مقررات آمرۀ شهرداری وبعبارتی عدم امکان انجام آن موجب انحلال بوده است و نه نوشته ای که تحت عنوان فسخ قرارداد بین طرفین قرارداد مشارکت تنظیم شده است به نظر دادگاه نوشته ی مذکور صرفا توافقی است در مورد تعیین تکلیف آثار قراردادی که به جهت عدم امکان اجرا منتفی شده ، و شیوه رد و بدل کردن اسناد ، پیش پرداخت ها و تعبیر فسخ اصطلاح نادرستی بوده که توسط طرفین قرارداد مشارکت استعمال شده است . به دیگر بیان دعوی ناشی از معامله باطل و آثار بطلان معامله ممکن است مورد صلح و توافق قرارگردد. ( <a class="artref" href="/ماده/ماده-756-a_0815110236403">ماده 756 قانون مدنی</a> ) در اینصورت هرگاه پس از آگاهی طرفین از عدم قابلیت اجرای چنین توافقی ، در صدد تعیین تکلیف اسناد ردو بدل شده و بازگشت آن به طرف مقابل نمایند یا در مورد پیش پرداخت ها تحت نام فسخ قرارداد توافقی صورت گردید ، نمی توان فسخ را عامل انحلال قرارداد شناخت زیرا این توافق صرفا در مورد تعیین تکلیف نحوه جابجایی آثار قرارداد است که بی اعتباری آن به جهت عدم قابلیت اجرا مورد پذیرش طرفین م. ب. و بخشی از تعهدات قراردادی به تصور اعتبار قرارداد ، صورت اجرایی یافته که با کشف بی اعتباری قرارداد باید به جای نخستین برگردد. بنابراین موضوع از مطادیق ماده 352 قانون تجارت که ناظر به فسخ قرارداد است تلقی نمی شود . بر این اساس و ب. ت. ب. اعلام رضایت خواهان به پرداخت هزینه های کاربر اساس دستمزد کارشناسی که مبلغ 000ر500ر35 ریال و اینکه پرداخت مستقیم خواهان بابت حق دلالی مبلغ 45 میلیون تومان بوده و دعوی مطالبه به استناد دو فقره چک مطرح شده و نسبت به مازاد این مبلغ ( تا 57 میلیون تومان ) تغییر نحوه درخواست صورت نپذیرفته تا خارج از سببی که در دادخواست مطرح شده قابل رسیدگی باشد. دادگاه دعوی خواهان را تا مبلغ 000ر000ر415 ریال نسبت به آقای م. ع. ثابت تشخیص و به استناد پلاک مواد 348و 372 قانون مدنی و مواد 198 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به محکومیت خوانده مذکور به پرداخت مبلغ 000ر000ر415 ریال د. ح. خ. و هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل نسبت به این مبلغ م. ت. ق. و خسارت تاخیر تادیه از تاریخ تقدیم درخواست تا زمان تادیه به نرخ شاخص تورم بانک مرکزی که توسط اجرای احکام محاسبه می شود صادر و اعلام می گردد. نسبت به مازاد این مبلغ ب. ت. ب. اعلام محاسبه ( که ابراء تلقی می گردد) و نیز اینکه دعوی مستند به دو فقره چک مطرح شده وسیله پرداخت های خواهان به عنوان حق دلالی بوده و اعلام دیگر خواهان پس از جلسه رسیدگی دادگاه به اینکه منشاء طلب انتقال طلب بوده خارج از سبب مطرح شده برای دعوی ضمن دادخواست و نیز جلسه اول رسیدگی است ( گرچه مانع طرح دعوی به استناد سبب مورد ادعا نیست) از این رو بر اساس دعوی مطالبه بابت دو فقره چک به عنوان حق دلالی استحقاق خ. ن. ب. نمازاد ثابت نبوده به استناد مفهوم <a class="artref" href="/ماده/ماده-1257-a_0815110236919">ماده 1257 قانون مدنی</a> حکم به بیحقی صادر و اعلام می گردد. در خصوص خواندگان دیگر ب. ت. ب. اظهارات وکلای طرفین در خصوص دریافت کننده حق (دلالی )دعوی توجهی به آقایان م. و م. ع. نداشته . و به استناد ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی ناظر به بند 4 ماده 84 قانون قرارداد دعوی صادر و اعلام می گردد. این رای حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در محاکم تجدید نظر استان تهران است. رئیس شعبۀ 44 دادگاه عمومی حقوقی تهران - قاسم اسکندری رأی دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص تجدیدنظر خواهی آقای م.ج. ت. با وکالت م. م. بطرفیت 1- م. 2- م. ع.س.ق.ز. 3- م. ع. ( ع.س.ق.ز. ) و تجدیدنظرخواهی آقای م. ع. ( ع.س.ق.ز. ) بطرفیت آقای م.ج. ت. نسبت به دادنامه شماره 9409972160900283 مورخ 1394/4/15 صادره از شعبه 44 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم به محکومیت آقای م. ع. ( ع.س.ق.ز. ) به پرداخت مبلغ 415/000/000 ریال و پرداخت هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل م. ت. و پرداخت خسارت تاخیر تادیه از تاریخ تقدیم دادخواست تا زمان تادیه به نرخ شاخص تورم بانک مرکزی که توسط اجرای احکام محاسبه شود د. ح. آقای م.ج. ت. صادر شده است و نسبت به مازاد بر مازاد خواسته حکم بر بی حقی خواهان ( م.ج. ت. ) صادر شده است و نسبت به خواندگان م. و م. قرار رد دعوی صادر شده است ن. ب. ا. موضوع خواسته ناشی از عمل دلالی است و حسب ماده 352 قانون تجارت در صورتی که معامله به رضایت طرفین یا به واسطه یکی از خیارات قانونی فسخ شود حق مطالبه دلالی از دلال سلب نمی شود مشروط بر این که فسخ معامله مستند به دلال نباشد که در موضوع مانحن فیه اولا معامله طرفین اقاله شده است ثانیا این فسخ و اقاله ارتباطی به دلال نبوده است ثالثا علت فسخ و اقاله مربوط به عمل شهرداری بوده است لهذا دادگاه با عنایت مراتب فوق تجدیدنظرخواهی ت. ن. خ. ( م. ع. ) را وارد تشخیص مستندا به مواد 197 و 358 قانون آئین دادرسی مدنی و ماده 352 قانون تجارت دادنامه تجدیدنظرخواسته را در شق اول و دوم نقض و حکم بر بی حقی خواهان بدوی را صادر و اعلام می نماید اما در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.ج. ت. نسب به شق سوم با عنایت به مراتب فوق و ن. ب. ا. موضوع خواسته به خ. ر. ا. و دوم نداشته است لهذا دادگاه تجدیدنظرخواهی ت. ن. خ. را غیر وارد تشخیص مستندا به ماده 353 قانون آئین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را در این شق تائید و استوار می نماید . رای صادره حضوری و قطعی است. شعبه 40 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار و مستشار عبدالعلی اسدی تیله نویی -حمید سلیمانی فهرست دادگاه بدوی دادگاه تجدیدنظر استان نقد رأی وضعیت حق عمل دلالی در فرض اقاله قرارداد در تاریخ 28 مهر 1394، دادگاه عمومی حقوقی تهران به دعوایی رسیدگی کرد که خواهان در آن به مطالبه مبلغ 570 میلیون ریال به عنوان کمیسیون دلالی و خسارت تاخیر تادیه پرداخته بود. خواهان استدلال کرد که قرارداد مشارکت با مالکین ملک به دلیل عدم دریافت مجوز از شهرداری فسخ شده و بنابراین مستحق استرداد کمیسیون پرداختی م. ب.. خواندگان نیز به استناد ماده 352 قانون تجارت و به دلیل عدم امکان اجرای قرارداد، ادعا کردند که حق دلالی به خواهان تعلق نمی‌گیرد. &lt;br&gt;دادگاه بدوی با تاکید بر عدم قابلیت اجرای قرارداد و فسخ آن به دلیل مغایرت با مقررات شهرداری، دعوی خواهان را به مبلغ 415 میلیون ریال تایید کرد و حکم به محکومیت یکی از خواندگان صادر نمود، در حالی که نسبت به مازاد مبلغ و دیگر خواندگان، دعوی را رد کرد. &lt;br&gt;در مرحله تجدیدنظر، دادگاه با استناد به مواد 197 و 352 قانون تجارت، حکم بدوی را در خصوص خوانده‌ای که محکوم شده بود نقض و حکم بر بی‌حقی خواهان صادر کرد، اما نسبت به سایر خواندگان، حکم بدوی را تایید نمود. این رای قطعی و حضوری بوده و ظرف بیست روز قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران م. ب.. تاریخ دادنامه قطعی: 1394/07/28 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: در فرض اقاله قرارداد مشارکت، به علت عدم صدورِ مجوزِ احداثِ آپارتمان به تعداد طبقاتِ موردتوافق توسط شهرداری، حق العملِ دلالی، قابل مطالبه است زیرا انحلال معامله مستند به دلال نیست. حسب اوراق پرونده آقای م.ج. ت. فرزند ع. با وکالت آقای م. م. به طرفیت آقایان م.، م. و م. ع. دعوایی به خواسته ی مطالبه مبلغ 000 ر 000 ر 570 ریال بابت کمیسیون دفتر املاک ومطالبه به خسارت تاخیر تادیه و دادرسی اقامه کرده است در شرح دادخواست ونیز مطابق صورت جلسه مورخ 1393/09/09 دادگاه وکیل خ. ه. ا. داشته موکل اش با چند مالک که قصد احداث بنا در ملک خود را داشتند قرارداد مشارکت منعقد می کند و معامله در دفتر املاک م. واقع می‌شود و مبلغ 570 میلیون ریال به عنوان کمیسیون به خواندگان تسلیم می‌نماید لیکن وقتی به شهرداری می روند به میزان طبقاتی که قرار بوده طبقه احداث کنند شهرداری مجوز نمی دهد. ب. ت. ب. این مانع طرفین قرارداد مشارکت را فسخ می کنند ولی به دفتر املاک برای استرداد پول می روند از باز پرداخت وجه خوداری می کنند. وکیل خ. پ. د. که چک هایی که به وسیله آن کمیسیون پرداخت شده 45 میلیون تومان بوده و نه 57 میلیون تومان. افزون بر این مطابق ماده 352 قانون تجارت موکل اش به عنوان دلال واسطه ی معامله بوده علت فسخ توافق هم این بوده که نتواستند از شهرداری مجوز بگیرند وفسخ کرده اند ب. ت. ب. اینکه حق دلالی را آقای م. ع. دریافت کرده دعوی توجهی به دو خوانده دیگر هم ندارد. سپس وکیل خواندگان اضافه کرده که علت فسخ این بوده که اجرای قرارداد به صرفه نبوده، اگر شهرداری مجوز 5 طبقه را می داد قرارداد مشارکت اجرا می شد و چون شهرداری مجوز احداث بنا در 5 طبقه را نداده، توافق بر فسخ کردند. خ. ه. ب. موجب لایحه اعلام کرده به پرداخت دست مزد عرض دلالی حسب نظر کارشناسی و رضایت دارد. به موجب نظریه کارشناسی، ارزش عرفی عمل خوانده مبلغ 000 ر 500 ر 35 ریال برآورد شده است وکیل خواندگان مجددا طی لایحه کتبی ضمن اعتراض به کارشناسی اظهار داشته، علت فسخ قرارداد، عدم صدور مجوز احداث بنا در 5 طبقه بوده که به صرفه نبوده است. حق دلالی هم به توافق تعیین شده وچون مطابق پاسخ اتحادیه ،نرخ مصوبی در مورد دلالی مشارکت در ساخت وجود ندارد، اراده طرفین در این مورد حاکم خواهود بود. بنا بر مراتب بالا 1 ) از مندرجات قرارداد مشارکت و توافق طرفین به شرح عبارات دست نویسی ظهر قرارداد در مورد نحوه اختصاص طبقات به هر یک از طرفین به دست می آید که مبنای قرارداد مشارکت، احداث بنا در 5 طبقه بوده است. 2 ) از اظهارات وکیل خواهان و مدافعات وکیل خوانده و نیز لایحه ی کتبی وی استفاده می‌شود که صدور پرونده ساختمانی برای ملک مورد مشارکت به منظور احداث بنا در 5 طبقه امکان پذیر نبوده است. در این صورت عامل انحلال قرارداد پیش از هر چیز، مغایرت قرارداد مشارکت با مقررات آمره شهرداری وبه عبارتی عدم امکان انجام آن موجب انحلال بوده است و نه نوشته ای که تحت عنوان فسخ قرارداد بین طرفین قرارداد مشارکت تنظیم شده است به نظر دادگاه نوشته ی مذکور صرفا توافقی است در مورد تعیین تکلیف آثار قراردادی که به جهت عدم امکان اجرا منتفی شده، و شیوه رد و بدل کردن اسناد، پیش پرداخت ها و تعبیر فسخ اصطلاح نادرستی بوده که توسط طرفین قرارداد مشارکت استعمال شده است. به دیگر بیان دعوی ناشی از معامله باطل و آثار بطلان معامله ممکن است مورد صلح و توافق قرارگردد. (<a class="artref" href="/ماده/ماده-756-a_0815110236403">ماده 756 قانون مدنی</a>) در این صورت هرگاه پس از آگاهی طرفین از عدم قابلیت اجرای چنین توافقی، در صدد تعیین تکلیف اسناد ردو بدل شده و بازگشت آن به طرف مقابل نمایند یا در مورد پیش پرداخت ها تحت نام فسخ قرارداد توافقی صورت گردید، نمی توان فسخ را عامل انحلال قرارداد شناخت زیرا این توافق صرفا در مورد تعیین تکلیف نحوه جابه جایی آثار قرارداد است که بی اعتباری آن به جهت عدم قابلیت اجرا مورد پذیرش طرفین م. ب. و بخشی از تعهدات قراردادی به تصور اعتبار قرارداد، صورت اجرایی یافته که با کشف بی اعتباری قرارداد باید به جای نخستین برگردد. بنابراین موضوع از مطادیق ماده 352 قانون تجارت که ناظر به فسخ قرارداد است تلقی نمی شود. بر این اساس و ب. ت. ب. اعلام رضایت خواهان به پرداخت هزینه های کاربر اساس دستمزد کارشناسی که مبلغ 000 ر 500 ر 35 ریال و اینکه پرداخت مستقیم خواهان بابت حق دلالی مبلغ 45 میلیون تومان بوده و دعوی مطالبه به استناد دو فقره چک مطرح شده و نسبت به مازاد این مبلغ (تا 57 میلیون تومان) تغییر نحوه درخواست صورت نپذیرفته تا خارج از سببی که در دادخواست مطرح شده قابل رسیدگی باشد. دادگاه دعوی خواهان را تا مبلغ 000 ر 000 ر 415 ریال نسبت به آقای م. ع. ثابت تشخیص و به استناد پلاک مواد 348 و 372 قانون مدنی و مواد 198 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به محکومیت خوانده مذکور به پرداخت مبلغ 000 ر 000 ر 415 ریال د. ح. خ. و هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل نسبت به این مبلغ م. ت. ق. و خسارت تاخیر تادیه از تاریخ تقدیم درخواست تا زمان تادیه به نرخ شاخص تورم بانک مرکزی که توسط اجرای احکام محاسبه می‌شود صادر و اعلام می‌گردد. نسبت به مازاد این مبلغ ب. ت. ب. اعلام محاسبه (که ابراء تلقی می‌گردد) و نیز اینکه دعوی مستند به دو فقره چک مطرح شده وسیله پرداخت های خواهان به عنوان حق دلالی بوده و اعلام دیگر خواهان پس از جلسه رسیدگی دادگاه به اینکه منشاء طلب انتقال طلب بوده خارج از سبب مطرح شده برای دعوی ضمن دادخواست و نیز جلسه اول رسیدگی است (گرچه مانع طرح دعوی به استناد سبب مورد ادعا نیست) از این رو بر اساس دعوی مطالبه بابت دو فقره چک به عنوان حق دلالی استحقاق خ. ن. ب. نمازاد ثابت نبوده به استناد مفهوم <a class="artref" href="/ماده/ماده-1257-a_0815110236919">ماده 1257 قانون مدنی</a> حکم به بیحقی صادر و اعلام می‌گردد. در خصوص خواندگان دیگر ب. ت. ب. اظهارات وکلای طرفین در خصوص دریافت کننده حق (دلالی)دعوی توجهی به آقایان م. و م. ع. نداشته. و به استناد ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی ناظر به بند 4 ماده 84 قانون قرارداد دعوی صادر و اعلام می‌گردد. این رای حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در محاکم تجدید نظر استان تهران است. رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران رای دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص تجدیدنظر خواهی آقای م.ج. ت. با وکالت م. م. به طرفیت 1 - م. 2 - م. ع.س.ق.ز. 3 - م. ع. (ع.س.ق.ز.) و تجدیدنظرخواهی آقای م. ع. (ع.س.ق.ز.) به طرفیت آقای م.ج. ت. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1394/04/15 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم به محکومیت آقای م. ع. (ع.س.ق.ز.) به پرداخت مبلغ 415/000/000 ریال و پرداخت هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل م. ت. و پرداخت خسارت تاخیر تادیه از تاریخ تقدیم دادخواست تا زمان تادیه به نرخ شاخص تورم بانک مرکزی که توسط اجرای احکام محاسبه شود د. ح. آقای م.ج. ت. صادر شده است و نسبت به مازاد بر مازاد خواسته حکم بر بی حقی خواهان (م.ج. ت.) صادر شده است و نسبت به خواندگان م. و م. قرار رد دعوی صادر شده است ن. ب. ا. موضوع خواسته ناشی از عمل دلالی است و حسب ماده 352 قانون تجارت در صورتی که معامله به رضایت طرفین یا به واسطه یکی از خیارات قانونی فسخ شود حق مطالبه دلالی از دلال سلب نمی شود مشروط بر این که فسخ معامله مستند به دلال نباشد که در موضوع مانحن فیه اولا معامله طرفین اقاله شده است ثانیا این فسخ و اقاله ارتباطی به دلال نبوده است ثالثا علت فسخ و اقاله مربوط به عمل شهرداری بوده است لهذا دادگاه با عنایت مراتب فوق تجدیدنظرخواهی ت. ن. خ. (م. ع.) را وارد تشخیص مستندا به مواد 197 و 358 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 352 قانون تجارت دادنامه تجدیدنظرخواسته را در شق اول و دوم نقض و حکم بر بی حقی خواهان بدوی را صادر و اعلام می‌نماید اما در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.ج. ت. نسب به شق سوم با عنایت به مراتب فوق و ن. ب. ا. موضوع خواسته به خ. ر. ا. و دوم نداشته است لهذا دادگاه تجدیدنظرخواهی ت. ن. خ. را غیر وارد تشخیص مستندا به ماده 353 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را در این شق تائید و استوار می‌نماید. رای صادره حضوری و قطعی است. شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار و مستشار

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2

موارد مرتبط 66

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 6

مواد مرتبط 8

دکترین 12

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین