Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید.
رأی خلاصه جریان پرونده در مورخ 1391/08/30 آقای م.ن. به وکالت از خانم ر.د. طی شکایتی به دادسرای عمومی و انقلاب .. اعلام کرد که مشتکیٌ‌عنه الف.س. با فراهم نمودن زمینه‌ای موکله را سر زمینِ خود برده و در آنجا به ایشان تجاوز نموده و این عمل به‌کرات صورت گرفته و موکل در حال حاضر حامله م. ب. و تقاضای تعقیب قانونی مشتکیٌ‌عنه را نموده است (صفحه 1 ، 2). متهم الف.س. در مورخ 1391/09/30 در پاسخ به شکایت شاکیه اظهار داشت شاکیه را می‌شناسم و او را ندیده‌ام ولیکن با هم به‌صورت تلفنی ارتباط و رفاقت داشتیم و حدود یک ماه و نیم با هم به‌صورت تلفنی در تماس بودیم و من به ایشان تجاوز ننمودم و از من باردار نیست (صفحه5 ،6). دادیار محترم اتهام رابطه نامشروع در حد زنا و تجاوز به عنف منجر به باردارشدن ر.د. را به متهم مذکور تفهیم نمود که متهم پاسخ بالا را تکرار کرد و بزه انتسابی را انکار نمود(صفحه8) و در مواجهه حضوری در مورخ 1391/10/03 نیز متهم اظهارات شاکی را تکذیب نمود(صفحه 11 ، 12) و دادسرای عمومی و انقلاب ... طی قرار شماره 004014- 1391/10/03 در خصوص اتهام آقای ….س.. مبنی بر زنا و تجاوز به عنف به خانم ر.د.. به استناد تبصره 3 ماده 3 و تبصره 1 ماده 20 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب قرار عدم صلاحیت به صلاحیت دادگاه کیفری استان صادر نمود(صفحه 13) و متعاقب آن پرونده به دادگاه کیفری استان مستقر در... ارجاع گردید. در دادگاه پدر شاکیه م.د. اظهار داشت پدر ر.د. هستم به خاطر اینکه به‌زور به دخترم تجاوز نمودند و بچه‌ای به دنیا آمده است شکایت دارم و در دادگاه متهم الف.س. اظهار داشت با این خانم … یکی دو ماه بعد برادرش گفت چنین چیزی شده است و حامله م. ب. من گفتم اگر ثابت شود حرفی ندارم و حاضرم آزمایش بدهم و اگر معلوم شود بچه‌ مال من است هر چه قانون بگوید قبول دارم حرف دیگری ندارم (صفحه 15 تا 17) و در جلسه مورخ 1392/09/28 دادگاه نماینده مدعی‌العموم تقاضای مجازات متهم را نمود و شاکیه اظهار داشت این‌جانب ر.د.. از الف.س. به اتهام ارتکاب زنای به عنف و به دنیا آمدن فرزند نامشروع شاکی هستم و وکیل شاکیه اظهار داشت متهم با استفاده از ضعف نفس موکله به وی به عنف تجاوز نموده که منتهی به بچه‌دار شدن وی شده است و متهم زمانی که موکله در روستای ... منزل برادرش حضور داشته اقدام به فریب وی نموده و به لحاظ ضعف عقلانی وی با توسل به‌زور به وی تجاوز نمود موجب به دنیا آمدن فرزندی گردیده است و به‌موجب ماده 231 قانون مجازات اسلامی چون موکله باکره بوده علاوه بر مجازات مقرر پرداخت ارش‌البکاره و مهرالمثل متمنی م. ب. و توجهاً به آزمایش DNA صورت یافته متنبه شدن متهم م. ا. و خانواده موکل تحت پوشش کمیته امداد می‌باشند و دادگاه موضوع اتهام زنای به عنف و واجد شرایط احصان نسبت به شاکیه ر.د. و پدید آمدن فرزند نامشروع را به متهم الف.س. تفهیم نمود. متهم اظهار داشت فعلاً متأهل هستم زنای به عنف را قبول ندارم. بلکه خانم ر.د. با میل خودش با من این عمل را انجام داد و در موقع روابط با ایشان من زن نداشتم و بعدازاینکه با ایشان رابطه برقرار و منجر به حامله شدن وی گردیده است، چون دیدم شکایتی نشد من رفتم ازدواج کردم بعد از ازدواج خانواده شاکی آمدند شکایت کردند و اصلاً زنا به‌زور نبوده است و ما هر دو از باب اینکه ازدواج بکنیم این مسئله پیس آمده است و قبول دارم که بچه از خودم هست و نظر کارشناسان را که تعلق این بچه را به من تأیید کردند قبول دارم و اعتراضی ندارم ارتکاب زنا و پدید آمدن فرزند را قبول دارم ولی زور و اکراه نبود با میل خودش این کار را کردم ابتدا غرض بچه‌دار شدن خانم … شد. و دادگاه درمجموع بیش از چهار بار اتهام ارتکاب زنای به عنف و واجد شرایط احصان منجر به حامله شدن و بچه‌دار شدن شاکیه را به متهم تفهیم نمود که هر بار متهم پاسخ مذکور را تکرار کرد و اظهار داشت حاضرم طفل را تحت پوشش قرار دهم و ع.ی. وکیل ت. م. به دفاع وی اظهار داشت بخشی از دفاعیات توسط موکل به‌عمل‌آمده که همان قبول اصل عمل نامشروع و غیرقانونی است ولی زنای به عنف و اکراه در ماجرا نبوده است و تقاضای برائت وی را از اتهام زنا به عنف دارم(صفحه 72 تا 79) و اداره کل پزشکی قانونی استان اعلام کرد در خصوص انجام آزمایش DNA TYPING نمونه خون الف.س. پدر احتمالی و خانم ر.د. مادر اعلام می‌گردد با بررسی از مولکول DNA نامبردگان و نوزاد پسر هیچ‌گونه عدم تجانس ژنتیکی بین آنان مشاهده نشده است لذا ب. ت. ب. مجموع آزمایشات انجام‌شده و بررسی احتمالات آماری نسبت پدر فرزندی آقای ….س. (پدر) نسبت به نوزاد پسر تأیید می‌گردد (صفحه 42) که دادگاه با اعلام ختم دادرسی طی دادنامه شماره 00847- 1392/10/04 چنین رأی داد: ن. ب. ا. حسب شکایت خانم ر.د. 27 ساله با ولایت قهری آقای م.د. با وکالت آقای م.ن.، آقای ….س. سند و فرزند د. 27 ساله با وکالت آقای ع.ی. به ارتکاب زنای به عنف و اکراه واجد شرایط احصان منتهی به حامله شدن شاکیه و تولد و پیدایش طفل نامشروع پسر ب. ت. ب. محتویات پرونده و تحقیقات و بررسی به‌عمل‌آمده ازجمله انجام آزمایش DNA ناشی از انکار اولیه متهم موصوف به شرح مندرج در صفحه 42 پرونده که به‌موجب آن کارشناسان پزشکی قانونی نسبت پدر- فرزندی آقای ….س.(پدر) نسبت به نوزاد پسر را تأیید نموده‌اند و نهایتاً‌ اقاریر صریح م. ن. ب. فعل ارتکابی زنا و تعلق نوزاد پسر برآمده از آن به خویشتن توأم با انکار اکراه و تهدید نسبت به شاکیه و مضافاً به اینکه در هنگام مواقعه با خانم … و اختیار تأهل بلافاصله بعد از عمل ارتکابی بوده است و همچنین سایر امارات موجود در پرونده بزهکاری‌اش در حد زنای غیر واجد شرایط احصان خالی از هر نوع اکراه و تهدید محرز است و عملش منطبق است با مواد 2 و 164 و 166 و 167 و 168 و بند الف ماده 172 و 221 و 230 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 مجلس شورای اسلامی و لذا دادگاه با عنایت به مشروحه بالا و مندرجات فتوکپی شناسنامه متهم که مشعر بر این است که ازدواج وی در تاریخ 1391/8/18 یعنی پس از ارتکاب اتهام منتسبه در پرونده بوده است و ملاحظه مفاد شکوائیه شاکیه نیز آن را تأیید دارد، موضوع اتهامات زنای به عنف و واجد شرایط احصان را منتفی و مستنداً به بند الف ماده 177 قانون آئین دادرسی کیفری ضمن حکم بر برائت متهم موصوف از اتهام زنای به عنف و اکراه و واجد شرایط احصان حکم به محکومیت مشارٌالیه از باب ارتکاب عمل شنیع زنای غیر واجد شرایط احصان منجر به حمل و تولد نوزاد نامشروع پسر به تحمل یک‌صد ضربه شلاق حدی صادر و اعلام می‌نماید که رأی صادره در مورخ 1393/01/30به م.ن. وکیل شاکیه ابلاغ (صفحه88)و نامبرده در مورخ 1393/02/20 به رأی صادره اعتراض نموده و اجمالاً اعلام داشته متهم از ضعف نفس و عقلانی موکله سوء‌استفاده نموده و با فریب و اغفال وی را مورد تجاوز قرار داده و ازاله بکارت نموده و وی را باردار کرده است و فرزندی به دنیا آمده که فی‌الحال سربار خانواده پدر موکله م. ب.. بزه آدم‌ربائی را از بابت فریب و اغفال دختر مختل‌المشاعر باید بر وی تفهیم نمود و حداقل بزه آدم‌ربائی موردبررسی قرار گیرد(صفحه97 تا100)که پرونده پس از ثبت در دیوان‌ عالی کشور به این شعبه ارجاع گردید. رأی شعبه دیوان عالی کشور در خصوص تجدیدنظرخواهی شاکیه ر.د. با وکالت م.ن. نسبت به دادنامه تجدیدنظر خواسته که به‌موجب آن متهم الف.س. سند و فرزند د. از اتهام ارتکاب زنای به عنف و اکراه و واجد شرایط احصان تبرئه گردیده است و به اتهام ارتکاب عمل زنای غیرمحصنه منجر به حمل و تولد نوزاد پسر به تحمل یک‌صد ضربه شلاق حدی محکوم شده است ب. ت. ب. استدلال به‌عمل‌آمده در متن دادنامه معترضٌ‌عنه و ن. ب. ا. از سوی ت. ن. خ. اعتراض مؤثری به عمل نیامده که سبب نقض رأی گردد. دادنامه تجدیدنظر خواسته مستنداً به بند الف ماده 265 قانون آئین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب مذکور تأیید می‌گردد اما در خصوص تجدیدنظرخواهی وکیل شاکیه مبنی بر اینکه اتهام ربایش موضوع ماده 621 قانون مجازات اسلامی باید به متهم تفهیم می‌شد ن. ب. ا. اتهام مذکور مطرح نشده و مورد حکم قرار نگرفته است دیوان عالی کشور در مانحنفیه مواجه با تکلیفی نمی‌باشد و از باب تذکر اعلام می‌شود شاکی می‌تواند مراتب را در مرجع ذیصلاح مطرح و پیگیری نماید و در خصوص ادعای دیگر وکیل وی دایر به باکره بودن موکل وی و موضوع ارش‌البکاره و مهرالمثل و ب. ت. ب. اینکه زنای محصنه مطروحه منتهی به تولد طفل نامشروع گردیده است هرچند متهم در دادگاه ضمن اقرار به زنا به تعلق نوزاد پسر برآمده از زنا به خویشتن اذعان دارد و تقبل نموده که طفل را تحت پوشش خود قرار دهد و آزمایش DNA به‌عمل‌آمده نیز مؤید آن بوده و دادگاه نیز آن را محرز دانسته است اما تکالیف زانی را که پدر عرفی طفل تلقی می‌گردد مورد حکم قرار نداده است و پرونده عودت داده می‌شود تا اولاً: با لحاظ رأی وحدت رویه شماره 617- 1376/04/03 هیئت عمومی دیوان عالی کشور که مقرر داشته زانی پدر عرفی طفل ناشی از زنا تلقی و نتیجتاً کلیه تکالیف مربوط به پدر ازجمله اخذ شناسنامه بر عهده وی م. ب. و حسب ماده 884 قانون مدنی صرفاً موضوع توارث بین آن‌ها منتفی است، دادگاه با این تکلیف عمل و وظایف زانی را مورد حکم قرار دهد. ثانیاً: علیرغم اینکه دادگاه شاکیه را مستحق مجازات زنا ندانسته که کاشف از اکراه وی م. ب. در خصوص ارش‌البکاره و مهر‌المثل موضوع ماده 231 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 اظهارنظر ننموده که لازم است در این مورد را نیز اظهارنظر نماید. شعبه 7 دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون حسین انتظاری- حسین طالبی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی 1) تکالیف زانی نسبت به طفل ناشی از زنا 2) ارش البکاره و مهرالمثل در زنای به عنف در تاریخ 30 تیر 1393، دادنامه‌ای در خصوص شکایت یک شاکی علیه متهم به اتهام تجاوز به عنف و زنا صادر گردید. شاکی ادعا نمود که متهم با فریب و تهدید به وی تجاوز کرده و این عمل منجر به بارداری و تولد فرزند نامشروع شده است. متهم ضمن انکار اتهام تجاوز به عنف، به وجود رابطه consensual اشاره و به باردار بودن شاکی اعتراف کرد. <br>دادگاه در مرحله نخست ب. ت. ب. اظهارات شاکی، اقرار متهم و نتایج آزمایش DNA، متهم را از اتهام تجاوز به عنف تبرئه و به ارتکاب زنا غیرمحصنه و تولد نوزاد محکوم نمود و وی را به تحمل 100 ضربه شلاق محکوم کرد. شاکی نسبت به این حکم اعتراض و خواستار تفهیم اتهام آدم‌ربایی و بررسی ارشالبکاره و مهرالمثل شد. <br>دیوان عالی کشور در تجدیدنظر، با تایید حکم اولیه، اعلام نمود که اتهام آدم‌ربایی مطرح نشده و تکالیف پدر عرفی فرزند باید مورد حکم قرار گیرد. همچنین، در خصوص ارشالبکاره و مهرالمثل، دادگاه موظف به اظهارنظر مجدد گردید. این تصمیم بر اساس مواد 621 و 231 قانون مجازات اسلامی و بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی کیفری صادر شده است. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/04/30 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: 1 ) زانی پدر عرفی طفل ناشی از زنا تلقی شده و کلیه تکالیف مربوط به پدر ازجمله اخذ شناسنامه، بر عهده وی م. ب. 2 ) در صورتی که زنا به اکراه انجام شود، دادگاه مکلف است در خصوص ارش‌البکاره و مهر‌المثل نیز اظهار نظر کند. رای خلاصه جریان پرونده در مورخ 1391/08/30 آقای م.ن. به وکالت از خانم ر.د. طی شکایتی به دادسرای عمومی و انقلاب.. اعلام کرد که مشتکیٌ‌عنه الف.س. با فراهم نمودن زمینه‌ای موکله را سر زمینِ خود برده و در آنجا به ایشان تجاوز نموده و این عمل به‌کرات صورت گرفته و موکل در حال حاضر حامله م. ب. و تقاضای تعقیب قانونی مشتکیٌ‌عنه را نموده است (صفحه 1 ، 2 ). متهم الف.س. در مورخ 1391/09/30 در پاسخ به شکایت شاکیه اظهار داشت شاکیه را می‌شناسم و او را ندیده‌ام ولیکن با هم به‌صورت تلفنی ارتباط و رفاقت داشتیم و حدود یک ماه و نیم با هم به‌صورت تلفنی در تماس بودیم و من به ایشان تجاوز ننمودم و از من باردار نیست (صفحه 5 ، 6 ). دادیار محترم اتهام رابطه نامشروع در حد زنا و تجاوز به عنف منجر به باردارشدن ر.د. را به متهم مذکور تفهیم نمود که متهم پاسخ بالا را تکرار کرد و بزه انتسابی را انکار نمود(صفحه 8 ) و در مواجهه حضوری در مورخ 1391/10/03 نیز متهم اظهارات شاکی را تکذیب نمود(صفحه 11 ، 12 ) و دادسرای عمومی و انقلاب... طی قرار شماره --- - 1391/10/03 در خصوص اتهام آقای ….س.. مبنی بر زنا و تجاوز به عنف به خانم ر.د.. به استناد تبصره 3 ماده 3 و تبصره 1 ماده 20 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب قرار عدم صلاحیت به صلاحیت دادگاه کیفری استان صادر نمود(صفحه 13 ) و متعاقب آن پرونده به دادگاه کیفری استان مستقر در... ارجاع گردید. در دادگاه پدر شاکیه م.د. اظهار داشت پدر ر.د. هستم به خاطر اینکه به‌زور به دخترم تجاوز نمودند و بچه‌ای به دنیا آمده است شکایت دارم و در دادگاه متهم الف.س. اظهار داشت با این خانم … یکی دو ماه بعد برادرش گفت چنین چیزی شده است و حامله م. ب. من گفتم اگر ثابت شود حرفی ندارم و حاضرم آزمایش بدهم و اگر معلوم شود بچه‌ مال من است هر چه قانون بگوید قبول دارم حرف دیگری ندارم (صفحه 15 تا 17 ) و در جلسه مورخ 1392/09/28 دادگاه نماینده مدعی‌العموم تقاضای مجازات متهم را نمود و شاکیه اظهار داشت این‌جانب ر.د.. از الف.س. به اتهام ارتکاب زنای به عنف و به دنیا آمدن فرزند نامشروع شاکی هستم و وکیل شاکیه اظهار داشت متهم با استفاده از ضعف نفس موکله به وی به عنف تجاوز نموده که منتهی به بچه‌دار شدن وی شده است و متهم زمانی که موکله در روستای... منزل برادرش حضور داشته اقدام به فریب وی نموده و به لحاظ ضعف عقلانی وی با توسل به‌زور به وی تجاوز نمود موجب به دنیا آمدن فرزندی گردیده است و به‌موجب ماده 231 قانون مجازات اسلامی چون موکله باکره بوده علاوه بر مجازات مقرر پرداخت ارش‌البکاره و مهرالمثل متمنی م. ب. و توجها به آزمایش DNA صورت یافته متنبه شدن متهم م. ا. و خانواده موکل تحت پوشش کمیته امداد می‌باشند و دادگاه موضوع اتهام زنای به عنف و واجد شرایط احصان نسبت به شاکیه ر.د. و پدید آمدن فرزند نامشروع را به متهم الف.س. تفهیم نمود. متهم اظهار داشت فعلا متاهل هستم زنای به عنف را قبول ندارم. بلکه خانم ر.د. با میل خودش با من این عمل را انجام داد و در موقع روابط با ایشان من زن نداشتم و بعدازاینکه با ایشان رابطه برقرار و منجر به حامله شدن وی گردیده است، چون دیدم شکایتی نشد من رفتم ازدواج کردم بعد از ازدواج خانواده شاکی آمدند شکایت کردند و اصلا زنا به‌زور نبوده است و ما هر دو از باب اینکه ازدواج بکنیم این مسئله پیس آمده است و قبول دارم که بچه از خودم هست و نظر کارشناسان را که تعلق این بچه را به من تایید کردند قبول دارم و اعتراضی ندارم ارتکاب زنا و پدید آمدن فرزند را قبول دارم ولی زور و اکراه نبود با میل خودش این کار را کردم ابتدا غرض بچه‌دار شدن خانم … شد. و دادگاه درمجموع بیش از چهار بار اتهام ارتکاب زنای به عنف و واجد شرایط احصان منجر به حامله شدن و بچه‌دار شدن شاکیه را به متهم تفهیم نمود که هر بار متهم پاسخ مذکور را تکرار کرد و اظهار داشت حاضرم طفل را تحت پوشش قرار دهم و ع.ی. وکیل ت. م. به دفاع وی اظهار داشت بخشی از دفاعیات توسط موکل به‌عمل‌آمده که همان قبول اصل عمل نامشروع و غیرقانونی است ولی زنای به عنف و اکراه در ماجرا نبوده است و تقاضای برائت وی را از اتهام زنا به عنف دارم(صفحه 72 تا 79 ) و اداره کل پزشکی قانونی استان اعلام کرد در خصوص انجام آزمایش DNA TYPING نمونه خون الف.س. پدر احتمالی و خانم ر.د. مادر اعلام می‌گردد با بررسی از مولکول DNA نام‌بردگان و نوزاد پسر هیچ‌گونه عدم تجانس ژنتیکی بین آنان مشاهده نشده است لذا ب. ت. ب. مجموع آزمایشات انجام‌شده و بررسی احتمالات آماری نسبت پدر فرزندی آقای ….س. (پدر) نسبت به نوزاد پسر تایید می‌گردد (صفحه 42 ) که دادگاه با اعلام ختم دادرسی طی دادنامه شماره --- - 1392/10/04 چنین رای داد: ن. ب. ا. حسب شکایت خانم ر.د. 27 ساله با ولایت قهری آقای م.د. با وکالت آقای م.ن.، آقای ….س. سند و فرزند د. 27 ساله با وکالت آقای ع.ی. به ارتکاب زنای به عنف و اکراه واجد شرایط احصان منتهی به حامله شدن شاکیه و تولد و پیدایش طفل نامشروع پسر ب. ت. ب. محتویات پرونده و تحقیقات و بررسی به‌عمل‌آمده ازجمله انجام آزمایش DNA ناشی از انکار اولیه متهم موصوف به شرح مندرج در صفحه 42 پرونده که به‌موجب آن کارشناسان پزشکی قانونی نسبت پدر- فرزندی آقای ….س.(پدر) نسبت به نوزاد پسر را تایید نموده‌اند و نهایتا‌ اقاریر صریح م. ن. ب. فعل ارتکابی زنا و تعلق نوزاد پسر برآمده از آن به خویشتن توام با انکار اکراه و تهدید نسبت به شاکیه و مضافا به اینکه در هنگام مواقعه با خانم … و اختیار تاهل بلافاصله بعد از عمل ارتکابی بوده است و همچنین سایر امارات موجود در پرونده بزه‌کاری‌اش در حد زنای غیر واجد شرایط احصان خالی از هر نوع اکراه و تهدید محرز است و عملش منطبق است با مواد 2 و 164 و 166 و 167 و 168 و بند الف ماده 172 و 221 و 230 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 مجلس شورای اسلامی و لذا دادگاه با عنایت به مشروحه بالا و مندرجات فتوکپی شناسنامه متهم که مشعر بر این است که ازدواج وی در تاریخ 1391/08/18 یعنی پس از ارتکاب اتهام منتسبه در پرونده بوده است و ملاحظه مفاد شکوائیه شاکیه نیز آن را تایید دارد، موضوع اتهامات زنای به عنف و واجد شرایط احصان را منتفی و مستندا به بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی کیفری ضمن حکم بر برائت متهم موصوف از اتهام زنای به عنف و اکراه و واجد شرایط احصان حکم به محکومیت مشارٌالیه از باب ارتکاب عمل شنیع زنای غیر واجد شرایط احصان منجر به حمل و تولد نوزاد نامشروع پسر به تحمل یک‌صد ضربه شلاق حدی صادر و اعلام می‌نماید که رای صادره در مورخ 1393/01/30 به م.ن. وکیل شاکیه ابلاغ (صفحه 88 )و نام‌برده در مورخ 1393/02/20 به رای صادره اعتراض نموده و اجمالا اعلام داشته متهم از ضعف نفس و عقلانی موکله سوء‌استفاده نموده و با فریب و اغفال وی را مورد تجاوز قرار داده و ازاله بکارت نموده و وی را باردار کرده است و فرزندی به دنیا آمده که فی‌الحال سربار خانواده پدر موکله م. ب.. بزه آدم‌ربائی را از بابت فریب و اغفال دختر مختل‌المشاعر باید بر وی تفهیم نمود و حداقل بزه آدم‌ربائی موردبررسی قرار گیرد(صفحه 97 تا 100 )که پرونده پس از ثبت در دیوان‌ عالی کشور به این شعبه ارجاع گردید. رای شعبه دیوان عالی کشور در خصوص تجدیدنظرخواهی شاکیه ر.د. با وکالت م.ن. نسبت به دادنامه تجدیدنظر خواسته که به‌موجب آن متهم الف.س. سند و فرزند د. از اتهام ارتکاب زنای به عنف و اکراه و واجد شرایط احصان تبرئه گردیده است و به اتهام ارتکاب عمل زنای غیرمحصنه منجر به حمل و تولد نوزاد پسر به تحمل یک‌صد ضربه شلاق حدی محکوم شده است ب. ت. ب. استدلال به‌عمل‌آمده در متن دادنامه معترضٌ‌عنه و ن. ب. ا. از سوی ت. ن. خ. اعتراض موثری به عمل نیامده که سبب نقض رای گردد. دادنامه تجدیدنظر خواسته مستندا به بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب مذکور تایید می‌گردد اما در خصوص تجدیدنظرخواهی وکیل شاکیه مبنی بر اینکه اتهام ربایش موضوع ماده 621 قانون مجازات اسلامی باید به متهم تفهیم می‌شد ن. ب. ا. اتهام مذکور مطرح نشده و مورد حکم قرار نگرفته است دیوان عالی کشور در مانحن‌فیه مواجه با تکلیفی نمی‌باشد و از باب تذکر اعلام می‌شود شاکی می‌تواند مراتب را در مرجع ذی‌صلاح مطرح و پیگیری نماید و در خصوص ادعای دیگر وکیل وی دایر به باکره بودن موکل وی و موضوع ارش‌البکاره و مهرالمثل و ب. ت. ب. اینکه زنای محصنه مطروحه منتهی به تولد طفل نامشروع گردیده است هرچند متهم در دادگاه ضمن اقرار به زنا به تعلق نوزاد پسر برآمده از زنا به خویشتن اذعان دارد و تقبل نموده که طفل را تحت پوشش خود قرار دهد و آزمایش DNA به‌عمل‌آمده نیز موید آن بوده و دادگاه نیز آن را محرز دانسته است اما تکالیف زانی را که پدر عرفی طفل تلقی می‌گردد مورد حکم قرار نداده است و پرونده عودت داده می‌شود تا اولا: با لحاظ رای وحدت رویه شماره 617 - 1376/04/03 هیات عمومی دیوان عالی کشور که مقرر داشته زانی پدر عرفی طفل ناشی از زنا تلقی و نتیجتا کلیه تکالیف مربوط به پدر ازجمله اخذ شناسنامه بر عهده وی م. ب. و حسب ماده 884 قانون مدنی صرفا موضوع توارث بین آن‌ها منتفی است، دادگاه با این تکلیف عمل و وظایف زانی را مورد حکم قرار دهد. ثانیا: علیرغم اینکه دادگاه شاکیه را مستحق مجازات زنا ندانسته که کاشف از اکراه وی م. ب. در خصوص ارش‌البکاره و مهر‌المثل موضوع ماده 231 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 اظهارنظر ننموده که لازم است در این مورد را نیز اظهارنظر نماید. شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1

موارد مرتبط 102

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 40

نشست‌های قضایی 12

مواد مرتبط 4

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین