رأی
اثر مسلمان شدن زوج بعد از نکاح
رأی خلاصه جریان پرونده
برابر محتویات پرونده خواهان آقای م.ف. فرزند ک.، 34 ساله کارمند ساکن با وکالت خانم …. و ح.م. طی دادخواست تقدیمی به ریاست محترم دادگاه به طرفیت همسرش خانم ….غ. فرزند م.، 26 ساله، کارمند، ساکن به جهت تدلیس و فریب در ازدواج و پرداخت کلیه هزینهها و خسارات دادرسی و حقالوکاله تقاضای رسیدگی نموده است و توضیح داده شده که خ. د. ت. 13/12/89 با خوانده ازدواج نموده و عقد یاد شده بر این اساس بوده که خوانده تا بهحال ازدواج ننموده است که متأسفانه بعد از وقوع عقد و قبل از هرگونه نزدیکی و مراسم عروسی خواهان مطلع میشود که خوانده حدود سه سال در عقد ازدواج شخصی دیگر بوده است و موضوع عقد را پنهان داشتهاند، موضوع دادخواست پس از تشریفات ثبت و ارجاع در شعبه محترم 271 دادگاه عمومی مورد بررسی قرار گرفته است.
در جلسه مورخه 23/6/90 دادگاه خانواده شعبه 271 وکیل زوج خواسته وی را ب. ش. د. تقدیمی توضیح داده است و خوانده دعوی نیز اظهار داشته دفاع من به شرح لایحهای است که تقدیم دادگاه میکنم و ضمناً اظهار داشته که من ازدواج قبلی خ. ر. ب. اطلاع زوج رسانده بودم و ایشان مطلع بود و چون دوشیزه بودم در شناسنامه ازدواج قبلی پاک شد من با همسر قبلی رابطه زناشوئی نداشتهام و در حال حاضر هم دوشیزه هستم و حاضرم به پزشکی قانونی معرفی شوم، کپی پزشکی در خصوص گواهی بر باکره بودن زوجه قبل از عقد خوانده با خواهان ضمیمه اوراق پرونده شده است، خ.
ب. ت. لایحه در بخشی از آن به اینکه عقد ازدواج ما با خوانده بر این اساس بوده که هر دو سابقه ازدواج نداشتهایم و چون [بعد] از عقد خلاف آن ثابت شده لذا تقاضای فسخ نکاح دادهام و ز. ن. د. بخشی از لایحه تقدیمی خود اظهار داشته بر فرض عدم اطلاع خواهان از عقد قبلی من، هیچ خللی به دو شرط ضمن عقد از جمله تجرّد و دوشیزگی خللی وارد نشده و آنچه شرط است دوشیزگی م. ب. که من دوشیزه هستم و قبل از عقد با خواهان اقدام به اخذ گواهی پزشکی در این خصوص نمودم و از طرفی در جلسه خواستگاری خواهان با علم به ازدواج قبلی من اصرار به ازدواج با من را نمودند و متعاقباً اقدام به کارهای غیراخلاقی نمودند و دعاوی علیه اینجانب دادند که من هم دعوای تقابل در رابطه با عنن در زوج دادم که البته بعداً مسترد شده است کپی سند طلاق خوانده از همسر قبلی که از نوع طلاق بائن (غیرمدخوله) بوده ضمیمه اوراق پرونده شده است برابر گواهی پزشکی قانونی در معاینه انجام شده از ز.
د. ت. 23/6/90 پرده بکارت وی حلقوی با لبه نسبتاً بلند و بدون پارگی گواهی شده است ضمناً زوجه در بخشی از یکی دیگر از لوایح خود، زوج را بر اساس دعوای تقابل قبلی دارای عنن دانسته است و زوج به پزشکی معرفی شده ولی وکیل وی گفته هزینه آن بالا م. ب. [و] تقاضا نموده که زوجه هزینه آنرا که مدعی عنن در زوج است پرداخت نماید، پرونده مربوط به طلاق زوجه از همسر قبلی مطالبه و مورد مطالعه دادگاه قرار گرفته شده و از آن خلاصهبرداری گردیده که تقاضای طلاق بهصورت توافقی بوده و در صورتجلسه آن زوجین اعتراف نمودهاند که هیچ رابطه زناشوئی با هم نداشته و ز.
ا. د. که باکره است، مجدداً خواهان و خوانده با تقدیم لوایح مجدد مطالب گذشته را تکرار نمودهاند، و در جلسه مورخه 6/9/90 دادگاه، خوانده ضمن اینکه طلاق خود را در حال باکره بودن از همسر قبلی توضیح داده اظهار داشته که من موضوع ازدواج قبلی را به خواهان گفتم اما در مراسمات مطرح نشد و کسی هم از ما سئوال نکرد، بعضاً شهود تعرفه شده از سوی خواهان اذعان نمودهاند که موضوع ازدواج قبلی زوجه در جلسات بلهبرون و عقد مطرح نگردید، شعبه محترم 271 دادگاه عمومی خانواده دو پس از بررسی و تحقیقات انجام شده به موجب دادنامه شماره 0001556- 25/10/90 ب.
ت. ب. محتویات پرونده و مفاد دادخواست تقدیمی از ناحیه خواهان آقای م.ف. با وکالت خانم …. و آقای ح. شهرت هر دو م. به طرفیت همسرش خانم ….غ. به خواسته فسخ نکاح به جهت تدلیس در امر ازدواج و ملاحظه اظهارات طرفین و وکلاء آنان و با عنایت به اینکه در عقد ازدواج طرفین پرونده شرط عدم ازدواج دیگری برای زوجه شرط نشده و زوجه نیز باکره م. ب. و مستنداً به مفهوم مخالف <a class="artref" href="/ماده/ماده-1128-a_0815110236785">ماده 1128 قانون مدنی</a> حکم به رد دعوای خواهان در رابطه با فسخ نکاح صادر نموده است، رأی دادگاه پس از ابلاغ از سوی زوج آقای م.ف.
با وکالت خانم ز.م. مورد اعتراض قرار گرفته و با تقدیم دادخواست و لایحه پیوست و عدم توجه دادگاه بدوی به دلائل و مستندات وی و گواهی شهود و عدم ارائه دلیل از سوی زوجه مبنی بر مطلع بودن زوج از ازدواج قبلی زوجه و کلمات ارسالی از زوجه به زوج در پیامک ها که همگی حاکی از بیاطلاعی زوج بوده لذا تقاضای تجدید نظر نموده است، وکیل ز. ن. د. رد تجدید نظرخواهی زوج با بیان اینکه هیچگونه تردیدی در ازدواج زوجین در این پرونده صورت نگرفته لایحهای تقدیم دادگاه کرده است پرونده در شعبه محترم دوم دادگاه تجدیدنظر استان مطرح و بدواً به لحاظ مبهم بودن تاریخ ابلاغ را در موعد مقرر، پرونده به دادگاه بدوی عودت داده شده تا رفع ابهام نماید که متعاقباً اعلام گردیده که تجدیدنظرخواهی در موعد مقرر بوده است و پرونده به دادگاه تجدیدنظر عودت داده شده است، متعاقباً شعبه محترم دوم دادگاه تجدیدنظر استان به موجب دادنامه شماره 000397- 31/2/91 ب.
ت. ب. اوراق و محتویات پرونده و اظهارات ت. ن. خ. موضوع ازدواج سابق مشارالیها به ت. ن. خ. اطلاع داده شده و ت. ن. خ. نیز جهت اطمینان و اثبات دوشیزه بودن خود مبادرت به اخذ گواهی پزشکی نموده و دادنامه تجدیدنظرخواسته نیز موافق موازین صادر شده و ایرادی از حیث شکلی یا ماهوی که موجب نقض گردد ارائه نشده لذا با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید نموده است، سپس زوج آقای م.ف. با وکالت خانم ز.م. در اعتراض به دادنامه فرجامخواسته که در آن دادنامه تجدیدنظرخواسته تأیید گردیده با تقدیم دادخواست و لایحه پیوست و تکرار مطالب گذشته آنرا مخدوش دانسته و فرجامخواهی کرده است و وکیل زوجه نیز با تبادل لایحه در رد فرجام خواهی تقاضای قطعی شدن دادنامه را نموده و پرونده برای فرجام خواهی به دیوان عالی کشور ارسال و مآلاً برای بررسی به این شعبه ارجاع شده است.
هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و دقت در اوراق پرونده و دادنامه شماره 000397-31/2/91 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رأی میدهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص فرجامخواهی آقای م.ف. فرزند ک. با وکالت خانم ز.م. به طرفیت همسرش خانم ….غ. فرزند م. در اعتراض به دادنامه شماره 000397- 31/2/91 صادره از شعبه محترم دوم دادگاه تجدیدنظر استان که به موجب آن رأی شماره 0001556- 25/10/90 شعبه محترم 271 دادگاه عمومی خانواده دو مبنی بر حکم به رد فسخ نکاح فیمابین ف.
خ. و فرجامخوانده تأیید گردیده است، با امعان نظر و مداقه در جامع از اوراق و محتویات پرونده اولاً- برابر قرائن و امارات مندرج در پرونده زوج فیالجمله قبل از اجراء عقد با زوجه از ازدواج قبلی زوجه اطلاع یافته و بر همین اساس زوجه جهت جلب اطمینان بیشتر زوج در خصوص اینکه با همسر قبلی در عقد بوده و زناشوئی با وی نداشته و باکره است اقدام به اخذ گواهی در خصوص باکره بودنش به هنگام ازدواج با ف. خ. کرده و عدم مطرح شدن ازدواج قبلی زوجه در مجلس بلهبرون و یا عقد یک امر متعارف بوده که طرفین نخواسته[اند] بستگان از این موضوع مطلع باشند و ثانیاً- قید عدم ازدواج قبلی زوجه جزء شروط ضمن عقد بصورت لفظی ذکر نشده و اجراء صیغه عقد مبنیاً بر قید مذکور نیز فاقد ادله و مدارک اثباتی قابل استناد است و آنچه که بهعنوان قید و شرط در عقدنامه ذکر شده دوشیزه بودن (باکره بودن) زوجه است که هم اکنون نیز برابر گواهی پزشکی قانونی نامبرده باکره م.
ب.. بنابهمراتب یاد شده و ضمن رد فرجامخواهی، دادنامه فرجامخواسته در تأیید دادنامه تجدیدنظرخواسته ابرام میگردد و پرونده در اجراء ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی به دادگاه صادرکننده حکم ارسال میشود.
رئیس شعبه 26 دیوان عالی کشور- مستشار
انصاری - افشاری
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
اثر مسلمان شدن زوج بعد از نکاح
در این پرونده، خواهان به منظور فسخ نکاح، ادعای عدم تمایل خوانده به برقراری رابطه جنسی و ناتوانی در نعوظ را مطرح کرده است. این ادعا با استناد به نظریه پزشکی قانونی مبنی بر وجود بیماری تورشن بیضه و عدم توانایی باروری مطرح گردیده است. دادگاه در تاریخ 22 خرداد 1401، ب. ت. ب. نظریه مذکور، حکم به فسخ نکاح صادر کرده است. پس از صدور این حکم، وکیل خوانده به آن اعتراض کرده و ادعا نموده است که موکل او ناتوانی جنسی ندارد.
با این حال، دادگاه در تاریخ 22 تیر 1401، دادنامه بدوی را تایید کرده است. سپس، وکیل خوانده به این دادنامه فرجامخواهی کرد که شعبه مربوطه پس از بررسی، با استناد به مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی، فرجامخواهی را رد و دادنامه فرجامخواسته را تایید و ابرام نموده است. این تصمیم به دلیل عدم ارائه ادله موجه از سوی وکیل ف. خ. اتخاذ گردیده است.
در این پرونده ف. ز. به وکالت از ف. ر. بر در مورخه 1400/10/21 با تقدیم دادخواست به خواسته فسخ نکاح به طرفیت ا.
ک. طرح دعوی نموده و اعلام کرده در 1400/04/04 با خوانده ازدواج نموده با مهریه 65 سکه بهار ازادی و طی سه ماه زندگی مشترک موکل متوجه میشود. خوانده تمایلی به برقراری رابطه جنسی ندارد. و یا اینکه هنگام ارتباط نعوظ صورت نمی گیرد و بعد به پزشک مراجعه می کنند ابتدا گفته شده ریشه ان روانی است.ولی زوجه باکره می ماند و مطلع میشود. که به علت بیماری تورشن بیضه چپ را زوج از دست داده و قبل از عقد این مطلب پنهان مانده و خوانده با اختلاف ترک منزل نموده و احتمال ناتوانی جنسی و عقیم بودن زوج وجود دارد.
لذا با جلب نظر پزشکی قانونی درخواست فسخ نکاح را دارم. شعبه *در 1400/11/16 تشکیل جلسه داده است.وکیل خ. ب. خ. تاکید نموده است.وکیل خ. گ. موکل ناتوانی جنسی ندارد. دادگاه مقرر نموده از زوج معاینه به عمل اید. گزارش پزشکی قانونی به شرح ص 36 حاکی است.زوجه غیر مدخوله است.زوج به شرح ص 41 اعلام کرده قادر به پرداخت هزینه معاینه نیست. پزشکی قانونی شرق *به شرح ص 54 اعلام کرده زوج اختلال شدید نعوظ دارد. و توانایی بارور سازی هم ندارد.
ایجاد نعوظ با تزریق دارو امکان پذیر است.و اثر موقتی دارد. دادگاه به موجب دادنامه شماره *مورخه 1401/03/22 ب. ت. ب. نظریه پزشکی قانونی و بیماری زوج و عدم توانایی باروری و نعوظ به طور طبیعی حکم به فسخ نکاح با استناد به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1122-a_0815110236779">ماده 1122 قانون مدنی</a> داده است.ص 63 خانم ز. ف. ن. به وکالت از ا. ک. نسبت به دادنامه اعتراض نموده است.و اعلام کرده از فوریت فسخ استفاده نشده است.و پزشک معالج موکل اعلام کرده مشکل نعوظ ندارد. شعبه *به موجب دادنامه شماره *مورخه 1401/04/22 دادنامه بدوی را تایید نموده است.وکیل زوج از دادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه تقدیمی ایشان و پاسخ وکیل زوجه ف.
ز. در زمان شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز و اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *01/4/22 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد.
فرجامخواهی خانم ز. ف. ن. به وکالت از ا. ک. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 1401/04/22 صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم به فسخ نکاح زوجین صادرگردیده وارد و موجه نیست و دادنامه فرجامخواسته ب. ت. ب. نظریه پزشکی قانونی از جهت
1- عدم توانایی باروری زوج 2- عدم امکان نعوظ به صورت طبیعی مطابق مقررات و موازین قانونی صادر و ایراد و اعتراض موجه و موثری که موجبات نقض دادنامه فرجامخواسته را براساس مقررات مندرج در ماده 371 قانون ایین دادرسی مدنی ایجاب نماید. از ناحیه وکیل ف. ا. ن. است.لذا مستندا به مواد 370 و 396 قانون مارالذکر با رد فرجامخواهی به عمل امده دادنامه فرجامخواسته را تایید وابرام می نماید. /ا401/9/6
رئیس شعبه: ج. ق. مستشار: س. م. ت.
در این پرونده، درخواست فسخ نکاح به دادگاه ارائه شده است.
خواهان ادعا کرده که در تاریخ معینی با طرف مقابل ازدواج کرده و پس از عقد متوجه سوختگی شدید یکی از پاهای زوجه شده که از آن بیاطلاع بوده است. وی به تدلیس در نکاح استناد کرده و خواستار صدور حکم فسخ م. ب.. طرف مقابل در جلسه دادگاه حاضر نشده و از خود دفاعی نکرده است. دادگاه در مراحل مختلف، به دلایل عدم صلاحیت و بطلان دعوی به دلیل عدم ارائه دلیل موجه، رای صادر کرده است. وکیل طرف مقابل نیز به فوریت در طرح دعوی اشاره کرده و خواهان را به عدم رعایت الزامات قانونی متهم نموده است.
در نهایت، دادگاه تجدیدنظر به درخواست فرجامخواهی رسیدگی کرده و رای قبلی را به دلیل عدم ارائه دلیل موجه و عدم رعایت الزامات قانونی، مطابق با مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی، تایید و ابرام نموده است.
در این پرونده اقای ع. گ. م. دادخواست فسخ نکاح به طرفیت خانم ر. ا. تقدیم دادگاه حقوقی عمومی *نموده و اظهار داشته در تاریخ 1400/01/19 با خوانده ازدواج نمودم همان شب عقد متوجه شدم که یکی از پاهای زوجه از انگشت پا تا کمر کاملا سوخته بوده که ما را در جریان ان قرار نداده بودند مرا به قران قسم دادند که این مسیله را برای حفظ ابرو بازگو نکنم تا اینکه ایشان مهریه خ.
ر. ب. اجرای گذاشت و من هم تقاضای صدور حکم مطابق خواسته را به علت تدلیس در نکاح دارم. دادگاه در تاریخ 1400/12/01 وقت رسیدگی تعیین کرده و طرفین را دعوت نموده است.خواهان اقای ف. ج. ز. را به عنوان وکیل به دادگاه معرفی کرده و در جلسه دادگاه حاضر شده و درخواست موکل خود را ب. ش. د. تقدیمی بازگو نموده است. خ. د. ج. دادگاه حاضر نشده و دفاعی ننموده است.دادگاه در تاریخ 1400/12/02 مبادرت به صدور قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگاه شهرستان *نموده است.دادگاه مذکور در تاریخ 1401/01/29 وقت رسیدگی تعیین کرده و طرفین را دعوت نموده است.خواهان درخواست خ.
ر. ب. شرح صورت جلسه جداگانه به دادگاه ارائه خواهد نمود. وکیل خ. ا. د. دفاعیات خ. ر. ب. شرح صورت جلسه جداگانه به دادگاه اعلام خواهم نمود. وکیل زوجه برابر صورت جلسه مورخ مذکور اظهار داشته ب. ت. ب. تاریخ وقوع عقد نکاح خیار فسخ فوری است.ب. ت. ب. اینکه زوج از همان روز اول برحسب اظهار زوج به این امر توجه داشته و مطلع بوده در همان زمان ایشان دادخواست الزام به تمکین تقدیم داشته است.لذا با عنایت به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1131-a_0815110236789">ماده 1131 قانون مدنی زوج</a> رعایت فوریت در طرح دعوا را نکرده وکیل ز.
ا. د. بعد از عقد نکاح قرار بوده که زوجه در منزل پدری باشد. و بعدا با تشریفات و مراسم عروسی صورت پذیرد ولی در همان لحظه زوجه لوازم مورد نیاز خود را در خودرو گذاشته و راهی منزل شوهرش میشود. که در همان روز متوجه وضعیت خوانده محترم و تدلیس وی در نکاح شده و موکل فردای ان روز به منزل معرف خوانده رفته و موضوع را مطرح کرده است.که معرف اظهار داشته این مسیله را من به پدر خانواده وی می گویم زوجه موکل را قسم داده که این مسیله بازگو نگردد.
تا ابرویش حفظ شود. موکل می گوید از همان شب اول تا زمانی که زوجه را تحویل پدرش دادم هیچ گونه نزدیکی با وی نداشته است. شهود هم شاهد ماجرا میباشند. ضمن اینکه هر دو فسخ نکاح را پذیرفته اند اما بعد از اینکه به خانه پدری رفته اقدام به تقدیم دادخواست مهریه نموده است.ضمن اینکه موکل بی سواد بوده و تا زمانی که ارشاد گردد. نتوانسته به صورت قانونی حق خود را مطالبه نماید. زوجه می گوید من مدتها با زوج زندگی کرده ام و بارها با وی معاشرت داشته ام سپس دادگاه در تاریخ 1401/01/31 مبادرت به صدور رای به بطلان دعوا به لحاظ عدم احراز دعوی فسخ نکاح و فقد دلیل موجه نموده است.متعاقبا زوج به شرح لایحه وکیل خ.
ن. ب. رای صادره مذکور دادخواست تجدیدنظرخواهی تقدیم داشته که پرونده جهت رسیدگی به تجدیدنظرخواهی به شعبه *ارجاع شده است.دادگاه تجدیدنظر در تاریخ 1401/05/03 مبادرت به صدور رای به رد درخواست تجدیدنظرخواهی و تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته نموده است.متعاقبا ز. ن. ب. رای صادره مذکور معترض است.و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی کرده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی م. ب..
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص دادخواست فرجامخواهی اقای ع. گ. م. نسبت به رای شماره *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 1401/01/31 شعبه *مبنی بر صدور حکم به بطلان دعوی فسخ نکاح به لحاظ عدم ابراز دلیل موجه، ب. ت. ب. محتویات پرونده فرجامخواهی وارد نمیباشد. زیرا، رای فرجامخواسته بر اساس موجود در پرونده صادر گردیده و ف.
خ. د. فرایند دادرسی دلیل موجهی که ثابت کند مورد درخواست فسخ نکاح از مصادیق <a class="artref" href="/ماده/ماده-1128-a_0815110236785">ماده 1128 قانون مدنی</a> است.ابراز و ارائه ننموده، درنتیجه فرجامخواهی ف. خ. ب. کیفیتی نیست که به اساس رای صادره و استنباط و تشخیص دادگاههای بدوی و تجدیدنظر خدشه و خلل وارد اورد. علی هذا صرف نظر از اینکه زوج در طرح دعوای فسخ نکاح برابر <a class="artref" href="/ماده/ماده-1131-a_0815110236789">ماده 1131 قانون مدنی</a> الزامات مقرر را رعایت ننموده است، به لحاظ عدم ابراز دلیل موجه ضمن رد درخواست فرجامخواهی رای فرجامخواسته را مستندا به مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی ابرام می نماید.
مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م.
در تاریخ 7 خرداد 1399، درخواست انفساخ عقد نکاح به دادگاه تقدیم گردید. متقاضی ادعا کرد که طرفین در زمان ازدواج در تاریخ 26 شهریور 1382 از پیروان فرقه بهاییت بودهاند و وی از سال 1393 به دین اسلام مشرف شده، در حالی که طرف مقابل به اعتقادات خود ادامه داده است. متقاضی با استناد به اصل 167 قانون اساسی، ماده 3 قانون آیین دادرسی مدنی و آیه 221 سوره بقره، بر این باور است که ازدواج به دلیل عدم جواز این نوع ازدواجها باطل است.
در دادگاه بدوی، به دلیل عدم ارائه دادخواست صحیح، دعوی رد شد. در مرحله تجدیدنظر، حکم به انفساخ عقد نکاح صادر گردید، اما این حکم به دلیل مغایرت با موازین شرعی و قانونی نقض گردید. دیوان عالی کشور نیز در تاریخ 15 شهریور 1399، حکم به نقض دادنامه تجدیدنظر و ارجاع مجدد به شعبه همعرض صادر کرد و تاکید نمود که مسلمان شدن متقاضی پس از نکاح، موجب انفساخ نکاح نمیشود. بر این اساس، پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر ارجاع شد.
در تاریخ 1399/03/07 اقای ع. ا. ا. ب. لت از طرف اقای ج. ا. به طرفیت خانم ی. ت. دادخواستی به خواسته صدور حکم به انفساخ عقد نکاح فیمابین خواهان و خوانده تقدیم و در متن دادخواست توضیح داده که موکل و خوانده از تاریخ ازدواج خود با یکدیگر در مورخ 1382/06/26 هر دو از فرقه ضاله بهاییت بوده و هیچ یک مسلمان و یا از اقلیتهای دینی مقرر در اصل 12 قانون اساسی *اسلامی ایران نبوده اند و موکل از اوایل سال 1393 به دین مبین اسلام مشرف شده و علیرغم مسلمان شدن خواهان، خوانده همچنان بر اعتقاد و فرقه خود باقی مانده و ب.
ت. ب. درخواست ها و اصرارهای مکرر موکل، مشارالیها از تشرف و ورود به دین مبین اسلام خودداری مینماید. و هر چند قانون نسبت به ازدواج مرد مسلمان با زن غیر کتابی ساکت م. ب.. ولی ب. ت. ب. اصل 167 قانون اساسی و ماده 3 قانون ایین دادرسی مدنی و ایه 221 سوره بقره و از طرف دیگر بنا به تعاریف مصطلح و مورد پذیرش فقه و قانون در مورد کفر و کافر و عدم جواز این نوع ازدواج ها عدم سلطه و تسلط کفار بر مسلمین م. ب.. مضافا طبق فتاوی حضرت ا.
خ. (ره) و م. م. ر. و ایات عظام ن. ه. و م. ش. و سایر مراجع تقلید اعضای فرقه بهاییت را از زمره مسلمین خارج دانسته و هرگونه رابطه ای با انها را حرام اعلام کرده اند و ارتباط با انها را مقید به مواردی دانسته اند که امید ارشاد و هدایت انها باشد. و عقد نکاح با انان را حرام و باطل اعلام نمودهاند و ب. ت. ب. تشرف موکل (خواهان) به دین مبین اسلام و سکوت قانون مدنی در مورد ازدواج مرد مسلمان با زن غیرکتابی و ب. ت. ب. اینکه با وصف طلاق خوانده از جانب موکل فاقد وجاهت قانونی م.
ب.. و بهمین دلیل موکل طی یک نوبت در پرونده کلاسه *در شعبه *ح فیمابین خود و خوانده تقدیم نموده که پس از رسیدگی منتهی به صدور دادنامه شماره 251 - 98 مورخ 1398/03/19 شده و در این دادنامه اعلام شده که موکل به جای بطلان نکاح باید دادخواست به خواسته انفساخ عقد ازدواج تقدیم می نمود و بهمین علت حکم بر بطلان دعوی موکل صادر گردیده و در مرجع تجدیدنظر قطعیت یافته است.لذا با توجه بمراتب اشعاری صدور حکم بر انفساخ عقد نکاح فیمابین موکل و خوانده با احتساب کلیه خسارات دادرسی و حق الوکاله وکیل م.
ا.. دادخواست مطروح حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد، اقایان م. ط. ر. و م. ب. ع. وکلای پ. ی. د. ب. ت. و. از جانب زوجه خوانده اعلام نموده نموده اند. در جلسه رسیدگی مورخ 1399/03/25 که با حضور زوجین و وکلای انان تشکیل جلسه گردیده خ. ا. د. دعوی ب. ش. د. تقدیمی است.اینجانب در تاریخ 1382/06/26 با خوانده ازدواج دائم نمودم ماحصل ان یک فرزند دختر به نام ا. متولد 1386/02/12 است.من و زوجه هر دو بهایی بودیم و از اول سال 1393 من شیعه 12 امامی شدم و زوجه شیعه 12 امامی نشده است.از تاریخ 1394/03/01 به بعد جدا از زوجه زندگی میکنم مهریه در سند ازدواج ذکر شده که پرداخت شده است.لذا تقاضای انفساخ عقد نکاح دارم.
فرزند مشترک نزد زوجه است.و حکم حضانتی صادر نشده و جهیزیه زوجه نزد خودش است.دعوی طلاق قبلا مطرح شده و مختومه گردیده است.وکیل خ. ا. د. ب. ش. د. تقدیمی و مستندا به دادنامه قطعیت یافته شماره *مورخ 98/3/19 صادره از شعبه *تقاضای رسیدگی و صدور حکم بر انفساخ عقد ازدواج فیمابین موکل و خوانده و مطالبه کلیه خسارات دادرسی را دارم. لازم بذکر است.که طلاق و بطلان نکاح و انفساخ عقد نکاح سه 3 مورد متفاوت و متمایز از هم م. ب.. و هر یک دارایی مقوله خاص و قانونی مختص به خود م.
ب.. و خوانده نمیتواند با استناد به پرونده های و دیگر در پرونده مطروحه دعوی را مسبوق به سابقه رسیدگی نماید. خوانده (زوجه) اظهار داشت من و شوهرم هر دو بهایی بودیم مهریه ام وصول شده است.جهیزیه نزد من نمیباشد. و زوج من را از منزل بیرون کرده است.دخترم با خودم زندگی می کند و نفقه وی اکنون از طریق حکم زوج باید بدهد و نفقه قبلی وی از بین رفته است.من قصد ادامه زوجیت با خواهان دارم. و ایشان قصد جدا شدن دارد. و من به مذهب بهایی خود پای بند هستم از 1394/04/01 به بعد از زوج جدا هستم تقاضای وصول حقوق مالی شامل 1/2 اموال با اجرت المثل ایام زوجیت از تاریخ عقد عروسی که 1382/06/26 بوده و نفقه گذشته از 1399/02/01 تا زمان صدور رای و نفقه ایام عده دارم.
زوج دعوی طلاق داده که رد شده است.لذا با دعوی خواهان در صورتی که حق و حقوق من را به شرح فوق بدهد موافق هستم وکلای خوانده اظهار داشتند طرفین دعوی هر دو در زمان وقوع عقد نکاح بهایی بوده اند و عقد نکاح انان چون منافاتی با شرع و اخلاق و نظم عموی و قانون نداشته و ندارد. و صحیح بوده و هست و اثار یک عقد صحیح را با خود حمل می کند سابقه پرونده حاضر به این بر میگردد. که در سال 1394 اقای ج. ا. و دعوایی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش مطرح نموده که ابتدای دادگاه نخستین و شعبه *ان را پذیرفت اما با نقض رای از سوی شعبه *مقرر گردید.که وجود شرط تنصیف دارایی در صورت جدایی و در صورت احراز دادگاه دارد.
شناسایی اموال و صدور حکم تنصیف گردد. و پس از احراز وجود شرط تنصیف و شناسایی و ارزیابی اموال و ختم مذاکرات، اقای ج. ا. دعوی خود را مسترد نموده که حکم به صدور سقوط دعوای او صادر شد حال اقای ا. برای بی اثر کردن این شرط و قرار سقوط دعوی دعوی خ. ر. ب. اعلام انفساخ نکاح تغییر داده است.که ب. ت. ب. مفهوم مخالف ماده 1059 موجبی برای انفساخ نیست اما از انجا که اثر انفساخ عقد نسبت به اتیه است.پس در صورت تایید و اعلام انفساخ میبایست حقوق مالی زوجه و در راس ان شرط تنصیف دارایی در صورت انحلال نکاح و جدایی اجرا گردد.
و زوج باید نصف دارایی خ. ر. ب. زوجه تملیک نماید. تقاضا داریم پرونده کلاسه *از دادگستری استان شعبه *مطالبه و مورد بهره برداری قضایی قرار گیرد. وکیل خ. د. خ. عدم تاثیر شرایط مقرر در طلاق در انفساخ عقد ازدواج مطالبی بیان داشته که در صورتمجلس منعکس گردیده و سپس به دستور دادگاه دفتر این شعبه شماره پرونده سابق مطروحه فیمابین زوجین و موضوع این پرونده ها را طی گزارش به دادگاه اعلام و تصویر ارای صادره در این پرونده ها از مراجع ذیربط مطالبه و پیوست پرونده محاکماتی حاضر گردیده و سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور به موجب دادنامه شماره 299 مورخ 1399/04/21 پس از ذکر خواسته خواهان و توضیحات بعدی ایشان و وکیل وی و اظهارات زوجه و وکلای ایشان و اعلام احراز رابطه زوجیت بین طرفین ب.
ت. ب. نظریه قاضی مشاور مبنی بر عدم پذیرش دادخواست خواهان و صدور حکم بر بطلان دعوی و اینکه موارد فسخ نکاح و انفساخ نکاح در قانون احصای شده و بهایی بودن زوجه جزی موارد انفساخ نمیباشد. و زوجه را از دین اسلام خارج می کند لذا به استناد مواد 10 و 219 و 220 و 1120 و 1122 و 1131 و 1257 و 1258 قانون مدنی و مفهوم مخالف مواد 10 و 197 قانون ایین دادرسی مدنی و مواد 2 و 4 (بند 1) قانون حمایت خانواده رای بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است.
پس از ابلاغ رای صادره وکیل ز. د. م. قانونی نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از انجام تشریفات قانونی و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 1245 - 99 مورخ 1399/06/15 به شرح زیر انشای رای نموده است. تجدیدنظرخواهی اقای ع. ا. ا. ب. لت از اقای ج. ا. … وارد م. ب.. زیرا وکیل ت. ن. خ. اظهار داشته موکل اقای ج. ا. در تاریخ 1382/06/26 با خانم ی. ت. ازدواج نموده است.و در تاریخ عقد نکاح هر دو بهایی بوده اند ولی موکل (زوج) اوایل سال 1393 مسلمان شده است.ولی خانم ی.
ت. همچنان بر بهایی خود باقی مانده است.لذا تقاضای رسیدگی و صدور حکم به شرح خواسته دارم. و ت. ن. خ. (زوجه) نیز به شرح صورتجلسه مورخ 99/3/25 دادگاه بد و. ا. د. من به بهایی بودن خودم پای بند هستم و از تاریخ 94/4/1 به بعد نیز جدای از هم زندگی می کنیم بنا به مراتب فوق و مستندا به مساله 3 از مبحث القول فی الکفر از تحریراوسیله حضرت ا. خ. (ره) که بیان شده است.و اذا اسلم زوج الوثنیه و ثنیا کان او کتابیا فان کان قبل الدخول انفسخ النکاح فی الحال و ان کان بعده یفرق بینها و ینتظر انقضای العده، فان اسملت الزوجه قبل انقضایها بقیا علی نکاحهما والا انفسخ النکاح یمعنی انه تبیین انفساخه من حین اسلام الزوج هیات دادگاه دادنامه تجدیدنظرخواسته را منطبق با موازین قانونی ندانسته و به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته حکم به انفساخ عقد نکاح مورخ 82/6/26 منعقده بین طرفین دعوی صادر و اعلام مینماید.
و زوجه باید از تاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجام خواهی سه 3 ماه عده نگهدارد. و در صورتی که در ایام عده به دین اسلام مشرف گردد. ازدواج طرفین دعوی بقوت خود باقی است.والا پس از انقضای عده انفساخ عقد نکاح از تاریخ اسلام اوردن زوج مسجل میگردد. ….
دادنامه اخیر الذکر در تاریخ 1399/06/17 به وکلای ز. ا. ش. و نامبردگان در تاریخ 1399/07/07 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به ان فرجامخواهی نمودهاند که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.
لوایح طرفین به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و اوراق پرونده، و در خصوص دادنامه شماره 1245 - 1399/06/15 مشاوره نموده و به شرح زیر رای صادر می نماید.
فرجامخواهی وکلای ف. خ. خانم ی. ت. نسبت به دادنامه شماره 1245 - 99 مورخ 1399/06/15 شعبه *که به موجب ان ضمن نقض دادنامه شماره 299 -99 صادره از شعبه *حکم بر انفساخ عقد نکاح مورخ 1382/06/26 منعقده بین طرفین دعوی صادر گردیده است.ب.
ت. ب. جامع اوراق پرونده مالا وارد و موجه است.زیرا زوجین که از اتباع *بوده در حالی که هر دو بهایی و پیرو فرقه بهاییت بوده اند در سال 1382 حسب الاقرار با یکدیگر نکاح دائم نمودهاند و به لحاظ اینکه از شمول اقلیت های دینی برسمیت شناخته شده مصرح در اصل سیزدهم قانون اساسی و هم چنین قانون رسیدگی به دعاوی راجع به احوال شخصیه و تعلیمات دینی ایرانیان زرتشتی و کلیمی و مسیحی مصوب سال 1372 مجمع تشخیص مصلحت نظام خارج بوده اند لذا مطابق <a class="artref" href="/ماده/ماده-6-a_0815110235650">ماده 6 قانون مدنی</a> *در کلیه امور مربوط به احوال شخصیه خود علیرغم بهایی بودن خویش تابع قوانین راجع به احوال شخصیه مقرر در قانون مدنی و دیگر قوانین *بوده و مقررات راجع به احوال شخصیه مقرر در این قوانین درباره انان حاکم و لازم الاجرای خواهد بود و با وجود اینکه زوج فرجامخوانده حسب الاقرار و استشهادیه پیوست پرونده در سال 1393 با خروج از فرقه بهاییت به دین اسلام و مذهب تشیع ایمان اورده و مسلمان گردیده است.معهذا این اقدام و تغییر اعتقاد دینی نامبرده هیچ تاثیری در قوانین و مقررات حاکم بر احوال شخصیه انان نداشته و کماکان همان قوانین و مقررات راجع به احوال شخصیه قابل اجرا در مورد ایرانیان شیعه مذهب درباره انان حاکم و لازم الاجرای خواهد بود بر این اساس اولا - چون قانون مدنی *راجع به اینکه بعد از نکاح زن و شوهر ایرانی غیرمسلمان چنانچه شوهر مسلمان شود.
این اقدام شوهر و مسلمان شدن نامبرده چه تاثیری در نکاح بین انان خواهد داشت ساکت بوده و در این قانون و حتی قوانین موضوعه دیگر حکم و مقرره خاصی در خصوص مورد مشهود نبوده لذا مسلمان شدن زوج فرجامخوانده بعد از نکاح خود با ز. ف. خ. با وصف بقای زوجه بر بهاییت خویش قانونا از موجبات انفساخ نکاح انان نخواهد بود. ثانیا - از حیث موازین فقهی: حسب فتوای حضرت ا. ر. (ره) در کتاب تحریرالوسیله که در دادنامه فرجام خواسته مورد استناد قرار گرفته مسلمان شدن شوهر بعد از نکاح در صورتی موجب انفساخ نکاح خواهد بود که زن وثنیه و بت پرست بوده باشد.
باین نحو که اگر شوهر زن وثنیه و بت پرست مسلمان شود. چنانچه قبل از دخول به زن بوده باشد. عقد و نکاح انان بلافاصله فسخ میشود. و اگر بعد از دخول بوده باشد. بعد از عده چنانچه زن مسلمان نشده باشد. عقد انان منفسخ خواهد بود و در مانحن فیه چون ز. ف. خ. در زمره وثنیه یعنی بت پرست محسوب نبوده لذا مسلمان شدن زوج فرجامخوانده بعد از نکاح خود با ز. ف. خ. حتی با وجود بقای زوجه بر بهاییت خویش از شمول فتوای حضرت ا. خ. (ره) که در دادنامه فرجامخواسته مورد استناد قرار گرفته خروج موضوعی داشته و شرعا مجوزی برای النفساخ نکاح فیمابین زوجین نخواهد بود بنابراین از انجاییکه به شرح مراتب اشعاری مسلمان شدن زوج فرجامخوانده بعد از نکاح خویش با ز.
ف. خ. علیرغم باقی بودن زوجه بر بهاییت خود شرعا و قانونا از موجبات فسخ یا انفساخ عقد نکاح محسوب نبوده و کماکان همان مقررات راجع به احوال شخصیه مقرر در قانون مدنی و دیگر قوانین موضوعه درباره طرفین دعوی حاکم و لازم الاجرای بوده و در این قوانین هم حکم و مقرره خاصی در خصوص مورد مشهود و ملحوظ نمیباشد. لهذا دادنامه فرجامخواسته که بدون توجه به مراتب مرقوم در فوق اصدار یافته به لحاظ مغایرت ان با موازین شرعی و مقررات قانونی واجد ایراد قانونی بوده و قابلیت ابرام نداشته مستندا به بند 2 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر استان *به عنوان شعبه همعرض ارجاع میگردد. تا ب. ت. ب. استدلال مرقوم در فوق و محتویات پرونده نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید.
شعبه هشتم دیوانعالی کشور
رئیس شعبه:ح. ع. مستشار:ح. م. ه.
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 4
موارد مرتبط 50
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
اصل در اختلاف در دایم و موقت بودن نکاح
ماده 396 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته ابرام می گردد
-
رأی
هماستناد
اعتبار شرط وجه التزام بیش از ثمن معامله
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و رسیدگی بعدی با لحاظ بندهای الف مواد
-
رأی
هماستناد
درخواست تأیید فسخ به دلیل غبن فاحش علیرغم اسقاط کافه خیارات
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مصادیق عسر و حرج زوجه
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مصادیق عسر و حرج زوجه در دعوای طلاق
ماده 396 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته نقض می گردد
-
رأی
هماستناد
تاثیر عدم آگاهی از فوریت خیار فسخ نکاح
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی جهت اقدام مقتضی به دادگاه عودت داده می شود
-
رأی
هماستناد
تأثیر قابل درمان بودن علت حجر بر صدور حکم حجر
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته به لحاظ نقص رسیدگی و
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به دلیل نازایی زوجه
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
رابطه بذل مهریه و عسر و حرج
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
عیوب موجب فسخ نکاح
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب جهت اقدام مقتضی
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه
مواد 396 و 370 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط فسخ نکاح به دلیل فقدان برخی اوصاف
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی به دادگاه صادرکننده حکم ارسال شد
-
رأی
هماستناد
دعوای فسخ نکاح به دلیل کتمان عیب جسمی
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب اسلامی جهت اقدام
-
رأی
هماستناد
نقض دادنامه ابطال اسناد رسمی و خلع ید در دیوان عالی به دلیل نواقص در رسیدگی دادگاه بدوی
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای عدم امضای قرارداد توسط صاحبین امضای مجاز شرکت
ماده 396 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه ی فرجامخواسته را نقض و طبق بندهای
-
رأی
هماستناد
نحوه تعیین اجرت المثل تصرف مازاد بر مدت اجاره
مواد 396 و 370 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
محدوده نظر پزشکی قانونی در تشخیص حجر
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی به علت نقص رسیدگی و تحقیقات نقض و رسیدگی ب
-
رأی
هماستناد
مطالبه ارز خارجی موضوع حساب سپرده ارزی
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و رسیدگی بعدی طبق بند دال ماده 401 به
-
رأی
هماستناد
بیمار پارکینسون و حجر
مواد 396 و 370 قانون آیین دادرسی مدنی ابرام نموده است
-
رأی
هماستناد
شرایط انفساخ نکاح به علت ارتداد زوج
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی ارسال گردید
-
رأی
هماستناد
اثر جعل ظهرنویسی بر مسئولیت صادر کننده چک
ماده 396 و 370 از قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته را ابرام می نماید
-
رأی
هماستناد
تایید تحقق وکالت در طلاق از سوی دیوان عالی کشور
ماده 396 از قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوای فسخ نکاح به دلیل کتمان افسردگی توسط زوجه
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی به دادگاه صادرکننده حکم ارسال می شود
-
رأی
هماستناد
تعیین وجه التزام برای تعهد به پرداخت وجه نقد
قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد فلذا به تجویز ماده 396
-
رأی
هماستناد
اثر مفارقت جسمانی زوجین بر احراز عسرو حرج زوجه
قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد فلذا به تجویز ماده 396
-
رأی
هماستناد
درخواست طلاق به دلیل ازدواج مجدد زوج
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مناط زمانی تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته را ابرام می نماید
-
رأی
هماستناد
شرط صحت رجوع زوجه به ما بذل
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی به دادگاه صادرکننده حکم ارسال می شود
-
رأی
هماستناد
تقاضای فسخ نکاح به دلیل کتمان ازدواج سابق زوجه
مواد 396 و 370 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مفهوم جنون
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه ی فرجام خواسته نقض و رسیدگی بعدی ب
-
رأی
هماستناد
درخواست طلاق زوجه به دلیل ناباروری زوج
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب جهت اقدام مقتضی
-
رأی
هماستناد
درخواست فسخ نکاح به دلیل بیماری صرع زوجه
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوای فسخ نکاح به دلیل پنهان کردن ازدواج قبلی
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی به دادگاه صادرکننده حکم ارسال می شود
-
رأی
هماستناد
تقاضای طلاق توسط زوجه به دلیل محکومیت کیفری زوج
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حصری بودن عیوب موجب فسخ نکاح
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اثر توافق بر طلاق در آینده
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مصادیق عسر و حرج زوجه در دعوای طلاق
ماده 396 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته ابرام می گردد
-
رأی
هماستناد
شرط فسخ نکاح به دلیل فقدان برخی اوصاف
مواد 396 و 370 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نقش مفارقت جسمانی زوجین در دعوای طلاق
ماده 396 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته ابرام می گردد
-
رأی
هماستناد
1- اثر حقوقی تعیین وجه التزام برای تعهد به پرداخت وجه نقد2- مطالبه خسارت تاخیر تادیه تا زمان اجرای حکم
قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد فلذا به تجویز ماده 396
مواد مرتبط 2
-
اعمال
از این صفحه
ماده 396 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی به دادگاه صادرکننده حکم ارسال می شود
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1128 — قانون مدنی
ماده 1128 قانون مدنی حکم به رد دعوای خواهان در رابطه با فسخ نکاح صادر نموده
دکترین 8
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم بطلان و فسخ نکاح — حکم بطلان نکاح بنا به دعوای زوج
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم بطلان و فسخ نکاح — فسخ نکاح تصمیم ماهوی دادگاه خانواده پس
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم بطلان و فسخ نکاح — فسخ نکاح تصمیم ماهوی دادگاه خانواده پس
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — گفتنی است اگر طلاق غیر بائن و
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — وکالت برای اجرای صیفه طلاق را
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش — وکالت برای اجرای صیفه طلاق را
ماده 1128 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — فرق بین فسخ با منفسخ عبارت است
مواد 1120 تا 1132 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تفسیر تحلیلی مبانی فسخ قرارداد — رک مواد ۳۹۶ تا ۴۵۷ ق
مواد 1120 تا 1132 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
