Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی دادگاه بدوی در تاریخ 1392/10/7 آقای ح. پ. ( وکیل پ. ی. د. ) به وکالت از آقای ع.الف. ع. و خانم ز. ع.گ. ( هردو باوکالت مجتمع و انفرادی آقای ع. ع. ) د. ب. ط. آقایان خ. پ.س. و ک. پ.س. با وکالت آقای م. خ. ( وکیل پ. ی. د. ) به خواسته تائید فسخ قرارداد و انحلال قرارداد بیع شماره ...... مورخ 1391/9/17 ودر نهایت الزام خواندگان به تحویل مغازه ومطالبه خسارات دادرسی طرح و تقدیم نموده و در شرح آن بیان داشته موکلینش به موجب قرارداد بیع عادی مذکور سرقفلی یک باب مغازه مستحدث در پلاک ثبتی ... الی ...../.../....و .....را به خواندگان واگذار می نمایند و چک شماره ..... عهده بانک .....شعبه ..... –... به تاریخ 1391/11/18 عهده حساب جاری ..../...را به عنوان بخشی از ثمن معامله در اختیار ایشان قرار می گیرد و ذیل ماده 9 قرارداد در انتهای بخش توضیحات مقرر می گردد چنانچه به هر دلیلی چک ذکر شده الباقی ثمن معامله وصول نگردد مبایعه نامه فسخ و خریداران باید ضرر و زیان مربوط را به فروشندگان پرداخت و مغازه را تخلیه و تحویل نمایند و این عبارت فسخ ناظر به انحلال قرارداد م. ب. و در بند 2-3 قرارداد آمده تتمه ثمن به هنگام تنظیم سند رسمی در دفترخانه پرداخت گردد وتبصره 1 ماده 3 نیز صرفا ناظر به چک مندرج در بند 1-3 م. ب. و بند 2-3 حکمی جداگانه دارد. ایشان مدعی هستند مطابق عرف ابتدا انتقال رسمی صورت نمی گیرد تا بایع با چک برگشت شده مواجه نگردد و اطلاق واژه ( هر دلیلی ) در عبارت ذیل قرارداد را مفید این معنا می داند که باعدم وصول چک و مواجه شدن با گواهی عدم پرداخت سبب انحلال عقد را به طور قهری ( شرط فاسخ ) ایجاد شده می داند. وکیل خواندگان درپاسخ به طور خلاصه بیان می دارد به موجب مبایعه نامه تاریخ تنظیم سند رسمی 1391/11/18 در دفتر اسناد رسمی ....تهران بوده که بقیه ثمن معامله طی چک ذکر شده در همان تاریخ تعیین شده است. در تاریخ مقرر ب. ت. ب. عدم تهیه مقدمات انتقال وتنظیم سند از جانب فروشندگان ، امکان تنظیم سند از جانب آن ها را ممکن ندانسته و تنظیم سند موکول به زمان دیگر پس از تهیه مقدمات می گردد . استعلام از دفترخانه غیر توافق شده در مبایعه نامه در 1392/2/26 ( با فرض محال ایجاد حق فسخ در 1391/11/18 ) وتنظیم پیش نویس سند اجاره ، هرچند مورد توافق طرفین نبوده ، به طور مشخص عدول از اعمال حق فسخ ادعایی ایشان است . بنا به مراتب مذکور و نظر به این که به دلالت پاسخ های متعدد استعلام واصله از ثبت اسناد و املاک ..... تهران در 1393/4/1 و 1393/6/12 و 1393/12/13 موضوع اسناد اجاره رسمی شماره های ....و ......مورخ 1348/7/13 تنظیمی دفتراسناد رسمی ....تهران دارای چندین فقره بازداشت سرقفلی است و بدین ترتیب فراهم نبودن مقدمات انتقال حقوق سرقفلی اسناد مذکور به خواندگان توسط خ. د. ت. 1391/11/18 مقرر در قرارداد مستند ادعا احراز نمی گردد و با عنایت به این که گواهی شماره ....مورخ 1393/6/1 صادره سردفتر اسناد رسمی شماره ......تهران نیز نه تنها در تاریخ مقرر میان طرفین ( 1391/11/18 ) اصدار نیافته و به خ. ه. تحویل نگردیده ، بلکه حتی دلالتی بر آمادگی ایشان برای تنظیم سند انتقال و فراهم نمودن مقدمات آن نیز ندارد و ضمن آن که عدم حضور خ. ه. د. آن تاریخ مقرر نیز اعلام شده است و مراجعه خ. ه. د. 1392/3/6 به دفترخانه اسناد رسمی ....تهران که دلیلی بر توافق جهت مراجعه به آن دفتر و در تاریخ مذکور نیز وجود ندارد ، نمی تواند موید و مثبت انجام تعهدات قراردادی از ناحیه ایشان باشد ولی قرینه ای بر این امر تلقی می گردد که اولا خ. ه. ضمانت اجرای تخلف خریداران به شرح بخش اخیر قسمت توضیحات قرارداد را حق فسخ برای خویش درنظر گرفته اند و ثانیا در 1391/11/18 این حق را اعمال ننموده و حداقل تا تاریخ 1392/3/6 که به دفتر اسناد رسمی .....تهران مراجعه و موجبات تنظیم پیش نویس سند انتقال به نام خریداران را فراهم نموده اند نیز این حق خویش را اعمال نداشته اند. بنا به مراتب فوق استدلال وکیل خ. ه. مبنی بر انحلال قهری قرارداد موضوع ادعا در 1391/11/18 به لحاظ استدلال مرقوم ایشان را ناثواب دانسته و ب. ت. ب. این که در تاریخ مذکور جهت وصول چک بقیه ثمن نیز موکلین ایشان اقدام ننموده اند و تاریخ صدور گواهی عدم پرداخت چک مذکور از سوی بانک محال علیه 1393/2/16 م. ب. ودلیلی از سوی ایشان مبنی بر احراز تخلف خواندگان به شرح بخش اخیر توضیحات قرارداد که موجبات انشا واعلام اراده ایشان بر فسخ قرارداد در 1391/11/18 را فراهم آورد یا قرارداد را در آن تاریخ منحل شده فرض نماییم ابراز نگردیده ، لذا ادعای وکیل های خ. ه. را ثابت ندانسته و به استناد مواد 10 ، 219 ، 221 ، 224 و 236 قانون مدنی و ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 با اصلاحیه های بعدی حکم بطلان دعوای خ. ه. صادر و اعلام می گردد. این رای حضوری بوده و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران م. ب.. رئیس شعبه چهل وسوم دادگاه حقوقی تهران - آذر براه رأی دادگاه تجدیدنظر استان دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 9409972160800080 مورخ 1394/2/6 صادره از شعبه 43 دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر بطلان دعوی ع.الف. ع. و ز. ع. بطرفیت خ. و ک. پ.س. بخواسته تأیید فسخ قرارداد عادی مورخ 1391/9/17 به شماره .....راجع به سرقفلی یک باب مغازه جزء پلاک ثبتی ... الی .../../..و ....واقع در بخش ...... تهران اشعار داشته و مورد تجدیدنظرخواهی احد از خواهانهای نخستین بنام ع.الف. ع. با وکالت ع. ع. واقع شده است در اساس موافق قانون و مقررات موضوعه و مدارک ابرازی بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد نبوده و متضمن جهت موجه در نقض آن نمی باشد زیرا که اولاً مستفاد از مقررات مواد 10 و 219 قانون مدنی و قاعد فقهی لزوم صحت اصل بر نفوذ و اصالت قراردادهای تنظیمی فی مابین اشخاص است و متعاقدین قراردادها مکلف هستند تعهداتی را که به تبعیت از اصل آزادی اراده قبول نموده اند تحمل و تقبل نمایند و انحلال یک واقعه حقوقیست که پس از تحقق عقد با اراده ی. ا. ط. و یا تحقق شرط فسخ و یا تحقق شرط فاسخ و یا با تراضی متعاملین محقق می گردد و به تعبیر دیگر این واقعه به سه طریق واقع می گردد الف: فسخ: فسخ همانا انحلال ارادی قرارداد از ناحیه ی. ا. ط. و یا در نتیجه تحقق شرط فسخ محقق می گردد ب: انفساخ: انحلال قرارداد در نتیجه تحقق شرط فاسخ است ج: تفاسخ یا اقاله همانا تراضی متعاقدین قرارداد برای برهم زدن قرارداد م. ب. که در مانحن فیه آنچه خ. ه. ب. ش. د. تقدیمی از دادگاه درخواست نموده اند انحلال قرارداد بلحاظ تحقق شرط فسخ م. ب. ثانیاً با مداقه در محتویات پرونده ملاحظه می گردد مبنای روابط حقوقی فی مابین متداعین مبتنی بر قرارداد فروش سرقفلی به شماره ......م. ب. که بموجب قرارداد موصوف ت. ن. خ. به اتفاق ز. ع. مبادرت به فروش ششدانگ سرقفلی یک باب مغازه جزء پلاک ثبتی مارالذکر در قبال ثمن معین به تجدیدنظرخواندگان نموده اند که بموجب توافق ضمن عقد در باب پرداخت ثمن متعاقدین توافق نموده اند که قسمتی از ثمن بالغ بر مبلغ دو میلیارد و پانصد میلیون ریال همزمان با انعقاد عقد از ناحیه خریداران به فروشندگان پرداخت گردد که این مبلغ نیز پرداخت گردیده و محل اختلاف نمی باشد و قسمت دیگری از ثمن نیز در قالب یکفقره چک به شماره ..../...../...به مبلغ دو میلیارد و سیصد میلیون ریال عهده بانک ..... به تاریخ 1391/11/18 تحویل فروشندگان شده است و طرفین بموجب ضمن عقد (بند 302 قرارداد) توافق نموده اند که مبلغ مندرج در چک همزمان با تنظیم سند رسمی حق سرقفلی در دفترخانه مورد توافق ....اسناد رسمی تهران از ناحیه خریداران د. ح. فروشندگان کارساز می گردد و بموجب قسمت توضیحات نیز برای پرداخت وجه چک و کارسازی آن در تاریخ معهود برای فروشندگان حق فسخ در نظر گرفته شده است بنابراین اعمال حق فسخ برای فروشندگان مقید به زمان معین و عدم کارسازی وجه چک در تاریخ معین شده است از این رو زمانی فروشندگان می توانسته اند از این حق استفاده نمایند که خود در مقام ایفاء تعهدات قراردادی برآمده باشند و با امتناع طرف دیگر قرارداد از حضور در دفترخانه در تاریخ مقرر با احراز تخلف آنان و اخذ گواهینامه عدم پرداخت از بانک محال الیه در مقام اعمال حق فسخ قرارداد برآیند این درحالیست که در مانحن فیه بنابر گواهی دفترخانه شماره .....تهران به شماره .....مورخ 1393/6/1 (صفحه 58 پرونده) اساساً در تاریخ 1391/11/18 فروشندگان در دفترخانه حاضر نشده بوده اند و نسبت به ایفای تعهد خود مبنی بر تنظیم سند رسمی سرقفلی اقدامی بعمل نیاورده اند بنابراین با عدم ایفاء تکلیف قراردادی بلحاظ آنکه تعهد در مقابل تعهد بوده است نمی توانند در مقام فسخ قرارداد بلحاظ عدم ایفاء تعهد از ناحیه طرف مقابل برآیند ثالثاً مفاد گواهینامه عدم پرداخت از ناحیه بانک محال الیه نیز حاکی از برگشت خوردن چک مختلف فیه در تاریخی موخر 1392/2/6 دارد که این تاریخ مورد توافق طرفین قرارداد نبوده و اساساً توافقی در جهت مراجعه مجدد در تاریخ 1392/2/16 در دفترخانه نداشته تا بلحاظ استنکاف خریداران از حضور در دفترخانه در آن تاریخ این حق برای فروشندگان ایجاد گردد که با مراجعه به بانک محال الیه اقدام به اخذ گواهینامه عدم پرداخت نمایند و سپس با تمسک به آن در مقام اعمال حق فسخ برآیند رابعاً هرچند فسخ یک عمل قضایی نبوده که بتوان آن را از دادگاه درخواست نمود لیکن این واقعه که توسط صاحب خیار و یا صاحب شرط فسخ اعمال می گردد زمانی دارای اثر حقوقی م. ب. که به تأیید دادگاه برسد که در دوسیه مطمح نظر به جهت عدم ایفاء تعهدات قراردادی فروشندگان در تاریخ معهود این شرط (شرط فسخ) محقق نشده است که نامبردگان در مقام اعمال آن برآمده و سپس تأیید آن را درخواست نمایند از این رو دادنامه تجدیدنظرخواسته که بر همین اساس صادر گردیده خالی از هرگونه ایراد و اشکالی بوده و تجدیدنظرخواهی بعمل آمده آنهم از ناحیه احد از فروشندگان نیز با هیچ یک از شقوق ماده 348 از قانون آئین دادرسی مدنی مطابقت ندارد و دادگاه ضمن رد درخواست تجدیدنظرخواهی بعمل آمده مستنداً به قسمت اخیر ماده 358 از قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نماید. رأی صادره حضوری و قطعی است. شعبه 18 دادگاه تجدیدنظراستان تهران - رئیس و مستشاران عزت اله امانی شلمزاری - حمیدرضا کریمی - علی کرمی صادق آبادی فهرست دادگاه بدوی دادگاه تجدیدنظر استان نقد رأی اعمال حق فسخ در تعهدات متقابل در تاریخ 7 دی 1392، دعوایی به منظور تایید فسخ قرارداد بیع، الزام به تحویل مغازه و مطالبه خسارات دادرسی طرح گردید. در این دعوا، ادعا شد که به علت عدم وصول چک به عنوان بخشی از ثمن معامله، قرارداد به‌طور قهری فسخ شده است. در پاسخ، وکیل طرف مقابل اظهار داشت که عدم تنظیم سند رسمی ناشی از عدم تهیه مقدمات از سوی فروشندگان بوده و حق فسخ مدعیان به دلیل عدم حضور در تاریخ مقرر و عدم ایفای تعهدات آنان محقق نشده است. <br>دادگاه بدوی با استناد به مواد 10، 219، 221، 224 و 236 قانون مدنی و ماده 197 قانون آیین دادرسی، دعوی را باطل اعلام نمود. درخواست تجدیدنظر به دلیل عدم وجود دلایل موجه رد شد و دادگاه تجدیدنظر نیز با تایید رای بدوی، بر عدم تحقق حق فسخ به دلیل عدم ایفای تعهدات از سوی مدعیان تاکید کرد. رای دادگاه تجدیدنظر قطعی و حضوری بود. تاریخ دادنامه قطعی: 1394/05/07 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: در صورتی که در قرارداد حق فسخ به دلیل عدم انجام تعهد درج شده باشد، صرفا طرف قراردادی که خود در مقام ایفاء تعهدات قراردادی برآمده باشد، در صورت امتناع طرف دیگر قرارداد از انجام تعهد و تخلف وی می‌تواند حق فسخ خود را اعمال کند. در تاریخ 1392/10/07 آقای ح. پ. (وکیل پ. ی. د.) به وکالت از آقای ع.الف. ع. و خانم ز. ع.گ. (هردو باوکالت مجتمع و انفرادی آقای ع. ع.) د. ب. ط. آقایان خ. پ.س. و ک. پ.س. با وکالت آقای م. خ. (وکیل پ. ی. د.) به خواسته تائید فسخ قرارداد و انحلال قرارداد بیع شماره...... مورخ 1391/09/17 ودر نهایت الزام خواندگان به تحویل مغازه ومطالبه خسارات دادرسی طرح و تقدیم نموده و در شرح آن بیان داشته موکلینش به موجب قرارداد بیع عادی مذکور سرقفلی یک باب مغازه مستحدث در پلاک ثبتی... الی...../.../....و.....را به خواندگان واگذار می نمایند و چک شماره..... عهده بانک.....شعبه..... -... به تاریخ 1391/11/18 عهده حساب جاری..../...را به عنوان بخشی از ثمن معامله در اختیار ایشان قرار می‌گیرد و ذیل ماده 9 قرارداد در انتهای بخش توضیحات مقرر می‌گردد چنانچه به هر دلیلی چک ذکر شده الباقی ثمن معامله وصول نگردد مبایعه نامه فسخ و خریداران باید ضرر و زیان مربوط را به فروشندگان پرداخت و مغازه را تخلیه و تحویل نمایند و این عبارت فسخ ناظر به انحلال قرارداد م. ب. و در بند 2 - 3 قرارداد آمده تتمه ثمن به هنگام تنظیم سند رسمی در دفترخانه پرداخت گردد وتبصره 1 ماده 3 نیز صرفا ناظر به چک مندرج در بند 1 - 3 م. ب. و بند 2 - 3 حکمی جداگانه دارد. ایشان مدعی هستند مطابق عرف ابتدا انتقال رسمی صورت نمی گیرد تا بایع با چک برگشت شده مواجه نگردد و اطلاق واژه (هر دلیلی) در عبارت ذیل قرارداد را مفید این معنا می داند که باعدم وصول چک و مواجه شدن با گواهی عدم پرداخت سبب انحلال عقد را به طور قهری (شرط فاسخ) ایجاد شده می داند. وکیل خواندگان درپاسخ به طور خلاصه بیان می‌دارد به موجب مبایعه نامه تاریخ تنظیم سند رسمی 1391/11/18 در دفتر اسناد رسمی....تهران بوده که بقیه ثمن معامله طی چک ذکر شده در همان تاریخ تعیین شده است. در تاریخ مقرر ب. ت. ب. عدم تهیه مقدمات انتقال وتنظیم سند از جانب فروشندگان، امکان تنظیم سند از جانب آن ها را ممکن ندانسته و تنظیم سند موکول به زمان دیگر پس از تهیه مقدمات می‌گردد. استعلام از دفترخانه غیر توافق شده در مبایعه نامه در 1392/02/26 (با فرض محال ایجاد حق فسخ در 1391/11/18 ) وتنظیم پیش نویس سند اجاره، هرچند مورد توافق طرفین نبوده، به طور مشخص عدول از اعمال حق فسخ ادعایی ایشان است. بنا به مراتب مذکور و نظر به این که به دلالت پاسخ های متعدد استعلام واصله از ثبت اسناد و املاک..... تهران در 1393/04/01 و 1393/06/12 و 1393/12/13 موضوع اسناد اجاره رسمی شماره های....و......مورخ 1348/07/13 تنظیمی دفتراسناد رسمی....تهران دارای چندین فقره بازداشت سرقفلی است و بدین ترتیب فراهم نبودن مقدمات انتقال حقوق سرقفلی اسناد مذکور به خواندگان توسط خ. د. ت. 1391/11/18 مقرر در قرارداد مستند ادعا احراز نمی گردد و با عنایت به این که گواهی شماره....مورخ 1393/06/01 صادره سردفتر اسناد رسمی شماره......تهران نیز نه تنها در تاریخ مقرر میان طرفین ( 1391/11/18 ) اصدار نیافته و به خ. ه. تحویل نگردیده، بلکه حتی دلالتی بر آمادگی ایشان برای تنظیم سند انتقال و فراهم نمودن مقدمات آن نیز ندارد و ضمن آن که عدم حضور خ. ه. د. آن تاریخ مقرر نیز اعلام شده است و مراجعه خ. ه. د. 1392/03/06 به دفترخانه اسناد رسمی....تهران که دلیلی بر توافق جهت مراجعه به آن دفتر و در تاریخ مذکور نیز وجود ندارد، نمی تواند موید و مثبت انجام تعهدات قراردادی از ناحیه ایشان باشد ولی قرینه ای بر این امر تلقی می‌گردد که اولا خ. ه. ضمانت اجرای تخلف خریداران به شرح بخش اخیر قسمت توضیحات قرارداد را حق فسخ برای خویش درنظر گرفته اند و ثانیا در 1391/11/18 این حق را اعمال ننموده و حداقل تا تاریخ 1392/03/06 که به دفتر اسناد رسمی.....تهران مراجعه و موجبات تنظیم پیش نویس سند انتقال به نام خریداران را فراهم نموده‌اند نیز این حق خویش را اعمال نداشته اند. بنا به مراتب فوق استدلال وکیل خ. ه. مبنی بر انحلال قهری قرارداد موضوع ادعا در 1391/11/18 به لحاظ استدلال مرقوم ایشان را ناثواب دانسته و ب. ت. ب. این که در تاریخ مذکور جهت وصول چک بقیه ثمن نیز موکلین ایشان اقدام ننموده‌اند و تاریخ صدور گواهی عدم پرداخت چک مذکور از سوی بانک محال علیه 1393/02/16 م. ب. ودلیلی از سوی ایشان مبنی بر احراز تخلف خواندگان به شرح بخش اخیر توضیحات قرارداد که موجبات انشا واعلام اراده ایشان بر فسخ قرارداد در 1391/11/18 را فراهم آورد یا قرارداد را در آن تاریخ منحل شده فرض نماییم ابراز نگردیده، لذا ادعای وکیل های خ. ه. را ثابت ندانسته و به استناد مواد 10 ، 219 ، 221 ، 224 و 236 قانون مدنی و ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 با اصلاحیه های بعدی حکم بطلان دعوای خ. ه. صادر و اعلام می‌گردد. این رای حضوری بوده و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران م. ب.. رای دادگاه تجدیدنظر استان دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره --- مورخ 1394/02/06 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر بطلان دعوی ع.الف. ع. و ز. ع. به طرفیت خ. و ک. پ.س. به خواسته تایید فسخ قرارداد عادی مورخ 1391/09/17 به شماره.....راجع به سرقفلی یک باب مغازه جزء پلاک ثبتی... الی.../../..و....واقع در بخش...... تهران اشعار داشته و مورد تجدیدنظرخواهی احد از خواهان‌های نخستین به نام ع.الف. ع. با وکالت ع. ع. واقع شده است در اساس موافق قانون و مقررات موضوعه و مدارک ابرازی بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد نبوده و متضمن جهت موجه در نقض آن نمی‌باشد زیرا که اولا مستفاد از مقررات مواد 10 و 219 قانون مدنی و قاعد فقهی لزوم صحت اصل بر نفوذ و اصالت قراردادهای تنظیمی فی مابین اشخاص است و متعاقدین قراردادها مکلف هستند تعهداتی را که به تبعیت از اصل آزادی اراده قبول نموده‌اند تحمل و تقبل نمایند و انحلال یک واقعه حقوقیست که پس از تحقق عقد با اراده ی. ا. ط. و یا تحقق شرط فسخ و یا تحقق شرط فاسخ و یا با تراضی متعاملین محقق می‌گردد و به تعبیر دیگر این واقعه به سه طریق واقع می‌گردد الف: فسخ: فسخ همانا انحلال ارادی قرارداد از ناحیه ی. ا. ط. و یا در نتیجه تحقق شرط فسخ محقق می‌گردد ب: انفساخ: انحلال قرارداد در نتیجه تحقق شرط فاسخ است ج: تفاسخ یا اقاله همانا تراضی متعاقدین قرارداد برای برهم زدن قرارداد م. ب. که در مانحن فیه آنچه خ. ه. ب. ش. د. تقدیمی از دادگاه درخواست نموده‌اند انحلال قرارداد به لحاظ تحقق شرط فسخ م. ب. ثانیا با مداقه در محتویات پرونده ملاحظه می‌گردد مبنای روابط حقوقی فی مابین متداعین مبتنی بر قرارداد فروش سرقفلی به شماره......م. ب. که به موجب قرارداد موصوف ت. ن. خ. به اتفاق ز. ع. مبادرت به فروش ششدانگ سرقفلی یک باب مغازه جزء پلاک ثبتی مارالذکر در قبال ثمن معین به تجدیدنظرخواندگان نموده‌اند که به موجب توافق ضمن عقد در باب پرداخت ثمن متعاقدین توافق نموده‌اند که قسمتی از ثمن بالغ بر مبلغ دو میلیارد و پانصد میلیون ریال همزمان با انعقاد عقد از ناحیه خریداران به فروشندگان پرداخت گردد که این مبلغ نیز پرداخت گردیده و محل اختلاف نمی‌باشد و قسمت دیگری از ثمن نیز در قالب یکفقره چک به شماره..../...../...به مبلغ دو میلیارد و سیصد میلیون ریال عهده بانک..... به تاریخ 1391/11/18 تحویل فروشندگان شده است و طرفین به موجب ضمن عقد (بند 302 قرارداد) توافق نموده‌اند که مبلغ مندرج در چک همزمان با تنظیم سند رسمی حق سرقفلی در دفترخانه مورد توافق....اسناد رسمی تهران از ناحیه خریداران د. ح. فروشندگان کارساز می‌گردد و به موجب قسمت توضیحات نیز برای پرداخت وجه چک و کارسازی آن در تاریخ معهود برای فروشندگان حق فسخ در نظر گرفته شده است بنابراین اعمال حق فسخ برای فروشندگان مقید به زمان معین و عدم کارسازی وجه چک در تاریخ معین شده است از این رو زمانی فروشندگان می توانسته اند از این حق استفاده نمایند که خود در مقام ایفاء تعهدات قراردادی برآمده باشند و با امتناع طرف دیگر قرارداد از حضور در دفترخانه در تاریخ مقرر با احراز تخلف آنان و اخذ گواهینامه عدم پرداخت از بانک محال الیه در مقام اعمال حق فسخ قرارداد برآیند این درحالیست که در مانحن فیه بنابر گواهی دفترخانه شماره.....تهران به شماره.....مورخ 1393/06/01 (صفحه 58 پرونده) اساسا در تاریخ 1391/11/18 فروشندگان در دفترخانه حاضر نشده بوده اند و نسبت به ایفای تعهد خود مبنی بر تنظیم سند رسمی سرقفلی اقدامی به عمل نیاورده اند بنابراین با عدم ایفاء تکلیف قراردادی به لحاظ آنکه تعهد در مقابل تعهد بوده است نمی توانند در مقام فسخ قرارداد به لحاظ عدم ایفاء تعهد از ناحیه طرف مقابل برآیند ثالثا مفاد گواهینامه عدم پرداخت از ناحیه بانک محال الیه نیز حاکی از برگشت خوردن چک مختلف فیه در تاریخی موخر 1392/02/06 دارد که این تاریخ مورد توافق طرفین قرارداد نبوده و اساسا توافقی در جهت مراجعه مجدد در تاریخ 1392/02/16 در دفترخانه نداشته تا به لحاظ استنکاف خریداران از حضور در دفترخانه در آن تاریخ این حق برای فروشندگان ایجاد گردد که با مراجعه به بانک محال الیه اقدام به اخذ گواهینامه عدم پرداخت نمایند و سپس با تمسک به آن در مقام اعمال حق فسخ برآیند رابعا هرچند فسخ یک عمل قضایی نبوده که بتوان آن را از دادگاه درخواست نمود لیکن این واقعه که توسط صاحب خیار و یا صاحب شرط فسخ اعمال می‌گردد زمانی دارای اثر حقوقی م. ب. که به تایید دادگاه برسد که در دوسیه مطمح نظر به جهت عدم ایفاء تعهدات قراردادی فروشندگان در تاریخ معهود این شرط (شرط فسخ) محقق نشده است که نامبردگان در مقام اعمال آن برآمده و سپس تایید آن را درخواست نمایند از این رو دادنامه تجدیدنظرخواسته که بر همین اساس صادر گردیده خالی از هرگونه ایراد و اشکالی بوده و تجدیدنظرخواهی به عمل آمده آنهم از ناحیه احد از فروشندگان نیز با هیچ یک از شقوق ماده 348 از قانون آیین دادرسی مدنی مطابقت ندارد و دادگاه ضمن رد درخواست تجدیدنظرخواهی به عمل آمده مستندا به قسمت اخیر ماده 358 از قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می‌نماید. رای صادره حضوری و قطعی است. شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشاران

موارد مرتبط 84

آرای مرتبط 40

مواد مرتبط 4

دکترین 40

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین