ADMIN_GENERAL
رای شماره ۳۴۰ مورخ ۱۳۹۲/۰۵/۱۴ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری صلاحیت مدیرعامل بر استخدام، نصب و عزل ماموران و کارکنان بانک و تعیین شغل، ترفیع و تنبیه و تعلیق و اخراج و اجرای سایر شرایط استخدامی با رعایت مقررات استخدامی و اداری بانک و آیین نامه مربوط
شماره دادنامه: ۳۴۰
تاریخ دادنامه: ۱۳۹۲/۵/۱۴
کلاسه پرونده: ۸۹/۷۴۵
مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری
شاکی: آقای … مرادی
موضوع شکایت و خواسته: ابطال بند ۲ ماده ۲۰ اساسنامه بانک ملی ایران و ماده ۱۶ فرم تعهدنامه بدو استخدام ماخوذه از کارکنان بانک
گردش کار: شاکی به موجب دادخواستی، ابطال بند ۲ ماده ۲۰ اساسنامه بانک ملی ایران و ماده ۱۶ فرم تعهدنامه بدو استخدام ماخوذه از کارکنان بانک را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که: " احتراماً، ضمن تقدیم تصاویر مستندات موضوع شکایت، به استحضار عالی می رساند، اداره کل سرمایه انسانی بانک ملی ایران بدون درخواست و رضایت کارکنان بانک و صرفاً با تمسک به دستور و اختیارات اساسنامه ای مدیر عامل و ماده ۱۶ فرم تعهدنامه بدو استخدام ماخوذه از کارکنان، مبادرت به تغییر جغرافیایی محل خدمت با صدور حکم انتقال و ماموریت دایم و یا موقت طویل المدت کارکنان به سایر شهرستانها می نماید که با عنایت به موارد ذیل مغایر با مقررات و قوانین آمره است نظر به این که مدیران بانک در دفاع از تصمیمات خود به ۲ ماده مورد شکایت استناد می نمایند رسیدگی توامان و ابطال م. ا..
۱- به موجب بند ۲ ماده ۲۰ اساسنامه بانک ملی ایران « استخدام، نصب و عزل ماموران و کارکنان بانک و تعیین شغل، ترفیع و تنبیه و تعلیق و اخراج و اجرای سایر شرایط استخدامی ب. ر. م. استخدامی و اداری بانک و آیین نامه مربوط»
جزء اختیارات مدیرعامل شمرده شده و در همین راستا در ماده ۱۶ قرارداد بدو استخدام چنین آمده است « تعیین محل خدمت و جا به جایی کارکنان و ارجاع ماموریتهای محوله در خارج از محل خدمت فعلی ( در هر نقطه اعم از داخل یا خارج از کشور) به طور موقت یا دایم با بانک م. ب. و مستخدم موظف است بدون هیچ گونه عذر و بهانه ای احکام صادره را اجرا نماید».
۲- در خصوص مغایرت قانونی اساسنامه معروض می دارد اولاً: « عزل کارکنان بانک و تنبیه و تعلیق و اخراج آنان» مندرج در (شق اول) بند ۲ ماده ۲۰ اساسنامه در زمره مجازاتهای اداری مندرج در ماده ۹ قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب ۱۳۷۲ قلمداد شده و اعمال آن درباره مستخدمان « هر چند خاطی» منوط به صدور رای قطعی از طرف هیاتهای رسیدگی به تخلفات اداری است. ثانیاً: « سایر شرایط استخدامی ب. ر. م. استخدامی و اداری بانک و آیین نامه مربوط» مندرج در (شق اول) بند ۲ ماده ۲۰ اساسنامه مذکور نیز در صورتی معتبر و قابل اجراست که خلاف قانون نباشد. ثالثا: به موجب ماده ۳۰ آیین نامه اجرایی قانون رسیدگی به تخلفات اداری بلاتکلیف گذاردن( تعلیق) مستخدمان دولت در موارد ... به هر عنوان مجوزی ندارد.
۳- در خصوص مغایرت قانونی ماموریت مندرج در ماده ۱۶ قرارداد بدو استخدام معروض می دارد اولاً: ارجاع ماموریتهای محوله در خارج از محل خدمت فعلی ( در هر نقطه اعم از داخل یا خارج از کشور) به طور موقت یا دایم با صدور حکم ماموریت به طور عام و کلی و دایم درون سازمانی که ملازمه با تغییر جغرافیایی محل خدمت مستخدمان دارد با هیچ یک از قوانین راجع به ماموریت مقرر در بند «د» ماده ۱۲۰ قانون مدیریت خدمات کشوری و یا <a class="artref" href="/ماده/ماده-11-a_081511023096">ماده ۱۱ قانون استخدام کشوری</a> « عدم ذکر وظیفه محوله به طور خاص» مطابقت ندارد. ثانیاً: از وحدت ملاک و آثار تبعی بند ۷ ماده ۶۸ قانون مدیریت خدمات کشوری و بند ۲ ماده ۲۳ آیین نامه استخدامی نظام بانکی دولتی که جبران هزینه های ماموریت را به صورت فوق العاده روزانه مقرر می دارد مستفاد می شود که احکام مربوط نیز باید مقید زمان کوتاه روزانه باشد لذا ارجاع ماموریتهای دایمی یا موقت طولانی مدت، مغایر با مواد فوق است.
۴- در خصوص مغایرت قانونی جا به جایی ( انتقال) مندرج در ماده ۱۶ قرارداد بدو استخدام، استحضار دارند که تغییر محل جغرافیایی مستخدمان دولت بدون درخواست و رضایت آنان به موجب بند هـ ماده ۹ قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب سال ۱۳۷۲ در زمره مجازاتهای اداری قلمداد شده است و اعمال آن درباره مستخدمان خاطی منوط به صدور رای قطعی از طرف هیاتهای رسیدگی به تخلفات اداری است و ب. ت. ب. این که از وحدت ملاک رای وحدت رویه شماره ۴۱۲- ۱۳۸۱/۱۱/۱۳ هیات عمومی آن دیوان اعمال اختیار مدیریت در جهت تغییر محل خدمت مستخدم متخلف به منظور تنبیه او با عنایت به محدودیت اختیارات مدیریت در اعمال مجازاتهای اداری به شرح ماده ۱۲ قانون مذکور، وجاهت قانونی ندارد لذا اعمال این اختیارات مدیریت در مورد مستخدمان غیر خاطی نیز بدون درخواست آنان به طریق اولی فاقد وجاهت قانونی است.
۵- به طوری که مستحضرند اعمال اختیارات مدیریتی فوق، بدون رضایت مستخدم متضمن اقامت اجباری در نقطه یا نقاط معین مقرر در ماده ۱۷ قانون مجازات اسلامی بوده و نوعاً از مصادیق مجازاتهای بازدارنده مقرر در همان ماده و ماده ۹ قانون رسیدگی به تخلفات اداری است که با عنایت به رای وحدت رویه شماره ۵۹۰ – ۱۳۷۲/۱۱/۵ هیات عمومی دیوان عالی کشور و ماده ۱۹ قانون مجازات اسلامی صرفاً در حالتی قابلیت اعمال دارد که اولاً: مستند به ارتکاب جرم عمدی اثبات شده ای باشد که مجازات تعزیری کفایت لازم در تنبیه مجرم نداشته باشد و ثانیاً: به عنوان تتمیم مجازات تعزیری از سوی مرجع قضایی یا هیات رسیدگی به تخلفات اداری مورد حکم قطعی قرار گرفته باشد.
۶- چون تاریخ صدور رای وحدت رویه شماره ۴۱۲- ۱۳۸۱/۱۱/۱۳ هیات عمومی دیوان عدالت اداری موخر بر تاریخ تصویب اساسنامه بانک مشتکی عنه است لذا متعاقب انتشار رای وحدت رویه، اقتضا داشت که در راستای لزوم تبعیت از آن و قواعد آمره، نسبت به اصلاح این بند از اساسنامه و حذف آثار معارض قانون آن از جمله ماده ۱۶ قراردادهای بدون استخدام اقدام می گردید تا مستند تخلف مدیران خاطی در قبلا سرپیچی از قواعد آمره رای وحدت رویه قرار نگیرد.
۷- نتیجتاً عناوین مورد شکایت از بند ۲ ماده ۲۰ اساسنامه مذکور و ماده ۱۶ قرارداد بدو استخدام که از سوی مدیران بانک همچنان اجرا می شود خلاف رای وحدت رویه شماره ۴۱۲ – ۱۳۸۱/۱۱/۱۳ هیات عمومی دیوان عدالت اداری، ماده ۹ قانون رسیدگی به تخلفات اداری، مواد ۱۷ و ۱۹ قانون مجازات اسلامی، رای وحدت رویه شماره ۵۹۰- ۱۳۷۲/۱۱/۵ هیات عمومی دیوان عالی کشور، اصول ۳۳ و ۳۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، نظم عمومی موضوع ماده ۶ قانون آیین دادرسی مدنی و بالاخره <a class="artref" href="/ماده/ماده-10-a_0815110235654">ماده ۱۰ قانون مدنی</a> است محکوم به بطلان است. بنا به مراتب با عنایت به قسمت دوم اصل ۱۷۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و مواد ۱، ۱۹، ۲۰ و ۴۲ قانون دیوان عدالت اداری و سایر قوانین و مقررات فوق، تقاضای رسیدگی و ابطال عبارات « عزل ماموران وکارکنان بانک و تنبیه و تعلیق و اخراج آنان» و « سایر شرایط استخدامی ب. ر. م. استخدامی و اداری بانک و آیین نامه مربوط» مندرج در بند ۲ ماده ۲۰ اساسنامه مذکور و همچنین عبارت « تعیین محل خدمت و جا به جایی کارکنان و ارجاع ماموریتهای محوله در خارج از محل خدمت فعلی ( در هر نقطه اعم از داخل یا خارج از کشور) به طور موقت یا دایم با بانک م. ب. و مستخدم موظف است بدون هیچ گونه عذر و بهانه ای احکام صادره را اجرا نماید» مندرج در ماده ۱۶ قرارداد بدو استخدام کارکنان بانک ملی ایران را که منشاء آن اختیارات خلاف قانون اساسنامه ای مذکور است، از هیات قضایی شعبه رسیدگی کننده آن دیوان خواستارم." متن مقررات مورد اعتراض شاکی به قرار زیر است: " ماده ۲۰: اختیارات و وظایف مدیرعامل ۱- ........
۲- استخدام، نصب و عزل ماموران و کارکنان بانک و تعیین شغل، ترفیع و تنبیه و تعلیق و اخراج و اجرای سایر شرایط استخدامی ب. ر. م. استخدامی و اداری بانک و آیین نامه مربوط. ماده ۱۶: تعیین محل خدمت و جا به جایی کارکنان و ارجاع ماموریتهای محوله در خارج از محل خدمت فعلی (در هر نقطه اعم از داخل یا خارج از کشور) به طور موقت یا دایم با بانک م. ب. و مستخدم موظف است بدون هیچ گونه عذر و بهانه ای احکام صادره را اجرا نماید." در پاسخ به شکایت مذکور، اداره کل دعاوی بانک ملی ایران، طی لایحه شماره ۹۹۴۶/۳/۱۳۷۷۹- ۱۳۸۹/۱۲/۸ توضیح داده است که: " در خصوص دعوای آقای … مرادی به طرفیت این بانک مراتب ذیل را به استحضار می رساند: نامبرده در شکواییه خود ابطال بند ۲ ماده ۲۰ اساسنامه بانک ملی ایران و ماده ۱۶ تعهد نامه بدو استخدام که از کارکنان جدید الورود اخذ می شود را درخواست کرده که به استناد دلایل و مستندات زیر ادعای وی فاقد وجاهت قانونی بوده و موارد معترض عنه وفق موازین قانونی تنظیم شده است:
الف: وفق ماده ۲۰ اساسنامه بانک ملی ایران مدیرعامل بالاترین مقام اداری بانک است و وفق بند ۲ ماده مزبور بر اختیارات و وظایف ایشان به شرح زیر تصریح شده است: « استخدام، نصب و عزل ماموران و کارکنان بانک و تعیین شغل، ترفیع و تنبیه و تعلیق و اخراج و اجرای سایر شرایط استخدامی ب. ر. م. استخدامی و اداری بانک و آیین نامه مربوط.» لذا مدیریت عامل بانک به عنوان بالاترین مقام اداری و اجرایی اختیار عزل و نصب کارکنان و سایر موارد را ب. ر. م. استخدامی و اداری بانک و آیین نامه مربوط را دارد ضمن این که اختیارات مذکور وفق دادنامه شماره ۱۲- ۱۳۸۱/۱۱/۲۵ هیات عمومی دیوان عدالت اداری که اعلام می دارد: « حکم مقرر در بند (و) ماده ۹ قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب سال ۱۳۷۲ که تنزل مقام کارکنان متخلف واحدهای دولتی مشمول قانون مذکور را در زمره مجازاتهای اداری قرار داده است، نافی اختیارات مدیریت در تغییر پست ثابت سازمانی کارمندان واحدهای مذکور بر اساس ضوابط و مقتضیات اداری نیست.» بنابراین دادنامه شماره ۳۲۱- ۱۳۷۷/۳/۱۶ شعبه اول دیوان عدالت اداری در پرونده ۷۶/۵۸، توسط آن مرجع تنفیذ شده است و ضمناً نامبرده به موجب حکم شماره ن/۳/۷۲۵۶- ۱۳۸۹/۳/۱۷ به اداره امور شعب استان سیستان و بلوچستان با عنوان کارشناس حقوقی و جهت بهره برداری از توان کارشناسی و اطلاعات تخصصی مامور شده و برخلاف اظهارات وی وظایف محوله به ایشان به صورت صریح در حکم فوق الذکر عنوان شده و مشارالیه با پست کارشناس حقوقی به اداره امور مربوطه مامور شده که این مورد کاملاً منطبق بر <a class="artref" href="/ماده/ماده-11-a_081511023096">ماده ۱۱ قانون استخدام کشوری</a> است و همچنین بند ۷ <a class="artref" href="/ماده/ماده-68-a_081511023210">ماده ۶۸ قانون استخدام کشوری</a> ناظر به تعیین ترتیبات پرداخت هزینه و ماموریت و سایر موارد بوده و هیچ گونه ارتباطی با دعوای مطروح نداشته و خارج از موضوع است و همچنین ب. ت. ب. مفاد ماده ۲۳ آیین نامه استخدام نظام بانکی دولتی مصوب ۱۳۷۹/۱۱/۲۶ هیات وزیران ملاحظه می شود که بانک در پرداخت هزینه های ماموریت، ایاب و ذهاب، سفر و نقل مکان هیچ گونه الزامی نداشته است و می تواند در صورت لزوم و استحقاق کارمند د. ح. وی مبالغ مذکور را پرداخت نماید لذا با لحاظ موارد مشروح فوق الذکر هیچ گونه موردی در خصوص تعیین مدت زمان ماموریت کارکنان مشاهده نمی شود.
۲- به موجب بند شانزدهم تعهدنامه بدو استخدام که متقاضیان استخدام در هنگام ورود به خدمت بانک اقدام به مطالعه و توشیح آن می نمایند تعیین محل خدمت و جا به جایی کارکنان و ارجاع ماموریتهای محول در خارج از محل خدمت فعلی ( در هر نقطه اعم از داخل یا خارج کشور) به طور موقت یا دایم با بانک م. ب. و مستخدم موظف است بدون هیچ گونه عذر و بهانه ای احکام صادر شده را اجرا نماید. که این مورد کاملاً منطبق بر تبصره ۴ ماده ۴۵ قانون مدیریت خدمات کشوری که اعلام می دارد: « تعیین محل خدمت و شغل مورد تصدی کارمندان پیمانی در پیمان نامه مشخص می گردد و در مورد کارمندان رسمی به عهده دستگاه اجرایی ذی ربط م. ب.» ضمن این که داوطلبان استخدام در کمال صحت و سلامت جسم و عقل و با اراده و اختیار اقدام به مطالعه و توشیح تعهد نامه بدو استخدام می نمایند و در صورت عدم موافقت می توانند انصراف خود را از خدمت در بانک ابراز نمایند و هیچ گونه الزامی در پذیرش شرایط بانک ندارند و این معنی کاملاً منطبق بر <a class="artref" href="/ماده/ماده-10-a_0815110235654">ماده ۱۰ قانون مدنی</a> که قراردادهای خصوصی را نسبت به کسانی که آن را منعقد کرده اند و در صورتی که مخلاف صریح قانون نباشد نافذ دانسته است مضافاً این که رای وحدت رویه شماره ۴۱۲ – ۱۳۸۱/۱۱/۱۳ مبین این معنی م. ب. که مدیریت واحدهای دولتی بر خلاف ماده ۱۲ قانون رسیدگی به تخلفات اداری مجازاتهای مقرر در ماده ۹ قانون مذکور را بدون رسیدگی در هیاتهای بدوی یا تجدیدنظر رسیدگی به تخلفات اداری د. ح. کارکنان خاطی اعمال نمایند و در مورد مزبور که نامبرده در جهت استفاده از توان کارشناسی و تخصصی و نه به عنوان مجازات به اداره امور شعب استان سیستان و بلوچستان مامور شده است این موضوع به هیچ وجه عنوان مجازات را دارا نمی باشد ضمن این که به موجب ماده ۱۶ تعهد نامه مذکور و تبصره ۴ ماده ۴۵ قانون مدیریت خدمات کشوری مشارالیه موظف به انجام خدمت در هر نقطه از کشور یا واحدهای خارج از کشور که بانک مقرر می دارد بوده است و حق هیچ گونه اعتراضی را وفق تعهد نامه فوق الذکر ندارد لذا با عنایت به این که مدیریت عامل بانک ملی ایران به هیچ عنوان قصد مجازات نامبرده را نداشته است و به استناد حکم ماموریت صدرالذکر جهت بهره برداری از توان تخصصی و کارشناسی، دستور صدور حکم ماموریت وی را صادر کرده هیچ گونه اقدامی برخلاف رای وحدت رویه مذکور از جانب این بانک صورت نگرفته و اقدامات این بانک کاملاً منطبق بر موازین قانونی است.
۳- در رابطه با ادعای مشارالیه مبنی بر انطباق حکم ماموریت مذکور با مفاد مواد ۱۷ و ۱۹ قانون مجازات اسلامی به استحضار آن قضات می رساند که مجازات نفی بلد د. ح. مجرمانی اعمال می شود که صرف مجازات تعزیری جهت تادیب ایشان کافی نبوده است و در راستای تتمیم مجازات تعزیری از مجازات بازدارنده استفاده می شود و ب. ت. ب. این که حکم ماموریت صادر شده همان طور که در متن آن قید شده به هیچ وجه، عنوان مجازات اداری را دارا نبوده و صرفاً جهت بهره مندی از توان تخصصی نامبرده صادر شده است، لذا هیچ گونه مغایرتی با منطوق مواد ۱۷ و ۱۹ قانون مجازات اسلامی ندارد ضمن این که اساساً هیچ کدام از هیاتهای بدوی و تجدیدنظر رسیدگی به تخلفات اداری یا مدیریت عالی واحدهای دولتی حق اعمال مجازاتهای مقرر در قانون مجازات اسلامی را نداشته و موضوع در صلاحیت عام دادگاه های عمومی و انقلاب است. مضافاً این که حکم مذکور صرفاً یک ماموریت اداری بوده که به استناد مقررات داخلی بانک صادر شده و در نتیجه فاقد جنبه کیفری است و انتساب این حکم به عنوان مجازات اداری و تطبیق آن با مجازات بازدارنده موضوع ماده ۱۹ قانون مجازات اسلامی از جانب شاکی خالی از اشکال نیست. مع الوصف با عنایت به موارد معروض و جمیع جوانب امر و نظر به این که اساسنامه بانک ملی ایران وفق مواد ۱ و ۴۶ آن مورد تایید مراجع قانونی مربوطه ( شورای انقلاب اسلامی ایران و مجمع عمومی بانکها) بوده و ب. ت. ب. این که موضوع صرفاً واجد جنبه اداری است و به استناد تعهدات ماخوذه از مشارالیه در بدو استخدام صورت پذیرفته و با عنایت به این که اقدامات این بانک هیچ گونه مغایرتی با اصول ۳۳ و ۳۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و همچنین ماده ۶ قانون آیین دادرسی مدنی نداشته و نظر به این که حکم ماموریت مذکور بر اساس ماده ۱۶ تعهد نامه بدو استخدام که کاملاً منطبق بر تبصره ۴ ماده ۴۵ قانون مدیریت خدمات کشوری است صادر شده و ب. ت. ب. این که تصمیم اداری مذکور کاملاً منطبق بر مفاد <a class="artref" href="/ماده/ماده-10-a_0815110235654">ماده ۱۰ قانون مدنی</a> م. ب. ضمن این که به دلیل فقدان جنبه کیفری هیچ گونه ارتباطی مابین این مورد و مفاد مواد ۱۷ و ۱۹ قانون مجازات اسلامی و همچنین رای وحدت رویه شماره ۵۹۰- ۱۳۷۲/۱۱/۵ صادر شده از هیات عمومی دیوان عالی کشور وجود ندارد و با لحاظ این مورد که حکم مذکور جهت بهره مندی و بهره برداری از توان تخصصی وکارشناسی مشارالیه صادر شده است و به هیچ عنوان در مقام مجازات اداری بر نیامده تا مشمول مفاد رای وحدت رویه شماره ۴۱۲- ۱۳۸۱/۱۱/۱۳ آن مرجع قرار بگیرد و نظر به این که اختیارات مدیریت عامل بانک ملی ایران که در بند ۲ ماده ۲۰ اساسنامه این بانک درج شده به استناد رای وحدت رویه شماره ۱۲- ۱۳۸۱/۱/۲۵ هیات عمومی دیوان عدالت اداری تنفیذ شده است و در نهایت ب. ت. ب. این که موضوع منطبق بر هیچ یک از شقوق بند ۱ ماده ۱۹ قانون دیوان عدالت اداری نیست. از طرفی نامبرده هیچ گونه مدرکی دال بر نقض قوانین و مقررات از جانب این بانک ارایه نکرده ضمن این که کلیه اقدامات و تصمیمات این بانک مبتنی بر قوانین و مقررات و آیین نامه های لازم الاجرا م. ب.. لذا مستند به موارد مشروح فوق و رای وحدت رویه شماره ۱۲- ۱۳۸۱/۱/۲۵ هیات عمومی دیوان عدالت اداری و به استناد مفهوم مخلاف بند ۱ ماده ۱۹ قانون دیوان عدالت اداری صدور رای مبنی بر رد دعوای مطروح م. ا.. ضمناً تصویر مستندات مذکور در لایحه جهت بهره برداری قضایی به پیوست تقدیم می شود. " هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ یاد شده با حضور روسا، مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد. پس از بحث و بررسی، با اکثریت آراء به شرح آینده به صدور رای مبادرت میکند.
رای هیات عمومی
هر چند تنبیه و اخراج کارکنان دولت مطابق قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب سال ۱۳۷۲، در صلاحیت هیاتهای رسیدگی به تخلفات اداری است لیکن از آنجا که در بند ۲ ماده ۲۰ اساسنامه بانک ملی ایران، رسیدگی به تخلفات اداری در مراجع رسیدگی به تخلفات اداری نفی نشده است و در بند ۲ ماده ۲۰ اساسنامه مورد اعتراض قید شده است که « استخدام، نصب و عزل ماموران و کارکنان بانک و تعیین شغل، ترفیع و تنبیه و تعلیق و اخراج و اجرای سایر شرایط استخدامی ب. ر. م. استخدامی و اداری بانک و آیین نامه مربوط» از جمله وظایف مدیرعامل بانک است، بنابراین رعایت مقررات اداری و استخدامی بانک و آیین نامه مربوط، دلالت بر رسیدگی به موضوع در هیاتهای رسیدگی به تخلفات اداری دارد. از این جهت بند ۲ ماده ۲۰ اساسنامه بانک ملی ایران مغایر قانون نیست و قابل ابطال تشخیص نشد. در خصوص تقاضای ابطال ماده ۱۶ فرم تعهدنامه بدو استخدام نیز، نظر به این که مطابق تبصره ۴ ماده ۴۵ قانون مدیریت خدمات کشوری تعیین محل خدمت و شغل مورد تصدی کارمندان پیمانی در پیمان نامه مشخص می شود و در مورد کارمندان رسمی به عهده دستگاه اجرایی ذی ربط است بنابراین مـاده ۱۶ فـرم تعهد نامه کـه در مقام تعیین محل خدمت و جا به جایی کارکنان بانک است خلاف قانون تشخیص نمی شود و قابل ابطال نیست.
رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری- محمدجعفر منتظری
text = matn.replace(regex, '$1');
$('#Div_1').html(text);
if (parseInt(navigator.appVersion)
$("a[name=copy_pre]").click(function () {
range.selectNodeContents(el);
sel.removeAllRanges();
sel.addRange(range);
showNotification1();
}.box.comment-form .form-group {
}fieldset {
}.btncss{
رای شماره 340 مورخ 1392/05/14 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
در پرونده با کلاسه 89/745، شاکی درخواست ابطال بند 2 ماده 20 اساسنامه بانک ملی ایران و ماده 16 فرم تعهدنامه استخدام کارکنان بانک را مطرح کرده است. شاکی استدلال میکند که تغییر محل خدمت کارکنان بدون رضایت آنها، با قوانین و مقررات آمره مانند ماده 9 قانون رسیدگی به تخلفات اداری و ماده 30 آییننامه اجرایی آن مغایرت دارد. از سوی دیگر، بانک ملی در دفاعیات خود به اختیارات مدیرعامل بر اساس بند 2 ماده 20 اساسنامه و ماده 16 فرم تعهدنامه اشاره کرده و مدعی شده که این اقدامات قانونی و در راستای بهرهبرداری از توان تخصصی کارکنان است. هیات عمومی دیوان عدالت اداری پس از بررسیهای لازم، به این نتیجه رسید که بند 2 ماده 20 اساسنامه و ماده 16 فرم تعهدنامه مغایر با قانون نیستند و بنابراین درخواست ابطال آنها را رد کرد. این تصمیم بر اساس تبصره 4 ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری و ب. ر. م. اداری و استخدامی بانک اتخاذ شده است.
تاریخ دادنامه: 14/5/1392
گردش کار: شاکی به موجب دادخواستی، ابطال بند 2 ماده 20 اساسنامه بانک ملی ایران و ماده 16 فرم تعهدنامه بدو استخدام ماخوذه از کارکنان بانک را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که: " احتراماً، ضمن تقدیم تصاویر مستندات موضوع شکایت، به استحضار عالی می رساند، اداره کل سرمایه انسانی بانک ملی ایران بدون درخواست و رضایت کارکنان بانک و صرفاً با تمسک به دستور و اختیارات اساسنامه ای مدیر عامل و ماده 16 فرم تعهدنامه بدو استخدام ماخوذه از کارکنان، مبادرت به تغییر جغرافیایی محل خدمت با صدور حکم انتقال و ماموریت دایم و یا موقت طویل المدت کارکنان به سایر شهرستانها مینماید که با عنایت به موارد ذیل مغایر با مقررات و قوانین آمره است نظر به این که مدیران بانک در دفاع از تصمیمات خود به 2 ماده مورد شکایت استناد می نمایند رسیدگی توامان و ابطال م. ا..
1- به موجب بند 2 ماده 20 اساسنامه بانک ملی ایران « استخدام، نصب و عزل ماموران و کارکنان بانک و تعیین شغل، ترفیع و تنبیه و تعلیق و اخراج و اجرای سایر شرایط استخدامی ب. ر. م. استخدامی و اداری بانک و آییننامه مربوط»
جزء اختیارات مدیرعامل شمرده شده و در همین راستا در ماده 16 قرارداد بدو استخدام چنین آمده است « تعیین محل خدمت و جا به جایی کارکنان و ارجاع ماموریتهای محوله در خارج از محل خدمت فعلی (در هر نقطه اعم از داخل یا خارج از کشور) به طور موقت یا دایم با بانک م. ب. و مستخدم موظف است بدون هیچ گونه عذر و بهانه ای احکام صادره را اجرا نماید».
2- در خصوص مغایرت قانونی اساسنامه معروض میدارد اولاً: « عزل کارکنان بانک و تنبیه و تعلیق و اخراج آنان» مندرج در (شق اول) بند 2 ماده 20 اساسنامه در زمره مجازاتهای اداری مندرج در ماده 9 قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب 1372 قلمداد شده و اعمال آن درباره مستخدمان « هر چند خاطی» منوط به صدور رای قطعی از طرف هیاتهای رسیدگی به تخلفات اداری است. ثانیاً: « سایر شرایط استخدامی ب. ر. م. استخدامی و اداری بانک و آییننامه مربوط» مندرج در (شق اول) بند 2 ماده 20 اساسنامه مذکور نیز در صورتی معتبر و قابل اجراست که خلاف قانون نباشد. ثالثاً: به موجب ماده 30 آییننامه اجرایی قانون رسیدگی به تخلفات اداری بلاتکلیف گذاردن(تعلیق) مستخدمان دولت در موارد... به هر عنوان مجوزی ندارد.
3- در خصوص مغایرت قانونی ماموریت مندرج در ماده 16 قرارداد بدو استخدام معروض میدارد اولاً: ارجاع ماموریتهای محوله در خارج از محل خدمت فعلی (در هر نقطه اعم از داخل یا خارج از کشور) به طور موقت یا دایم با صدور حکم ماموریت به طور عام و کلی و دایم درون سازمانی که ملازمه با تغییر جغرافیایی محل خدمت مستخدمان دارد با هیچ یک از قوانین راجع به ماموریت مقرر در بند «د» ماده 120 قانون مدیریت خدمات کشوری و یا <a class="artref" href="/ماده/ماده-11-a_081511023096">ماده 11 قانون استخدام کشوری</a> « عدم ذکر وظیفه محوله به طور خاص» مطابقت ندارد. ثانیاً: از وحدت ملاک و آثار تبعی بند 7 ماده 68 قانون مدیریت خدمات کشوری و بند 2 ماده 23 آییننامه استخدامی نظام بانکی دولتی که جبران هزینه های ماموریت را به صورت فوق العاده روزانه مقرر میدارد مستفاد میشود که احکام مربوط نیز باید مقید زمان کوتاه روزانه باشد لذا ارجاع ماموریتهای دایمی یا موقت طولانی مدت، مغایر با مواد فوق است.
4- در خصوص مغایرت قانونی جا به جایی (انتقال) مندرج در ماده 16 قرارداد بدو استخدام، استحضار دارند که تغییر محل جغرافیایی مستخدمان دولت بدون درخواست و رضایت آنان به موجب بند ه- ماده 9 قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب سال 1372 در زمره مجازاتهای اداری قلمداد شده است و اعمال آن درباره مستخدمان خاطی منوط به صدور رای قطعی از طرف هیاتهای رسیدگی به تخلفات اداری است و ب. ت. ب. این که از وحدت ملاک رای وحدت رویه شماره 412- 1381/11/13 هیات عمومی آن دیوان اعمال اختیار مدیریت در جهت تغییر محل خدمت مستخدم متخلف به منظور تنبیه او با عنایت به محدودیت اختیارات مدیریت در اعمال مجازاتهای اداری به شرح ماده 12 قانون مذکور، وجاهت قانونی ندارد لذا اعمال این اختیارات مدیریت در مورد مستخدمان غیر خاطی نیز بدون درخواست آنان به طریق اولی فاقد وجاهت قانونی است.
5- به طوری که مستحضرند اعمال اختیارات مدیریتی فوق، بدون رضایت مستخدم متضمن اقامت اجباری در نقطه یا نقاط معین مقرر در ماده 17 قانون مجازات اسلامی بوده و نوعاً از مصادیق مجازاتهای بازدارنده مقرر در همان ماده و ماده 9 قانون رسیدگی به تخلفات اداری است که با عنایت به رای وحدت رویه شماره 590 - 1372/11/05 هیات عمومی دیوان عالی کشور و ماده 19 قانون مجازات اسلامی صرفاً در حالتی قابلیت اعمال دارد که اولاً: مستند به ارتکاب جرم عمدی اثبات شده ای باشد که مجازات تعزیری کفایت لازم در تنبیه مجرم نداشته باشد و ثانیاً: به عنوان تتمیم مجازات تعزیری از سوی مرجع قضایی یا هیات رسیدگی به تخلفات اداری مورد حکم قطعی قرار گرفته باشد.
6- چون تاریخ صدور رای وحدت رویه شماره 412- 1381/11/13 هیات عمومی دیوان عدالت اداری موخر بر تاریخ تصویب اساسنامه بانک مشتکی عنه است لذا متعاقب انتشار رای وحدت رویه، اقتضا داشت که در راستای لزوم تبعیت از آن و قواعد آمره، نسبت به اصلاح این بند از اساسنامه و حذف آثار معارض قانون آن از جمله ماده 16 قراردادهای بدون استخدام اقدام می گردید تا مستند تخلف مدیران خاطی در قبال سرپیچی از قواعد آمره رای وحدت رویه قرار نگیرد.
7- نتیجتاً عناوین مورد شکایت از بند 2 ماده 20 اساسنامه مذکور و ماده 16 قرارداد بدو استخدام که از سوی مدیران بانک همچنان اجرا میشود خلاف رای وحدت رویه شماره 412 - 1381/11/13 هیات عمومی دیوان عدالت اداری، ماده 9 قانون رسیدگی به تخلفات اداری، مواد 17 و 19 قانون مجازات اسلامی، رای وحدت رویه شماره 590- 1372/11/05 هیات عمومی دیوان عالی کشور، اصول 33 و 36 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، نظم عمومی موضوع ماده 6 قانون آیین دادرسی مدنی و بالاخره <a class="artref" href="/ماده/ماده-10-a_0815110235654">ماده 10 قانون مدنی</a> است محکوم به بطلان است. بنا به مراتب با عنایت به قسمت دوم اصل 170 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و مواد 1، 19، 20 و 42 قانون دیوان عدالت اداری و سایر قوانین و مقررات فوق، تقاضای رسیدگی و ابطال عبارات « عزل ماموران و کارکنان بانک و تنبیه و تعلیق و اخراج آنان» و « سایر شرایط استخدامی ب. ر. م. استخدامی و اداری بانک و آییننامه مربوط» مندرج در بند 2 ماده 20 اساسنامه مذکور و همچنین عبارت « تعیین محل خدمت و جا به جایی کارکنان و ارجاع ماموریتهای محوله در خارج از محل خدمت فعلی (در هر نقطه اعم از داخل یا خارج از کشور) به طور موقت یا دایم با بانک م. ب. و مستخدم موظف است بدون هیچ گونه عذر و بهانه ای احکام صادره را اجرا نماید» مندرج در ماده 16 قرارداد بدو استخدام کارکنان بانک ملی ایران را که منشاء آن اختیارات خلاف قانون اساسنامه ای مذکور است، از هیات قضایی شعبه رسیدگی کننده آن دیوان خواستارم." متن مقررات مورد اعتراض شاکی به قرار زیر است: " ماده 20: اختیارات و وظایف مدیرعامل 1-........
2- استخدام، نصب و عزل ماموران و کارکنان بانک و تعیین شغل، ترفیع و تنبیه و تعلیق و اخراج و اجرای سایر شرایط استخدامی ب. ر. م. استخدامی و اداری بانک و آییننامه مربوط. ماده 16: تعیین محل خدمت و جا به جایی کارکنان و ارجاع ماموریتهای محوله در خارج از محل خدمت فعلی (در هر نقطه اعم از داخل یا خارج از کشور) به طور موقت یا دایم با بانک م. ب. و مستخدم موظف است بدون هیچ گونه عذر و بهانه ای احکام صادره را اجرا نماید." در پاسخ به شکایت مذکور، اداره کل دعاوی بانک ملی ایران، طی لایحه شماره 9946/03/13779- 1389/12/08 توضیح داده است که: " در خصوص دعوای آقای … مرادی به طرفیت این بانک مراتب ذیل را به استحضار می رساند: نامبرده در شکواییه خود ابطال بند 2 ماده 20 اساسنامه بانک ملی ایران و ماده 16 تعهد نامه بدو استخدام که از کارکنان جدید الورود اخذ میشود را درخواست کرده که به استناد دلایل و مستندات زیر ادعای وی فاقد وجاهت قانونی بوده و موارد معترض عنه وفق موازین قانونی تنظیم شده است:
الف: وفق ماده 20 اساسنامه بانک ملی ایران مدیرعامل بالاترین مقام اداری بانک است و وفق بند 2 ماده مزبور بر اختیارات و وظایف ایشان به شرح زیر تصریح شده است: « استخدام، نصب و عزل ماموران و کارکنان بانک و تعیین شغل، ترفیع و تنبیه و تعلیق و اخراج و اجرای سایر شرایط استخدامی ب. ر. م. استخدامی و اداری بانک و آییننامه مربوط.» لذا مدیریت عامل بانک به عنوان بالاترین مقام اداری و اجرایی اختیار عزل و نصب کارکنان و سایر موارد را ب. ر. م. استخدامی و اداری بانک و آییننامه مربوط را دارد ضمن این که اختیارات مذکور وفق دادنامه شماره 12- 1381/11/25 هیات عمومی دیوان عدالت اداری که اعلام می دارد: « حکم مقرر در بند (و) ماده 9 قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب سال 1372 که تنزل مقام کارکنان متخلف واحدهای دولتی مشمول قانون مذکور را در زمره مجازاتهای اداری قرار داده است، نافی اختیارات مدیریت در تغییر پست ثابت سازمانی کارمندان واحدهای مذکور بر اساس ضوابط و مقتضیات اداری نیست.» بنابراین دادنامه شماره 321- 1377/03/16 شعبه اول دیوان عدالت اداری در پرونده 76/58، توسط آن مرجع تنفیذ شده است و ضمناً نامبرده به موجب حکم شماره ن/3/7256- 1389/03/17 به اداره امور شعب استان سیستان و بلوچستان با عنوان کارشناس حقوقی و جهت بهره برداری از توان کارشناسی و اطلاعات تخصصی مامور شده و برخلاف اظهارات وی وظایف محوله به ایشان به صورت صریح در حکم فوق الذکر عنوان شده و مشارالیه با پست کارشناس حقوقی به اداره امور مربوطه مامور شده که این مورد کاملاً منطبق بر <a class="artref" href="/ماده/ماده-11-a_081511023096">ماده 11 قانون استخدام کشوری</a> است و همچنین بند 7 <a class="artref" href="/ماده/ماده-68-a_081511023210">ماده 68 قانون استخدام کشوری</a> ناظر به تعیین ترتیبات پرداخت هزینه و ماموریت و سایر موارد بوده و هیچ گونه ارتباطی با دعوای مطروح نداشته و خارج از موضوع است و همچنین ب. ت. ب. مفاد ماده 23 آییننامه استخدام نظام بانکی دولتی مصوب 1379/11/26 هیات وزیران ملاحظه میشود که بانک در پرداخت هزینه های ماموریت، ایاب و ذهاب، سفر و نقل مکان هیچ گونه الزامی نداشته است و میتواند در صورت لزوم و استحقاق کارمند د. ح. وی مبالغ مذکور را پرداخت نماید لذا با لحاظ موارد مشروح فوق الذکر هیچ گونه موردی در خصوص تعیین مدت زمان ماموریت کارکنان مشاهده نمی شود.
2- به موجب بند شانزدهم تعهدنامه بدو استخدام که متقاضیان استخدام در هنگام ورود به خدمت بانک اقدام به مطالعه و توشیح آن می نمایند تعیین محل خدمت و جا به جایی کارکنان و ارجاع ماموریتهای محول در خارج از محل خدمت فعلی (در هر نقطه اعم از داخل یا خارج کشور) به طور موقت یا دایم با بانک م. ب. و مستخدم موظف است بدون هیچ گونه عذر و بهانه ای احکام صادر شده را اجرا نماید. که این مورد کاملاً منطبق بر تبصره 4 ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری که اعلام می دارد: « تعیین محل خدمت و شغل مورد تصدی کارمندان پیمانی در پیمان نامه مشخص میگردد و در مورد کارمندان رسمی به عهده دستگاه اجرایی ذی ربط م. ب.» ضمن این که داوطلبان استخدام در کمال صحت و سلامت جسم و عقل و با اراده و اختیار اقدام به مطالعه و توشیح تعهد نامه بدو استخدام می نمایند و در صورت عدم موافقت میتوانند انصراف خود را از خدمت در بانک ابراز نمایند و هیچ گونه الزامی در پذیرش شرایط بانک ندارند و این معنی کاملاً منطبق بر <a class="artref" href="/ماده/ماده-10-a_0815110235654">ماده 10 قانون مدنی</a> که قراردادهای خصوصی را نسبت به کسانی که آن را منعقد کرده اند و در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد نافذ دانسته است مضافاً این که رای وحدت رویه شماره 412 - 1381/11/13 مبین این معنی م. ب. که مدیریت واحدهای دولتی بر خلاف ماده 12 قانون رسیدگی به تخلفات اداری مجازاتهای مقرر در ماده 9 قانون مذکور را بدون رسیدگی در هیاتهای بدوی یا تجدیدنظر رسیدگی به تخلفات اداری د. ح. کارکنان خاطی اعمال نمایند و در مورد مزبور که نامبرده در جهت استفاده از توان کارشناسی و تخصصی و نه به عنوان مجازات به اداره امور شعب استان سیستان و بلوچستان مامور شده است این موضوع به هیچ وجه عنوان مجازات را دارا نمیباشد ضمن این که به موجب ماده 16 تعهد نامه مذکور و تبصره 4 ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری مشارالیه موظف به انجام خدمت در هر نقطه از کشور یا واحدهای خارج از کشور که بانک مقرر میدارد بوده است و حق هیچ گونه اعتراضی را وفق تعهد نامه فوق الذکر ندارد لذا با عنایت به این که مدیریت عامل بانک ملی ایران به هیچ عنوان قصد مجازات نامبرده را نداشته است و به استناد حکم ماموریت صدرالذکر جهت بهره برداری از توان تخصصی و کارشناسی، دستور صدور حکم ماموریت وی را صادر کرده هیچ گونه اقدامی برخلاف رای وحدت رویه مذکور از جانب این بانک صورت نگرفته و اقدامات این بانک کاملاً منطبق بر موازین قانونی است.
3- در رابطه با ادعای مشارالیه مبنی بر انطباق حکم ماموریت مذکور با مفاد مواد 17 و 19 قانون مجازات اسلامی به استحضار آن قضات می رساند که مجازات نفی بلد د. ح. مجرمانی اعمال میشود که صرف مجازات تعزیری جهت تادیب ایشان کافی نبوده است و در راستای تتمیم مجازات تعزیری از مجازات بازدارنده استفاده میشود و ب. ت. ب. این که حکم ماموریت صادر شده همان طور که در متن آن قید شده به هیچ وجه، عنوان مجازات اداری را دارا نبوده و صرفاً جهت بهره مندی از توان تخصصی نامبرده صادر شده است، لذا هیچ گونه مغایرتی با منطوق مواد 17 و 19 قانون مجازات اسلامی ندارد ضمن این که اساساً هیچ کدام از هیاتهای بدوی و تجدیدنظر رسیدگی به تخلفات اداری یا مدیریت عالی واحدهای دولتی حق اعمال مجازاتهای مقرر در قانون مجازات اسلامی را نداشته و موضوع در صلاحیت عام دادگاههای عمومی و انقلاب است. مضافاً این که حکم مذکور صرفاً یک ماموریت اداری بوده که به استناد مقررات داخلی بانک صادر شده و در نتیجه فاقد جنبه کیفری است و انتساب این حکم به عنوان مجازات اداری و تطبیق آن با مجازات بازدارنده موضوع ماده 19 قانون مجازات اسلامی از جانب شاکی خالی از اشکال نیست. مع الوصف با عنایت به موارد معروض و جمیع جوانب امر و نظر به این که اساسنامه بانک ملی ایران وفق مواد 1 و 46 آن مورد تایید مراجع قانونی مربوطه (شورای انقلاب اسلامی ایران و مجمع عمومی بانکها) بوده و ب. ت. ب. این که موضوع صرفاً واجد جنبه اداری است و به استناد تعهدات ماخوذه از مشارالیه در بدو استخدام صورت پذیرفته و با عنایت به این که اقدامات این بانک هیچ گونه مغایرتی با اصول 33 و 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و همچنین ماده 6 قانون آیین دادرسی مدنی نداشته و نظر به این که حکم ماموریت مذکور بر اساس ماده 16 تعهد نامه بدو استخدام که کاملاً منطبق بر تبصره 4 ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری است صادر شده و ب. ت. ب. این که تصمیم اداری مذکور کاملاً منطبق بر مفاد <a class="artref" href="/ماده/ماده-10-a_0815110235654">ماده 10 قانون مدنی</a> م. ب. ضمن این که به دلیل فقدان جنبه کیفری هیچ گونه ارتباطی مابین این مورد و مفاد مواد 17 و 19 قانون مجازات اسلامی و همچنین رای وحدت رویه شماره 590- 1372/11/05 صادر شده از هیات عمومی دیوان عالی کشور وجود ندارد و با لحاظ این مورد که حکم مذکور جهت بهره مندی و بهره برداری از توان تخصصی وکارشناسی مشارالیه صادر شده است و به هیچ عنوان در مقام مجازات اداری بر نیامده تا مشمول مفاد رای وحدت رویه شماره 412- 1381/11/13 آن مرجع قرار بگیرد و نظر به این که اختیارات مدیریت عامل بانک ملی ایران که در بند 2 ماده 20 اساسنامه این بانک درج شده به استناد رای وحدت رویه شماره 12- 1381/01/25 هیات عمومی دیوان عدالت اداری تنفیذ شده است و در نهایت ب. ت. ب. این که موضوع منطبق بر هیچ یک از شقوق بند 1 ماده 19 قانون دیوان عدالت اداری نیست. از طرفی نامبرده هیچ گونه مدرکی دال بر نقض قوانین و مقررات از جانب این بانک ارائه نکرده ضمن این که کلیه اقدامات و تصمیمات این بانک مبتنی بر قوانین و مقررات و آییننامه های لازم الاجرا م. ب.. لذا مستند به موارد مشروح فوق و رای وحدت رویه شماره 12- 1381/01/25 هیات عمومی دیوان عدالت اداری و به استناد مفهوم مخالف بند 1 ماده 19 قانون دیوان عدالت اداری صدور رای مبنی بر رد دعوای مطروح م. ا.. ضمناً تصویر مستندات مذکور در لایحه جهت بهره برداری قضایی به پیوست تقدیم میشود. " هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ یاد شده با حضور روسا، مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد. پس از بحث و بررسی، با اکثریت آراء به شرح آینده به صدور رای مبادرت میکند.
هر چند تنبیه و اخراج کارکنان دولت مطابق قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب سال 1372، در صلاحیت هیاتهای رسیدگی به تخلفات اداری است لیکن از آنجا که در بند 2 ماده 20 اساسنامه بانک ملی ایران، رسیدگی به تخلفات اداری در مراجع رسیدگی به تخلفات اداری نفی نشده است و در بند 2 ماده 20 اساسنامه مورد اعتراض قید شده است که « استخدام، نصب و عزل ماموران و کارکنان بانک و تعیین شغل، ترفیع و تنبیه و تعلیق و اخراج و اجرای سایر شرایط استخدامی ب. ر. م. استخدامی و اداری بانک و آییننامه مربوط» از جمله وظایف مدیرعامل بانک است، بنابراین رعایت مقررات اداری و استخدامی بانک و آییننامه مربوط، دلالت بر رسیدگی به موضوع در هیاتهای رسیدگی به تخلفات اداری دارد. از این جهت بند 2 ماده 20 اساسنامه بانک ملی ایران مغایر قانون نیست و قابل ابطال تشخیص نشد. در خصوص تقاضای ابطال ماده 16 فرم تعهدنامه بدو استخدام نیز، نظر به این که مطابق تبصره 4 ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری تعیین محل خدمت و شغل مورد تصدی کارمندان پیمانی در پیمان نامه مشخص میشود و در مورد کارمندان رسمی به عهده دستگاه اجرایی ذی ربط است بنابراین ماده 16 فرم تعهد نامه که در مقام تعیین محل خدمت و جا به جایی کارکنان بانک است خلاف قانون تشخیص نمی شود و قابل ابطال نیست.
رئیس هیات عمومی دیوان عدالت اداری- محمدجعفر منتظری
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 3
موارد مرتبط 106
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
رای شماره 2052 مورخ 1398/12/12 هیات تخصصی استخدامی دیوان عدالت اداری
ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
رأی
هماستناد
رای شماره 369 تا 372 مورخ 1396/04/20 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
رأی
هماستناد
رای شماره 1060 تا 1080 مورخ 1396/10/26 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
مواد 44 و 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
رأی
هماستناد
رای شماره 626 تا 632 مورخ 1399/05/14 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
رأی
هماستناد
رای شماره 140331390002375821 مورخ 1403/10/04 هیات تخصصی اراضی شهرسازی، منابع طبیعی و محیط زیست دیوان عدالت اداری
مواد 8 و 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
رأی
هماستناد
رای شماره 1264 و 1265 مورخ 1394/11/020 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
رأی
هماستناد
رای شماره 1215 مورخ 1396/11/24 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
رأی
هماستناد
رای شماره 71 الی 73 مورخ 1401/02/10 هیات تخصصی استخدامی دیوان عدالت اداری
ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
رأی
هماستناد
رای شماره 1179 الی 1189 مورخ 1400/10/01 هیات تخصصی استخدامی دیوان عدالت اداری
ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
رأی
هماستناد
رای شماره 805 و 806 مورخ 1401/10/13 هیات تخصصی استخدامی دیوان عدالت اداری
ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
رأی
هماستناد
تبدیل وضعیت استخدامی کارکنان قراردادی به پیمانی
مواد 44 و 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
رأی
هماستناد
رای شماره 903 مورخ 1401/12/02 هیات تخصصی استخدامی دیوان عدالت اداری
ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
رأی
هماستناد
شرط تبدیل وضعیت استخدامی از قراردادی به پیمانی
مواد 44 و 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
رأی
هماستناد
رای شماره 1215مورخ 1396/11/24 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
رأی
هماستناد
تغییر محل جغرافیایی خدمت بدون رضایت مستخدم
ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
رأی
هماستناد
رای شماره 101 مورخ 1397/01/29 هیات تخصصی اداری و استخدامی دیوان عدالت اداری
ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
رأی
هماستناد
رای شماره 898 مورخ 1401/11/30 هیات تخصصی فرهنگی، آموزشی و پزشکی دیوان عدالت اداری
ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
رأی
هماستناد
نظر مشورتی شماره 9000/230/23262/200 مورخ 1402/04/28 کمیسیون اداری، استخدامی و فرهنگی دیوان عدالت اداری
ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
رأی
هماستناد
محل خدمت کارمندان پیمانی
ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح تعیین و تغییر محل جغرافیایی مستخدم
ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
رأی
هماستناد
شرط تبدیل وضعیت استخدامی از قراردادی به پیمانی
مواد 44 و 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 38 مورخ 1370/04/18 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب 25 اسفند 1365 و ماده 30
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 6 مورخ 1374/02/02 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 30 قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب 25 اسفند 1365 اشاره کرده و تشدی
-
رأی
هماستناد
رای شماره 9 مورخ 1368/03/01 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
قانون رسیدگی به تخلفات اداری و ماده 30
-
رأی
هماستناد
رأی شماره 38 مورخ 1370/04/18 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص انطباق قانونی رأی صادر شده، مبنی بر «ابطال» رأی هیأت تجدید نظر دادگاه اداری و رسیدگی مجدد در هیأت تجدید نظر رسیدگی
قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب 25/12/65 و ماده 30
-
رأی
هماستناد
رأی شماره 9 مورخ 1368/03/01 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص عدم قابلیت طرح موضوع اعلام تناقض بین ماده (34) قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب 1365/12/25 و ماده (30) آیین نامه ا
قانون رسیدگی به تخلفات اداری و ماده 30
-
رأی
هماستناد
رأی شماره 6 مورخ 1374/02/02 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص انطباق قانونی رأی صادر شده، مبنی بر نقض رأی کمیته پاکسازی و رأی هیئت تجدید نظر رسیدگی به تخلفات اداری کارکنان و رسی
ماده 30 قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب 25 اسفند 65 مورد توجه قرار نگرف
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره ۶ مورخ ۱۳۷۴/۰۲/۰۲ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری(موضوع: اعلام تعارض اراء صادره ازشعب ۷و۱۲ دیوان) مستفاد از ماده ۳۰ قانون رسیدگی به تخلفات اداری عدم جواز اعمال تشدید مجازات در صورت عدم مستندات جدید است
ماده 30 قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب 25 اسفند 65 مورد توجه قرارنگرفت
-
رأی
هماستناد
الزام مالک به پرداخت سرقفلی در قانون 1376
قانون آیین دادرسی مدنی و تبصره 2 ماده 6
-
رأی
هماستناد
مسئول پرداخت خسارت ناشی از حوادث رانندگی
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 6
-
رأی
هماستناد
رای شماره 274 مورخ 1395/04/29 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 6 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تمایز صلاحیت دادگاه اصل 49 و دادگاه حقوقی
ماده 6 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379
-
رأی
هماستناد
تاثیر شغل مدعی اعسار بر پذیرش اعسار
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 6
-
رأی
هماستناد
رای شماره 340 مورخ 1392/05/14 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 6 قانون آیین دادرسی مدنی و بالاخره ماده 10 قانون مدنی است محکوم به
-
رأی
هماستناد
رای شماره 140331390003018163 مورخ 1403/12/14 هیات عموعی دیوان عدالت اداری
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 6
-
رأی
هماستناد
تمایز صلاحیت دادگاه اصل 49 و دادگاه حقوقی
ماده 6 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379
-
رأی
هماستناد
تاریخ دادنامه: 1403/12/14
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 6
-
رأی
هماستناد
رأی: ✅ از چشم ضعفاء(تحلیلی درخصوص رای اخیر وحدت رویه دیوان عالی د
ماده 6 قانون آیین دادرسی مدنی و تایید بی قید و شرط رای شماره 0580-6-1-13
-
رأی
هماستناد
رأی: ✅دستورالعمل اجرایی رأی وحدت رویه ۷ ۹ ۴ دیوان عالی کشور در دفات (۲ ۱/۵/۱ ۳)
ماده 6 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1 3
-
رأی
هماستناد
رأی: ✅نظر صریح #بانک_مرکزی:
قانون آیین دادرسی مدنی است و با عنایت به ماده 6
نظریات مشورتی 10
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/2724 مورخ 1396/11/07
ماده 6 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
وقوع عقد بیع برخلاف نصاب مقرر در قانون جلوگیری از خردشدگی اراضی کشاورزی
ماده 6قانون آیین دادرسی مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/99/1809 — 1399/12/16
ماده 6 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/1875 — 1398/12/27
ماده 6 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/1875 مورخ 1398/12/27 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص صحت معامله انتقال مال به دیگری با انگیزه فرار از ادای دین موضوع ماده 21 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مصو
ماده 6 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/96/2940 مورخ 1396/11/30 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص (1)- ابطال سند رسمی به موجب سند عادی مقدم با استناد به مخالفت با نظم حقوقی و اقتصادی (2)- اعتبار شرعی سند عاد
ماده 6 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/96/2724 مورخ 1396/11/07 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص قرارداد مضاربه بانک و شرکت سهامی با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 6 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/96/2940 مورخ 1396/11/30 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص تنظیم اسناد عادی به جای اسناد رسمی با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 6 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/99/1809 مورخ 1399/12/16 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص تشخیص ضرورت یا عدمضرورت انجام کارشناسی توسط قاضی رسیدگی کننده با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 6 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/1069 مورخ 1396/05/09
ماده 10 قانون آیین دادرسی مدنی اصل بر صلاحیت محاکم دادگستری است
نشستهای قضایی 6
-
نشست قضایی
هماستناد
امکان مطالبه اجرت المثل بابت نگهداری از والدین
ماده 6 قانون آیین دادرسی مدنی و 975 قانون مدنی خلاف اخلاق حسنه است لذا ق
-
نشست قضایی
هماستناد
تسویه دیون سابق اشخاص
ماده 6 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نشست قضایی
هماستناد
بطلان قراردادهای بانکی موسسات مالی غیرمجاز
مواد 6 قانون آیین دادرسی مدنی و 975 قانون مدنی اشاره کرد و بر این باور ب
-
نشست قضایی
هماستناد
اعتبار ماده واحده راجع به نحوه مطالبه دیون عادی مصوب 1339 و ماده 6 قانون اصلاح بعضی از مواد قانون آیین دادرسی مدنی 1347
ماده 6 قانون اصلاح بعضی از مواد قانون آیین دادرسی مدنی 1347 پرسش با تصوی
-
نشست قضایی
هماستناد
تلقی نمودن حکم یا قرار در صورتی که به ادله خواهان رسیدگی نشده باشد
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 6
-
نشست قضایی
هماستناد
ضرورت رعایت تشریفات قانون آیین دادرسی مدنی در دعاوی راجع به دیون
ماده 6 قانون اصلاح بعضی از مواد قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1347 نسخ شده
مواد مرتبط 7
-
استناد
از این صفحه
ماده 19 — قانون مجازات اسلامی
ماده 19 قانون مجازات اسلامی صرفا در حالتی قابلیت اعمال دارد که اولا: مستن
-
استناد
از این صفحه
ماده 17 — قانون مجازات اسلامی
مواد 17 و 19 قانون مجازات اسلامی
-
استناد
از این صفحه
ماده 6 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 6 قانون آیین دادرسی مدنی و بالاخره ماده 10 قانون مدنی است محکوم به
-
استناد
از این صفحه
ماده 10 — قانون مدنی
ماده 10 قانون مدنی که قراردادهای خصوصی را نسبت به کسانی که آن را منعقد کر
-
استناد
از این صفحه
ماده 10 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
قانون آیین دادرسی مدنی و بالاخره ماده 10
-
استناد
از این صفحه
ماده 30 — آییننامه اجرایی قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب 1373/07/27
ماده 30 آیین نامه اجرایی قانون رسیدگی به تخلفات اداری بلاتکلیف گذاردن( تعلیق
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 45 — قانون مدیریت خدمات کشوری (مصوب ۱۳۸۶/۰۷/۰۸)
ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری تعیین محل خدمت و شغل مورد تصدی کارمندان
مقرراتِ مرتبط 3
-
بخشنامه
هماستناد
نظر مشورتی شماره 9000/230/23258/200 مورخ 1402/04/28 کمیسیون مشورتی اداری، استخدامی و فرهنگی دیوان عدالت اداری
ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
بخشنامه
هماستناد
نظر مشورتی شماره 9000/230/20860/200 مورخ 1401/10/13 کمیسیون اداری، استخدامی و فرهنگی دیوان عدالت اداری
ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
-
تصویبنامه
هماستناد
اصلاح تصویبنامه موضوع اتخاذ تصمیماتی در خصوص مبنا و شاخص های تعیین مشاغل حاکمیتی
ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری
دکترین 40
-
مقاله
هماستناد
تجدید و تمدید مهلت قانونی و موعد قضایی — عامل دیگری که موجب تمدید مهلت می
مواد 10 و 14 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تجدید و تمدید مهلت قانونی و موعد قضایی — با آمیزش مواد ۱۰ و ۱۴ ق
مواد 10 و 14 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تجدید و تمدید مهلت قانونی و موعد قضایی — با آمیزش مواد ۱۰ و ۱۴ ق
مواد 10 و 14 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تصرف مجاز و عدم بهره برداری شخصی — گزارش حساب عواید و منافع حافظ افزون
مواد 10، 219 و 617 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تصرف مجاز و عدم بهره برداری شخصی — چنانچه داد باخته و داد برده با
مواد 10، 219 و 617 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تصرف مجاز و عدم بهره برداری شخصی — چنانچه داد باخته و داد برده با
مواد 10، 219 و 617 ق.م
-
مقاله
هماستناد
گسست حکم ماده ۹۶ ق
مواد 10، 219 و 220 ق.م
-
مقاله
هماستناد
در پیوند با حکم ماده ۹۶ ق
مواد 10، 219 و 220 ق.م
-
مقاله
هماستناد
در پیوند با حکم ماده ۹۶ ق
مواد 10، 219 و 220 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت داد باخته در برقراری حق اجرا — برابر ماده ۱۶۰ ق
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت داد باخته در برقراری حق اجرا — اجرای حکم بدهند نصف حق اجراء دریافت
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اثر فوت داد باخته در برقراری حق اجرا — اجرای حکم بدهند نصف حق اجراء دریافت
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای احکام مدی، جند چهارم — دارد داد برده تلاش دارد برابر آخرین
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای احکام مدی، جند چهارم — ماده ۱۰ ق
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای قواعد مستثنیات دین
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اجرای قواعد مستثنیات دین — به هنگام اجرای حکم توافق دو سوی
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
واگذاری صلاحیت تشخیص — با در نظر گرفتن جنبه های امری
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
واگذاری صلاحیت تشخیص — حالت دوم در هنگام اجرای حکم است
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اعتراض شخص ثالث به بازداشت مال — برخی بستانکاران مانند بانک ها در قراردادهای
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اعتراض شخص ثالث به بازداشت مال — برخی بستانکاران مانند بانک ها در قراردادهای
مواد 10 و 219 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبایعه نامه ها و قولنامه ها — در بین اسناد عادی مدرکیه معترض ثالث
مواد 10، 219، 220 و 362 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبایعه نامه ها و قولنامه ها — سند عادی دیگر در دعوای اعتراض ثالث
مواد 10، 219، 220 و 362 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبایعه نامه ها و قولنامه ها — سند عادی دیگر در دعوای اعتراض ثالث
مواد 10، 219، 220 و 362 ق.م
-
مقاله
هماستناد
۲ ماهیت حقوقی مزایده — ب
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
۲ ماهیت حقوقی مزایده — میتوان به تفکیک پیشنهاد نخست به شرکت
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تکلیف شفیع به پرداخت بالاترین وجه پیشنهادی برای خرید — جریان حق شفعه نسبت به ممر مجری
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تکلیف شفیع به پرداخت بالاترین وجه پیشنهادی برای خرید — شراکتی نداشته باشد اما در ممر و
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تکلیف شفیع به پرداخت بالاترین وجه پیشنهادی برای خرید — شراکتی نداشته باشد اما در ممر و
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تکلیف شفیع به پرداخت بالاترین وجه پیشنهادی برای خرید — مستفاد از ماده ۸۱۰ ق
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تکلیف شفیع به پرداخت بالاترین وجه پیشنهادی برای خرید — برخورد حق شفعه با فرصت داد باخته
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تکلیف شفیع به پرداخت بالاترین وجه پیشنهادی برای خرید — برخورد حق شفعه با فرصت داد باخته
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ائل وای فایر سی قرار داده — آیا ثبت کلیه قراردادها ضروری است؟ سؤال
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ائل وای فایر سی قرار داده — اولاً
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری سیرجان تیر ۸۰
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری سیرجان تیر ۸۰ — تصریح شده عقود و قراردادهای فی مابین
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
آیا بیمه عقد معین است یا نامعین؟ سؤال - آیا بیمه قرارداد
مواد 10 و 975 و 1010 ق.م
-
مقاله
هماستناد
آیا بیمه عقد معین است یا نامعین؟ سؤال - آیا بیمه قرارداد
مواد 10 و 975 و 1010 ق.م
-
مقاله
هماستناد
رک ماده ۵۱۵ ق. آ.د.م
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری سیرجان مرداد ۸۱
ماده 10 ق.م
-
مقاله
هماستناد
نشست قضایی دادگستری سیرجان مرداد ۸۱ — قرارداد (contrat) گاه در فارسی مترادف عقد
ماده 10 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
