رأی
ضمانت اجرای فرار یا فوت قاتل در بزه قتل عمدی
رأی خلاصه جریان پرونده
به دنبال سرقت های مسلحانهی ارتکاب یافته در شیراز و شهرهای دیگر، در مورخ ۱۳۸۴/10/15 ، از طلافروشی متعلق به مرحوم م.ت، نیز به طور مسلحانه سرقت انجام و طی آن نام برده ، توسط سارقان که دو نفر بوده اند ، به قتل می رسد . یکی از متهمان به نام ر. ک دستگیر و متهم دیگر به نام ع.ن.ز. موفق به فرار می گردد. تحقیقات بعدی نشان میدهد که مرحوم م.ت با سلاح کلاش و توسط ن.ز. به قتل رسیده است . متهم فراری پس از شرکت در سرقت های مسلحانه دیگر ، در مورخ ۱۳۹۰/8/22 یعنی 6 سال ، پس از قتل مرحوم ت. ، با تعقیب و گریز مأمورین و در حین فرار ، به درّه سقوط و فوت می نماید . بازپرس محترم شعبه 8 دادسرای ویژه امور جنایی شیراز ، در مورخ ۱۳۹۰/12/22 درباره اتهامات مطروحه و متهمین پرونده قرارهای قانونی صادر و در خصوص اتهامات ع.ن.ز. دائر بر شرکت در سرقتهای مسلحانه و قتل عمدی مرحوم م. ت به لحاظ فوت متهم و به استناد ماده 6 قانون آئین دادرسی کیفری قرار موقوفی تعقیب صادر می نماید و قرار صادره به تأیید دادستان محترم نیز می رسد و قطعیت می یابد. وکیل اولیاء دم مرحوم م.ت. در مورخ ۱۳۹۴/5/6 در نامه ای خطاب به دادستان محترم شیراز و با این توضیح که در پرونده مطروحه در بازپرسی ، به دلیل حساسیت فوق العاده در رابطه با اموال جانی و تمامی اقربای وی نیز تحقیقات جامعی صورت پذیرفته که متأسفانه هیچ گونه اموال قابل توجهی وجود نداشته علاوه بر آن مقدار زیادی اموال که در جریان سرقت های مسلحانه توسط جانی و دیگر شرکاء وی به سرقت رفته تاکنون به مالباختگان مسترد نشده که موکلین در این خصوص نیز دچار زیان مادی گردیده اند . وکیل یاد شده با توضیح بالا و به استناد ماده 435 قانون مجازات اسلامی و فتاوای معتبر فقهاء بر مبنای قاعده ی فقهی دم المسلم لایذهب هدراً و در راستای اجرای ماده 85 قانون آئین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۳ ، خواستار ارسال پرونده به دادگاه برای رسیدگی راجع به پرداخت یک فقره دیه کامله مشدّده توسط بیت المال مسلمین د. ح. موکلین ، گردیده است . معاون محترم دادستان و سرپرست دادسرای ویژه امور جنایی شیراز ، درخواست وکیل اولیاء دم را جهت رسیدگی ، به دادگاه کیفری 2 شیراز ارسال می نماید . شعبه 120 دادگاه کیفری 2 شیراز ، نظر به این که رسیدگی به اتهام قتل عمدی ،در صلاحیت محاکم کیفری یک م. ب. و رسیدگی به ادعاها و تقاضاهای ناشی از قتل عمدی نیز بنا به صراحت ماده 271 قانون آئین دادرسی کیفری ، در صلاحیت محاکم موصوف م. ب. و نظر به این که پرداخت دیه قاتل منوط به اظهارنظر ماهوی در مورد عاقله قاتل و اظهارنظر پیرامون آن نیز در صلاحیت محاکم کیفری یک م. ب. ، خود را صالح به رسیدگی ندانسته و به موجب دادنامه شماره 808 - ۱۳۹۴/7/28 ، قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگاه کیفری یک مرکز استان فارس ، صادر و اعلام نموده است . شعبه اول دادگاه کیفری یک استان فارس که حسب الارجاع به موضوع رسیدگی کرده در مورخ ۱۳۹۴/8/8 با حضور نماینده دادستان ، تشکیل جلسه داده و پس از استماع اظهار نماینده دادستان، دایر بر این که «تقاضای اتخاذ تصمیم شایسته را دارم.» ختم رسیدگی را اعلام و مبادرت به صدور رأی نموده است . دادگاه طی دادنامه شماره 257- ۱۳۹۴/8/8 و با این استدلال که : متهم به قتل مشخص بوده و از وی اعلام شکایت شده و اولیاء دم ، تقاضای قصاص نموده اند و قبل از خاتمه رسیدگی و صدور حکم ، متهم به دلیل حادثه دیگری فوت کرده است ، مبنای شکایت اولیاء دم از قصاص به پرداخت دیه تغییر نمی کند ، زیرا در پرونده امر ، شکایت اولیاء دم قبل از فوت متهم ناظر به مطالبه دیه نبوده و با وصف فوت متهم ، در واقع به نحوی مقصود و مورد نظر اولیاء دم مقتول که قصاص نفس بوده حاصل گردیده است و با این وصف در مانحن فیه ، مطالبه دیه از بیت المال ، منطبق با موازین قانونی و شرعی نمی باشد . با این استدلال ، دادگاه حکم بر ردّ تقاضای معاون دادستان و سرپرست دادسرای ویژه امور جنایی شیراز ، صادر و اعلام نموده است . پس از ابلاغ رأی ، آقای م.س. ح.ف. ، به وکالت از اولیاء دم ، نسبت به آن اعتراض و خواستار تجدیدنظر و نقض دادنامه گردیده است . وکیل مزبور در لایحه اعتراضی خود که در 7 صفحه آن را تنظیم نموده به نکاتی اشاره و استدلال کرده است از جمله :
1- قاتل در مورخ ۱۳۹۰/9/9 فوت نموده و بازپرس محترم لااقل تا تاریخ ۱۳۹۰/10/18 از فوت قاتل اطلاع نداشته و در همین زمان ، اولیاء دم در تاریخ 8 ، 14 و ۱۳۹۰/10/17 تقاضای قصاص قاتل ع.ن. را اعلام می کنند . حال آن که قاتل 20 روز قبل از تقاضای قصاص ، فوت شده بود و اگر اولیاء دم از فوت او اطلاع داشتند تقاضای عبث و بلاوجه مبنی بر قصاص نمی کردند . (اوراق شماره 592 ، 593 و 597 الی 599 پرونده تحت نظر )
2- ب. ت. ب. روایاتی که دلالت بر پایمال نشدن خون مسلمان دارد و فتاوای پیوست ، در مانحن فیه قصاص تبدیل به دیه می شود .
3- وظیفه حکومت برقراری نظم و امنیت است علی الخصوص حکومت اسلامی و چنانچه در این زمینه قصور کند ، لازم است از عهده خسارت برآید
4- در مانحن فیه ، قاتل بعد از وقوع قتل فرار کرده و تا شش سال متواری بوده و پس از آن فوت می گردد و در این رابطه قانون مجازات اسلامی بر مبنای قاعده علیت ، فرار قاتل را موجب ثبوت دیه می داند . مضافاً در این پرونده فوت قاتل نیز رخ داده و عنایتاً به نظریه تفویت منافع ، قاتل عمدی در قبال ارتکاب جرم قتل عمد ، نفس خویشتن را در مقابل جان مقتول بدهکار است و در صورتی که با فرار و رسیدن اجلش ، این عوض را تفویت نماید، باید بدل آن را پرداخت نماید (شرح لمعه، قوعدالاحکام).
5- ب. ت. ب. تحقیقات مفصله دادسرا راجع به اموال جانی و اقربای او و دریافت عاقله ای از جانی فارغ از این که برخی فقهاء اصولاً در قتل عمدی عاقله را مسؤول پرداخت دیه نمی دانند ب. ت. ب. گذشت بیش از ده سال از واقعه قتل عمد ، طریقی جز مطالبه دیه از بیت المال ، پیش روی موکلان قرار نداشت . پرونده در مورخ ۱۳۹۴/10/23 جهت رسیدگی به اعتراض وکیل یاد شده ، به این شعبه ارجاع گردیده است . هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
نظر به صراحت ماده 260 قانون مجازات اسلامی 1375 (قانون حاکم در زمان مرگ متهم) که مقرر می دارد : «هرگاه کسی که مرتکب قتل عمد شده فرار کند و تا هنگام مردن به او دسترسی نباشد، پس از مرگ، قصاص، تبدیل به دیه می شود......» و نیز استنباط از ذیل ماده 435 قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ که مقرر می دارد: «در صورتی که اخذ دیه به جهت گذشت از قصاص نباشد، حق قصاص حسب مورد برای ولی دم یا مجنیّ علیه محفوظ است. لکن باید قبل از قصاص، دیه گرفته شده را برگرداند.» و ب. ت. ب. قاعده فقهی «لایطّل دم امرءٍ مسلم» خون مسلمان هدر نمی رود در قتل عمدی و در صورت فرار و فوت قاتل ، درخواست اولیاء دم دایر بر قصاص به صورت خودکار، تبدیل به دیه می شود و لازم نیست اولیاء دم مجدداً، مطالبه دیه نمایند. و شکایت اولیه و درخواست قصاص، برای این منظور کافی است. هر چند لازمه دریافت دیه مطالبه و پیگیری آنان است و برابر مواد مورد اشاره، در صورتی که قاتل مالی داشته باشد، دیه از اموال او پرداخت می شود و الا، عاقله او مسؤول پرداخت دیه هستند و در صورتی که به عاقله دسترسی نباشد و یا آنان تمکن نداشته باشند، دیه از بیت المال پرداخت می شود. بنابراین در صورتی که در تحقیقات ثابت شود که قاتل متوفی ع.ن.ز. اموالی ندارد و عاقله او نیز متمکّن از پرداخت دیه نیستند، باید دیه مقتول م.ت.، از بیت المال پرداخت گردد. لذا ضمن پذیرش اعتراض وکیل اولیاء دم مرحوم ت. ، و مستنداً به بند 4 قسمت «ب» ماده 469 قانون آئین دادرسی کیفری دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 257 – ۱۳۹۴/8/8 شعبه اول دادگاه کیفری یک استان فارس ، نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض ارجاع می گردد.
شعبه 33 دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
محمد نیازی - سید نصرت الله اعتماد شیخ الاسلامی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
ضمانت اجرای فرار یا فوت قاتل در بزه قتل عمدی
در تاریخ 2 اسفند 1394، دادنامهای در خصوص پروندهای مرتبط با سرقت مسلحانه و قتل عمدی صادر گردید. این پرونده به وقوع قتل یکی از افراد در تاریخ 15 دی 1384 توسط متهمانی که در سرقت طلافروشی دخالت داشتند، مربوط میشود. یکی از متهمان دستگیر و دیگری متواری گردید و پس از شش سال در حین فرار فوت کرد. ب. ت. ب. فوت متهم، بازپرس اقدام به صدور قرار موقوفی تعقیب نمود. وکیل اولیاء دم با استناد به ماده 435 قانون مجازات اسلامی و قاعده فقهی "دم المسلم لایذهب هدرا"، درخواست پرداخت دیه از بیت المال را مطرح کرد. دادگاه کیفری 2 به دلیل عدم صلاحیت، قرار عدم صلاحیت به دادگاه کیفری یک صادر کرد. دادگاه کیفری یک، با رد درخواست دیه، اعلام نمود که قصاص به دیه تبدیل نخواهد شد. وکیل اولیاء دم به این رای اعتراض کرد و استدلال نمود که فوت متهم پیش از درخواست قصاص واقع شده و بنابراین دیه باید از بیت المال پرداخت گردد. دیوان عالی کشور، با استناد به ماده 260 قانون مجازات اسلامی 1375 و قاعده فقهی مذکور، رای داد که در صورت فوت قاتل و عدم دسترسی به او، قصاص به دیه تبدیل میشود و در صورت عدم وجود اموال، دیه باید از بیت المال تامین گردد. لذا، رای دادگاه تجدیدنظر نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد ارجاع شد.
تاریخ دادنامه قطعی: 1394/12/02
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: چنانچه در بزه قتل عمدی قاتل فرار یا فوت کند،درخواست اولیاء دم مبنی بر قصاص، به صورت خودکار به دیه تبدیل میشود و لازم نیست اولیاء دم مجددا مطالبه دیه کنند.
رای خلاصه جریان پرونده
به دنبال سرقت های مسلحانهی ارتکاب یافته در شیراز و شهرهای دیگر، در مورخ 1384/10/15 ، از طلافروشی متعلق به مرحوم م.ت، نیز به طور مسلحانه سرقت انجام و طی آن نام برده، توسط سارقان که دو نفر بوده اند، به قتل میرسد. یکی از متهمان به نام ر. ک دستگیر و متهم دیگر به نام ع.ن.ز. موفق به فرار میگردد. تحقیقات بعدی نشان میدهد که مرحوم م.ت با سلاح کلاش و توسط ن.ز. به قتل رسیده است. متهم فراری پس از شرکت در سرقت های مسلحانه دیگر، در مورخ 1390/08/22 یعنی 6 سال، پس از قتل مرحوم ت.، با تعقیب و گریز مامورین و در حین فرار، به درّه سقوط و فوت مینماید. بازپرس محترم شعبه --- دادسرای ویژه امور جنایی شیراز، در مورخ 1390/12/22 درباره اتهامات مطروحه و متهمین پرونده قرارهای قانونی صادر و در خصوص اتهامات ع.ن.ز. دائر بر شرکت در سرقتهای مسلحانه و قتل عمدی مرحوم م. ت به لحاظ فوت متهم و به استناد ماده 6 قانون آیین دادرسی کیفری قرار موقوفی تعقیب صادر مینماید و قرار صادره به تایید دادستان محترم نیز میرسد و قطعیت می یابد. وکیل اولیاء دم مرحوم م.ت. در مورخ 1394/05/06 در نامه ای خطاب به دادستان محترم شیراز و با این توضیح که در پرونده مطروحه در بازپرسی، به دلیل حساسیت فوق العاده در رابطه با اموال جانی و تمامی اقربای وی نیز تحقیقات جامعی صورت پذیرفته که متاسفانه هیچ گونه اموال قابل توجهی وجود نداشته علاوه بر آن مقدار زیادی اموال که در جریان سرقت های مسلحانه توسط جانی و دیگر شرکاء وی به سرقت رفته تاکنون به مالباختگان مسترد نشده که موکلین در این خصوص نیز دچار زیان مادی گردیده اند. وکیل یاد شده با توضیح بالا و به استناد ماده 435 قانون مجازات اسلامی و فتاوای معتبر فقهاء بر مبنای قاعده ی فقهی دم المسلم لایذهب هدرا و در راستای اجرای ماده 85 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1393 ، خواستار ارسال پرونده به دادگاه برای رسیدگی راجع به پرداخت یک فقره دیه کامله مشدّده توسط بیت المال مسلمین د. ح. موکلین، گردیده است. معاون محترم دادستان و سرپرست دادسرای ویژه امور جنایی شیراز، درخواست وکیل اولیاء دم را جهت رسیدگی، به دادگاه کیفری 2 شیراز ارسال مینماید. شعبه --- دادگاه کیفری 2 شیراز، نظر به این که رسیدگی به اتهام قتل عمدی ،در صلاحیت محاکم کیفری یک م. ب. و رسیدگی به ادعاها و تقاضاهای ناشی از قتل عمدی نیز بنا به صراحت ماده 271 قانون آیین دادرسی کیفری، در صلاحیت محاکم موصوف م. ب. و نظر به این که پرداخت دیه قاتل منوط به اظهارنظر ماهوی در مورد عاقله قاتل و اظهارنظر پیرامون آن نیز در صلاحیت محاکم کیفری یک میباشد، خود را صالح به رسیدگی ندانسته و به موجب دادنامه شماره --- - 1394/07/28 ، قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگاه کیفری یک مرکز استان فارس، صادر و اعلام نموده است. شعبه اول دادگاه کیفری یک استان فارس که حسب الارجاع به موضوع رسیدگی کرده در مورخ 1394/08/08 با حضور نماینده دادستان، تشکیل جلسه داده و پس از استماع اظهار نماینده دادستان، دایر بر این که «تقاضای اتخاذ تصمیم شایسته را دارم.» ختم رسیدگی را اعلام و مبادرت به صدور رای نموده است. دادگاه طی دادنامه شماره --- - 1394/08/08 و با این استدلال که: متهم به قتل مشخص بوده و از وی اعلام شکایت شده و اولیاء دم، تقاضای قصاص نمودهاند و قبل از خاتمه رسیدگی و صدور حکم، متهم به دلیل حادثه دیگری فوت کرده است، مبنای شکایت اولیاء دم از قصاص به پرداخت دیه تغییر نمی کند، زیرا در پرونده امر، شکایت اولیاء دم قبل از فوت متهم ناظر به مطالبه دیه نبوده و با وصف فوت متهم، در واقع به نحوی مقصود و مورد نظر اولیاء دم مقتول که قصاص نفس بوده حاصل گردیده است و با این وصف در مانحن فیه، مطالبه دیه از بیت المال، منطبق با موازین قانونی و شرعی نمیباشد. با این استدلال، دادگاه حکم بر ردّ تقاضای معاون دادستان و سرپرست دادسرای ویژه امور جنایی شیراز، صادر و اعلام نموده است. پس از ابلاغ رای، آقای م.س. ح.ف.، به وکالت از اولیاء دم، نسبت به آن اعتراض و خواستار تجدیدنظر و نقض دادنامه گردیده است. وکیل مزبور در لایحه اعتراضی خود که در 7 صفحه آن را تنظیم نموده به نکاتی اشاره و استدلال کرده است از جمله:
1 - قاتل در مورخ 1390/09/09 فوت نموده و بازپرس محترم لااقل تا تاریخ 1390/10/18 از فوت قاتل اطلاع نداشته و در همین زمان، اولیاء دم در تاریخ 8 ، 14 و 1390/10/17 تقاضای قصاص قاتل ع.ن. را اعلام می کنند. حال آن که قاتل 20 روز قبل از تقاضای قصاص، فوت شده بود و اگر اولیاء دم از فوت او اطلاع داشتند تقاضای عبث و بلاوجه مبنی بر قصاص نمی کردند. (اوراق شماره 592 ، 593 و 597 الی 599 پرونده تحت نظر)
2 - ب. ت. ب. روایاتی که دلالت بر پایمال نشدن خون مسلمان دارد و فتاوای پیوست، در مانحن فیه قصاص تبدیل به دیه میشود.
3 - وظیفه حکومت برقراری نظم و امنیت است علی الخصوص حکومت اسلامی و چنانچه در این زمینه قصور کند، لازم است از عهده خسارت برآید 4 - در مانحن فیه، قاتل بعد از وقوع قتل فرار کرده و تا شش سال متواری بوده و پس از آن فوت میگردد و در این رابطه قانون مجازات اسلامی بر مبنای قاعده علیت، فرار قاتل را موجب ثبوت دیه می داند. مضافا در این پرونده فوت قاتل نیز رخ داده و عنایتا به نظریه تفویت منافع، قاتل عمدی در قبال ارتکاب جرم قتل عمد، نفس خویشتن را در مقابل جان مقتول بدهکار است و در صورتی که با فرار و رسیدن اجلش، این عوض را تفویت نماید، باید بدل آن را پرداخت نماید (شرح لمعه، قوعدالاحکام).
5 - ب. ت. ب. تحقیقات مفصله دادسرا راجع به اموال جانی و اقربای او و دریافت عاقله ای از جانی فارغ از این که برخی فقهاء اصولا در قتل عمدی عاقله را مسئول پرداخت دیه نمی دانند ب. ت. ب. گذشت بیش از ده سال از واقعه قتل عمد، طریقی جز مطالبه دیه از بیت المال، پیش روی موکلان قرار نداشت. پرونده در مورخ 1394/10/23 جهت رسیدگی به اعتراض وکیل یاد شده، به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
نظر به صراحت ماده 260 قانون مجازات اسلامی 1375 (قانون حاکم در زمان مرگ متهم) که مقرر می دارد: «هرگاه کسی که مرتکب قتل عمد شده فرار کند و تا هنگام مردن به او دسترسی نباشد، پس از مرگ، قصاص، تبدیل به دیه میشود......» و نیز استنباط از ذیل ماده 435 قانون مجازات اسلامی 1392 که مقرر می دارد: «در صورتی که اخذ دیه به جهت گذشت از قصاص نباشد، حق قصاص حسب مورد برای ولی دم یا مجنیّ علیه محفوظ است. لکن باید قبل از قصاص، دیه گرفته شده را برگرداند.» و ب. ت. ب. قاعده فقهی «لایطّل دم امرءٍ مسلم» خون مسلمان هدر نمی رود در قتل عمدی و در صورت فرار و فوت قاتل، درخواست اولیاء دم دایر بر قصاص به صورت خودکار، تبدیل به دیه میشود و لازم نیست اولیاء دم مجددا، مطالبه دیه نمایند. و شکایت اولیه و درخواست قصاص، برای این منظور کافی است. هر چند لازمه دریافت دیه مطالبه و پیگیری آنان است و برابر مواد مورد اشاره، در صورتی که قاتل مالی داشته باشد، دیه از اموال او پرداخت میشود و الا، عاقله او مسئول پرداخت دیه هستند و در صورتی که به عاقله دسترسی نباشد و یا آنان تمکن نداشته باشند، دیه از بیت المال پرداخت میشود. بنابراین در صورتی که در تحقیقات ثابت شود که قاتل متوفی ع.ن.ز. اموالی ندارد و عاقله او نیز متمکّن از پرداخت دیه نیستند، باید دیه مقتول م.ت.، از بیت المال پرداخت گردد. لذا ضمن پذیرش اعتراض وکیل اولیاء دم مرحوم ت.، و مستندا به بند 4 قسمت «ب» ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره --- - 1394/08/08 شعبه اول دادگاه کیفری یک استان فارس، نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض ارجاع میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
موارد مرتبط 72
آرای مرتبط 19
-
رأی
هماستناد
پرداخت دیه از بیت المال
مواد 435 و 474 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به اعتراض نسبت به دستور بازپرس
قانون مجازات اسلامی و ماده 435
-
رأی
هماستناد
رأی دادگاه بدوی
ماده 435 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 که حمایت از بزه دیده در جنایت عمدی بو
-
رأی
هماستناد
دیه جنایت منجر به اختلال خلقی و استرس
مواد 435 و 487 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 حکم به پرداخت یک فقره دیه کامل در ح
-
رأی
هماستناد
شماره 11445 / 152 / 110 – 30 / 4 / 1399
ماده 435 قانون مجازات اسلامی
-
رأی
هماستناد
مسئولیت کیفری در موارد تسبیب در جنایت
قانون مجازات اسلامی و با رعایت ماده 260
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای فرار یا فوت قاتل در بزه قتل عمدی
ماده 260 قانون مجازات اسلامی 1375 و قاعده فقهی مذکور
-
رأی
هماستناد
مسئولیت کیفری در موارد تسبیب در جنایت
قانون مجازات اسلامی و با رعایت ماده 260
-
رأی
هماستناد
پرداخت دیه از بیت المال
ماده 435 قانون مجازات اسلامی دیه را به بیت المال و تفاضل دیه زن و مرد در ر
-
رأی
هماستناد
پرداخت دیه از بیتالمال
مواد 435و474 قانون مجازات اسلامی دادگاه بدوی با این استدلال که اولا: ورود متوف
-
رأی
هماستناد
پرداخت دیه از بیتالمال
ماده 435 قانون مجازات اسلامی دیه را به بیت المال و تفاضل دیه زن و مرد در ر
-
رأی
هماستناد
عطف بماسبق نشدن تبصره ماده ۵۵۱ قانون مجازات اسلامی
ماده 435 قانون مجازات اسلامی به جهت اینکه حق قصاص برای ولی دم محفوظ است
-
رأی
هماستناد
مصادیق پرداخت دیه از بیت المال (ماده 435 قانون م.ا)
ماده 435 قانون مجازات اسلامی که عدم دسترسی به متهم را لازمه اعمال ماده معن
-
رأی
هماستناد
پرداخت دیه از بیتالمال
قانون مجازات اسلامی مستندا به مواد 435
-
رأی
هماستناد
رأی دادگاه بدوی
ماده 435 قانون مجازات اسلامی را دارم
-
رأی
هماستناد
رأی دادگاه بدوی
ماده 435 قانون مجازات اسلامی با ذکر این نکته که نماینده حقوقی سازمان *علیر
-
رأی
هماستناد
رأی دادگاه بدوی
ماده 435 قانون مجازات اسلامی جهت پرداخت دیه از بیت المال به دادگاه کیفری د
-
رأی
هماستناد
رأی دادگاه بدوی
ماده 435 قانون مجازات اسلامی جلب می نماید
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره ٧٩٠ ـ ١٣٩٩/۴/۱۰ هیات عمومی دیوان عالی کشور
مواد 435، 474، 475 و 487 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و با لحاظ موازین فقهی
نظریات مشورتی 40
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/8 مورخ 1381/01/11 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 260 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370: هرگاه کسی که مرتکب قتل عمد شده است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1375/1818 مورخ 1375/03/24 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص احراز اولیاء دم. با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 260 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370: هرگاه کسی که مرتکب قتل عمد شده است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1216 مورخ 1375/03/20 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 260 قانون مجازات اسلامی بین موردی که جانی قبل از تعقیب یا محاکمه بمیر
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1984 مورخ 1398/12/19
مواد 435 و 476 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 حکم صادر می نماید و در هر حال محکوم
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/1085 مورخ 1401/01/31
مواد 435، 469 و 470 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/1938 مورخ 1399/12/11
ماده 435 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/2629 مورخ 1396/11/02
ماده 435 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 تحقیق در خصوص شناسایی اموال مرتکب و ی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/419 مورخ 1398/10/03
ماده 435 قانون مجازات اسلامی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/3173 مورخ 1396/12/23
مواد 435 و 476 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1401/494 مورخ 1401/08/01
ماده 435 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 می باشد؟ <br>در پاسخ به این استعلام
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1404/514 مورخ 1131/10/12
ماده 435 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 در جنایت قتل عمدی در صورت مرگ یا فر
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/744 مورخ 1396/03/30
ماده 435 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 مربوط می شود و به بررسی وضعیت فوت م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/924 مورخ 1397/07/10
ماده 435 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 قابل تسری می باشد یا خیر
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/410 مورخ 1395/02/28
مواد 435 و 476 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/608 مورخ 1399/06/10
مواد 435 و 476 قانون مجازات اسلامی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/474 مورخ 1396/02/30
مواد 435 و 476 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/99/608 — 1399/06/10
ماده 435 قانون مجازات اسلامی که ذیل فصل قصاص آمده است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/99/1938 — 1399/12/11
ماده 435 قانون مجازات اسلامی به صورت مطلق بیان گردیده و آن اداره محترم طی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/419 — 1398/10/03
ماده 435 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 باید چنین تلقی کنیم که شخص فوت کرده
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1401/892 — 1401/08/30
ماده 435 قانون مجازات اسلامی در خصوص محکومیت به قصاص بوده و نه دیه و همچنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/1984 — 1398/12/19
مواد 435 و 476 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 حکم صادر مینماید و در هر حال محکومی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/996 — 1398/07/01
ماده 435 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 مطلق بوده و هر نوع مرگی اعم از مرگ
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/99/204 — 1399/02/28
ماده 435 قانون مجازات اسلامی مصوب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/99/147 — 1399/02/29
ماده 435 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 در صورت مرگ یا فرار مرتکب یا عدم دس
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/99/370 — 1399/04/24
ماده 435 قانون مجازات اسلامی در خصوص پرداخت دیه از بیتالمال در چه مواردی م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/99/1938 مورخ 1399/12/11 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص ماده 435 قانون مجازات اسلامی با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 435 قانون مجازات اسلامی به صورت مطلق بیان گردیده و آن اداره محترم طی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/996 مورخ 1398/07/01 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص مرگ قاتل پیش از قصاص با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 435 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 مطلق بوده و هر نوع مرگی اعم از مرگ
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1397/924 مورخ 1397/07/10 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص فوت مرتکب قتل موجب قصاص، پیش از اجرای حکم. با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 435 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 جایگزین مواد 259 و260 و313 قانون مج
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 410/95/7 مورخ 1395/02/28 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 435 و 476 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی ۶۰۸/99/۷ مورخ ۱۰/06/۱۳۹۹ اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص نحوه وصول دیه از متهمی که فوت یا فرار کرده است با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 435 قانون مجازات اسلامی که ذیل فصل قصاص آمده است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/92/1669 مورخ 1392/08/28 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص اعمال مقررات ماده 134 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 درباره تعدد کلیه جرایم و نحوه رسیدگی و صدور حکم مجازات چن
ماده 435 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 می توان حکم به پرداخت دیه از بیت ال
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/1984 مورخ 1398/12/19 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص نحوه رسیدگی به مطالبه دیه در صورت فوت مقصر در تصادف غیر عمدی با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 435 و 476 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 حکم صادر می نماید و در هر حال محکوم
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/99/1938 مورخ 1399/12/11 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 435 قانون مجازات اسلامی به صورت مطلق بیان گردیده و آن اداره محترم طی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/96/3173 مورخ 1396/12/23 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص صدور قرار موقوفی تعقیب در صورت فوت متهم به قتل(نحوه رسیدگی به موضوع دیه و صدور حکم در فرض مطالبه مصدومین یا ا
مواد 435 و 476 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1400/1085 مورخ 1401/01/31 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص شمول ماده 470 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 نسبت به عدم دسترسی به عاقله و اموال وی با اصلاحات و الحاقات بعد
مواد 435، 469 و 470 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 که عدم دسترسی به عاقله را در ردیف ع
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1398/419 مورخ 1398/10/03 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص مجازات های محاربه و افساد فی الارض. با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 435 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/96/474 مورخ 1396/02/30 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 435 و 476 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/2175 مورخ 1397/12/13 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص مفهوم عبارت "قبل از قصاص، دیه تعلق گرفته شده را برگرداند"، در انتهای قسمت آخر ماده 435 قانون مجازات اسلامی 13
ماده 435 قانون مجازات اسلامی 1392 این است که اولیای دم باید هر مالی یا وجه
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/99/370 مورخ 1399/04/24 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص شرایط پرداخت دیه از بیت المال با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 435 قانون مجازات اسلامی در خصوص پرداخت دیه از بیت المال در چه مواردی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1401/892 مورخ 1401/08/30 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص صدور حکم به پرداخت دیه از بیتالمال در فرض شناسایی مرتکب صدمه بدنی عمدی و عدم دسترسی به وی با اصلاحات و الحا
ماده 435 قانون مجازات اسلامی در خصوص محکومیت به قصاص بوده و نه دیه و همچنی
نشستهای قضایی 9
-
نشست قضایی
هماستناد
پرداخت دیه از بیت المال
ماده 435 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392
-
نشست قضایی
هماستناد
مسئولیت پرداخت دیه در صورت فوت ضارب بدون اموال
مواد 435 و 474 و 475 و 487 از قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 آیا امکان صدور حکم به پرداخت دیه از
-
نشست قضایی
هماستناد
بررسی امکان پرداخت دیه از بیت المال در صورت متواری شدن ضارب در جنایت عمدی
ماده 435 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 اشاره کرد که جنایات عمدی را شامل می
-
نشست قضایی
هماستناد
عدم شناسایی مرتکب (در جنایت عمدی- نزاع دسته جمعی) و پرداخت دیه از بیت المال
ماده 435 قانون مجازات اسلامی
-
نشست قضایی
هماستناد
تاثیر تغییر عنوان اتهام یا نوع محکومیت در تعهد وثیقه گذار
ماده 435 قانون مجازات اسلامی خواهد بود یا باید از وثیقه پرداخت شود
-
نشست قضایی
هماستناد
وضعیت پرداخت دیه در مواردی که دسترسی به شخص نیست
ماده 435 قانون مجازات اسلامی ذکر شده است دو مصداق از مصادیقی هستند که به م
-
نشست قضایی
هماستناد
پرداخت دیه از بیت المال
قانون مجازات اسلامی 3- فرار قاتل عمدی یا مرگ او ماده 435
-
نشست قضایی
هماستناد
تکلیف دادستان و دادگاه در مورد اعمال ماده 435 قانون مجازات اسلامی و شیوه عملی اجرای آن
ماده 435 قانون مجازات اسلامی و شیوه عملی اجرای آن خلاصه متن: در نشست قضایی
-
نشست قضایی
هماستناد
تکلیف دادگاه در خصوص پرداخت دیه از بیت المال در صورت علت عدم کفایت ادله و عدم احراز انتساب جرم به شخص متهم معرفی شده
ماده 435 قانون مجازات اسلامی عدم دسترسی به متهم صرفنظر از اینکه شناسایی بش
مواد مرتبط 2
-
اعمال
از این صفحه
ماده 260 — قانون مجازات اسلامی
ماده 260 قانون مجازات اسلامی 1375 (قانون حاکم در زمان مرگ متهم
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 435 — قانون مجازات اسلامی
به استناد ماده 435 قانون مجازات اسلامی و فتاوای معتبر فقهاء بر مبنای قاعده ی فقهی دم
دکترین 2
-
مقاله
هماستناد
تأملی فقهی در روایی میراث زوجین از حق قذف (تحلیل ماده 260 قانون مجازات اسلامی) (مقاله علمی وزارت علوم)
ماده 260 قانون مجازات اسلامی
-
مقاله
هماستناد
حدود: انتقال حد قذف
ماده 260 قانون مجازات اسلامی
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
