رأی
مصداق رأی اصراری
رأی خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 1388/7/8آقای م.ح.پ. به وکالت از م. ح.ق. و خ. ح.ج.ر. به طرفیت ف.خ. ـ ف. ـ ش. ـ شه. ـ ش. همگی ح.پ.ق.ن. مبادرت به تقدیم درخواست رسیدگی و صدور حکم به حجر مرحوم پ.ح.ق از تاریخ 87/7/6تا فوت وی ( 87/10/25 ) کرده و با استناد به سوابق بیمارستان پ. و الف. و شهادت شهود و تحقیق محلی و اهل خبره توضیح داده است که مورث طرفین متولد سال 1314 به علت بیماری و کهولت سن از تاریخ 1387/7/6تا فوتش اختلال حواس و هشیاری داشته است و باعث حیف و میل اموال به خود و به ضرر سایر وراث شده است درخواست رسیدگی و صدور حکم به استناد مدارک فوق نموده است .
رسیدگی به شعبه 45 دادگاه عمومی ارجاع گردیده و طرفین به دادرسی دعوت شده اند . آقای م.ک. به وکالت از ف. و ش.ق. و ف.خ. خود را معرفی و در تاریخ 88/8/12 با حضور طرفین و وکلای آنان تشکیل جلسه داده است وکیل خ. ه. درخواست رسیدگی و صدور حکم به حجر با تعیین تاریخ حدوث آن را کرده است وکیل تعدادی از خواندگان بیان داشته عرایض طبق لایحه ی تقدیمی است ش. ح.پ.ق.ن. بیان کرده از مهر 1387 در بیمارستان پ. بستری و دچار سرطان ریه بود و عمل کیسه صفرا هم به عمل آورد و مدتی بستری بود پدرم بیست و دو سال پیش ازدواج دوم با خ.
ح.ج.ر. داشت و با ایشان بیشتر زندگی می کرد با او در قیطریه زندگی می کرد. در این مدت با همسرش اختلاف پیدا کرد برادرم ف. از این موقعیت استفاده کرد و با بقیه خواهر ها رفتیم برای پرستاری و برای شیمی درمانی .... بابام از حضور بچه ها خوشحال بود و هوشیاری خوب داشت مرتب به بابام هر روز سر می زدم خودش سندهای اموال را دسته می کرد در تاریخ 87/9/18که بابا بیهوش شده بود و ضعف بر وی مستولی شده بود یک روز در بیمارستان تهرانپارس بستری شد در تاریخ 87/9/19مرخص کردند لحظه به لحظه حالش عوض می شد مدام فکر میکرد در شمال زندگی می کند کنترل ادرار خود را نداشت ش.
فرزند دیگر متوفی اظهار کرده است من منزل برادرم و بیمارستان پ. نزد پدر بودم حتی یک بار پدرم کاغذی برای من آورد که همه بچه ها امضاء کردند که خانم … ک. را عقد کند و این اختلال حواس را داشت و با وضع بیماری تا زمان فوتش وضع وخیم تر می شد و حتی دست و پایش را به تخت می بستند و من این اواخر که می رفتم می گفتند ش. آمده خودش متوجه نمی شد. وکیل تعدادی از خواندگان آقای م.ک. طی لایحه ای تقدیمی بدواً به علت اینکه دادخواست بطرفیت دادستان تقدیم نشده آن را غیرقابل استماع دانسته و به نحوه طرح دعوا ایراد کرده است و نیز به صلاحیت محلی دادگاه هم ایراد نموده است و چون گواهی حصر وراثت از شورای حل اختلاف بخش نشتارود تنکابن صادر گردیده است درخواست صدور حکم حجر متوفی را فاقد مستند قانونی دانسته است ، واصل صحت روانی و عقلانی هرکس است و ادعای جنون و اختلال روانی نشده است بلکه گفته شده از تاریخ 87/7/6تا زمان فوت اختلال حواس و فاقد هشیاری بوده که مورد تکذیب موکلین است او در 73 سالگی (زمان فوت) عاقل و اقدامات وی درباره زندگی و اموال و معاملات و رجوع به ادارات و مراجع تماماً عاقلانه و از روی هوشیاری بوده است در پرونده و سابقه پزشکی دلیلی بر جنون و اختلال مشاعر وی وجود ندارد.
بیماری های جسمی دلیل فقدان عقل و حجر نیست و اگر هم عاجز بود درخواست تعیین امین می شد که نشده است بلکه در زمان مورد درخواست حجر علیه متوفی و فرزندش از طرف خانم خ. ح.ج.ر. دعاوی مختلفی مطرح شده که از آنها دفاع کرده است حتی علیه عده ای شکایت نموده است لذا درخواست صدور حکم به بطلان دعوی میشود وکیل مرحوم سپس طی لایحه ای وارده به شماره 2281 ــ 16/8/88 از وکالت استعفا داده است وکیل خ. ه. طی لایحه ای تسلیمی بیان کرده است که همان طور که در جلسه مورخ 88/8/13خانم ها ش.
و شه. دختران مرحوم اظهار کردند آن مرحوم دچار اختلالات در هوش و حواس و رفتار خود بوده است و مؤید قطعیت شروع آن از 88/9/18 تا زمان فوت است محل فوت و دفن و اموال وی در تهران است لذا ایراد وکیل طرف وارد نیست طرح ادعای حجر متوفی برای حفظ حقوق ذوی الحقوق بلااشکال است و نحوه امضاهای اخذ شده از وی در اسناد دلالت بر عدم تعادل روحی وی دارد پزشکان هم عدم هوشیاری وی را گواهی کرده اند. . فرزند پسرش با دریافت وکالت به تاریخ های 87/9/30 و 87/10/10در زمان حجر و بیماری اموال او را به نام خود انتقال داده است و مدارک آن پیوست است دادگاه سوابق بیماری متوفی را از بیمارستان های پ.
و الف. مطالبه و سپس با ارسال آنها به پزشکی قانونی جلب نظر آنرا کرده است سازمان مزبور طی شماره 45396/31/1 مورخ 88/11/4 اعلام نموده است : « .... نظریه فعلی صرفاً براساس مدارک ارائه شده ارائه میگردد طبق پرونده های بستری بیمارستانی آقای پ.ح.پ.ق.ن. از تاریخ 87/7/7با تشخیص سرطان پیشرفته ریه با انتشار به برخی از ارگان های بدن تا مورخ 87/7/17در بیمارستان بستری شده است و مجدداً از تاریخ 87/10/6 لغایت 87/10/9 به دلیل عوارض جسمی بیماری بستری شده است در پرونده های ارائه شده مواردی از نوسان هشیاری ناشی از بیماری جسمی و علائمی از اختلال خلقی ثانوی به بیماری فوق اعلام شده است لیکن مدارکی دال بر استمرار وضعیت روانی مذکور و سلب توانایی تصمیم گیری در اداره امور مالی بدست نیامد) شه.
ح.پ.ق.ن. به نظریه اعتراض و درخواست ارجاع به کمیسیون پزشکی کرده است و عمده اعتراض وی این است که پدرم پس از مرخصی از بیمارستان پ. در تاریخ 87/7/17 از بیماری سرطان خود توسط برادرم مطلع شد و فهمید که سه ماه و نیم از عمرش باقی مانده از این مطلب بسیار ناراحت شد و حالت روحی و روانی خود را از دست داد و کاملاً اختلالات هوشیاری پیدا کرد و با مصرف شیره تریاک که تجویز شده بود بی اختیاری پیدا کرد مصرف شیره تریاک دو ماه طول کشیده و از اندازه گذشت هر وقت می خواست مصرف می کرد و آن باعث بی اختیاری او شد برادرم که نمی گذاشت کسی به پدرم نزدیک شود از این حالت بی اختیاری پدرم سوءاستفاده کرده در تاریخ 87/9/30با گرفتن وکالت های متعدد از پدرم بیشتر اموال او را بنام خود کرده و بقیه فرزندان و همسران را بی نصیب گذاشته است ....ش.
ح.پ.ق.ن. هم به نظریه اعتراض و درخواست جلب نظریه کمیسیون را کرده است . ش. ح.پ.ق.ن. و نیز ف. ح.پ. ق.ن. هم طی لایحه ای در رد اظهارات معترضین تسلیم و با استناد به قراردادهای منعقده بین متوفی و فرزندش ف. و غیره مدعی شده اند که پدرشان این کارها را کاملاً در حالت هشیاری انجام داده است و اکراهی هم در بین نبوده است وکیل خ. ه. هم با استناد به تأیید حجر مورث طرفین توسط دو نفر از خواندگان بیان داشته که مرحوم پ. ح. بعلت مریضی و عمل و اقدامات پزشکی سفیه و توان انجام امور مالی خود را نداشته و از این وضعیت سوء استفاده شده است .
درخواست ارجاع مجدد به پزشکی قانونی و تحقیق از شهود را کرده است . دادگاه در تاریخ 89/9/13 قرار جلب نظر هیئت سه نفره کمیسیون پزشکی قانونی را صادر نموده است سازمان مزبور طی نظریه شماره 89/667/33 /1 مورخ 91/6/30(برگ 101 پرونده) چنین نظر داده است: « نتیجه کمیسیون به استناد مدارک پزشکی ارائه شده نامبرده به دلیل سرطان ریه از تاریخ 87/7/7در بیمارستان پ.بستری شده و نهایتاً به دلیل پیشرفت همین عارضه در تاریخ 87/10/25فوت نموده است در طی این مدت دچار درجاتی از اختلال هشیاری شده که ناشی از ماهیت بیماری و درمان های اختصاصی انجام شده بوده است در اوایل آبان ماه 1387 براساس مستندات موجود وضعیت روانی بیمار در بیمارستان همراه با درجاتی از اختلال هشیاری بی قراری بوده که طبعاً در چنین شرایطی بیمار قادر به تصمیم گیری صحیح و اداره امور خود نبوده است وضعیت هوشیاری بیمار ب.
ت. ب. مدارک پزشکی موجود بعد از ترخیص از بیمارستان دچار نوساناتی بوده و از داروهای تجویز شده به بیمار اینگونه بر می آید که وی دچار علائم اختلال حواس به صورت دوره ای بوده است این وضعیت تا اوایل دی ماه 87 ادامه داشته و از آن زمان با تشدید عارضه بیماری به کلی دچار اختلال حواس شده و تا زمان فوت قادر به تصمیم گیری عقلانی نبوده است . »; پس از این الف.ع. به وکالت از شه. و ف. ه.پ. به وکالت از ف. ح.پ.ق.ن. وارد رسیدگی شده اند و نیز همسر متوفی به نظریه اعتراض کرده اند و حاصل آن این است که طبق گزارش اورژانس موقع انتقال به بیمارستان متوفی هوشیار بوده و علت مریضی سرطان ریه بوده است نظریه با مستندات و نظریه قبلی مغایر م.
ب. و در نظریه تناقض وجود دارد باید متخصص سرطان هم بین کارشناسان بود و بالاخره کمیسیون پزشکی از وظیفه خود عدول و اظهارنظر قضایی کرده اند . درخواست ارجاع به کمیسیون پنج نفره را کرده است و نیز م.ف. به وکالت از خ. ح.ج.ر. خ. ر. ب. دادگاه معرفی نموده است دادگاه بدوی در تاریخ 89/8/1قرار استماع شهادت را صادر کرده است و بعداً م.ع. به وکالت از شه. ح.پ. ق.ن. و ع. چ. به وکالت از ف.خ.ق. وارد دعوا شده اند ف. ح.پ.ق.ن. احد از خواندگان دو برگ استشهادیه هم تسلیم دادگاه کرده است و بیان داشته از شهود من بدون حضور خواهان استماع شهادت به عمل آید چون آنان را تهدید می کنند ...
دادگاه در تاریخ 89/7/21 از گواهان استماع شهادت به عمل آورده است اکثر شهود از بستگان نسبی و سببی متوفی و وابسته به طرفین دعوی و اظهارات آنان ناقض یکدیگر و نتیجتاً از سوی وکلای طرفین حسب مورد،مورد ایراد قرار گرفته اند و درخواست نموده اند که به آنها ترتیب اثر داده نشود و بین بعضی از آنها با طرفین دعوی حقوقی در دادگستری مطرح است وکلای مزبور مکرر تصویر سوابقی پزشکی و قراردادهای منعقده بین مورث طرفین و فرزندش ف. را با ثالث پیوست لوایح خود کرده اند .
سپس دادگاه برای اینکه گواهی شهود را مفید یقین ندانسته و نظر به اعتراض بعضی از طرفین قرار ارجاع امر به کمیسیون پنج نفره پزشکی قانونی صادر کرده تا در مورد ادعای مطرح شده اظهار نظر کند. پزشکی قانونی طی نظریه شماره 89/667/33/1 مورخ 90/1/31با شرکت چهار نفر روان پزشک و یک نفر پزشک قانونی چنین اظهارنظر کرده است: ( ... نتیجه کمیسیون به استناد مدارک بیمارستانی ارائه شده نامبرده حداقل از اوایل دی ماه 1387 دچار کاهش قوای ذهنی و اختلال شناختی شده و از آن زمان تا زمان فوت قطعاً تصمیم گیری در امور مالی خود را نداشته است .
هر چند قبل از تاریخ فوق الذکر نیز در اثر ماهیت بیماری و عوارض درمان های اختصاصی انجام شده دوره هایی دچار این وضعیت بوده لیکن با مدارک موجود استمرار وضعیت یادشده قبل از دی ماه 1387 نفیاً و اثباتاً مقدور نمی باشد . (برگ 214 پرونده) وکیل تعدادی از خواندگان به نظریه اعتراض و با پیوست تصویر نظریه بعضی از پزشکان خارج توضیح داده است که مرحوم پپ.ح.پ.ق.ن. دارای سلامت روانی و عقلانی بوده و بیماری وی صرفاً سرطان ریه بوده است که در هوشیاری او اثر نداشته است اظهارات شهود هم آن را تأیید می کند.
ش.ح.پ.ق.ن. هم از تأیید حجر پدرش عدول و او را عاقل و هوشیار اعلام کرده است . دادگاه سپس از دفاتر اسناد رسمی سابقه قراردادها را مطالبه و پیوست پرونده کرده است و بعد ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره 571 ــ 90/6/23 با استناد به نظریه کمیسیون پزشکی پنج نفره چنین رأی صادرکرده است: « ... دادگاه با عنایت به رأی وحدت رویه 72 مورخ 1353/9/4و به استناد بند دوم ماده 1207 و 1208 قانون مدنی و ماده 57 قانون امور حسبی حکم حجر مرحوم مذکور از اول دی ماه 1387 تا زمان فوت وی را صادر و اعلام می نماید ... »; پس از ابلاغ م.
ح.پ.ق.ن. و خ. ح.ج.ر. با وکالت م.پ.م. (90/8/21 و 90/9/9) و ف. ح.پ.ق.ن. و ف. خ.ق. (90/9/16 و 90/8/25ـ 90/9/13) و شه. ح.پ.ق.ن. از آن تجدیدنظرخواهی کرده اند و رسیدگی پرونده به شعبه 59 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع شده دادگاه در وقت فوق العاده تشکیل جلسه داده و ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره 9109970270400580 مورخ 91/5/15ضمن رد تجدیدنظرخواهی طرفین رأی صادره را عیناً تأیید کرده است .پس از ابلاغ م.پ.م. به وکالت از خ.
ح.ج.ر. و م. ح.پ.ق.ن. از آن فرجام خواهی کرده اند خلاصه اعتراضات فرجامی وکیل مزبور این است که مرحوم پ. ح.پ.ق.ن.از زمان شروع بیماری سرطان در منزل پسرش بسر می برده اند و تشخیص آغاز حجر تنها با شهادت شهود میسر میگردد و آنان هم شهادت خود را در دادگاه اداء کردند دادگاه باید طبق مدارک و عرف و عقل و علم شروع بیماری و حجر را تعیین می کرد خود پزشکی قانونی هم دقیقاً نگفته اول دیماه بلکه به اوایل اشاره کرده است و شروع کاهش قوای ذهنی متوفی حداقل سه ماه قبل از شروع بیماری بوده و نظریات پزشکی قانونی و اظهارات شهود آنرا اثبات می کند و اظهارات بعضی پزشکان معالج غیرمتخصص و غیره هم مصلحتی و دخالت در مسائل خانوادگی است .
و از همین موقعیت استفاده شده و اموال متوفی انتقال یافته است. لذا درخواست نقض دادنامه صادره میشود. ف.خ.ق. و شه. و ش. ح.پ.ق.ن. اظهارات و مدافعات ف. ح.پ.ق.ن. را تایید کرده اند. آقای ش.گ. به وکالت از ف. ح.پ. در مقام تبادل لوایح پاسخ داده است ایراد وکیل فرجام خواهان بر عدم تبعیت دادگاه از نظریه پزشکی قانونی فاقد ارزش است و چون آن یک امر تخصصی است و هیأتها صریحاً اظهار نظر کرده اند و معاملات واقعه هم محمول بر صحت است و چون محجور فوت شده بوده است قطعاً باید نظر پزشکی قانونی جلب می شدو آن فصل الخطاب است .
لذا درخواست تأیید دادنامه صادر میشود . پس از ارسال پرونده به دیوان کشور و طرح در این شعبه فرجامخوانده ف. ح.پ.ق.ن. در تاریخ 92/11/30 لایحه ای به انضمام تصویر اسناد پزشکی و قراردادها و آراء صادره از محاکم را تسلیم و توضیح داده است این مدارک جدیداً به دست آمده و دلالت بر عدم حجر پدرش دارد لذا درخواست نقض دادنامه صادره را کرده و ضمناً وکیل خویش را عزل نموده است . ش.ح.پ.ق.ن. فرجامخوانده دیگر لایحه ای در تاریخ 91/11/4تسلیم و بیان داشته هرچند من خوانده دعوی بودم ولی حجر پدرم را از زمان 1387/9/19زمان عقد پسرم اعلام می کنم که دلیل قاطع است زیرا پدرم در روز عقد نوه اش کاملاً بیمار بود طوری که صبح همان روز از بیمارستان تهرانپارس با رضایت برادرم برای حضور در عقد مرخص گردیده ولی حال روحی و روانی او بهم خورد و مجبور شد به بستر رختخواب برود برادرم که آن را فهمید از وضعیت استفاده کرده و اقدامات لازم را در جهت تضییع حقوق ما انجام داد لذا پدرم قبل از 1387/10/1 محجور بوده و تعادل روحی و روانی نداشته است.
درخواست نقض رأی صادره را دارد رسیدگی پرونده به این شعبه ارجاع و منتهی به صدور دادنامه ی شماره 9209970909100363- 92/12/13 بشرح زیر گردیده است: «ادعای فرجام خ. ا. ا. که مرحوم پ. ح.پ.ق.ن. پس از ابتلاء به بیماری و جراحیهای متعدد و بستری شدن در بیمارستان ها و اطلاع از بیماری مزمن و کشنده خود (سرطان ریه) حواس و وضعیت روانی وی مختل و قادر به تصمیم گیری در امور مهمه خود از جمله امور مالی نبوده و سفیه بوده است . سفه مرتبه ای از حجر است که مفهوماً به معنی اختلال تام مشاعر و اراده شخصی نیست بلکه طبق مواد 1207 و 1208 و 1214 قانون مدنی صرفاً اعمال وی در امور مالی نافذ نیست و در بقیه موارد چون برخوردار از مرتبه ای از آگاهی و اراده م.
ب. اعمال وی نافذ و اعتبار قانونی دارد صرف نظر از نظریات پزشکی قانونی در مورد اختلالات روانی و هوشیاری متوفی در سوابق پزشکی آمده که متوفی دارای اعتیاد شدید بوده و احد از فرجامخواندگان (شه.ح.پ.ق.
ن) نیز اعتیاد شدید وی را به شیره تریاک تأیید و مفصلاً توضیح داده که به علت مصرف زیاد آن در زمان بیماری بالکل فاقد اراده و اختیار شده بوده است بعضی از شهود (ر.ع. داماد متوفی) اظهار داشته که او را با کپسول اکسیژن به دفتر اسناد رسمی برده اند (برگ 206 پرونده) طرفین برای اثبات حجر و عدم حجر (سفه) متوفی به شهادت شهود استناد کرده اند لیکن از همه گواهان و مسجلین استشهادیه ها تحقیق نشده است و چون ، چه نظریات پزشکی قانونی و چه دادگاه و تعدادی از فرجام خواندگان حجر متوفی را ثابت تلقی کرده اند و اختلاف فعلی ب.
ت. ب. اعتراضات به عمل آمده در مورد تاریخ حدوث آن است که در نظریه پنج نفره کمیسیون پزشکی هم به آن تصریح گردیده است لذا اقتضا داشته دادگاه تجدیدنظر با لحاظ مواد 14 و 37 و 57 قانون امور حسبی و ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی به بقیه ادله طرفین وفق مواد فوق الذکر و ماده 200 قانون مرقوم رسیدگی و اگر تحقیق دیگری در کشف حقیقت لازم می داند انجام و سپس حسب نتیجه حاصله مبادرت به صدور حکم می کرد . علیهذا دادنامه فرجام خواسته به لحاظ نقص رسیدگی و تحقیقات مستنداً به مراتب فوق الذکر و بند 5 ماده 371 و ماده 396 قانون مزبور نقض و رسیدگی بعدی به دادگاه صادرکننده رأی تفویض می گردد.»; پس از اعاده پرونده شعبه 59 دادگاه تجدیدنظر استان تهران در تاریخ 1393/1/31 در وقت فوق العاده تشکیل جلسه داده و مقرر داشته وقت رسیدگی تعیین و طرفین بدادرسی دعوت و به آنان تذکر د اده شود هر گونه دلیل و مدرک دیگری که مؤثر در قضیه می دانند در جلسه دادگاه ارائه کنند 0 مجدداً در تاریخ 93/4/22 در وقت مقرر با حضور طرفین و وکلای آنان تشکیل جلسه داده است آقای م.پ.
وکیل تجدیدنظر خواهان یک نفر گواه بنام ح. ح.ج.ر. را برای اداء شهادت بدادگاه تعرفه کرده و از وی استماع شهادت به عمل آمده است شاهد مزبور که برادر ت. ن. خ. ( برادر زن محجور ) و 68 ساله و دارای شغل آزاد اظهار داشته است که سه بار منزل متوفی ( محجور) رفته بستری و مریض بودند خود را معرفی کردم هوشیار نبودند و مرا نشناختند و آذر ماه 1387 بود و منزل پسر مرحوم رفتم دیدم هوش و حواس نداشت و مرا نشناخت ف. ح.پ. ت. ن. خ. او را جرح و توضیح داده که برادر ت.
ن. خ. و بی طرفی وی محل تردید است و شهادت وی مورد قبول نیست وکیل تجدیدنظرخواهان ادامه داده است که 13 نفر پزشک در بیمارستان پ. مرحوم ح.پ. را معالجه و ویزیت کرده اند و طبق مدارک تقدیمی بیان داشته اند که او هوشیار نبوده است اعمال جراحی روی او انجام گرفته است در تصمیم گیری مشکل داشته است اکثر شهود و بستگان در این موارد شهادت داده اند و یک تاریخ مسلم تاریخ عروسی فرزند احد از فرزندان اوست که آن تاریخ 87/9/19 است او قدرت تصمیم گیری و شناخت و هوشیاری نداشته است و امضائات وی ذیل مدارک مخدوش و متزلزل هستند لذا اختلاف در تاریخ حدوث حجر است که باید با لحاظ شهادت شهود و سایر مدارک تعیین گردد 0 تجدیدنظرخواندگان بیان داشته اند که همه پزشکان معالج حاضر به شهادت از مهر ماه 87 تا 87/10/25 هستند و محجور در مجلس عروسی هم حاضر شد عدم حضور وی تکذیب می شود تمام فیلمهای دوره بیماری و معالجه موجود است در صورت لزوم ارائه می شود بیماری وی تنها سرطان ریه و دردهای آن بوده است و هیچ مشکل دیگری نداشته است بقیه اظهارات طرفین تکرار مطالب سابق الذکر است دادگاه سپس ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه ی شماره 9309970270400566 مورخ 1393/4/23 پس از نقل خلاصه ی از سابقه جریان دادرسی چنین رأی صادر کرده است : « 000 در راستای اظهار نظر آن شعبه محترم ( دیوان کشور ) و اعطای فرصت ارائه دلایل و مدارک مثبت ادعا به طرفین و تعیین وقت دادرسی که در جلسه تعیین شده فرجام خ.
ه. فقط یک نفر گواه بنام ح. ح.ج.ر. را معرفی نمودند که قطع نظر از آنکه مشارالیه برادر احد از فرجام خ. ه. بوده و بی طرفی او محل شبهه م. ب. اساساً اظهار نظر وی مفید ادعای فرجام خ. ه. نبوده و اینکه اظهار داشته مرحوم را در آذرماه صرفاً ملاقات نموده است و وی هوش و حواس نداشته است اظهار نظر تخصصی و خارج از حیطه صلاحیت خود و غیر پزشک م. ب. ب. ت. ب. مراتب و فقدان دلایل در تعارض با دلایل استنادی رأی فرجامخواسته النهایه دادگاه به استناد بند الف ماده 405 و ماده 406 و 408 قانون آئین دادرسی مدنی با رد اعتراض فرجام خ. ه. ب. عقیده و رأی خود در قالب دادنامه ی فرجامخواسته اصرار نموده و رأی اصراری صادر می نماید رأی صادره وفق ماده 408 قانون اخیر با شرایط مقرر در آن قابل فرجام م. ب. »; پس از ابلاغ
1- ف. ح.پ.ق.ن. از آن فرجامخواهی کرده است و خلاصه ی اعتراضات وی این است که پدرش سالم بوده و پزشکان به آن شهادت داده اند فقط بیماری سرطان ریه داشته که در عدم هوشیاری وی دخالتی نداشته است دادگاه تجدیدنظر باید بمن ابلاغ می کرد تا شهود خود را تعرفه کنم تشخیص حجر امر تخصصی است در صدور رأی فقط به نظریات پزشکی قانونی توجه شده است به شهادت شهود التفات نگردیده است معلوم نیست دادگاه تاریخ اول دی ماه را که شروع حجر قرار داده است از کجا آورده است خواهان و متقاضیان حجر در بیمارستان نفوذ و اسناد را تغییر داده اند در دعاوی قبلی به نتیجه نرسیدند با حجر خواستند قانون را دور بزنند من سوابق پزشکی را دیدم در آن اضافات و الحاقاتی به عمل آمده است لذا درخواست نقض دادنامه ی صادره می شود وکیل فرجامخواندگان در پاسخ اظهار داشته آقای ف.
ح.پ. وجود بیماری و عدم تعادل روحی و روانی محجور را قبول و مورد تأیید قرار داده است و ایراد به مدارک بیمارستان هم بی اساس است چون هر کس آنها را در اختیار دارد اختلاف تنها بر سر تاریح حدوث حجر است لذا درخواست رد فرجامخواهی وی می شود آقای م.پ.م. وکیل دیگر فرجامخواهان در اعتراض به دادنامه ی صادره در مرحله فرجامخواهی اظهار داشته است اعتراض به تاریخ حدوث حجر است شهود به آن شهادت داده اند ولی مورد قبول دادگاه تجدیدنظر قرار نگرفته است استدلال این بود که آن امری تخصصی است در حالی که بستگان و شهود با بیمار ملاقات کرده اند و ارتباط مستمر بوده و تشخیص آن مشکل نبوده است فرزند محجور با اخذ وکالتنامه در تاریخ 87/9/30 اموال وی را به ضرر ورثه حیف و میل کرده است و تنها او به این عمل اقدام نموده است و تاریخ حجر اعلامی هم درست یک روز قبل از آن یعنی مورخه 87/10/1 بوده است علیهذا درخواست نقض دادنامه ی صادره می شود ف.
و شه. ح.پ. و ف.خ.ق. پاسخ داده اند که پدر ما فقط سرطان ریه داشته و الا هیچ مشکلی نداشته است باید رسیدگی کامل شود پرونده پس از تبادل لوایح برای رسیدگی بدیوان کشور ارسال و رسیدگی به آن دردستور کار این شعبه قرار گرفته است. هیئت شعبه در تاریخ بالا شکیل گردید پس از قرائت گزارش عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی میدهد.
رأی شعبه دیوان عالی کشور
پس از صدور دادنامه ی شماره 571 - 90/6/23 از شعبه 45 دادگاه عمومی تهران در مورد حجر مرحوم پ. ح.پ.ق.ن. و تجدیدنظرخواهی از آن شعبه 59 دادگاه تجدیدنظر استان بموجب دادنامه ی شماره 9109970270400580 - 1391/5/15 با رد تجدیدنظرخواهی رأی بدوی را تأیید کرده است بعد از فرجامخواهی و طرح در شعبه سوم دیوان کشور دادنامه ی مزبور طبق دادنامه ی شماره ی 9209970909100363 - 92/12/13 به تفصیلی که در آن آمده است به لحاظ نقص رسیدگی و تحقیقات نقض و برای رسیدگی مجدد به همان شعبه ارجاع گردیده است شعبه 59 دادگاه تجدیدنظر مرقوم بشرحی که در گزارش نقل شده وقت رسیدگی برای ارائه ادله و مدارک طرفین و تکمیل رسیدگی و تحقیقات تعیین و طرفین را بدادرسی دعوت و از یک نظر گواه تعرفه شده استماع شهادت به عمل آورده است سپس ختم رسیدگی را اعلام و مبادرت به اظهار نظر تحت عنوان دادنامه ی فرجامخواسته کرده و پس از فرجامخواهی طرفین مجدداً در دیوان کشور مطرح شده است اشکالات قانونی و قضایی در تصمیم دادگاه تجدیدنظر مشهود و بشرح زیر است : پس از نقض دادنامه ی قبلی دادگاه تجدیدنظر به علت نقص رسیدگی و اعاده مجدد آنچه که موجود و مطرح برای رسیدگی در دادگاه تجدیدنظر است تکمیل تحقیقات طبق بند الف ماده 405 قانون آئین دادرسی مدنی و سپس رسیدگی به تجدیدنظرخواهی از دادنامه ی بدوی وفق ماده 21 اصلاحی قانون تشکیل دادگاههای عموی و انقلاب و ماده 349 قانون آئین دادرسی مدنی و انشاء رأی در خصوص رد یا قبول اعتراضات ت.
ن. خ. و صحت و سقم دادنامه ی بدوی است و مقصود از انشاء رأی ب. ت. ب. دعوی مطروحه صدور حکم منجز و قاطع درباره ادعای تجدیدنظرخواهان و تأیید یا نقض دادنامه ی بدوی است ولی دادگاه تجدیدنظر بدون صدور حکم در مورد فوق با استعمال اصطلاحات و عبارات قضائی مختص به مرحله ی رسیدگی فرجامی و اختلاط مصطلحات دادرسی و غفلت از تکلیف قانونی دادگاه تجدیدنظر در پایان چنین اظهار نظر کرده است : «0000 النهایه دادگاه به استناد بند الف ماده 405 و ماده 406 و 408 قانون آئین دادرسی مدنی با رد اعتراض فرجام خ.
ه. ب. عقیده و رأی خود در قالب دادنامه ی فرجامخواسته اصرار نموده و رأی اصراری صادر می نماید 0000»; بنحوی که گذشت اولاً پس از نقض رأی دادنامه ی صادره قبلی آنچه در پرونده موجود و قانوناً قابل طرح و رسیدگی است دادنامه ی بدوی و تجدیدنظرخواهی از آن است که باید دادگاه تجدیدنظر بعد از رسیدگی به جمیع ادله طرفین و رفع نقایص از نو در این باره با بکارگیری مصطلحات مختص مرحله ی تجدیدنظرخواهی انشاء رأی کند و رأی منجز صادر نکرده است 0 ثانیاً اشاره به صدور رأی اصراری در قالب دادنامه ی منقوض قبلی توجیه قانونی و قضائی ندارد چون رأی صادره بعدی از دادگاه تالی پس از نقض در دیوان کشور بعلت نقص رسیدگی و تحقیقات صرف نظر از اینکه رأی اصراری تلقی نمی شود و از مصادیق رأی موضوع ماده 408 قانون آئین دادرسی مدنی نیست تشخیص عنوان و مصداق رای اصراری هم قانوناً با دیوان کشور است علیهذا اظهار نظر و تصمیم شماره ی 9309970270400566 مورخ 93/4/23 صادره از آن دادگاه نقض و پرونده برای رسیدگی و انشاء رأی بطور مستدل و مستند طبق مواد 3 و 349 و 358 و بند الف ماده 405 قانون آئین دادرسی مدنی به شعبه 59 دادگاه تجدیدنظر استان تهران اعاده می شود.
رئیس شعبه سوم دیوانعالی کشور - ح. غ. پ.
مستشار- رسول شاملو
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 130
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
(1)- وضعیت توافق به کمتر از مبلغ موضوع قانون بیمه در تصادفات رانندگی (2)- قانون حاکم بر حوادث را نندگی بعد از سال 1387
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 199
-
رأی
هماستناد
تلقی اعاده دادرسی از رأی غیرقطعی به عنوان فرجام خواهی
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی در کشف حقیقت موثر است و دادگاه در این امر
-
رأی
هماستناد
نحوه طرح دعوای ابطال معامله به قصد فرار از دین
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی اختیار و اجازه لازم جهت تحقیق و کشف حقیقت
-
رأی
هماستناد
رای تکراری
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی سال 1379 و ایراد شعبه --- دیوان عالی کشور
-
رأی
هماستناد
الزام به اخذ پایان کار علی رغم محکومیت خوانده به رفع تخلف شهرداری توسط کمیسیون ماده 100
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی رسیدگی و تحقیقات لازم را معمول و با احراز
-
رأی
هماستناد
تکلیف دادگاه در خصوص ادعای عسر و حرج زوجه
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی نسبت به انجام تحقیقات پیرامون صحت و سقم اد
-
رأی
هماستناد
تایید و تنفیذ بیع توسط مالک رسمی در تاریخ موخر بر معاملهشرایط و مرجع رسیدگی به تغییر کاربری قسمتی از ساختمان
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی محکمه تکلیف داشته است که علاوه بر رسیدگی ب
-
رأی
هماستناد
تفاوت عمل حقوقی فسخ با تأیید فسخ
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تاثیر گذشت زمان بر حق وکالت زوجه در طلاق
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی نسبت به انجام تحقیقات پیرامون صحت و سقم اد
-
رأی
هماستناد
حدود اعمال ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی در دعوای طلاق
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی در دعوای طلاق خلاصه متن: در این پرونده
-
رأی
هماستناد
تکلیف دادگاه در خصوص استعلام از ادارات و شرکت های دولتی
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی طرفی اختیار انجام تحقیقات بیشتر در راستای
-
رأی
هماستناد
تفاوت حکم و قرار
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی اقدامات لازم را از محل تحقیق و معاینه محلی
-
رأی
هماستناد
اثر ارائه دلیل جدید برای اثبات ادعا در مرحله فرجام خواهی
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ملاک فوریت در خیار غبن
مواد 199 و 200 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تخلیه عین مستاجره به سبب نیاز شخصی اعتبار امر مختوم در تخلیه عین مستاجره به سبب نیاز شخصیتسری تحقیقات پرونده ها به یکدیگر
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه لزوما می بایست علاوه بر رسیدگی به د
-
رأی
هماستناد
تکلیف دادگاه در فرض فقد دلیل جهت اثبات خواسته
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی هرگونه تحقیق یا اقدامی که جهت کشف حقیقت لا
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی توأمان توسط محکوم علیهم متعدد
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی و موثر بودن نتیجه رسیدگی در مرحله فرجامی ع
-
رأی
هماستناد
درج نام مستعار خواهان در دادخواست
ماده 199 از قانون آیین دادرسی مدنی در کلیه امور حقوقی
-
رأی
هماستناد
تقاضای طلاق به دلیل ترک انفاق زوج
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی توسط ضابطین دادگستری و نیز تحقیق از سوابق
-
رأی
هماستناد
چگونگی انعقاد بیع اتومبیل
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه علاوه بر رسیدگی به دلایل طرفین هرگو
-
رأی
هماستناد
طلاق به دلیل غیبت زوج
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی اولا - پرونده مربوط به دادنامه تمکین فوق ا
-
رأی
هماستناد
رابطه اجرت المثل و بهای عادله ملک حقوق مالک ملک تصرفی توسط شهرداری
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی در کلیه امور حقوقی محاکم علاوه بر رسیدگی ب
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی تحقیق لازم را به عمل آورده در صورتی که متع
-
رأی
هماستناد
حدود اختیار دادگاه در تحقیق برای کشف واقع در دعوای فسخ نکاح
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی با تحقیق محلی و توسل به نیروی انتظ
-
رأی
هماستناد
حقوق مستاجر ملک تصرف شده از سوی شهرداری
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی جهت احراز وجود رابطه استیجاری فیمابین خواه
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از نحله
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته را نقض می نماید
-
رأی
هماستناد
حدود اعمال ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی در دعوای طلاق
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی در دعوای طلاق خلاصه متن: در تاریخ 1 تیر 13
-
رأی
هماستناد
اعتبار قرارداد منعقده توسط ریس هئیت مدیره شرکت
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی محاکم دادگستری مکلف هستند علاوه بر رسیدگی
-
رأی
هماستناد
نحوه جبران و میزان مسئولیت راجع به تخریب ملک
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی به لحاظ این که قبلا تامین دلیل نیز انجام ش
-
رأی
هماستناد
حدود تکلیف دادگاه به تعیین حقوق زوجه ضمن حکم طلاق
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی از طریق واحد مددکاری اجتماعی یا بهر طریق م
-
رأی
هماستناد
شرط طرح دعوی خلع ید
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی دستور تعیین وقت مجدد رسیدگی با حضور اطراف
-
رأی
هماستناد
ملاک در ارجاع امر به کارشناس
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ارایه وکالتنامه معتبر
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی هر گونه تحقیق یا اقدامیکه برای کشف حقیقت ل
-
رأی
هماستناد
اثر ترک اعتیاد زوج بر تحقق وکالت در طلاق زوجه
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی نسبت به انجام تحقیقات پیرامون صحت و سقم اد
-
رأی
هماستناد
1- اصل حاکم بر شک در وضعیت دماغی شخص 2- میزان اعتبار نظریه کارشناس در رسیدگی به دعوی
مواد 199 قانون آیین دادرسی مدنی و 14 و 54 قانون امور حسبی مراعات نشده دادگ
-
رأی
هماستناد
مفهوم جنون
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی از بقیه شهود و بستگان فرجام خواه و محل کار
-
رأی
هماستناد
تکلیف دادگاه در فرض عدم اقدام خواهان جهت اثبات ادعای جعل
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
رأی
هماستناد
رابطه عدم اعتراض وراث مالک سابق به ساخت و ساز متصرف و وقوع بیع
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ادعای تردید خواهان نسبت به سند خوانده
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی می تواند هر اقدامی جهت کشف واقعیت انجام ده
-
رأی
هماستناد
تجدید داخواست اعسارشرط اقامه مجدد دعوی اعسارتاثیردریافت وجه بر اعسار
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی
نظریات مشورتی 40
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/1206 مورخ 1395/05/24
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی مجاز است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/2696 مورخ 1395/10/22
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی می تواند هر گونه تحقیقی را که در ا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1339 مورخ 1398/12/10
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی امکان تحقیق معاینه محل و مواجهه حض
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/94/656 مورخ 1394/03/16
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/3104 مورخ 1397/11/23
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی می تواند هر گونه تحقیقی را که در ا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/1080 مورخ 1396/05/11
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی می تواند هر گونه تحقیقی را که در ا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/292 مورخ 1398/07/10
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/2879 مورخ 1395/11/12
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/1648 مورخ 1396/07/19
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/2390 مورخ 1397/08/29
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی که مقرر می دارد در کلیه امور حقوقی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1400/668 — 1400/07/12
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1400/1033 — 1400/09/08
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1400/932 — 1400/09/29
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1401/815 — 1401/09/23
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/1339 — 1398/12/10
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی امکان تحقیق معاینه محل و مواجهه حض
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/1265 — 1398/12/13
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1404/491 — 1404/11/19
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/876 — 1398/07/09
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/292 — 1398/07/10
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/1621 — 1399/01/26
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/1265 مورخ 1398/12/13 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص نحوه رسیدگی به دعاوی ورشکستگی در صورت فقدان دفاتر تجاری با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی ۱۲۶۵/98/۷ مورخ ۱۳/12/۱۳۹۸ اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص اینکه صرف نداشتن دفاتر مذکور در مواد 6 به بعد قانون تجارت مصوب 1311 از موجبات ورشکستگی یا عدم ورشکستگی تاجر و
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/3104 مورخ 1397/11/23 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص تقدیم دادخواست و اقامه دعوا به طرفیت وراث با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی می تواند هر گونه تحقیقی را که در ا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 656/94/7 مورخ 1394/03/16 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص نحوه بررسی در صورت بروز اختلاف در اصل تهیه یا عدمتهیه مقدمات تمکین و تناسب یا عدمتناسب نفقه با شؤونات زوجه ب
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1402/469 مورخ 1402/09/11 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1402/469 مورخ 1402/09/11 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/876 مورخ 1398/07/03 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص انجام هر گونه تحقیق یا اقدام لازم برای کشف جرم در رسیدگی به دلایل ارائه شده خارج از مواعد با اصلاحات و الحاقات
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/96/1648 مورخ 1396/07/19 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص تقدیم دادخواست و اقامه دعوا و رسیدگی به خواسته خواهان به قائم مقامی مورث خود با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی می تواند هر گونه تحقیقی را که در ا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/2390 مورخ 1397/08/29 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص نحوه رسیدگی در شورای حل اختلاف با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی که مقرر می دارد" در کلیه امور حقوق
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1400/1033 مورخ 1400/09/08 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص اینکه اصولاً دادگاه مکلف نیست به ادله و وسایلی که اصحاب دعوا، خارج از مواعد مقرر به دادگاه عرضه می نمایند،
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/2474 مورخ 1398/05/19 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/96/567 مورخ 1396/03/09 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص (1)- صدور گواهی حصر وراثت (2)- گواهی مالیات بر ارث جهت گواهی حصر وراثت و انتقال (3)- صدور گواهی حصر وراثت برای
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی احصاء نگردیده است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1402/471 مورخ 1402/09/22 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1403/147 مورخ 1403/06/18 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 3002/95/7 مورخ 1395/11/23 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص اختیار دادگاه در رسیدگی ماهوی به صحت دینی که مستند دعوای ورشکستگی است با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد؟ نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه ق
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/1265 مورخ 1398/12/13 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص نحوه رسیدگی به دعاوی ورشکستگی در صورت فقدان دفاتر تجاری با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1402/1015 مورخ 1403/03/20 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 199، 256، 259 و 356 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/1265 مورخ 1398/12/13 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص نحوه رسیدگی به دعاوی ورشکستگی در صورت فقدان دفاتر تجاری با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 1080/96/7 مورخ 1396/05/11 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص امکان تقدیم دادخواست به طرفیت وراث یا برخی از آنها بدون ارائه گواهی حصر وراثت با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی می تواند هر گونه تحقیقی را که در ا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1402/755 مورخ 1402/10/11 اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص اینکه در قانون آیین دادرسی مدنی، طبق ماده 199، دادگاه میتواند برای کشف حقیقت اقدامات اضافی انجام دهد، مانند
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
نشستهای قضایی 9
-
نشست قضایی
هماستناد
حدود اقدامات دادگاه در امور حقوقی
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 پرداخته شد که در آن ها به ممنوعی
-
نشست قضایی
هماستناد
شرط ضمن عقد ازدواج
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی با دادگاه است که قصد و اراده طرفین را احرا
-
نشست قضایی
هماستناد
مطالبه سود واقعی ضمن تقاضای ابطال ترازنامه خلاف واقع
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی استناد کرد
-
نشست قضایی
هماستناد
پذیرش لایحه و دلایل قانونی در جلسه رسیدگی دادگاه
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی نیز بر همین مبنا وضع گردیده است که قاضی بت
-
نشست قضایی
هماستناد
بررسی لزوم طرح دعوای ابتدائی احراز فرار از ادای دین در دعوای ابطال معامله به قصد فرار از دین
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی اختیار و اجازه لازم جهت تحقیق و کشف حقیقت
-
نشست قضایی
هماستناد
روند رسیدگی به اعسار از پرداخت محکوم به و هزینه دادرسی
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی که اجازه هرگونه تحقیق به مقام قضایی رسیدگی
-
نشست قضایی
هماستناد
دستور ورود به منزل با فک قفل به منظور انجام معاینه محل
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی نیز بیانگر همین امر است
-
نشست قضایی
هماستناد
بررسی استماع شهادت شهود جدید در دعوی اعسار
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی تشخیص بدهد که به شهادت ترتیب اثر بدهد آیا
-
نشست قضایی
هماستناد
اختلاف در خصوص صلح وسایل منزل
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی
مواد مرتبط 9
-
اعمال
از این صفحه
ماده 14 — قانون امور حسبی
مواد 14 و 37 و 57 قانون امور حسبی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 199 — قانون امور حسبی
قانون امور حسبی و ماده 199
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 1207 — قانون مدنی
ماده 1207 و 1208 قانون مدنی
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 199 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی به بقیه ادله طرفین وفق مواد فوق الذکر
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 57 — قانون مدنی
قانون مدنی و ماده 57
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 406 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
به استناد بند الف ماده 405 و ماده 406 و 408 قانون آئین دادرسی مدنی با رد اعتراض فرجامخواهانها به عقیده و رای
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 405 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 405 قانون آئین دادرسی مدنی و سپس رسیدگی به تجدیدنظرخواهی از دادنامه ی
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 349 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
وفق ماده 21 اصلاحی قانون تشکیل دادگاههای عموی و انقلاب و ماده 349 قانون آئین دادرسی مدنی و انشاء رای در خصوص رد یا قبول اعتراضات تج
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 57 — قانون امور حسبی
به استناد بند دوم ماده 1207 و 1208 قانون مدنی و ماده 57 قانون امور حسبی حکم حجر مرحوم مذکور از اول دی ماه 1387 تا زمان فو
مقرراتِ مرتبط 9
-
بخشنامه
هماستناد
بخشنامه در مورد معاضدتهای حقوقی نسبت به مجاهدین عراقی
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب 1379
-
بخشنامه
هماستناد
حدود اعمال ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی در دعوای طلاق
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی در دعوای طلاق خلاصه متن: در تاریخ 4 اسفند
-
بخشنامه
هماستناد
نزدیکی به هر نحو، شرط استحقاق زوجه نسبت به تمام مهریه
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی از طریق واحد مددکاری دادگستری در محل زندگی
-
بخشنامه
هماستناد
اختیار دادگاه در تعیین میزان شرط تنصیف دارایی
ماده 199 قانون ایین دادرسی مدنی با نقض رای فرجام خواسته پرونده به شعبه محت
-
بخشنامه
هماستناد
حدود تکلیف دادگاه به تعیین حقوق زوجه ضمن حکم طلاق
ماده 199 قانون آئین دادرسی مدنی از طریق واحد مددکاری اجتماعی یا بهر طریق م
-
بخشنامه
هماستناد
حدود اعمال ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی در دعوای طلاق
ماده 199 قانون ایین دادرسی مدنی از طریق مددکار دادگستری در محل سکونت مشترک
-
بخشنامه
هماستناد
اختیار دادگاه در تعیین میزان شرط تنصیف دارایی
ماده 199 قانون ایین دادرسی مدنی با نقض رای فرجام خواسته پرونده به شعبه محت
-
بخشنامه
هماستناد
ضمانت اجرای عدم توجه دادگاه به انکار امضا در سفته
ماده 199 قانون ایین دادرسی مدنی مکلف است
-
بخشنامه
هماستناد
بخشنامه در مورد معاضدتهای حقوقی نسبت به مجاهدین عراقی با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1379
دکترین 23
-
مقاله
هماستناد
۷۴ بازداشت داد باخته صغیر مجنون و محجور
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
۷۴ بازداشت داد باخته صغیر مجنون و محجور — برابر ماده ۱۲۰۷ ق
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شناسایی محجور
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شناسایی محجور — برابر ماده ۱۲۰۷ ق
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شرایط تنظیم و ثبت اسناد رسمی و ... / ۲۶۷
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
استجواب در دعاوی مدنی (مقاله علمی وزارت علوم)
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی است که به دادرس امکان انجام هرگونه اقدام و
-
مقاله
هماستناد
مواد ۴ و ۸ قانون حمایت خانواده — سؤال اگر زوجه ادعا کند زوج او
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی می تواند راسا با استماع شهادت شهود و
-
مقاله
هماستناد
مواد ۴ و ۸ قانون حمایت خانواده — معمولاً محاکم ضرب وجرح و مرافعات و
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی می تواند راسا با استماع شهادت شهود و
-
مقاله
هماستناد
مواد ۴ و ۸ قانون حمایت خانواده — معمولاً محاکم ضرب وجرح و مرافعات و
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی می تواند راسا با استماع شهادت شهود و
-
مقاله
هماستناد
چنان که گفته شد
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی قانون مذکور اعلام می کند: در کلیه امور حقو
-
مقاله
هماستناد
قانون آیین دادرسی مدنی دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب ۱۳۷۹
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی قانون مذکور اعلام می کند: در کلیه امور حقو
-
مقاله
هماستناد
قانون آیین دادرسی مدنی دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب ۱۳۷۹
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی قانون مذکور اعلام می کند: در کلیه امور حقو
-
مقاله
هماستناد
و برابر بندت ماده ۱۷ قانون شوراهای حل اختلاف مصوب ۱۳۹۴ متقاضی
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی که مقرر میدارد در کلیه امور حقوقی
-
مقاله
هماستناد
نمونه قرار رسیدگی به صحت اصالت سند
مواد 199، 223، 224 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رسیدگی به اصالت سند ابرازی خواهان صاد
-
مقاله
هماستناد
نظر ابرازی به نظر می رسد که هر چند در دادرسی پرونده
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی
-
مقاله
هماستناد
نکته ۱
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی
-
مقاله
هماستناد
نکته ۱
ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی
-
مقاله
هماستناد
نظریه شماره ۱۳۹۴/۰۳/۱۶۷/۹۴/۶۵۶ — برگزار شده توسط استان اصفهان شهر دهاقان
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
مقاله
هماستناد
نظریه شماره ۱۳۹۴/۰۳/۱۶۷/۹۴/۶۵۶ — نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
مقاله
هماستناد
نظریه شماره ۱۳۹۴/۰۳/۱۶۷/۹۴/۶۵۶ — نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
مقاله
هماستناد
شعبه ۱۷ دادگاه تجدیدنظر در دادنامه ۹۱۰۱۷۰۲ مورخ بیست و چهارم دی
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی
-
مقاله
هماستناد
موافقین ارائه دلیل
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی
-
مقاله
هماستناد
موافقین ارائه دلیل
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
