رأی
مفهوم جنون
مفهوم جنون
خ. م.:
در تاریخ 12 مرداد 1391، درخواست حجر و نصب قیم برای فردی به دلیل ابتلا به اسکیزوفرنی به دادسرای عمومی و انقلاب یزد ارائه گردید. همسر این فرد با استناد به گواهی پزشکی قانونی، ادعا نمود که وی توانایی مدیریت امور مالی خود را ندارد. کمیسیون پزشکی قانونی پس از بررسیهای لازم، بیماری مذکور را تایید کرد. دادگاه بدوی پس از انجام بررسیهای دقیق، حکم به حجر فرد به علت جنون صادر نمود که این حکم در مرحله تجدیدنظر نیز تایید شد. فرد مذکور با استناد به عدم صحت ادعاهای همسرش و درخواست بررسی مجدد، به دیوان عالی کشور فرجامخواهی کرد.
دیوان عالی کشور، با استناد به <a class="artref" href="/ماده/ماده-1232-a_0815110236894">مواد 1232 قانون مدنی</a> و مواد 14، 37 و 57 قانون امور حسبی، حکم صادره را به دلیل نقص در رسیدگی و عدم بررسی کامل ادله و شهود، نقض نموده و دستور به ادامه رسیدگی و تحقیقات بیشتر در این خصوص صادر کرد.
تاریخ دادنامه قطعی: 1394/08/06
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: مقصود مقنن از «جنون»; که با تحقق آن فرد محجور تلقی میشود، جنون به مفهوم فقهی و قانونی بوده که عبارت است از «فقدان تام شعور و اختلال تام قوه تمیز و اراده»;. بنابراین اگر بیماری روانی منتهی به چنین اوصافی در فرد نشود، اطلاق جنون از حیث موازین قانونی وجاهتی ندارد.
رای خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 1391/05/12 س. ش. به دادسرای عمومی و انقلاب یزد اعلام کرده که همسرش م.ج. د.م. دارای اسکیزوفرنی و بیمار است و با استناد به گواهی پزشکی توضیح داده که او مسئول اعمال خویش نیست و امور مالی خود را نمیتواند اداره کند لذا درخواست رسیدگی و صدور حکم به حجر او و نصب قیم کرده است.
در نظریه مورخ 1390/08/19 کمیسیون پزشکی قانونی یزد پس از معاینه فرد مزبور و مصاحبه با او و همسرش چنین نتیجه گرفته شده است: (نتیجه کمیسیون: حسب بررسی مستندات موجود نتایج تستهای ارزیابی نیمرخ روانی و استماع اظهارات همسرش خانم س. ش. و مصاحبه و معاینه به عمل آمده نامبرده مبتلا به نوعی اختلال روانی (اسکیزوفرنی) است که تحت تاثیر بیماری اسکیزوفرنی مسئول اعمال و رفتار خویش نبوده و قادر به اداره امور مالی خویش نیز نمیباشد حسب سوابق بستری موجود ابتلاء به بیماری یاد شده در نامبرده از حداقل خرداد 83 به بعد مورد تایید است) از دادگاه درخواست رسیدگی و صدور حکم به حجر او شده است.
شعبه دوّم دادگاه عمومی یزد در تاریخ 1391/08/03 با حضور مشاور قضایی و م.ج. د. و همسرش تشکیل جلسه داده است. پس از تفهیم نظریه پزشکی قانونی به م.ج. د. اظهار داشته آن را قبول ندارد او بر رفتار و اعمال خود مسلط است از زمان سربازی برای معافیت خودم را به بیماری زدم و آخرین بار در سال 87 بستری شدم و در بیمارستان ت. هشت روز بستری کردند به نظریه پزشکی قانونی معترض و درخواست معرفی مجدد هستم و با وکیل خود هم باید صحبت کنم. همسرش بیان داشته طول زندگی او دچار توهم میگردید از خواب بلند میشد و بالا سر من مینشست و میخواست مرا خفه کند م.ج.
د. در پاسخ اظهار کرده که قصد خفه کردن او را نداشتم نشستن در بالا سر او به علت ریزش موی سر همسرم بود که میگفتم چرا باید ریزش مو داشته باشد شغل من بنایی و کار در دامداری است و زندگی من از این طریق میگذرد بخشی از درآمد را خرج و بخشی را پسانداز میکنم چون همسرم در پزشکی قانونی آشنا دارد بدون وکیل آنجا نمیروم تحت نظر متخصص اعصاب و روان هستم و شبی یک قرص میخورم آن هم به اصرار پدر و مادر و خواهرم رفتهام والّا خودم مشکلی ندارم دادگاه او را به پزشکی قانونی معرفی کرده است همسرش گزارش کرده که او خ.
ر. ب. اداره مزبور معرفی ننموده است. دادگاه سابقه م.ج. د. را از بیمارستان استعلام نموده است. سرپرست مرکز جامع روانپزشکی استان یزد گزارش کرده خانم … خ. پزشک معالج م.ج. د. بیماری او را اسکیزوفرنی تشخیص داده است. پزشک یاد شده در گواهی پیوست به تاریخ 1391/08/02 توضیح داده که او تحت درمان است شروع اختلال دقیقا مشخص نمیباشد. دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره --- - 1391/09/09 با استناد به نظریه اولیه پزشکی قانونی و سابقه در مرکز روانپزشکی و مصاحبه در دادگاه حکم به حجر م.ج.
د. به لحاظ جنون از تاریخ 1383/03/30 صادر کرده است. پس از ابلاغ شخص یاد شده از رای صادره تجدیدنظرخواسته است و با پیوست یک فقره استشهادیه درباره سلامت نفسانی خود در لایحهی پیوست دادخواست به کلی بیماری و جنون خود را تکذیب و اظهارات همسرش را مردود و خلاف واقع و بستری شدن را صوری خود را سالم و مسلط بر اعمال و رفتار خویش معرفی و نهایتا تقاضای جلب نظر پزشکی قانونی تهران و تحقیق محلی و استماع شهادت گواهان را کرده است تا حقیقت روشن شود.
شعبه هشتم دادگاه تجدیدنظر استان رای بدوی را تایید نموده است. م.ج. د. از آن فرجامخواهی کرده و با استناد به تمام آنچه که در مرحله تجدیدنظر مطرح کرده و تکرار آن درخواست نقض دادنامهی صادره را نموده است. پس از تبادل لوایح و عدم وصول پاسخ از سوی اداره سرپرستی دادسرای عمومی یزد پرونده برای رسیدگی به دیوان کشور ارسال و رسیدگی به آن در دستور کار این شعبه قرار گرفته است. و پس از رسیدگی منتهی به دادنامهی شمارهی 9309970909100142 - 1393/06/10 به شرح زیر گردیده است:« مطابق <a class="artref" href="/ماده/ماده-1232-a_0815110236894">مواد 1232 قانون مدنی</a> و 14 و 37 و 57 قانون امور حسبی مرجع قضایی باید در مورد صحت و سقم حجر تحقیقات مبسوط انجام دهد ولو ادله در هر مرحلهی از رسیدگی مطرح شود.
و حسب مواد 194 و 200 قانون آیین دادرسی مدنی به ادله طرفین در دادگاه رسیدگی میشود و طبق اختیار پیشبینی شده در ماده 199 قانون مرقوم دادگاه در کشف حقیقت مبسوطالید است. حجر ف. خ. توسط همسرش مطرح شده است و میان آنان ب. ت. ب. اظهارات ف. خ. اختلاف محقق است لذا باید در مراحل رسیدگی بعدی به دادرسی دعوت میشد. ف. خ. با حضور در دادگاه بدوی به تمام سئوالات محکمه و نیز طی لوایح تقدیمی پاسخ داده و بیماری را تکذیب و بستری شدن را صوری و به منظور تحصیل معافیت سربازی ذکر کرده است و شدیدا اظهارات همسرش را تکذیب نموده و با استناد به یک برگ استشهادیه و جلبنظر پزشکی قانونی تهران درخواست رسیدگی کرده است دادگاه بدوی موضوع را مجددا به کمیسیون پزشکی ارجاع داده است.
لیکن بدون حصول نتیجه مبادرت به صدور رای کرده است. لذا دادگاهها بدون رسیدگی به اظهارات و ادله ابرازی ف. خ. ب. علت جنون حکم به حجر او صادر کردهاند. احتیاط قانونگذار که در مواد قانونی فوقالذکر آمده به لحاظ آثار فردی و اجتماعی حجر است که مقرر داشته مرجع قضایی دقت بیشتر در آن به عمل آورده زیرا صدور حکم به حجر علاوه بر اینکه موجب محرومیت محجور از حق استیفاء و دیگر حقوق اجتماعی و دخالت در اموال خود میگردد در حقوق افراد ثالث هم احتمالا موثر است.
دادگاه باید ف. خ. و همسر و دادسرا را به دادگاه دعوت و اظهارات آنان را استماع و پس از تحقیق از مسجلین استشهادیه و گواهان و بستگان و تحصیل آنچه از ادله مقدور است و تحقیق محلی از محیط کار ف. خ. با انعکاس نتیجه حاصله به پزشکی قانونی از جمله صوری تلقی کردن اقدامات پزشکی سابق از کمیسیون پزشکی با لاتر نتیجه کسب نظر نهایی به عمل آورده و سپس مبادرت به صدور رای کند علیهذا دادنامه فرجامخواسته به جهات یاد شده و نقص رسیدگی و تحقیقات مستندا به بند 5 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و رسیدگی بعدی با لحاظ بندهای الف مواد 401 و 405 قانون مزبور به دادگاه صادرکننده رای تفویض میشود.» پس از اعاده پرونده دادگاه تجدیدنظر مقرر کرده است وقت رسیدگی تعیین و طرفین برای رسیدگی و تحقیق از شهود ف.
خ. مندرج در ذیل استشهادیه دعوت شوند ضمنا مقرر داشته به نیروی انتظامی ابلاغ گردد که با حضور در محل کار نامبرده در پیرامون وضعیت روحی و روانی م.ج. د. تحقیق به عمل آورد تلفنی توسط همسرش برای تحقیق دعوت شده است حسب گزارش مدیر دفتر دادگاه همسر وی پاسخ داده که او کار ثابتی ندارد بعضا به بنایی مشغول است یا در گاوداری پدرش کار میکند دادگاه دستور داده در محل سکونت او تحقیق به طور غیرمحسوس انجام گیرد و مراتب را به نیروی انتظامی ابلاغ کرده است همسرش س. ش. مجددا طی لایحهی مورخ 1393/08/04 از رفتار غیرمتعادل شوهرش با وی گزارشی به دادگاه داده است نیروی انتظامی در گزارش مورخ 1393/08/17 (برگ
59 ) پس از مراجعه به محل و تحقیق گزارش نموده است «نتیجه تحقیق محلی این است که م.ج. د. به علت آنکه به خدمت سربازی نرود خ. ر. ب. دیوانگی زده و به بیمارستان دارالشفای ت. اعزام و بستری شده و توانسته معافیت سربازی بگیرد در صورتی که از وضعیت روحی و روانی مطلوبی برخوردار بوده و هیچ گونه مشکل روحی و روانی ندارد و تاکنون برای اهالی محل ایجاد مزاحمتی نداشته است » دادگاه مجددا وقت رسیدگی تعیین و طرفین را به دادرسی و استماع شهادت شهود دعوت نموده است آقای م. ر. خ. ر. ب. وکالت از س. ش. معرفی کرده است دادگاه در تاریخ 1393/09/26 با حضور م.ج. د. و س. ش. تشکیل جلسه داده است دادگاه بدوا از دو نفر گواه تعرفه شده استماع شهادت به عمل آورده است:
1 - ع. م. فرزند غ. 50 ساله دامدار اظهار داشته است: آقای د. 10 الی 20 سال است که با من رفت و آمد دارد من چیزی از ایشان ندیدیم و یک فرد عادی است من هیچ وقت از لحاظ رفتار به ایشان شک نکردهام و نمیدانم چرا سربازی نرفته است و من معامله گاو و گوسفند با ایشان داشتهام ولی اطلاعی ندارم که بیمارستان روانی خوابیده است یا خیر و با ایشان زیاد رفت و آمد خانوادگی ندارم و من هیچوقت مشکلی از وی ندیدم (برگ 69 )
2 - ع. م. د. فرزند م. متولد 1347 مغازهدار (برادر ف. خ.) اظهار داشته است: برادر من هیچ مشکلی ندارد و پدرم رفته و او را معاف نموده و نمیدانم علت معافیت وی چه چیز بوده است و نمیدانم چرا دو الی سه بار او را به بیمارستان روانی بردهاند و پدر و مادرم این کار کردهاند و میگفتند بیمارستان برود تا مشکلش حل شود و یک یا دو مرتبه او را نزد روانپزشک آقای ح. بردهاند و چون مریض بوده است او را نزد وی بردهاند و مادرم میگفت او مریضی دارد او را ببرید و بخوابانید تا خوب شود و مادرم میگفت چیزی نمیخورد خودگویی میکرد ولی من ندیده بودم خودگویی کند پدرم او را بیمارستان روانی برد خواباند تا بتواند او را معاف کند (برگ 68 پرونده) پس از استماع شهادت شهود م.ج.
د. ف. خ. اظهار داشته است من قبلا نزد آقای ح. دکتر … و الان یک سال است که خوب شدهام و هیچ مشکلی ندارم و تا اول دبیرستان درس خواندهام و دارو هر چه دکتر ح. تجویز میکرد مصرف میکردم و قبلا روزی یک عدد قرص مصرف میکردم و الان حدود هفت الی هشت ماه است که قرص مصرف نمیکنم و خود دکتر به من گفت که این نسخه آخری توست و دیگر هم نزد من نیا و من سه سال کارخانه ن. میرفتم... و کار میکردم و الان کارخانه نیمه تعطیل است و گواهینامه ندارم چون به خاطر معافیت باید به تهران بروم تا گواهینامه بدهند و من دنبال آن نرفتم و علت اینکه بعد از معافیت هم در بیمارستان بستری گردیدهام این است که از تلویزیون اعلام شده که هرکس صوری معاف شده باشد باید خدمت برود و من برای اینکه این مشکل را نداشته باشم به بیمارستان رفتم و آنجا خوابیدم و من دو دفعه قبل از معافیت به بیمارستان رفتم و خوابیدم و یک دفعه بعد از معافیت به بیمارستان رفتم و علت اینکه میخواستم معاف شوم این بود که در دامداری کار میکردم و با پدرم در دامداری شریک بودم و گاوداری داشتیم و جواز شرکت دامداران میخریدیم و علوفه هم زمینی داشتیم و آذوقه مقداری خودمان تولید داشتیم و مقداری هم از بازار میخریدیم و الان دیگر دامداری کار نمیکنم چون دیگر صرف نمیکرد س.
ش. همسر وی اظهار میدارد من در اسفند ماه سال 1389 با آقای د. عقد کردم سه ماه عقد کرده بودیم و بعد مرا به خانه برد و از همان روز اول یعنی صبح فردای آن روز دیدم که میایستاد و به اشیاء داخل اتاق به مدت طولانی خیره میشد و کم حرف میزد و باید دو سه مرتبه سوالاتم را تکرار میکردم تا جواب مرا بدهد و گاهی اوقات هم که خانه مادرش میرفتیم مادرش به من میگفت غذا به او بده بخورد زیرا میگفت که غذا نمیخورد و موقع شب که میشد یا اکثرا نشسته بود و از روی من پتو را کنار میزد و میگفت که بلند شو بنشین از تو سوال دارم وقتی میگفتم سوالت چیست میگفت چرا دیروز داخل قندان نبات گذاشته بودی حال نگذاشتی و این مطلب را با اصرار چند مرتبه تکرار میکرد و یا میپرسید در دفترهایت در مورد من چه چیزی مینویسی و وقتی هم که میخوابید یک مرتبه بلند میشد و با گریه و سر و صدا که من خواب دیدم و موقعی که میرفتیم منزل مادرشوهرم و چای میخورد چند روز آرام بود ماه رمضان مادرم اصرار میکرد که نگذار روزه بگیرد وقتی روزه میگرفت دو روز کامل بیدار بود و یک روز کامل میخوابید و کنار اتاق مینشست و به شدت چشمهایش قرمز میشد سر ساعت یازده شب میگفت من با همسایه مشکل داریم بیا برویم آشتی کنیم و حتی یک مرتبه شیرینی گرفتیم و خانه همسایه رفتیم بعد مشخص شد که اصلا قهری در کار نبود یک مرتبه که برای احیا میخواستم مسجد بروم آشپزخانه بودم دست مرا گرفت و درب قابلمه را برداشت و گفت که من یازده امامی نبودهام چرا یازده کتلت درست کردهای از دست ایشان فرار کردم دست گردن من گذاشت که فشار دهد من فرار کردم به مسجد رفتم به منزل مادر شوهرم رفتم گفت مریض بوده بیمارستان رفته قرص خورده است با ایشان زندگی کن توانستم پنجاه روز با او زندگی کنم دیگر از ترس نتوانستم جرات بازگشت ندارم...
برای من قرص ضد بارداری آورد و گفت باید بخوری من مسئول آموزش پایگاه بسیج هستم... ف. خ. د. پاسخ همسرش بیان داشته حرفهایی که او زد نصف آن دروغ است و با توضیحاتی که در پیرامون مطالب همسرش داده عمده آنها را تکذیب و نتیجه گرفته پس از رفتن به پیش پزشک و خوردن قرص خوب شدهام خود روانپزشک هم گفته دیگر پیش من نیا سپس دادگاه قرار جلب نظر کمیسیون پنج نفره پزشکی صادر و مقرر داشته نتیجه تحقیقات هم به آن کمیسیون منعکس شود که قبلا مبتلا به جنون بوده است یا نه کمیسیون پنج نفره پزشکی قانونی استان یزد طی شماره...
مورخ 1394/03/09 پس از مصاحبه با ف. خ. و همسرش و ملاحظه سوابق پزشکی و بیمارستانی م.ج. د. و نظریهی سابق پزشکی قانونی چنین اظهارنظر کرده است:« ب. ت. ب. مصاحبه روانپزشکی و بررسی بالینی و بیمارستانی نامبرده مبتلا به اسکیزوفرنی م. ب. که تاریخ ابتلا آن حسب بررسی مستندات موجود حداقل از خرداد 83 به بعد مورد تایید است و در حال حاضر ب. ت. ب. درمانهای دارویی انجام شده به نظر میرسد علائم وی به صورت نسبی کنترل شده است لازم به ذکر است ب. ت. ب. ماهیت بیماری و سیر مزمن آن بیماری نامبرده جنون قلمداد میگردد (برگ
94 ) دادگاه تجدیدنظر سپس ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامهی شماره 9409970303400244 - 1394/03/20 به لحاظ عدم ارائه دلیل بر نقض دادنامهی بدوی و نظریه کمیسیون پنج نفره پزشکی قانونی تجدیدنظرخواهی را غیرموجه تشخیص و ضمن رد آن دادنامهی بدوی را تایید کرده است پس از ابلاغ م.ج. د. از رای صادره فرجامخواهی نموده و آقای ع. م. م. به وکالت از مشارالیه لایحهی فرجامی تسلیم و جهات اعتراضات فرجامی را مطرح نموده و حاصل آن این است که موکل مسئول اعمال خود و قادر به اداره امور زندگی خویش است و کمیسیون بر اساس سوابق بستری شدن وی در بیمارستان روانی چنین نظریهی صادر نموده است دادگاه به موارد رفع نقص از حیث صوری بودن بیماری برای معافیت از خدمت و انعکاس نتیجه آن به پزشکی قانونی تحقیقی نکرده است و تاریخ شروع بیماری هم بدون دلیل است شهود بر خلاف نظریه کمیسیون نظر دادهاند از محل زندگی و کار وی تحقیقی نشده است جنون و تاریخ جنون برخلاف واقع است و صدور حکم مزبور در زندگی موکل اثر سوء دارد لذا تقاضای نقض رای صادره میشود.
از سوی اداره سرپرستی پاسخی واصل نگردیده است پرونده سپس برای رسیدگی به دیوان کشور ارسال و رسیدگی در دستور کار این شعبه قرار گرفته است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
مقصود از جنون مذکور در مواد 1211 و 1213 قانون مدنی که در صورت تحقق در هر فرد وفق ماده 1207 همان قانون محجور تلقی میشود جنون به مفهوم فقهی و قانونی است و آن عبارت است از فقدان تام شعور و اختلال تام قوه تمیز و اراده است اگر بیماری روانی منتهی به اوصاف مزبور در فرد نشود اطلاق جنون بر آن از حیث موازین قانونی وجاهتی ندارد دادگاه بدوی بر اساس نظریه اول پزشکی قانونی که وجود بیماری اسکیزوفرنی را در ف.
خ. جنون تلقی نموده است حکم به حجر وی به علت جنون صادر کرده است و دادگاه تجدیدنظر هم آن را تایید نموده است ف. خ. از بدو تشکیل پرونده که توسط همسرش مطرح شده در دادگاهها حضور یافته ضمن انکار جنون انتسابی به خود علت تشکیل پروندههای پزشکی و رجوع به روانپزشک و بستری شدن در بیمارستانها را تشکیل پرونده و سابقه برای معافیت از خدمت مطرح نموده است حتی ضمن مدافعات خویش آخرین مرحلهی رجوع به بیمارستان و بستری شدن را پس از معافیت اعلان تلویزیون بر بازنگری مقامات ذیربط در پروندههای معافیت صوری اعلام کرده است این بخش از اظهارات وی در صورت صحت مفید تجنن است که سوابق پزشکی بر این مبنا تشکیل و تهیه گردیده و مبنای اظهار نظر کمیسیونها واقع شده است به علاوه محتویات پروندهها دلالت دارد که مشارالیه شخصا در تمام مراحل در محاکم حضور یافته ضمن توضیح مراتب فوق و تاکید بر آن آگاهانه از خود دفاع و به سوالات دادگاهها پاسخ داده است که البته در مورد احراز حجر یکی از منابع و مستندات آن اختبار خود اعضاء هیات دادرسی است تحقیقات محلی نیروی انتظامی و شهادت شهود حاضر در دادگاه همگی حاکی از سلامت روحی و روانی ف.
خ. است هر چند هنوز از بقیه مسجلین استشهادیه وی و از محل کار مشارالیه دادگاه تحقیقاتی نکرده است در مورد مستند اصلی دادگاهها هم که نظریه کمیسیون روانپزشکی است گذشته از اشکال موجود در مفهوم جنون از حیث موازین قانونی و روانپزشکی به نحوی که در نظریات آمده است اولا نظریهی اخیر به ف. خ. ابلاغ نشده است ثانیا اظهارات ف. خ. د. مراحل رسیدگی گوناگون راجع به تشکیل پرونده پزشکی صوری برای معافیت از خدمت به کمیسیون منعکس نگردیده است ثالثا نظریهی اخیر کمیسیون که بر اساس سوابق و بیمارستانی ف.
خ. صادر شده بر فرض صحت و واقعیت آن سوابق مزبور حاکی از این است که فعلا ف. خ. سالم است نمیتوان او را مجنون تلقی کرد و چون به حکایت محتویات پرونده این حالت در ف. خ. از اول وجود داشته است و معلوم نیست ب. ت. ب. اختلاف موجود خانوادگی رفتارهای منتسبه به وی شاید چون سوابق پزشکی علل و انگیزههای دیگری داشته باشد لذا دادگاه باید فارغ از اختلافات موجود بین زوجین و اعمال منتسبه همانطور که در دادنامه صادره قبلی یادآور شده است با لحاظ مواد 14 و 37 و 57 قانون امور حسبی و ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی از بقیه شهود و بستگان ف.
خ. و محل کار او حتیالمقدور به نحو مطمئن تحقیقات انجام و تکمیل و نتیجه را از حیث ادعای ف. خ. مبنی بر صوری بودن تشکیل سوابق پزشکی و بیمارستانی برای معافیت از نظام و مفهوم جنون از لحاظ موازین قانونی و قضایی کاملا به کمیسیون پزشکی منعکس و اشاره شود که از بدو تشکیل پرونده در دادگاهها حضور یافته و از خود و حقوق خود آگاهانه دفاع نموده است لذا با بررسی دقیق سوابق و پرونده رفع ابهام کند نظر به مراتب یاد شده رسیدگی کماکان ناقص تشخیص و مستندا به مراتب یاد شده و بند 5 ماده 371 و ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامهی فرجامخواسته نقض و رسیدگی بعدی به همان شعبه با لحاظ بندهای الف مواد 401 و 405 قانون مزبور تفویض میگردد.
رئیس و مستشار شعبه --- دیوان عالی کشور
ح. غ. پ. - رسول شاملو
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 90
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
خلع ید از ملک مشاعی
مواد 194، 198، 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی و قوانین مرتبط با ثبت اسناد
-
رأی
هماستناد
2- صدور قرار امتناع از رسیدگی به واسطه اظهارنظر ارشادی
مواد 194 قانون آیین دادرسی مدنی و 1257 قانون مدنی حکم به تنفیذ وقوع طلاق ش
-
رأی
هماستناد
الزام به تمکین قبل از عروسی
مواد 194 و 198 از قانون آیین دادرسی مدنی حکم به تمکین زوجه در محل زندگی مشترک صادر
-
رأی
هماستناد
دعوای استرداد جهیزیه
مواد 194 و 198 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوای اثبات وقوع بیع
مواد 194، 229 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حدود اختیار دادگاه در بررسی رأی داوری
مواد 194، 198، 519، 489، 482 و 493 قانون آیین دادرسی مدنی ابطال نموده است
-
رأی
هماستناد
رای تکراری
مواد 194 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اعتراض ثالث اجرایی مستند به مبایعه نامه عادی و وکالتنامه
مواد 194 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
داوری عرف در تعیین مدت خیار شرط
مواد 194 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نقض حکم بدوی به دلیل عدم ارائه اصل سند و اعاده پرونده برای رسیدگی ماهوی مجدد در دادگاه تجدیدنظر
ماده 194 قانون آیین دادرسی مدنی هر کسی که مدعی امری می باشد باید برای اثبا
-
رأی
هماستناد
رای تکراری
مواد 194، 198، 515، 519 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی صادر گردید
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تأخیر تأدیه ارز
مواد 194 و 198 و 502 و 503 و 515 و 519 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حکم الزام به تمکین مشروط به تهیه مسکن مناسب
مواد 194 و 198 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اقرار غیرعقلایی
مواد 194 و 198 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به رد واخواهی واخواه صادر و اعلام می ن
-
رأی
هماستناد
استرداد هدایای نامزدی پس از نکاح
مواد 194، 197 و 241 قانون آیین دادرسی مدنی استناد کرد و در نهایت دعوی خواهان را رد نم
-
رأی
هماستناد
رابطه میان امتناع از تمکین خاص و اعمال حق حبس
مواد 194 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حق بر تغییر نام کوچک
ماده 194 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به رد دعوی خواهان صادر و اعلام می نمای
-
رأی
هماستناد
شرایط استحقاق اجرت المثل ایام زوجیت
مواد 194 و 197 از قانون آیین دادرسی مدنی مواد 1133 و 1257 از قانون مدنی حکم به رد د
-
رأی
هماستناد
طرح دعوای تخلیه عین مستاجره توسط منتقل الیه جدید
مواد 194 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
سمت اداره اوقاف شهرستان در طرح دعوا
مواد 194 و 515 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
رای شماره 439 و 440 مورخ 1392/07/08 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 194 قانون آیین دادرسی مدنی نامه استنادی (دستورالعمل مورخ 16/8/89 شمار
-
رأی
هماستناد
درخواست طلاق به دلیل ناباروری زوج
مواد 194 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی خواهان را صادر می نماید
-
رأی
هماستناد
(1)- مطالبه خسارت تأخیر در انجام تعهد (2)- خسارت تاخیر تادیه در صورتی که موضوع دین ارز باشد(3)- وضعیت محکومیت خوانده به پرداخت خسارات دادرسی در صورت استرداد اصل دعوی از سوی خواهان
مواد 194 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوی تجویز تغییر شغل توسط مستاجر
مواد 194 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی و عدم وجود حق قانونی برای تغییر شغل در قوا
-
رأی
هماستناد
تکلیف دادگاه بدوی پس از صدور قرار قبولی واخواهی
مواد 194 و 198 و 515 و 519 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط مطالبه ثمن به نرخ روز در فرض مستحق للغیر درآمدن مبیع
مواد 194 و 198 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه اجرت المثل ملک مشاع زوجین توسط زوجه
مواد 194 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حدود مسئولیت دارنده اولیه چک در مورد تغییرات بعدی متن آن
مواد 194 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ابطال اجراییه ثبتی صادره براساس رأی کمیسیون های شهرداری
مواد 194 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اصل تبرّعی بودن کارهای انجام شده توسط زوجه
مواد 194 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
حقوق خریدار در صورت کسری مساحت آپارتمان
مواد 194، 198، 519، 522، 355 و 358 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
نحوه اثبات ایرادات توسط صادرکننده چک
مواد 194 و 198 و 515 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر محکومیت تضامنی خواندگان به پرداخت م
-
رأی
هماستناد
حدود تکلیف وکیل در ارائه صورتحسابجزئیات صورتحساب ارائه شده توسط وکیلتاثیر عدم اجرای مورد وکالت بر دعوی پرداخت حساب دوره تصدی وکالت
مواد 194، 197، 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از رای دعوی ورود ثالث
مواد 194 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست ثبت طلاق شرعی
مواد 194 قانون آیین دادرسی مدنی و 1257 قانون مدنی حکم به تنفیذ وقوع طلاق ش
-
رأی
هماستناد
نحوه وصول مطالبات ضامن در فرض اخذ چک از مضمون عنه
مواد 194، 198، 502، 514 و 515 قانون آیین دادرسی مدنی و همچنین مواد 10
-
رأی
هماستناد
تلقی تنظیم سند به نام خریدار به مثابه اماره دریافت ثمنمطالبه تتمه ثمن پس از تنظیم سند
ماده 194 از قانون آیین دادرسی مدنی « عبارت از امری است که اصحاب دعوی برای اثب
-
رأی
هماستناد
اثرعدم احراز مالکیت رسمی دردعوی رفع تصرف عدوانی
مواد 194، 198، 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اعتبار امر مختومه در دعوی تخلیه
مواد 194 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط اجرای حکم تمکین
مواد 194 و 198 ازقانون آیین دادرسی مدنی حکم به تمکین و الزام زوجه به انجام وظایف ز
نظریات مشورتی 10
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/1206 مورخ 1395/05/24
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی مجاز است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/2696 مورخ 1395/10/22
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی می تواند هر گونه تحقیقی را که در ا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1339 مورخ 1398/12/10
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی امکان تحقیق معاینه محل و مواجهه حض
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/94/656 مورخ 1394/03/16
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/3104 مورخ 1397/11/23
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی می تواند هر گونه تحقیقی را که در ا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/1080 مورخ 1396/05/11
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی می تواند هر گونه تحقیقی را که در ا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/292 مورخ 1398/07/10
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/2879 مورخ 1395/11/12
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/1648 مورخ 1396/07/19
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/2390 مورخ 1397/08/29
ماده 199 قانون آیین دادرسی در امور مدنی که مقرر می دارد در کلیه امور حقوقی
نشستهای قضایی 1
-
نشست قضایی
هماستناد
تکلیف دادگاه در رسیدگی به تمامی ادله استنادی خواهان
مواد 194 و 199 قانون آیین دادرسی مدنی
مواد مرتبط 10
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1232 — قانون مدنی
مواد 1232 قانون مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 14 — قانون امور حسبی
مواد 14، 37 و 57 قانون امور حسبی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 194 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
مواد 194 و 200 قانون آیین دادرسی مدنی به ادله طرفین در دادگاه رسیدگی می شود و طب
-
اعمال
از این صفحه
ماده 371 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و رسیدگی بعدی با لحاظ بندهای الف مواد
-
اعمال
از این صفحه
ماده 199 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی از بقیه شهود و بستگان فرجام خواه و محل کار
-
اعمال
از این صفحه
ماده 396 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه ی فرجام خواسته نقض و رسیدگی بعدی ب
-
اعمال
از این صفحه
ماده 14 — قانون مدنی
قانون مدنی و مواد 14
-
اعمال
از این صفحه
ماده 199 — قانون امور حسبی
قانون امور حسبی و ماده 199
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 1211 — قانون مدنی
وفق ماده 1207 همان قانون محج
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 1207 — قانون مدنی
وفق ماده 1207
مقرراتِ مرتبط 3
-
بخشنامه
هماستناد
بخشنامه در مورد معاضدتهای حقوقی نسبت به مجاهدین عراقی
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب 1379
-
بخشنامه
هماستناد
حدود اعمال ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی در دعوای طلاق
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی در دعوای طلاق خلاصه متن: در تاریخ 4 اسفند
-
بخشنامه
هماستناد
نزدیکی به هر نحو، شرط استحقاق زوجه نسبت به تمام مهریه
ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی از طریق واحد مددکاری دادگستری در محل زندگی
دکترین 26
-
مقاله
هماستناد
تجدید و تمدید مهلت قانونی و موعد قضایی — عامل دیگری که موجب تمدید مهلت می
مواد 10 و 14 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تجدید و تمدید مهلت قانونی و موعد قضایی — با آمیزش مواد ۱۰ و ۱۴ ق
مواد 10 و 14 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تجدید و تمدید مهلت قانونی و موعد قضایی — با آمیزش مواد ۱۰ و ۱۴ ق
مواد 10 و 14 ق.م
-
مقاله
هماستناد
گونه های اموال غیر منقول
مواد 12 تا 18 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مال غیر منقول تبعی — به طور کلی مال غیر منقول تبعی
ماده 14 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مال غیر منقول تبعی — در فهرست اموال غیر متقول بیشتر نمونه
ماده 14 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مال غیر منقول تبعی — در فهرست اموال غیر متقول بیشتر نمونه
ماده 14 ق.م
-
مقاله
هماستناد
رفع توقیف از مال غیر منقول — ماده ۹ قیام هرگاه حکمی که به
مواد 14 و 17 ق.م
-
مقاله
هماستناد
رفع توقیف از مال غیر منقول — نظریه اداره کل حقوقی قوه قضاییه ش
مواد 14 و 17 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مفهوم اثاثیه زندگی — اسباب و اثاثیه زندگی با عنوانهایی چون
ماده 14 ق.م
-
مقاله
هماستناد
می سازد
ماده 14 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مفهوم اثاثیه زندگی — می سازد
ماده 14 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مال غیر منقول و گونه های آن — مال غیر منقول به موجب مواد ۱۳
ماده 14 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مال غیر منقول و گونه های آن — ماده ۱۴ ق
ماده 14 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مال غیر منقول و گونه های آن — ماده ۱۴ ق
ماده 14 ق.م
-
مقاله
هماستناد
۷۴ بازداشت داد باخته صغیر مجنون و محجور
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
۷۴ بازداشت داد باخته صغیر مجنون و محجور — برابر ماده ۱۲۰۷ ق
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شناسایی محجور
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شناسایی محجور — برابر ماده ۱۲۰۷ ق
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شرایط تنظیم و ثبت اسناد رسمی و ... / ۲۶۷
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
در نمونه مشابه دیگر
مواد 194 و 198 از قانون آیین دادرسی مدنی حکم به تمکین زوجه در محل زندگی مشترک با شر
-
مقاله
هماستناد
در خصوص دادخواست تقدیمی خواهان آقای رش به طرفیت خوانده خانم ن
مواد 194 و 198 از قانون آیین دادرسی مدنی حکم به تمکین زوجه در محل زندگی مشترک با شر
-
مقاله
هماستناد
در خصوص دادخواست تقدیمی خواهان آقای رش به طرفیت خوانده خانم ن
مواد 194 و 198 از قانون آیین دادرسی مدنی حکم به تمکین زوجه در محل زندگی مشترک با شر
-
مقاله
هماستناد
دلایل اثبات — در دعاوی مدنی تمیز این مسأله که
قانون آیین دادرسی مدنی مواد 194
-
مقاله
هماستناد
دلایل اثبات — در حقوق ما بحث از دلیل هم
قانون آیین دادرسی مدنی مواد 194
-
مقاله
هماستناد
دلایل اثبات — در حقوق ما بحث از دلیل هم
قانون آیین دادرسی مدنی مواد 194
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
