Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من
رأی خلاصه جریان پرونده به حکایت پرونده کلاسه 920095 شعبه دوم دادگاه عمومی ازنا، خانم ن.م. به وکالت از خانم ز.ج. فرزند م. در تاریخ 18/11/91 ضمن تقدیم دادخواست به طرفیت آقای م.ر. فرزند الف. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به منظور اجرای صیغه طلاق، توضیح داده است که موکله او به موجب سند نکاحیه شماره 7996- 9/6/85 به عقد نکاح دائم خوانده درآمده و از وی صاحب فرزند 4 سال های بنام د. می باشد، بنا به اظهار مشارٌالیها، زوج از آغاز زندگی مشترک زناشویی با سوء معاشرت های مکرر اقدام به ضرب و شتم او می نمود که براثر مصرف مواد روان گردان و شیشه بوده است. لذا رسیدگی بر وفق <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a> مورد تقاضا است موضوع اختلاف طرفین بدواً به شورای حل اختلاف ارجاع می شود لیکن بدون حصول نتیجه و با صدور قرار عدم صلاحیت به مرجع قضایی عودت داده شده است. دادگاه با تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین، جلسه دادرسی مورخ 25/3/1392 را تشکیل داده، در این جلسه، وکیل خواهان با اظهار مطالبی در خصوص سوء معاشرت و بدرفتاری خوانده و اقدام او به مصرف روان گردان و شیشه انجام آزمایش و معرفی مشارٌالیه به مراکز تشخیص مصرف مواد و نیز استماع گواهی گواهان را تقاضا نموده و متذکر شده است که زوجه آمادگی قبول حضانت فرزند خود را داشته و کلیه حقوق شرعی و قانونی خود را هم مطالبه می کند. در مورد مهریه استحقاقی پرونده کلاسه 910708 شعبه اول حقوقی مطرح و در جریان رسیدگی است، به دستور دادگاه طرفین جهت استماع شهادت شهود خواهان دعوت شده اند، در جلسه مورخ 24/4/92 خانم ز.ج. (خواهان) اظهار می دارد: «خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش و الزام خوانده به اجرای صیغه طلاق م. ب. . . . خوانده دارای اعتیاد می باشد، سوء رفتار دارد و کتک کاری می کند، عملکرد او باعث شده در 12 ماه سال، یازده ماه آن را در منزل پدرم باشم. مرا تهدید نموده است و فیلم مبتذل برای من گذاشته است. او را به کلینیک ترک اعتیاد در تهران سر بردم و هنوز ترک ننموده است. بالا دیگری هم درگیر شده بینی او را شکانده و بابت آن به زندان رفت. حدود 8 ماه است خرجی نداده است. در صورت طلاق تمامی حقوق خود را می خواهم و ازجمله اجرت المثل می خواهم. البته کارهایی که در زندگی مشترک انجام داده ام قصد گرفتن پول نبوده است و به قصد اینکه خودم آن کار را وظیفه در زندگی می دانستم انجام دادم . . »;. آقای م.ر. (خوانده) هم گفته است: «اینجانب حاضر به طلاق دادن خواهان نیستم . . . اعتیاد ندارم و او را به مرگ تهدید نکردم، سوء رفتار نداشتم، برای خواهان چیزی کم نگذاشتم یک بار به اصرار همسرم برای اطمینان وی به کلینیک ترک اعتیاد در تهران رفتم ولی اعتیاد نداشتم . . . همان روز . . . شخصی برای بنده عربده کشید و قمه کشید با او درگیر شدم. علت اینکه در یوم جاری به اینجانب دستبد زده شده، به دادیاری ازنا، شعبه اول رفتم، شکایت شخصی بنام آقای م. بود، من وی را نمی شناسم، فعلاً متهم می باشم، او مدعی است که جلوی وی را گرفته و با قفل به صورتش زده ام، درحالی که من این کار را نکرده ام، در تاریخی که ادعا می کند، سرکار بودم. خواهان جهیزیه نداشته است. همسرم خودش ترک منزل نموده است، حاضر نیستم حضانت فرزند مشترک با خواهان باشد»;. سپس اظهارات شهود خ. ب. ش. آتی استماع گردیده است: 1-آقای م.ر. فرزند الف. 31 ساله، راننده، باسواد، اهل ازنا (روستای د.) اظهار می دارد: خواهان خواهرزاده ام م. ب.: اطلاع دارم که آقای ر. شوهر خانم ز. بارها، او را در حد مرگ کتک کاری و تهدید به مرگ نموده است. دارای اعتیاد م. ب.. شیشه و کراک مصرف می کند. از زمستان تاکنون همسرش را رها نموده و خرجی او را نداده است. یک روز سرکار می رود و ده روز بیکار است، هرکجا می رود قلدری نموده و آشوب به پا می کند 2- الف.ر. فرزند الف.، کشاورز، باسواد، 39 ساله، اهل ازنا (روستای د.)، اظهار نموده است: خواهان، خواهرزاده ام م. ب.. حدود سه بار دیدم که خانم ج. توسط شوهرش کتک کاری شده است. اطلاع دارم و دیده ام که آقای ر. مواد، مصرف می کند و در حمام در حال مصرف بوده است. از برج نهم تاکنون خرجی همسرش را پرداخت نکرده و قلدر م. ب.. همسرش را تهدید به مرگ نموده است 3- ر.الف. فرزند ع. 39 ساله، کشاورز، باسواد، اهل ازنا (روستای د.) اظهار داشته است: خواهان دختر با جناقم می باشد، اطلاع دارم که خانم ز. ج. هرچند وقت یک بار بعد از کتک کاری توسط همسرش به منزل پدرش آمده است و اطلاع دارم آقای ر. در مجالس عروسی، شیشه مصرف می کند و از حدود 7 ماه پیش خرجی زنش را پرداخت نکرده است. دادگاه پس از استماع اظهارات گواهان تعرفه شده، قرار ارجاع امر به کارشناسی صادر نموده است تا کارشناس منتخب نسبت به موارد زیر، 1-نفقه معوقه از تاریخ 1/10/91 تاکنون 2- نفقه زمان عده 3- مبلغ نحله 4- مقدار جهیزیه، بررسی و نظریه خود را اعلام نماید. گزارش و نظریه کارشناس واصل و به شماره 201024- 10/6/92 ثبت دفتر شده است. مراتب به طرفین هم ابلاغ گردیده است. در مورخ 8/7/92 دادگاه با صدور قرار ارجاع امر به داوری، دستور داده است هر یک از زوجین داور واجد شرایط خود را تعیین و معرفی نماید. به همین لحاظ آقای م.ج. به عنوان داور زوجه و آقای ن.ر. به عنوان داور زوج، تعیین شده اند. گزارش و نظریه هرکدام جداگانه تسلیم و پیوست پرونده است و دلالت بر عدم توفیق ایشان در ایجاد سازش و اصلاح ذات البین دارد. برابر اعلام پزشکی قانونی ازنا، خانم ز.ج. فعلاً حامله نیست. سرانجام دادگاه مطابق دادنامه شماره 200955- 28/9/92 چنین رأی می دهد: «. . . خ. ا. د. . . . ب. ت. ب. اینکه با خوانده تفاهم ندارد و دارای سوء رفتار و اعتیاد م. ب. و کتک کاری می نماید و تهدید به مرگ می نماید و خرجی نمی دهد و شهود و مطلعین اظهارات خواهان را تأیید نموده اند و خ. د. د. اظهار داشته اعتیاد ندارد و سوء رفتار ندارد و با اینکه اعتیاد نداشته با اصرار خواهان به کلینیک ترک اعتیاد در تهران رفته است و حاضر نیست خواهان را طلاق دهد و حضانت فرزند مشترک را نیز حاضر نیست با خواهان باشد، موضوع در جهت اصلاح زوجین به داوری ارجاع شده و داوران بر جدائی زوجین نظر داده اند بنابراین دادگاه ب. ت. ب. نظریه داوری و اظهارات معنون طرفین و مطلعین و شهود مستند به ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 24 تا 34 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 و مواد 1143، 1148، 1150، 1151 قانون مدنی با شرایط ذیل گواهی عدم امکان سازش و حکم به الزام زوج به طلاق صادر می شود 1-حضانت فرزند مشترک تا سن 7 سالگی با خواهان م. ب. 2- حق ملاقات فرزند مشترک به مدت یک روز در هفته برای زوج در محل اقامت زوجه م. ب. 3-به موجب نامه پزشکی قانونی به شماره 1184- 27/9/92 زوجه حامله نمی باشد 4- در خصوص مهریه، زوج باید وفق پرونده مهریه پرداخت نماید و اجرای صیغه طلاق قبل از دریافت حقوق مالی با رضایت زوجه بلامانع است 5- در خصوص نفقه معوقه، نفقه زمان عده، نحله زوج باید مبلغ پنج میلیون و هشتادوهشت هزار تومان د. ح. زوجه پرداخت نماید 6-در خصوص سایر حقوق مانند جهیزیه زوج باید د. ح. زوجه مسترد نماید ولی در خصوص اجرت المثل ب. ت. ب. اظهارات زوجه مبنی بر اینکه قصد تبرع داشته و انجام کارها به قصد گرفتن پول نبوده، مبلغی به زوجه تعلق نمی گیرد 7- زوجین با شرایط مذکور می توانند به احدی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه نموده و از یکدیگر جدا شوند و در صورت امتناع زوج به دفترخانه وکالت اعطاء می گردد نوع طلاق رجعی م. ب. و دارای عده به میزان سه طهر م. ب. و در زمان عده طلاق، زوجه حق ندارد با دیگری شوهر کند . . . اعتبار حکم طلاق شش ماه از تاریخ قطعیت م. ب.»;. دادنامه فوق الذکر در تاریخ 6/10/1392 به آقای م.ر. (زوج) ابلاغ شده و نامبرده در مورخه 2/11/1392 با تقدیم دادخواست نسبت به رأی صادره فرجام خواهی نموده است. ف. خ. ب. شرح لایحه پیوست دادخواست تقدیمی اعتراضات خود را عنوان نموده و لایحه جوابیه ف. خ. ن. پیوست م. ب.. بالاخره پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و با وصول و ارجاع آن به این شعبه تحت کلاسه بالا در دستور کار قرارگرفته است. مشروح لوایح طرفین به هنگام شور قرائت خواهد شد. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش عضو ممیّز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور رأی مورد اعتراض واجد اشکالات زیر است: 1- برخلاف آنچه در متن رأی راجع به اظهارنظر داوران «بر جدائی زوجین»; آمده، داور زوج چنین اظهارنظری نکرده است (برگ 71 پرونده) 2- حکم الزام زوج به طلاق بنا به درخواست زوجه براثر عسر و حرج، صادر گردیده و علی الاصول باید «به این»; تلقی شود و حال آنکه در رأی صادره «رجعی»; اعلام شده است. این امر رافع عسر و حرج زوجه نخواهد بود زیرا در صورت اقدام زوجه به طلاق، از جانب زوج بلااثر و فاقد اعتبار می گردد 3- خ. م. ا. که شوهر او معتاد به مصرف شیشه و مواد روان گردان بوده، بالعکس زوج منکر صحت این ادعا است. ب. ت. ب. اینکه حسب اظهار زوجه، او شوهرش را در تهران به کلینیک ترک اعتیاد برده است اقتضاء داشت اولاً زوج برای انجام آزمایش و اعلام نتیجه به مرجع ذیربط معرفی می شد. ثانیاً با راهنمایی خواهان، سوابق مربوط به اعتیاد زوج، از کلینیک موردنظر و یا مرکز ترک اعتیاد دیگری که احتمالاً مشارٌالیه مراجعه کرده است، استعلام می گردید. در وضعیت فعلی تحقیقی در خصوص اعتیاد زوج صورت نگرفته است 4- با قید عبارت «. . . سایر حقوق مانند جهیزیه . . .»; در بند ششم قسمت پایانی رأی دادگاه، معلوم نیست که زوج غیر از «جهیزیه»; کدام حقوق دیگر را باید مسترد نماید. بررسی لازم و تصریح به این حقوق ضرورت داشته است تا فصل خصومت امکان پذیر باشد. علی ایحال، تحقیقات انجام شده ناقص تشخیص و مستنداً به بند 5 ماده 371 و بند «الف»; ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی، ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته، رسیدگی مجدد را به همان شعبه صادرکننده رأی منقوض ارجاع می نماید. رئیس شعبه 10 دیوان عالی کشور ـ مستشار عبداله پورـ میرمجیدی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نوع طلاق ناشی از عسر و حرج زوجه در تاریخ 7 مهر 1392، دادگاهی به درخواست طلاق رسیدگی کرد. خ. ب. ا. به بندهای 8 و 11 شرایط ضمن عقد ازدواج و <a class="artref" href="/ماده/ماده-1129-a_0815110236786">ماده 1129 قانون مدنی</a>، به دلیل ترک زندگی مشترک و عدم پرداخت نفقه از سوی طرف مقابل، تقاضای طلاق نمود. در مراحل دادرسی، با استناد به شهادت شهود و تحقیقات محلی، عسر و حرج زوجه احراز شد و در نتیجه، دادگاه اقدام به صدور گواهی عدم امکان سازش و حکم طلاق نمود. همچنین، طرف مقابل به پرداخت اجرت المثل و نفقه محکوم گردید. در مرحله تجدیدنظر، دادگاه نوع طلاق را رجعی اعلام کرد که این تصمیم به دلیل عسر و حرج زوجه مورد انتقاد قرار گرفت. دیوان عالی کشور با تاکید بر اینکه طلاق ناشی از عسر و حرج باید بائن باشد، رای تجدیدنظر را اصلاح و به تایید دادگاه بدوی رساند و حکم به ابرام آن صادر کرد. این رای بر مبنای <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">مواد 1130 قانون مدنی</a> و 33 قانون حمایت خانواده صادر شده و اصلاحات لازم در خصوص نوع طلاق و اعتبار آن نیز لحاظ گردید. تاریخ دادنامه قطعی: 1392/07/07 شماره دادنامه قطعی: --- پیام: طلاقی که به دلیل عسر و حرج زوجه صادر شده بائن است زیرا اگر رجعی باشد رافع عسر و حرج زوجه نخواهد بود به همین دلیل بی نتیجه و عبث می‌شود چرا که با رجوع ز. ن. ب. طلاق وضعیت سابق عسر و حرج زوجه تکرار خواهد شد و این امر صحیح نیست. رای خلاصه جریان پرونده خانم س.س. به استناد تصاویر مصدق سند ازدواج، شناسنامه زوجه، استشهادیه محلی دادخواستی به خواسته تقاضای صدور حکم مبنی بر طلاق حسب بند 8 و 11 شرایط ضمن عقد ازدواج (ترک زندگی مشترک و ترک انفاق) به طرفیت آقای ب.ج. تقدیم و چنین توضیح می دهد حسب سند نکاحیه پیوست اینجانب در مورخ 21/2/86 به عقد رسمی خوانده محترم درآمده لیکن مشارالیه از مورخ 1389/02/14 لغایت حال زندگی خانوادگی را ترک نموده و با داشتن استطاعت مالی، متاسفانه از پرداخت نفقه اینجانب از همان تاریخ امتناع ورزیده است، حال ب. ت. ب. مراتب صدرالاشاره و ایجاد عسر و حرج در زندگی و این که به هیچ وجه من الوجوه قادر به ادامه این زندگی نبوده و از لحاظ مالی در مضیقه به سر می برم، حسب بند 8 و 11 شرایط ضمن عقد ازدواج و ماده ی 1129 قانون مدنی تقاضای صدور حکم وفق خواسته عنداللزوم هرگونه تحقیق محلی مورد استدعاست، پرونده برای رسیدگی به شعبه اول دادگاه عمومی (حقوقی) دادگستری شهرستان امیدیه ارجاع می‌شود، دادگاه در تاریخ 1390/09/26 با حضور خواهان و در غیاب خوانده که از طریق نشر آگهی دعوت شده تشکیل جلسه می دهد، خ. ا. د. همسر من در اهواز است ولی به دلیل داشتن حکم جلب فراری است و به دادگاه نمی آید، شاهد دارم، دادگاه وقت رسیدگی دیگری تعیین و در تاریخ 6/10/90 از دو نفر از شهود تعرفه شده خ. ب. ش. اوراق جداگانه (صفحات 13 و 14 پرونده) تحقیق می‌نماید، واحد امور خدمات انتظامی امیدیه در پاسخ استعلام دادگاه طی گزارش مورخ 14/10/90 به دادگاه اعلام می کند پس از تحقیق و بررسی از اهالی محل، کسی از وضعیت اخلاقی و اجتماعی نامبرده (ب.ج.) اطلاعی نداشته و با عنایت به این که ظاهرا مستاجر بوده و رفت و آمدی با همسایگان نداشته است و همگی از وضعیت اخلاقی و اجتماعی وی اظهار بی اطلاعی نمودند، دادگاه قرار ارجاع امر به داوری را صادر می کند، داور زوج طی نظریه مورخ 2/12/90 نظر می دهد زوج اصرار به طلاق ندارد و فقط در صورت بذل مهریه حاضر به طلاق می‌باشد، داور زوجه نیز طی نظریه پیوست عدم توفیق خویش در صلح و سازش زوجین به دادگاه اعلام می دارد. زوجه طی صورت جلسه مورخ 2/12/90 توضیح می دهد مهریه اینجانب در حال اجرا می‌باشد، قبلا رای صادر شده لیکن به دلیل متواری شدن خوانده موفق به اخذ مهریه خود نشده ام، در خصوص سایر حقوق مالی ادعایی ندارم، نفقه ایام گذشته و عده و اجرت المثل را بذل می کنم، در ضمن فرزند مشترک نداریم فقط مهریه را می خواهم. متعاقبا در لایحه خواستار کلیه حقوق از قبیل مهریه و اجرت المثل و نفقه ایام گذشته و عده شده است، دادگاه از جهت تعیین میزان اجرت المثل ایام زوجیت و نفقه ایام گذشته و عده قرار کارشناسی صادر می کند دادگاه از دو نفر از شهود دیگر خ. ب. ش. اوراق جداگانه صفحات 42 و 43 تحقیق می کند. کارشناس منتخب طی نظریه شماره 0143/91 /خ - 1391/03/17 میزان اجرت المثل و نفقه تعیین و به دادگاه اعلام می کند (ص 47 و 48 پرونده) جمعا 47/800/000 ریال (چهل و هفت میلیون و هشتصد هزار ریال) حسب گواهی مرکز پزشکی قانونی شهرستان امیدیه جواب آزمایش تست بارداری منفی گزارش شده است. دادگاه در تاریخ 6/4/91 در وقت نظارت تشکیل جلسه می دهد و با بررسی ختم رسیدگی را اعلام و ضمن شرح دعوای خواهان و انعکاس اظهارات وی طی دادنامه شماره --- - 10/4/91 چنین رای می دهد: اولا- به موجب سند نکاحیه شماره 92975 مورخ 21/2/86 تنظیم در دفترخانه ازدواج شماره 50 امیدیه رابطه زوجیت طرفین با مهریه یک جلد کلام الله مجید و یک شاخه نبات و تعداد 514 عدد سکه بهار آزادی محرز و مسلم م. ب. ثانیا- دادگاه جهت رفع خصومت موضوع را جهت صلح و سازش به داوری ارجاع که داوران نیز موفق به سازش زوجین نشده اند. ثالثا- زوجین فاقد فرزند مشترک بوده و گواهی پزشکی قانونی نیز دلالت بر عدم حمل زوجه م. ب.. رابعا- سایر حقوق مالی خواهان بر اساس نظریه کارشناس مشخص گردیده و در خصوص مهریه خواهان نیز قبلا به موجب رای شماره --- مورخ 8/7/89 تصمیم گیری شده است لذا ب. ت. ب. مودای شهادت شهود و تحقیقات محلی صورت گرفته و توجها به اظهارات پدر و مادر خ. د. ج. دادگاه که حکایت ترک منزل مشترک از سوی خوانده از سال 1389 م. ب. لذا دادگاه دوام زوجیت طرفین را موجب وقوع خواهان را در عسر و حرج شدید و غیر قابل تحمل می داند، مستندا به بند یک تبصره <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a> و قاعده فقهی لاضرر و لاضرار فی الاسلام و ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق و آیین‌نامه اجرایی تبصره یک آن ماده گواهی عدم امکان سازش صادر و خوانده را مکلف به مطلقه نمودن زوجه می‌نماید و زوجین می‌توانند با حضور در یکی از دفاتر ثبت طلاق اقدام به طلاق نمایند و در صورت امتناع زوج از حضور در دفترخانه طلاق دادگاه به درخواست زوجه زوج را احضار و در صورت امتناع از حضور دادگاه با رعایت جهات شرعی صیغه طلاق را جاری و دستور ثبت و اعلام آن را به دفتر ثبت طلاق صادر می کند در خصوص حقوق مالی زوجه نیز با عنایت به نظریه کارشناسی صورت گرفته که مصون از اعتراض طرفین مانده دادگاه خوانده را محکوم به پرداخت جمعا مبلغ دوازده میلیون ریال بابت اجرت المثل ایام زوجیت از تاریخ 21/7/86 لغایت 29/12/88 (تاریخ ترک زندگی مشترک) و پرداخت مبلغ 30/200/000 ریال بابت نفقات گذشته از تاریخ 1/1/89 لغایت تاریخ صدور حکم د. ح. خ. صادر و اعلام می‌دارد و گواهی عدم امکان سازش صادره به موجب قانون تعیین مدت اعتبار گواهی عدم امکان سازش مصوب 1376 چنانچه ظرف مهلت 3 ماه از تاریخ ابلاغ به دفتر ثبت طلاق تسلیم نشود از درجه اعتبار ساقط است، نوع طلاق مذکور با عنایت به نظر مشهور فقها بائن بوده و عده آن 3 طهر م. ب. با ابلاغ رای صادره آقای ن.ن. به وکالت از آقای ب.ج. نسبت به آن درخواست واخواهی می کند، دادگاه در وقت فوق العاده تشکیل جلسه می دهد و با بررسی پرونده طی رای شماره --- - 13/6/91 چنین استدلال می کند با عنایت به جمیع محتویات پرونده و ب. ت. ب. بند 2 لایحه اعتراضیه در خصوص ترک زندگی مشترک توسط زوج و این که دفاع موثری از سوی واخواه به عمل نیامده است لذا رای صادره وفق موازین قانونی صادر گردیده است ضمن تایید رای به استناد مواد 305 و 306 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به رد واخواهی صادر و اعلام می‌گردد. پس از ابلاغ رای و تجدیدنظرخواهی آقای ب.ج. با وکالت آقای ن.ن. شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان در تاریخ 1391/12/20 در وقت فوق العاده تشکیل جلسه داده و با بررسی پرونده ختم رسیدگی را اعلام و طی رای شماره --- چنین استدلال می کند ب. ت. ب. محتویات پرونده و اظهارات خواهان (زوجه) و تحقیقات به عمل آمده از شهود وی و نظریات داوران زوجین و مندرجات لوایح تقدیمی وکیل زوج که مجموعا دلالت بر ترک زندگی مشترک و خانوادگی از سوی زوج از تاریخ 14/2/89 دارد و از این جهت زوجه را در عسر و حرج قرار داده لذا دادنامه صادره از جهت احراز عسر و حرج زوجه در دوام زوجیت با زوج ناشی از ترک زندگی مشترک از ناحیه زوج و صدور گواهی عدم امکان سازش جهت طلاق با پرداخت نفقات معوقه و جاریه زوجه صحیحا و مطابق مقررات قانونی اصدار یافته و فقط دادنامه نیاز به اصلاحات دارد بدین شرح 1 - عنایتا به مدلول تبصره 6 ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق چون متقاضی طلاق زوجه است لذا اجرت المثل به وی تعلق نمی گیرد لذا این قسمت از دادنامه صادره نقض می‌شود 2 - چون انواع طلاق بائن در <a class="artref" href="/ماده/ماده-1145-a_0815110236804">ماده 1145 قانون مدنی</a> احصاء شده و این طلاق مشمول هیچ یک از بندهای آن نیست لذا نوع طلاق ب. ت. ب. عدم بذل مالی از سوی زوجه به زوج در قبال طلاق و نیز مخالفت زوج با طلاق زوجه رجعی است نه بائن 3 - عنایتا به این که شروط ضمن عقد مورد توافق و امضا زوجین قرارگرفته و بند 8 از شروط ضمن عقد ازدواج محقق است لذا زوجه می‌تواند با مراجعه به یکی از دفاتر ثبت طلاق نسبت به مطلقه نمودن خود از نوع طلاق رجعی به وکالت از زوج با داشتن حق توکیل غیر و ثبت آن اقدام نماید 4 - ب. ت. ب. محتویات پرونده جهیزیه زوجه نزد خودش است و از این جهت حقی بر زوج ندارد 5 - نفقه زوجه از تاریخ صدور حکم تا پایان عده بر اساس ماهانه یک میلیون و چهار صد هزار ریال نیز باید توسط زوج به زوجه پرداخت شود بنابراین مستندا به ماده 351 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه صادره توام با اصلاحات یاد شده تایید می‌شود. این رای در تاریخ 1391/12/23 ابلاغ و آقای ب.ج. با وکالت آقای ن.ن. در تاریخ 1392/01/11 نسبت به آن اعتراض و تقاضای فرجام خواهی می کند پرونده جهت رسیدگی پس از تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال که به این شعبه ارجاع می‌گردد، مشروح مفاد لوایح طرفین به هنگام شور قرائت می‌شود. رای شعبه دیوان عالی کشور قطع نظر از اینکه دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر، عسر و حرج زوجه را احراز نمودند لیکن دادگاه تجدیدنظر با حذف نوع طلاق (بائن) از متن رای دادگاه بدوی طلاق زوجه را رجعی تشخیص داده است و دادنامه نخستین را تایید کرده است ب. ت. ب. اینکه طلاقی که ناشی از عسر و حرج زوجه موضوع <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a> و تبصره الحاقی مورخ 29/4/80 صادر شده بائن است زیرا اگر رجعی باشد رافع عسر و حرج زوجه نخواهد بود به همین دلیل بینتیجه و امر عبثی است چون با رجوع ز. ن. ب. طلاق وضعیت سابق عسر و حرج زوجه تکرار خواهد شد و این امر ناصواب است در مانحن فیه ب. ت. ب. مراتب فوق و همچنین با عنایت به متن سند نکاحیه پیوست و شرط مقرر در آن اختیار نوع طلاق را به زوجه محول شده است و از طرفی برابر ماده 33 قانون حمایت خانواده مصوب 1391/12/01 مدت اعتبار حکم طلاق شش ماه از تاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجام خواهی اعلام شده است و ب. ت. ب. ماده 26 قانون مذکور و لحاظ رای تمکین و اصلاح رای صادره در خصوص نوع طلاق با انتخاب زوجه طبق سند نکاحیه و شرط مقرر آن و نیز افزودن مدت اعتبار شش ماه از تاریخ ابلاغ رای فرجامی اعتراض وکیل ف. خ. (به وکالت از آقای ب.ج.) نسبت به رای شماره --- - 1391/12/20 صادره از پنجم دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان را وارد ندانسته و به لحاظ احراز عسر و حرج زوجه از سوی محاکم بدوی و تجدیدنظر رای صادره را من حیث المجموع فاقد ایراد و اشکال موثر م. ب. و مغایرتی با موازین قانونی ندارد مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال 1379 رای فرجام خواسته با اصلاحات به عمل آمده حسب مواد 33 و 26 و 403 قانون یاد شده نتیجتا ابرام و پرونده اعاده می‌گردد. رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور- مستشار موضوع این پرونده، درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش به منظور اجرای طلاق از سوی زوجه است. خواهان ادعا کرده است که زوج با رفتارهای نامناسب، ضرب و شتم و اعتیاد به مواد روان‌گردان، زندگی مشترک را غیرقابل تحمل کرده است. در مقابل، خوانده به اعتیاد و سوء رفتار خود اعتراف نکرده و تمایلی به طلاق ندارد. &lt;br&gt;پس از بررسی اظهارات طرفین و شهود، پرونده به داوری ارجاع شد. دادگاه با استناد به نظریه داوری و مواد 198 قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 24 تا 34 قانون حمایت خانواده، حکم به صدور گواهی عدم امکان سازش و الزام زوج به طلاق صادر کرد. همچنین، حضانت فرزند مشترک به زوجه واگذار و نفقه معوقه و سایر حقوق مالی تعیین گردید. &lt;br&gt;پس از ابلاغ رای، زوج به آن اعتراض کرد و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شد. دیوان عالی با نقض رای دادگاه بدوی به دلیل نقص تحقیقات در خصوص اعتیاد زوج و ابهامات در تعیین حقوق زوجه، رسیدگی مجدد را به شعبه صادرکننده رای منقوض ارجاع نمود. تاریخ دادنامه قطعی: 1393/03/31 پیام: طلاقی که با درخواست زوجه براثر عسر و حرج، مورد حکم قرار می‌گیرد، از نوع بائن است نه رجعی. به حکایت پرونده کلاسه --- شعبه دوم دادگاه عمومی ازنا، خانم ن.م. به وکالت از خانم ز.ج. فرزند م. در تاریخ 18/11/91 ضمن تقدیم دادخواست به طرفیت آقای م.ر. فرزند الف. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به منظور اجرای صیغه طلاق، توضیح داده است که موکله او به موجب سند نکاحیه شماره 7996 - 9/6/85 به عقد نکاح دائم خوانده درآمده و از وی صاحب فرزند 4 سال های به نام د. می‌باشد، بنا به اظهار مشارٌالیها، زوج از آغاز زندگی مشترک زناشویی با سوء معاشرت های مکرر اقدام به ضرب و شتم او می نمود که براثر مصرف مواد روان گردان و شیشه بوده است. لذا رسیدگی بر وفق <a class="artref" href="/ماده/ماده-1130-a_0815110236787">ماده 1130 قانون مدنی</a> مورد تقاضا است موضوع اختلاف طرفین بدوا به شورای حل اختلاف ارجاع می‌شود لیکن بدون حصول نتیجه و با صدور قرار عدم صلاحیت به مرجع قضایی عودت داده شده است. دادگاه با تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین، جلسه دادرسی مورخ 1392/03/25 را تشکیل داده، در این جلسه، وکیل خواهان با اظهار مطالبی در خصوص سوء معاشرت و بدرفتاری خوانده و اقدام او به مصرف روان گردان و شیشه انجام آزمایش و معرفی مشارٌالیه به مراکز تشخیص مصرف مواد و نیز استماع گواهی گواهان را تقاضا نموده و متذکر شده است که زوجه آمادگی قبول حضانت فرزند خود را داشته و کلیه حقوق شرعی و قانونی خود را هم مطالبه می کند. در مورد مهریه استحقاقی پرونده کلاسه --- شعبه اول حقوقی مطرح و در جریان رسیدگی است، به دستور دادگاه طرفین جهت استماع شهادت شهود خواهان دعوت شده اند، در جلسه مورخ 24/4/92 خانم ز.ج. (خواهان) اظهار می دارد: «خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش و الزام خوانده به اجرای صیغه طلاق م. ب.... خوانده دارای اعتیاد می‌باشد، سوء رفتار دارد و کتک کاری می کند، عملکرد او باعث شده در 12 ماه سال، یازده ماه آن را در منزل پدرم باشم. مرا تهدید نموده است و فیلم مبتذل برای من گذاشته است. او را به کلینیک ترک اعتیاد در تهران سر بردم و هنوز ترک ننموده است. بالا دیگری هم درگیر شده بینی او را شکانده و بابت آن به زندان رفت. حدود 8 ماه است خرجی نداده است. در صورت طلاق تمامی حقوق خود را می خواهم و ازجمله اجرت المثل می خواهم. البته کارهایی که در زندگی مشترک انجام داده ام قصد گرفتن پول نبوده است و به قصد اینکه خودم آن کار را وظیفه در زندگی می دانستم انجام دادم.. »;. آقای م.ر. (خوانده) هم گفته است: «اینجانب حاضر به طلاق دادن خواهان نیستم... اعتیاد ندارم و او را به مرگ تهدید نکردم، سوء رفتار نداشتم، برای خواهان چیزی کم نگذاشتم یک بار به اصرار همسرم برای اطمینان وی به کلینیک ترک اعتیاد در تهران رفتم ولی اعتیاد نداشتم... همان روز... شخصی برای بنده عربده کشید و قمه کشید با او درگیر شدم. علت اینکه در یوم جاری به اینجانب دستبد زده شده، به دادیاری ازنا، شعبه اول رفتم، شکایت شخصی به نام آقای م. بود، من وی را نمی شناسم، فعلا متهم می باشم، او مدعی است که جلوی وی را گرفته و با قفل به صورتش زده ام، درحالی که من این کار را نکرده ام، در تاریخی که ادعا می کند، سرکار بودم. خواهان جهیزیه نداشته است. همسرم خودش ترک منزل نموده است، حاضر نیستم حضانت فرزند مشترک با خواهان باشد»;. سپس اظهارات شهود خ. ب. ش. آتی استماع گردیده است: 1 - آقای م.ر. فرزند الف. 31 ساله، راننده، باسواد، اهل ازنا (روستای د.) اظهار می دارد: خواهان خواهرزاده ام م. ب.: اطلاع دارم که آقای ر. شوهر خانم ز. بارها، او را در حد مرگ کتک کاری و تهدید به مرگ نموده است. دارای اعتیاد م. ب.. شیشه و کراک مصرف می کند. از زمستان تاکنون همسرش را رها نموده و خرجی او را نداده است. یک روز سرکار می رود و ده روز بیکار است، هرکجا می رود قلدری نموده و آشوب به پا می کند 2 - الف.ر. فرزند الف.، کشاورز، باسواد، 39 ساله، اهل ازنا (روستای د.)، اظهار نموده است: خواهان، خواهرزاده ام م. ب.. حدود سه بار دیدم که خانم ج. توسط شوهرش کتک کاری شده است. اطلاع دارم و دیده ام که آقای ر. مواد، مصرف می کند و در حمام در حال مصرف بوده است. از برج نهم تاکنون خرجی همسرش را پرداخت نکرده و قلدر م. ب.. همسرش را تهدید به مرگ نموده است 3 - ر.الف. فرزند ع. 39 ساله، کشاورز، باسواد، اهل ازنا (روستای د.) اظهار داشته است: خواهان دختر با جناقم می‌باشد، اطلاع دارم که خانم ز. ج. هرچند وقت یک بار بعد از کتک کاری توسط همسرش به منزل پدرش آمده است و اطلاع دارم آقای ر. در مجالس عروسی، شیشه مصرف می کند و از حدود 7 ماه پیش خرجی زنش را پرداخت نکرده است. دادگاه پس از استماع اظهارات گواهان تعرفه شده، قرار ارجاع امر به کارشناسی صادر نموده است تا کارشناس منتخب نسبت به موارد زیر، 1 - نفقه معوقه از تاریخ 1/10/91 تاکنون 2 - نفقه زمان عده 3 - مبلغ نحله 4 - مقدار جهیزیه، بررسی و نظریه خود را اعلام نماید. گزارش و نظریه کارشناس واصل و به شماره 201024 - 10/6/92 ثبت دفتر شده است. مراتب به طرفین هم ابلاغ گردیده است. در مورخ 8/7/92 دادگاه با صدور قرار ارجاع امر به داوری، دستور داده است هر یک از زوجین داور واجد شرایط خود را تعیین و معرفی نماید. به همین لحاظ آقای م.ج. به عنوان داور زوجه و آقای ن.ر. به عنوان داور زوج، تعیین شده اند. گزارش و نظریه هرکدام جداگانه تسلیم و پیوست پرونده است و دلالت بر عدم توفیق ایشان در ایجاد سازش و اصلاح ذات البین دارد. برابر اعلام پزشکی قانونی ازنا، خانم ز.ج. فعلا حامله نیست. سرانجام دادگاه مطابق دادنامه شماره --- - 28/9/92 چنین رای می دهد: «... خ. ا. د.... ب. ت. ب. اینکه با خوانده تفاهم ندارد و دارای سوء رفتار و اعتیاد م. ب. و کتک کاری می‌نماید و تهدید به مرگ می‌نماید و خرجی نمی دهد و شهود و مطلعین اظهارات خواهان را تایید نموده‌اند و خ. د. د. اظهار داشته اعتیاد ندارد و سوء رفتار ندارد و با اینکه اعتیاد نداشته با اصرار خواهان به کلینیک ترک اعتیاد در تهران رفته است و حاضر نیست خواهان را طلاق دهد و حضانت فرزند مشترک را نیز حاضر نیست با خواهان باشد، موضوع در جهت اصلاح زوجین به داوری ارجاع شده و داوران بر جدائی زوجین نظر داده اند بنابراین دادگاه ب. ت. ب. نظریه داوری و اظهارات معنون طرفین و مطلعین و شهود مستند به ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 24 تا 34 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 و مواد 1143 ، 1148 ، 1150 ، 1151 قانون مدنی با شرایط ذیل گواهی عدم امکان سازش و حکم به الزام زوج به طلاق صادر می‌شود 1 - حضانت فرزند مشترک تا سن 7 سالگی با خواهان م. ب. 2 - حق ملاقات فرزند مشترک به مدت یک روز در هفته برای زوج در محل اقامت زوجه م. ب. 3 - به موجب نامه پزشکی قانونی به شماره 1184 - 27/9/92 زوجه حامله نمی‌باشد 4 - در خصوص مهریه، زوج باید وفق پرونده مهریه پرداخت نماید و اجرای صیغه طلاق قبل از دریافت حقوق مالی با رضایت زوجه بلامانع است 5 - در خصوص نفقه معوقه، نفقه زمان عده، نحله زوج باید مبلغ پنج میلیون و هشتادوهشت هزار تومان د. ح. زوجه پرداخت نماید 6 - در خصوص سایر حقوق مانند جهیزیه زوج باید د. ح. زوجه مسترد نماید ولی در خصوص اجرت المثل ب. ت. ب. اظهارات زوجه مبنی بر اینکه قصد تبرع داشته و انجام کارها به قصد گرفتن پول نبوده، مبلغی به زوجه تعلق نمی گیرد 7 - زوجین با شرایط مذکور می‌توانند به احدی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه نموده و از یکدیگر جدا شوند و در صورت امتناع زوج به دفترخانه وکالت اعطاء می‌گردد نوع طلاق رجعی م. ب. و دارای عده به میزان سه طهر م. ب. و در زمان عده طلاق، زوجه حق ندارد با دیگری شوهر کند... اعتبار حکم طلاق شش ماه از تاریخ قطعیت م. ب.»;. دادنامه فوق الذکر در تاریخ 1392/10/06 به آقای م.ر. (زوج) ابلاغ شده و نامبرده در مورخه 1392/11/02 با تقدیم دادخواست نسبت به رای صادره فرجام خواهی نموده است. ف. خ. ب. شرح لایحه پیوست دادخواست تقدیمی اعتراضات خود را عنوان نموده و لایحه جوابیه ف. خ. ن. پیوست م. ب.. بالاخره پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و با وصول و ارجاع آن به این شعبه تحت کلاسه بالا در دستور کار قرارگرفته است. مشروح لوایح طرفین به هنگام شور قرائت خواهد شد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش عضو ممیّز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: رای مورد اعتراض واجد اشکالات زیر است: 1 - برخلاف آنچه در متن رای راجع به اظهارنظر داوران «بر جدائی زوجین»; آمده، داور زوج چنین اظهارنظری نکرده است (برگ 71 پرونده) 2 - حکم الزام زوج به طلاق بنا به درخواست زوجه براثر عسر و حرج، صادر گردیده و علی الاصول باید «به این»; تلقی شود و حال آنکه در رای صادره «رجعی»; اعلام شده است. این امر رافع عسر و حرج زوجه نخواهد بود زیرا در صورت اقدام زوجه به طلاق، از جانب زوج بلااثر و فاقد اعتبار می‌گردد 3 - خ. م. ا. که شوهر او معتاد به مصرف شیشه و مواد روان گردان بوده، بالعکس زوج منکر صحت این ادعا است. ب. ت. ب. اینکه حسب اظهار زوجه، او شوهرش را در تهران به کلینیک ترک اعتیاد برده است اقتضاء داشت اولا زوج برای انجام آزمایش و اعلام نتیجه به مرجع ذیربط معرفی می شد. ثانیا با راهنمایی خواهان، سوابق مربوط به اعتیاد زوج، از کلینیک موردنظر و یا مرکز ترک اعتیاد دیگری که احتمالا مشارٌالیه مراجعه کرده است، استعلام می گردید. در وضعیت فعلی تحقیقی در خصوص اعتیاد زوج صورت نگرفته است 4 - با قید عبارت «... سایر حقوق مانند جهیزیه...»; در بند ششم قسمت پایانی رای دادگاه، معلوم نیست که زوج غیر از «جهیزیه»; کدام حقوق دیگر را باید مسترد نماید. بررسی لازم و تصریح به این حقوق ضرورت داشته است تا فصل خصومت امکان پذیر باشد. علی ایحال، تحقیقات انجام شده ناقص تشخیص و مستندا به بند 5 ماده 371 و بند «الف»; ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی، ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته، رسیدگی مجدد را به همان شعبه صادرکننده رای منقوض ارجاع می‌نماید. عبداله پور- میرمجیدی

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 3

موارد مرتبط 108

آرای مرتبط 40

نظریات مشورتی 10

نشست‌های قضایی 13

مواد مرتبط 5

دکترین 40

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین