دکترین
پرداخت صورت وضعیت های ماهانه — عقد لازم است
تعلیق کاری که به صورت فوق برای پیمانکار ایجاد میشود با تعلیق کار موضوع ماده ۴۹ شرایط عمومی پیمان از لحاظ مبانی حقوق پیمان متفاوت است. چرا که تعلیق کار از جانب کارفرما در ماده ۴۹ شرایط عمومی پیمان یک نوع دستور توقف کار برای مدت محدودی است تا کارفرما مشکلات خود را برطرف سازد و پیمانکار نیز مکلف
به تبعیت از آن دستور کارفرماست. لکن در عین حال هزینه های بالاسری را پیمانکار باید از کارفرما دریافت کند. اما تعلیق کار حاصل از جز ۳ بند (الف) ماده ۴۶ و نیز جز
بند (الف) ماده ۳۰ شرایط عمومی پیمان در نتیجه «حق حبسی» است که پیمانکار از قواعد فقهی و حقوقی پیمان به دست می آورد. در توضیح این حق باید گفت: در عقود معوض هر یک از طرفین بعد از ختم عقد، حق دارد مالی را که به طرف منتقل کرده به او تسلیم نکند تا طرف دیگر هم متقابلاً حاضر به تسلیم شود. به طوری که در آن واحد (یدا بید) تسلیم و تسلم به عمل آید و این عمل تسلیم و تسلم مقارن را فقها قابض گویند ماده ۳۷۷) قانون مدنی و ملاک آن). حق حبس از مظاهر بارز قاعده عدل و انصاف است <a class="artref" href="/ماده/ماده-377-a_0815110236024">ماده ۳۷۷ قانون مدنی</a> در مقام بیان حق حبس است. یعنی در عقد بیع خریدار می تواند از پرداختن ثمن خودداری کند تا فروشنده حاضر به تسلیم مبیع شود. همین اختیار را فروشنده نیز در مورد تسلیم مبیع وارد. یعنی می تواند ایفای به عهد خود را منوط به پرداختن ثمن از جانب خریدار، کند. این اختیار متقابل از رابطه بین دو تعهد یا همبستگی ارادی آن دو چنین استنباط می شود که «حق حبس برای دو طرف عقد وجود دارد. فروشنده به خاطر دست یافتن به ثمن الزام به تسلیم مبیع را پذیرفته و خریدار برای تصرف در مبیع به پرداختن ثمن تعهد کرده است. توافق طرفین، این دو تعهد را با هم آفریده، پس منطقی و منصفانه است اگر هر یک از آنان اجرای تعهد خود را همچنان که در مفاد توافق نیز آمده است، موکول به اجرای تعهد دیگری سازد. <a class="artref" href="/ماده/ماده-377-a_0815110236024">ماده ۳۷۷ قانون مدنی</a> درباره حق حبس خریدار و فروشنده صراحت دارد که: «هر یک از بایع و مشتری حق دارد از تسلیم مبیع یا ثمن خودداری کند تا طرف دیگر حاضر به تسلیم شود، مگر این که مبیع یا ثمن موجل باشد. در این صورت هر کدام از مبیع یا ثمن که حال باشد باید تسلیم شود». منتها اشکال کار اینجاست که اگر هم خریدار و هم فروشنده بتواند به این بهانه از وفای به عهد به امتناع دیگری شانه خالی کند، معلوم نیست چگونه می توان به این نزاع و گروکشی پایان داد. ۱ ترمینولوژی حقوق، محمد جعفر جعفری لنگرودی، ص ۲۲۱.
آیا همین که متعهد در مقام دفاع به حق حبس اسناد کرد باید طلبکار را به بی حقی - عقد لازم است.
- عقد لازم است. عقد معوض است. عقد معوض است. می تواند عهدی یا تملیکی باشد. می تواند عهدی یا تملیکی باشد. برای حل این معضل گذشته از وسایلی که قانون برای اجبار فروشنده به تسلیم پیش بینی کرده است دو طرف نیز می توانند آثار خودداری از تسلیم را در قرارداد شرط کنند. در حقوق کنونی این گونه شروط بیشتر در معاملات به کار می رود. برای مثال می توان برای هر روز تأخیر در تسلیم، وجه التزام معینی پیش بینی کرد و بدین وسیله فروشنده را به اجرای تعهد خویش وادار ساخت، همچنان که می توان وجه التزام خاصی را پیش بینی کرد تا در صورت تسلیم نکردن مبیع این مبلغ را مطالبه کند ماده های ۲۳۰ و ۳۹۹ قانون مدنی). در این صورت خریدار می تواند یا الزام فروشنده را به تسلیم مبیع و پرداختن زیانهای ناشی از تأخیر را از دادگاه بخواهد، یا معامله را فسخ کند و خسارت پیش بینی شده برای انجام ندادن تعهد را مطالبه کند. ولی خسارت عدم انجام تعهد و اجرای آن را با هم نمیتوان درخواست کرد.
<a class="artref" href="/ماده/ماده-377-a_0815110236024">ماده ۳۷۷ قانون مدنی</a> که حاوی قاعده حق حبس یا قابض) است از جمله ماده های مربوط به عقد بیع را شامل می گردد. حال ممکن است این پرسش به میان آید قد بیع کجا و پیمان کجا؟
در پاسخ باید گفت: عقد بیع دارای خصوصیات زیر است: از طرفی پیمان که به استناد ماده ۲۳ قانون برنامه و بودجه و به نوعی متکی به <a class="artref" href="/ماده/ماده-10-a_0815110235654">ماده ۱۰ قانون مدنی</a> منعقد شده، همه ویژگیهای عقد بیع را از نوع عهدی آن دارد.
با این حال، حق حبس مختص عقد بیع نیست و در همه عقود لازم معوض جاری است و یکی از قواعد عمومی قراردادها در حقوق کنونی به شمار می آید. زیرا، فقیهان نگاه کنید به عقود معین (جلد (۱) ناصر کاتوزیان، صص ۱۸۰ تا ۱۸۶.
برخلاف حقوقدانان، قواعد عمومی قراردادها را از احکام بیع به عنوان یک عقد کامل استخراج و تعریف کرده اند، پس می توان اذعان کرد که حق حبس در پیمان به طور روشن برای کارفرما و به طور تلویحی برای پیمانکار امری شناخته شده است. به این معنا که ماده های ۳۷ و ۴۰ شرایط عمومی پیمان که به طور کلی اختصاص به پرداختهای موقت و قطعی پیمانکار دارد، چنانچه کاری از طرف پیمانکار در موضوع پیمان صورت نگیرد متقابلاً مستحق دریافت دیناری از طرف کارفرما نخواهد بود. اگر در اثر انجام ندادن کار، پیمانکار تأخیرات غیر مجاز داشته باشد نیز به استناد بند (ب) ماده ۵۰ شرایط عمومی پیمان جرایم وجه التزام معینی برای او تحمیل می شود. البته در صورتی که تأخیرات غیر مجاز وی به بیش از مواعد مذکور در بند (الف) ماده ۴۶ شرایط عمومی پیمان بالغ گردد، کارفرما می تواند پیمان را فسخ و ضمانت نامه بانکی او و تضمین حسن انجام کار او را ضبط نماید. در واقع این حق حبس کارفرما است که به صورت فوق در پیمان به دست آورده است. اما در مقابل هرگاه پیمانکار به تعهدات قراردادی خویش عمل نماید و کارها را انجام دهد و تأخیرات غیر مجاز هم نداشته باشد، چگونه می توان حق حبس پیمانکار را شناسایی کرد؟
همان طور که در بالا گفته شد در این خصوص جز ۳ بند (الف) ماده ۴۶ و جز ۹ بند (الف) ماده ۳۰ شرایط عمومی پیمان پیرامون تخلف کارفرما از ایفای تعهدات مالی خویش به پیمانکار، این حق و این امکان را برای پیمانکار فراهم کرده است که انجام کارها را به حالت تعلیق درآورد. منتها مشکل اینجاست که برخلاف ماده ۴۹ شرایط عمومی پیمان مدت معینی برای این تعلیق منظور نداشته است و در مورد هزینه های بالاسری پیمانکار به طور صریح اشاره نکرده است. از سیاق نوشته های پیمان چنین استنباط می شود که این تعلیق تا زمان ایفای تعهدات مالی کارفرما برای پیمانکار باقی ست. بنابراین، اعمال حق حبس تلویحی مقرر برای پیمانکار به مراتب آسانتر از اعمال حق حبس در عقد بیع است و باعث نمی شود که مانند عقد بیع طرفین به گروکشی بی حاصل روی آورند. یعنی پیمانکار با ترک موقت کار کارفرما را به ایفای تعهدات مالی او وادار می نماید. در واقع این مکانیزم مناسبی برای اعمال حق حبس همچنان که دریافت جریمه و پرداخت نکردن صورت وضعیت های موقت پیمانکار و حسب مورد فسخ پیمان از جانب کارفرما مکانیزم دیگری است که می تواند پیمانکار را به اجرای موضوع پیمان وادار. با این حال، هر چند حق حبس در شکل تعلیق کار در پیمان به صورت تلویحی اما غیر قابل انکار برای پیمانکار شناخته شده است ولی پیمانکار در صورت تداوم عهدشکنی کارفرما در ایفای تعهدات مالی وی قادر به فسخ پیمان نیست. پس از این حیث آن تعادل کافی که از یک قرارداد منصفانه انتظار می رود برای پیمانکار وجود ندارد.
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2
موارد مرتبط 40
آرای مرتبط 10
-
رأی
هماستناد
مطالبه وجه التزام درصورت تبدیل تعهد
ماده 377 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تکلیف مالک در فرض تصرف نهاد دولتی
ماده 377 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
اعمال حق حبس در مقابل تقاضای ایفای تعهد الزام به انتقال رسمی ملک
ماده 377 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تاثیر حق حبس بر تعهدات قراردادیالزام به ایفای تعهد قراردادی در فرض حق حبس
ماده 377 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
1- شرط استحقاق دریافت اجرت المثل2- تاثیر اعمال حق حبس بر مطالبه اجرت المثل
ماده 377 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
خسارت قراردادی عدم تخلیه مورد اجاره در صورت عدم پرداخت ودیعه توسط موجر
ماده 377 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تاثیر حق حبس بر دعوای الزام به ایفای تعهدات قراردادی
ماده 377 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تکلیف مالک در فرض تصرف نهاد دولتی
ماده 377 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
رأی: ✅چکیده: (1393/03/26)
ماده 377 قانون مدنی که مقرر داشته هر یک از بایع و مشتری حق دارد از تسلیم م
-
رأی
هماستناد
رأی شماره 146 مورخ 1370/11/15 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص عدم مغایرت بند «د» ماده (33) آیین نامه تکمیلی تعرفه های برق مصوب 1365/06/15 ، به جهت عدم مغایرت قانونی با تبصره
ماده 377 قانون مدنی راجع به حق حبس می باشد
نظریات مشورتی 4
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1400/1316 — 1400/12/04
ماده 377 قانون مدنی مجوز استفاده فروشنده از منافع و نمایات مبیع که متعلق ب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1400/1316 مورخ 1400/12/04 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص بررسی امکان مطالبه اجرتالمثل مبیع از زمان معامله تا زمان پرداخت ثمن توسط مشتری در صورت امتناع فروشنده از ا
ماده 377 قانون مدنی مجوز استفاده فروشنده از منافع و نمایات مبیع که متعلق ب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/96/873 مورخ 1396/04/19 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص اجرای ماده 377 قانون مدنی در مورد ثمن و مبیع موجل با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 377 قانون مدنی در موردی قابل اعمال است که ثمن و بیع هر دو
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1426 مورخ 1391/07/10 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص شرایط مطالبه خسارت تأخیر تأدیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 377 ق.م مجوز استفاده از منافع و نمایات مبیع که متعلق به مشتری است ن
نشستهای قضایی 1
-
نشست قضایی
هماستناد
موجب و میزان مسئولیت وراث مضمون عنه در فرض ضمانت از میت
ماده 377ق.م
مواد مرتبط 1
-
استناد
از این صفحه
ماده 377 — قانون مدنی
ماده 377 قانون مدنی که حاوی قاعده حق حبس یا قابض
دکترین 24
-
مقاله
هماستناد
بررسی اقسام حق حبس در کنوانسیون بیع بین المللی کالا و امکان پذیرش و اعمال آن ها در حقوق ایران (مقاله علمی وزارت علوم)
ماده 377 ق.م به طور مختصر و کلی و بدون ذکر اصطلاح حبس
-
مقاله
هماستناد
بررسی ماده 377 قانون مدنی و بازخوانی نوین از حق حبس به منزله حقی معلق (مقاله علمی وزارت علوم)
ماده 377 قانون مدنی و بازخوانی نوین از حق حبس به منزله حقی معلق (مقاله علم
-
مقاله
هماستناد
سنجش کارآمدی حق حبس در نظریه عرضی بودن ضمانت اجراها (مقاله علمی وزارت علوم)
ماده 377 قانون مدنی
-
مقاله
هماستناد
اعتبارسنجی نظریه «مطلق بودن حق حبس» (مقاله علمی وزارت علوم)
ماده 377 قانون مدنی متجلی شده است
-
مقاله
هماستناد
مطالعه تطبیقی حق حبس تصرف (مقاله علمی وزارت علوم)
ماده 377 قانون مدنی تشریح می شود
-
مقاله
هماستناد
بررسی کارآمدی حق حبس در نظریه طولی بودن ضمانت اجراها (مقاله علمی وزارت علوم)
ماده 377 قانون مدنی
-
مقاله
هماستناد
۱ - حال بودن خواسته ی اصلی در نظام آیینی — بدهی مدت دار به چند سبب حال
ماده 377 قانون مدنی : هر یک از بایع و مشتری حق دارد از تسلیم مبیع یا ثمن خ
-
مقاله
هماستناد
۱ - حال بودن خواسته ی اصلی در نظام آیینی — ماده ۳۷۷ قانون مدنی
ماده 377 قانون مدنی : هر یک از بایع و مشتری حق دارد از تسلیم مبیع یا ثمن خ
-
مقاله
هماستناد
۱ - حال بودن خواسته ی اصلی در نظام آیینی — ماده ۳۷۷ قانون مدنی
ماده 377 قانون مدنی : هر یک از بایع و مشتری حق دارد از تسلیم مبیع یا ثمن خ
-
مقاله
هماستناد
۱ - حال بودن خواسته ی اصلی در نظام آیینی — بدهی مدت دار به چند سبب حال
ماده 377 قانون مدنی هر یک از بایع و مشتری حق دارد از تسلیم مبیع یا ثمن خود
-
مقاله
هماستناد
۱ - حال بودن خواسته ی اصلی در نظام آیینی — ماده ۳۷۷ قانون مدنی هر یک از
ماده 377 قانون مدنی هر یک از بایع و مشتری حق دارد از تسلیم مبیع یا ثمن خود
-
مقاله
هماستناد
۱ - حال بودن خواسته ی اصلی در نظام آیینی — ماده ۳۷۷ قانون مدنی هر یک از
ماده 377 قانون مدنی هر یک از بایع و مشتری حق دارد از تسلیم مبیع یا ثمن خود
-
مقاله
هماستناد
الزام به تسلیم مبیع — علی ای حال به طور مطلق نمیتوان
ماده 377 قانون مدنی هر یک از بایع و مشتری حق دارد از تسلیم مبیع یا ثمن خود
-
مقاله
هماستناد
الزام به تسلیم مبیع — حق حبس گروکشی) ۱-۱۵ به دلالت ماده
ماده 377 قانون مدنی هر یک از بایع و مشتری حق دارد از تسلیم مبیع یا ثمن خود
-
مقاله
هماستناد
الزام به تسلیم مبیع — حق حبس گروکشی) ۱-۱۵ به دلالت ماده
ماده 377 قانون مدنی هر یک از بایع و مشتری حق دارد از تسلیم مبیع یا ثمن خود
-
مقاله
هماستناد
دوم در صورتی که ی
ماده 377 قانون مدنی در موردی قابل اعمال است که ثمن و بیع هر دو حال بوده یا
-
مقاله
هماستناد
الزام به تسلیم مبیع — نظریه اکثریت ماده ۳۷۷ قانون مدنی در
ماده 377 قانون مدنی در موردی قابل اعمال است که ثمن و بیع هر دو حال بوده یا
-
مقاله
هماستناد
پرداخت صورت وضعیت های ماهانه — به تبعیت از آن دستور کارفرماست
ماده 377 قانون مدنی در مقام بیان حق حبس است
-
مقاله
هماستناد
پرداخت صورت وضعیت های ماهانه — بند (الف) ماده ۳۰ شرایط عمومی پیمان
ماده 377 قانون مدنی در مقام بیان حق حبس است
-
مقاله
هماستناد
پرداخت صورت وضعیت های ماهانه — بند (الف) ماده ۳۰ شرایط عمومی پیمان
ماده 377 قانون مدنی در مقام بیان حق حبس است
-
مقاله
هماستناد
پرداخت صورت وضعیت های ماهانه — ماده ۳۷۷ قانون مدنی که حاوی قاعده
ماده 377 قانون مدنی که حاوی قاعده حق حبس یا قابض
-
مقاله
هماستناد
پرداخت صورت وضعیت های ماهانه — ماده ۳۷۷ قانون مدنی که حاوی قاعده
ماده 377 قانون مدنی که حاوی قاعده حق حبس یا قابض
-
مقاله
هماستناد
در صورتی که دادگاه حکم به تایید فسخ معامله صادر و اعلام
ماده 377 قانون مدنی هر یک از بایع و مشتری حق دارد از تسلیم مبیع یا ثمن خود
-
مقاله
هماستناد
موضوع استفاده طرفین از حق حبس در صورت فسخ بیع پرسش طبق
ماده 377 قانون مدنی هر یک از بایع و مشتری حق دارد از تسلیم مبیع یا ثمن خود
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
