رأی
خواندگانِ دعوایِ حجرِ متوفی
رأی خلاصه جریان پرونده
دو نفر ورثۀ مرحوم م.ه. و با وکالت آقای م.ق. وکیل پ. ی. د. به عنوان وکیل ح.ق. دادخواستی به خواسته صدور حکم حجر مرحوم م.ه. را از سال 80 تا زمان فوت که سال 90 بوده است مستنداً به مدارک پیوست دادخواست به طرفیت دادستان تهران و 8 نفر کسانی که با مرحوم در زمان حیات معاملاتی داشته و اموال و دارایی او را مورد سوءاستفاده حسب قراردادهای عادی و رسمی قرار داده اند اقامه نموده اند و مستنداً به ماده 1207 قانون مدنی صدور حکم حجر او را خواستار شده اند در متن دادخواست وکیل خ.
ه. گفته است مرحوم م.ه. مورث موکل و خواهان ردیف 2 یعنی الف.ن. از سال 1380 مجنون بوده و به موجب استشهادیه محلی و نیز گواهی مورخ 18/7/84 پزشکی قانونی که مؤید این موضوع م. ب. قادر به انجام امور مالی و مهم زندگی خویش نبوده است که متأسفانه اموال و دارایی او مورد سوءاستفاده برخی افراد ازجمله خواندگان محترم ردیف 2 الی 9 از طریق تنظیم اسناد عادی و رسمی با وی قرارگرفته است لذا مستنداً به ماده 1207 قانون مدنی صدور حکم حجر م. ا. ضمناً اسامی خواندگان را (به جز دادستان) ردیف های 2 الی 9 با مشخصات م.ص.
فرزند م. و م.ص. و ب.ص. فرزندان م. و م.ص. و الف.ص. فرزندان م. و الف.ر. و ع.ر. فرزندان م. در دادخواست ذکر نموده است پرونده به شعبه 45 دادگاه عمومی حقوقی در تاریخ 10/7/91 ارجاع شده است دادگاه وقت جهت رسیدگی تعیین نموده است لایحه ای از نماینده دادستان واصل شده که دخالت دادستان را در پرونده حجر و محجور فوت شده منتفی دانسته و ردّ خواسته خ. ه. را خواستار شده وکیل خ. ه. طی لایحه ای گفته است مورث موکلین در تاریخ 18/11/84 مورد معاینه پزشکی قانونی قرارگرفته است و محجور تشخیص داده شده است بنابراین محجوریت وی محرز شده است خواندگان که مالکین عرصه و اعیانی مغازه جزء پلاک ثبتی 2/1908 بخش 11 تهران که سرقفلی و حقوق کسبی آن متعلق به مورث موکل بوده با حیله و فریب و سوءاستفاده از وضعیت عقلی و محجوریت مورث موکل مغازه هشت دهنه وی را واقع در خیابان یخچال با موقعیت عالی در مورخ 23/12/84 با تنظیم مبایعه نامه با وی به مبلغ یک صد و پنجاه میلیون تومان خریداری درحالی که در آن زمان ارزش آن مغازه بالغ بر یک میلیارد تومان بوده است و متعاقب آن در مورخ 24/12/84 وکالت نامه بلاعزل به شماره 39207 دفترخانه . . .
تهران با حق انتقال حقوق کسبی و سرقفلی از وی اخذ نموده اند حتی در زمان تنظیم مبایعه نامه شهودی ذیل آن را امضاء کرده اند که از اقوام خودشان بوده اند مغازه نیز در هنگام اجرای قرار تحریر ترکه در مورخ 7/5/91 در اختیار ورثه بوده است که قفل های مغازه را نیز در طول این مدت تعویض ننموده بودند در حال حاضر شکایت کیفری تحت عنوان سوءاستفاده از ضعف نفس و عقل و ایجاد مزاحمت در شعبه دوم دادیاری ناحیه 3 ونک تحت کلاسه های 910420 و 910547 مطرح رسیدگی م.
ب. وکیل خواندگان ردیف 2 الی 9 آقای م.ر. ایرادات شکلی به خواسته مطروحه که تحت عنوان صدور حکم حجر مطرح شده درحالی که صدور حکم حجر برای زنده است نه متوفی صدور حکم حجر بعد از فوت خارج از موعد قانونی اقامه گردیده به استناد بند 11 ماده 84 و ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی صدور قرار ردّ دعوی مورد درخواست موکلین است از طرفی مورث خ. ه. د. گزارش پزشکی مجنون شناخته نشده است بلکه عاجز شناخته شده که می تواند امین برای دخالت در امورش تعیین نماید و تصرفات او در اموالش بلااشکال است و حداکثر باید از ماده 104 قانون امور حسبی در زمان حیاتش برای تعیین امین توسط دادگاه استفاد می کرد شکایت کیفری خ.
ه. نیز که علیه موکلین به عنوان استفاده از ضعف نفس مرحوم مطرح شده منتهی به منع پیگرد شده است دادگاه پس از جلسه دادرسی نسبت به ایرادات وکیل خواندگان اظهارنظر کرده و آن را وارد ندانسته است و مستنداً به رأی وحدت رویه 72-4/9/53 رسیدگی به خواسته موردنظر خ. ه. را بلااشکال دانسته است و ارجاع امر به کمیسیون سه نفره در پزشکی قانونی نموده است و از اعضاء کمیسیون خواسته است با بررسی دلایل و مدارک و مستندات طرفین پرونده در خصوص مرحوم م.ه.
اعلام نمایند آیا متوفی دچار اختلال روانی یا حواس به نحوی که قادر به اداره امور مهم و مالی خود باشد بوده یا خیر و از چه تاریخی شروع شده است نظریه کمیسیون حاکی است به استناد معاینه روان پزشک قانونی سازمان نامبرده در تاریخ 18/11/84 دچار ضعف قوای ذهنی بوده لیکن به دلیل عدم وجود مستندات و مدارک پزشکی اظهارنظر در مورد استمرار این وضعیت بعد از تاریخ فوق الذکر مقدور نمی باشد (برگ 41 پرونده) چون نسبت به نظریه کمیسیون وکیل خ. ه.
اعتراض و آن را ناقص دانسته و از طرفی وکیل خواندگان مستفاد از آن بر سلامت مورث موکلش تأکید نموده دادگاه نظریه اعلام شده را صریح و واضح دانسته و با صدور قرار استماع شهادت شهود و تعیین وقت جهت استماع شهادت شهود در جلسه دادرسی مورخ 28/11/91 خ. ه. و وکیل شان حضور یافته اند وکیل خواندگان نیز حاضر بوده دادگاه در اوراق 56 الی 58 پرونده از شهود خ. ه. تحقیق نموده که هر سه نفر بر وجود اختلالات روحی و روانی در مرحوم م.ه. ب. ت. ب.
ظاهر او که رفتار او را دیده اند و از سال حدود 84 که تصادف کرده شدیدتر شده است اجمالاً شهادت داده اند وکیل خ. ه. د. لایحه ای با استناد به نظریه کمیسیون روان پزشکی و شهادت شهود گفته است بیماری مورث موکلین ضعف قوای ذهنی ناشی از کهولت و بیماری افسردگی بوده که این وضعیت او حداقل در تاریخ معامله که 23/12/84 بوده و تا زمان فوت مرحوم 28/3/90 تداوم داشته است نشانه حجر او م. ب. و هیچ دلیلی بر افاقه او در این مدت ابراز نشده حجر وی اثبات شده درخواست صدور حکم حجر دارم نماینده دادستان نیز در این جلسه با تقدیم لایحه ای دخالت دادستان را در مورد کسی که فوت شده است فاقد توجیه قانونی دانسته و ردّ دعوی خواهان را خواستار شده است وکیل خواندگان گفته است مطالب شهود عمدتاً دلالت بر ضعف قوای عقلانی مرحوم ه.
در اواخر عمر ناشی از کبر سن داشت که این مطلب توسط پزشکی قانونی نیز تأییدشده است لذا ادعای محجور بودن آن مرحوم خلاف واقع است ضمناً وکیل خ. ه. برادرزاده آن مرحوم بوده و ب. ت. ب. اشتغال به وکالت درصورتی که می دانسته عمویش محجور است باید پدر خود را آگاه می کرد به مراجع ذیربط مراجعه نمایند تا تعیین قیم شود و عدم اینکار دلیل بر عدم حجر مرحوم است اداره مغازه توسط شخص مرحوم دلیل بر عدم محجوریت وی است تنظیم سند رسمی در سال 84 در دفترخانه ب.
ت. ب. تکلیف قانونی به تشخیص اهلیت امضاء کننده سند دلیل بر عدم حجر وی است. سپرده کرده وجوه ناشی از فروش مغازه در بانک از سال 84 الی سال 90 و برداشت سود ماهیانه سپرده در طول این مدت توسط مرحوم از بانک و امرارمعاش از ناحیه این وجوه دلیل بر عدم حجر وی است و اداره زندگی به تنهایی در تمام سالیان در ردّ ادعا نیز دلیل بر عدم محجوریت است لذا ردّ درخواست و دعوی حجر را خواستارم. دادگاه با اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامۀ 91/1230 بدین شرح انشاء و رأی کرده است (رأی دادگاه) در خصوص دعوی آقایان ح.ق. با وکالت م.ق. و آقای ….ن. به طرفیت
1- دادسرای ناحیه 25 تهران
2- آقایان م. و م. و الف. و خانم ها م. و ب. و س. همگی ص. و آقایان …. و ع. هردو ر. همگی با وکالت آقای م.ر. به خواسته صدور حکم حجر مرحوم م.ه. ب. ت. ب. محتویات پرونده در خصوص خ. ر. ا. با عنایت به لوایح نماینده دادسرای ناحیه 25 تهران مبنی بر اینکه منتسب حجر فوت کرده است لذا دعوی متوجه دادستان نمی باشد دادگاه به استناد ماده 89 ناظر به بند 4 ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی قرار ردّ دعوی صادر می نماید در خصوص بقیه خواندگان با عنایت به بند دوم رأی وحدت رویه 72-4/9/1353 دیوان عالی کشور و ب.
ت. ب. نظریه کمیسیون پزشکی قانونی مورخ 22/9/91 که ضمن پذیرش اینکه مرحوم مذکور در تاریخ 18/11/84 دچار ضعف قوای ذهنی بوده اما اظهارنظر در مورد استمرار این وضعیت را به دلیل عدم وجود مدارک پزشکی مقدور ندانسته است و طبق نظریه پزشکی قانونی در مورخ 18/11/84 پس از معاینه روانی مرحوم گواهی نموده است نامبرده مبتلا به درجاتی از ضعف قوای عقلانی ناشی از کهولت سن و بیماری افسردگی است و به تنهایی قادر به اداره امور مهم زندگی و مالی خویش نیست.
برای اعلام تاریخ شروع نیاز به مستندات پزشکی است و ب. ت. ب. موادی شهادت شهود به شرح مندرج در پرونده که گفته اند نامبرده در سال 1384 تصادف نموده است و ازجمله قرائن موجود و نظریات پزشکی قانونی و شهادت شهود دادگاه حجر مرحوم م.ه. فرزند ع. به شناسنامه . . . صادره اردستان متولد 7/6/1307 متوفی به تاریخ 28/3/90 را به سبب سفاهت به استناد ماده 1208 و بند 2 ماده 1207 قانون مدنی و ماده 57 قانون امور حسبی به استناد مواد 70 و 71 قانون مرقوم حکم حجر مرحوم مذکور از 18/11/84 تا زمان فوت وی 28/3/90 را صادرواعلام می نماید.
از این رأی آقای م.ص. و 7 نفر دیگر خواندگان دادخواست بدوی با وکالت آقای م.ر. وکیل دادگستری تجدیدنظرخواهی نموده اند در لایحه تجدیدنظرخواهی گفته شده است نظریه 52804/31/1 مورخ 18/11/84 و 2662/33/1 مورخ 23/9/91 پزشکی قانونی که مستند رأی است اگرچه واجد اشکالی است که ذیلاً به عرض می رسد لیکن دلالتی بر محجوریت ندارد درعین حال فاقد اصالت از جهت شخص معاینه شونده یعنی مرحوم م.ه. است از شعبه 1060 دادگاه جزایی که نامۀ منتسب به آن شعبه معطوف به آن از پزشکی قانونی صادر گردیده است فاقد سابقه و جعلی است تقاضای مطالبه رونوشت سابقه از شعبه 1060 دادگاه عمومی جزایی دارم در نامه پزشکی قانونی تصریح شده که از صاحب عکس الصاقی معاینه روانی به عمل آمده درحالی که در نامه عکس الصاق شده نیست و با این حال وکیل خواهان آن را برابر با اصل کرده است لذا اصالت این نامه موردتردید است.
نیز گفته شده است حسب ماده 1 قانون امور حسبی، امور حسبی از امور ترافعی نبوده لذا نسبت به طرح دعوی علیه موکلین ایراد عدم توجه دعوی به عمل آمده ولی دادگاه بدوی آن را ردّ کرده است. نهایتاً پذیرش دعوی حجر فوت شده را فاقد تجویز قانونی دانسته صدور قرار ردّ دعوی را خواستار شده و در نهایت برفرض اثبات اصالت نظریه پزشکی قانونی مورخ 18/11/84 چون در متن نظریه بر اختلال روانی یا اختلال حواس در زمان حیات آقای ه. تأکید نشده و فقط بر ابتلاء او به ضعف قوای ذهنی ناشی از کبر سن اعلام نظر شده حسب ماده 104 قانون امور حسبی چنین شخصی محجور تلقی نشده و حسب ماده 118 تصرف چنین شخصی در اموالش نافذ م.
ب. در نتیجه نظریه پزشکی قانونی نیز نمی تواند دلالتی بر محجوریت مرحوم در زمان حیاتش داشته باشد استدلال و استناد دادگاه بدوی را به تصادف مرحوم ه. برای صدور حکم حجر و شهادت شهود که دلالتی بر محجوریت مرحوم ندارد و عدم توجه به مندرجات نظریه پزشکی که گفته است معاینه شونده ضعف قوای ذهنی ناشی از کهولت سن دارد نقض رأی صادره و صدور حکم به ردّ دعوی خ. ه. مورد تقاضاست شعبه 16 دادگاه تجدیدنظر استان تهران برای روز 28/8/92 وقت جهت رسیدگی تعیین نموده و طرفین را دعوت کرده است وکیل تجدیدنظر خ.
د. ا. جلسه گفته است مرحوم م.ه. در سال 84 در زمان تنظیم معامله چک های ثمن معامله را اخذ نموده که تصویر مصدق چک ها به پیوست تقدیم می گردد ضمناً نامبرده وجه ثمن را دریکی از بانک ها سپرده گذاری کرده و از سود سپرده سال ها استفاده می کرده است و زندگی خود را اداره می کرده که در مورد اظهارنامه مالیاتی استعلام از دارایی ب. ت. ب. شماره مندرج که در گواهی حصر وراثت وجود دارد وی به اقتضای سن خویش دارای ناراحتی جسمی بوده ولی ربطی به سلامت قوای دماغی وی نداشته فقط مبتلا به ضعف قوای عقلانی بوده که مصداق ماده 104 قانون امور حسبی است و سفاهت محسوب نمی گردد.
وکیل ت. ن. خ. گفته است در CD معامله که تقدیم می شود کاملاً مشخص است که افرادی که با تجدیدنظرخواهان تبانی نموده اند در آخر وجه را از موکل می گیرند و چنانچه افتتاح حساب صورت گرفته از ناحیۀ آن ها بوده است هرچند بعد از انجام معامله است و سفیه تملکات بلاعوض می تواند داشته باشد. دادگاه پس از اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه 92/856 در تاریخ 18/9/92 بدین شرح اعلام رأی نموده است. تجدیدنظرخواهی آقایان و خانم ها م. و م. و الف. و م.
و ب. و س. همگی ص. و الف. و ع. هردو ر. با وکالت آقای م.ر. به طرفیت آقایان ….ن. و ح.ق. با وکالت آقای م.ق. از دادنامه 91/1230 شعبه 45 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن با احراز حجر مرحوم م.ه. حکم به حجر مرحوم از مورخه 18/11/84 لغایت زمان وفات نامبرده یعنی 28/3/90 صادر گردیده ب. ت. ب. محتویات پرونده و اظهارات طرفین د. ا. م. از دادرسی ن. ب. ا. غرض از درخواست حجر برای اشخاص ممنوعیت آن ها از تصرف در امور و حقوق مالی است اطلاق این درخواست به شخص متوفی و درخواست صدور حکم حجر وی مطابق با موازین قانونی نمی باشد و منطبق بند 2 رأی وحدت رویه دیوان عالی کشور شرح استنادی دادگاه نخستین ناظر به اشخاص است که قبل از وفات آن ها درخواست حجر آن ها توسط اشخاص ذینفع از دادگاه به عمل آمده و در اثناء رسیدگی وفات نمایند که به تجویز رأی وحدت رویه دعوی به طرفیت قائم مقام قانونی متوفی (ورثه وی) از حیث اینکه فعل مرحوم و اعمال وی در زمان حیات منشأ آثار حقوقی است تجویز نموده است تا تاریخ ابتلا به حجر و ایام محجوریت وی مشخص شود لذا صرف نظر از اینکه اثبات وقوع امری در زمان حیات هر شخصی بعد از وفات وی به طرفیت ورثه فاقد ایراد قانونی است و در موضوع مانحن فیه اثبات ابتلاء به حجر در بخشی از زمام حیات هر شخصی مستلزم طرح دعوی به نحو صحیح علاوه از وراث مرحوم به طرفیت دادستان به عنوان مدعی العموم لازم و ضروری است و طرح دعوی به غیراز اشخاص خصوصی در قانون و رأی وحدت رویه دیوان عالی کشور وجاهت قانونی ندارد لذا به استناد ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض رأی تجدیدنظر خواسته به استناد مواد 84 و 89 از قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض رأی تجدیدنظر خواسته به استناد مواد 84 و 89 از قانون مرقوم قرار ردّ دعوی خ.
ه. را صادرواعلام می دارد. اکنون از این رأی آقای م.ق. وکیل پ. ی. د. به وکالت از ح.ق. و نیز آقای …. ن. فرجام خواهی نموده اند که هنگام شور لوایح فرجامی آنان با گزارش پرونده قرائت می شود.
هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای … ممیز و بررسی اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد.
رأی شعبه دیوان عالی کشور
اعتراضات فرجام خ. ن. ب. دادنامه شماره 92/856 شعبه 16 دادگاه تجدیدنظر استان تهران وارد و موجه نیست زیرا همان طوری که در رأی فرجام خواسته اشاره شده درحالی که بین ورثه متوفی که قانوناً ذینفع اصلی در دعوی حجر می شوند هیچ اختلافی در مورد حجر مورث آنان وجود نداشته است، طرح دعوی حجر مورث آنان منحصراً علیه کسانی که صرفاً متصرف اموال مورث آن ها می باشند اعم از اینکه این تصرفات به ادعای مالکیت بوده باشد یا عنوان دیگر داشته باشد و همچنین علیه دادستان که خصوص مورد از حدود وظایف قانونی ایشان که در قوانین موضوعه تصریح گردیده خروج موضوعی دارد به لحاظ عدم توجه دعوی حجر مطروحه به آنان مسموع نبوده.
قابلیت پذیرش و رسیدگی ماهیتی را نخواهد داشت بنا به مراتب اشعاری از آنجائی که دعوی حجر مطروحه اساساً بین وراث متوفی که ادعای حجر او مطرح گردیده محل نزاع و اختلاف نبوده و چنین دعوایی علی القاعده بین وراث متوفی که در مرجع قضایی اقامه شده باشد قابلیت طرح و رسیدگی را خواهد داشت و فرجام خواندگان جزء وراث متوفی محسوب نمی شوند تا ذینفع در دعوی محسوب و اقامه دعوی به طرفیت آنان مقبولیت قانونی را داشته باشد بنابراین دادنامه فرجام خواسته که متضمن این معنا بوده موجهاً و منطبق بر موازین قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال مؤثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نمی باشد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی دادنامه مذکور مبرا از مقبولیت م. ب. فلذا ضمن ردّ فرجام خواهی ف. خ. مستنداً به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی ابرام می گردد.
رئیس شعبه 8 دیوان عالی کشور ـ مستشار ـ عضو معاون
عباسیان ـ ناصح ـ کریمپور نطنزی
فهرست
خلاصه جریان پرونده
شعبه دیوان عالی کشور
نقد رأی
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 4
موارد مرتبط 61
آرای مرتبط 40
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 88 مورخ 1392/02/02 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 84 و 89 قانون آیین دادرسی مدنی قرار ابطال دادخواست صادر و اعلام می شود
-
رأی
هماستناد
اعاده دادرسی از حکم تخلیه صادره در شورای حل اختلاف
ماده 84 و 89 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 قرار رد درخواست اعاده دادرسی مشا
-
رأی
هماستناد
نحوه انجام وکالت بالاجتماع
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد درخواست فرجامی وکلای فرجام خواه صا
-
رأی
هماستناد
چک صادره از موسسه مالی و اعتباری
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی تقاضای رد دعوی دارم 0 سند عادی ارائه شده ا
-
رأی
هماستناد
دعوای ابطال وکالتنامه بلاعزل
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی خواهان صادر و اعلام می گردد ر
-
رأی
هماستناد
اعتبار حکم به رد دعوی
ماده 84 و 332 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به رد دعوی خواهان را صادر و اعلام می د
-
رأی
هماستناد
اعتبار امر قضاوت شده در دعوای مطالبه وجه چک
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
موضوع ادعای خسارت تأخیر تأدیه مطالبه خسارت تاخیر تادیه سهم مشارکت
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تاخیر تادیه از خسارت تعیینی کارشناس
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی خواهان را صادر و اعلام می دار
-
رأی
هماستناد
تایید قرار رد دعوی مطالبه وجه چک توسط دادگاه تجدیدنظر به دلیل عدم نفع شخصی خواهان در دعوی
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مسئولیت شهرداری نسبت به خسارات ناشی از درختان
قانون آیین دادرسی مدنی نقض و استنادا به بند 4 ماده 84
-
رأی
هماستناد
دعوای اعلام بی اعتباری و ابطال امضائات مندرج در سفته
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
خسارت دادرسی دعوای مطالبه قیمت عادله
مواد 84 و 89 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اعاده دادرسی به استناد اقرارنامه رسمی
مواد 84 ، 89 ، 198 ، 519 و 197 و 265 از قانون آیین دادرسی مدنی ضمن صدور قرار رد دعوی نسبت به خوانده ردیف
-
رأی
هماستناد
نقش تنظیم سند رسمی در تحویل مبیع
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی صادر می نماید
-
رأی
هماستناد
درخواست تخلیه در اجاره مشمول قانون 1376
قانون آیین دادرسی مدنی ناظر بر بند 4 ماده 84
-
رأی
هماستناد
لازمه انتقال اعیانی با عرصه موقوفه
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد تجدیدنظرخواهی صادر و اعلام می شود
-
رأی
هماستناد
ابطال حکم ورشکستگی شرکت به دلیل عدم توجه به قراردادهای تسهیلات و اعتراض خارج از مهلت قانونی در تجدیدنظر
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی و سایر مواد مرتبط
-
رأی
هماستناد
مطالبه نفقه فرزد کبیر توسط مادر
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی در مهلت تجدیدنظرخواهی
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوای خواهان (زوج
-
رأی
هماستناد
مهلت اعتراض به اقدامات داورز
قانون آیین دادرسی مدنی و بند 11 ماده 84
-
رأی
هماستناد
اثر وصف برگشت ناپذیر بودن اعتبارات اسنادی
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی قراررد دعواصادرمی گردد
-
رأی
هماستناد
مرجع صالح رسیدگی به دعوای اصلاح پلاک ثبتی و تجمیع آن
مواد 84 و 198 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شخصیت حقوقی شهرداری مناطق
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی صادر می نماید
-
رأی
هماستناد
مصادیق فورس ماژور
مواد 84 و 197 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
انتخاب مدیرعامل شرکت طرف قرارداد به عنوان داور
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اثر تغییر دعوا بر ایراد اعتبار امر مختومه
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی به قرار رد دعوی خواهان صادر و اعلام می گرد
-
رأی
هماستناد
شرکت تعاونی مسکن مهر
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد شکایت صادر و اعلام می گردد
-
رأی
هماستناد
نقش گواهی انحصار وراثت در احراز سمت
ماده 84 و 89 قانون آیین دادرسی مدنی این دادگاه قرار عدم صلاحیت خود را به صلاحی
-
رأی
هماستناد
ابطال سند عادی مستند حکم قطعی
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی صادرو اعلام می دارد
-
رأی
هماستناد
اثر انقضاء مدت حیات شرکت تعاونی
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی خواهان صادر و اعلام میگردد
-
رأی
هماستناد
اعتبار امرمختومه دردعوای تخلیه به جهت نیاز شخصی
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
شرط لازم الاجرا بودن تصمیمات شرکت
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی صادر می گردد
-
رأی
هماستناد
طرح مجدد دعوی مطالبه اجرت المثل با تغییر تاریخ آن
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
رابطه سببیت در تصادفات رانندگی
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی صادر می گردد
-
رأی
هماستناد
شرط درخواست تخلیه به علت انتقال منافع به غیر
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای وکالت وکیل پایه دوم در رسیدگی فرجام خواهی
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دادخواست فرجامی وکیل فرجام خواه صا
-
رأی
هماستناد
تصمیم دادگاه در دعوی به طرفیت متوفی
مواد 84 و 89 قانون آیین دادرسی مدنی دانسته و قرار رد دعوی علی ش
-
رأی
هماستناد
ماهیت رابطه نمایندگان فروش و خودروسازان
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی خواهان نسبت به خواندگان مزبور
-
رأی
هماستناد
مرور زمان در دعوای بیمه گذار علیه بیمه گر
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی
نظریات مشورتی 6
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1403/1062 مورخ 1404/02/13
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1464 مورخ 1398/10/30
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی و اینکه ایرادات باید از جانب خوانده صورت گ
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/2616 مورخ 1395/10/13
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/308 مورخ 1396/02/11
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/697 مورخ 1396/03/27
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی که مبین موارد رد دعوا از حیث شکلی می باشد
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/42 مورخ 1397/01/20
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی که مبین موارد رد دعوا از حیث شکلی می باشد
مواد مرتبط 10
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1 — قانون امور حسبی
ماده 1 قانون امور حسبی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 370 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی ابرام می گردد
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1207 — قانون مدنی
ماده 1207 قانون مدنی صدور حکم حجر او را خواستار شده اند در متن دادخواست وکی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 104 — قانون امور حسبی
ماده 104 قانون امور حسبی در زمان حیاتش برای تعیین امین توسط دادگاه استفاد
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 89 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی صدور قرار رد دعوی مورد درخواست موکلین است
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 84 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی صادر می نماید در خصوص بقیه خو
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 358 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض رای تجدیدنظر خواسته به استناد مواد
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 57 — قانون مدنی
قانون مدنی و ماده 57
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 57 — قانون امور حسبی
به استناد ماده 1208 و بند 2 ماده 1207 قانون مدنی و ماده 57 قانون امور حسبی به استناد مواد 70 و 71 قانون مرقوم حکم حجر مرحوم
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 70 — قانون امور حسبی
به استناد ماده 1208 و بند 2 ماده 1207 قانون مدنی و ماده 57 قانون امور حسبی به استناد مواد 70
دکترین 5
-
مقاله
هماستناد
۷۴ بازداشت داد باخته صغیر مجنون و محجور
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
۷۴ بازداشت داد باخته صغیر مجنون و محجور — برابر ماده ۱۲۰۷ ق
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شناسایی محجور
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شناسایی محجور — برابر ماده ۱۲۰۷ ق
ماده 1207 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شرایط تنظیم و ثبت اسناد رسمی و ... / ۲۶۷
ماده 1207 ق.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
