رأی
شرایط تحقق ورشکستگی
رأی دادگاه بدوی
در مورد درخواست اقای م. ع. خ. به طرفیت سازمان *و دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۳۲ ( جرایم اقتصادی ) *به خواسته: صدور حکم ورشکستگی خوانده اعلام می دارد.:
به استحضار میرساند در خصوص پرونده به کلاسه بایگانی *در مرحله اجرای احکام به طرفیت شرکت سازمان *ب. ت. ب. مستندات و استعلام های سه گانه انجام شده جهت پرداخت بدهی و عدم حضور مدیر و مدیران جهت رسیدگی به پرونده مطروحه ، و عدم وجود مبلغ کافی جهت پرداخت بدهی ، شرکت از پرداخت بدهی خود ناتوان است. و سرمایه ثبتی کمتر از میزان بدهی م. ب..لازم به ذکر است. اینجانب خواهان پرونده طلبکار از شرکت می باشم.
بخش دوم: اسباب موجهه
سبب این که در رای ، جزییات بیشتری ذکر می شود. که از یک سو امر ورشکستگی از امور حسبی م. ب.. ( نظرموافق: ک. ک. ، حقوق ورشکستگی ، ش۴۱ ، ص۳۳؛ نظر مخالف: دکتر ر. ا. ، مبحث دوم بخش دوم فصل دوم دفتر اول باب اول حقوق تجارت ، صص۵۸ ۵۹ ) و به همین خاطر طبق بند ج ماده ۴۱۵ قانون تجارت ، دادستان در زمره ی اشخاصی است. که می تواند تقاضای حکم ورشکستگی نماید. و یکی از خطرات ورشکستگی مسری بودن ان م. ب.. که گاه زنجیره ای طولانی از ناتواتی هایی پی در پی ایجاد می کند که نتیجه ی ان دومینویی از ورشکستگان م. ب.. وانگهی مرجع شکایت از اقدامات اداره تصفیه ، دادگاه صادر کننده ی حکم توقف م. ب.. که گاهی منجر به اعلام بطلان اعمال اداره تصفیه از سوی دادگاه می شود. ( ماده ۵ قانون اداره تصفیه ) از این روی ، لازم است. دادگاه جزییات ورشکستگی را بیان کند تا علاوه بر دقیق بودن عمل تصفیه از تشکیل پرونده های اضافی زاییده شده از اقدامات ورشکستگی و تصفیه جلوگیری شود. و در تایید امور حسبی بودن نظریه شماره ۷/۹۹۰۷ مورخ ۱۷/۱۲/۱۳۷۱ اداره حقوقی بیان داشته است: صرف اظهار تاحر برای صدور حکم ورشکستگی کافی م. ب.. و این دعوی به معنای مصطلح که محتاج به طرف دعوی باشد. ، نیست … ) و اساسا گاهی مرگ شرکت ، اثار اجتماعی زیانبار تری نسبت به مرگ اشخاص حقیقی دارد. و رای صادردارای اطناب ممل به از رای دارای ایجاز مخل دادگاه نظارت عالیه دارد. و در هدف باید فعال باشد. و نه منفعل
نخست اینکه طبق قاعده منع مداخله ، از زمان صدور حکم ، مدیر تصفیه قائم مقام قانونی وجود شکسته م. ب.. و نماینده ( نه قائم مقام قانونی ) طلبکاران م. ب.. که باید غبطه و مصلحت موکل ( طلبکاران ) را رعایت نماید. که این منع مداخله تاجر دارای جنبه موضوعی دارد. و نه شخصی و در حقیقت مربوط به قوه دماغی تاجر نمی باشد. و بلکه یک نوع تامین و توقیف در جهت حفاظت از طلبکاران م. ب.. در حالی که حجر ، دارای جنبه شخصی م. ب.. و در حجر نگاه حمایتی م. ب.. ولی در مورد ورشکسته نگاه سو ظنی م. ب.. و این منع مداخله علاوه بر تصرفات حقوقی و مداخلات مادی مخل به امر تصفیه را نیز شامل می شود.
دوم این که تکلیف ماده ۴۳۵ و ۴۳۶ قانون تجارت مبنی بر قرار توقیف باید گفت که این توقیف صرفا برای شخص تاجر م. ب.. و در مورد شرکا و یا مدیران شرکت قابلیت اعمال ندارد. و اگرچه این توقیف ، دارای جنبه ی کیفری نمی باشد. و بلکه دارای ماهیت احتیاطی م. ب.. و از این جهت قابل اعتراض و تجدیدنظرخواهی نمی باشد. و اجرای ان نیز منوط به قطعیت حکم ورشکستگی نمی باشد. و این در نظریه شماره ۷/۹۵/۲۹۱۱ مورخ ۱۶/۱۱/۱۳۹۵ نیز تصریح شده است. و اگرچه در لایحه الحاق چند ماده به قانون تصفیه امور ورشکستگی بازداشت مدیران شرکت ها پیش بینی شده است. ولی این لایحه به تصویب مجلس نرسیده است. تا لازم الاتباع باشد. به هر روی ، ب. ت. ب. این که دارای ماهیت سالب ازادی م. ب.. از این رو باید در موضع نض تفسیر و اعمال شود. ( نظر موافق: دکتر ر. ا. ، حقوق تجارت ، صص۱۶۵ ، زمستان ۱۳۹۸ ، چاپ بیست و پنجم؛ دکتر ک. ک. ، حقوق ورشکستگی ، شش ۱۸۸و۱۹۴ ، صص ۶۰و۱۳۵؛ نظر مخالف؛ رای شماره ۹۱۰ مورخ ۱۱/۴/۱۳۱۷ شعبه *) که البته امکان اخذ تامین نظیر وثیقه و کفالت نمی باشد. همان طور که اخذ تامین در رای شماره ۱۳ مورخ ۲۳/۱/۱۳۵۱ دادگاه عالی انتظامی قضات تخلف تلقی شده است. ( هفته نامه دادگستری ، سال ۱۳۵۱ ، ش ۹۴ ، ص۱ ۲ )
سوم این که سه معیار بر مفهوم توقف ارائه شده است:۱ معیار ناتوانی در پرداخت ۲ معیار فزونی مجموع مبلغ بدهی ها بر ارزش اموال ۳ معیار عدم تعادل مستمر بین درامد و هزینه های تاجر
بر اساس دیدگاه نخست ، همین که تاجر از پرداخت یک دین به حال خود ناتوان گردد. متوقف است. و دادگاه برای صدور حکم ورشکستگی هیچ الزامی به بررسی و تحقیق در خصوص نسبت ارزش اموال تاجر با میزان بدهی های او ندارد. نتیجه عملی اتخاذ این رویکرد سرعت و سهولت احراز توقف و صدور حکم ورشکستگی است. بر اساس معیار دوم که به معیار ترازنامه شهرت یافته برای صدور حکم ورشکستگی ، دادگاه باید مجموع ارزش اموال تاجر را با مجموع مبلغ بدهی های او قیاس کند و اگر جنبه منفی دارایی بیش از جنبه مثبت ان باشد. تاجر متوقف است. و محکمه می تواند حکم ورشکستگی او را صادر کند صرفا به دلیل ناتوانی در پرداخت یک دین میتوان حکم ورشکستگی صادر کرد اتخاذ این رویکرد رویکرد دادگاه را به ارجاع امر رسیدگی به وضعیت اموال و دیون تاجر به کارشناس وادار می کند و طبعا فرایند رسیدگی به ادعای توقف و ورشکستگی را طولانی از زمانی خواهد کرد که معیار ناتوانی در پرداخت ملاک عمل قرار گرفته است. بر اساس معیار سوم هیچ یک از رویکرد های فوق مناسب نیستند به این معنا که نه صرفا به دلیل ناتوانی در پرداخت بدهی صدور حکم ورشکستگی مجاز و قابل تایید است. و نه رسیدگی به وضع دارایی تاجر و احراز فزونی بدهی ها بر ارزش اموال را می توان راه حلی شایسته و قابل تایید دانست ان چه برای احراز توقف ضرورت دارد. ، عدم تعادل مستمر بین درامد و هزینه های تاجر است. این ضابطه به معیار ناتوانی در پرداخت نزدیک تر است. اختلاف اصلی ان با معیار نخست در این است. که به موجب ان ناتوانی موقت و گذرا در پرداخت یک بدهی حال را نباید موجب ورشکستگی دانست. عدم تعادل بین درامد و هزینه های تاجر باید به گونه ای باشد. که بتوان استمرار ان در اینده را احراز کرد و باید توقف ماندگار و بحران زا جلوه کند
این که ، توقف در پرداخت دین به مفهوم واقعی و ضابطه ی باطنی ( احراز ناتوانی واقعی ) رخ داده است. بدین معنا که صرف عدم پرداخت دین ، تاجر را ورشکسته نمی کند و بلکه این امر با بررسی وضعیت مالی وی اعم از نقد و مطالبات و دارایی و غیره که در نتیجه ی ان دارایی منفی وی بیشتر از دارایی مثبت وی باشد. اساسا با پذیرش نظریه ی و ضابطه ی ظاهری ( مداخله فوری ) بر تحقق مفهوم توقف ، نیازی به ارجاع امر به کارشناس نمی باشد. که تمامی حساب ها و دفاتر و دارایی ها و وثایق و غیره را بررسی کند و باید از تفسیر لفظی از ماده ۴۱۲ قانون تجارت دست کشید خصوصا با واقعیت های اجتماعی و اقتصادی امروز ( در غیر این صورت باید بیشتر شرکت های در حال حاضر را باید ورشکسته اعلام نمود که دیون متعدد دارند! ) و منطق حقوقی اقتضای گرایش به ضابطه ی باطنی را دارد. و از سوی دیگر پذیرش سهل ورشکستگی خلاف نظم عمومی اقتصادی م. ب.. و گاهی به ضرر اشخاصی نظیر کارکنان و کارگران تاجر م. ب.. که دخالی در این توقف نداشته اند و ضابطه ی سلب اعتبار تجارتی نیز نمی تواند راهگشا باشد. چرا احراز ، این امر کار دشواری م. ب.. و با لحاظ وضعیت اقتصادی باید قید عدم تعادل استمراربین درامد وهزینه را باید به توقف واقعی افزود. ( برای دیدن نظرات مخالف؛ دکتر ح. س. ت. ، حقوق تجارت ، ج۴ ، ص۱۱۸؛ دکتر م. ص ، حقوق بازرگانی: ورشکستگی نظری وعملی ، ص ۸۹ ، دکتر ا. ، حقوق تجارت: ورشکستگی و تصفیه امور ورشکسته ، دکتر ع. ع. ا. ، مجله مهنامه قضایی ، سال سیزدهم ، تیر ۱۳۴۸ ، دکتر ع. ، حقوق تجارت ، ص۲۸۸؛ دکتر ا. ز. ، حقوق بازرگانی ، ص۳۲۲ ، رای اصراری به شماره ۳۰۷۶ با تاریخ ۲۶/۱۲/۱۳۴۲؛ برای دیدن نظر موافق؛ د. ج. ج. ل. ، مبسوط در ترمینولوژی حقوق ، ج۵ ، لغت شماره ۱۴۴۶۴ ، ص۳۷۶۲ ، دکتر ع. ، حقوق تجارت ، ج۳ ، ص ۶۵ ، دکتر ا. ا. ک. ، نشریه *، توقف در پرداخت دیون شماره ۱۹ ، اذر ماه ۱۳۵۵ ) و اینکه بعد از توقف ، برای تاجر محدودیت معاملاتی به وجود می اید ( بند ت ماده ۴۲۳ ) که با لحاظ حقوق مدنی و اصل عدم باید توقف واقعی را ملاک قرار داد و واژه ی جمع وجوه در ماده ۴۱۲ قانون تجارت نیز موید بر ضابطه ی واقعی م. ب..
از سوی دیگر نظریه توقف واقعی با رویکرد فقهی به حقوق ورشکستگی نزدیک تر است. زیرا شرایط صدور حکم افلاس برای شخص در فقه امامیه عبارت است. از ۱ ثابت شدن دین شخص نزد حاکم ۲ فزونی مجموع مبلغ بر ارزش اموال ان از اعیان و منافع و مطالبات شخص از دیگران ۳ حال بودن دین یا دیون ۴ درخواست تمام یا برخی از بستانکاران
در حالیکه وفق ماده ۴۱۵ دادستان و خود تاجر متوقف نیز می توانند توقف تاجر را اعلام و صدور حکم ورشکستگی را تقاضا کنند و حاکم صرفا در صورتی می تواند راسا و بدون درخواست طلبکار حکم افلاس صادر کند که طلب متعلق به اشخاصی باشد. که تحت ولایت حاکم قرار دارند و طبق ماده ۴۲۱ به محض صدور حکم ورشکستگی تمام دیون مدت دار تاجر با رعایت تخفیفات مقتضیه حال می شود. در حالی که صدور حکم افلاس موجب حال شدن دیون مدت دار مفلس نمی شود.
چهارم این که مجموع دیون مدنی و تجاری تاجر ، بیشتر از دارایی ان م. ب.. و در ان دیون مدنی و تجاری هر دو ذکر شده است. و لزومی به تجاری بودن صرف دین نمی باشد. زیرا اولا ماده ۴۱۲ به صورت مطلق است. و در ان تفکیکی بین دین تجاری و مدنی لحاظ نشده است. ثانیا ماده ۵ قانون تجارت ، کلیه معاملات تجار را تجاری دانسته است ، مگر ان که خلاف ان ثابت شود. ثالثا ماده ۵۱۲ قانون ایین دادرسی مدنی دعوای اعسار از تاجر را نمی پذیرد و حال ان که هزینه ی دادرسی دین مدنی م. ب.. و نه تجاری رابعا ماده ۲۷۴ قانون امور حسبی تصفیه ترکه ی متوفی را درصورتی که وی تاجر باشد. به صورت مطلق تابع مقررات تصفیه امور ورشکستگی دانسته است. و تفاوتی بین دین تجاری و مدنی قایل نشده است.
پنجم این که طبق ماده ۲۲ قانون ایین دادرسی این دادگاه صالح م. ب.. زیرا مرکز اصلی ان در *م. ب.. و ملاک مرکز اصلی ( محل اداره حقوقی ) م. ب.. و نه مرکز عملیات ( ماده ۱۰۰۲ قانون مدنی )
ششم این که در این پرونده اعلام توقف از سوی مدیون شده است. و اظهار تاجر اعم از حقیقی و حقوقی ، اقرار محسوب نمی شود. و به همین جهت نیز ماده ۴۱۵ قانون تجارت واژه ی اظهار را به کار برد و نه اقرار را در حالی که برابر ماده ۲۰۲ قانون ایین دادرسی مدنی اگر ماهیت ان اقرار می بود. دیگر به امارات دیگری از جمله کارشناسی جهت صدور حکم ورشکستگی نیاز نمی بود. و البته این که تاجر ( شرکت ) توقف خود را ظرف سه روز از تاریخ توقف وفق ماده ۴۱۳ و۴۱۴ قانون تجارت اعلام نکرده است. موجب عدم استماع دعوا نمی شود. ( رای وحدت رای به شماره ۷۶۳ ) چرا که اساسا سه روز خصوصا برای شرکت ها مهلت بسیار اندکی م. ب.. که با حسابرسی و بررسی ترازنامه و غیر معلوم گردد. که شرکت ، متوقف بوده است ، البته عدم رعایت مواد ۴۱۳ و ۴۱۴ قانون موصوف به موجب بند ۲ ماده ۵۴۲ قانون تجارت از اسباب ورشکستگی به تقصیر م. ب.. و در ماده ۴۳۵ از موجبات قرار توقیف دانسته شده است. که در رای وحدت رای به شماره ۷۶۳ مورخ ۹/۸/۱۳۹۶ تصریح شده است
هفتم: این که رای وحدت رویه شماره ۶۲ مورخ ۱۱/۱۱/۱۳۵۱ و رای وحدت رویه شماره ۷۶۳ مورخ ۹/۸/۱۳۹۶ عدم ابراز دفاتر تجارتی و صورت حساب دارایی موجب نشنیده شدن دعوای ورشکستگی نمی گردد. و اگرچه نداشتن ایینه ی اعمال تاجر ( دفاتر تجارتی ) دارای ضمانت اجرای دیگری م. ب..
هشتم: این که از انجا که دعوای ورشکستگی ، دعوای غیر مالی م. ب.. زیرا محتوی و مغز ان ، حالت عجز مدیون از پرداخت بدهی های تاجر است. و نه پرداخت بعدی بر اساس تصفیه که از لوازم و نتایج حکم است. و نه خود حکم؛ بر این اساس طبق بند ب ماده ۳۳۱ قانون ایین دادرسی مدنی ظرف مهلت بیست روز ( در حالی که ماده ۵۳۷ مهلت ده روزه مقرر داشته بود. و از این جهت ناسخ قانون تجارت م. ب.. ) از تاریخ اعلان حکم ( ماده ۵۳۷ قانون تجارت و نه ابلاغ حکم ) قابل تجدیدنظر خواهی در محاکم محترم تجدیدنظر *م. ب.. ولی قابل رسیدگی فرجامی نمی باشد.
وانگهی در امور تجاری و خصوصا مبحث ورشکستگی که به منزله موت نسبی شخصیت حقوقی تلقی می گردد. می بایست با احتیاط و جزم اندیشیدید و عمل نمود و به قدر متیقن از امر اکتفا نموده و از تفسیر موسع از مفهوم توقف و مصادیق ان پرهیز نمود
و از سوی دیگر وقفه در پرداخت دیون تاجر با وصف مجموع دارایی وی بررسی می گردد. به بیان دیگر توقف در صورتی حاصل می شود. که مقدورات مالی شرکت بدهکار توانایی پرداخت بدهی طلبکاران را نمی دهد ، یعنی با وجود اینکه شرکت قصد پرداخت دین خود را دارد. ، اما به دلیل اختلالی که در امور مالی وی حاصل شده ، امکان پرداخت دین فراهم نمی شود. چه ممکن است. شرکت دارای اموالی بوده که می بایست نقد شود. یا واجد مطالباتی باشد. که وصول نگردیده یا وصول انها مستلزم صرف زمان است. یا امکان دارد. شخص حقوقی دارای اعتبار باشد. و بتواند از اعتبار خود استفاده کرده و با استقراض از دیگران دین خود را پرداخت نماید. ، لیکن سرعت در گردش امور تجاری این امکان را به وی نمی دهد و موجب اختلال در پرداخت های وی می شود. با این توضیحات صرف امتناع از پرداخت دین که ممکن است. منبعث از اختلافات طرفین و نه عدم توانایی واقعی خوانده در پرداخت دین باشد. و یا می تواند عامدانه از سوی خوانده صورت پذیرفته باشد. ، به منزله وقفه در پرداخت دیون و توقف موجب ورشکستگی تلقی نمی گردد.
در امور تجاری و خصوصا مبحث ورشکستگی که به منزله موت نسبی شخصیت حقوقی تلقی می گردد. می بایست با احتیاط و حزم اندیشیدید و عمل نمود و به قدر متیقن از امر اکتفا نموده و از تفسیر موسع از مفهوم توقف و مصادیق ان پرهیز نمود
وقفه در پرداخت دیون تاجر با وصف مجموع دارایی وی بررسی می گردد. به بیان دیگر توقف در صورتی حاصل می شود. که مقدورات مالی شرکت بدهکار توانایی پرداخت بدهی طلبکاران را نمی دهد ، یعنی با وجود اینکه شرکت قصد پرداخت دین خود را دارد. ، اما به دلیل اختلالی که در امور مالی وی حاصل شده ، امکان پرداخت دین فراهم نمی شود. چه ممکن است. شرکت دارای اموالی بوده که می بایست نقد شود. یا واجد مطالباتی باشد. که وصول نگردیده یا وصول انها مستلزم صرف زمان است. یا امکان دارد. شخص حقوقی دارای اعتبار باشد. و بتواند از اعتبار خود استفاده کرده و با استقراض از دیگران دین خود را پرداخت نماید. ، لیکن سرعت در گردش امور تجاری این امکان را به وی نمی دهد و موجب اختلال در پرداخت های وی می شود. با این توضیحات صرف امتناع از پرداخت دین که ممکن است. منبعث از اختلافات طرفین و نه عدم توانایی واقعی خوانده در پرداخت دین باشد. و یا می تواند عامدانه از سوی خوانده صورت پذیرفته باشد. ، به منزله وقفه در پرداخت دیون و توقف موجب ورشکستگی تلقی نمی گردد.
در دعوی پیش رو ، نظر به محتویات پرونده و توجها به دفاعیات خوانده و مستندات ارائه شده عدم پرداخت وجوه موضوع اجراییه استنادی خواهان ناشی از اختلافات ایشان و نه ناشی از توقف شرکت خوانده بوده واز نظر این دادگاه ، شرکت مزبور بنا به ادله ارائه شده توانایی پرداخت دیون خود را داشته و توقفی واقعی حاصل نگردیده است
بخش سوم: منطوق
در دعوی پیش رو ، نظر به میزان بدهی خوانده ، از نظر دادگاه عدم پرداخت وجوه موضوع استناد خواهان ناشی از اختلافات طرفینی و نه ناشی از توقف شرکت خوانده م. ب.. ، لذا ادله خواهان برای اثبات ادعا و احراز توقف واقعی خوانده کفایت ننموده و بنابراین دادگاه دعای خواهان را موجه تشخیص نداده و مستندا به ماده ۱۹۷ قانون ایین دادرسی مدنی حکم به بطلان ان صادر و اعلام می گردد. رای ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان است
دادرس شعبه *
م. ف.
فهرست
دادگاه بدوی
نقد رأی
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 2
موارد مرتبط 128
آرای مرتبط 40
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از دستور فروش ملک مشاع
ماده 331 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
رأی
هماستناد
استقلال شخصیت و دارایی شرکت از سهام داران و مدیران
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 331
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از رأی صادره در دعوای ابطال اجاره نامه
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی در دعوای اعتراض به تشخیص موات بودن زمین
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از رأی صادره در دعوای تقابل
ماده 331 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
رأی
هماستناد
1- فرجام خواهی از رأی صادره در دعوی غیر مالی2- اثر تقویم خواسته در دعوی غیرمالی
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد صرفا قابلیت تجدیدنظرخواهی داشته اس
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از رأی صادره در دعوی ابطال تقسیم نامه
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
مسئولیت شهرداری در قبال سقوط درختان
مواد 331 قانون مدنی و 519 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
قابلیت تجدیدنظر خواهی از رأی دادگاه بدوی راجع به اعاده دادرسی آرای شورای حل اختلاف
ماده 331 از قانون آیین دادرسی مدنی تلقی و لذا در قبال تجدیدنظرخواهی به عمل آم
-
رأی
هماستناد
دعوای مطالبه عین و در صورت تعذر مطالبه قیمت روز
ماده 331 از قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
قطعیت رأی دادگاه در مورد اعتراض نسبت به آراء شوراهای حل اختلاف
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ضابطه تقسیم خسارت درصورت تعدد مسئولین
قانون آیین دادرسی مدنی مستندا به ماده 331
-
رأی
هماستناد
رای تکراری
مواد 331 و 332 قانون آیین دادرسی مدنی خارج بوده و قابل تجدیدنظرخواهی نبوده و به
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از تصمیم دادگاه در تعیین داور
مواد 331 و 332 قانون آیین دادرسی مدنی نمی باشد
-
رأی
هماستناد
ملاک تجدیدنظرخواهی از آرای نفقه فرزند
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
رای شماره 209 مورخ 1400/04/19 هیات تخصصی کار، بیمه و تامین اجتماعی دیوان عدالت اداری
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اعتراض به رأی دادگاه بدوی صادره در مقام تجدیدنظر از رأی شورای حل اختلاف
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از رأی صادره در دعوای الزام به صدور پروانه ساختمانی
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از دستور فروش
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ذی نفع مطالبه ی خسارات وارد به ملک در فرض انتقال مبیع
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 331
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از تصمیم دادگاه درخصوص رفع توقیف از مال
مواد 331 و 332 قانون آیین دادرسی مدنی نیز قرار ندارد
-
رأی
هماستناد
رد درخواست تجدیدنظر از دستور فروش مال مشاع
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی نمی باشد و صرف درج عبارت "قابل اعتراض" در
-
رأی
هماستناد
مسئولیت مدنی به نسبت میزان تقصیر - خسارت تأخیر تأدیه
قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 331
-
رأی
هماستناد
مسئولیت شهرداری نسبت به سقوط درخت در نتیجه طوفان
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 331
-
رأی
هماستناد
تعدیل وجه التزام غیرمتعارف توسط داور
قانون آیین دادرسی مدنی وملاک تبصره ی ماده 331
-
رأی
هماستناد
فرجام خواهی از دعوای ابطال تقسیم نامه
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر استان بود
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از قرار رد درخواست اجرای رای داور
مواد 331 و 332 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ماهیت تعیین وجه بابت فسخ قرارداد
مواد 331، 332 و 336 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظر خواهی از تصمیم دادگاه در خصوص تعیین داور
مواد 331 و 332 قانون آیین دادرسی مدنی نیست
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظر خواهی از دستور فروش ملک مشاع
مواد 331 و 332 قانون آیین دادرسی مدنی نمی باشد فلذا دستورصادره قطعی و غیرقابل تج
-
رأی
هماستناد
حدود مسئولیت بانک و متصدی آن در پرداخت چک مجعول
مواد 331 و 332 قانون مدنی و مقررات آیین دادرسی مدنی حکم به محکومیت تضامنی تجدیدن
-
رأی
هماستناد
ادعای اعسار از سوی وکیل دادگستری
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی و رای وحدت رویه شماره 662 مورخ 29/7/82 هیا
-
رأی
هماستناد
اثر عدم ارایه فیش واریز هزینه کارشناسی در مهلت مقرر
مواد 331 و 333 قانون مدنی و همچنین مواد 1 و 515 تا 522 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی از دستور تخلیه
مواد 331 و 332 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
رای تکراری
مواد 331 و 332 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ملاک قابلیت تجدیدنظر نسبت به دعوی اعتراض ثالث
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی و آرای قبلی
-
رأی
هماستناد
تفاوت قرار تقسیط و امهال با اعسار و تقسیط محکومٌ به
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظر خواهی از دستور تخلیه
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی خارج است قرار رد درخواست مذکور نیز به دلال
-
رأی
هماستناد
دعوی اعلام انفساخ قرارداد
مواد 331 قانون مدنی و 198 و 515 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تجدیدنظرخواهی در صورت اعلام قطعیت رأی بدوی
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی قطعی و غیر قابل تجدیدنظر است
نظریات مشورتی 35
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/2017 مورخ 1398/12/26
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 قابل تجدیدنظر دانسته شده و در ما
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/99/1517 — 1399/10/27
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1400/1202 — 1400/11/16
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1400/1112 — 1400/11/17
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1400/1669 — 1400/12/14
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1400/1453 — 1401/01/28
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1400/1669 — 1401/04/11
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1401/201 — 1401/03/23
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1401/713 — 1401/07/16
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1401/583 — 1401/07/09
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1401/990 — 1401/09/14
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/2017 — 1398/12/26
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 قابل تجدیدنظر دانسته شده و در ما
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1404/475 — 1404/09/15
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/99/209 — 1399/03/17
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/2017 مورخ 1398/12/26 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص عدم اعتبار ماده 19 قانون حمایت خانواده مصوب 1353 با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 قابل تجدیدنظر دانسته شده و در ما
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1401/713 مورخ 1401/10/12 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص نسخ صریح یا ضمنی یا عدم نسخ ماده 19 قانون حمایت خانواده مصوب 1353 با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1401/201 مورخ 1401/03/23 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص نسخ ضمنی ماده ۱۹ قانون حمایت خانواده مصوب1353/11/15 و تبصره ذیل آن با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1401/990 مورخ 1401/09/14 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص غیر قابل تجدیدنظرخواهی بودن رای دادگاه مبنی بر نصب قیم با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1403/570 مورخ 1403/11/16 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/99/209 مورخ 1399/03/17 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص غیرقابل تجدیدنظرخواهی بودن تصمیم دادگاه پیرامون نصب قیم و امین و قابلیت فرجامخواهی حکم حجر با اصلاحات و الحاق
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/62 مورخ 1397/01/20 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص بررسی امکان اعتراض به تصمیمات شورای حل اختلاف و نحوه رسیدگی به آن (گواهی حصر وراثت - دستور تخلیه - گزارش اصلاحی
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی (راجع به قطعیت آراء صادره مستند به اقرار د
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1400/1453 مورخ 1401/01/23 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص قابل فرجام و تجدید نظر بودن احکام مستند به سوگند تکمیلی و استظهاری با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/2256 مورخ 1398/04/17 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص تکلیف دادگاه و هزینه دادرسی در صورت صدور حکم به بی حقی بدون تعیین ارزش خواسته با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی در امور 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/59 مورخ 1397/01/22 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص لزوم وصول هزینه دادرسی با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/280 مورخ 1397/10/12 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص وصول هزینه دادرسی پس از صدور حکم با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1400/1112 مورخ 1400/11/17 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص 1- بذل تمام یا قسمتی از مهریه توسط زوجه در جریان رسیدگی به درخواست طلاق مطرح شده از سوی زوج. 2- قبول وکالت
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1403/85 مورخ 1403/05/14 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1400/1669 مورخ 1400/12/14 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص فرجامخواهی در دیوان عالی کشور توسط کاراموز وکالت با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی ۱۵۱۷/99/۷ مورخ ۲۷/10/۱۳۹۹ اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص پروندهای که حکم، مستند به اقرار در دعوای با خواسته کمتر از سه میلیون ریال، توسط دادگاه غیرصالح یا دادرس مردو
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1400/1202 مورخ 1400/11/16 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص غیر قابل پذیرش بودن وکالت کارآموزان در فرایند فرجام خواهی با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1401/583 مورخ 1401/07/09 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص الزام دادگاه بدوی به تعیین بهای خواسته پیش از صدور حکم در صورت مشخص نبودن قیمت خواسته دعوای مالی هنگام تقدیم
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/2759 مورخ 1395/10/28
ماده 1002 قانون مدنی مصوب 1307
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1403/363 مورخ 1403/07/18
ماده 1002 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1403/12 مورخ 1403/03/22
ماده 1002 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/1286 مورخ 1396/06/07
قانون مدنی (مواد 1002
نشستهای قضایی 5
-
نشست قضایی
هماستناد
اقامه دعاوی موازی در موضوع واحد
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه های عمومی و انقلاب نبوده و برابر اص
-
نشست قضایی
هماستناد
بررسی امکان صدور گزارش اصلاحی در دعاوی مطروحه فی مابین نهادها و سازمانهای دولتی (هر دو دولتی یا خصوصی و دولتی)
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نشست قضایی
هماستناد
اسقاط حق تجدید نظرخواهی و فرجام خواهی به واسطه رای یک یا چند نفر کارشناس
مواد 331 و 369 قانون آیین دادرسی مدنی می شود یا خیر
-
نشست قضایی
هماستناد
ماهیت تصمیم دادگاه در مورد اعتراض ثالث به توقیف ناشی از قرار تامین خواسته
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نشست قضایی
هماستناد
عدم احتساب زندان به عنوان اقامتگاه
ماده 1002 قانون مدنی
مواد مرتبط 7
-
اعمال
از این صفحه
ماده 415 — قانون تجارت
ماده 415 قانون تجارت
-
اعمال
از این صفحه
ماده 1002 — قانون مدنی
ماده 1002 قانون مدنی
-
اعمال
از این صفحه
ماده 435 — قانون تجارت
ماده 435 و 436 قانون تجارت مبنی بر قرار توقیف باید گفت که این توقیف صرفا برای شخ
-
اعمال
از این صفحه
ماده 412 — قانون تجارت
ماده 412 قانون تجارت دست کشید خصوصا با واقعیت های اجتماعی و اقتصادی امروز
-
اعمال
از این صفحه
ماده 274 — قانون امور حسبی
ماده 274 قانون امور حسبی تصفیه ترکه ی متوفی را درصورتی که وی تاجر باشد
-
اعمال
از این صفحه
ماده 537 — قانون تجارت
ماده 537 قانون تجارت و نه ابلاغ حکم
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 331 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
بر اساس تصفیه که از لوازم و نتایج حکم است. و نه خود حکم؛ بر این اساس طبق بند ب ماده 331 قانون ایین دادرسی مدنی ظرف مهلت بیست روز ( در حالی که ماده 537 مه
دکترین 40
-
مقاله
هماستناد
فریدون نهرینی آیین دادرسی مدنی
ماده 1002 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اما نگاهی به این قانون و سایر قوانین این معنی را می
ماده 1002 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اما نگاهی به این قانون و سایر قوانین این معنی را می
ماده 1002 ق.م
-
مقاله
هماستناد
قواعد صلاحیت در شناخت دادگاه صالح برای اجرا
مواد 1002 - 1010 ق.م
-
مقاله
هماستناد
قواعد صلاحیت در شناخت دادگاه صالح برای اجرا — قانون گذار برای اجرای حکم خارجی به
مواد 1002 - 1010 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ترتیب انتخاب دادگاه ایرانی صالح — دادگاه تعیین شده در معاهده بین دولت
مواد 1002 تا 1010 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ترتیب انتخاب دادگاه ایرانی صالح — دادگاه عمومی حقوقی محل اقامت یا محل
مواد 1002 تا 1010 ق.م
-
مقاله
هماستناد
ترتیب انتخاب دادگاه ایرانی صالح — دادگاه عمومی حقوقی محل اقامت یا محل
مواد 1002 تا 1010 ق.م
-
مقاله
هماستناد
صلاحیت محلی برای صدور دستور موقت — عنصری که در این ماده به عنوان
مواد 1002 تا 1009 ق.م
-
مقاله
هماستناد
صلاحیت محلی برای صدور دستور موقت — قانون گذار در مواد ۱۰۰۲ تا ۱۰۰۹
مواد 1002 تا 1009 ق.م
-
مقاله
هماستناد
صلاحیت محلی برای صدور دستور موقت — قانون گذار در مواد ۱۰۰۲ تا ۱۰۰۹
مواد 1002 تا 1009 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اختلاف در صلاحیت محلی علاوه بر آنکه در بین محاکم بدوی رایج
ماده 1002 ق.م
-
مقاله
هماستناد
عنصر مهم در صلاحیت محلی اقامتگاه خوانده است
ماده 1002 ق.م
-
مقاله
هماستناد
عنصر مهم در صلاحیت محلی اقامتگاه خوانده است
ماده 1002 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مفهوم توقف و ورشکستگی — شماری دیگر از اندیشمندان راه میانه ای
ماده 412 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
مفهوم توقف و ورشکستگی — اما در خصوص مفهوم ورشکستگی ماده ۴۱۲
ماده 412 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
مفهوم توقف و ورشکستگی — اما در خصوص مفهوم ورشکستگی ماده ۴۱۲
ماده 412 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
مفهوم توقف و ورشکستگی — ستوده تهرانی دکتر حسن همان منبع
ماده 412 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
مفهوم توقف و ورشکستگی — از آن سو گروهی بر این باور
ماده 412 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
مفهوم توقف و ورشکستگی — از آن سو گروهی بر این باور
ماده 412 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
مفهوم توقف و ورشکستگی — همچنین طرفداران این دیدگاه استدلال کرده اند
ماده 412 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
مفهوم توقف و ورشکستگی — در داوری بین این دو دیدگاه باید
ماده 412 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
اداره تصفیه یا مدیر تصفیه
مواد 412، 413، 415، 416 و 418 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
اداره تصفیه یا مدیر تصفیه — در صورتی که به اعتبار حکم قطعیت
مواد 412، 413، 415، 416 و 418 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
هرگاه مدعی اعسار در دعوی اصلی محکوم له واقع شود و از
ماده 412ق.ت مصوب 1311
-
مقاله
هماستناد
مطابق تعریف ماده ۴۱۲ق
ماده 412ق.ت مصوب 1311
-
مقاله
هماستناد
مطابق تعریف ماده ۴۱۲ق
ماده 412ق.ت مصوب 1311
-
مقاله
هماستناد
حکم ورشکستگی و اجرای آن
ماده 415 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
حکم ورشکستگی و اجرای آن — دوباره دادرسی شود و نیز می تواند
ماده 415 ق.ت
-
مقاله
هماستناد
تحلیل تأثیر ویژه و متفاوت اقرار نسبت به دلایل دیگر در دعاوی مدنی (مقاله علمی وزارت علوم)
مواد 331 و 369 قانون آیین دادرسی مدنی
-
مقاله
هماستناد
م
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی کلیه احکا
-
مقاله
هماستناد
ان - صلاحیت دادگاه محل صدور سند ثبت احوال در مورد اختلافات
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی کلیه احکا
-
مقاله
هماستناد
ان - صلاحیت دادگاه محل صدور سند ثبت احوال در مورد اختلافات
ماده 331 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی کلیه احکا
-
مقاله
هماستناد
مرجع صالح برای رسیدگی — اختلافاتی که از طریق دادسرا به داوری
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی پیش بینی شده و در صورتی که طرفین نظر کارشن
-
مقاله
هماستناد
اگر طرفین در قرارداد شرط کرده باشند رأی داور قطعی بوده و
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی پیش بینی شده و در صورتی که طرفین نظر کارشن
-
مقاله
هماستناد
اگر طرفین در قرارداد شرط کرده باشند رأی داور قطعی بوده و
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی پیش بینی شده و در صورتی که طرفین نظر کارشن
-
مقاله
هماستناد
نباشد (ماده ۱۲۱۸) قانون مدنی — تعیین قیم در دادگاه بخش چگونه صورت
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی احکام صادره در دعاوی غیر مالی قابل تجدید ن
-
مقاله
هماستناد
نباشد (ماده ۱۲۱۸) قانون مدنی — آیا حکم نصب قیم قابل تجدیدنظر خواهی
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی احکام صادره در دعاوی غیر مالی قابل تجدید ن
-
مقاله
هماستناد
نباشد (ماده ۱۲۱۸) قانون مدنی — آیا حکم نصب قیم قابل تجدیدنظر خواهی
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی احکام صادره در دعاوی غیر مالی قابل تجدید ن
-
مقاله
هماستناد
تجدید نظر خواهی از محکومیت به پرداخت خسارت تأخیر تأدیه
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی حکم آن قطعی است ولو اینکه میزان محکومیت با
نکتههای مرتبط 1
-
هماستناد
طرح جامع رفع اطاله دادرسی، دستور العمل شماره 2 "ساماندهی نظام ارجاع و دفاتر شعب دادگاهها و دادسراها و واحد ابلاغ و استفاده از فرمهای استاندارد با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی خواسته مقوم به سه میلیون ریال یا کمتر است
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
