🔒قانون اجرای احکام مدنی
★
فصل اول — قواعد عمومی مبحث اول — مقدمات اجرا 11 ماده
هیچ حکمی از احکام دادگاههای دادگستری بموقع اجرا گذارده نمیشود مگر اینکه قطعی شده یا قرار اجرای موقت آن در مواردیکه قانون معین میکند صادر شده باشد .
احکام دادگاههای دادگستری وقتی بموقع اجرا گذارده میشود که بمحکوم علیه یا وکیل یا قائم مقام قانونی او ابلاغ شده و محکوم له یا نماینده و یا قائم مقام قانونی او کتبا این تقاضا را از دادگاه بنماید.
حکمی که موضوع آن معین نیست قابل اجراء نمی باشد .
اجرای حکم با صدور اجرائیه بعمل میآید مگر این که در قانون ترتیب دیگری مقرر شده باشد. در مواردیکه دادگاه جنبه اعلامی داشته و مستلزم انجام عملی از طرف محکوم علیه نیست از قبیل اعلام اصالت یا بطلان سند اجرائیه صادر نمیشود همچنین در مواردیکه سازمانها و موسسات دولتی و وابسته بدولت طرف دعوی نبوده ولی اجرای حکم باید بوسیله آنها صورت گیرد صدور اجرائیه لازم نیست و سازمانها و موسسات مزبور مکلفند بدستور دادگاه حکم را اجرا کنند.
صدور اجرائیه با دادگاه نخستین است .
در اجرائیه نام و نام خانوادگی و محل اقامت محکوم له و محکوم علیه و مشخصات حکم و موضوع آن و اینکه پرداخت حق اجرا بعهده محکوم علیه میباشد نوشته شده و بامضاء رئیس دادگاه و مدیر دفتر رسیده بمهر دادگاه ممهور و برای ابلاغ فرستاده میشود.
برگهای اجرائیه بتعداد محکوم علیهم بعلاوه دو نسخه صادر میشود یک نسخه از آن در پرونده دعوی و نسخه دیگر پس از ابلاغ بمحکوم علیه در پرونده اجرائی بایگانی میگردد و یک نسخه نیز در موقع ابلاغ بمحکوم علیه داده میشود.
ابلاغ اجرائیه طبق مقررات آئین دادرسی مدنی بعمل میآید و آخرین محل ابلاغ بمحکوم علیه در پرونده دادرسی برای ابلاغ اجرائیه سابقه ابلاغ محسوب است.
در مواردیکه ابلاغ اوراق راجع بدعوی طبق ماده 100 قانون آئین دادرسی مدنی بعمل آمده و تا قبل از صدور اجرائیه محکوم علیه محل اقامت خود را بدادگاه اعلام نکرده باشد مفاد اجرائیه یک نوبت بترتیب مقرر در مادتین 118 و 119 این قانون آگهی میگردد و ده روز پس از آن بموقع اجرا گذاشته میشود. در این صورت برای عملیات اجرائی ابلاغ یا اخطار دیگری به محکوم علیه لازم نیست مگر اینکه محکوم علیه محل اقامت خود را کتبا بقسمت اجرا اطلاع دهد. مفاد این ماده باید در آگهی مزبور قید شود.
اگر محکوم علیه قبل از ابلاغ اجرائیه محجور یا فوت شود اجرائیه حسب مورد به ولی، قیم، امین، وصی، ورثه یا مدیر ترکه او ابلاغ میگردد و هرگاه حجر یا فوت محکوم علیه بعد از ابلاغ اجرائیه باشد مفاد اجرائیه و عملیات انجام شده بوسیله ابلاغ اخطاریه بآنها اطلاع داده خواهد شد.
هرگاه در صدور اجرائیه اشتباهی شده باشد دادگاه میتواند راسا یا بدرخواست هر یک از طرفین باقتضای مورد اجرائیه را ابطال یا تصحیح نماید یا عملیات اجرائی را الغا کند و دستور استرداد مورد اجرا را بدهد.
فصل اول — قواعد عمومی مبحث دوم — دادورزها ( مأمورین اجرا) 7 ماده
مدیر اجرا تحت ریاست و مسئولیت دادگاه انجام وظیفه میکند و بقدر لزوم و تحت نظر خود دادورز ( مأمور اجرا ) خواهد داشت .
اگر دادگاه دادورز ( مأمور اجرا ) نداشته باشد و یا دادورز ( مأمور اجرا ) بتعداد کافی نباشد میتوان احکام را بوسیله مدیر دفتر یا کارمندان دیگر دادگاه یا مأمورین شهربانی یا ژاندارمری اجراء کرد .
در صورتیکه حین اجرای حکم نسبت بدادورزها ( مأمورین اجرا ) مقاومت یا سوء رفتاری شود میتوانند حسب مورد از مأمورین شهربانی، ژاندارمری و یا دژبانی برای اجرای حکم کمک بخواهند، مأمورین مزبور مکلف بانجام آن میباشند .
هرگاه مامورین مذکور در ماده قبل درخواست دادورز ( مامور اجرا) را انجام ندهند دادورز ( مامور اجرا) صورتمجلسی در این خصوص تنظیم میکند تا توسط مدیر اجرا برای تعقیب بمرجع صلاحیتدار فرستاده شود.
هرگاه نسبت بدادورز ( مأمور اجرا ) حین انجام وظیفه توهین یا مقاومت شود مأمور مزبور صورتمجلسی تنظیم نموده بامضاء شهود و مأمورین انتظامی ( در صورتیکه حضور داشته باشند ) میرساند . این صورتمجلس توسط مدیر اجرا بدادسرای شهرستان فرستاده خواهد شد .
کسانیکه مانع دادورز ( مأمور اجرا ) از انجام وظیفه شوند علاوه بر مجازات مقرر در قوانین کیفری مسئول خسارات ناشی از عمل خود نیز میباشند .
مدیران و دادورزها ( مامورین اجرا) در موارد زیر نمیتوانند قبول ماموریت نمایند:
1 - امر اجرا راجع بهمسر آنها باشد.
2 - امر اجرا راجع باشخاصی باشد که مدیر و یا دادورز ( مامور اجرا) با آنان قرابت نسبی یا سببی تا درجه سوم دارد.
3 - مدیر یا دادورز ( مامور اجرا) قیم یا وصی یکی از طرفین یا کفیل امور او باشد.
4 - وقتیکه امر اجرا راجع بکسانی باشد که بین آنان و مدیر یا دادورز ( مامور اجرا) یا همسر آنان دعوی مدنی یا کیفری مطرح است. در هر یک از موارد مذکور در این ماده اجرای حکم از طرف رئیس دادگاه بمدیر یا دادورز ( مامور اجرا) دیگری محول میشود و اگر در آن حوزه مدیر یا مامور دیگری نباشد اجرای حکم بوسیله مدیر دفتر یا کارمند دیگر دادگاه یا حسب مورد ماموران شهربانی و ژاندارمری بعمل خواهد آمد.
فصل اول — قواعد عمومی مبحث سوم — ترتیب اجرا 30 ماده
اجرائیه بوسیله قسمت اجراء دادگاهی که آنرا صادر کرده بموقع اجرا گذاشته میشود .
هرگاه تمام یا قسمتی از عملیات اجرائی باید در حوزه دادگاه دیگری بعمل آید مدیر اجرا انجام عملیات مزبور را بقسمت اجراء دادگاه آن حوزه محول میکند .
مدیر اجرا برای اجرای حکم پرونده ای تشکیل میدهد تا اجرائیه و تقاضاها و کلیه برگهای مربوط، بترتیب در آن بایگانی شود .
طرفین میتوانند پرونده اجرائی را ملاحظه و از محتویات آن رونوشت یا فتوکپی بگیرند هزینه رونوشت یا فتوکپی بمیزان مقرر در قانون آئین دادرسی مدنی اخذ میشود .
پس از ابلاغ اجرائیه مدیر اجراء نام دادورز ( مأمور اجرا ) را در ذیل اجرائیه نوشته و عملیات اجرائی را بعهده او محول میکند .
دادورز ( مأمور اجرا ) بعد از شروع باجرا نمیتواند اجرای حکم را تعطیل یا توقیف یا قطع نماید یا بتأخیر اندازد مگر بموجب قرار دادگاهی که دستور اجرای حکم را داده یا دادگاهی که صلاحیت صدور دستور تأخیر اجرای حکم را دارد یا با ابراز رسید محکوم له دائر بوصول محکوم به یا رضایت کتبی او در تعطیل یا توقیف یا قطع یا تأخیر اجراء .
هرگاه در جریان اجرای حکم اشکالی پیش آید دادگاهی که حکم تحت نظر آن اجراء میشود رفع اشکال می نماید .
اختلافات ناشی از اجرای احکام راجع بدادگاهی است که حکم توسط آن دادگاه اجرا میشود .
اختلافات راجع بمفاد حکم همچنین اختلافات مربوط باجرای احکام که از اجمال یا ابهام حکم یا محکوم به حادث شود در دادگاهی که حکم را صادر کرده رسیدگی میشود .
رأی داوری که موضوع آن معین نیست قابل اجراء نمیباشد . مرجع رفع اختلاف ناشی از اجرای رأی داوری دادگاهی است که اجرائیه صادر کرده است .
در مورد حدوث اختلاف در مفاد حکم هر یک از طرفین میتواند رفع اختلاف را از دادگاه بخواهد . دادگاه در وقت فوق العاده رسیدگی و رفع اختلاف میکند و در صورتیکه محتاج رسیدگی بیشتری باشد رونوشت درخواست را بطرف مقابل ابلاغ نموده طرفین را در جلسه خارج از نوبت برای رسیدگی دعوت میکند ولی عدم حضور آنها باعث تأخیر رسیدگی نخواهد شد .
درخواست رفع اختلاف موجب تأخیر اجرای حکم نخواهد شد مگر اینکه دادگاه قرار تأخیر اجرای حکم را صادر نماید .
هرگاه محکوم علیه فوت یا محجور شود عملیات اجرائی حسب مورد تا زمان معرفی ورثه، ولی، وصی، قیم محجور یا امین و مدیر ترکه متوقف میگردد و قسمت اجرا بمحکوم له اخطار میکند تا اشخاص مذکور را با ذکر نشانی و مشخصات کامل معرفی نماید و اگر مالی توقیف نشده باشد دادورز ( مامور اجرا) میتواند بدرخواست محکوم له معادل محکوم به از ترکه متوفی یا اموال محجور توقیف کند.
حساب مواعد مطابق مقررات آئین دادرسی مدنی است و مدتیکه عملیات اجرائی توقیف میشود بحساب نخواهد آمد .
هرگاه محکوم علیه بازرگان بوده و در جریان اجراء ورشکسته شود مراتب از طرف مدیر اجرا باداره تصفیه یا مدیر تصفیه اعلام میشود تا طبق مقررات راجع به تصفیه امور ورشکستگی اقدام گردد.
همینکه اجرائیه بمحکوم علیه ابلاغ شد محکوم علیه مکلف است ظرف ده روز مفاد آنرا بموقع اجرا بگذارد یا ترتیبی برای پرداخت محکوم به بدهد یا مالی معرفی کند که اجرا حکم و استیفاء محکوم به از آن میسر باشد و در صورتیکه خود را قادر باجرای مفاد اجرائیه نداند باید ظرف مهلت مزبور صورت جامع دارائی خود را بقسمت اجرا تسلیم کند و اگر مالی ندارد صریحا اعلام نماید هرگاه ظرف سه سال بعد از انقضاء مهلت مذکور معلوم شود که محکوم علیه قادر باجرای حکم و پرداخت محکوم به بوده لیکن برای فرار از آن اموال خود را معرفی نکرده یا صورت خلاف واقع از دارائی خود داده بنحویکه اجرای تمام یا قسمتی از مفاد اجرائیه متعسر گردیده باشد بحبس جنحه ای از شصت و یکروز تا شش ماه محکوم خواهد شد.
بدهکاری که در مدت مذکور قادر بپرداخت بدهی خود نبوده مکلف است هر موقع که به تادیه تمام یا قسمتی از بدهی خود متمکن گردد آن را بپردازد و هر بدهکاری که ظرف سه سال از تاریخ انقضای مهلت مقرر قادر بپرداخت تمام یا قسمتی از بدهی خود شده و تا یکماه از تاریخ امکان پرداخت آنرا نپردازد و یا مالی به مسئول اجراء معرفی نکند بمجازات مقرر در ماده قبل محکوم خواهد شد.
در مواردیکه مفاد اجرائیه از طریق انتشار آگهی بمحکوم علیه ابلاغ میشود در صورتیکه باموال او دسترسی باشد بتقاضای محکوم له معادل محکوم به از اموال محکوم علیه توقیف میشود.
محکوم له میتواند طریق اجرای حکم را بدادورز ( مأمور اجرا ) ارائه دهد و در حین عملیات اجرائی حاضر باشد ولی نمیتواند در اموریکه از وظایف دادورز مأمور اجرا ) است دخالت نماید .(
دادورز ( مأمور اجرا ) محکوم به را بمحکوم له تسلیم نموده برگ رسید میگیرد و هرگاه محکوم به نباید بمشارالیه داده شود یا دسترسی به محکوم له نباشد مراتب را جهت صدور دستور مقتضی به دادگاهی که اجرائیه صادر کرده است اعلام میکند .
هرگاه حکمی که بموقع اجرا گذارده شده بر اثر فسخ یا نقض یا اعاده دادرسی بموجب حکم نهائی بلااثر شود عملیات اجرائی بدستور دادگاه اجرا کننده حکم بحالت قبل از اجرا بر میگردد و در صورتیکه محکوم به عین معین بوده و استرداد آن ممکن نباشد دادورز ( مأمور اجرا ) مثل یا قیمت آنرا وصول می نماید . اعاده عملیات اجرائی بدستور دادگاه بترتیبی که برای اجرای حکم مقرر است بدون صدور اجرائیه بعمل میآید .
محکوم له و محکوم علیه میتواند برای اجرای حکم قراری گذارده و مراتب را بقسمت اجرا اعلام دارند.
هرگاه محکوم علیه طوعا حکم دادگاه را اجرا ننماید دادورز ( مامور اجرا) بترتیب مقرر در این قانون اقدام باجرای حکم میکند.
هرگاه محکوم به عین معین منقول یا غیرمنقول بوده و تسلیم آن بمحکوم له ممکن باشد دادورز ( مأمور اجرا ) عین آنرا گرفته و به محکوم له میدهد .
در مواردیکه حکم خلع ید علیه متصرف ملک مشاع بنفع مالک قسمتی از ملک مشاع صادر شده باشد از تمام ملک خلع ید میشود، ولی تصرف محکوم له در ملک خلع ید شده مشمول مقررات املاک مشاعی است .
اگر عین محکوم به در تصرف کسی غیر از محکوم علیه باشد این امر مانع اقدامات اجرائی نیست مگر اینکه متصرف مدعی حقی از عین یا منافع آن بوده و دلائلی هم ارائه نماید در این صورت دادورز ( مامور اجرا) یک هفته باو مهلت میدهد تا بدادگاه صلاحیتدار مراجعه کند و در صورتیکه ظرف پانزده روز از تاریخ مهلت مذکور قراری دائر بتاخیر اجرای حکم بقسمت اجرا ارائه نگردد عملیات اجرائی ادامه خواهد یافت.
هرگاه در محلی که باید خلع ید شود اموالی از محکوم علیه یا شخص دیگری باشد و صاحب مال از بردن آن خودداری کند و یا باو دسترسی نباشد دادورز ( مامور اجرا) صورت تفصیلی اموال مذکور را تهیه و بترتیب زیر عمل میکند:
1 - اسناد و اوراق بهادار و جواهر و وجه نقد بصندوق دادگستری یا یکی از بانکها سپرده میشود.
2 - اموال ضایع شدنی و اشیائی که بهای آنها متناسب با هزینه نگاهداری نباشد بفروش رسیده و حاصل فروش پس از کسر هزینه های مربوط بصندوق دادگستری سپرده میشود تا بصاحب آن مسترد گردد.
3 - در مورد سایر اموال دادورز ( مامور اجرا) آنها را در همان محل یا محل مناسب دیگری محفوظ نگاهداشته و یا بحافظ سپرده و رسید دریافت میدارد.
اگر محکوم به عین معین بوده و تلف شده و یا بآن دسترسی نباشد قیمت آن با تراضی طرفین و در صورت عدم تراضی بوسیله دادگاه تعیین و طبق مقررات این قانون از محکوم علیه وصول میشود و هرگاه محکوم به قابل تقویم نباشد محکوم له میتواند دعوی خسارت اقامه نماید.
هرگاه محکوم به انجام عمل معینی باشد و محکوم علیه از انجام آن امتناع ورزد و انجام عمل بتوسط شخص دیگری ممکن باشد محکوم له میتواند تحت نظر دادورز ( مامور اجرا) آن عمل را وسیله دیگری انجام دهد و هزینه آنرا مطالبه کند و یا بدون انجام عمل هزینه لازم را بوسیله قسمت اجرا از محکوم علیه مطالبه نماید. در هر یک از موارد مذکور دادگاه با تحقیقات لازم و در صورت ضرورت با جلب نظر کارشناس میزان هزینه و معین مینماید. وصول هزینه مذکور و حق الزحمه کارشناس از محکوم علیه به ترتیبی است که برای وصول محکوم به نقدی مقرر است.
در صورتیکه در ملک مورد حکم خلع ید زراعت شده و تکلیف زرع در حکم معین نشده باشد بترتیب زیر رفتار میشود: اگر موقع برداشت محصول رسیده باشد محکوم علیه باید فورا محصول را بردارد والا دادورز ( مامور اجرا) اقدام به برداشت محصول نموده و هزینه های مربوط را تا زمان تحویل محصول به محکوم علیه از او وصول مینماید. هرگاه موقع برداشت محصول نرسیده باشد اعم از اینکه بذر روئیده یا نروئیده باشد محکوم له مخیر است که بهای زراعت را بپردازد و ملک را تصرف کند یا ملک را تا زمان رسیدن محصول بتصرف محکوم علیه باقی بگذارد و اجرت المثل بگیرد. تشخیص بهای زراعت و اجرت المثل با دادگاه خواهد بود و نظر دادگاه در این مورد قطعی است.
فصل دوم — توقیف اموال مبحث اول — مقررات عمومی 12 ماده
در صورتیکه محکوم علیه در موعدیکه برای اجرای حکم مقرر است مدلول حکم را طوعا اجرا ننماید یا قراری با محکوم له برای اجرای حکم ندهد و مالی هم معرفی نکند یا مالی از او تامین و توقیف نشده باشد محکوم له میتواند درخواست کند که از اموال محکوم علیه معادل محکوم به توقیف گردد.
دادورز ( مامور اجرا) باید پس از درخواست توقیف بدون تاخیر اقدام بتوقیف اموال محکوم علیه نماید و اگر اموال در حوزه دادگاه دیگری باشد توقیف آنرا از قسمت اجرای دادگاه مذکور بخواهد.
از اموال محکوم علیه بمیزانی توقیف میشود که معادل محکوم به و هزینه های اجرائی باشد ولی هرگاه مال معرفی شده ارزش بیشتری داشته و قابل تجزیه نباشد تمام آن توقیف خواهد شد در اینصورت اگر مال غیرمنقول باشد مقدار مشاعی از آن که معادل محکوم به و هزینه های اجرائی باشد توقیف میگردد.
اگر مالی از محکوم علیه تامین و توقیف شده باشد استیفاء محکوم به از همان مال بعمل میآید مگر آنکه مال تامین شده تکافوی محکوم به را نکند که در اینصورت معادل بقیه محکوم به از سایر اموال محکوم علیه توقیف میگردد.
هرگاه مالی از محکوم علیه در قبال خواسته یا محکوم به توقیف شده باشد محکوم علیه میتواند یکبار تا قبل از شروع بعملیات راجع به فروش درخواست تبدیل مالی را که توقیف شده است بمال دیگری بنماید مشروط بر اینکه مالی که پیشنهاد میشود از حیث قیمت و سهولت فروش از مالی که قبلا توقیف شده است کمتر نباشد. محکوم له نیز میتواند یکبار تا قبل از شروع به عملیات راجع بفروش درخواست تبدیل مال توقیف شده را بنماید. در صورتیکه محکوم علیه یا محکوم له به تصمیم قسمت اجرا معترض باشند میتوانند بدادگاه صادرکننده اجرائیه مراجعه نمایند. تصمیم دادگاه در این مورد قطعی است.
اگر مالی که توقیف آن تقاضا شده وثیقه دینی بوده یا در مقابل طلب دیگری توقیف شده باشد قسمت اجراء بدرخواست محکوم له توقیف مازاد ارزش مال مزبور را حسب مورد باداره ثبت یا مرجعی که قبلا مال را توقیف کرده است اطلاع میدهد در اینصورت اگر مال دیگری بتقاضای محکوم له توقیف شود که تکافوی طلب او را بنماید از توقیف مازاد رفع اثر خواهد شد. در صورت فک وثیقه یا رفع توقیف اصل مال، توقیف مازاد خود بخود بتوقیف اصل مال تبدیل میشود. در این مورد هرگاه محکوم علیه بعنوان عدم تناسب بهای مال با میزان بدهی معترض باشد بهزینه او مال ارزیابی شده از مقدار زائد بر بدهی رفع توقیف خواهد شد.
در مورد مالی که وثیقه بوده یا در مقابل مطالباتی توقیف شده باشد محکوم له میتواند تمام دیون و خسارات قانونی را با حقوق دولت حسب مورد در صندوق ثبت یا دادگستری تودیع نموده تقاضای توقیف مال و استیفای حقوق خود را از آن بنماید در اینصورت وثیقه و توقیفهای سابق فک و مال بابت طلب او و مجموع وجوه تودیع شده بلافاصله توقیف میشود .
هرگونه نقل و انتقال اعم از قطعی و شرطی و رهنی نسبت بمال توقیف شده باطل و بلااثر است .
هرگونه قرارداد یا تعهدی که نسبت بمال توقیف شده بعد از توقیف بضرر محکوم له منعقد شود نافذ نخواهد بود مگر اینکه محکوم له کتبا رضایت دهد .
در صورتیکه محکوم علیه، محکوم به و خسارات قانونی را تأدیه نماید قسمت اجرا از مال توقیف شده رفع توقیف خواهد کرد .
محکوم علیه میتواند با نظارت دادورز ( مامور اجرا) مال توقیف شده را بفروشد مشروط براینکه حاصل فروش به تنهائی برای پرداخت محکوم به و هزینه های اجرائی کافی باشد و اگر مال در مقابل قسمتی از محکوم به توقیف شده حاصل فروش نباشد از مبلغی که در قبال آن توقیف بعمل آمده کمتر باشد.
عدم حضور محکوم له و محکوم علیه مانع از توقیف مال نمیشود ولی توقیف مال بطرفین اعلام خواهد شد.
فصل دوم — توقیف اموال مبحث دوم — در توقیف اموال منقول 6 ماده
مال منقولی که در تصرف کسی غیر از محکوم علیه باشد و متصرف نسبت بآن ادعای مالکیت کند یا آنرا متعلق بدیگری معرفی نماید بعنوان مال محکوم علیه توقیف نخواهد شد. در صورتیکه خلاف ادعای متصرف ثابت شود مسئول جبران خسارت محکوم له خواهد بود.
اموال منقولی که خارج از محل سکونت یا محل کار محکوم علیه باشد در صورتی توقیف میشود که دلائل و قرائن کافی بر احراز مالکیت او در دست باشد.
از اموال منقول موجود در محل سکونت زوجین آنچه معمولا و عادتا مورد استفاده اختصاصی زن باشد متعلق بزن و آنچه مورد استفاده اختصاصی مرد باشد متعلق به شوهر و بقیه از نظر مقررات این قانون مشترک بین آنان محسوب میشود مگر اینکه خلاف آن ثابت گردد .
اگر مال معرفی شده در جائی باشد که در آن بسته باشد و از باز کردن آن خودداری نمایند دادورز ( مأمور اجرا ) با حضور مأمور شهربانی یا ژاندارمری یا دهبان محل اقدام لازم برای باز کردن در و توقیف مال معمول میدارد و در مورد باز کردن محلی که کسی در آن نیست حسب مورد نماینده دادستان یا دادگاه بخش مستقل نیز باید حضور داشته باشد .
اموال زیر برای اجرای حکم توقیف نمیشود:
1 - لباس و اشیاء و اسبابی که برای رفع حوائج ضروری محکوم علیه و خانواده او لازم است.
2 - آذوقه موجود بقدر احتیاج یکماهه محکوم علیه و اشخاص واجب النفقه او.
3 - وسائل و ابزار کار ساده کسبه و پیشه وران و کشاورزان.
4 - اموال و اشیائی که بموجب قوانین مخصوص غیرقابل توقیف میباشند.
اموال ضایع شدنی بلافاصله و اموالی که ادامه توقیف آن مستلزم هزینه نامتناسب یا کسر فاحش قیمت است فورا ارزیابی و با تصویب دادگاه بدون رعایت تشریفات راجع بتوقیف و مزایده بفروش میرسد لیکن قبل از فروش باید صورتی از اموال مزبور برداشته شود.
فصل دوم — توقیف اموال مبحث سوم — صورت برداری اموال منقول 6 ماده
دادورز ( مأمور اجرا ) باید قبل از توقیف اموال منقول، صورتی که مشتمل بر وصف کامل اموال از قبیل نوع - عدد - وزن - اندازه و غیره که با تمام حروف و اعداد باشد تنظیم نماید، در مورد طلا و نقره عیار آنها ( هر گاه عیار آنها معین باشد ) و در جواهرات اسامی و مشخصات آنها و در کتاب، نام کتاب و مؤلف و مترجم و خطی یا چاپی بودن آن با ذکر تاریخ تحریر یا چاپ و در تصویر و پرده نقاشی خصوصیات و اسم نقاش ( اگر معلوم باشد ) و در مصنوعات، ساخت و مدل و در مورد فرش بافت و رنگ و در مورد سهام و اوراق بهادار نوع و تعداد و مبلغ اسمی آن و بطور کلی در هر مورد مشخصات و خصوصیاتی که معرف کامل مال باشد نوشته میشود .
تراشیدن و پاک کردن و الحاق و نوشتن بین سطرها در صورت اموال ممنوع است و اگر سهو و اشتباهی رخ داده باشد دادورز ( مأمور اجرا ) در ذیل صورت آنرا تصحیح و بامضاء حاضران میرساند .
هرگاه اشخاص ثالث نسبت باموالیکه توقیف میشود اظهار حقی نمایند دادورز ( مأمور اجرا ) مشخصات اظهارکننده و خلاصه اظهارات او را قید میکند .
هرگاه محکوم له و محکوم علیه یا نماینده قانونی آنها حاضر بوده و راجع به تنظیم صورت ایراد و اظهاری نمایند دادورز ( مامور اجرا) ایراد و اظهار آنان را با جهات رد یا قبول در آخر صورت قید میکند. طرفین اگر حاضر باشند ظرف یک هفته از تاریخ تنظیم صورت حق شکایت خواهند داشت و الا صورت اموال از طرف قسمت اجرا به طرف غایب ابلاغ میشود و طرف غایب حق دارد ظرف یکهفته از تاریخ ابلاغ شکایت نماید.
در صورت اموال باید تاریخ و ساعت شروع و ختم عمل نوشته شود و بامضاء دادورز ( مامور اجرا) و حاضران برسد هرگاه محکوم له و محکوم علیه یا نماینده قانونی آنها از امضاء ذیل صورت اموال امتناع نمایند مراتب در صورت قید میشود.
دادورز ( مامور اجرا) به تقاضای محکوم له یا محکوم علیه رونوشت گواهی شده از صورت اموال را به آنها خواهد داد.
فصل دوم — توقیف اموال مبحث چهارم — ارزیابی اموال منقول 4 ماده
ارزیابی اموال منقول حین توقیف بعمل میآید و در صورت اموال درج میشود قیمت اموال را محکوم له و محکوم علیه بتراضی تعیین می نمایند و هرگاه طرفین حین توقیف حاضر نباشند یا حاضر بوده و در تعیین قیمت تراضی ننمایند ارزیاب معین میشود.
ارزیاب بتراضی طرفین معین میشود. در صورت عدم تراضی یا عدم حضور محکوم علیه دادورز ( مامور اجرا) از بین کارشناسان رسمی و در صورت نبودن کارشناس رسمی از بین اشخاص معتمد و خبره ارزیاب معین میکند و هرگاه در حین توقیف بارزیاب دسترسی نباشد قیمتی که محکوم له تعیین کرده برای توقیف مال ملاک عمل قرار خواهد بود. در اینصورت دادورز ( مامور اجرا) بقید فوریت نسبت به تعیین ارزیاب و تقویم مال اقدام خواهد کرد.
قسمت اجرا ارزیابی را بلافاصله بطرفین ابلاغ مینماید . هر یک از طرفین میتواند ظرف سه روز از تاریخ ابلاغ ارزیابی بنظریه ارزیاب اعتراض نماید، این اعتراض در دادگاهی که حکم بوسیله آن اجرا میشود، مورد رسیدگی قرار میگیرد و در صورت ضرورت با تجدید ارزیابی قیمت مال معین میشود، تشخیص دادگاه در این مورد قطعی است .
حق الزحمه ارزیاب با در نظر گرفتن کمیت و کیفیت و ارزش کار بوسیله دادورز ( مامور اجرا) معین میگردد و پرداخت آن بعهده محکوم علیه است. هرگاه نسبت بمیزان حق الزحمه اعتراضی باشد دادگاه در این مورد تصمیم مقتضی اتخاذ خواهد کرد. هرگاه محکوم علیه از پرداخت حق الزحمه ارزیاب امتناع نماید محکوم له میتواند آنرا بپردازد. در اینصورت دادورز ( مامور اجرا) وجه مزبور را ضمن اجرای حکم از محکوم علیه وصول و به محکوم له خواهد داد. پرداخت حق الزحمه در مورد ماده قبل بعهده معترض است و اگر ظرف سه روز از تاریخ ابلاغ اخطار نپردازد باعتراض او ترتیب اثر داده نخواهد شد.
فصل دوم — توقیف اموال مبحث پنجم — حفظ اموال منقول توقیف شده 10 ماده
اموال توقیف شده در همان جا که هست حفظ میشود مگر اینکه نقل اموال بمحل دیگری ضرورت داشته باشد .
اموال توقیف شده برای حفاظت بشخص مسئولی سپرده میشود . حافظ با توافق طرفین تعیین میگردد و در صورتیکه طرفین حین توقیف حاضر نباشند و یا در انتخاب حافظ تراضی ننمایند دادورز ( مأمور اجرا ) شخص قابل اعتمادی را معین میکند . اوراق بهادار و جواهر و امثال آنها در صورت اقتضا در یکی از بانکها بامانت گذاشته میشود .
اموال توقیف شده بدون تراضی کتبی طرفین باشخاص ذیل سپرده نمیشود:
1 - اقربای نسبی و سببی دادورز ( مامور اجرا) تا درجه سوم.
2 - محکوم له و محکوم علیه و همسر آنان و کسانیکه با طرفین قرابت نسبی یا سببی تا درجه سوم دارند.
اموال توقیف شده و رونوشت صورت اموال بشخصی که مسئولیت حفظ را بعهده گرفته تحول و رسید اخذ میگردد .
شخص حافظ میتواند اجرت بخواهد و هرگاه در میزان اجرت تراضی نشود مدیر اجراء با توجه به کمیت و کیفیت مال و مدت حفاظت میزان آنرا تعیین می نماید.
اجرت حافظ را اگر محکوم علیه تادیه نکند محکوم له میپردازد و از حاصل فروش اشیاء توقیف شده استیفاء مینماید. در صورت مطالبه اجرت از طرف حافظ و عدم تادیه آن مدیر اجرا بمحکوم له اخطار میکند که ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ اخطار اجرت حافظ را بپردازد.
حافظ نسبت به اموال توقیف شده امین است و حق ندارد اموال توقیف شده را مورد استفاده قرار داده یا بکسی بدهد و بطور کلی هر گاه حافظ مرتکب تعدی یا تفریط گردد مسئول پرداخت خسارت وارده بوده و حق مطالبه اجرت هم نخواهد داشت .
هرگاه اموال توقیف شده منافعی داشته باشد حافظ باید حساب آنرا بدهد .
در صورتیکه حافظ از تسلیم اموال توقیف شده امتناع کند از تاریخ امتناع ضامن محسوب است و دادورز ( مأمور اجرا ) معادل ارزش مال توقیف شده را از اموال حافظ استیفاء می نماید .
هرگاه حافظ نخواهد یا نتواند اموال توقیف شده را نگاهداری کند و یا اوضاع و احوال تغییر او را ایجاب نماید دادورز ( مامور اجرا) پس از تصویب دادگاه حافظ دیگری معین خواهد کرد.
فصل دوم — توقیف اموال مبحث ششم — توقیف اموال منقول م. ع. که نزد شخص ثالث است 9 ماده
هرگاه مال متعلق بمحکوم علیه نزد شخص ثالث اعم از حقوقی یا حقیقی باشد یا مورد درخواست توقیف، طلبی باشد که محکوم علیه از شخص ثالث دارد اخطاری در باب توقیف مال یا طلب و میزان آن به پیوست رونوشت اجرائیه بشخص ثالث ابلاغ و رسید دریافت میشود و مراتب فورا به محکوم علیه نیز ابلاغ میگردد.
شخص ثالث پس از ابلاغ اخطار توقیف نباید مال یا طلب توقیف شده را به محکوم علیه بدهد و مکلف است طبق دستور مدیر اجرا عمل نماید، در صورت تخلف مسئول جبران خسارت وارده به محکوم له خواهد بود.
هرگاه مالی که نزد شخص ثالث توقیف شده عین معین یا وجه نقد یا طلب حال باشد شخص ثالث باید در صورت مطالبه آنرا به دادورز( مامور اجرا) بدهد و رسید دریافت دارد این رسید بمنزله سند تادیه وجه یا دین یا تحویل عین معین از طرف شخص ثالث بمحکوم علیه خواهد بود.
در موردیکه شخص ثالث دین خود را باقساط یا اجور و عوائدی را بتدریج به محکوم علیه میپردازد و محکوم له تقاضای استیفاء محکوم به را از آن بنماید دادورز ( مامور اجرا) بشخص ثالث اخطار میکند که اقساط یا عوائد و اجور مقرر را بقسمت اجرا تسلیم نماید.
هرگاه شخص ثالث منکر وجود تمام یا قسمتی از مال یا طلب یا اجور و عواید محکوم علیه نزد خود باشد باید ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ اخطاریه مراتب را بقسمت اجرا اطلاع دهد.
هرگاه شخص ثالث بتکلیف مقرر در ماده قبل عمل نکند و یا بر خلاف واقع منکر وجود تمام یا قسمتی از مال یا طلب یا اجور و عوائد محکوم علیه نزد خود گردد و یا اطلاعاتی که داده موافق با واقع نباشد و موجب خسارت شود محکوم له میتواند برای جبران خسارت بدادگاه صلاحیتدار مراجعه نماید.
اگر شخص ثالث از تسلیم عین مال توقیف شده امتناع نماید و دادورز ( مأمور اجرا ) بآن مال دسترسی پیدا نکند معادل قیمت آن از دارائی او برای استیفاء محکوم به توقیف خواهد شد . در صورتیکه شخص ثالث مدعی باشد که مال قبل از مطالبه قسمت اجرا بدون تعدی و تفریط او از بین رفته میتواند به دادگاه دادخواست دهد دادگاه در صورتیکه دلائل او را موجه تشخیص دهد قراری در باب توقیف عملیات اجرائی تا تعیین تکلیف نهائی صادر میکند .
هرگاه شخص ثالث از تأدیه وجه نقد یا طلب حال که نزد او توقیف شده امتناع نماید بمیزان وجه مزبور از دارائی او توقیف خواهد شد .
شخص ثالثی که مال محکوم علیه نزد او توقیف شده میتواند مال مزبور را هر وقت بخواهد بقسمت اجرا تسلیم کند و قسمت اجرا باید آنرا قبول نماید.
فصل دوم — توقیف اموال مبحث هفتم — توقیف حقوق مستخدمین 3 ماده
از حقوق و مزایای کارکنان سازمانها و موسسات دولتی یا وابسته بدولت و شرکتهای دولتی و شهرداریها و بانکها و شرکتها و بنگاههای خصوصی و نظائر آن در صورتیکه دارای زن یا فرزند باشند ربع و الا ثلث توقیف میشود.
در مورد ماده فوق مدیر اجرا مراتب را بسازمان مربوط ابلاغ مینماید و رئیس یا مدیر سازمان مکلف است از حقوق و مزایای محکوم علیه کسر نموده و بقسمت اجرا بفرستد.
توقیف حقوق و مزایای استخدامی مانع از این نیست که اگر مالی از محکوم علیه معرفی شود برای استیفای محکوم به توقیف گردد ولی اگر مال معرفی شده برای استیفای محکوم به کافی باشد توقیف حقوق و مزایای استخدامی محکوم علیه موقوف میشود.
فصل دوم — توقیف اموال مبحث هشتم — توقیف اموال غیرمنقول 6 ماده
قسمت اجرا توقیف مال غیرمنقول را با ذکر شماره پلاک و مشخصات ملک بطرفین و اداره ثبت محل اعلام میکند .
اداره ثبت پس از اعلام توقیف در صورتیکه ملک بنام محکوم علیه ثبت شده باشد مراتب را در دفتر املاک و اگر ملک در جریان ثبت باشد در دفتر املاک بازداشتی و پرونده ثبتی قید نموده بقسمت اجرا اطلاع میدهد و اگر ملک بنام محکوم علیه نباشد فورا بقسمت اجرا اعلام میدارد.
توقیف مال غیرمنقولی که سابقه ثبت ندارد بعنوان مال محکوم علیه وقتی جائز است که محکوم علیه در آن تصرف مالکانه داشته باشد. و یا محکوم علیه به موجب حکم نهائی مالک شناخته شده باشد. در موردیکه حکم بر مالکیت محکوم علیه صادر شده ولی بمرحله نهائی نرسیده باشد توقیف مال مزبور در ازاء بدهی محکوم علیه جایز است ولی ادامه عملیات اجرائی موکول به صدور حکم نهائی است.
در صورتیکه عوائد یکساله مال غیرمنقول بتشخیص دادگاه برای اداء محکوم به و هزینه اجرائی کافی باشد و محکوم علیه حاضر شود که از عوائد آن ملک، محکوم به داده شود عین ملک توقیف نمیشود و فقط عوائد توقیف و محکوم به از آن وصول میگردد، در اینصورت قسمت اجراء مکلف است مراتب را به ثبت محل اعلام نماید.
توقیف مال غیرمنقول موجب توقیف منافع آن نمیگردد .
توقیف محصول املاک و باغات با رعایت مقررات مواد 254 تا 257 قانون آئین دادرسی مدنی بعمل میآید.
فصل دوم — توقیف اموال مبحث نهم — صورت برداری اموال غیرمنقول 5 ماده
دادورز ( مامور اجرا) پس از توقیف اموال غیرمنقول صورت اموال را تنظیم و نسخه ای از آن را بمحکوم علیه ابلاغ مینماید تا اگر شکایتی داشته باشد ظرف یک هفته کتبا بقسمت اجرا تسلیم دارد. مدیر اجرا بشکایات مزبور رسیدگی و در صورتیکه شکایت وارد باشد صورت مشخصات مال توقیف شده را اصلاح یا تجدید مینماید.
مراتب زیر باید در صورت اموال غیرمنقول قید شود :
1 - تاریخ و مفاد ورقه اجرائیه .
2 - محلی که مال غیرمنقول در آنجا واقع است .
3 - وصف مال غیرمنقول با ذکر مشخصات ملک و مالک و اینکه ملک مشاع است یا مفروز و اشخاص دیگر نسبت بآن حقی دارند یا نه و اگر حقی دارند چه نوع حقی است و منافع ملک بکسی واگذار شده است یا خیر؟
4 - حدود ملک و مجاورین آن .
در صورتیکه مساحت ملک معین نباشد دادورز ( مأمور اجرا ) مساحت تقریبی آنرا در صورت قید میکند .
محکوم علیه حین تنظیم صورت باید اسناد راجع بملک یا مال غیرمنقول را به دادورز ( مامور اجرا) ارائه دهد.
هرگاه راجع بتمام یا قسمتی از ملک توقیف شده دعوائی در جریان باشد مراتب در صورت قید و تصریح میشود که دعوی در چه مرجعی مورد رسیدگی است.
فصل دوم — توقیف اموال مبحث دهم — ارزیابی و حفظ اموال غیرمنقول 3 ماده
ارزیابی اموال غیرمنقول بترتیب مقرر در مواد 73 تا 76 این قانون بعمل خواهد آمد .
مال غیرمنقول بعد از تنظیم صورت و ارزیابی حسب مورد موقتا بمالک یا متصرف ملک تحویل میشود و مشارالیه مکلف است ملک را همانطوریکه طبق صورت تحویل گرفته تحویل دهد .
در صورتیکه عوائد موجود مال غیرمنقول توقیف شود به امینی که طرفین معین کرده اند سپرده میشود و در صورت عدم تراضی بشخص امینی که دادورز ( مامور اجرا) معین میکند سپرده خواهد شد ولی اگر عوائد وجه نقد باشد بقسمت اجرا تسلیم میگردد.
فصل سوم — فروش اموال توقیف شده مبحث اول — فروش اموال منقول 24 ماده
بعد از تنظیم صورت مال منقول و ارزیابی آن در صورتیکه نسبت بمحل و موعد فروش بین محکوم له و محکوم علیه تراضی شده باشد بهمان ترتیب رفتار میشود و هر گاه بین طرفین تراضی نشده باشد دادورز ( مامور اجرا) مطابق مواد بعد اقدام میکند.
فروش اموال از طریق مزایده بعمل میآید .
اگر از طرف دولت یا شهرداری محلی برای فروش اموال منقول معین شده باشد فروش در آن محل بعمل میآید و اگر محلهائی که معین شده است متعدد باشد فروش در محل بعمل میآید که برای منافع محکوم علیه ترجیح داده باشد و تشخیص این امر با مدیر اجرا است. هرگاه از طرف دولت یا شهرداری محلی برای فروش معین نشده باشد محل فروش را مدیر اجراء معین می کند.
در مواردیکه حمل اموال منقول بمحل دیگری مخارج زیاد داشته باشد اشیاء توقیف شده در محلی که حفظ میشده بفروش میرسد .
موعد فروش را مدیر اجرا نظر به کمیت و کیفیت اموال توقیف شده معین و آگهی مینماید .
آگهی فروش باید در یکی از روزنامه های محلی یک نوبت منتشر شود .
موعد فروش باید طوری معین شود که فاصله بین انتشار آگهی و روز فروش بیش از یکماه و کمتر از ده روز نباشد .
در نقاطی که روزنامه نباشد همچنین در مورد اموالی که قیمت آنها بیش از دویست هزار ریال نباشد آگهی بجای انتشار روزنامه بتعداد کافی در معابر الصاق و تاریخ الصاق در صورتمجلس قید میشود .
محکوم له یا محکوم علیه میتوانند علاوه بر آگهی که بتوسط قسمت اجرا بعمل میآید آگهی دیگری بخرج خود منتشر نمایند.
در آگهی فروش مال منقول نکات ذیل تصریح میشود:
1 - نوع و مشخصات اموال توقیف شده.
2 - روز و ساعت و محل فروش.
3 - قیمتی که مزایده از آن شروع میشود.
آگهی باید علاوه بر انتشار در قسمت اجرا و محل فروش هم الصاق شود .
در صورتیکه تغییر روز فروش ضرورت پیدا کند مجددا آگهی خواهد شد .
فروش با حضور دادورز ( مأمور اجرا ) و نماینده دادسرا بعمل میآید و صورتمجلس فروش بامضاء آنها میرسد .
هر کس میتواند در مدت پنج روز قبل از روزیکه برای فروش معین شده است اموالی را که آگهی شده ملاحظه نماید .
محکوم له میتواند مثل سایرین در خرید شرکت نماید ولی ارزیابان و دادورزها ( مأمورین اجرا ) و سایر اشخاصی که مباشر امر فروش هستند همچنین اقرباء نسبی و سببی آنان تا درجه سوم نمیتوانند در خرید شرکت کنند .
مزایده از قیمتی که بترتیب مقرر در مواد 73 تا 75 معین شده شروع میشود و مال متعلق بکسی است که بالاترین قیمت را قبول کرده است.
دادورز ( مأمور اجرا ) میتواند پرداخت بهای اموال را بوعده قرار دهد . در اینصورت برنده مزایده باید ده درصد بها را فی المجلس بعنوان سپرده بقسمت اجرا تسلیم نماید . حداکثر مهلت مزبور از یکماه تجاوز نخواهد کرد و در صورتیکه برنده مزایده در موعد مقرر بقیه بهای اموال را نپردازد سپرده او پس از کسر هزینه مزایده بنفع دولت ضبط و مزایده تجدید میگردد .
صاحب مال میتواند تقاضا کند که بعضی از اموال او را مقدم یا موخر بفروشند و یا اینکه خود او بالاترین قیمت پیشنهادی را نقدا پرداخت و از فروش آن جلوگیری نماید.
هرگاه مالی که مزایده از آن شروع میشود خریدار نداشته باشد محکوم له میتواند مال دیگری از محکوم علیه معرفی و تقاضای توقیف و مزایده آنرا بنماید یا معادل طلب خود از اموال مورد مزایده بقیمتی که ارزیابی شده قبول کند یا تقاضای تجدید مزایده مال توقیف شده را بنماید و در صورت اخیر مال مورد مزایده بهر میزانی که خریدار پیدا کند بفروش خواهد رفت و هزینه آگهی مجدد بعهده محکوم له میباشد. و هرگاه طلبکاران متعدد باشند رای اکثریت آنها از حیث مبلغ طلب برای تجدید آگهی مزایده مناط اعتبار است.
هرگاه در دفعه دوم هم خریداری نباشد و محکوم له نیز مال مورد مزایده را به قیمتی که ارزیابی شده قبول ننماید آن مال به محکوم علیه مسترد خواهد شد.
تاریخ فروش و خصوصیات مال مورد فروش و بالاترین قیمتی که پیشنهاد شده و اسم و مشخصات خریدار در صورتمجلس نوشته شده و بامضاء خریدار میرسد.
تسلیم مال فقط بعد از پرداخت تمام بهای آن صورت خواهد گرفت .
اگر فروش قسمتی از اموال توقیف شده برای پرداخت محکوم به و هزینه های اجرائی کافی باشد بقیه اموال فروخته نمیشود و بصاحب آن مسترد میگردد .
در موارد زیر فروش از درجه اعتبار ساقط و مزایده تجدید میشود:
1 - هرگاه فروش در غیر روز و ساعت معین یا در غیر محلی که بموجب آگهی تعیین گردیده بعمل آید.
2 - هرگاه کسی را بدون جهت قانونی مانع از خرید شوند و یا بالاترین قیمتی را که خواسته است رد نمایند.
3 - در صورتیکه مزایده بدون حضور نماینده دادسرا باشد.
4 - در صورتیکه خریدار طبق ماده 127 ممنوع از خرید بوده باشد. شکایت راجع به تخلف از مقررات مزایده در موارد مذکور ظرف یک هفته از تاریخ فروش به دادگاه داده میشود و قبل از انقضای مهلت مذکور یا قبل از اتخاذ تصمیم دادگاه ( در صورت وصول شکایت) مال بخریدار تسلیم نخواهد شد.
فصل سوم — فروش اموال توقیف شده مبحث دوم — فروش اموال غیرمنقول 9 ماده
ترتیب فروش اموال غیرمنقول باستثنای مواردیکه در این مبحث معین گردیده مانند فروش اموال منقول است .
در آگهی فروش باید نکات ذیل تصریح شود:
1 - نام و نام خانوادگی صاحب ملک.
2 - محل وقوع ملک و توصیف اجمالی آن و تعیین اینکه ملک محل سکونت یا کسب و پیشه یا تجارت یا زراعت و غیره است.
3 - تعیین اینکه ملک ثبت شده است یا نه.
4 - تعیین اینکه ملک در اجاره است یا نه و اگر در اجاره است مدت و میزان اجاره.
5 - تصریح باینکه ملک مشاع است یا مفروز و چه مقدار از آن فروخته میشود.
6 - تعیین حقوقی که اشخاص نسبت به آن ملک تحت هر عنوان دارند.
7 - قیمتی که مزایده از آن شروع میشود.
8 - ساعت و روز و محل مزایده.
آگهی فروش بترتیب مقرر در مبحث قبل منتشر خواهد شد . آگهی مزبور در محل ملک نیز الصاق میگردد .
هرگاه ملک مشاع باشد فقط سهم محکوم علیه بفروش میرسد مگر این که سایر شرکاء فروش تمام ملک را بخواهند در اینصورت طلب محکوم له و هزینه های اجرائی از حصه محکوم علیه پرداخت میشود.
پس از انجام مزایده صورتمجلس تنظیم و در آن نام و نام خانوادگی مالک و خریدار و خصوصیات ملک و قیمتی که بفروش رسیده نوشته میشود و بضمیمه پرونده اجرائی بدادگاهی که قسمت اجرای آن دادگاه اقدام بفروش کرده است تسلیم میگردد .
شکایت راجع به تنظیم صورت ملک و ارزیابی آن و تخلف از مقررات مزایده و سایر اقدامات دادورز ( مأمور اجرا ) ظرف یک هفته از تاریخ وقوع بدادگاهی که دادورز ( مأمور اجرا ) در آنجا مأموریت دارد داده میشود دادگاه در وقت فوق العاده به موضوع شکایت رسیدگی و در صورتیکه شکایت را وارد و مؤثر دانست اقدامی را که بر خلاف مقررات شده است ابطال و دستور مقتضی صادر خواهد نمود . قبل از این که دادگاه در موضوع شکایت اظهارنظر نماید سند انتقال داده نمیشود .
دادگاه در صورت احراز صحت جریان مزایده دستور صدور سند انتقال را بنام خریدار میدهد و این دستور قطعی است .
در مواردیکه ملک خریدار نداشته و محکوم له آنرا در مقابل طلب خود قبول نماید مالک ظرف دو ماه از تاریخ انجام مزایده میتواند کلیه بدهی و خسارات و هزینه های اجرائی را پرداخته و مانع انتقال ملک به محکوم له شود . دادگاه بعد از انقضای مهلت مزبور دستور انتقال تمام یا قسمتی از ملک را که معادل طلب محکوم له باشد خواهد داد .
هرگاه مالک حاضر به امضاء سند انتقال بنام خریدار نشود نماینده دادگاه سند انتقال را در دفترخانه اسناد رسمی بنام خریدار امضاء مینماید.
فصل پنجم — اعتراض شخص ثالث 2 ماده
هرگاه نسبت بمال منقول یا غیرمنقول یا وجه نقد توقیف شده شخص ثالث اظهار حقی نماید اگر ادعای مزبور مستند بحکم قطعی یا سند رسمی باشد که تاریخ آن مقدم بر تاریخ توقیف است . توقیف رفع میشود در غیر اینصورت عملیات اجرائی تعقیب میگردد و مدعی حق برای جلوگیری از عملیات اجرائی و اثبات ادعای خود میتواند بدادگاه شکایت کند .
شکایت شخص ثالث در تمام مراحل بدون رعایت تشریفات آئین دادرسی مدنی و پرداخت هزینه دادرسی رسیدگی میشود. مفاد شکایت بطرفین ابلاغ میشود و دادگاه بدلائل شخص ثالث و طرفین دعوی بهر نحو و در هر محل که لازم بداند رسیدگی میکند و در صورتیکه دلائل شکایت را قوی یافت قرار توقیف عملیات اجرائی را تا تعیین تکلیف نهایی شکایت صادر مینماید. در اینصورت اگر مال مورد اعتراض منقول باشد دادگاه میتواند با اخذ تامین مقتضی دستور رفع توقیف و تحویل مال را بمعترض بدهد. بشکایت شخص ثالث بعد از فروش اموال توقیف شده نیز بترتیب فوق رسیدگی خواهد شد.
فصل ششم — حق تقدم 2 ماده
در هر مورد که اجرائیه های متعدد بقسمت اجراء رسیده باشد، دادورز ( مامور اجراء) باید حق تقدم هر یک از محکوم لهم را بترتیب زیر رعایت نماید:
1 - اگر مال منقول یا غیرمنقول محکوم علیه نزد محکوم له رهن یا وثیقه یا مورد معامله شرطی و امثال آن یا در توقیف تامینی یا اجرائی باشد محکوم له نسبت بمال مزبور بمیزان محکوم به بر سایر محکوم لهم حق تقدم خواهد داشت.
2 - خدمه خانه و کارگر و مستخدم محل کار محکوم علیه نسبت بحقوق و دستمزد ششماه خود.
3 - نفقه زن و هزینه نگهداری اولاد صغیر محکوم علیه برای مدت شش ماه و مهریه تا میزان دویست هزار ریال.
4 - بستانکاران طبقات مذکور در بندهای دوم و سوم نسبت به بقیه طلب خود و سایر بستانکاران.
پس از اینکه بستانکاران بترتیب هر طبقه طلب خود را از اموال محکوم علیه وصول نمودند اگر چیزی زائد از طلب آنها باقی بماند بطبقه بعدی داده میشود و در هر یک از طبقات دوم تا چهارم اگر بستانکاران متعدد باشند مال محکوم علیه به نسبت طلب بین آنها تقسیم میگردد.
فصل هفتم — تأدیه طلب 8 ماده
وجوهی که در نتیجه فروش مال توقیف شده یا بطریق دیگر از محکوم علیه وصول میشود بمیزان محکوم به و هزینه های اجرائی بمحکوم له داده خواهد شد و اگر زائد باشد بقیه بمحکوم علیه مسترد میشود.
در صورتیکه وجوه حاصل کمتر از میزان محکوم به و هزینه های اجرائی باشد به درخواست محکوم له برای وصول بقیه طلب او از سایر اموال محکوم علیه توقیف میشود.
در مقابل وجهی که بمحکوم له داده میشود دو نسخه رسید اخذ میگردد یک نسخه از آن بمحکوم علیه تسلیم و نسخه دیگر در پرونده اجرائی بایگانی میگردد.
در موردیکه محکوم له بیش از یکنفر باشد و دارائی دیگری برای محکوم علیه غیر از مال توقیف شده معلوم نشود و هیچیک از طلبکاران بر دیگری حق تقدم نداشته باشند از وجه وصول شده معادل هزینه اجرائی به کسی که آنرا پرداخته است داده میشود و بقیه بین طلبکارانی که تا آن تاریخ اجرائیه صادر و درخواست استیفاء طلب خود را نموده اند به نسبت طلبی که دارند با رعایت مواد 154 و 155 تقسیم میشود.
تقسیم نامه را دادورز ( مأمور اجرا ) تنظیم و به طلبکاران اخطار مینماید تا از میزان سهم خود مطلع گردند .
هر یک از طلبکاران که شکایتی از ترتیب تقسیم داشته باشد میتواند ظرف یک هفته از تاریخ اخطار دادورز ( مأمور اجرا ) راجع به ترتیب تقسیم بدادگاه مراجعه کند . دادگاه در جلسه اداری بشکایت رسیدگی و تصمیم قطعی اتخاذ مینماید در اینصورت تقسیم پس از تعیین تکلیف شکایت در دادگاه بعمل میآید .
در صورتیکه به طلبکاری زائد از سهم او داده شده باشد مقدار زاید بنحویکه در ماده 39 مقرر گردیده مسترد میشود .
خسارت تاخیر تادیه در صورتیکه حکم دادگاه تا تاریخ وصول مقرر شده باشد تا زمان تنظیم تقسیم نامه جزء طلب محکوم له محسوب خواهد شد.
فصل هشتم — هزینه های اجرائی 11 ماده
هزینه های اجرائی عبارت است از :
1 - پنج درصد مبلغ محکوم به بابت حق اجرای حکم که بعد از اجراء وصول میشود . در دعاوی مالی که خواسته وجه نقد نیست حق اجراء بمأخذ بهای خواسته که در دادخواست تعیین و مورد حکم قرار گرفته حساب میشود مگر اینکه دادگاه قیمت دیگری برای خواسته معین نموده باشد .
2 - هزینه هائی که برای اجرای حکم ضرورت داشته باشد مانند حق الزحمه خبره و کارشناس و ارزیاب و حق حفاظت اموال و نظائر آن .
در تخلیه مورد اجاره غیرمنقول صدی ده اجاره بهای سه ماه و در سایر مواردی که قانونا تعیین بهای خواسته لازم نیست از هزار ریال تا پنج هزار ریال به تشخیص دادگاه بابت حق اجراء دریافت میشود .
پرداخت حق اجراء پس از انقضای ده روز از تاریخ ابلاغ اجرائیه بر عهده محکوم علیه است ولی در صورتیکه طرفین سازش کنند یا بین خود ترتیبی برای اجرای حکم بدهند نصف حق اجراء دریافت خواهد شد. و در صورتیکه محکوم به بیست هزار ریال یا کمتر باشد حق اجراء تعلق نخواهد گرفت.
اگر محکوم به وجه نقد باشد حق اجراء هم ضمن آن وصول میگردد و هرگاه محکوم له بعد از شروع اقدامات اجرائی راسا محکوم به را وصول نموده باشد و محکوم علیه حاضر بپرداخت حق اجراء نشود حق مزبور از اموال محکوم علیه طبق مقررات اجرای احکام وصول میگردد. در اینصورت هزینه هائی که برای توقیف و فروش اموال محکوم علیه لازم باشد از صندوق دادگستری پرداخت شده و پس از وصول آن بصندوق مسترد میگردد.
دادورز ( مامور اجرا) باید حق اجراء را بلافاصله پس از وصول در قبال اخذ دو نسخه رسید بصندوق دادگستری پرداخت کند و یک نسخه از رسید مزبور را بمحکوم علیه تسلیم و نسخه دیگری را پیوست پرونده اجرائی نماید.
دادورز ( مأمور اجرا ) باید جریمه نقدی مقرر در حکم قطعی را نیز بترتیب مذکور در این قانون وصول نماید .
اجرای موقت حکم حق اجراء ندارد ولی اگر اجرای موقت باجرای قطعی حکم منتهی شود حق اجراء وصول میگردد .
راجع باحکامی که قبل از خاتمه رسیدگی فرجامی نسبت به آنها اجرائیه صادر گردیده حق اجراء پس از وصول در صندوق دادگستری میماند تا در صورت نقض حکم به محکوم علیه مسترد گردد.
پنجاه درصد از حق اجراء طبق آئین نامه وزارت دادگستری بمصرف تهیه و بهبود وسائل لازم برای تسریع اجرای احکام و پاداش متصدیان اجراء میرسد و بقیه به حساب درآمد اختصاصی وزارت دادگستری منظور میگردد .
مقررات این قانون شامل اجرائیه هائی نیز خواهد بود که قبل از این قانون صادر گردیده و در جریان اجراء میباشند لیکن آن مقدار از اقدامات اجرائی که مطابق قانون سابق بعمل آمده معتبر است.
هرگاه از تاریخ صدور اجرائیه بیش از پنجسال گذشته و محکوم له عملیات اجرائی را تعقیب نکرده باشد اجرائیه بلااثر تلقی میشود و در این مورد اگر حق اجراء وصول نشده باشد دیگر قابل وصول نخواهد بود. محکوم له میتواند مجددا از دادگاه تقاضای صدور اجرائیه نماید ولی در مورد اجرای هر حکم فقط یکبار حق اجراء دریافت میشود.
فصل نهم — احکام و اسناد لازم الاجراء کشورهای خارجی 12 ماده
احکام مدنی صادر از دادگاههای خارجی در صورتیکه واجد شرایط زیر باشد در ایران قابل اجراء است مگر اینکه در قانون ترتیب دیگری مقرر شده باشد:
1 - حکم از کشوری صادر شده باشد که بموجب قوانین خود یا عهود یا قراردادها احکام صادر از دادگاههای ایران در آن کشور قابل اجراء باشد یا در مورد اجرای احکام معامله متقابل نماید.
2 - مفاد حکم مخالف با قوانین مربوط بنظم عمومی یا اخلاق حسنه نباشد.
3 - اجرای حکم مخالف با عهود بین المللی که دولت ایران آن را امضاء کرده یا مخالف قوانین مخصوص نباشد.
4 - حکم در کشوری که صادر شده قطعی و لازم الاجرا بوده و بعلت قانونی از اعتبار نیفتاده باشد.
5 - از دادگاههای ایران حکمی مخالف حکم دادگاه خارجی صادر نشده باشد.
6 - رسیدگی بموضوع دعوی مطابق قوانین ایران اختصاص بدادگاههای ایران نداشته باشد.
7 - حکم راجع باموال غیرمنقول واقع در ایران و حقوق متعلق بآن نباشد.
8 - دستور اجرای حکم از مقامات صلاحیتدار کشور صادرکننده حکم صادر شده باشد.
مرجع تقاضای اجرای حکم دادگاه شهرستان محل اقامت یا محل سکونت محکوم علیه است و اگر محل اقامت یا محل سکونت محکوم علیه در ایران معلوم نباشد دادگاه شهرستان تهران است.
در صورتیکه در معاهدات و قراردادهای بین دولت ایران و کشور صادرکننده حکم ترتیب و شرایطی برای اجرای حکم مقرر شده باشد همان ترتیب و شرایط متبع خواهد بود .
اجرای حکم باید کتبا تقاضا شود و در تقاضانامه مزبور نام محکوم له و محکوم علیه و مشخصات دیگر آنها قید گردد.
بتقاضانامه اجرای حکم باید مدارک زیر پیوست شود :
1 – نسخه ای از رونوشت حکم دادگاه خارجی که صحت مطابقت آن با اصل بوسیله مأمور سیاسی یا کنسولی کشور صادرکننده حکم گواهی شده باشد با ترجمه رسمی گواهی شده آن بزبان فارسی .
2 - رونوشت دستور اجرای حکمی که از طرف مرجع صلاحیتدار مربوط صادر شده با ترجمه گواهی شده آن .
3 - گواهی نماینده سیاسی یا کنسولی ایران در کشوری که حکم از آنجا صادر شده یا نماینده سیاسی یا کنسولی کشور صادرکننده حکم در ایران راجع بصدور و دستور اجرای حکم از مقامات صلاحیتدار .
4 - گواهی امضاء نماینده سیاسی یا کنسولی کشور خارجی مقیم ایران از طرف وزارت امور خارجه .
مدیر دفتر دادگاه عین تقاضا و پیوستهای آنرا بدادگاه میفرستد و دادگاه در جلسه اداری فوق العاده با بررسی تقاضا و مدارک ضمیمه آن قرار قبول تقاضا و لازم الاجراء بودن حکم را صادر و دستور اجراء میدهد و یا با ذکر علل و جهات رد تقاضا را اعلام مینماید.
قرار رد تقاضا باید بمتقاضی ابلاغ شود و نامبرده میتواند ظرف ده روز از آن پژوهش بخواهد .
دادگاه مرجع پژوهش در جلسه اداری فوق العاده بموضوع رسیدگی و در صورت وارد بودن شکایت با فسخ رأی پژوهش خواسته امر به اجرای حکم صادر مینماید و در غیر این صورت آن را تأیید میکند . رأی دادگاه قابل فرجام نخواهد بود .
اسناد تنظیم شده لازم الاجراء در کشورهای خارجی بهمان ترتیب و شرایطی که برای اجرای احکام دادگاههای خارجی در ایران مقرر گردیده قابل اجراء میباشد و بعلاوه نماینده سیاسی یا کنسولی ایران در کشوری که سند در آنجا تنظیم شده باشد باید موافقت تنظیم سند را با قوانین محل گواهی نماید.
احکام و اسناد خارجی طبق مقررات اجرای احکام مدنی به مرحله اجراء گذارده میشود .
ترتیب رسیدگی باختلافات ناشی از اجرای احکام و اسناد خارجی و اشکالاتیکه در جریان اجراء پیش میآید همچنین ترتیب توقیف عملیات اجرائی و ابطال اجرائیه بنحوی است که در قوانین ایران مقرر است. مرجع رسیدگی دادگاههای مذکور در ماده 170 میباشد.
موارد مندرج در باب ششم قانون اصول محاکمات حقوقی مصوب 1329 قمری و مواد راجع باجرای احکام در قانون تسریع محاکمات و سایر قوانینی که مخالف این قانون باشد ملغی است.
موارد مرتبط 160
آرای مرتبط 40
-
رأی
اعمال
به این صفحه
(1)- ماهیت حقوقی اعطای وکالت خودرو (2)- دعوای الزام به تنظیم سند رسمی خودروی بازداشتی
ماده 2قانون آئین دادرسی مدنی و56قانون اجرای احکام مدنی قرارعدم استماع د
-
رأی
مبتنی بر
به این صفحه
اعتبار امر مختومه در فرض جا به جایی طرفین دعوا
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی صدور اجراییه موکول است به تقاضای محکوم له
-
رأی
مبتنی بر
به این صفحه
اعتبار امر مختومه در فرض جا به جایی طرفین دعوا
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی صدور اجرائیه موکول است به تقاضای محکوم له
-
رأی
اعمال
به این صفحه
اعتبار صیغه طلاق قبل از قطعیت حکم
ماده 1 قانون اجرای احکام مدنی حکم به ابطال طلاق نامه شماره 1192 مورخ 19/
-
رأی
اعمال
به این صفحه
اعتبار صیغه طلاق قبل از قطعیت حکم
ماده 1 قانون اجرای احکام مدنی حکم به ابطال طلاق نامه شماره 1192 مورخ 19/
-
رأی
استناد
به این صفحه
اعمال ماده 35 قانون آیین دادرسی مدنی در وکالت زوجه
مواد 1 و 2 و 11 قانون اجرای احکام مدنی
-
رأی
اعمال
به این صفحه
اقامه دعوی اثبات تقصیر
ماده 3 قانون اجرای احکام مدنی قرار عدم استماع دعوی صادر مینماید و در خصو
-
رأی
اعمال
به این صفحه
اقامه دعوی اثبات تقصیر
ماده 3 قانون اجرای احکام مدنی قرار عدم استماع دعوی صادر مینماید و در خصو
-
رأی
اعمال
به این صفحه
الزام به تنظیم سند ملک بازداشتی در فرض تقدم بیع بر تاریخ بازداشت
قانون اجرای احکام مدنی و همچنین مواد 2
-
رأی
مبتنی بر
به این صفحه
تاریخ دادنامه: 1402/12/8
ماده 4 قانون اجرای احکام مدنی در تضاد است بدین شرح که: اجرای حکم با صدور
-
رأی
مبتنی بر
به این صفحه
تجدیدنظر خواهی از تصمیم دادگاه در اجرای رای داوری
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی ابلاغ مقدمه واجب اجرای هر رای است و در درخ
-
رأی
مبتنی بر
به این صفحه
تجدیدنظرخواهی از تصمیم دادگاه در درخواست اجرای رای داوری
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی ابلاغ مقدمه واجب اجرای هر رای است و در درخ
-
رأی
مبتنی بر
به این صفحه
تجدیدنظرخواهی از رأی صادره در خصوص اعتراض ثالث اجرایی
قانون اجرای احکام مدنی و با رعایت مواد 2
-
رأی
اعمال
به این صفحه
تجدیدنظرخواهی از قرار رد درخواست اجرای رای داور
ماده 3 قانون اجرای احکام مدنی مواجه است ثالثا رای صادره حاوی برخی از الز
-
رأی
اعمال
به این صفحه
تجدیدنظرخواهی از قرار رد درخواست اجرای رای داور
ماده 3 قانون اجرای احکام مدنی مواجه است ثالثا رای صادره حاوی برخی از الز
-
رأی
اعمال
به این صفحه
تصمیم دادگاه در خصوص درخواست اجرای رأی داور
قانون اجرای احکام مدنی و بند هشت مواد 3
-
رأی
اعمال
به این صفحه
تصمیم دادگاه در خصوص درخواست اجرای رأی داور
قانون اجرای احکام مدنی و بند هشت مواد 3
-
رأی
مبتنی بر
به این صفحه
تکلیف دادگاه نسبت به درخواست اجرای رای داورتجدیدنظر خواهی از درخواست اجرای رای داوری
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی ابلاغ مقدمه واجب اجرای هر رای است و در درخ
-
رأی
اعمال
به این صفحه
خواندگان اعتراض ثالث اجرایی
قانون اجرای احکام مدنی و استفاده از ماده 2
-
رأی
اعمال
به این صفحه
خواندگان اعتراض ثالث اجرایی
قانون اجرای احکام مدنی و استفاده از ماده 2
-
رأی
اعمال
به این صفحه
دادنامه 140331390001063958 هیات تخصصی اداری و امور عمومی دیوان عدالت اداری — 1403/05/09 — ابطال نامه شماره 213/70101/1401 مورخ 1401/2/17 مبنی بر ممنوعیت اخذ پروانه وکالت توسط کارکنان شرکت توزیع نیروی…
قانون اجرای احکام مدنی و بند 18 ماده 1
-
رأی
مبتنی بر
به این صفحه
در رهن بودن ملک مانع استماع دعوی الزام به تنظیم سند رسمی
قانون اجرای احکام مدنی و 793 قانون مدنی و ماده 2
-
رأی
مبتنی بر
به این صفحه
در رهن بودن ملک مانع استماع دعوی الزام به تنظیم سند رسمی
قانون اجرای احکام مدنی و 793 قانون مدنی و ماده 2
-
رأی
اعمال
به این صفحه
دعوای تغییر جنسیت
ماده 4 قانون اجرای احکام مدنی صادر و به ثبت برسانداین رای قطعی است
-
رأی
اعمال
به این صفحه
دعوای تغییر جنسیت
ماده 4 قانون اجرای احکام مدنی صادر و به ثبت برسانداین رای قطعی است
-
رأی
مبتنی بر
به این صفحه
رأی دادگاه بدوی
ماده 3 قانون اجرای احکام مدنی نیز حکمی که موضوع ان معین نیست قابل اجرا ن
-
رأی
استناد
به این صفحه
رای شماره 1181 مورخ 1399/09/08 هیات تخصصی کار، بیمه و تامین اجتماعی دیوان عدالت اداری
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
-
رأی
مبتنی بر
به این صفحه
رای شماره 1206 مورخ 1400/10/15 هیات تخصصی استخدامی دیوان عدالت اداری
ماده 4 قانون اجرای احکام مدنی در مواردی که حکم دادگاه جنبه اعلامی داشته
-
رأی
مبتنی بر
به این صفحه
رای شماره 140231390003197395 مورخ 1402/12/08 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 4 قانون اجرای احکام مدنی در تضاد است بدین شرح که: اجرای حکم با صدور
-
رأی
اعمال
به این صفحه
رای شماره 140331390001063958 مورخ 1403/05/09 هیات تخصصی اداری و امور عمومی دیوان عدالت اداری
قانون اجرای احکام مدنی و بند 18 ماده 1
-
رأی
اعمال
به این صفحه
رای شماره 185 مورخ 1400/03/30 هیات تخصصی صنایع و بازرگانی دیوان عدالت اداری
ماده 1 قانون اجرای احکام مدنی استناد کرده و آن را به عنوان دلیلی برای عد
-
رأی
مبتنی بر
به این صفحه
رای شماره 250 مورخ 1397/08/20 هیات تخصصی کار، بیمه، تامین اجتماعی دیوان عدالت اداری
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی کلیه احکام قطعی جهت اجرا الزاما می بایست ا
-
رأی
استناد
به این صفحه
رای شماره 323 مورخ 1378/08/30 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 1 و 2 قانون اجرای احکام مدنی
-
رأی
اعمال
به این صفحه
رای شماره 5 مورخ 1379/01/21 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 4 قانون اجرای احکام مدنی مواردی را که اجراییه صادر نمی گردد ذکر کرد
-
رأی
تفسیر
به این صفحه
صدور رای عدم افراز از سوی اداره ثبت اسناد و املاک
ماده 4 قانون اجرای احکام مدنی از طریق صدور اجراییه
-
رأی
اعمال
به این صفحه
طرح مجدد دعوای رفع توقیف از اموال منقول
ماده 2 قانون آئین دادرسی مدنی و قانون اجرای احکام مدنی قرار عدم استماع د
-
رأی
مبتنی بر
به این صفحه
عدم تجویز اعاده دادرسی به علت ماهوی بودن دفاعیات
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی ابلاغ مقدمه واجب اجرای هر رای است و در درخ
-
رأی
اعمال
به این صفحه
نحوه تعیین محکوم به در حکم دادگاه
ماده 3 قانون اجرای احکام مدنی تصریح داشته (حکمی که موضوع آن معین نیست قا
-
رأی
اعمال
به این صفحه
نحوه تعیین محکومبه در حکم دادگاه
ماده 3 قانون اجرای احکام مدنی تصریح داشته (حکمی که موضوع آن معین نیست قا
-
رأی
اعمال
به این صفحه
نقل و انتقال منافع ملک توقیف شده
ماده 2 قانون آئین دادرسی مدنی ناظر به ماده 56 قانون اجرای احکام مدنی قرا
نظریات مشورتی 40
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
امکان عدول مستاجر از انتقال منافع عین مستاجره علی رغم صدور حکم به تجویز انتقال منافع و تودیع مبلغ از سوی موجر
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
بررسی رای وحدت رویه شماره 705 - 86/8/1 دیوان عالی کشور
مواد 1 و 2 و 24 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی بدون شماره 49
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/1400/1001 مورخ 1400/12/04
مواد 2 و 10 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/1400/1393 مورخ 1400/11/16
مواد 2 و 4 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/1400/247 مورخ 1400/05/13
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/1400/348 مورخ 1400/09/27
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/1400/668 مورخ 1400/07/12
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/1401/1250 مورخ 1402/07/15
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/1401/440 مورخ 1401/06/06
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/1402/1056 مورخ 1403/02/17
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
تفسیر
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/1402/1063 مورخ 1402/12/13
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی شناخته می شود یا خیر
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/1402/1131 مورخ 1403/05/26
مواد 2 و 4 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/1402/17 مورخ 1402/01/30
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/1402/5 مورخ 1402/05/03
مواد 2 و 4 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
مبتنی بر
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/1402/893 مورخ 1403/02/02
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی و سایر قوانین موضوعه
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/89/269 مورخ 1389/01/22
مواد 2 و 34 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
مبتنی بر
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/94/809 مورخ 1394/04/01
ماده 1 قانون اجرای احکام مدنی توسل جسته و ادعا می کنند قانون اجرای احکام
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/95/1459 مورخ 1395/06/20
مواد 2 و 4 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
تفسیر
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/96/1133 مورخ 1396/05/18
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی می تواند درخواست صدور اجراییه بنماید ولی ا
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/96/1294 مورخ 1396/06/07
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
تفسیر
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/96/2100 مورخ 1396/09/08
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی مجاز است
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/96/2143 مورخ 1396/09/14
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/96/3148 مورخ 1396/12/21
مواد 2 و 4 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/96/372 مورخ 1396/02/18
ماده 1 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
در اجرای
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/96/513 مورخ 1396/03/04
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی و مطابق استدلال فوق قائم مقام وی دانسته و
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/96/576 مورخ 1396/03/09
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
تفسیر
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/96/809 مورخ 1396/04/10
مواد 2 و 4 قانون اجرای احکام مدنی اشاره دارد
-
نظریهٔ مشورتی
مبتنی بر
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/97/1841 مورخ 1397/11/08
مواد 2 و 11 قانون اجرای احکام مدنی بیان می کند که اگر محکوم علیه در جریان داد
-
نظریهٔ مشورتی
تفسیر
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/97/2051 مورخ 1397/07/14
مواد 2 و 4 قانون اجرای احکام مدنی این است که اگر هر کدام از طرفین از اجرای ت
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/97/2116 مورخ 1397/12/13
مواد 2 و 11 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
مبتنی بر
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/97/2856 مورخ 1397/11/21
قانون اجرای احکام مدنی است و از جمله در ماده 1
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/97/2967 مورخ 1398/02/22
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/97/3257 مورخ 1398/02/28
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
تفسیر
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/97/535 مورخ 1397/03/22
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی بوده و اجرای حکم منوط به صدور اجرائیه به ت
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/98/1100 مورخ 1398/07/16
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
تفسیر
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/98/913 مورخ 1398/06/26
مواد 2 و19 قانون اجرای احکام مدنی اظهار نظر نموده
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/99/1249 مورخ 1399/09/18
مواد 2 و 49 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/99/223 مورخ 1399/04/11
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
استناد
به این صفحه
نظریه مشورتی شماره 7/99/517 مورخ 1399/06/04
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
نشستهای قضایی 40
-
نشست قضایی
تفسیر
به این صفحه
ابلاغ صدور اجراییه به وکیل محکوم علیه
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی اشاره دارد که طبق آن
-
نشست قضایی
تفسیر
به این صفحه
اجرای حکم
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی در قواعد عمومی اجرای مقدمات اجرا به صراحت
-
نشست قضایی
مبتنی بر
به این صفحه
اجرای مجدد حکم، پس از اعلام انصراف محکوم له از اجرای آن
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی مصوب سال 1356
-
نشست قضایی
مبتنی بر
به این صفحه
ارسال پرونده به اجرای احکام کیفری بدون ابلاغ رای تجدیدنظر به محکومعلیه
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی و سکوت قانونگذار در دادرسی کیفری
-
نشست قضایی
مبتنی بر
به این صفحه
امتناع از اجرای محکوم به
ماده 3 قانون اجرای احکام مدنی می توان حکم بازداشت وی را صادرکرد؟ نظر هیئ
-
نشست قضایی
تفسیر
به این صفحه
امکان اعمال ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی در احکام قطعی منطبق با مواد 39 و 47 قانون اجرای احکام مدنی
قانون اجرای احکام مدنی امکان اعمال ماده 3
-
نشست قضایی
تفسیر
به این صفحه
امکان بازداشت کارمند دولت با پیشبینی تقسیط از حقوق وی
قانون اجرای احکام مدنی با اعمال ماده 2
-
نشست قضایی
تفسیر
به این صفحه
امکان سنجی اعطای وکالت طلاق از ناحیه زوج به زوجه در اجرای احکام مدنی موضوع گزارش اصلاحی
ماده 3 قانون اجرای احکام مدنی چنین حکمی که موضوع آن معین نیست قابل اجراء
-
نشست قضایی
مبتنی بر
به این صفحه
امکان صدور گزارش اصلاحی در مرحله رسیدگی به دعوی اعسار از هزینه دادرسی (ماده 187 ق.آ.د.م)
ماده 3 قانون اجرای احکام مدنی معین بودن موضوع رای است دادگاه ها در مقام
-
نشست قضایی
استناد
به این صفحه
امکان طرح دعوی توسط غیر از وکیل دادگستری در جریان دادرسی داوری
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
-
نشست قضایی
مبتنی بر
به این صفحه
انجام عملیات اجرای احکام حقوقی توسط اجرای احکام کیفری
ماده 3 قانون فوق و نیز مقررات اجرای احکام مدنی
-
نشست قضایی
تفسیر
به این صفحه
بررسی امکان حبس محکوم علیه در خصوص احکام الزام به انجام عمل معین
قانون اجرای احکام مدنی عمل شود و این فرض مشمول مقررات ماده 3
-
نشست قضایی
مبتنی بر
به این صفحه
بررسی امکان صدور اجراییه از طرف دادگاه جهت اجرای احکام متضمن رفع تصرف، مزاحمت و ممانعت از حق
ماده 4 قانون اجرای احکام مدنی اجراییه در مورد احکام حقوقی است و لزوم صدو
-
نشست قضایی
استناد
به این صفحه
بررسی امکان یا عدم امکان پذیرش انصراف برنده مزایده قبل از قطعیت رای پذیرش اعتراض ثالث اجرایی
ماده 1 قانون اجرای احکام مدنی
-
نشست قضایی
مبتنی بر
به این صفحه
بررسی صحت عدم ابلاغ اقدامات دادورز به وکیل
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی به دلیل استفاده از لفظ «یا» توسط قانون گذا
-
نشست قضایی
تفسیر
به این صفحه
تقاضای خوانده به پرداخت مابقی ثمن در صورت تعلل خواهان(خریدار) در اجرای حکم
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی مصوب سال 1356
-
نشست قضایی
تفسیر
به این صفحه
تقاضای صدور اجرائیه توسط خوانده در حکم فروش ماترک
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی مقنن بیان داشته است اجرائیه بر حسب درخواست
-
نشست قضایی
تفسیر
به این صفحه
تقدیم دادخواست تقسیط در خصوص دعوی مطالبه خسارت تأخیر تأدیه وجوه نقد قطعیت یافته در مرحله اجرای احکام
ماده 1 قانون اجرای احکام مدنی هر چند حکم اعسار اعلامی است
-
نشست قضایی
استناد
به این صفحه
توقف اجرای حکم در صورت اعلام اشتباه قاضی
مواد 365 و 1 قانون اجرای احکام مدنی
-
نشست قضایی
استناد
به این صفحه
تکلیف اجرای احکام در صورت مغایرت در مشخصات مدعیبه تصرف شده توسط ثالث
ماده 3 قانون اجرای احکام مدنی
-
نشست قضایی
تفسیر
به این صفحه
جایز بودن اقدامات در مرحله اجرای احکام توسط نماینده معرفیشده غیر از وکیل دادگستری
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی مقرر شده در زمان اجرای حکم که از امور تراف
-
نشست قضایی
استناد
به این صفحه
حکم تقسیم ترکه یا فروش بهطور اشاعه
مواد 2 و 168 قانون اجرای احکام مدنی
-
نشست قضایی
مبتنی بر
به این صفحه
درخواست دارنده چک با ارائه گواهینامه عدم پرداخت از دادگاه صالح مبنی بر صدور اجراییه نسبت به کسری مبلغ چک و حق الوکاله وکیل طبق تعرفه قانونی
ماده 1 قانون اجرای احکام مدنی مبنای صدور اجراییه حکم قطعی است و صدور اجر
-
نشست قضایی
استناد
به این صفحه
درخواست صدور اجراییه از سوی محکوم علیه
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
-
نشست قضایی
مبتنی بر
به این صفحه
ذینفع در تقاضای صدور اجرائیه
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی به این نتیجه رسید که تنها محکومله می تواند
-
نشست قضایی
تفسیر
به این صفحه
رسیدگی به اعتراض شخص ثالث در مقام اجرای حکم بدون رعایت تشریفات قانون آیین دادرسی مدنی و پرداخت هزینه دادرسی و قطعی بودن تصمیم دادگاه
مواد 1 ،3 ،5 ،11 ،25 ،26 ،27 و 29 قانون اجرای احکام مدنی اشعاری این است که در حال حاضر
-
نشست قضایی
تفسیر
به این صفحه
صدور اجراییه آراء قطعی قبل از ابلاغ به محکوم علیه
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی احکام دادگاه های دادگستری وقتی به موقع اجر
-
نشست قضایی
تفسیر
به این صفحه
ضرورت ابلاغ حکم صادره در مرحله تجدیدنظر جهت اجرای احکام
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی در قواعد عمومی اجرای احکام و مقدمات اجرا ب
-
نشست قضایی
تفسیر
به این صفحه
ضرورت طرح دادخواست جهت تحویل ملک خریداری شده در مزایده
مواد 1، 57، 103، 111، 134 و 137 قانون اجرای احکام مدنی بیان کردند که در صورت تصرف محکوم علیه
-
نشست قضایی
تفسیر
به این صفحه
عدم حضور محکوم له جهت صدور اجراییه و استمرار اضرار به محکوم علیه در نتیجه اجرای دستور موقت
مواد 2 و 4 قانون اجرای احکام مدنی اولا صدور اجراییه در احکامی که جنبه اجرایی
-
نشست قضایی
مبتنی بر
به این صفحه
فوت محکوم علیه در زمان ابلاغ حکم قطعی و عدم توانایی محکوم له به تعرفه ورثه
مواد 1، 2 و 10 قانون اجرای احکام مدنی این است که صدور اجراییه و اجرای حکم قبل از
-
نشست قضایی
تفسیر
به این صفحه
فوت محکوم علیه قبل از طرح دعوا و اجرای حکم صادر شده علیه متوفی یا وراث
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی و این که جلوی اجرای هیچ حکمی از دادگاه را
-
نشست قضایی
استناد
به این صفحه
قابلیت رسیدگی به درخواست اعسار در صورت عدم اصدار حکم یا اجراییه مستند به سند رسمی
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
-
نشست قضایی
مبتنی بر
به این صفحه
لزوم صدور اجراییه در تقسیم ترکه
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی بر این باورند که محکوم له یا نماینده اش می
-
نشست قضایی
تفسیر
به این صفحه
میزان هزینه مقرر در ماده 47 قانون اجرای احکام مدنی
ماده 2 قانون صدرالذکر مکمل قانون اجرای احکام مدنی است که تکلیف دایره اجر
-
نشست قضایی
تفسیر
به این صفحه
نحوه اجرای تعهد مندرج در حکم در فرض امتناع محکوم علیه
ماده 3 قانون اجرای احکام مدنی توقیف کرد و آیا امکان بازداشت شخص محکوم عل
-
نشست قضایی
تفسیر
به این صفحه
نقش محکوم له در پروندههای خلع ید مشاعی
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی فقط محکوم له می تواند تقاضای صدور اجراییه
-
نشست قضایی
تفسیر
به این صفحه
واگذاری حق محکوم له به شخص ثالث جهت پیگیری عملیات اجرایی
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی میتواند تقاضای اجرای حکم و در نتیجه پیگیری
-
نشست قضایی
مبتنی بر
به این صفحه
وجاهت انتقال حقوق محکوم له به شخص ثالث در مرحله اجرای حکم
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی فقط «محکوم له یا نماینده و یا قائم مقام قا
-
نشست قضایی
استناد
به این صفحه
وضعیت هزینه اجرای احکام در گزارش اصلاحی
ماده 2 قانون اجرای احکام مدنی
دکترین 40
-
مقاله
استناد
به این صفحه
آیین صدور اجرائیه
مواد 1، 2 و 4 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
آیین و ترتیب اجرای رای داوری — تجاری حقوق بستانکاران و پیش بینی اقدامات
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
آیین و ترتیب اجرای رای داوری — شعبه ۵۵ دادگاه عمومی حقوقی تهران مرجع
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
اجرای حکم تنصیف دارایی — اجرای دیگر احکام و آرا در مناقشه
مواد 10 و 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
اجرای حکم تنصیف دارایی — اجرای دیگر احکام و آرا در مناقشه
مواد 10 و 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
اجرای حکم تنصیف دارایی — در صورتی که مرد در دوره اجرا
مواد 10 و 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
اجرای حکم محکومیت به پرداخت نفقه
مواد 10 و 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
اجرای فوری و اجرای همراه با تشریفات — اجرای شماری از احکام که از حیث
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
اجرای فوری و اجرای همراه با تشریفات — اجرای شماری از احکام که از حیث
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
اجرای فوری و اجرای همراه با تشریفات — اجرای قرار تامین خواسته و دستور موقت
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
استثناء در اجرای آرای غیر قطعی
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
اصل لزوم قطعیت رای برای اجرا
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
اصل لزوم قطعیت رای برای اجرا — حکم موضوع اجرا بنابه اصل بایستی وصف
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
اصل نسبی بودن اجرا و دامنه گسترده استثنائات آن — تدبیر سنجیده اجرای توافقی در متن مقررات
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
اصل نسبی بودن اجرا و دامنه گسترده استثنائات آن — تدبیر سنجیده اجرای توافقی در متن مقررات
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
اصل نسبی بودن اجرا و دامنه گسترده استثنائات آن — رای صادر از مراجع دیوان عدالت بازتاب
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
بنای توقیف بر حکم قطعی
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
به هر روی رای داوری برغم قابلیت اعتراض و شمول دعوای ابطال
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
به هر روی رای داوری برغم قابلیت اعتراض و شمول دعوای ابطال
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
تصمیمات حسبی — ماده ۱ قاح در وصف ماهیت تصمیمات
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
تصمیمات حسبی — ماده ۲۷ ق
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
تصمیمات حسبی — ماده ۲۷ ق
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
حکم قطعی و غیر قطعی
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
حکم قطعی و غیر قطعی — یکی از گونه های حکم دادگاه حکم
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
در دو نظام اجرا — شرط اجرای حکم صادر از دیوان
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
در دو نظام اجرا — شرط اجرای حکم صادر از دیوان
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
در دو نظام اجرا — وجوه مشترک بین دو نظام اجرا از
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
سکوت در برابر دستور بازداشت — مقررات اجرا ظرفیت مشخصی برای داد برده
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
سکوت در برابر دستور بازداشت — مقررات اجرا ظرفیت مشخصی برای داد برده
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
شرایط قانونی اجرای احکام تعزیرات حکومتی
مواد 1 و 2 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
شرایط قانونی اجرای احکام تعزیرات حکومتی — برابر ماده ۱ دستورالمعل نحوه اجرای احکام
مواد 1 و 2 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
صدور اجرائیه بر مبنای حکم قطعیت نیافته
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
صدور اجرائیه بر مبنای حکم قطعیت نیافته — مورد دیگری که موجب ابطال اجرائیه شده
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
فروش می رود وتمن حاصل ار قروشب — منقول توقیف شده اولین اولویت نظر مشترک
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
فروش می رود وتمن حاصل ار قروشب — نظر مشترک دو طرف است
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
قابلیت اجرای حکم غیر قطعی ورشکستگی و حدود آن
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
قابلیت اجرای حکم غیر قطعی ورشکستگی و حدود آن — بر پ
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
قانونگذار به نوعی شیوه برخورد با رای داور داخلی را در مورد
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
مجانی بودن عقد حفاظت
ماده 1 ق.ا.ا.م
-
مقاله
استناد
به این صفحه
هم متصرف را ملزم و ماخوذ می نموده اما روشنگری مقنن اجرایی
ماده 1 ق.ا.ا.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
